Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
❇️ ظهور نزدیک است!
طریقه دار

این روزهای کرونایی، یکی از فریادهای بلندی که از بعضی دین‌داران به گوش می‌رسد این است که این ویروس عالم‌گیر، نشانه‌ی ظهور امام مهدی است و اکنون وقت آن است که خود را آماده کنیم و با دعا کردن، تعجیل در این ظهور را از خداوند، طلب کنیم.
❇️ دعا برای ظهور حضرت حجت، امر پسندیده‌ای است، اما دعا کنندگان دو دسته‌اند: بعضی دعا می‌کنند، ولی اصرار بر نزدیک بودن ظهور ندارند و مردم را سرکار نمی‌گذارند. اما دسته‌ی دوم، طوری حرف می‌زنند که گویی حضرت تا دو ماه دیگر اینجاست. اینان با بی‌صبری و شکایت از خدا، هم خود را خسته می‌کنندو هم باعث انکار اصل ظهور نزد مردم می‌شوند. قرن‌ها پیش هم شیعیانی بودند که با چنین وعده‌هایی، بدبینی ایجاد کردند. چند نمونه را نقل می‌کنم:
1⃣ هشتصد سال قبل ،پس از حمله وحشیانه مغولان، مردم به تنگ آمده بودند و دعای مضطرین در اوج بود و این سختی را نشانه‌ی ظهور می‌دانستند. یاقوت حموی، جغرافی‌دان مشهور می‌نویسد: «در سال‌های نخست حمله مغول، در شهر کاشان، مردم هر روز سپیده‌دم از دروازه شهر خارج می‌شدند و اسب زین کرده‌ای را با خود می‌بردند تا حضرت مهدی در صورت ظهور بر آن اسب سوار شود( معجم‌البلدان، ۴/٢٩٧)
2⃣ پانصد سال پیش وقتی دولت صفویه بر سر کار آمد برخی عالمان آن زمان، این بار نه از سر اضطرار و واماندگی، بلکه از روی شوق، این دولت را متصل به قیام امام مهدی و دولت او می‌دانستند. در زمان شاه تهماسب، دومین سلطان صفوی، کسی به نام «طوسی» با محاسبات نجومی و تطبیق بعضی روایات، رساله‌ای نوشت و با قاطعیت گفت:ظهور حضرت مهدی در روزگار همین شاه تهماسب رخ می‌دهد.( جعفریان، مهدیان دروغین، ١٧۵). جالب اینکه:بعضی می‌گفتند شاه تهماسب، خود امام زمان است. شاه آنان را در جایی جمع کرد و گفت: اگر توبه نکنید گردن شما را می‌زنم، توبه نکردند و شاه تهماسب همه را کشت( از شیخ صفی تا شاه صفی، ٨٠ و نیز جعفریان، همان).
3⃣ در دوره‌ی قاجاریه نیز از این ادعاها بود،که ظهور سلطنت قاجار را نشانه‌ی نزدیکی ظهور می‌دانستند. در همین دوره محمدعلی باب، ادعای بابیت کرد و گفت: که من باب امام زمان هستم. بعد هم ادعا کرد که خود امام هستم و غائله‌ی عجیبی به پا کرد. داستان او مفصل است. عاقبت امیرکبیر او را اعدام کرد.
4⃣ در روزگار ما که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، برخی آن را نشانه‌ی آشکاری از ظهور دانستند. در یادداشت دیگری، شرح آن را به طور مستقل می‌آورم. مخصوصا علاقه‌ی وافر آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق، و مطالب عجیب او را مستند، خواهم آورد.
5⃣ حمله‌ی آمریکا به عراق و سپس حوادث سوریه و عراق و پدیدآمدن داعش،دوباره روایت‌های نشانه‌های ظهور را به زبان انداخت و سید خراسانی، را با آیت‌الله خامنه‌ای، یمانی را با سیدحسن نصرالله، شعیب‌بن صالح را به احمدی نژاد، تطبیق دادند. چند کتاب هم در این زمینه نوشتند.
6⃣ حدود ده سال پیش که در بعضی کشورهای عربی، انقلاب و شورش رخ دادو مسئولان ما نام «بهار عربی» به آن دادند، برخی ذوق زده، آن را نشانه‌ی ظهور دانستند، برای نمونه سرلشکر محسن رضایی گفت: خبری در راه است و این حوادث، بیانگر آغاز دوره‌ی ظهور امام زمان است(سایت تابناک).
7⃣ مطالب آقایان پناهیان،صدیقی و برخی همفکران آنان را که بی‌صبرانه و با دهها داستان و حکایت، ظهور حضرت را بسیار نزدیک و مثلا تا چندماه دیگر می‌دانند، خواهم آورد. همچنین دیدگاه برخی را که معتقدند اصلا ظهور اتفاق افتاده است. در پایان، نظر خود را هم بیان می‌کنیم. این یادداشت‌ها را در چند قسمت خواهید خواند.

@Practicalethics
🔹 مستعجلون
طریقه دار
🔰مستعجلون، کسانی‌اند که برای ظهور حضرت حجت، عجله دارند. این تعبیر عینا از امام صادق(ع) است. تعبیر دیگر ایشان «وقاتون» است، یعنی کسانی که برای ظهور حضرت، وقت و روز و ساعت دقیق، معلوم می‌کنند. این حدیث در کتاب اصول کافی این‌گونه آمده است:
«کَذَبَ الوقّاتُون و هَلَکَ المستعجلون و نَجَا المسلمون»، یعنی: وقت تعیین‌کنندگان برای ظهور مهدی، دروغ می‌گویند، شتاب‌کنندگان در آن به هلاکت می‌رسند و فقط تسلیم شوندگان به امر خدا نجات می‌یابند. (کافی، ج١/ ٣۶٨).
این روایت را همه‌ی حدیث‌شناسان معتبر و صحیح دانسته‌اند.
🔹 سخن بنده به مناسبت ماه شعبان و این اوضاع کرونایی، که بسیاری برای «فرج» دعا می‌کنند، این است که در دوران ما بعضی روحانیان، برای ظهور حضرت، عجله دارند و از «مستعجلون» هستند. یعنی طوری ضجه و ناله می‌زنند یا سخن می‌گویند که توقع دارند حضرت همین جمعه بیاید. امام صادق در حدیث فوق فرمود که این‌ها خود را هلاک می‌کنند. من در این یادداشت با «وقّاتون»، کاری ندارم، چون آن‌ها دروغگویند، بلکه روی سخن با عجله‌کنندگان است.
🔹 در روزگار معاصر چند فرد را می‌شناسیم که طرز سخن گفتن آنان و شیوه‌ی دعا و درخواستشان و نحوه‌ی شکایت‌شان از طولانی شدن غیبت، نشان می‌دهد که شاید از«مستعجلون» باشند، با احترام به تلاش‌های تبلیغی آنان و با درود به روان درگذشتگان شان، برای نمونه نام چند نفر از این مبلغان را ذکر می‌کنم : شیخ احمدکافی، سیدحسن ابطحی، علیرضا پناهیان، شیخ کاظم صدیقی، رائفی پور، احمدی نژاد و افراد دیگری از پیروان ایشان و بسیاری از مداحان محترم، که در همین سلک‌اند.
🔹 شیخ احمد کافی: وی در ۴٢ سالگی و در تیر ماه ١٣۵٧ در جاده مشهد با تصادف مرحوم شد. بنده، قبل از انقلاب، عاشق سخنان مرحوم کافی بودم، نوارهایش را با اشتیاق گوش می‌کردم، یک‌بار هم به «مهدیه» ‌ی ایشان در تهران رفتم. از اختلاف مرحوم دکترعلی شریعتی، که مرکز سخنرانی‌هایش «حسینیه‌ی ارشاد» بود با ایشان و حملاتشان به یکدیگر اطلاع داشتم. اما بعدها بدون اینکه جانب کسی را بگیرم، پی بردم که مطالب مرحوم آقای کافی در مورد امام زمان، فقط می‌تواند مردم عامی را امیدوار سازد. ایشان توان علمی این را نداشت که معارف مهدویت را عمق ببخشد و قشر تحصیل‌کرده و جوانان مسلمان و شیعه‌ی دانشگاهی را اقناع کند. نوارهای ایشان موجود است، می‌توانید گوش کنید، یک‌سره، ضجه می‌زد و از غیبت طولانی حضرت می‌نالید، یا داستان و حکایت می‌گفت. به نظرم در همان زمان، آنکه ساده، اما عمیق و مستند سخن می‌گفت «استاد مطهری» بود. از ایشان کتاب «قیام و انقلاب مهدی»، «سیره ائمه اطهار» را بخوانید. او از امام زمان حرف می‌زد، کتاب می‌نوشت و برای فرج دعا می‌کرد، اما از مستعجلون نبود. هم مردم معمولی و هم اقشار تحصیل‌کرده، مطالب دینی ایشان را می‌فهمیدند. احساسی نبود.
🔹 سیدحسن ابطحی: در سال ١٣٩۴ مرحوم شد. ایشان از معارف اسلامی، چیزی جز داستان‌های امام مهدی و مسئله تشرفات و ارتباط با امام زمان، نمی‌گفت. استادش مرحوم «ملاآقا جان زنجانی» بود و بیشتر حکایت‌هایی را از ایشان می‌گفت. حدود سی سال پیش با دو کتاب «ملاقات با امام زمان» و «پرواز روح» از ایشان، آشنا شدم. با ذوق و شوق زایدالوصفی چندین بار این دو کتاب را خواندم. یک‌سره داستان و حکایت و تعجیل فراوان برای ظهور فوری فوری.
🔹 علیرضا پناهیان و شیخ کاظم صدبقی: این دو مبلغ محترم را که همگان می‌شناسند و صدا و سیما در اختیارشان است. گریه‌های آقای صدیقی برای عجله در ظهور و داستان‌هایی که نقل می‌کند، تقریبا مشابه آقای کافی است، جز آنکه مرحوم کافی خود را به نهاد قدرت، نزدیک نکرد و مهمتر اینکه اصلا مجیز نگفت. آقای پناهیان نیز چنین شیوه‌ای دارد، او طوری پیش رفته که گویی نه از «مستعجلون» بلکه به مرز «وقّاتون» نزدیک شده است. در یادداشت بعدی به یاری خدا از مطالب عجیب آقای پناهیان بیشتر خواهم نوشت.
🔹 آقای علی اکبر رائفی پور( متولد ١٣۶٣) و احمدی نژاد و دوستانشان، چنین روشی دارند. یک کلیپ سخنرانی آقای رائفی پور را دیدم که بدجوری نعره می‌کشید و با عصبانیت و گریه و ضجه، خطاب به خدا می‌گفت: ای خدا، پس «او»، کی می‌آید. این نحوه‌ی درخواست و با نعره و عصبانیت، ظهور حضرت را از خدا خواستن، مصداق کامل «مستعجلون» است،که عاقبتش به تعبیر امام صادق، هلاکت و سست شدن در اعتقاد و بدبینی به خداست❗️
@Practicalethics
🔺 هوگو چاوز، یار امام زمان و دستگیری حضرت به دست آمریکا

ابتدا این جمله‌ را بخوانید:
« تردید ندارم که هوگو چاوز باز خواهد گشت و به همراه همه صالحان و حضرت مسیح و در کنار امام مهدی، آن حضرت را در استقرار صلح و عدالت، یاری خواهد کرد».
متن فوق، قسمتی از پیام آقای احمدی نژاد در پی درگذشت هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا بود در تاریخ اسفند ۱۳۹۱

دقت کنید که ایشان با چه قاطعیتی می‌گوید «تردید ندارم» که چاوز، همراه با مسیح در رکاب امام زمان خواهد بود.

🔺آقای احمدی‌نژاد در زمان ریاست جمهوری‌اش گفت: آمریکایی‌ها که به منطقه آمده‌اند دنبال نفت و سلطه و این چیزها نیستند، بلکه دنبال امام زمان هستند، آن‌ها آمده‌اند تا جلوی ظهور را بگیرند. دانشگاه‌های آمریکا هزاران برابر حوزه‌های علمیه‌ی قم و نجف و مشهد در باره‌ی امام زمان کار کرده‌اند، به همین منظور در منطقه به دنبال او هستند. (94/8/5)
🔺در مستندی به نام «اینک‌آخرالزمان»، که از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، بارها از انگیزه‌ی آمریکایی‌ها برای مقابله و حتی دستگیری امام زمان صحبت کردند. بعضی از فرماندهان نظامی ما نیز همین را گفتند.
🔺 دو کتاب هم در زمان ریاست جمهوری‌اش چاپ شد:
1⃣ کتاب «احمدی‌نژاد و انقلاب پیش‌رو»، به زبان عربی و به قلم آقای شادی فقیه(انتشارات دارالعلوم، بیروت ٢٠٠۶). در این کتاب برای اولین بار احمدی‌نژاد را یکی از یاران امام زمان به نام «شعیب‌بن‌صالح» می‌داند. او می‌گوید:ظهور اتفاق افتاده و احمدی‌نژاد یکی از فرماندهان سپاه امام زمان است.
2⃣ کتاب دوم با نام «دهه‌ی هشتاد، دهه‌ی ظهور» تالیف دکتر سید حسین سجادی( انتشارات هاتف، مشهد١٣٨۵)
او می‌نویسد:احمدی‌نژاد همان «شعیب‌بن‌صالح» است. دهه پنجاه شمسی، دهه انقلاب بود، دهه شصت دهه جنگ، دهه هفتاد دهه سازندگی و دهه هشتاد، دهه‌ی ظهور و قیام حضرت حجت است. نویسنده از قول آقای پناهیان نشانه‌هایی را در سال هشتاد می‌آورد که مژده‌ی ظهور می‌دهد.
🔺 ده سال از وعده‌‌ای که اینان داده‌اند گذشته است و امام نیآمد. این طیف ساده‌لوح یا فریبکار، مقدسات را این‌گونه به بازی گرفته‌اند.‼️
@Practicalethics
🌹 راز گل سرخ


🌷 پس از نقد دیدگاه «مستعجلون» و «وقّاتون» در یادداشت‌های قبلی، اکنون سوال منطقی خوانندگان این است که: پس نظریه‌ی مقبول درباره‌ی ظهور امام مهدی، کدام است؟ یعنی درمورد وقت ظهورحضرت چگونه حرف بزنیم که منطقی و قابل قبول باشد؟
🌷 پاسخ به این سوال را از زبان سه شخصیت برجسته‌ی شیعی می‌آورم:

1⃣ آیت‌الله میرزا جواد تبریزی: ایشان مرجع تقلید مشهوری بود و در سال ١٣٨۵ در هشتاد سالگی مرحوم شد. وی می‌گوید: «در مورد ظهور امام زمان، طوری صحبت کنید که اگر غیبت آن حضرت، صدهزار سال هم طول بکشد، عقاید مردم خراب نشود. مثل آن مردی نباشید که هر جند وقت یک‌بار، به مردم می‌گفت امام زمان تا جندماه دیگر می‌آید، آن ماه‌ها تمام می‌شد و به او می‌گفتند: پس چرا حضرت نیآمد؟ جواب می‌داد: حوادثی رخ داده که نظر خدا عوض شده( بداء حاصل شده).» ( مجله انتظار، ١٣٨١،ص١٧)

2⃣ آیت‌الله مرعشی نجفی: ایشان نیز مرجع تقلید زاهدی بود، که در سال ١٣۶٩ در ٩٣ سالگی چشم از جهان فرو بست. نظرش درباره وقت ظهور این است که: « اگر شما طوری حرف بزنید که گویی ظهور نزدیک است، اما خبری نشود در این صورت، جوانان دست از دین برمی‌دارند و دیگر همه چیز را دروغ می‌دانند(صادقی، تاملی در روایت‌های ظهور، مجله انتظار، سال سوم١٣٨٢).

3⃣ آیت‌الله لطف‌الله صافی: وی مرجع کهن‌سالی است که با صدویک سال سن، هنوز به کار علمی اشتغال دارد و علاوه بر فقاهت درزمینه‌ی مهدویت نیز پژوهش‌های گسترده‌ای کرده است. کتاب ایشان با نام «منتخب‌الاثر فی الامام الثانی عشر» در سه جلد به زبان عربی، سال‌هاست که منتشر شده است. ترجمه‌ی فارسی این کتاب به همراه دیگر مقالاتی که مولف محترم درباره‌ی مهدویت دارد، در شش جلد در دسترس همگان است. ایشان می‌نویسد: «ما همیشه در انتظار فرج هستیم، اما همگان بدانند این مسئله‌، یکی از اسرار الهی است».

🌷باری، سخن حق این است که انتظار و ظهور، یک راز است و ما باید فقط به وظایف مسلمانی خود، از جمله دعا برای فرج، عمل کنیم و بیهوده به دنبال گشودن «راز گل سرخ» نباشیم و به مردم وعده‌ی امسال و سال دیگر و این دوره و آن دوره ندهیم. راز، راز است و به اراده و تقدیر الهی بستگی دارد و در تیررس حدس و تخمین ما نیست.

به قول سهراب سپهری: کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ/
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم/
پشت دانایی اردو بزنیم/
روی پای تر باران به بلندای محبت برویم/
کار ما شاید این است که/
میان گل نیلوفر و قرن/
پی آواز حقیقت بدویم.
@Practicalethics
مبارزه با کرونا: جنگ یا مدارا؟

اگر بر من خرده نگیرید می گویم: آنقدر جنگ و ادبیات جنگی را ناشایست می‌دانم که آن را حتی در مبارزه با کرونا هم درست نمی‌دانم! ادبیاتی مثل: فحش دادن و خبیث و منحوس خواندن و شعار مرگ سردادن و اعلام اینکه شکست‌ش می‌دهیم و ...
این ادبیات ممکن است نتیجه عکس داشته باشد و به جای شکست کرونا، خودمان را شکست بدهد!
و همان تجربه زدن هواپیمای مسافربری خودمان به جای موشک دشمن را تکرار کند!!

بگذارید مطلبم را با یک خاطره ادامه بدهم:

مرحوم مادرم نمی‌دانم خامی کرده بود یا بی‌حوصلگی که به جای مراجعه به دندان‌پزشکی، رفته بود پیش خانم آمپول‌زن محله دندانش را کشیده بود.

چشمتان روز بد نبیند! وقتی ظهر به خانه آمدم دیدم مادر دهانش را پر کرده از پنبه و تازه کاسه‌ای را هم جلوی دهانش گرفته و فوران خون از لابلای پنبه‌ها به داخل کاسه سرازیر می‌شود!
دندان‌کش دندان را ناشیانه کشیده بود و بیچاره مادر فشار خون هم داشت که باعث می‌شد خون بند نیاید!!
خلاصه به هر زحمتی بود مادر را به درمانگاه بردیم. آقای دندانپزشک درمانگاه که ظاهر متشرعی داشت و جای مهر سجده هم بر پیشانی‌اش نقش بسته بود، پس از معاینه دندان مادر و نثار چندی فحش و نافات به او و به کسی که دندان او را ناشیانه کشیده، رو به من کرد و گفت: خوب چه کار می‌خواهی بکنی؟! این لثه باید بخیه بخوره و هفت هزارتومن هم هزینه‌اش می‌شه!
گفتم: ‌آقای دکتر! شما خون را بند بیارید، هفت هزارتومن که هیچی، هفتاد‌هزار تومن هم بخواهید به دیده منت!
گفت: خیلی خوب، همین الآن برو پول را پرداخت کن و رسیدش را بیار تا من دست به کار بشم!
پول را پرداخت کردیم و رسید را آوردیم و آقای دکتر لثه مادر را بخیه کرد؛ به قول خودش هفت تا بخیه!!
یادم نمی‌رود که غروب پنجشنبه بود، با مادر به خانه برگشتیم، شب را به سلامت خوابید. اما صبح روز جمعه خون‌ریزی دوباره شروع شد و این‌بار خیلی شدیدتر!!
چون هیچ مطب و درمانگاهی که دندان‌پزشک داشته باشد، باز نبود، به ناچار مادر را به بیمارستان کامکار بردم. آنجا هم دکتر دندان‌پزشک نداشتند. به اورژانس مراجعه کردیم. پرسنل اوراژانس هم بدون اینکه کار مثبتی بتوانند بکنند تا غروب علافمان کردند و در نهایت با غر و لنگ گفتند: تا فردا دندانپزشک نداریم؛ برید یه جوری تا فردا سر کنید و فردا مراجعه کنید!
حیران و سرگردان مانده بودم که چه کنم!! خون دندان مادر بند نمی‌‌آمد و عن‌قریب بود که در اثر خون‌ریزی شدید از حال برود!!
یک‌باره به ذهنم رسید که به یکی از دوستان بسیار خوب و دنیا دیده‌ام زنگ بزنم و از او کمک بخواهم.
دوستم آدرس منزل و مطب دکتر رضوی را داد که درست مقابل بیمارستان کامکار بود.
مطب تعطیل بود، زنگ در منزل را زدم. کسی از پشت اف اف گفت: جمعه است؛ تعطیله؛‌ دکتر هم نیست، رفته دهات،‌ برید فردا بیایید!
گفتم: شما را به خدا به دادمون برسید، دندان مادرم خون‌ریزی شدید داره!!
کسی که پشت اف اف بود با کمی مکث گفت: آها ... همین الآن دکتر از در پشتی اومد خونه! برید درب مطب الآن میاد!
رفتیم و دکتر آمد. با ظاهری کاملاً غیر متشرع؛ نه ریش داشت و نه جای مهر بر پیشانی!! و آنقدر خسته به نظر می‌رسید مثل کسی که تازه از یک خواب شیرین بیدارش کرده باشی!!
مادر بر روی صندلی دندانپزشکی نشست و آقای دکتر بدون اینکه حرفی بزند یا از ما پولی طلب کند، شروع کرد به رسیدگی به خونریزی لثه و مرتب آمپول‌های ویتامین k را از پیشخوان داروهای خودش برمی‌داشت و پنبه‌ای را به آن آغشته می‌کرد و بر روی محل خونریزی می‌گذاشت. البته اول بخیه‌های دکتر سابق را کشید و ضمن کشیدن گفت: ای کاش این بخیه‌ها انجام نمی‌شد! ما زخمی که خونریزی می‌کند را بخیه نمی‌کنیم؛ این یک جور حمله به زخمه که باعث می‌شه بیشتر خونریزی کنه!! چاره کار همین گذاشتن پنبه آغشته به ویتامین کا برروی زخمه تا اینکه بند بیاد! اگه تا صبح هم بند نیاد من همین کار را ادامه می‌دم.
بعد رو کرد به من و گفت: فقط آماده باش اگر آمپول‌های موجودی من تمام شد بری از داروخانه آمپول تهیه کنی!

🍀آقای دکتر رضوی آن شب با ویتامین کا خونریزی دندان مادر را مهار کرد و هر چه اصرار کردیم حتی یک ریال هزینه از ما نگرفت.

و من در ظرف دو روز دو رقم دندانپزشک دیدم:
اولی انگار ادبیات جنگی داشت و با خونریزی به عنوان دشمنی که باید شکستش داد مبارزه کرد و البته خودش شکست خورد.
دومی ادبیات بردباری و مدارا داشت و با خونریزی به عنوان مشکلی که باید مهارش کرد روبه‌رو شد و البته پیروز شد.
❇️ پس مثل اینکه حتی در مبارزه با میکروب، ویروس، خونریزی و بیماری هم ادبیات صلح آمیز کارسازتر است. آنجا هم باید این ابیات مولانا را سرود که:
موسیا در پیش فرعون زمن
نرم باید گفت قولا لینا
آب اگر در روغن جوشان کنی
دیگران و دیگ را ویران کنی
🌺🌺🌺
محمدتقی اسلامی
حوزه علمیه قم
۱۱/فرودین/ ۱۳۹۹

@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
🎬 فیلم سینمایی دو پاپ

جدالی اخلاقی میان دو سبک دینداری و نیز دو سبک سرپرستی جامعه دینی را به نمایش گذاشته است؛ دو سبکی که من آنها را سنت‌گرایانه و خردگرایانه می‌نامم.
در این فیلم یوزف آلویس راتسینگر، پاپ قبلی نماینده سبک سنت‌گرایانه و خورخه ماریو برگولیو، پاپ کنونی که نام فرانسیس را برای خود برگزیده است، نماینده سبک خردگرایانه معرفی شده است.
اینکه سبک‌خردگرایانه چیست و تا چه اندازه در شخصیت واقعی و سلوک روحانی پاپ فرانسیس وجود داشته یا دارد، نیازمند گفتگو است. شاید در یکی از پست‌های بعدی به معرفی اجمالی شخصیت پاپ فراسیس بپردازم، ولی اکنون فقط می‌خواهم ضمن توصیه همراهان به تماشای این فیلم، به برخی جذابیت‌های اخلاقی شخصیت برگولیو (پاپ فرانسیس) به روایت این فیلم اشاره کنم:

1. برگولیو هیچ ظاهرسازی وآلایشی ندارد؛ او واقعاً «خودش» است، واقعاً ساده زیست، مردمی و متواضع است. بر خلاف بسیاری از روحانیان که ژست مردمی بودن، ساده‌زیستی و تواضع می‌گیرند، در حالی که واقعاً چنین نیستند!
( پ. ن. این آفتی است که به دلایلی از جمله احترام ویژه جامعه متدینان نسبت به روحانیان، گریبان‌گیر سلک روحانیت است و من از ابتدای ورود به این سلک کوشیده‌ام که با آن مبارزه کنم!)

2. هم برگولیو و هم راتسینگر (هر دو پاپ) به شدت حقیقت‌گرا هستند و این سبب شده که مناظره آنان به دور از تعصب و جزم‌اندیشی دینی به پیش برود. ارزش‌های اخلاقی مناظره در گفتگوی دو پاپ موج می‌زند!

3. برگولیو تجربه عشق زمینی دارد. او پیش از اینکه به سلک روحانیت درآید عاشق دختری می‌شود و از او خواستگاری می‌کند، ولی این عشق به شکست می‌انجامد و برگولیو با پناه بردن به کلیسا به دنبال یافتن آرامش واقعی تا بالاترین مقامات روحانیت مسیحی به پیش می‌رود.

3. حفظ جان انسان‌ها و در سلامت و شادی زندگی کردن آنها برای او اولویت دارد. او این مهم را حتی بر ادامه کار کلیسا و برگزاری مراسم مذهبی در آن ترجیح می‌دهد. برای حفظ جان کشیشان و دینداران از خطر نظامیانی که مستبدانه بر آرژانتین حکومت می‌کرده‌اند، دستور می‌دهد که کلیساهای محلی تعطیل شوند. دستوری که البته مشکلات و اتهاماتی را هم برای او از سوی جامعه متدینان مسیحی به وجود می‌آورد.

باری فیلم دو پاپ شاید تأثیرگذارترین فیلمی بود که در این روزهای قرنطینه کرونایی مشاهده کردم.

🙏با تشکر و سپاس بسیار از همراه عزیز، جناب استاد علیرضا خزلی برای معرفی این فیلم، امیدوارم همه همراهان گرامی فرصت دیدن آن را از دست ندهند.

👈این فیلم که محصول سال 2019 از سینمای آمریکا است،
هم به زبان اصلی و هم دوبله شده به فارسی توسط آپارات با بهترین کیفیت قابل دانلود است.

#دو_پاپ
#اخلاق_روحانیت
#اخلاق_مناظره
#اخلاق_دینداری

🆔 @Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
🌑 مرگ، پایان کبوتر نیست

دوست فرزانه و اندیشور آزاده، رضا بابایی چون کبوتری، سبکبال از میان ما پر کشید. او متفکری توانا و نویسنده‌ای چیره‌دست بود که با حریت و آزادگی در مسیر روشنگری و ترویج «دیانت و عقلانیت» بسیار کوشید. عمر ۵۵ ساله‌ی وی، پربرگ‌و بار بود: سی جلد کتاب، مقاله‌های متعدد، یادداشت‌های فراوان در فضای مجازی، تدریس و سخنرانی‌های گوناگون، نمونه‌های خوشگوار از میوه‌های این سرو آزاده است. ، اما از ثمرات دنیا جز به اندازه آبرو و عزت نچید و آزادگی را به پای هیچ متاع دیگری نریخت و در یک ستیز بی‌امان با خرافات و مرید‌بازی‌ها، برج شکوهمندی از آزادگی و حقیقت‌جویی ساخت،که اکنون از لابلای آثارش سربرآورده است. وی همه توش و توانش را در راه مبارزه با فقر، جهل، خرافات، پیرایه‌ها، رواج نواندیشی دینی، معنویت، مهربانی و انسانیت به کار گرفت. او، که یک‌سال درگیر بیماری سخت بود، طعم مرگ را به‌خوبی چشیده بود و گاهی این شعر سهراب را زمزمه می‌کرد:
مرگ، پایان کبوتر نیست/ مرگ، وارونه یک زنجیره نیست/ مرگ در ذهن اقاقی جاری است/پس نترسیم از مرگ/ مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می‌گوید/مرگ مسئول قشنگی پر شاپرگ است...
طریقه‌دار/هجدهم فروردین٩٩

درگذشت رضا بابائی عزیز را به جامعه علمی و فرهنگی کشور و شما همراهان گرامی تسلیت می گویم.
@Practicalethics
VID-20200407-WA0000.mp4
13.7 MB
نخست‌وزیر انگلیس در فروشگاه مسلمانان، به همین سادگی!!

فروشنده از ایشون می پرسه: نکنه دوباره با دوچرخه ات اومدی اینجا؟!
ایشون جواب می ده: آره! و این خیلی هم بهتره،، شما نگران نباش!
@Practicalethics
Mooude_Adyan.pdf
2 MB
🧷 دانلود کتاب "موعود ادیان"

🌺سالروز میلاد موفور السرور والاترین پیام آور صلح و سعادت، بزرگترین دادگستر عدالت جهانی، امام مهدی (عج) را به همراهان گرامی صمیمانه تبریک عرض می کنم.

🍀به این مناسبت یکی از بهترین کتابهایی را که درباره امام زمان (ع) مطالعه کرده ام تقدیم شما گرامیان می کنم.

👈این کتاب حاوی پاسخ های مرحوم آیت الله العظمی منتظری به پرسش های مهمی درباره مهدویت است: مسعود امید از نیویورک پرسش هایی را از آن فقیه اسلام شناس و شیعه شناس زبردست می پرسد و ایشان پاسخهایی دقیق و ارزنده به آن پرسشها می دهد.
دانلود کنید👆

درودتان باد!
🆔 @Practicalethics
https://www.instagram.com/p/B-zmXzuA-Tp/?igshid=umvd3ya1gorx
باراک اوباما در صفحه اینستاگرام خودش شخصی به نام جوز آندرس را معرفی می کند که آشپز است و در مقاطع بحرانی برای مردمی از آمریکا که در گیر بحران هستند غذای مجانی آماده و توزیع می کند. او به همراه تیم آشپزی رستورانش، تا کنون بیش از پانزده میلیون پرس غذا میان مردم در بیش از بیست شهر توزیع کرده اند! جوز در این روزها که مردم گرفتار کرونا شده اند، به طور شبانه روزی مشغول کار و تهیه غذا برای صدها خانوار گرفتار است!

تلاش عاشقانه جوز را در رساندن غذا به مردم، در تصویر می بینید؟!

پ.ن: قابل توجه بعضی ها که خیال می کنند فقط ماییم که خوبیم! 😂
@Practicalethics
Forwarded from MH. Erfanmanesh
🔹تست داروی کرونا روی بیماران بدون اطلاع آنها و با حمایت مافیای دارو!

🖊️/ گزارشی از تخلفات در تست «داروهای کرونا» /

📝امیرحسین کنزق، انصاف نیوز: این روزها ادعای کشف داروی کرونا برایمان تقریبا عادی شده. اما نکته‌ی مهم اینجاست که هر دارویی برای اثبات اثرگذاری خود باید روی بیماران تست شده باشد. رئیس انجمن علمی حقوق پزشکی ایران به انصاف نیوز می‌گوید برخی شرکت‌های داروسازی با اعمال نفوذ و فساد، داروهای خود را بدون اجازه از بیمار و مسئولین بیمارستان‌ها روی بیماران تست می‌کنند. او معتقد است به‌جز شرکت‌های دارویی نهادهای دیگری هم هستند که بدون اجازه‌ی بیمار و وزارت بهداشت تاثیر «گیاهان» را روی بیماران تست می‌کنند؛ که این کار هم خلاف اخلاق و هم خلاف قانون است.
موضوع به قدری جدی است که کمیته اخلاق مرکزی وزارت بهداشت که باید روی کمیته‌های اخلاق دانشگاه‌ها نظارت کند تا آنها مجوز تست دارو روی بیمار را بدهند تاکنون مصوبات کمیته اخلاق دو دانشگاه را باطل کرده.

اولین خبرها از کشف داروی کرونا!

از همان روزهای ابتدایی کرونا کسانی که خود را به عنوان متخصص طب اسلامی یا طب سنتی معرفی می‌کردند مدعی شدند که داروی کرونا را کشف کرده‌اند. آنها با مراجعه‌ی خودسر به بیمارستان‌ها بدون رعایت نکات بهداشتی به قول خودشان بیماران را درمان می‌کردند. احتمالا تکلیف این خود طبیب خواندگان از ابتدا مشخص بود اما روز ششم فروردین بود که خبر کشف داروی کرونا در خبرگزاری‌های کشور منتشر شد.
به گزارش تسنیم سارا مبارک -مسئول گروه تحقیقاتی عفونی علوم پزشکی آبادان- با تایید اینکه این دارو روی ۶۰ بیمار تست شده گفت: از زمان شیوع ویروس کرونا در کشور، استان خوزستان و محدوده‌ی دانشکده علوم پزشکی آبادان، تیم تحقیقاتی این دانشکده تصمیم گرفت از داروهایی استفاده کند که با کمک آنها علائم بالینی بیمار سریع‌تر بهبود پیدا کند.
تکذیب خبر و حذف از روی پرتال دانشگاه
این خبر روی پرتال دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی آبادان هم قرار گرفت؛ اما فردای آن روز تکذیب شد و خبر از روی پرتال دانشگاه حذف شد.
ساعاتی بعد از انتشار تکذیبیه در روز هفتم فروردین، ایلنا خبری منتشر کرد که حسن کایید، مدیر روابط عمومی دانشکده علوم پزشکی آبادان در این خصوص اظهار کرد: «نخست اینکه این تجربه‌ی موفق حاصل یک کارآزمایی بالینی مبتنی بر روش‌های کاملاً علمی و با رعایت اصول اخلاقی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و اخذ مجوزهای لازم بوده و نتایج به دست آمده کاملاً علمی و موثق است».
اما نکته‌ی اساسی اینجاست که این دانشگاه با چه مجوزی‌ این دارو‌ها را روی بیماران تست کرده. آیا از آنها برای این تست اجازه گرفته است؟ آیا این داروها پیش از تست روی انسان روی حیوانات تست شده‌اند؟ آیا این داروها مجوزهای لازم جهت پژوهش روی بیمار را دارند یا خیر؟
دارویی که بدون ثبت در جایی روی انسان تست شده
خبرگزاری فارس روز دهم فروردین در مصاحبه با فردی که نامی از او نیاورده اما او را یک کارشناس پژوهشی معرفی کرده گفت: «این فرآیند تحقیقاتی یک مشکل اساسی دارد و این مشکل اینجاست که هر کارآزمایی بالینی که قرار است بر روی بیمار آزمایش شود، باید حتما کد IRCT داشته باشد و این تحقیقات فاقد این کد است.

تست دارو روی بیمار جرم است چه داروی شیمیایی چه داروی سنتی!

دکتر محمود عباسی رئیس انجمن علمی حقوق پزشکی ایران در گفت‌وگو با انصاف نیوز می‌گوید داشتن کد IRCT اصلا کافی نیست و مرحله‌ی اول شروع فرآیند پژوهش است. او در این باره گفت: هر دارویی قبل از عرضه به بازار و در مرحله‌ی آزمایشگاه باید روی حیوانات و سپس روی انسان آزمایش شود.
او ادامه داد: هیچ طرح پژوهشی در کشور ما و تقریباً تمام دنیا بدون انجام پروسه‌ی طرح شدن پروپوزال در شورای پژوهشی و کمیته اخلاق نمی‌تواند آغاز بشود. در واقع پس از ثبت در IRCT طرح باید در شورای پژوهش و کمیته اخلاق مطرح شود. متاسفانه در این وضعیت آشفته که ما این روزها درگیرش هستیم می‌بینیم که برخی افراد در مراکز درمانی با سوء استفاده از این موقعیت حساس داروهایی را روی افراد تست می‌کنند.

رئیس مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی این فعالیت‌ها را غیر اخلاقی و جرم دانست و ادامه داد: این جرم هم قابل تعقیب کیفری و هم قابل تعقیب انتظامی است. هرکس که خلاف قوانین، آزمایشی را انجام دهد تخلف پژوهشی انجام داده.
دکتر عباسی درباره‌ی مدعیان طب اسلامی هم گفت: کسانی که در حوزه طب اسلامی یا سنتی هم فعالیت می‌کنند باید واجد صلاحیت باشند؛ هر کسی نمی‌تواند ادعایی بکند و خودش بخواهد روی بیماران آزمایش کند. بدون تردید کسانی که در حوزه طب اسلامی، سنتی یا هر عنوان دیگری هم فعالیت می‌کنند باید همین مراحل را طی کنند و اگر این مراحل را طی نکنند مجرم هستند.
او ضمن اظهار تاسف از رخ دادن این اتفاقات توسط برخی از افراد کادر درمانی بیمارستان‌ها و مدعیان طب
Forwarded from MH. Erfanmanesh
ی از وزارت بهداشت درخواست کرد: بازرسین وزارت بهداشت، دفتر نظارت و ارزشیابی وزارت بهداشت، دانشگاه‌های علوم پزشکی و حتی سازمان نظام پزشکی در صورتیکه از موضوع مطلع شوند باید به دادستان اعلام کنند و درخواست تعقیب این گونه افراد را بکنند.
حتی با رضایت بیمار هم نمی‌توان چیزی را روی او تست کرد
این استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به روحانی که ادعای کشف داروی کرونا داشت گفت: اخیرا من در فضای مجازی دیدم که یک روحانی دارویی را به بیماران می‌دهد تا آنها استشمام کنند؛ البته جای خوشحالی است که شنیدم او را دستگیر کردند. این کار جرم کیفری و انتظامی است و به شدت باید با اینگونه رفتار غیراخلاقی و غیرقانونی برخورد شود و نباید اجازه‌ی جولان به اینگونه افراد در سطح جامعه را داد.
دکتر محمود عباسی معتقد است رضایت خود بیمار هم مجوزی برای تست دارو روی او نیست و تنها پس از کسب مجوز از کمیته اخلاق می‌توان دارویی را روی بیمار تست کرد و گفت: البته بعد از کسب مجوز از کمیته اخلاق حتما باید رضایت بیمار را گرفت و بعد دارو را روی او تست کرد.
حمایت برخی نهادها و شرکت های داروسازی از تست غیرقانونی دارو یا گیاه روی بیماران
رئیس انجمن علمی حقوق پزشکی ایران اظهار کرد: اخیرا اطلاعاتی دریافت کرده‌ام که افراد فاقد صلاحیت از جاهایی مثل شرکت‌های داروسازی و یا جاهایی که می‌خواهند تاثیر یک گیاه روی بیماران را آزمایش کنند حمایت می‌شوند تا بدون اطلاع مسئولین مراکز درمانی و بدون داشتن طرح و مصوبه از کمیته اخلاق، داروها را روی بیماران تست کنند! اینگونه رفتارها باعث می‌شود تا آنهایی که واقعاً در خط مقدم پژوهش‌های اصولی هستند هم نتوانند دستاوردهای خود را به منصه ظهور بگذارند. خوشبختانه وزارت بهداشت نسبت به این موضوع حساس است و کمیته مرکزی تا کنون مصوبات کمیته اخلاق دو دانشگاه را باطل کرده.

نمونه‌ای دیگر از ادعاهای اثر بخشی دارو

گفتنی است چندی پیش نیز دکتر محمدرضا هاشمیان، فوق تخصص ICU بیمارستان مسیح دانشوری ابتدا در فضای مجازی و سپس در مصاحبه با یورونیوز مدعی شده بود که دارویی به نام فاوی پیراویر را روی سی بیمار این بیمارستان و روی دکتر ولایتی تست کرده و نتیجه‌ی سی تی اسکن این افراد بعد از یک هفته بهتر شد، اما وزارت بهداشت اجازه‌ی تجویز این دارو را نمی‌دهد.
او در مصاحبه با یورونیوز دلیل این اجازه ندادن را اینگونه توصیف می‌کند: بعضی از اساتیدی که در وزارت بهداشت هستند، دوست داشتند خودشان این دارو را معرفی کنند و اینکه ما این دارو را معرفی کردیم، به مذاقشان خوش نیامده است.
حالا باید پرسید این پزشک و دیگر پزشکانی که داروهایی به جز داروهای متعارف برای درمان کرونا تجویز می‌کنند، از کمیته اخلاق مصوبه دارند و یا پیش از اینکه این دارو را روی بیمار مبتلا به کرونا تست کنند، روی حیوان تست کرده‌اند؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لطفا تا آخر ببینید 👆

جای افسوس دارد!
ولی پس از افسوس، آیا نباید کاری کرد؟!

سال‌هاست به این می اندیشم که راه و روش تبدیل این افسوس به فرصت چیست.
آنچه می گویم و می نویسم، به مذاق افراد و گروه هایی که دغدغه ام را درک نمی کنند، خوش نمی آید!
@Practicalethics
سیگار خطرناک است یا ...؟

سال‌های پایانی دهه 1380 بود و سال‌های آخر ریاست دکتر سعید سهراب‌پور در دانشگاه صنعتی شریف.

یک روز به نشستی دعوت شدم که تقریباً همه مسئولین فرهنگی دانشگاه، رئیس‌های انجمن‌های صنفی و فرهنگی و از جمله جمعی از روحانیون وابسته به نهاد رهبری در آن نشست حضور داشتند.
موضوع بحث «خوابگاه اخلاقی» (Ethical Dormitory) بود. گویا طرحی بود که آقای دکتر سهراب‌پور برای دانشجویان جدیدالورود و سال اوَلی ها در نظر داشت.
ایده ایشان این بود که چون دانشجویان تازه وارد با فضای دانشگاه و اقتضائات آن آشنایی لازم را ندارند، یک خوابگاه جداگانه برای آنها در سال اول تأسیس شود و طی یک سال آموزش‌های اخلاقی، فرهنگی و صنفی برای آنها اجرا شود.

دکتر سهراب‌پور در ضمن سخنرانی برای بیان اهمیت این ایده، خاطرنشان کرد که سال‌ گذشته چهار نفر از ورودی‌های جدید که ابتدای سال سیگاری نبودند، متأسفانه در آخر سال سیگاری شدند.

📕باری، نشست تمام شد و من در مسیر بازگشت به قم با یکی از روحانیون همراه شدم که پدرش یک زمانی رئیس یکی از قوای سه‌گانه مملکت بود. در گفتگوی بین راهی که با هم داشتیم، او به من گفت:
می‌بینی چه اوضاعی داریم و چه کسانی بر دانشگاه‌های ما ریاست می‌کنند؟! این تکنوکرات‌ها ذاتشان سکولار است و اصلاً نمی‌توانند دینی فکر کنند! آقای دکتر سهراب‌پور به جای اینکه از آمار روابط نامشروع دختر و پسر، شیوع بی‌حجابی دختران دانشجو و بی‌نماز شدن و دین‌گریز شدن دانشجوها تکان بخورد، از آمار سیگاری شدن می‌ترسد و به خود می‌لرزد و برای اصلاح آن برنامه ریزی می‌کند!!

گفتم: والا من خیلی از دسته‌بندی‌های سیاسی و معنی صفت‌هایی مثل تکنوکرات سر در نمی‌‌آورم؛ ولی این را می‌دانم و از خود آقای محسن دهنوی، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شنیدم که دکتر سهراب‌پور، فقط در یک فقره مبلغ 5 میلیون تومان به این نهاد دانشجویی مساعدت مالی کرده است و این نشان می‌دهد که به نهادهای مذهبی و دینی عنایت دارد. پس به آن معنا که شما می‌گویید ایشان سکولار نیست.

اما برادر عزیز! آیا وقت آن نرسیده که ما چشم‌هایمان را بشوییم و اوضاع را جور دیگری ببینیم؟!
گفتمان دکتر سهراب‌پور گفتمان سلامت است. او با کوله‌باری از تجربه و دنیادیدگی می‌بیند که سیگار مقدمه اعتیاد است و اعتیاد چنان خانمان‌سوز است که به طور کلی فرد معتاد را از اینکه بتواند مخاطب حرف‌های ما باشد ساقط می‌کند! آدم معتاد دیگر حتی استعداد شنیدن و فهمیدن ندارد، چه رسد به اینکه بخواهد تأمل کند و درست عمل کند.

حالا با این حساب شما بگویید: آیا سیگار خطرناک است یا رابطه یک دختر و پسری که سالم باشند و معتاد نباشند؟ سیگاری شدن خطرناک است یا بی‌حجاب شدن یک دختر سالم؟
می‌دانم که می‌گویید هر دو خطرناک هستند و هر کدام خطرات خاص خود را دارند؛ ولی برادر! نکته بر سر اولویت خطر است؛ نکته بر سر اولویت سلامت است و تقدم آن بر همه ارزش‌های دینی، اخلاقی و فرهنگی. این نکته‌ای است که ما معمولاً از آن غافلیم!

محمدتقی اسلامی،
حوزه علمیه قم،
5 اردیبهشت 1399

🆔 @Practicalethics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق خردمندانه است و
نفرت ابلهانه!

برتراند راسل خلاصه اخلاق را در این جمله ساده برای همه نسل های آینده بشر بازگو می کند.
@Practicalethics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروفسور گری کارل (حاج محمد) لگنهاوزن از معنای شیعه بودن می گوید، در پاسخ به سوال یک دانشجوی آمریکایی. این معنا برای جامعه ایران هم می تواند هشداری باشد!
پروفسور لگنهاوزن، استاد راهنمای من در مقطع کارشناسی ارشد بود. آشنایی با یک قفسه کامل از تازه ترین آثار نویسندگان آمریکایی در موضوع مسئولیت اخلاقی در آن مقطع را وامدار راهنمایی های بی دریغ ایشان هستم.
@Practicalethics
🌺 پیشوای آشتی و مهربانی

میلاد پیشوایی را جشن می گیریم که با هدایت های خویش، آشکارا نشان داد که اسلام، دین آشتی، مهربانی و برادری است:

👈خلافت را فرونهاد تا ملک و رعیت گرفتار تفرقه و آشفتگی نگردد،

👈مردم را به زور وادار به کاری که به صلاحشان بود نکرد تا مقام امامت با قدرت سلطنت و پادشاهی اشتباه نشود،

👈حتی هنگامی که برای محل دفن خود در کنار قبر جدش وصیت می کرد، نوشت: "... و اگر مشکلی پیش آمد، جنازه ام را در قبرستان بقیع، در کنار قبر مادرم فاطمه دفن کنید." تا اعلام کرده باشد که حتی پس از مرگ هم راضی به تحمیل زحمتی بر مردم نیست.

میلاد سراسر نور و سرور این امام همام بر همه مسلمین و دوست داران صلح جهانی شاد و شادانه باد! 🌺🌺🌺
@Practicalethics
9⃣

نگاهی کوتاه و کاملاً شخصی به سریال افسارگسیخته (Breaking Bad)


یکی از خوبی‌های دورۀ قرنطینۀ کرونایی خواندن کتاب‌ها و شنیدن برنامه‌های صوتی و دیدن فیلم‌ها و سریال‌هایی بود که به صورت عادی فرصتی برای خواندنشان و شنیدنشان و دیدنشان به دست نمی‌آمد. من در این مدت موفق شدم سریال Breaking Bad را ببینم. این سریال پنج فصل دارد و روی‌هم‌رفته شصت‌وسه قسمت است و پخش آن از سال 2008 تا 2013 طول کشیده است. گویا بر پایۀ برخی نظرسنجی‌ها، این سریال یکی از بهترین‌های تاریخ سینما و تلویزیون بوده است. من از تماشای «افسارگسیخته» بسیار لذت بردم و حالا می‌خواهم چند جمله دربارۀ آن بنویسم و دوستانم را تشویق کنم که اگر مجالی دست داد از تماشای آن دریغ نکنند.

والتر وایت دبیر شیمی دبیرستان است و اوضاع و احوال مالی مناسبی ندارد و در کنار معلّمی از سرِ ناچاری در خودروشوییِ (carwash) نزدیک منزلشان کار می‌کند. بعضی هم‌دوره‌ای‌هایش که به‌مراتب شایستگی کمتری داشته‌اند حالا به آلاف‌واُلوف رسیده‌اند، ولی او سرخورده و غمگین به جشن تولد پنجاه‌سالگی‌اش می‌رسد و درست همان روز متوجه می‌شود که به سرطان ریه مبتلا شده است در حالی که حتا هزینۀ اقدامات اولیه برای درمان را نیز ندارد. والتر باید راهی برای بیرون رفتن از این وضعیت پیدا کند. وی با نبوغی که در شیمی دارد تصمیم می‌گیرد به کمک یکی از شاگردان رفوزۀ کلاسش به نام جِسی پینکْمَن، که هم معتاد به شیشه است و هم خرده‌فروشی می‌کند، به طور بسیار محدود مواد مخدر شیشه تولید کند. هدف والتر این است که اولاً مخارج هزینۀ سرطان خود را دربیاورد و ثانیاً کمک‌خرجی برای خانواده‌اش فراهم کند که اگر سرطان او را از پا درآورد خانواده‌اش بی‌دردسر بتوانند خودشان را اداره کنند. با حساب‌وکتاب‌های او اگر بتواند حدود هفتصدوسی‌وهفت هزار دلار دربیاورد با خیال راحت خواهد مُرد. او فکر همه چیز را کرده است، حتا هزینۀ دانشگاه پسر دبیرستانیِ شانزده‌ساله‌اش. موادی که او تولید می‌کند آبی‌رنگ است و با خلوص بالا و همین مشتری‌ها را جذب می‌کند. او کم‌کم به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان شیشه در منطقۀ خودش تبدیل می‌شود و پس از مدتی محصولاتش به به اروپا هم می‌رسد. والتر در این راه مجبور می‌شود که با رقیبانش بجنگد و ده‌ها نفر را بکشد و جنایت‌های بی‌شماری مرتکب شود، ولی در تمام این مدت یک چیز او را در مسیرش ثابت‌قدم نگاه می‌دارد: عشق به خانواده.

والتر پیوسته می‌خواهد به خود و اطرافیانش و به‌ویژه همسرش اسکایلر ـ که کم‌کم متوجه تغییر رفتارهای او شده و کمابیش از کارش سردرآورده‌اند ـ بقبولاند که خانواده برای او همه چیز است و همۀ این سختی‌ها را برای خوشبختی خانواده‌اش متحمل شده است. این خودفریبی اخلاقی تا آخرین سکانس‌های سریال ادامه دارد و تنها در واپسین لحظات، که دیگر هیچ راهی برای فرار باقی نمانده است، به خاطر رعایت حال اسکایلر اعتراف می‌کند که خودش از «پختن» (اصطلاحی که برای درست کردن شیشه به کار می‌برند) لذت می‌برده است، هرچند در پسِ پشتِ ذهنش هم‌چنان پروندۀ خانواده باز است.


شاید کمی شگفت باشد که چگونه معلم شیمی ساده، هرچند نابغه، ناگهان شیوۀ معمول زندگی‌اش را دگرگون می‌کند و وارد مسیری تازه و بسیار خطرناک می‌شود. پاسخ سریال به این پرسشِ مهم به مسئلۀ «ترس» برمی‌گردد. وقتی والتر باخبر می‌شود که گرفتار سرطان شده و از عمر او چیز زیادی باقی نمانده است و تصمیم می‌گیرد که «بپزد»، نخست مهم‌ترین گام را برمی‌دارد و برای همیشه از ترس خداحافظی می‌کند. از نظر خودش، با وجود سرطان پیشرفته دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد؛ پس چرا باید بترسد. درواقع همین نترسیدن از خطراتی که ممکن است اتفاق بیفتد و تصمیم‌گیری‌های قاطع بر اساس حذف فاکتور «ترس» است که او را در تمام این مسیر یاری می‌دهد و درهایی از موفقیت را برایش می‌گشاید که برای دیگران آرزویی بیش نبوده است.

⬇️
⬆️

سریال به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه والتر روزبه‌روز بیشتر در تباهی و پوچی فرومی‌رود، هرچند تا آخر تلاش می‌کند پوسته‌ای از عشق به خانواده را با خود همراه کند. در میانۀ سریال همسرش اسکایلر، که از روز نخست به کارهای والتر شک کرده بود، کم‌کم همه چیز را می‌فهمد و تلاش می‌کند خود و بچه‌هایش را از والتر دور کند و حتا برای مدتی از شدّتِ خشم به همسرش خیانت می‌کند تا شاید او را برگرداند، ولی نه‌تنها موفق نمی‌شود بلکه والتر پس از کش‌وقوس‌های بسیار او را به سمت هم‌دستی «تمیز» با خودش می‌کشاند و اسکایلر، که حسابدار قابلی هم هست، ناخواسته و نگرانْ کار تبدیل دلارهای کثیف به دلارهای تمیز (پول‌شویی) را برای والتر انجام می‌دهد. با کمک اسکایلر، والتر آنقدر پول درمی‌آورد که حساب و کتابش از دستشان خارج می‌شود و نمی‌دانند با این همه دلار چه کنند. اسکایلر روزبه‌روز بیشتر از والتر نفرت پیدا می‌کند ولی دیگر راهی برای بیرون رفتن از این منجلاب پیدا نمی‌کند. تمام نگرانی و همّ‌وغمّ اسکایلر پسرِ نوجوان و دخترِ نوزادش است. حتا برای مدتی آن‌ها را، با وجود مخالفتِ شدید والتر، به خانۀ مری خواهرش می‌فرستند ولی چه سود که آتش این تباهی همه را در خود می‌سوزاند.

در اواخر سریال، همۀ همکاران والتر (جِسی و اسکایلر و مایک و ...) می‌خواهند دست از این کار بردارند، ولی والتر روزبه‌روز برای «پختن» حریص‌تر می‌شود. جِسی که حالا به خاطر جنایت‌هایی که مرتکب شده‌اند و آدم‌ها و به‌ویژه کودکانی که کشته‌اند حال و وضع روحی مناسبی ندارد و به‌کلی بریده است از والتر نیز می‌خواهد که کنار بکشد. جِسی می‌گوید: «آقای وایت، یادت هست که روز اول ریاضی‌وار حساب‌وکتاب کردی و گفتی که با هفتصدوسی‌وهفت هزار دلار همۀ مشکلاتت حل می‌شود؟ پس چرا دست برنمی‌داری؟» والتر در پاسخِ جِسی می‌گوید که اسکایلر دیگر او را نمی‌خواهد و آرزو دارد که هرچه زودتر سرطان برگردد و او را سقط کند. خانواده‌اش در حال فروپاشی است و: «از زندگی برای من فقط همین پختن مانده است». شدت استیصال و درماندگی والتر با وجود داشتن هشتاد میلیون دلار برای بیننده کاملاً روشن است. درنهایت والتر همه چیزش را از دست می‌دهد. دلارهایش به باد می‌رود و خانواده‌اش از هم می‌پاشد و پسرش به او می‌گوید: «کاش بمیری».

داستان سریال آنچنان گیرا و جذّاب است و چفت و بست محکمی دارد که بعید می‌دانم کسی بتواند در میانۀ راه از تماشای سریال دست بردارد. شخصیت‌پردازی‌ها دقیق هستند و بیننده با خلق‌وخوی آن‌ها آشنا می‌شود و، اگر حواسش را جمع کند، تا حد زیادی می‌تواند کارهای بعدیِ آن‌ها را پیش‌بینی کند. شخصیت‌های اصلی فیلم (والتر، اسکایلر، جِسی) تقریباً در همۀ قسمت‌ها حضور دارند. این مهم است که کارگردانِ هوشمندِ ما این سه شخصیت را، با وجود خطرهایی که برایشان اتفاق می‌افتد، تا پایانِ داستان زنده نگاه می‌دارد. شخصیت‌های فرعی نیز کاملاً حساب‌شده وارد سریال می‌شوند و هیچ‌کدام اضافی نیستند، خصوصاً مری خواهر اسکایلر و هَنک شوهرش که شخصیتی جذّاب دارد و مأمور ادارۀ مبارزه با مواد مخدر است. هم‌چنین می‌توان گفت تقریباً هیچ‌یک از شخصیت‌های حاشیه‌ایِ سریال به حال خود رها نمی‌شوند و در جاهای مختلف به داستان برمی‌گردند. دوربین در جاهای متعددی از سریال با بیننده حرف می‌زند: روی چیزهای خاصی زوم می‌کند و عملاً به بیننده می‌گوید که «دقت کن! با این‌ها بعداً کار داریم».

در این سریال مسائل اخلاقیِ زیادی مطرح شده است (گناه، خیانت، خودفریبی، دروغ‌گویی، عذاب وجدان، پیش‌داوری، جنایت) و به نظر من داستان از همۀ این دغدغه‌ها و ستیزها سربلند بیرون آمده است، به طوری که بیننده ناخودآگاه از زندگی غیراخلاقی نفرت پیدا می‌کند و به زندگیِ سالم و اخلاقی تشویق می‌شود. گمان نمی‌کنم هیچ وعظ و پند و اندرزی بتواند چنین تأثیری بر شخص بگذارد. دیگر نکتۀ مهم این است که، برخلاف بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها، دوربین در این سریال تا حدّ بسیاری عفیف است و در جاهای زیادی چشم‌هایش را درویش می‌کند با این‌که فضا برای ترک‌تازی دوربین کاملاً فراهم است. من دیگر آثار این کارگردان را ندیده‌ام و نمی‌دانم که در کارهای دیگرش نیز این‌گونه است یا فقط در این سریال چنین کرده است.


و اما در خصوص عنوانِ فارسیِ سریال

عنوانِ Breaking Bad تعبیری عامیانه است که در شهر وقوع داستان رواج دارد به معنای «برپا کردن جهنم» یا «ورود به زندگی جنایتکارانه». گویا این تعبیر در حالت اسمی می‌تواند به معنای قانون‌شکن یا افسارگسیخته نیز باشد. من این آخری را پسندیدم و در اینجا به کار بردم ولی مطمئن نیستم که بهترین گزینه را انتخاب کرده باشم.


سه‌شنبه بیست‌وسوم اردیبهشت نودونُه / هجدهم رمضان چهل‌ویک
◾️از تو بدن خسته جدا خواهم شد
بي دست و زبان بي سر و پا خواهم شد
عمري به هواي تو زمين گير شدم
اين بار ولي رها رها خواهم شد(؟)

شهادت آن اسوه عدالت و انسانيت تسليت باد.
https://news.1rj.ru/str/aashoorinejad
نرم افزار جامع الاحادیث همراه از سوی مرکز نور تولید و به صورت رایگان عرضه شد. 👇👇👇👇