Forwarded from اتچ بات
شیخ محمدحسین آل کاشف الغطاء، عالم شیعی عراقی متوفای 1330 هجری شمسی واقعه سیلی زدن بر گونه حضرت زهرا (س) را نمیپذیرد. ترجمه بخشی از سخنان او در کتاب جنت المأوی چنین است:
«اما قضیه زدن زهرا (ع) و نواختن سیلی به گونه اش از اموری است که نزدیک است وجدان من آن را قبول نکند، و عقلم نپذیرد، و مشاعرم به آن راضی نشود، نه به این دلیل که قوم از ارتکاب چنین جسارت بزرگی اجتناب و پرهیز می کرده اند، بلکه از این رو که سجایای عربی و سنن جاهلی که شریعت اسلامی آنها در جای خود تثبیت کرد و بر تایید و تاکید آن افزوده، زدن زن و دست دراز کردن بسوی او را به شدت منع می کنند، حتی در برخی کلمات امیرالمؤمنین (ع) [آمده] که معنایش این است: در جاهلیت زمانی که مردی زنی را می زد ننگ آن در اعقاب و نسل او باقی می ماند.
[واقعه ذیل] ترا به ثبوت این امر مرتکز بلکه غریزی در مسلمین دلالت می کند، که اگر چه اسلام از ایشان منقطع شد، اما این امر از آنها رخت برنبست: [عبیدالله] بن زیاد که مشتهر به جرأت بر خداوند و هتک محرمات اوست، آنگاه که زینب کبری (س) او را [با احتجاج و برهان] خوار کرد و بر او چیره شد و او را حقیرتر از مورچه و ناپاک تر از شپش نمود، بر او نهیب زد: «مادرت به عزایت بنشیند ابن مرجانه!» او به واسطه ذکر نام مادرش – که به بدکارگی شهره بود – از خشم در حال انفجار بود، و کوشید که [سیده زینب] را بزند، عَمْرو بن حریث – از سران و درندگان خوارج – به او [ابن زیاد] نهیب زد: «او زن است، و زن به گفتارش [توسط مرد] مؤاخذه نمی شود.»
زمانی که پسر مرجانه از زدن عقیله [بنی هاشم زینب] از ترس ننگ و فضیحت خودداری کرد، – در حالی که تمام [وجودش] بعد از زمان پیامبر (ص) ننگ و فضیحت و چاله فجور بود – چگونه اصحاب پیامبر (ص) با نزدیکی به زمان ایشان از زدن دختر عزیز او خودداری نکنند؟ و چگونه آنان از این گردنه صعب می گذرند، هرچند از [قوم] عاد و ثمود متجاوزتر و ستمگرتر بوده باشند؟ اگر چنین کرده بودند یا می خواستند چنین کنند، آیا در میان مهاجرین و انصار کسی مانند عمرو بن حریث نبود که از دراز کردن دست گناهکار و ارتکاب چنان جرمی منعشان کند؟ این [سیلی] با ظلم عظیمی که در حق همسرش (سلام الله علیه) مرتکب شدند – آنجا که همچون شیر زنجیرشده او را می کشیدند، مقایسه نمی شود. از مردان به مردان اموری می رسد ، که به زنان نمی رسد.
چگونه [چنین جنایتی رخ داده باشد؟!] در حالی که زهرا (سلام الله علیها) در آن زمان جوانی هجده ساله بود، که به سن زنان [میان سال] نرسیده بود، زمانی که زدن زن ننگ و فضیحت باشد، زدن زن جوان شنیع تر و زشت تر است.»
@Practicalethics
«اما قضیه زدن زهرا (ع) و نواختن سیلی به گونه اش از اموری است که نزدیک است وجدان من آن را قبول نکند، و عقلم نپذیرد، و مشاعرم به آن راضی نشود، نه به این دلیل که قوم از ارتکاب چنین جسارت بزرگی اجتناب و پرهیز می کرده اند، بلکه از این رو که سجایای عربی و سنن جاهلی که شریعت اسلامی آنها در جای خود تثبیت کرد و بر تایید و تاکید آن افزوده، زدن زن و دست دراز کردن بسوی او را به شدت منع می کنند، حتی در برخی کلمات امیرالمؤمنین (ع) [آمده] که معنایش این است: در جاهلیت زمانی که مردی زنی را می زد ننگ آن در اعقاب و نسل او باقی می ماند.
[واقعه ذیل] ترا به ثبوت این امر مرتکز بلکه غریزی در مسلمین دلالت می کند، که اگر چه اسلام از ایشان منقطع شد، اما این امر از آنها رخت برنبست: [عبیدالله] بن زیاد که مشتهر به جرأت بر خداوند و هتک محرمات اوست، آنگاه که زینب کبری (س) او را [با احتجاج و برهان] خوار کرد و بر او چیره شد و او را حقیرتر از مورچه و ناپاک تر از شپش نمود، بر او نهیب زد: «مادرت به عزایت بنشیند ابن مرجانه!» او به واسطه ذکر نام مادرش – که به بدکارگی شهره بود – از خشم در حال انفجار بود، و کوشید که [سیده زینب] را بزند، عَمْرو بن حریث – از سران و درندگان خوارج – به او [ابن زیاد] نهیب زد: «او زن است، و زن به گفتارش [توسط مرد] مؤاخذه نمی شود.»
زمانی که پسر مرجانه از زدن عقیله [بنی هاشم زینب] از ترس ننگ و فضیحت خودداری کرد، – در حالی که تمام [وجودش] بعد از زمان پیامبر (ص) ننگ و فضیحت و چاله فجور بود – چگونه اصحاب پیامبر (ص) با نزدیکی به زمان ایشان از زدن دختر عزیز او خودداری نکنند؟ و چگونه آنان از این گردنه صعب می گذرند، هرچند از [قوم] عاد و ثمود متجاوزتر و ستمگرتر بوده باشند؟ اگر چنین کرده بودند یا می خواستند چنین کنند، آیا در میان مهاجرین و انصار کسی مانند عمرو بن حریث نبود که از دراز کردن دست گناهکار و ارتکاب چنان جرمی منعشان کند؟ این [سیلی] با ظلم عظیمی که در حق همسرش (سلام الله علیه) مرتکب شدند – آنجا که همچون شیر زنجیرشده او را می کشیدند، مقایسه نمی شود. از مردان به مردان اموری می رسد ، که به زنان نمی رسد.
چگونه [چنین جنایتی رخ داده باشد؟!] در حالی که زهرا (سلام الله علیها) در آن زمان جوانی هجده ساله بود، که به سن زنان [میان سال] نرسیده بود، زمانی که زدن زن ننگ و فضیحت باشد، زدن زن جوان شنیع تر و زشت تر است.»
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
سید محمدحسین فضل الله، عالم شیعی لبنانی (عراقی الاصل)، متوفای 1389 هجری شمسی نیز از جمله عالمانی است که برخی وقایع مشهور در مصائب حضرت فاطمه (س) را زیر سؤال برده است. البته فضل الله در کتاب «الزهراء (ع) القدوه» سه قضیه جزئی زیر را از مظالم وارده به فاطمه زهرا بر أساس تواتر اجمالی روایات وارده مسلم دانسته است: الف. کشف دار (وابردن پرده خانه)، ب. حمله به خانه، ج. تهدید به آتش زدن خانه.
ولی قضایای تاریخی زیر را در مورد فاطمه زهرا (س) قابل بحث دانسته است: الف. آتش زدن خانه زهرا توسط گروه مهاجم، ب. شکستن پهلوی زهرا، ج. اسقاط جنین محسن، د. سیلی زدن به زهرا و و. کتک زدن به ایشان. فضل الله پنج قضیه جزئی تاریخی مذکور از ظلمهای وارده به فاطمه زهرا (س) را قابل اثبات نمی داند چرا که روایات آنها به لحاظ سندی یا متنی قابل مناقشه اند.
ترجمه گوشهای از متن کتاب «الزهراء (ع) القدوه» چنین است:
« در مسئله به آتش کشیدن خانه [فراتر از تهدید به آن]، شکستن پهلو، اسقاط جنین، سیلی زدن و کتک زدن … و مانند آن از آنچه لابلای روایاتی نقل شده که ممکن است علامت سؤال در مقابل بعضی از آنها گذاشته شود، یا از ناحیه [مناقشه] در متن یا از ناحیه سند، شأن این روایات شأن بسیاری از روایات تاریخی است. لذا ما [اعتبار] برخی از این وقایع را زیر سؤال بردهایم، آنچنان که برخی علمای گذشته (که رضوان خدا بر ایشان باد) چنین کرده اند، مثلا از شیخ مفید اینگونه بر می آید که در مسئله اسقاط جنین بلکه اصل وجود جنین تشکیک کرده است.
قدر متیقن از خلال این روایات مستفیض بلکه متواتر به تواتر اجمالی بدست می آید [این موارد است]: تعدی به ایشان از طریق وابردن پرده خانه، حمله به خانه و تهدید به آتش زدن آن. همین [موارد] برای راه بردن به حجم گناه ارتکابی کافی است. این چنین گناهی است که مرتکیبن آن را بی آبرو می کند، به همین دلیل خلیفه اول وقتی وفاتش نزدیک شد گفت: ای کاش به وابردن پرده خانه فاطمه اقدام نمی کردم، حتی اگر علی اعلان جنگ داده بود.»
سید فضل الله در یک سخنرانی (که فایل آن در شبکه یوتیوب موجود است) پنج نکته درباره شکستن پهلوی فاطمه زهرا (س) مطرح کرده است:
نکته اول. اولا این قضیه ای تاریخی و اختلافی است، از اصول دین نیست. ثانیا بجای پرداختن به شخصیت و پیام فاطمه زهرا که مسئله اصلی است، شیعیان سرگرم امری فرعی شده اند.
نکته دوم. با توجه به حضور حیدر کرار، اسدالله غالب علی بن ابی طالب (ع) در خانه چگونه غیرت علی راضی می شود که همسرش آن هم بضعة الرسول چنین لطماتی ببیند و او دم برنیاورد؟ اگر جای علی بودید و به همسرتان چنین تهاجمی می شد چه می کردید؟ دست بر زانو میزدید و استغفار می کردید؟!
نکته سوم. در زمان هجوم و تهدید به آتش زدن خانه، علی و فاطمه در خانه تنها نبودند، گروهی از رجال معترض بنی هاشم هم در خانه جمع بودند. گیریم علی عذری داشت، چگونه غیرت دیگر رجال بنی هاشم اجازه می داد چنین تعدی هایی به زنی از بنی هاشم برود و آنها بنشینند و تماشا کنند. در حالی که فاطمه زهرا (س) زنی عادی از بنی هاشم نبود، بضعة الرسول بود.
نکته چهارم. اینکه پیامبر (ص) به علی بن ابی طالب (ع) وصیت کرده باشد که یا علی اگر بعد از وفات من خواستند دختر محبوبم را بکشند تو مجاز نیستی از او دفاع کنی، معقول نیست که پیامبر چنین وصیتی کرده باشد و اصولا چنین وصیتی با مسلمات اسلامی ناسازگار است.
نکته پنجم. پرداختن به چنین قضیه ای ابزاری برای گریاندن مردم است بی آنکه در اعتبار احادیث قضیه تحقیق کرده باشند. به خودمان مراجعه کنیم اگر چنین امری بر خود نمی پسندیم چگونه چنین عاری را به علی بن ابی طالب نسبت می دهیم؟!
@Practicalethics
ولی قضایای تاریخی زیر را در مورد فاطمه زهرا (س) قابل بحث دانسته است: الف. آتش زدن خانه زهرا توسط گروه مهاجم، ب. شکستن پهلوی زهرا، ج. اسقاط جنین محسن، د. سیلی زدن به زهرا و و. کتک زدن به ایشان. فضل الله پنج قضیه جزئی تاریخی مذکور از ظلمهای وارده به فاطمه زهرا (س) را قابل اثبات نمی داند چرا که روایات آنها به لحاظ سندی یا متنی قابل مناقشه اند.
ترجمه گوشهای از متن کتاب «الزهراء (ع) القدوه» چنین است:
« در مسئله به آتش کشیدن خانه [فراتر از تهدید به آن]، شکستن پهلو، اسقاط جنین، سیلی زدن و کتک زدن … و مانند آن از آنچه لابلای روایاتی نقل شده که ممکن است علامت سؤال در مقابل بعضی از آنها گذاشته شود، یا از ناحیه [مناقشه] در متن یا از ناحیه سند، شأن این روایات شأن بسیاری از روایات تاریخی است. لذا ما [اعتبار] برخی از این وقایع را زیر سؤال بردهایم، آنچنان که برخی علمای گذشته (که رضوان خدا بر ایشان باد) چنین کرده اند، مثلا از شیخ مفید اینگونه بر می آید که در مسئله اسقاط جنین بلکه اصل وجود جنین تشکیک کرده است.
قدر متیقن از خلال این روایات مستفیض بلکه متواتر به تواتر اجمالی بدست می آید [این موارد است]: تعدی به ایشان از طریق وابردن پرده خانه، حمله به خانه و تهدید به آتش زدن آن. همین [موارد] برای راه بردن به حجم گناه ارتکابی کافی است. این چنین گناهی است که مرتکیبن آن را بی آبرو می کند، به همین دلیل خلیفه اول وقتی وفاتش نزدیک شد گفت: ای کاش به وابردن پرده خانه فاطمه اقدام نمی کردم، حتی اگر علی اعلان جنگ داده بود.»
سید فضل الله در یک سخنرانی (که فایل آن در شبکه یوتیوب موجود است) پنج نکته درباره شکستن پهلوی فاطمه زهرا (س) مطرح کرده است:
نکته اول. اولا این قضیه ای تاریخی و اختلافی است، از اصول دین نیست. ثانیا بجای پرداختن به شخصیت و پیام فاطمه زهرا که مسئله اصلی است، شیعیان سرگرم امری فرعی شده اند.
نکته دوم. با توجه به حضور حیدر کرار، اسدالله غالب علی بن ابی طالب (ع) در خانه چگونه غیرت علی راضی می شود که همسرش آن هم بضعة الرسول چنین لطماتی ببیند و او دم برنیاورد؟ اگر جای علی بودید و به همسرتان چنین تهاجمی می شد چه می کردید؟ دست بر زانو میزدید و استغفار می کردید؟!
نکته سوم. در زمان هجوم و تهدید به آتش زدن خانه، علی و فاطمه در خانه تنها نبودند، گروهی از رجال معترض بنی هاشم هم در خانه جمع بودند. گیریم علی عذری داشت، چگونه غیرت دیگر رجال بنی هاشم اجازه می داد چنین تعدی هایی به زنی از بنی هاشم برود و آنها بنشینند و تماشا کنند. در حالی که فاطمه زهرا (س) زنی عادی از بنی هاشم نبود، بضعة الرسول بود.
نکته چهارم. اینکه پیامبر (ص) به علی بن ابی طالب (ع) وصیت کرده باشد که یا علی اگر بعد از وفات من خواستند دختر محبوبم را بکشند تو مجاز نیستی از او دفاع کنی، معقول نیست که پیامبر چنین وصیتی کرده باشد و اصولا چنین وصیتی با مسلمات اسلامی ناسازگار است.
نکته پنجم. پرداختن به چنین قضیه ای ابزاری برای گریاندن مردم است بی آنکه در اعتبار احادیث قضیه تحقیق کرده باشند. به خودمان مراجعه کنیم اگر چنین امری بر خود نمی پسندیم چگونه چنین عاری را به علی بن ابی طالب نسبت می دهیم؟!
@Practicalethics
Telegram
attach 📎
✒ چند نکته به عنوان جمعبندی آنچه به نظر معقول مینماید و شواهد تاریخی نیز فیالجمله آن را تأیید میکند:
1. به فاصله اندکی پس از رحلت رسول خدا (ص)، امت اسلامی با مصلحت اندیشی نابخردانه برخی رجال نامدار، گرفتار فتنهای بزرگ و خطایی نابخشودنی شد.
2. در آن فتنه مولی علی (ع) و جمعی از یاران آن حضرت از فتنهگران فاصله گرفتند و در جمع آنان شرکت نکردند و عدهای به نشانه اعتراض، در خانه مولی علی (ع) و حضرت زهرا (س) به بست نشستند.
3. این اعتراض و ناهمرهی، به کام فتنهگران خوش نیامد و در جمع خویش خشمگینانه به سخنرانی و گفتگو علیه مولی علی (ع) و یارانش پرداختند. در اثر این سخنرانی و گفتگو جوی ایجاد شد و عدهای از مسلمانان متعصب و جوزده تصمیم گرفتند با خشونت به خانه علی و فاطمه حمله کنند و مخالفان خود را به زور، وادار به موافقت با نظر خویش سازند!
4. سوگمندانه باید گفت که اصل ماجرا اتفاق افتاده است: به خانه مولی علی (ع) و فاطمه (س) یورش برده شده است! ولی جزئیات واقعه (اینکه مهاجمان دقیقاً چه اقداماتی و به چه صورتی مرتکب شدهاند) سند معتبر و مقبول تاریخی ندارد.
@Practicaethics
✏ اما گذشته از این نکات تاریخی، توجه به چند نکته اخلاقی برای ما به عنوان امت امروز اسلامی، اهمیت حیاتی دارد:
ادامه👇👇👇👇
1. به فاصله اندکی پس از رحلت رسول خدا (ص)، امت اسلامی با مصلحت اندیشی نابخردانه برخی رجال نامدار، گرفتار فتنهای بزرگ و خطایی نابخشودنی شد.
2. در آن فتنه مولی علی (ع) و جمعی از یاران آن حضرت از فتنهگران فاصله گرفتند و در جمع آنان شرکت نکردند و عدهای به نشانه اعتراض، در خانه مولی علی (ع) و حضرت زهرا (س) به بست نشستند.
3. این اعتراض و ناهمرهی، به کام فتنهگران خوش نیامد و در جمع خویش خشمگینانه به سخنرانی و گفتگو علیه مولی علی (ع) و یارانش پرداختند. در اثر این سخنرانی و گفتگو جوی ایجاد شد و عدهای از مسلمانان متعصب و جوزده تصمیم گرفتند با خشونت به خانه علی و فاطمه حمله کنند و مخالفان خود را به زور، وادار به موافقت با نظر خویش سازند!
4. سوگمندانه باید گفت که اصل ماجرا اتفاق افتاده است: به خانه مولی علی (ع) و فاطمه (س) یورش برده شده است! ولی جزئیات واقعه (اینکه مهاجمان دقیقاً چه اقداماتی و به چه صورتی مرتکب شدهاند) سند معتبر و مقبول تاریخی ندارد.
@Practicaethics
✏ اما گذشته از این نکات تاریخی، توجه به چند نکته اخلاقی برای ما به عنوان امت امروز اسلامی، اهمیت حیاتی دارد:
ادامه👇👇👇👇
1. امت اسلامی با مرور این واقعهی اسفبار، بایستی اصل واقعه را منشأ عبرت خویش سازد؛ نه مرتکبان آن را. مرتکبان هر که بودند، دستکم به نام و شناسنامه مسلمان بودند؛ نه سنی بودند نه شیعه؛ در آن روزگار هنوز جبههگیری امروزی میان سنی و شیعه به وجود نیامده بود. پس جا دارد با پرهیز از دامن زدن به اختلافات و تعصبات دیرین، به خطایی که رخ داده توجه کنیم، نه به خطاکاران. این همان کاری است که مولی علی (ع) پس از وقوع واقعه انجام داد: آنحضرت با گناه مخالف بود، نه با گناهکار (منهای گناه). شواهد تاریخی بر همراهی و همکاری مولی علی (ع) با خلفای راشدین در طول خلافتشان حکایت از همین واقعیت دارند. اقتدا به مولای علی (ع) حکم میکند که با تعصب کور و با جو زدگی و نابخردی مبارزه کنیم، نه اینکه دائم در جستجوی مرتکبان حمله به خانه او باشیم و به این وسیله خود و گروه خود یا جامعه خود را مصون از ارتکاب چنین خطاهایی تصور کنیم.
2. جزئیات واقعه و بیان چگونگی رخداد آن، نه سند تاریخی دارد و نه اهمیت اساسی. بلکه گاه حتی به منزله توهین به ساحت مقدس مولی علی (ع) و فاطمه (س) است. خطبا و اهل منبر و مداحان و مرثیه سرایان، اگر به جای گرفتن اشک و ایجاد شور در مردم، بهای اصلی را به بالابردن شعور دینی – اخلاقی مردم میدادند، بیشتر بر ذکر فضایل و سجایای اخلاقی و عبرتهای سازنده از زندگی اولیای الهی و حضرت فاطمه زهرا (س) میپرداختند.
3. فاطمه (س) در ردیف پیامبر (ص) و علی (ع) شخصیت پایهای و اساسی چهارده معصوم است. بنا بر اعتقاد شیعه دوازده امامی، ذوات پاک چهارده معصوم آینه تمام نمای جمال و جلال الهی هستند و اخلاق آنان اخلاق خداوندی است. بر این اساس همانطور که خشنودی و خشم خداوند به معنای معروض علل و عوارض واقع شدن نیست و خداوند از کسی ابرو در هم نمیکشد و کینه کسی را به دل نمیگیرد، خشنودی و غضب فاطمه (س) نیز به معنای ناقص زمینی و به سان خشنودی و غضب انسانهای عادی نیست. فاطمه (س) خشم کسی را در دل پاک خویش ندارد؛ بلکه خشم و غضب او از رفتار متعصبانه و نابخردانه مهاجمان به خانهاش به این دلیل است که آنان مرتکب عملی شدند که از رحمت خداوند به دور است. چنین عملی و چنین رفتاری امت اسلامی را از کانون اسلام دور میکند و به ورطه سقوط در باطل میکشاند. با الهام از اخلاق فاطمه (س) میآموزیم که آنچه ناشایست و خطرناک است، تعصب کور است، جو زدگی است، نابخردی است، زورگویی است. امت اسلامی در همه زمانها و مکانها تا روز قیامت بایستی مواظب این خطر باشد. معنای آنکه فاطمه (س) از تقصیر مرتکبان نگذشت را بایستی اینگونه بفهمیم که چنین تقصیری همواره ممکن است در امت اسلامی تکرار شود و این امت نبایستی خود را مصون از این تقصیر بداند.
@Practicalethics
ادامه دارد 👇👇👇👇
2. جزئیات واقعه و بیان چگونگی رخداد آن، نه سند تاریخی دارد و نه اهمیت اساسی. بلکه گاه حتی به منزله توهین به ساحت مقدس مولی علی (ع) و فاطمه (س) است. خطبا و اهل منبر و مداحان و مرثیه سرایان، اگر به جای گرفتن اشک و ایجاد شور در مردم، بهای اصلی را به بالابردن شعور دینی – اخلاقی مردم میدادند، بیشتر بر ذکر فضایل و سجایای اخلاقی و عبرتهای سازنده از زندگی اولیای الهی و حضرت فاطمه زهرا (س) میپرداختند.
3. فاطمه (س) در ردیف پیامبر (ص) و علی (ع) شخصیت پایهای و اساسی چهارده معصوم است. بنا بر اعتقاد شیعه دوازده امامی، ذوات پاک چهارده معصوم آینه تمام نمای جمال و جلال الهی هستند و اخلاق آنان اخلاق خداوندی است. بر این اساس همانطور که خشنودی و خشم خداوند به معنای معروض علل و عوارض واقع شدن نیست و خداوند از کسی ابرو در هم نمیکشد و کینه کسی را به دل نمیگیرد، خشنودی و غضب فاطمه (س) نیز به معنای ناقص زمینی و به سان خشنودی و غضب انسانهای عادی نیست. فاطمه (س) خشم کسی را در دل پاک خویش ندارد؛ بلکه خشم و غضب او از رفتار متعصبانه و نابخردانه مهاجمان به خانهاش به این دلیل است که آنان مرتکب عملی شدند که از رحمت خداوند به دور است. چنین عملی و چنین رفتاری امت اسلامی را از کانون اسلام دور میکند و به ورطه سقوط در باطل میکشاند. با الهام از اخلاق فاطمه (س) میآموزیم که آنچه ناشایست و خطرناک است، تعصب کور است، جو زدگی است، نابخردی است، زورگویی است. امت اسلامی در همه زمانها و مکانها تا روز قیامت بایستی مواظب این خطر باشد. معنای آنکه فاطمه (س) از تقصیر مرتکبان نگذشت را بایستی اینگونه بفهمیم که چنین تقصیری همواره ممکن است در امت اسلامی تکرار شود و این امت نبایستی خود را مصون از این تقصیر بداند.
@Practicalethics
ادامه دارد 👇👇👇👇
4. شوربختانه امروز بزرگترین جفا را در حق فاطمه (س) آن دسته از خطبیان و مداحانی مرتکب میشوند که برای گرفتن اشک و آه از مستمعان و گرم کردن ظاهری مجلس خود، تصویری غیر واقعی از آن حضرت به جهانیان معرفی میکنند. اینان فاطمه (س) را (که در بسیاری از منابع روایی، با چهرهای مهربان، بانشاط و سرزنده معرفی شده است که رجال بزرگ از صحابه با فضیلت پیامبر اسلام (ص) با او مراوده داشته، از او کسب فیض و هدایت میکردهاند) زنی افسرده و رنجور و همیشه غمگین معرفی میکنند که در عین جوانی همواره ناشاد و مریض است و برای راه رفتن معمولی هم نیاز به کمک دیگران دارد و دست به دیوار میگیرد! این جفای بزرگی است!!
5. فاطمه (س) دردانه برگزیده خداوند، مادر بهترین برگزیدگان الهی و سرور همه زنان بهشت است. این گوهر نایاب خلقت و یگانه بانوی پاک و بیگناه و معصوم عالَم را نمیتوان و نبایستی تنها متعلق به فرقه یا جمع خاصی از مسلمانان معرفی کرد. شیعه بایستی با سرمشقگیری از سجایای اخلاقی و فضایل والای این بانوی بیهمتا، نه تنها شخصیت او را از حصار تنگ تعاریف و تفاسیر فرقهای و کاسبکارانه بیرون سازد؛ بلکه چنانکه شایسته اوست: چهرهای تابناک از او معرفی کند که از تابش انوار روح بخش آن جان تازهای در کالبد جهانیان دمیده شود.
6. لازمه معرفی شخصیت جهانی فاطمه (س) به جهانیان این است که شناختی صحیح از شخصیت واقعی آن حضرت داشته باشیم. این شناخت با مراجعه به منابع و مطالعه کتابها و مقالات معتبری به دست میآید که متخصصان اهل تحقیق مینگارند. در مجالس روضه معمولاً شناخت معتبری ارائه نمیشود. هر چند برای روشن نگاه داشتن چراغ مجالس ذکر و موعظه و یاد اولیای الهی بایستی در این مجالس هم شرکت کنیم. اما بایستی هشیار باشیم که محتوای اصلی دین و اخلاق خود را از این مجالس نگیریم.
پایان
محمدتقی اسلامی
بیستم بهمن ماه 1397
حوزه علمیه قم
#اخلاق_دینداری
#اخلاق_جهانی
#فاطمه_زهرا_(س)
#خرافه_زدایی_از_دین
@Practicalethics
5. فاطمه (س) دردانه برگزیده خداوند، مادر بهترین برگزیدگان الهی و سرور همه زنان بهشت است. این گوهر نایاب خلقت و یگانه بانوی پاک و بیگناه و معصوم عالَم را نمیتوان و نبایستی تنها متعلق به فرقه یا جمع خاصی از مسلمانان معرفی کرد. شیعه بایستی با سرمشقگیری از سجایای اخلاقی و فضایل والای این بانوی بیهمتا، نه تنها شخصیت او را از حصار تنگ تعاریف و تفاسیر فرقهای و کاسبکارانه بیرون سازد؛ بلکه چنانکه شایسته اوست: چهرهای تابناک از او معرفی کند که از تابش انوار روح بخش آن جان تازهای در کالبد جهانیان دمیده شود.
6. لازمه معرفی شخصیت جهانی فاطمه (س) به جهانیان این است که شناختی صحیح از شخصیت واقعی آن حضرت داشته باشیم. این شناخت با مراجعه به منابع و مطالعه کتابها و مقالات معتبری به دست میآید که متخصصان اهل تحقیق مینگارند. در مجالس روضه معمولاً شناخت معتبری ارائه نمیشود. هر چند برای روشن نگاه داشتن چراغ مجالس ذکر و موعظه و یاد اولیای الهی بایستی در این مجالس هم شرکت کنیم. اما بایستی هشیار باشیم که محتوای اصلی دین و اخلاق خود را از این مجالس نگیریم.
پایان
محمدتقی اسلامی
بیستم بهمن ماه 1397
حوزه علمیه قم
#اخلاق_دینداری
#اخلاق_جهانی
#فاطمه_زهرا_(س)
#خرافه_زدایی_از_دین
@Practicalethics
👆سید صدر الدین صدر، پدر امام موسی صدر،
او و فرزندش از شخصیت های روحانیت مترقی شیعه در یکصد ساله اخیر به شمار می آیند. حکایت بالا و بسیاری از حکایت های مشابه درباره روش زندگی این دو عالم شیعی، برای دنیای اخلاقی معاصر درس آموز و الگو دهنده است.
@Practicalethics
او و فرزندش از شخصیت های روحانیت مترقی شیعه در یکصد ساله اخیر به شمار می آیند. حکایت بالا و بسیاری از حکایت های مشابه درباره روش زندگی این دو عالم شیعی، برای دنیای اخلاقی معاصر درس آموز و الگو دهنده است.
@Practicalethics
انا لله و انا الیه راجعون
به اطلاع همراهان عزیز می رساند: نشست کرسی نقد و بررسی روش شناسی استقراءگرایانه در اخلاق کاربردی به مناسبت تقارن با تشییع پیکر مرحوم آیت الله مومن، تعطیل و به روز دیگری موکول شده است. روز و ساعت نشست متعاقبا به آگاهی عزیزان خواهد رسید.
@Practicalethics
به اطلاع همراهان عزیز می رساند: نشست کرسی نقد و بررسی روش شناسی استقراءگرایانه در اخلاق کاربردی به مناسبت تقارن با تشییع پیکر مرحوم آیت الله مومن، تعطیل و به روز دیگری موکول شده است. روز و ساعت نشست متعاقبا به آگاهی عزیزان خواهد رسید.
@Practicalethics
همراهان گرامی، به ویژه اساتید و دانشجویان و علاقمند به رشته اخلاق می توانند برخی مطالب این کانال و نیز معرفی تازه ترین آثار این رشته را در کانال اینجانب در پیام رسان ایتا دنبال کنند. به آدرس:
https://eitaa.com/Practicalethics
https://eitaa.com/Practicalethics
Eitaa
به سوی اخلاق
اخلاق پژوه، محمدتقی اسلامی این کانال را ایجاد کرده است و می کوشد تا مهم ترین و تازه ترین آورده های اخلاقی را در آن معرفی نماید.
و منه التوفیق
و منه التوفیق
در این نشست پرسش هایی مطرح شد که به مباحث اخلاقی در مددکاری اجتماعی مربوط می شد. از جمله اینکه:
در ایران که یک جامعه اسلامی است و اسلام خودکشی را حرام می داند، اگر کسی اقدام به خودکشی کند و موفق به این کار نشود، جامعه چه برخوردی با او دارد؟ این سوال ازین جهت جدی است که در ژاپن که یک جامعه بودایی است، با اینکه هیچ منعی از بودا درباره خودکشی وجود ندارد، ولی جامعه چنین افرادی را چنان طرد می کند که گاهی مجبور می شوند محل زندگی خود را به شهر یا محله دیگری تغییر دهند!
#اخلاق_مددکاری
#مددکاری_اجتماعی
#امداد_فرهنگی
@Practicalethics
در ایران که یک جامعه اسلامی است و اسلام خودکشی را حرام می داند، اگر کسی اقدام به خودکشی کند و موفق به این کار نشود، جامعه چه برخوردی با او دارد؟ این سوال ازین جهت جدی است که در ژاپن که یک جامعه بودایی است، با اینکه هیچ منعی از بودا درباره خودکشی وجود ندارد، ولی جامعه چنین افرادی را چنان طرد می کند که گاهی مجبور می شوند محل زندگی خود را به شهر یا محله دیگری تغییر دهند!
#اخلاق_مددکاری
#مددکاری_اجتماعی
#امداد_فرهنگی
@Practicalethics
Forwarded from انجمن علمي حقوق پزشكي ايران
🔷مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی منتشر کرد:
🖌کتاب "وضعیت آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران"
📝به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی، کتاب " وضعیت آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران " تألیف دکتر عبدالمجید سودمندی و دکتر محمود عباسی در 640 صفحه در قطع وزیری با قیمت 75 هزار تومان توسط مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی منتشر و روانه بازار کتاب گردید. این نخستین کتاب جامعی است که در زمینه بررسی آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران چاپ و منتشر می شود و نویسندگان با سال ها تلاش و پشتکار سعی نموده کتابی در خور تألیف، تقدیم علاقمندان نمایند.
دکتر عبدالمجید سودمندی –دکترای حقوق بین الملل و عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه پیام نور یزد و دکتر محمود عباسی –دانشیار دانشگاه شهید بهشتی و رییس مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی است.
🖌کتاب "وضعیت آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران"
📝به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی، کتاب " وضعیت آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران " تألیف دکتر عبدالمجید سودمندی و دکتر محمود عباسی در 640 صفحه در قطع وزیری با قیمت 75 هزار تومان توسط مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی منتشر و روانه بازار کتاب گردید. این نخستین کتاب جامعی است که در زمینه بررسی آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران چاپ و منتشر می شود و نویسندگان با سال ها تلاش و پشتکار سعی نموده کتابی در خور تألیف، تقدیم علاقمندان نمایند.
دکتر عبدالمجید سودمندی –دکترای حقوق بین الملل و عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه پیام نور یزد و دکتر محمود عباسی –دانشیار دانشگاه شهید بهشتی و رییس مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی است.
⚠️ لیلة الرغائب، بدعت یا واقعیت:
از جمله تعلیمات بی سند و نامعتبر دینی که رسانه ملی هم به آنها دامن می زند، ماجرای لیلة الرغائب و یا به قول خودشان شب آرزوهاست که البته ترجمه رغائب به آرزوها هم از اشتباهات صدا و سیما است.
هیچ اسم و اثر و نام و نشانی از لیله الرغائب جز یک روایت عامی در احادیث ما نیست. با سندی به غایت ضعیف به روایت متهمی صوفی از 8 طبقه مجهول از شخصی عامی از انس بن مالک که خود انس در روایات امامی از کذابین شمرده شده است!
خود عامه هم راوی حدیث را متهم به جعل همین حدیث می دانند. (الجرح و التعديل ،ج3 ، ص 219 و ر.ک الموضوعات ابن الجوزی) حتی برخی از عالمان اهل سنت هم نماز لیله الرغائب را که از میان خود آنان برخاسته بدعت می دانند. (ابن جوزی، الموضوعات، ج2، ص129؛ ابن تیمیه، الفتاوی الکبری، ج2، ص262 و ج5، ص344 و عجلونی، کشف الخفاء، ج2، ص410؛ لخمی شاطبی غرناطی(م790)، الاعتصام، ج1، ص122؛ فتنی، تذکرة الموضوعات، ص44؛ شربینی، الاقناع، ج1، ص108 و ملییاری هندی(م987)، فتح المعین، ج1، ص312؛ نووی، شرح صحیح مسلم، ج۸، ص۲۰.)
رجالی مشهور، جناب آقای مددی نیز این خبر را موضوع دانسته است:
bayanbox.ir/download/885859832230452167/Madadi-900720.mp3
dorous.ir/persian/qa/11993/
عالمانی مانند آقایان امینی، تستری، سبحانی و میلانی هریک به نوعی عامی بودن و حتی ساختگی بودن آن را پذیرفته اند. (امینی، الغدیر، ج5، ص245؛ همو، الوضاعون و احادیثهم، ص228؛ تستری، النجعة فی شرح اللمعه، ج3، ص103؛ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ج7، ص116 و میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامه، ج3، ص303.)
علامه مجلسی نیز آن را غیر معتمد می داند و به عمل به آن اشکال می کند. (زادالمعاد ص42)
این خبر در منابع شیعه در إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج2، ص: 632 بدون ذکر سند و در بحار الانوار، ج 95، ص 395 به نقل از اجازات علامه با همان سند عجیب عامی آمده است. مرحوم سید در اقبال از این گونه مسامحات فراوان دارند، چنانکه خود ایشان اشاره فرموده اند آن را با نام احتیاط آورده اند! و اگرچه بعضی ها از باب ادله تسامح به آن اخذ کرده اند. اما برخی از فقهای قدیم و بسیاری از محققین معاصر در دلالت این ادله نسبت به این گونه اخبار اشکالات فراوانی مطرح نموده اند.
(مثلا می توانید بحث شیخ یوسف بحرانی را در الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج4، ص: 197 نسبت به این ادله ببینید. و یا تحقیق مفصل شیخ محمد جواد فاضل در مورد موافقین و مخالفین قاعده تسامح در ادله سنن: yon.ir/bAZwI و نیز کتبی همچون «اخلاق اسلامي و كاربست قاعده تسامح در ادله سنن» نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و...)
شاید بدعت بودن و البته سنت بودن این نامگذاری، هیچ یک دلیل روشنی نداشته باشد؛ اما احتیاط در اجتناب از اعتقاد به خصوصیت شرعی این شب است.
#خرافه_لیله_الرغائب
@Practicalethics
از جمله تعلیمات بی سند و نامعتبر دینی که رسانه ملی هم به آنها دامن می زند، ماجرای لیلة الرغائب و یا به قول خودشان شب آرزوهاست که البته ترجمه رغائب به آرزوها هم از اشتباهات صدا و سیما است.
هیچ اسم و اثر و نام و نشانی از لیله الرغائب جز یک روایت عامی در احادیث ما نیست. با سندی به غایت ضعیف به روایت متهمی صوفی از 8 طبقه مجهول از شخصی عامی از انس بن مالک که خود انس در روایات امامی از کذابین شمرده شده است!
خود عامه هم راوی حدیث را متهم به جعل همین حدیث می دانند. (الجرح و التعديل ،ج3 ، ص 219 و ر.ک الموضوعات ابن الجوزی) حتی برخی از عالمان اهل سنت هم نماز لیله الرغائب را که از میان خود آنان برخاسته بدعت می دانند. (ابن جوزی، الموضوعات، ج2، ص129؛ ابن تیمیه، الفتاوی الکبری، ج2، ص262 و ج5، ص344 و عجلونی، کشف الخفاء، ج2، ص410؛ لخمی شاطبی غرناطی(م790)، الاعتصام، ج1، ص122؛ فتنی، تذکرة الموضوعات، ص44؛ شربینی، الاقناع، ج1، ص108 و ملییاری هندی(م987)، فتح المعین، ج1، ص312؛ نووی، شرح صحیح مسلم، ج۸، ص۲۰.)
رجالی مشهور، جناب آقای مددی نیز این خبر را موضوع دانسته است:
bayanbox.ir/download/885859832230452167/Madadi-900720.mp3
dorous.ir/persian/qa/11993/
عالمانی مانند آقایان امینی، تستری، سبحانی و میلانی هریک به نوعی عامی بودن و حتی ساختگی بودن آن را پذیرفته اند. (امینی، الغدیر، ج5، ص245؛ همو، الوضاعون و احادیثهم، ص228؛ تستری، النجعة فی شرح اللمعه، ج3، ص103؛ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ج7، ص116 و میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامه، ج3، ص303.)
علامه مجلسی نیز آن را غیر معتمد می داند و به عمل به آن اشکال می کند. (زادالمعاد ص42)
این خبر در منابع شیعه در إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج2، ص: 632 بدون ذکر سند و در بحار الانوار، ج 95، ص 395 به نقل از اجازات علامه با همان سند عجیب عامی آمده است. مرحوم سید در اقبال از این گونه مسامحات فراوان دارند، چنانکه خود ایشان اشاره فرموده اند آن را با نام احتیاط آورده اند! و اگرچه بعضی ها از باب ادله تسامح به آن اخذ کرده اند. اما برخی از فقهای قدیم و بسیاری از محققین معاصر در دلالت این ادله نسبت به این گونه اخبار اشکالات فراوانی مطرح نموده اند.
(مثلا می توانید بحث شیخ یوسف بحرانی را در الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج4، ص: 197 نسبت به این ادله ببینید. و یا تحقیق مفصل شیخ محمد جواد فاضل در مورد موافقین و مخالفین قاعده تسامح در ادله سنن: yon.ir/bAZwI و نیز کتبی همچون «اخلاق اسلامي و كاربست قاعده تسامح در ادله سنن» نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و...)
شاید بدعت بودن و البته سنت بودن این نامگذاری، هیچ یک دلیل روشنی نداشته باشد؛ اما احتیاط در اجتناب از اعتقاد به خصوصیت شرعی این شب است.
#خرافه_لیله_الرغائب
@Practicalethics
Practical ethics pinned «⚠️ لیلة الرغائب، بدعت یا واقعیت: از جمله تعلیمات بی سند و نامعتبر دینی که رسانه ملی هم به آنها دامن می زند، ماجرای لیلة الرغائب و یا به قول خودشان شب آرزوهاست که البته ترجمه رغائب به آرزوها هم از اشتباهات صدا و سیما است. هیچ اسم و اثر و نام و نشانی از لیله…»
🍀🍀 مولی علی (ع) و اخلاق دشمنی
به مناسبت سالروز ولادت مولی علی (ع)، ضمن تبریک به همراهان عزیز، گوشهای از سیره و روش اخلاقی آنحضرت در مواجهه با دشمنان و در هنگامههای جنگ تقدیم میشود:
📖 در آستانه جنگ صفین بود که دو تن از یاران باوفای آن حضرت، یعنی حجربن عدی و عمرو بن حمق در میان مردم به راه افتاده بودند و دشنام و لعن و نفرین نثار شامیان میکردند. مولی علی (ع) آنان را خواست و فرمود: «خوش ندارم که یارانم اهل دشنام و لعن و نفرین باشند؛ به جای این کار از خدا بخواهید تا از خون ریزی جلوگیری کند و صلح و صفا برقرار شود.» (وقعۀ صفین، ص 103).
در شب آغاز جنگ، امام (ع) همه سپاهیانش را جمع کرد و به ایشان فرمود: «تا دشمن آغاز به جنگ نکرده شما اقدامی نکنید، زیرا شما به حمد خدا حجتی تمام دارید و چون ایشان را واگذارید تا آغاز به جنگ کنند، این حجتی دیگر به سود شما و به زیان آنان خواهد بود. و اگر جنگیدید و دشمن را شکست دادید، گریزندهای را نکشید و مجروحی را به قتل نرسانید و عورتی را برهنه نسازید و کشتهای را مثله نکنید. و اگر به قرارگاه دشمن در آمدید پردهای را مدرید و جز به فرمان من به خانهای وارد نشوید و چیزی از اموال ایشان را جز آنچه در لشکرگاه باشد برنگیرید و به هیچ زنی آزار و گزندی نرسانید، حتی اگر به ناموس شما دشنام دهند ...» (وقعه صفین، ص 204-293 و نیز حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 98).
✏ تاکتیک اخلاقی حضرت در مواجهه با دشمنان خارجی خود چنین بود که فرمود: «اگر ساکت ماندند ما آنها را به حال خود وامیگذاریم، اگر بر ضد ما سخن گفتند و تبلیغات کردند، ما در برابر، با آنها سخن خواهیم گفت و اگر بر ما خروج کردند و اقدام به نبرد کردند، با آنها خواهیم جنگید»
در این لحظه یکی از خوارج برخاست و در اعتراض به امام گفت: خدایا! از این که در دین خود تن به ذلت دهیم به تو پناه میبریم. این سستی موجب خشم خداوند خواهد شد!! (انساب الاشراف، ج2، ص 360)
#اخلاق_دشمنی
#اخلاق_جنگ
#مولی_علی_ع_و_اخلاق_دشمنی
@Practicalethics
به مناسبت سالروز ولادت مولی علی (ع)، ضمن تبریک به همراهان عزیز، گوشهای از سیره و روش اخلاقی آنحضرت در مواجهه با دشمنان و در هنگامههای جنگ تقدیم میشود:
📖 در آستانه جنگ صفین بود که دو تن از یاران باوفای آن حضرت، یعنی حجربن عدی و عمرو بن حمق در میان مردم به راه افتاده بودند و دشنام و لعن و نفرین نثار شامیان میکردند. مولی علی (ع) آنان را خواست و فرمود: «خوش ندارم که یارانم اهل دشنام و لعن و نفرین باشند؛ به جای این کار از خدا بخواهید تا از خون ریزی جلوگیری کند و صلح و صفا برقرار شود.» (وقعۀ صفین، ص 103).
در شب آغاز جنگ، امام (ع) همه سپاهیانش را جمع کرد و به ایشان فرمود: «تا دشمن آغاز به جنگ نکرده شما اقدامی نکنید، زیرا شما به حمد خدا حجتی تمام دارید و چون ایشان را واگذارید تا آغاز به جنگ کنند، این حجتی دیگر به سود شما و به زیان آنان خواهد بود. و اگر جنگیدید و دشمن را شکست دادید، گریزندهای را نکشید و مجروحی را به قتل نرسانید و عورتی را برهنه نسازید و کشتهای را مثله نکنید. و اگر به قرارگاه دشمن در آمدید پردهای را مدرید و جز به فرمان من به خانهای وارد نشوید و چیزی از اموال ایشان را جز آنچه در لشکرگاه باشد برنگیرید و به هیچ زنی آزار و گزندی نرسانید، حتی اگر به ناموس شما دشنام دهند ...» (وقعه صفین، ص 204-293 و نیز حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 98).
✏ تاکتیک اخلاقی حضرت در مواجهه با دشمنان خارجی خود چنین بود که فرمود: «اگر ساکت ماندند ما آنها را به حال خود وامیگذاریم، اگر بر ضد ما سخن گفتند و تبلیغات کردند، ما در برابر، با آنها سخن خواهیم گفت و اگر بر ما خروج کردند و اقدام به نبرد کردند، با آنها خواهیم جنگید»
در این لحظه یکی از خوارج برخاست و در اعتراض به امام گفت: خدایا! از این که در دین خود تن به ذلت دهیم به تو پناه میبریم. این سستی موجب خشم خداوند خواهد شد!! (انساب الاشراف، ج2، ص 360)
#اخلاق_دشمنی
#اخلاق_جنگ
#مولی_علی_ع_و_اخلاق_دشمنی
@Practicalethics
✅ برگزاری هفتمین همایش «نظام اخلاقی مولانا»
زمان: جمعه، 23 فروردین ، ساعت 14 الی 20
مکان: تقاطع گمنام و کردستان، تالار ایوان شمس
۱. دکتر مهناز قانعیراد؛
📄 موانع و ممدات روانشناختی غیرمعرفتی اخلاقی زیستن
۲. دکتر میلاد نوری؛
📄 نقش مثبت يا منفی عشق در اخلاقی زيستن
۳. دکتر محسن جوادی؛
📄 نقش مثبت يا منفی حُبّ ذات در اخلاقی زيستن
۴. دکتر مقصود فراستخواه؛
📄 موانع و ممدات جامعهشناختی اخلاقی زیستن
۵. دکتر امیر اکرمی؛
📄 موانع و ممدات اخلاقی زيستن از ديدگاه مولانا
۶. استاد مصطفی ملکیان؛
📄 موانع و ممدات روانشناختی معرفتی اخلاقی زيستن
زمان: جمعه، 23 فروردین ، ساعت 14 الی 20
مکان: تقاطع گمنام و کردستان، تالار ایوان شمس
۱. دکتر مهناز قانعیراد؛
📄 موانع و ممدات روانشناختی غیرمعرفتی اخلاقی زیستن
۲. دکتر میلاد نوری؛
📄 نقش مثبت يا منفی عشق در اخلاقی زيستن
۳. دکتر محسن جوادی؛
📄 نقش مثبت يا منفی حُبّ ذات در اخلاقی زيستن
۴. دکتر مقصود فراستخواه؛
📄 موانع و ممدات جامعهشناختی اخلاقی زیستن
۵. دکتر امیر اکرمی؛
📄 موانع و ممدات اخلاقی زيستن از ديدگاه مولانا
۶. استاد مصطفی ملکیان؛
📄 موانع و ممدات روانشناختی معرفتی اخلاقی زيستن