مدیریت کاربردی/ارشیا دکامی – Telegram
مدیریت کاربردی/ارشیا دکامی
15.2K subscribers
619 photos
664 videos
10 files
406 links
مرکز مدیریت کاربردی ایران
آموزش مهارتهای ضروری مدیریت در ایران
به زبان ساده و کاملا کاربردی

مدیر و نویسنده: ارشیا دکامی
بنیانگذار مرکز مدیریت کاربردی ایران

اطلاعات بیشتر👇🏻
https://zil.ink/ipmc

تماس:
02178763000
02128421681
02126247202
Download Telegram
Forwarded from Arshia Dekami
☝️☝️☝️مدیران! یس من می خواهید؟ (قسمت اول)
@PracticalManagement

◀️یکی از معضلات مدیران بزرگ دنیا داشتن مدیران پایین دستی معروف به یس من (Yes-man) است ، یس من همان بله قربان گوهای خودمان است.

❗️❗️❗️این تیپ آدمها برای مدیران بزرگ به عنوان معضل شناخته می شوند ولی برای مدیران ضعیف نعمت.

در کشور عزیز ما، اغلب مدیران عاشق این تیپ آدمها هستند یعنی کلاً با یس من ها خوب می توانند مدیریت کنند. وای به حال آن کارمند و مدیری که مخالفت کند، نظر بدهد و ایراد بگیرد، به سرعت به انزوا فرستاده شده و نادیده گرفته می شود و هزار مشکل برایش به وجود می آورند …. بگذریم امروز می خواهیم کمی در مورد معایب این یس من ها که مورد علاقه اغلب ما مدیران ایرانی است بحث کنیم.

◀️ اول بگذارید ببینیم هدف از استخدام کارمندان و مدیران پایین دست چیست ؟

⭕️ آیا قرار است که مثل ربات برنامه ریزی شوند و همه دستوراتی که ما به آنها می دهیم انجام دهند و فقط بگویند بله؟ … (اگر اینطور است بهتر است از همین رباتهای جدید ژاپنی بخریم خیلی بهتر از آدمها کار می کنند)
⭕️ آیا استخدام می کنیم که دیکته های ما را انجام دهند ؟ استخدام می کنیم که ما را تایید کنند؟؟
مدیرانی که با این تصور کارمندان و مدیران پایین دست را استخدام می کنند ادامه نوشته را مطالعه نفرمایند که به دردشان نمی خورد چون به هدفشان رسیده اند. ادامه این نوشته برای کسانی است که با اهداف و خواسته هایی غیر از این استخدام می کنند و دوست ندارند دچار این یس من ها بشوند.

◀️ همانطور که میدانیم هدف از استخدام و بکارگیری مدیران پایین دست واگذاری بخشی از مدیریت سازمان در حوزه ای که فرد بکار گرفته می شود است و همچنین استخدام کارمند برای اداره و کنترل فعالیتی است که برایش در نظر گرفته ایم. مدیران ارشد سازمان ها استراتژی کلی سازمان را تعیین می کنند و دیگر خود را درگیر مسائل پایین دست نمی کنند بلکه برای هر واحد یا بخشی مدیری انتخاب و فعالیتها به او واگذار می شود همچنین از او برای همفکری و کمک در مسائل کلان سازمانی در حوزه کاریش کمک گرفته می شود. و طبیعی است که با توجه به ارتباط نزدیکتر، مسایل و مشکلات حوزه کاری را بهتر از مدیران ارشد دیده و بهبود هایی را پیشنهاد خواهد کرد. سپس از این پیشنهادات و گزارشات استفاده شده و با توجه به استراتژی سازمان انجام و یا کنار گذاشته می شوند. و مدیران بزرگی که از یس من ها به عنوان معضل یاد می کنند به خوبی آگاهند که از کمک های فکری و راهگشا در حوزه یس من ها خبری نیست و مجبورند با تمامی مشکلات مربوطه به تنهایی مبارزه کنند و مدیر پایین دستش فقط می گوید “بله شما صحیح می فرمایید” و در عوض خوب می دانند که مخالفت ها و ایراداتی که از ناحیه مدیران دیگر شنیده می شود تماماً کمکهایی است که برای کشف مشکلات و معضلات آشکار و پنهان سازمان مطبوعش به او می شود لذا از مخالفتها نمی هراسند و به خوبی همه را شنیده و تجزیه و تحلیل نموده سپس تصمیم می گیرند اما یس من چیزی برای ارائه ندارد و دقیقاً به همین دلیل است که مدیران توانمند یس من را معضل می دانند.
@PracticalManagement
ارشیا دکامی @arshiad

ادامه دارد...🚶🏻🚶🏻🚶🏻
و یا در لینک زیر (منبع این مطلب )می توانید ادامه آن را مطالعه فرمایید...
http://www.dekami.com/?p=1149
👍3😢1
Forwarded from Arshia Dekami
☝️☝️☝️مدیران! یس من می خواهید؟ (قسمت دوم)
@PracticalManagement

◀️ مدیران توانمند از انتقادات نمی هراسند و از مخالفت کارمندان فرار نمیکنند و نیازی هم به تایید، تعریف و تمجید ندارند. شرکتهای مشتاق بهبود، هر ساله مقادیر زیادی سرمایه گذاری می کنند تا در سازمان خود عارضه یابی نموده و مشکلات را کشف نمایند ولی متاسفانه علاقه ای به شنیدن صدای پرسنل خود ندارند در عوض مدیران توانمند می دانند که این مدیران منتقد که مدام این مشکلات و معضلات را به آنها گوشزد می کنند همان عارضه یابهای او هستند. منتقدان سرزنش نمی کند بلکه عملکردها را نقد می کنند و این شمایید که باید به عنوان یک مدیر توانمند تمامی انتقادات و معضلات را گرفته و تجزیه تحلیل کنید سپس به کمک همین مدیران اقدام به اصلاح کنید با اینکار شما مدام بهبود را در سازمان خود تجربه خواهید کرد. از آنجایی که انسان همیشه نیازمند تایید غرورش است یس من ها هم این نیاز انسان را می دانند و با بله گفتن های خود احساس خوشایندی به مدیرشان می دهند. اگر کمی در این نیاز غرق شوید شک نکنید از لذت آن شما و سازمانتان غرق خواهید شد. این نیاز برای انسان مانند خواب شیرین صبحگاهی است که بسیار لذت بخش است، ساعت زنگ می زند اگر شما لذت خواب شیرین را ترجیح دهید به طور حتم از کارتان باز خواهید ماند اما اگر بیدار شوید به کارتان خواهید رسید. مدیران و کارمندان لجباز و منتقد همان ساعت زنگی ها هستند که مدام زنگ می زنند بی توجه از کنار آنها عبور نکنید و لذت یس من ها را به آنها ترجیح ندهید.

◀️ دکتر گری هامل استاد دانشگاه میشیگان در یکی از ده اصل نظریه استراتژی انقلابی خود به زیبایی در مورد مدیران میانی منتقد می گوید:”انقلابیون در هر شرکتی وجود دارند اگر کمی جستجو کنید افرادی را می یابید که از قواعد و مقررات موجود صنعت ناراضی هستند (مانند مدیران منتقد لجباز در رده های میانی) ولی هیچ فرآیندی که اجازه شنیدن صدای آنها را بدهد وجود ندارد. رده های مختلفی از بروکرات های محتاط مانع شنیده شدن صدای انها توسط مدیران ارشد می شوند و آنها به تدریج منزوی شده و ارتباطشان با سایرین قطع می شود. لذا مانند پناهندگان اقتصادی در جستجوی فرصت های بهتر در وادی های جدید سازمان خود را ترک می کنند به امید اینکه سازمان و مدیری با قدرت درک بالاتر بیابند.”(۱)

❗️❗️❗️ توضیح اینکه در ایران خود مدیران ارشد هم تمایلی به شنیدن صدای این مدیران منتقد لجباز ندارند.

@PracticalManagement
ارشیا دکامی
منبع:
http://www.dekami.com/?p=1149
Forwarded from Arshia Dekami
😊😡تفاوت بین مدیریت و ریاست
@PracticalManagement

◀️ ما واژه های مدیریت و ریاست و مدیر و رییس را بسیار شنیده ایم ولی هیچگاه پرسیده ایم بین این دو چه تفاوتهایی هست ؟ آیا واقعا مدیر با رییس متفاوت است ؟
آیا این واژه ها به درستی استفاده می شوند؟
باید بگویم متاسفانه این عناوین به درستی استفاده نمی شوند.

🔺مدیریت خلق و تولید روشهای مدون و قابل قبول با توجه به شرایط و محدودیتهای موجود برای رسیدن به هدف می باشد یعنی هدف تعریف می شود و این مدیر است که با توجه به تمام محدودیت های سازمانش و با توجه به شرایطی که در آن قرار دارد اقدام به هدایت سازمان نموده و روشهای جدید همراه با خلاقیتهای پایدار را تولید و خلق می نماید.
🔺اما ریاست به حفظ و نگهداری و نظم وترتیب دادن به وضعیت موجود می پردازد وخلاقیت و آفرینشی در آن دیده نمی شود شرایط هرچی هست باشد رییس درجا می زند و تلاش می کند شرایط را همانگونه که هست حفظ نماید.

🔴 معمولا روسا در حال امر و نهی کردن هستند ولی مدیران برعکس در تعامل با پرسنل خود و استفاده از نظرات آنها هستند.

🔴 یک مدیر بازخوردهای اقدامات خود را دریافت و تحلیل می نماید. اما رییس بازخوردها را دریافت و تنبیه می نماید.

🔴 رییس برای نگهداری وضع موجود از اهرم زور گاهی استفاده می کند ولی مدیر اهرمی به نام زور را نمی شناسد.

🔴 رییس جبهه می گیرد ولی مدیر مشاوره می کند

🔴 رییس وابسته به قدرت است اما مدیر وابسته به اعتماد کارکنان

🔴 رییس توقع احترام دارد اما مدیر احترام را بر می انگیزد.

🔴 مدیر حس اعتماد را اشاعه می دهد اما رییس ترس

🔴 رییس دنبا خطاکار میگردد اما مدیر دنبال اشتباه


و … بسیاری از خصلت های دیگر که احتمالا همه ما به نحوی در محیط کار خود و اطراف بسیار مشاهده نموده ایم.

در این میان مدیران قوی و ضعبف وجود دارند همچنین روسای قوی و ضعیف نیز وجود دارند. متاسفانه بسیار دیده می شود که مدیران تبدیل به رییس شده اند و جایگاه خود را فراموش کرده اند.

حال تصمیم بگیرید می خواهید مدیر باشید یا رییس؟؟؟ کدام برای شما لذت بخش تر است؟؟؟

شاید ریاست لذت زیادی دارد که همه اطراف ما را رییس فرا گرفته است.

کاش کمی مدیر می دیدیم.
@PracticalManagement

ارشیا دکامی

منبع:http://www.dekami.com/?p=255
👍2
🚘ناجي خودروسازان ژاپني 🚗
@PracticalManagement

◀️ مصاحبه اي را كه در ذيل مي خوانيد،حاصل گفت وگوي تاد بنجامين، سردبير اقتصادي شبكه تلويزيوني CNN آمريكا، با كارلوس گوسن، مديرعامل شركت خودروسازي نيسان ژاپن و معروف به ناجي خودروسازان ژاپني است.
هنگامي كه آقاي گوسن در سال 1999 سكان مديريت شركت نيسان را بر عهده گرفت، اين كمپاني در آستانه ورشكستگي قرار داشت. اما گوسن معجزه گر، موفق گرديد با كاهش هزينه ها، افزايش فروش و بازگرداندن كارخانه به سودآوري، نيسان را از يك خودروساز ورشكسته به خودروساز موفق بين المللي تغيير شكل دهد.

1⃣ هنگامي كه در سال 1999 سكان مديريت نيسان را به دست گرفتيد، اين شركت 17 ميليارد دلار بدهي بالا آورده بود. ولي شما موفق شديد به لحاظ حاشيه سود، نيسان را به سودآورترين كمپاني خودروساز جهان تبديل كنيد. چه فاكتورهاي كليدي در اين زمينه دخيل بودند؟

⭕️ گوسن: سه فاكتور اساسي در اين زمينه مؤثر بوده اند. اولين فاكتور، به مديريت شركت مربوط مي شود كه بايد چشم انداز كلي را به صورتي شفاف و كاملاً ساده براي كاركنان تبيين و تشريح نمايد. به عبارت ديگر، شما بايد به كاركنان تحت امر خود تفهيم كنيد كه مقصدي را كه در پيش گرفته ايد، به كجا ختم مي شود.
فاكتور دوم اين است كه شما بايد يك استراتژي مشخص براي رسيدن به آن مقصد در اختيار كاركنان شركت بگذاريد و در درجه سوم، تا مي توانيد مي بايست روحيه تعهد را در كاركنان شركت بالا ببريد. آنها بايد متوجه باشند كه اگر نسبت به اهداف عاليه شركت تعهد نداشته باشند، به نوعي تيشه به ريشه خود زده اند.

2⃣ به نظر شما، بزرگ ترين اشتباهي كه مديران در موقعيت بازگشت به حالت عادي مرتكب مي شوند، چيست؟

⭕️ گوسن: بزرگ ترين اشتباه در اين زمينه، به نحوه تعامل مديران با كاركنان مربوط مي شود. چنانچه اين تعامل به درستي صورت نگيرد، پيامدهاي مخربي را به همراه خواهد داشت. شما به عنوان مدير مجبور هستيد چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم با افراد تحت امرتان رابطه برقرار كرده و از انتظارات آنها مطلع شويد. شما بايد به انتظارات معقول آنها پاسخ درست بدهيد تا از اين طريق آنها نيز انتظارات شما را برآورده سازند. نتيجه چنين تعاملي، نجات شركت و بازگشت آن به روزهاي آفتابي خواهد بود.

3⃣ فرق ميان يك مدير خوب با يك مدير بزرگ چيست؟

⭕️ گوسن: مدير بزرگ حتماً به نتيجه مي رسد، زيرا يك مدير بزرگ داستان جديد و طرح بديعي را از نو براي شركت تدارك مي بيند كه كاملاً با رويكرد قبلي شركت متفاوت است. واضح است كه طرح بديع، نتايج چشمگيري را در پي دارد.

4⃣ همه شما را به عنوان يك معمار احياء و رهبر تحول شركت هاي خودروسازي مي شناسند. مي خواستم از شما بپرسم كه چه زماني به اين نكته پي برديد؟ آيا حادثه يا رويداد خاصي موجب شد تا به اين نتيجه برسيد؟ يا اينكه از همان دوران كودكي در چنين انديشه اي بوديد؟

⭕️گوسن: اين اتفاق حين كار برايم رُخ داد. همه ما در دوران كودكي و خردسالي فكر مي كنيم كه رييس هستيم. لذا در همه فعاليت ها اعم از ورزشي، اجتماعي و غيره اين طور وانمود مي كنيم كه رهبر گروه هستيم. البته همه بچه ها اين طور نيستند. اما در بزرگسالي وضع فرق مي كند. همين كه فرد مقداري تجربه كاري پيدا كرد، احساس مي كند كه با گذشته فرق كرده است. بنابراين به اين فكر مي افتد كه اين تفاوت را به ديگران نشان دهد.

5⃣ اين لحظه چه موقعي براي شما اتفاق افتاد؟

⭕️ گوسن: يكبار به كشور ژاپن رفته بودم. از آنجایی که هيچ شناختي درخصوص اين كشورو فرهنگ ژاپني ها نداشتم. اما احساس كردم كه بهتر از ساير دوستانم قادر به برقراري ارتباط با ژاپني ها هستم. همين اعتماد به نفس باعث شد تا به اين فكر بيفتم كه 🔺قادر به برقراري ارتباط با يكي از قوي ترين فرهنگ هاي جهان 🔺هستم و توانايي ايجاد تغيير را دارم.

6⃣ به نظر شما، كليدي ترين عامل براي تشويق و ترغيب افراد به همكاري كدام است؟ سؤال ديگر اينكه، بيشتر مديران كجا دچار اشتباه مي شوند؟

⭕️ گوسن: اولين چيزي كه بايد در اين خصوص بدانيد اين است كه چه چيزي از شما انتظار مي رود و اطرافيان چه انتظاراتي از شما به عنوان مدير دارند. انتظارات هم فقط در عملكرد و آمار و ارقام خلاصه نمي شود، بلكه درك موقعيت و توانمندي ها و نقاط ضعف شركت را هم دربرمي گيرد.

7⃣ چه توصيه اي براي كساني كه مي خواهند پايشان را توي كفش بزرگ تري بگذارند، داريد؟

⭕️ گوسن: به خودتان اطمينان داشته باشيد. اهداف بلندمرتبه و بزرگي براي خود تعيين كنيد. از شكست هرگز نهراسيد، زيرا ترس از شكست هميشه با شكست همراه است. به افراد پيرامون خود هم اطمينان كنيد.
@PracticalManagement


منبع:
http://iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=2038&magno=88
1
Forwarded from Arshia Dekami
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
چند نکته مدیریتی

1⃣ تفکر مبتنی بر صفر را در همه امور بکار گیرید...

یعنی

🔹حذف همه آدمهای اشتباه

🔹توقف همه سرمایه گذاریهای اشتباه

🔹حذف همه محصولات و خدمات اشتباه

2⃣ آدم خوب یا مدیر خوب بودن به معنی عدم حذف آدمهای بی کفایت از سازمان نیست.

3⃣ دیر استخدام و زود اخراج کنید.

4⃣ علت ۸۰% عدم موفقيت سازمانها در درون سازمان است ولی عموم مدیران عاشق بهانه هستند.
(بعنوان مثال شرایط بد اقتصادی ، رکود و...)

5⃣ برای حل مشکلات خود طوفان فکری راه بیندازید. و مشکل را در قالب سوال مطرح کنید.
سپس حداقل ۲۰ راه حل برای آن مکتوب کنید
معمولا بهترین و خلاقانه ترین راه حلها اخرین راهها هستند.

@PracticalManagement

📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
@PracticalManagement
🔔🔔🔔 نكته طلايي از نويسنده پرفروش و كارآفرين برتر در مورد برندينگ شخصي (Personal Branding):

◀️ ست گادین (Seth Godin) در یکی از مصاحبه‌های اخیرش گفت:
مهم‌ترین تغییری که در آینده نزدیک در «جذب منابع انسانی» مشاهده می‌کنم، کاهش ارزش رزومه‌ها و افزایش اهمیت «ردپای دیجیتال» یا «Digital Footprint» است. مجموعه نوشته‌های یک نفر در وبلاگ خود، در شبکه‌های اجتماعی، عکس هایی که در اینستاگرام به نمایش می‌گذارد، نوشته‌هایی که توییت می‌کند، عکس پروفایل او در نرم‌افزارهایی مثل وایبر و واتساپ و فیس بوک و کاوری که برای صفحه خود انتخاب می‌کند و مطالبی که لایک می‌کند یا به اشتراک می‌گذارد، چنان پروفایل دقیقی از دانش و نگرش شخص در اختیار قرار می‌دهد که چند برگ رزومه که با هزار دقت و وسواس پس از مشاهده آگهی استخدام تنظیم می‌شود، هرگز آن کارایی و دقت را ندارد.
@PracticalManagement

📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈

هنر گوش کردن👂🏻👂🏻👂🏻
@PracticalManagement
یکی از هنرهای ارتباطی مدیران موفق، توانایی گوش دادن مؤثر است؛ حتی برخی از صاحبنظران ارتباطات انسانی بر این باورند که گوش دادن مؤثر به سخنان دیگران، سنگ بنای مهارت ارتباطی مدیران امروزی است.
در توضیح این مهارت باید گفت بین شنیدن و گوش دادن تفاوت هست. وقتی کسی می‌شنود، کلمات در ذهن او ثبت می‌شود، ولی هیچ پردازشی روی آنها انجام نمی‌شود. ولی وقتی کسی گوش می‌دهد، کلمات به طور فعال در ذهن او ثبت و پردازش می شود و سپس مورد استفاده قرار می‌گیرد، بنابراین می‌توان گوش‌کردن را به صورت حرکتی از شنیدن، درک کردن، به یاد آوردن و استفاده از شنیده‌ها در نظر گرفت.
پس منظور از گوش دادن مؤثر در واقع توجه کردن به شنوده‌ها و منعکس نمودن احساسات طرف مقابل است.
برای گوش دادن فعال باید حداکثر استفاده را از حواس خود به عمل آوریم؛ روی آنچه شخص مقابل احساس می‌کند و بر زبان می آورد متمرکز شویم و با هدف درک کردن به او گوش دهیم. باید توجه نمود گوش‌دادن فعال زمانی نمایان می‌شود که رفتارها حاکی از توجه به طرف مقابل باشد.
در روابط بین فردی با مهارت گوش‌دادن فعال سر و کار داریم که شامل پیام‌های کلامی و غیر‌کلامی است؛ لذا برای کسب این مهارت باید رفتارهای کلامی و غیر‌کلامی را بشناسیم. پیام کلامی مانند بیان استنباط خود نسبت به نظریات و احساسات گوینده با لحنی دوستانه و پیام‌های غیرکلامی مانند تصدیق سخنان طرف مقابل با استفاده از حالات چهره است.

🔴 الف- نشانه های کلامی
این نشانه ها به صورت تصدیق، تحسین، انعکاس احساسات، تعبیر و تفسیر کردن از گفتار در مخاطب ظاهر می‌شود.

1⃣ تصدیق:
این نوع از نشانه کلامی شامل کلمات و عباراتی است که نشانه تأیید یا موافقت با رفتار و گفتار طرف مقابل است. از تصدیق برای تقویت قسمت‌های مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده می‌شود.

2⃣ تحسین:
تحسین هم مانند تصدیق و نوعی تقویت مثبت است. ولی فراتر از تأیید ساده یا توافق بر گفتار یا رفتار طرف مقابل به حساب می‌آید و کاربرد آن زمانی است که شخص مقابل به همدردی برای کسب آرامش نیاز دارد.

3⃣ انعکاس احساسات:
انعکاس احساسات نوعی همدردی است.

4⃣ تعبیر و تفسیر کردن:
شنونده با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود، مطالبی را که می شنود برای گوینده تفسیر می‌کند تا گوینده مطمئن شود، مخاطب سخنان وی را درست فهمیده است و همچنین نشان دهد در طول تعامل با دقت به سخنانش گوش داده است.

🔴 ب- نشانه های غیر کلامی
پاسخ‌های غیر‌کلامی نیز در گوش کردن نقش مهمی دارد. برخی از این رفتارها نشانه توجه به گوینده و برخی هم نشانه بی‌توجهی به اوست که باید به آنها اهمیت داد.
از نشانه های غیر‌کلامی رایج می‌توان به این موارد اشاره نمود:
1⃣ تکان دادن سر
2⃣ حالات چهره
3⃣ وضعیت بدن
4⃣ تماس چشمی مستقیم: شنوندۀ خوب، نسبت به گوینده نگاه‌های طولانی‌تری دارد.


@PracticalManagement

📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈

🔴 تاثیر مدیریت بد در سازمان
@PracticalManagement

گویند روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی به محل درس وارد شد تا سوالی از حکیم بپرسد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به وی می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم کرده و چند سئوال ساده پرسید و رفت.

فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، به محل درس وارد شد تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود. یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید:چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید؟ ابوریحان گفت:یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد…شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد.

از این داستان در می یابیم که هرچقدر سطح مدیریتی یک شخص در سازمان بالاتر می رود تاثیر گسترده تر و پایدارتری از خود به جای می گذارد. یک پرسنل و کارگر سطح پایین اگر ناتوان باشد نهایتاٌ باعث آسیبهای کوچکی نظیر آسیب به ماشین آلات، افزایش توقف و کاهش تولید موقتی خواهد شد که همگی قابل جبران بوده و یا بیشتر آنها با آموزش قابل رفع هستند. اما مدیر بد کل سازمان را به بیراهه برده و باعث از دست دادن زمان ، اعتبار شرکت، قدرت رقابتی،انگیزه کارکنان و پرسنل توانایی می شود که شاید هرگز موفق به جبران آنها نشوید.

لذا باید در انتخاب سطوح بالاتر مدیریتی سازمانی دقت بالاتر و گزینه های سختیگرانه تری برای شناسایی توانایی فرد به کار برد. انتخاب مدیریت خوب برای سازمان از مهمترین و اساسی ترین گزینه های پیشرفت در یک سازمان است. متاسفانه انتخاب مدیریت در ایران بر اساس تواناییهای مدیریتی و رهبری فرد نیست بلکه گزینه هایی نظیر سابقه کارشناسی خوب، سابقه آشنایی ، ستایشگری و بسیاری موارد دیگر که اساسا ارتباط چندانی با توانایی مدیریت و گزینه هایی که برای این امر لازم است ندارند در انتخاب مدیر موثر هستند.

بسیار دیده می شود که این مدیران ناتوان، رفتارهای ناشایستی از خود بروز می دهند که تنها باعث بی انگیزگی، نارضایتی و فرار زیردستان از سازمان می شوند. گروهی از این مدیران با ایجاد تنش و تزریق استرس به سازمان آسیب های جبران ناپذیری را به مجموعه و شرکت وارد می کنند.این گروه از مدیران با هدف گرفتن نتیجه برای سازمان تلاش می کنند اما متاسفانه به دلیل نداشتن توانایی و علم مدیریت نتیجه عکس میگیرند.

برخی دیگر از مدیران که به نظر من بدترین نوع مدیریتی است که من تاکنون دیده ام و تجربه کار با آنها را داشته ام مدیران بی تفاوتی است که هیچ بازخوردی به شما نمی دهند. این مدیران گزارشات کارکنان زیردست را مطالعه نمی کنند و یا اگر مطالعه می کنند هیچگونه بازخوردی به آن نشان نمی دهند. همچنین نطارتی بر کار شما نداشته و دخالتی نمی کنند و شما نمی دانید که راه درست را می روید یا راه نادرست و در هاله ای از ابهام و سردرگمی گرفتار می شوید. نسبت به نظرات شما بی تفاوت هستند، حتی اگر با آنها مخالف باشید هیچگونه عکس العملی نسبت به نظر شما در ظاهر ندارند و نمی دانید موافق شما هستند یا مخالف، ولی در خفا نسبت به شما کینه توزی می نماید. این مدیران گرفتار حسادت عجیبی هستند که علاقه ای به افرادی که بیشتر از آنها بداند نداشته و تمام تلاش خود را با زیرکی تمام انجام می دهند که افراد توانا را از سازمان ترد و جدا نمایند و قدرت خود را در نبود افراد توانا می داند چراکه وجود این افراد، ناتوانی آنها را در سازمان هویدا می سازد و آنها از این می ترسند. اینگونه مدیران معمولا از شخصیتی آرام و به ظاهر بی خطر برخوردارند اما در عمق چشمان آنها حسادت و کینه توزی موج می زند. هدف این گروه مدیران حفظ موقعیت خود با هر قیمتی است.

با وجود مدیران ناتوان و نالایق ،کارکنان بهترین راه حلی که در پیش میگیرند فرار از این شرایط بد بوده و به شرکتی دیگر حتی با درآمد پایین تر می روند. رهبران بالادست سازمانها متاسفانه تلاشی برای شناسایی نشانه های نارضایتی ناشی از نادرستی کار و رفتار مدیران ناوارد نمی کنند حتی بسیار دیده شده به مدیران بد پاداش و ترفیع نیز می دهند.

به نظر من وجود اینگونه مدیران به ویژه در سطوح بالای مدیریتی مانند سرطان برای سازمان می ماند و مانند هر نوع سرطان، بهترین راه جلوگیری ، تشخیص زودهنگام است. تلاش کنید مدیران ناتوان و نالایق سازمان خود را به سرعت شناسایی و عوض کنید عدم توجه به سرطان نهایتا موجب مرگ است.

ارشیا دکامی

@PracticalManagement
👍1
Forwarded from Arshia Dekami
🔴 رهبری واقعی نیاز به شجاعت دارد

🕑 زمان لازم برای خوندن : یک دقیقه

@PracticalManagement

♦️يک رهبر واقعى بايد نحوه مديريت شکست‌ها و ناکامى‌ها را بلد باشد.♦️

اين جمله از عبدالکلام، رئيس جمهور
ى کشور هند است که در ٢٢ مارچ ٢٠٠٨ در يک کنفرانس اقتصادى در فيلادلفيا بيان کرد.
از او پرسيده شد:
آيا مى‌توانيد از بين تجربياتت خودتان، مثالى بزنيد در مورد اين که رهبران چگونه بايد شکست‌ها را مديريت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنين بود:

در سال ١٩٧٣ من به عنوان مدير پروژه پرتاب نخستين ماهواره هند برگزيده شدم. هدف ما قرار دادن نخستين ماهواره هند به نام «روهينى» در جوّ زمين تا سال ١٩٨٠بود. بودجه و نيروى انسانى کافى در اختيار من قرار داده شد و در عين حال، به طور شفاف و صريح به من گفته شد که بايد حتماً تا سال ١٩٨٠ ماهواره به فضا ارسال شود. هزاران نفر در قالب سيستم‌هاى علمى و فنى براى رسيدن به اين هدف همکارى مى‌کردند.

در سال ١٩٧٩- فکر مى‌کنم ماه آگوست بود- که ما فکر کرديم براى انجام کار آماده شده‌ايم. من به عنوان مدير پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم. چهار دقيقه قبل از پرتاب ماهواره، کامپيوتر شروع به کنترل کردن تمام مواردى که پيش‌بينى شده بود کرد. يک دقيقه بعد، کامپيوتر برنامه پرتاب را متوقف کرد و اعلام کرد که بعضى از مولفه‌هاى کنترلى درست کار نمى‌کنند. کارشناسان و خبرگان فن به من گفتند که نگران نباشم. آن‌ها همه محاسبات لازم را کرده‌اند و مشکلى نيست.
من با توجه به حرف آن‌ها، کنترل سيستم را از «کامپيوترى» به حالت «دستى» تغيير دادم و دکمه پرتاب موشک را فشار دادم. در مرحله اول، همه چيز روبراه بود. امّا در مرحله دوم، مشکلى پيش آمد و به جاى آن که ماهواره در جوّ زمين قرار گيرد کل سيستم موشکى در خليج بنگال سقوط کرد. اين يک شکست بزرگ بود.

آن روز، پروفسور داوان رئيس سازمان فضايى هند از قبل ترتيب يک کنفرانس مطبوعاتى را داده بود. پرتاب در ساعت ٧ صبح بود و کنفرانس مطبوعاتى که روزنامه‌نگارانى از سراسر جهان در آن حضور داشتند در ساعت ٧ و ٤٥ دقيقه برگزار شد. پروفسور داوان، خودش در کنفرانس مطبوعاتى شرکت کرد و مسئوليت شکست را به عهده گرفت. او گفت تيم پروژه بسيار سخت کار کرده‌اند امّا هنوز از نظر فناورى به پشتيبانى بيشترى نياز دارند. او به نماينده‌هاى رسانه‌هاى گروهى اطمينان داد که سال بعد، تيم پروژه حتماً موفق خواهند شد. در واقع، من مدير پروژه بودم و اين شکست، تقصير من بود امّا او به عنوان رئيس سازمان مسئوليتش را به عهده گرفت.

سال بعد، در جولاى ١٩٨٠، دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمايش کرديم. اين بار همه چيز موفقيت آميز بود و تمام ملّت هند غرق در افتخار شدند. دوباره، کنفرانس مطبوعاتى ترتيب يافته بود. پروفسور داوان مرا کنارى کشيد و به من گفت: «امروز تو بايد کنفرانس مطبوعاتى را برگزار کنى.»

آن روز من درس بزرگى آموختم. هنگامى که شکست پيش آمد، رئيس سازمان مسئوليت شکست را بر عهده گرفت و هنگامى که موفقيت حاصل شد، او افتخار آن را به تيم پروژه بخشيد.

📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement