Forwarded from Arshia Dekami
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
چند نکته مدیریتی
1⃣ تفکر مبتنی بر صفر را در همه امور بکار گیرید...
یعنی
🔹حذف همه آدمهای اشتباه
🔹توقف همه سرمایه گذاریهای اشتباه
🔹حذف همه محصولات و خدمات اشتباه
2⃣ آدم خوب یا مدیر خوب بودن به معنی عدم حذف آدمهای بی کفایت از سازمان نیست.
3⃣ دیر استخدام و زود اخراج کنید.
4⃣ علت ۸۰% عدم موفقيت سازمانها در درون سازمان است ولی عموم مدیران عاشق بهانه هستند.
(بعنوان مثال شرایط بد اقتصادی ، رکود و...)
5⃣ برای حل مشکلات خود طوفان فکری راه بیندازید. و مشکل را در قالب سوال مطرح کنید.
سپس حداقل ۲۰ راه حل برای آن مکتوب کنید
معمولا بهترین و خلاقانه ترین راه حلها اخرین راهها هستند.
@PracticalManagement
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
چند نکته مدیریتی
1⃣ تفکر مبتنی بر صفر را در همه امور بکار گیرید...
یعنی
🔹حذف همه آدمهای اشتباه
🔹توقف همه سرمایه گذاریهای اشتباه
🔹حذف همه محصولات و خدمات اشتباه
2⃣ آدم خوب یا مدیر خوب بودن به معنی عدم حذف آدمهای بی کفایت از سازمان نیست.
3⃣ دیر استخدام و زود اخراج کنید.
4⃣ علت ۸۰% عدم موفقيت سازمانها در درون سازمان است ولی عموم مدیران عاشق بهانه هستند.
(بعنوان مثال شرایط بد اقتصادی ، رکود و...)
5⃣ برای حل مشکلات خود طوفان فکری راه بیندازید. و مشکل را در قالب سوال مطرح کنید.
سپس حداقل ۲۰ راه حل برای آن مکتوب کنید
معمولا بهترین و خلاقانه ترین راه حلها اخرین راهها هستند.
@PracticalManagement
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
@PracticalManagement
🔔🔔🔔 نكته طلايي از نويسنده پرفروش و كارآفرين برتر در مورد برندينگ شخصي (Personal Branding):
◀️ ست گادین (Seth Godin) در یکی از مصاحبههای اخیرش گفت:
مهمترین تغییری که در آینده نزدیک در «جذب منابع انسانی» مشاهده میکنم، کاهش ارزش رزومهها و افزایش اهمیت «ردپای دیجیتال» یا «Digital Footprint» است. مجموعه نوشتههای یک نفر در وبلاگ خود، در شبکههای اجتماعی، عکس هایی که در اینستاگرام به نمایش میگذارد، نوشتههایی که توییت میکند، عکس پروفایل او در نرمافزارهایی مثل وایبر و واتساپ و فیس بوک و کاوری که برای صفحه خود انتخاب میکند و مطالبی که لایک میکند یا به اشتراک میگذارد، چنان پروفایل دقیقی از دانش و نگرش شخص در اختیار قرار میدهد که چند برگ رزومه که با هزار دقت و وسواس پس از مشاهده آگهی استخدام تنظیم میشود، هرگز آن کارایی و دقت را ندارد.
@PracticalManagement
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
@PracticalManagement
🔔🔔🔔 نكته طلايي از نويسنده پرفروش و كارآفرين برتر در مورد برندينگ شخصي (Personal Branding):
◀️ ست گادین (Seth Godin) در یکی از مصاحبههای اخیرش گفت:
مهمترین تغییری که در آینده نزدیک در «جذب منابع انسانی» مشاهده میکنم، کاهش ارزش رزومهها و افزایش اهمیت «ردپای دیجیتال» یا «Digital Footprint» است. مجموعه نوشتههای یک نفر در وبلاگ خود، در شبکههای اجتماعی، عکس هایی که در اینستاگرام به نمایش میگذارد، نوشتههایی که توییت میکند، عکس پروفایل او در نرمافزارهایی مثل وایبر و واتساپ و فیس بوک و کاوری که برای صفحه خود انتخاب میکند و مطالبی که لایک میکند یا به اشتراک میگذارد، چنان پروفایل دقیقی از دانش و نگرش شخص در اختیار قرار میدهد که چند برگ رزومه که با هزار دقت و وسواس پس از مشاهده آگهی استخدام تنظیم میشود، هرگز آن کارایی و دقت را ندارد.
@PracticalManagement
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
هنر گوش کردن👂🏻👂🏻👂🏻
@PracticalManagement
یکی از هنرهای ارتباطی مدیران موفق، توانایی گوش دادن مؤثر است؛ حتی برخی از صاحبنظران ارتباطات انسانی بر این باورند که گوش دادن مؤثر به سخنان دیگران، سنگ بنای مهارت ارتباطی مدیران امروزی است.
در توضیح این مهارت باید گفت بین شنیدن و گوش دادن تفاوت هست. وقتی کسی میشنود، کلمات در ذهن او ثبت میشود، ولی هیچ پردازشی روی آنها انجام نمیشود. ولی وقتی کسی گوش میدهد، کلمات به طور فعال در ذهن او ثبت و پردازش می شود و سپس مورد استفاده قرار میگیرد، بنابراین میتوان گوشکردن را به صورت حرکتی از شنیدن، درک کردن، به یاد آوردن و استفاده از شنیدهها در نظر گرفت.
پس منظور از گوش دادن مؤثر در واقع توجه کردن به شنودهها و منعکس نمودن احساسات طرف مقابل است.
برای گوش دادن فعال باید حداکثر استفاده را از حواس خود به عمل آوریم؛ روی آنچه شخص مقابل احساس میکند و بر زبان می آورد متمرکز شویم و با هدف درک کردن به او گوش دهیم. باید توجه نمود گوشدادن فعال زمانی نمایان میشود که رفتارها حاکی از توجه به طرف مقابل باشد.
در روابط بین فردی با مهارت گوشدادن فعال سر و کار داریم که شامل پیامهای کلامی و غیرکلامی است؛ لذا برای کسب این مهارت باید رفتارهای کلامی و غیرکلامی را بشناسیم. پیام کلامی مانند بیان استنباط خود نسبت به نظریات و احساسات گوینده با لحنی دوستانه و پیامهای غیرکلامی مانند تصدیق سخنان طرف مقابل با استفاده از حالات چهره است.
🔴 الف- نشانه های کلامی
این نشانه ها به صورت تصدیق، تحسین، انعکاس احساسات، تعبیر و تفسیر کردن از گفتار در مخاطب ظاهر میشود.
1⃣ تصدیق:
این نوع از نشانه کلامی شامل کلمات و عباراتی است که نشانه تأیید یا موافقت با رفتار و گفتار طرف مقابل است. از تصدیق برای تقویت قسمتهای مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده میشود.
2⃣ تحسین:
تحسین هم مانند تصدیق و نوعی تقویت مثبت است. ولی فراتر از تأیید ساده یا توافق بر گفتار یا رفتار طرف مقابل به حساب میآید و کاربرد آن زمانی است که شخص مقابل به همدردی برای کسب آرامش نیاز دارد.
3⃣ انعکاس احساسات:
انعکاس احساسات نوعی همدردی است.
4⃣ تعبیر و تفسیر کردن:
شنونده با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود، مطالبی را که می شنود برای گوینده تفسیر میکند تا گوینده مطمئن شود، مخاطب سخنان وی را درست فهمیده است و همچنین نشان دهد در طول تعامل با دقت به سخنانش گوش داده است.
🔴 ب- نشانه های غیر کلامی
پاسخهای غیرکلامی نیز در گوش کردن نقش مهمی دارد. برخی از این رفتارها نشانه توجه به گوینده و برخی هم نشانه بیتوجهی به اوست که باید به آنها اهمیت داد.
از نشانه های غیرکلامی رایج میتوان به این موارد اشاره نمود:
1⃣ تکان دادن سر
2⃣ حالات چهره
3⃣ وضعیت بدن
4⃣ تماس چشمی مستقیم: شنوندۀ خوب، نسبت به گوینده نگاههای طولانیتری دارد.
@PracticalManagement
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
هنر گوش کردن👂🏻👂🏻👂🏻
@PracticalManagement
یکی از هنرهای ارتباطی مدیران موفق، توانایی گوش دادن مؤثر است؛ حتی برخی از صاحبنظران ارتباطات انسانی بر این باورند که گوش دادن مؤثر به سخنان دیگران، سنگ بنای مهارت ارتباطی مدیران امروزی است.
در توضیح این مهارت باید گفت بین شنیدن و گوش دادن تفاوت هست. وقتی کسی میشنود، کلمات در ذهن او ثبت میشود، ولی هیچ پردازشی روی آنها انجام نمیشود. ولی وقتی کسی گوش میدهد، کلمات به طور فعال در ذهن او ثبت و پردازش می شود و سپس مورد استفاده قرار میگیرد، بنابراین میتوان گوشکردن را به صورت حرکتی از شنیدن، درک کردن، به یاد آوردن و استفاده از شنیدهها در نظر گرفت.
پس منظور از گوش دادن مؤثر در واقع توجه کردن به شنودهها و منعکس نمودن احساسات طرف مقابل است.
برای گوش دادن فعال باید حداکثر استفاده را از حواس خود به عمل آوریم؛ روی آنچه شخص مقابل احساس میکند و بر زبان می آورد متمرکز شویم و با هدف درک کردن به او گوش دهیم. باید توجه نمود گوشدادن فعال زمانی نمایان میشود که رفتارها حاکی از توجه به طرف مقابل باشد.
در روابط بین فردی با مهارت گوشدادن فعال سر و کار داریم که شامل پیامهای کلامی و غیرکلامی است؛ لذا برای کسب این مهارت باید رفتارهای کلامی و غیرکلامی را بشناسیم. پیام کلامی مانند بیان استنباط خود نسبت به نظریات و احساسات گوینده با لحنی دوستانه و پیامهای غیرکلامی مانند تصدیق سخنان طرف مقابل با استفاده از حالات چهره است.
🔴 الف- نشانه های کلامی
این نشانه ها به صورت تصدیق، تحسین، انعکاس احساسات، تعبیر و تفسیر کردن از گفتار در مخاطب ظاهر میشود.
1⃣ تصدیق:
این نوع از نشانه کلامی شامل کلمات و عباراتی است که نشانه تأیید یا موافقت با رفتار و گفتار طرف مقابل است. از تصدیق برای تقویت قسمتهای مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده میشود.
2⃣ تحسین:
تحسین هم مانند تصدیق و نوعی تقویت مثبت است. ولی فراتر از تأیید ساده یا توافق بر گفتار یا رفتار طرف مقابل به حساب میآید و کاربرد آن زمانی است که شخص مقابل به همدردی برای کسب آرامش نیاز دارد.
3⃣ انعکاس احساسات:
انعکاس احساسات نوعی همدردی است.
4⃣ تعبیر و تفسیر کردن:
شنونده با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود، مطالبی را که می شنود برای گوینده تفسیر میکند تا گوینده مطمئن شود، مخاطب سخنان وی را درست فهمیده است و همچنین نشان دهد در طول تعامل با دقت به سخنانش گوش داده است.
🔴 ب- نشانه های غیر کلامی
پاسخهای غیرکلامی نیز در گوش کردن نقش مهمی دارد. برخی از این رفتارها نشانه توجه به گوینده و برخی هم نشانه بیتوجهی به اوست که باید به آنها اهمیت داد.
از نشانه های غیرکلامی رایج میتوان به این موارد اشاره نمود:
1⃣ تکان دادن سر
2⃣ حالات چهره
3⃣ وضعیت بدن
4⃣ تماس چشمی مستقیم: شنوندۀ خوب، نسبت به گوینده نگاههای طولانیتری دارد.
@PracticalManagement
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈
🔴 تاثیر مدیریت بد در سازمان
@PracticalManagement
گویند روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی به محل درس وارد شد تا سوالی از حکیم بپرسد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به وی می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم کرده و چند سئوال ساده پرسید و رفت.
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، به محل درس وارد شد تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود. یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید:چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید؟ ابوریحان گفت:یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد…شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد.
از این داستان در می یابیم که هرچقدر سطح مدیریتی یک شخص در سازمان بالاتر می رود تاثیر گسترده تر و پایدارتری از خود به جای می گذارد. یک پرسنل و کارگر سطح پایین اگر ناتوان باشد نهایتاٌ باعث آسیبهای کوچکی نظیر آسیب به ماشین آلات، افزایش توقف و کاهش تولید موقتی خواهد شد که همگی قابل جبران بوده و یا بیشتر آنها با آموزش قابل رفع هستند. اما مدیر بد کل سازمان را به بیراهه برده و باعث از دست دادن زمان ، اعتبار شرکت، قدرت رقابتی،انگیزه کارکنان و پرسنل توانایی می شود که شاید هرگز موفق به جبران آنها نشوید.
لذا باید در انتخاب سطوح بالاتر مدیریتی سازمانی دقت بالاتر و گزینه های سختیگرانه تری برای شناسایی توانایی فرد به کار برد. انتخاب مدیریت خوب برای سازمان از مهمترین و اساسی ترین گزینه های پیشرفت در یک سازمان است. متاسفانه انتخاب مدیریت در ایران بر اساس تواناییهای مدیریتی و رهبری فرد نیست بلکه گزینه هایی نظیر سابقه کارشناسی خوب، سابقه آشنایی ، ستایشگری و بسیاری موارد دیگر که اساسا ارتباط چندانی با توانایی مدیریت و گزینه هایی که برای این امر لازم است ندارند در انتخاب مدیر موثر هستند.
بسیار دیده می شود که این مدیران ناتوان، رفتارهای ناشایستی از خود بروز می دهند که تنها باعث بی انگیزگی، نارضایتی و فرار زیردستان از سازمان می شوند. گروهی از این مدیران با ایجاد تنش و تزریق استرس به سازمان آسیب های جبران ناپذیری را به مجموعه و شرکت وارد می کنند.این گروه از مدیران با هدف گرفتن نتیجه برای سازمان تلاش می کنند اما متاسفانه به دلیل نداشتن توانایی و علم مدیریت نتیجه عکس میگیرند.
برخی دیگر از مدیران که به نظر من بدترین نوع مدیریتی است که من تاکنون دیده ام و تجربه کار با آنها را داشته ام مدیران بی تفاوتی است که هیچ بازخوردی به شما نمی دهند. این مدیران گزارشات کارکنان زیردست را مطالعه نمی کنند و یا اگر مطالعه می کنند هیچگونه بازخوردی به آن نشان نمی دهند. همچنین نطارتی بر کار شما نداشته و دخالتی نمی کنند و شما نمی دانید که راه درست را می روید یا راه نادرست و در هاله ای از ابهام و سردرگمی گرفتار می شوید. نسبت به نظرات شما بی تفاوت هستند، حتی اگر با آنها مخالف باشید هیچگونه عکس العملی نسبت به نظر شما در ظاهر ندارند و نمی دانید موافق شما هستند یا مخالف، ولی در خفا نسبت به شما کینه توزی می نماید. این مدیران گرفتار حسادت عجیبی هستند که علاقه ای به افرادی که بیشتر از آنها بداند نداشته و تمام تلاش خود را با زیرکی تمام انجام می دهند که افراد توانا را از سازمان ترد و جدا نمایند و قدرت خود را در نبود افراد توانا می داند چراکه وجود این افراد، ناتوانی آنها را در سازمان هویدا می سازد و آنها از این می ترسند. اینگونه مدیران معمولا از شخصیتی آرام و به ظاهر بی خطر برخوردارند اما در عمق چشمان آنها حسادت و کینه توزی موج می زند. هدف این گروه مدیران حفظ موقعیت خود با هر قیمتی است.
با وجود مدیران ناتوان و نالایق ،کارکنان بهترین راه حلی که در پیش میگیرند فرار از این شرایط بد بوده و به شرکتی دیگر حتی با درآمد پایین تر می روند. رهبران بالادست سازمانها متاسفانه تلاشی برای شناسایی نشانه های نارضایتی ناشی از نادرستی کار و رفتار مدیران ناوارد نمی کنند حتی بسیار دیده شده به مدیران بد پاداش و ترفیع نیز می دهند.
به نظر من وجود اینگونه مدیران به ویژه در سطوح بالای مدیریتی مانند سرطان برای سازمان می ماند و مانند هر نوع سرطان، بهترین راه جلوگیری ، تشخیص زودهنگام است. تلاش کنید مدیران ناتوان و نالایق سازمان خود را به سرعت شناسایی و عوض کنید عدم توجه به سرطان نهایتا موجب مرگ است.
ارشیا دکامی
@PracticalManagement
🔴 تاثیر مدیریت بد در سازمان
@PracticalManagement
گویند روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی به محل درس وارد شد تا سوالی از حکیم بپرسد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به وی می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم کرده و چند سئوال ساده پرسید و رفت.
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، به محل درس وارد شد تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود. یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید:چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید؟ ابوریحان گفت:یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد…شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد.
از این داستان در می یابیم که هرچقدر سطح مدیریتی یک شخص در سازمان بالاتر می رود تاثیر گسترده تر و پایدارتری از خود به جای می گذارد. یک پرسنل و کارگر سطح پایین اگر ناتوان باشد نهایتاٌ باعث آسیبهای کوچکی نظیر آسیب به ماشین آلات، افزایش توقف و کاهش تولید موقتی خواهد شد که همگی قابل جبران بوده و یا بیشتر آنها با آموزش قابل رفع هستند. اما مدیر بد کل سازمان را به بیراهه برده و باعث از دست دادن زمان ، اعتبار شرکت، قدرت رقابتی،انگیزه کارکنان و پرسنل توانایی می شود که شاید هرگز موفق به جبران آنها نشوید.
لذا باید در انتخاب سطوح بالاتر مدیریتی سازمانی دقت بالاتر و گزینه های سختیگرانه تری برای شناسایی توانایی فرد به کار برد. انتخاب مدیریت خوب برای سازمان از مهمترین و اساسی ترین گزینه های پیشرفت در یک سازمان است. متاسفانه انتخاب مدیریت در ایران بر اساس تواناییهای مدیریتی و رهبری فرد نیست بلکه گزینه هایی نظیر سابقه کارشناسی خوب، سابقه آشنایی ، ستایشگری و بسیاری موارد دیگر که اساسا ارتباط چندانی با توانایی مدیریت و گزینه هایی که برای این امر لازم است ندارند در انتخاب مدیر موثر هستند.
بسیار دیده می شود که این مدیران ناتوان، رفتارهای ناشایستی از خود بروز می دهند که تنها باعث بی انگیزگی، نارضایتی و فرار زیردستان از سازمان می شوند. گروهی از این مدیران با ایجاد تنش و تزریق استرس به سازمان آسیب های جبران ناپذیری را به مجموعه و شرکت وارد می کنند.این گروه از مدیران با هدف گرفتن نتیجه برای سازمان تلاش می کنند اما متاسفانه به دلیل نداشتن توانایی و علم مدیریت نتیجه عکس میگیرند.
برخی دیگر از مدیران که به نظر من بدترین نوع مدیریتی است که من تاکنون دیده ام و تجربه کار با آنها را داشته ام مدیران بی تفاوتی است که هیچ بازخوردی به شما نمی دهند. این مدیران گزارشات کارکنان زیردست را مطالعه نمی کنند و یا اگر مطالعه می کنند هیچگونه بازخوردی به آن نشان نمی دهند. همچنین نطارتی بر کار شما نداشته و دخالتی نمی کنند و شما نمی دانید که راه درست را می روید یا راه نادرست و در هاله ای از ابهام و سردرگمی گرفتار می شوید. نسبت به نظرات شما بی تفاوت هستند، حتی اگر با آنها مخالف باشید هیچگونه عکس العملی نسبت به نظر شما در ظاهر ندارند و نمی دانید موافق شما هستند یا مخالف، ولی در خفا نسبت به شما کینه توزی می نماید. این مدیران گرفتار حسادت عجیبی هستند که علاقه ای به افرادی که بیشتر از آنها بداند نداشته و تمام تلاش خود را با زیرکی تمام انجام می دهند که افراد توانا را از سازمان ترد و جدا نمایند و قدرت خود را در نبود افراد توانا می داند چراکه وجود این افراد، ناتوانی آنها را در سازمان هویدا می سازد و آنها از این می ترسند. اینگونه مدیران معمولا از شخصیتی آرام و به ظاهر بی خطر برخوردارند اما در عمق چشمان آنها حسادت و کینه توزی موج می زند. هدف این گروه مدیران حفظ موقعیت خود با هر قیمتی است.
با وجود مدیران ناتوان و نالایق ،کارکنان بهترین راه حلی که در پیش میگیرند فرار از این شرایط بد بوده و به شرکتی دیگر حتی با درآمد پایین تر می روند. رهبران بالادست سازمانها متاسفانه تلاشی برای شناسایی نشانه های نارضایتی ناشی از نادرستی کار و رفتار مدیران ناوارد نمی کنند حتی بسیار دیده شده به مدیران بد پاداش و ترفیع نیز می دهند.
به نظر من وجود اینگونه مدیران به ویژه در سطوح بالای مدیریتی مانند سرطان برای سازمان می ماند و مانند هر نوع سرطان، بهترین راه جلوگیری ، تشخیص زودهنگام است. تلاش کنید مدیران ناتوان و نالایق سازمان خود را به سرعت شناسایی و عوض کنید عدم توجه به سرطان نهایتا موجب مرگ است.
ارشیا دکامی
@PracticalManagement
👍1
Forwarded from Arshia Dekami
🔴 رهبری واقعی نیاز به شجاعت دارد
🕑 زمان لازم برای خوندن : یک دقیقه
@PracticalManagement
♦️يک رهبر واقعى بايد نحوه مديريت شکستها و ناکامىها را بلد باشد.♦️
اين جمله از عبدالکلام، رئيس جمهور
ى کشور هند است که در ٢٢ مارچ ٢٠٠٨ در يک کنفرانس اقتصادى در فيلادلفيا بيان کرد.
از او پرسيده شد:
❓ آيا مىتوانيد از بين تجربياتت خودتان، مثالى بزنيد در مورد اين که رهبران چگونه بايد شکستها را مديريت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنين بود:
در سال ١٩٧٣ من به عنوان مدير پروژه پرتاب نخستين ماهواره هند برگزيده شدم. هدف ما قرار دادن نخستين ماهواره هند به نام «روهينى» در جوّ زمين تا سال ١٩٨٠بود. بودجه و نيروى انسانى کافى در اختيار من قرار داده شد و در عين حال، به طور شفاف و صريح به من گفته شد که بايد حتماً تا سال ١٩٨٠ ماهواره به فضا ارسال شود. هزاران نفر در قالب سيستمهاى علمى و فنى براى رسيدن به اين هدف همکارى مىکردند.
در سال ١٩٧٩- فکر مىکنم ماه آگوست بود- که ما فکر کرديم براى انجام کار آماده شدهايم. من به عنوان مدير پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم. چهار دقيقه قبل از پرتاب ماهواره، کامپيوتر شروع به کنترل کردن تمام مواردى که پيشبينى شده بود کرد. يک دقيقه بعد، کامپيوتر برنامه پرتاب را متوقف کرد و اعلام کرد که بعضى از مولفههاى کنترلى درست کار نمىکنند. کارشناسان و خبرگان فن به من گفتند که نگران نباشم. آنها همه محاسبات لازم را کردهاند و مشکلى نيست.
من با توجه به حرف آنها، کنترل سيستم را از «کامپيوترى» به حالت «دستى» تغيير دادم و دکمه پرتاب موشک را فشار دادم. در مرحله اول، همه چيز روبراه بود. امّا در مرحله دوم، مشکلى پيش آمد و به جاى آن که ماهواره در جوّ زمين قرار گيرد کل سيستم موشکى در خليج بنگال سقوط کرد. اين يک شکست بزرگ بود.
آن روز، پروفسور داوان رئيس سازمان فضايى هند از قبل ترتيب يک کنفرانس مطبوعاتى را داده بود. پرتاب در ساعت ٧ صبح بود و کنفرانس مطبوعاتى که روزنامهنگارانى از سراسر جهان در آن حضور داشتند در ساعت ٧ و ٤٥ دقيقه برگزار شد. پروفسور داوان، خودش در کنفرانس مطبوعاتى شرکت کرد و مسئوليت شکست را به عهده گرفت. او گفت تيم پروژه بسيار سخت کار کردهاند امّا هنوز از نظر فناورى به پشتيبانى بيشترى نياز دارند. او به نمايندههاى رسانههاى گروهى اطمينان داد که سال بعد، تيم پروژه حتماً موفق خواهند شد. در واقع، من مدير پروژه بودم و اين شکست، تقصير من بود امّا او به عنوان رئيس سازمان مسئوليتش را به عهده گرفت.
سال بعد، در جولاى ١٩٨٠، دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمايش کرديم. اين بار همه چيز موفقيت آميز بود و تمام ملّت هند غرق در افتخار شدند. دوباره، کنفرانس مطبوعاتى ترتيب يافته بود. پروفسور داوان مرا کنارى کشيد و به من گفت: «امروز تو بايد کنفرانس مطبوعاتى را برگزار کنى.»
آن روز من درس بزرگى آموختم. هنگامى که شکست پيش آمد، رئيس سازمان مسئوليت شکست را بر عهده گرفت و هنگامى که موفقيت حاصل شد، او افتخار آن را به تيم پروژه بخشيد.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
🕑 زمان لازم برای خوندن : یک دقیقه
@PracticalManagement
♦️يک رهبر واقعى بايد نحوه مديريت شکستها و ناکامىها را بلد باشد.♦️
اين جمله از عبدالکلام، رئيس جمهور
ى کشور هند است که در ٢٢ مارچ ٢٠٠٨ در يک کنفرانس اقتصادى در فيلادلفيا بيان کرد.
از او پرسيده شد:
❓ آيا مىتوانيد از بين تجربياتت خودتان، مثالى بزنيد در مورد اين که رهبران چگونه بايد شکستها را مديريت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنين بود:
در سال ١٩٧٣ من به عنوان مدير پروژه پرتاب نخستين ماهواره هند برگزيده شدم. هدف ما قرار دادن نخستين ماهواره هند به نام «روهينى» در جوّ زمين تا سال ١٩٨٠بود. بودجه و نيروى انسانى کافى در اختيار من قرار داده شد و در عين حال، به طور شفاف و صريح به من گفته شد که بايد حتماً تا سال ١٩٨٠ ماهواره به فضا ارسال شود. هزاران نفر در قالب سيستمهاى علمى و فنى براى رسيدن به اين هدف همکارى مىکردند.
در سال ١٩٧٩- فکر مىکنم ماه آگوست بود- که ما فکر کرديم براى انجام کار آماده شدهايم. من به عنوان مدير پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم. چهار دقيقه قبل از پرتاب ماهواره، کامپيوتر شروع به کنترل کردن تمام مواردى که پيشبينى شده بود کرد. يک دقيقه بعد، کامپيوتر برنامه پرتاب را متوقف کرد و اعلام کرد که بعضى از مولفههاى کنترلى درست کار نمىکنند. کارشناسان و خبرگان فن به من گفتند که نگران نباشم. آنها همه محاسبات لازم را کردهاند و مشکلى نيست.
من با توجه به حرف آنها، کنترل سيستم را از «کامپيوترى» به حالت «دستى» تغيير دادم و دکمه پرتاب موشک را فشار دادم. در مرحله اول، همه چيز روبراه بود. امّا در مرحله دوم، مشکلى پيش آمد و به جاى آن که ماهواره در جوّ زمين قرار گيرد کل سيستم موشکى در خليج بنگال سقوط کرد. اين يک شکست بزرگ بود.
آن روز، پروفسور داوان رئيس سازمان فضايى هند از قبل ترتيب يک کنفرانس مطبوعاتى را داده بود. پرتاب در ساعت ٧ صبح بود و کنفرانس مطبوعاتى که روزنامهنگارانى از سراسر جهان در آن حضور داشتند در ساعت ٧ و ٤٥ دقيقه برگزار شد. پروفسور داوان، خودش در کنفرانس مطبوعاتى شرکت کرد و مسئوليت شکست را به عهده گرفت. او گفت تيم پروژه بسيار سخت کار کردهاند امّا هنوز از نظر فناورى به پشتيبانى بيشترى نياز دارند. او به نمايندههاى رسانههاى گروهى اطمينان داد که سال بعد، تيم پروژه حتماً موفق خواهند شد. در واقع، من مدير پروژه بودم و اين شکست، تقصير من بود امّا او به عنوان رئيس سازمان مسئوليتش را به عهده گرفت.
سال بعد، در جولاى ١٩٨٠، دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمايش کرديم. اين بار همه چيز موفقيت آميز بود و تمام ملّت هند غرق در افتخار شدند. دوباره، کنفرانس مطبوعاتى ترتيب يافته بود. پروفسور داوان مرا کنارى کشيد و به من گفت: «امروز تو بايد کنفرانس مطبوعاتى را برگزار کنى.»
آن روز من درس بزرگى آموختم. هنگامى که شکست پيش آمد، رئيس سازمان مسئوليت شکست را بر عهده گرفت و هنگامى که موفقيت حاصل شد، او افتخار آن را به تيم پروژه بخشيد.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
⭕️ رتبه کارآفرینی ایران در جهان
@PracticalManagement
🔴 به مناسبت هفته جهانی کارآفرینی، شاخص جهانی کارآفرینی ۲۰۱۶ منتشر شد.
🌍 شاخص جهانی کارآفرینی توسط موسسه توسعه جهانی کارآفرینی GEDI تهیه می شود. این شاخص، اطلاعات کلیدی برای تقویت اکوسیستم کارآفرینی کشورها در اختیار سیاستگزاران قرار می دهد.
هدف موسسه GEDI از انتشار این گزارش در هفته جهانی کارآفرینی، تحریک مباحثات سیاستی پیرامون برنامه ها و رویدادهای کارآفرینی و کمک به انتخاب و توسعه الگوهای موفق و برنامه های پایدار در این حوزه است.
"سلطان اکز"، بنیانگذار و مدیر موسسه GEDI می گوید : لازم نیست کشوری بیشترین تعداد کارآفرین را داشته باشد تا کارآفرین شناخته شود بلکه کافی است بهترین کارآفرینان را داشته باشد.
در گزارش ۲۰۱۶ شاخص جهانی کارآفرینی، رتبه ایران در میان ۱۳۰ کشور جهان، ۸۰ و در میان ۱۵ کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۱۴ است.
بهترین امتیاز ایران در رکن مهارت های استارت آپ ها با اخذ امتیاز ۰/۷۱ میانگین جهانی ۰/۴۲ و پایین ترین امتیاز در رکن بین المللی سازی با اخذ امتیاز ۰/۰۹میانگین جهانی ۰/۴۱ است.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
@PracticalManagement
🔴 به مناسبت هفته جهانی کارآفرینی، شاخص جهانی کارآفرینی ۲۰۱۶ منتشر شد.
🌍 شاخص جهانی کارآفرینی توسط موسسه توسعه جهانی کارآفرینی GEDI تهیه می شود. این شاخص، اطلاعات کلیدی برای تقویت اکوسیستم کارآفرینی کشورها در اختیار سیاستگزاران قرار می دهد.
هدف موسسه GEDI از انتشار این گزارش در هفته جهانی کارآفرینی، تحریک مباحثات سیاستی پیرامون برنامه ها و رویدادهای کارآفرینی و کمک به انتخاب و توسعه الگوهای موفق و برنامه های پایدار در این حوزه است.
"سلطان اکز"، بنیانگذار و مدیر موسسه GEDI می گوید : لازم نیست کشوری بیشترین تعداد کارآفرین را داشته باشد تا کارآفرین شناخته شود بلکه کافی است بهترین کارآفرینان را داشته باشد.
در گزارش ۲۰۱۶ شاخص جهانی کارآفرینی، رتبه ایران در میان ۱۳۰ کشور جهان، ۸۰ و در میان ۱۵ کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۱۴ است.
بهترین امتیاز ایران در رکن مهارت های استارت آپ ها با اخذ امتیاز ۰/۷۱ میانگین جهانی ۰/۴۲ و پایین ترین امتیاز در رکن بین المللی سازی با اخذ امتیاز ۰/۰۹میانگین جهانی ۰/۴۱ است.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
👥 مصاحبه شغلی
@PracticalManagement
در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شركتی، مدیر منابع انسانی شركت از مهندس جوان صفر كیلومتر ام آی تی پرسید:
« برای شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینكه چه مزایایی داده شود.»
مدیر منابع انسانی گفت:
«خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه كامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیك و مدل بالا چیست؟»
مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی میكنید؟ »
مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع كردی.
☀️ نکته: یادمان باشد که پیشرفت تدریجی است. اگر پیشنهادی به شما شد که حاوی ترقی ناگهانی و یک شبه است ، تردید کنید.
🔴 یک ضرب المثل آذری می گوید: دروغگو ، طمعکار را خوب فریب می دهد.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
@PracticalManagement
در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شركتی، مدیر منابع انسانی شركت از مهندس جوان صفر كیلومتر ام آی تی پرسید:
« برای شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینكه چه مزایایی داده شود.»
مدیر منابع انسانی گفت:
«خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه كامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیك و مدل بالا چیست؟»
مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی میكنید؟ »
مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع كردی.
☀️ نکته: یادمان باشد که پیشرفت تدریجی است. اگر پیشنهادی به شما شد که حاوی ترقی ناگهانی و یک شبه است ، تردید کنید.
🔴 یک ضرب المثل آذری می گوید: دروغگو ، طمعکار را خوب فریب می دهد.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
👉👉 فرافکنی در مدیریت 👈👈
@PracticalManagement
◀️ مدیر و کارمندی که فرافکني می کند، نقش خود را نادیده گرفته و تاکيد شديد بر نقش عوامل محيطي دارد. اين حالت، پارادوکس "من به شرط او" را به وجودخواهد آورد، در اين حالت شخص يا سازمان، کارآمد بودن خود را منوط و مشروط بر کارآمد بودن ديگران يا ديگر سازمانها ميکند. و مدیری که اینچنین نگرشي دارد، هيچ اقدام مطلوب و موثري صورت نخواهد داد.چرا که اساسا با این دیدگاه مسئله را حل شده تصور میکند ودر نتیجه اقدامی برای حل آن نمی کند اما مدیری که اشتباهات خود را می پذیرد و مسئولیت کاستی ها را به عهده میگیرد برای رفع مشکل دست به کار میشود و به طور حتم ذهن او مدام به دنبال راه حل می گردد و در این شرایط ذهن در حالت آفرینندگی قرار میگیرد. در حالتی که ذهن به دنبال راه حل می گرددٰ بالاترین خلاقیت ها و راهکارهای خلاقانه به وجود می آید.به طور حتم مدیران موفق اشتباهات بسیاری داشته اند اما مسئولیت آنها را پذیرفته اند و اینگونه با ایجاد و خلق راهکارهایی بی نظیر، به مدیرانی موفق و بزرگ تبدیل شده اند.
مدیر فرافکن مانند مرداب در حالت سکون خواهد ماند و با تصور آرام بودن همه ی امور در همان حال خواهد ماند تا زمانی که بوی نامطبوع مرداب همه را کلافه کند.
ارشیا دکامی
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
منبع: برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید.
http://www.dekami.com/?p=1404
@PracticalManagement
◀️ مدیر و کارمندی که فرافکني می کند، نقش خود را نادیده گرفته و تاکيد شديد بر نقش عوامل محيطي دارد. اين حالت، پارادوکس "من به شرط او" را به وجودخواهد آورد، در اين حالت شخص يا سازمان، کارآمد بودن خود را منوط و مشروط بر کارآمد بودن ديگران يا ديگر سازمانها ميکند. و مدیری که اینچنین نگرشي دارد، هيچ اقدام مطلوب و موثري صورت نخواهد داد.چرا که اساسا با این دیدگاه مسئله را حل شده تصور میکند ودر نتیجه اقدامی برای حل آن نمی کند اما مدیری که اشتباهات خود را می پذیرد و مسئولیت کاستی ها را به عهده میگیرد برای رفع مشکل دست به کار میشود و به طور حتم ذهن او مدام به دنبال راه حل می گردد و در این شرایط ذهن در حالت آفرینندگی قرار میگیرد. در حالتی که ذهن به دنبال راه حل می گرددٰ بالاترین خلاقیت ها و راهکارهای خلاقانه به وجود می آید.به طور حتم مدیران موفق اشتباهات بسیاری داشته اند اما مسئولیت آنها را پذیرفته اند و اینگونه با ایجاد و خلق راهکارهایی بی نظیر، به مدیرانی موفق و بزرگ تبدیل شده اند.
مدیر فرافکن مانند مرداب در حالت سکون خواهد ماند و با تصور آرام بودن همه ی امور در همان حال خواهد ماند تا زمانی که بوی نامطبوع مرداب همه را کلافه کند.
ارشیا دکامی
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
منبع: برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید.
http://www.dekami.com/?p=1404
مرکز مدیریت کاربردی ایران
آثار مخرب فرافکنی در مدیریت | آیا به عنوان مدیر خطای فرافکنی دارید؟ | از خودمان شروع کنیم
امروزه فرافکنی در مدیریت و سازمان ها، بین مدیران و کارکنان بسیار متداول می باشد. در واقع فرافکنی در مدیریت نوعی مکانیسم دفاعی در برابر عدم مسئولیت پذیری مدیران و کارمندان است.
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
😃😆😉 شوخ طبعي در مدیریت
@PracticalManagement
◀️ مديران عالي مي دانند كه بايد تقريباً همه وقت با همه كس، تحت هر شرايطي خوشرو و خوش برخورد باشند.
اشخاصي كه اعتماد به نفس کافی دارند مي توانند به خودشان بخندند هیچ اشکالی ندارد ولی اشخاص مشوش نمي توانند و این توانایی را ندارند.
شوخ طبعي براي آنكه واقعي باشد بايد روش ثابت زندگي شود. جرقه های اتفاقي و گاه و بيگاه از خوش خلقي كـافي نيست.
اگر طبيعت انسان را خوب درك كنيد مي بينيد تركيبي است از غمها و شادي ها پس شما بايد شاد باشيد.
شوخي عامل متعادل کننده بسیار مهمي است كه فاصله ها را از نظر فرهنگي، مقام و ديگر موانع ظـاهري، كوتاه مي كند.
شما با اشخاصي كه شوخي می كنند خیلی سریع پيوند مي خوريد. مردم كساني را كه همراه با آنان می توانند بخندند دوست دارند.
شما به عنوان یک مدیردرست همانطور كه در طول زمان و براثر تجربه، يك منطقه راحتي تصميم گيري پديد مي آوريد، بايد يك منطقه راحتي شوخي را نيز به وجود آوريد. الزام اصلي منطقه راحتي شوخي اين است كه با كليت شخصیت شما سازگار باشد و ديگران را در آرامش قرار دهد.
البته همه ما شوخي هايي را ديده و شنيده ايم كه نامناسب، بي موقع، موجب سوءتفاهم و يا آزاردهنده بوده است.
واقعيت اين است كه بعضي اشخاص به نحو نامناسبي از شوخي استفاده مي كنند لذا شما بايد بكوشيد و یاد بگیرید که به نحوي مناسب و به جا از شوخی در کارتان استفاده نماييد.
به ياد داشته باشيد حتي اگر حرف بامزه و مناسبي را در زمان مناسب بگوييد ،يخ را بشكنيد و ديگران را آرام سازيد، فشار عصبي خود را نیزكاهش داده و برقراري ارتباط را تسهيل خواهد کرد.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
😃😆😉 شوخ طبعي در مدیریت
@PracticalManagement
◀️ مديران عالي مي دانند كه بايد تقريباً همه وقت با همه كس، تحت هر شرايطي خوشرو و خوش برخورد باشند.
اشخاصي كه اعتماد به نفس کافی دارند مي توانند به خودشان بخندند هیچ اشکالی ندارد ولی اشخاص مشوش نمي توانند و این توانایی را ندارند.
شوخ طبعي براي آنكه واقعي باشد بايد روش ثابت زندگي شود. جرقه های اتفاقي و گاه و بيگاه از خوش خلقي كـافي نيست.
اگر طبيعت انسان را خوب درك كنيد مي بينيد تركيبي است از غمها و شادي ها پس شما بايد شاد باشيد.
شوخي عامل متعادل کننده بسیار مهمي است كه فاصله ها را از نظر فرهنگي، مقام و ديگر موانع ظـاهري، كوتاه مي كند.
شما با اشخاصي كه شوخي می كنند خیلی سریع پيوند مي خوريد. مردم كساني را كه همراه با آنان می توانند بخندند دوست دارند.
شما به عنوان یک مدیردرست همانطور كه در طول زمان و براثر تجربه، يك منطقه راحتي تصميم گيري پديد مي آوريد، بايد يك منطقه راحتي شوخي را نيز به وجود آوريد. الزام اصلي منطقه راحتي شوخي اين است كه با كليت شخصیت شما سازگار باشد و ديگران را در آرامش قرار دهد.
البته همه ما شوخي هايي را ديده و شنيده ايم كه نامناسب، بي موقع، موجب سوءتفاهم و يا آزاردهنده بوده است.
واقعيت اين است كه بعضي اشخاص به نحو نامناسبي از شوخي استفاده مي كنند لذا شما بايد بكوشيد و یاد بگیرید که به نحوي مناسب و به جا از شوخی در کارتان استفاده نماييد.
به ياد داشته باشيد حتي اگر حرف بامزه و مناسبي را در زمان مناسب بگوييد ،يخ را بشكنيد و ديگران را آرام سازيد، فشار عصبي خود را نیزكاهش داده و برقراري ارتباط را تسهيل خواهد کرد.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
👌💪👏 پنج ویژگی ضامن موفقیت از نگاه «بیل گیتس»
@PracticalManagement
1⃣ دانستن اینکه چگونه باید «نه» گفت
این توصیه ای است که گیتس شخصا از «وارن بافت» فرا گرفته است و برای هر فردی اعم از ثروتمند یا فقیر کاربردی است. همواره زنجیره ای بی پایان از فرصت ها، کارهایی برای انجام دادن، تجربیات متفاوت و مانند آن وجود دارد. در یک چنین دنیای شلوغی دانستن آنکه در چه زمانی باید به پروژه ها، دعوتنامه ها و سایر درخواست ها به نفع استفاده بهینه از زمان خود نه بگویید، مهمترین مهارتی است که باید یک فرد فرا گیرد. این ویژگی به شما یاد میدهد که بدانید که دقیقا چه مواردی برای شما اهمیت دارد و در نتیجه تمرکز خود را تماما بر آن معطوف کنید.
2⃣ استقبال از انتقاد
گیتس در کتاب خود با عنوان
«Business @ the Speed of Thought»
یاد آور شده است: از خبرهای بد با آغوش باز استقبال کنید تا بدانید که دقیقا در کجا نیازمند بهینه سازی و پیشرفت هستید. هرچند هیچ کس چندان دوست ندارد که دیگران به انتقاد از نحوه تفکر و عمل وی بپردازند، اما در فقدان این موضوع، پیشرفت فردی بسیار کندتر خواهد بود. انتقادات معمولا فرد را با زاویه های جدید از موضوع مواجه میسازد که پیش از آن پنهان بوده اند. در این میان فرد باید از قوه قضاوت خود برای تشخیص انتقادات مناسب و کاربردی از موارد بی فایده استفاده کرده و یاری بگیرد. با دقت گوش دادن به دیگران مهارت مهم دوم برای موفقیت در زندگی است.
3⃣ خوشبینی
در دنیایی که اغلب بسیاری از اتفاقات به شکلی بدبینانه و ناخوشایند رقم میخورد، داشتن دیدی خوشبینانه دشوار است. اما واقعیت این است که بدون داشتن فلسفه خوشبینی هیچ کس اقدام به سرمایه گذاری در یک ایده، راه اندازی کسب و کار جدید و ساخت یک محصول جدید نخواهد کرد. زندگی شخصی گیتس بیانگر یک نمونه جالب از اعتقاد به فلسفه خوشبینی است. زیرا در دنیایی که گرفتار اغلب مصایب و مشکلات از جمله گرسنگی، آلودگی فقر است، سرمایه گذاری در پروژه های بشر دوستانه نیازمند اعتقادی قوی به خوشبینی است. وی یکبار در 2013 در کالج استنفورد گفت: معمولا خوشبینی را به عنوان امید پوچ و بیهوده نگاه میکنند، اما بدون هیچ شکی میتوان گفت که یک نوع نا امیدی کاذب نیز همواره وجود دارد که باید به شدت از آن پرهیز کرد.
4⃣ تمایل به شکست
گیتس در کتاب دیگر خود «The Road Ahead» نوشته است: موفقیت یک معلم پست است که افراد باهوش را به گونه ای اغوا میکند که به این باور میرسند که هیچ گاه شکست نمیخورند، وی تشریح میکند که امروز فکر کردن به یک محصول شکست ناپذیر منجر به از دست رفتن و منسوخ شدن ایده های فردا میشود. قطعا افراد، موفقیت را بیش از شکست میپسندند. اما این شکست است که بیش از هر چیز دیگر منجر به یاد گیری انسان میشود و بهترین فرصت ها را برای رشد در اختیار قرار میدهد.
5⃣توانایی تمرکز بر یک هدف مشخص و دنبال کردن آن
گیتس در یک نامه سرگشاده، درسهایی از تاریخ ماشین بخار را یادآور شده است: چنانچه یک هدف مشخص را تعریف کنید و مقیاسی برای نشان دادن میزان پیشرفت در مسیر این هدف داشته باشید، به نتایج شگفت انگیز خواهید رسید. وی همچنین تاکید کرده است که البته یافتن یک هدف مشخص و مقیاس صحیح برای برآورد پیشرفت، سخت و دشوار است. زیرا اگر این موضوع ساده بود، همه افراد دنیا تبدیل به شخصیت های موفق میشدند.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
👌💪👏 پنج ویژگی ضامن موفقیت از نگاه «بیل گیتس»
@PracticalManagement
1⃣ دانستن اینکه چگونه باید «نه» گفت
این توصیه ای است که گیتس شخصا از «وارن بافت» فرا گرفته است و برای هر فردی اعم از ثروتمند یا فقیر کاربردی است. همواره زنجیره ای بی پایان از فرصت ها، کارهایی برای انجام دادن، تجربیات متفاوت و مانند آن وجود دارد. در یک چنین دنیای شلوغی دانستن آنکه در چه زمانی باید به پروژه ها، دعوتنامه ها و سایر درخواست ها به نفع استفاده بهینه از زمان خود نه بگویید، مهمترین مهارتی است که باید یک فرد فرا گیرد. این ویژگی به شما یاد میدهد که بدانید که دقیقا چه مواردی برای شما اهمیت دارد و در نتیجه تمرکز خود را تماما بر آن معطوف کنید.
2⃣ استقبال از انتقاد
گیتس در کتاب خود با عنوان
«Business @ the Speed of Thought»
یاد آور شده است: از خبرهای بد با آغوش باز استقبال کنید تا بدانید که دقیقا در کجا نیازمند بهینه سازی و پیشرفت هستید. هرچند هیچ کس چندان دوست ندارد که دیگران به انتقاد از نحوه تفکر و عمل وی بپردازند، اما در فقدان این موضوع، پیشرفت فردی بسیار کندتر خواهد بود. انتقادات معمولا فرد را با زاویه های جدید از موضوع مواجه میسازد که پیش از آن پنهان بوده اند. در این میان فرد باید از قوه قضاوت خود برای تشخیص انتقادات مناسب و کاربردی از موارد بی فایده استفاده کرده و یاری بگیرد. با دقت گوش دادن به دیگران مهارت مهم دوم برای موفقیت در زندگی است.
3⃣ خوشبینی
در دنیایی که اغلب بسیاری از اتفاقات به شکلی بدبینانه و ناخوشایند رقم میخورد، داشتن دیدی خوشبینانه دشوار است. اما واقعیت این است که بدون داشتن فلسفه خوشبینی هیچ کس اقدام به سرمایه گذاری در یک ایده، راه اندازی کسب و کار جدید و ساخت یک محصول جدید نخواهد کرد. زندگی شخصی گیتس بیانگر یک نمونه جالب از اعتقاد به فلسفه خوشبینی است. زیرا در دنیایی که گرفتار اغلب مصایب و مشکلات از جمله گرسنگی، آلودگی فقر است، سرمایه گذاری در پروژه های بشر دوستانه نیازمند اعتقادی قوی به خوشبینی است. وی یکبار در 2013 در کالج استنفورد گفت: معمولا خوشبینی را به عنوان امید پوچ و بیهوده نگاه میکنند، اما بدون هیچ شکی میتوان گفت که یک نوع نا امیدی کاذب نیز همواره وجود دارد که باید به شدت از آن پرهیز کرد.
4⃣ تمایل به شکست
گیتس در کتاب دیگر خود «The Road Ahead» نوشته است: موفقیت یک معلم پست است که افراد باهوش را به گونه ای اغوا میکند که به این باور میرسند که هیچ گاه شکست نمیخورند، وی تشریح میکند که امروز فکر کردن به یک محصول شکست ناپذیر منجر به از دست رفتن و منسوخ شدن ایده های فردا میشود. قطعا افراد، موفقیت را بیش از شکست میپسندند. اما این شکست است که بیش از هر چیز دیگر منجر به یاد گیری انسان میشود و بهترین فرصت ها را برای رشد در اختیار قرار میدهد.
5⃣توانایی تمرکز بر یک هدف مشخص و دنبال کردن آن
گیتس در یک نامه سرگشاده، درسهایی از تاریخ ماشین بخار را یادآور شده است: چنانچه یک هدف مشخص را تعریف کنید و مقیاسی برای نشان دادن میزان پیشرفت در مسیر این هدف داشته باشید، به نتایج شگفت انگیز خواهید رسید. وی همچنین تاکید کرده است که البته یافتن یک هدف مشخص و مقیاس صحیح برای برآورد پیشرفت، سخت و دشوار است. زیرا اگر این موضوع ساده بود، همه افراد دنیا تبدیل به شخصیت های موفق میشدند.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
⭕️تصمیم قاطع مدیریتی
@PracticalManagement
روزی مدیر یکی از شرکت های بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت میکنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»
مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، تو اخراجی ! ما به کارمندان خود حقوق میدهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»
جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»
کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.»
🔴 نکته:
برخی از مدیران حتی کارکنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمیشناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا میکنند.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊
⭕️تصمیم قاطع مدیریتی
@PracticalManagement
روزی مدیر یکی از شرکت های بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت میکنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»
مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، تو اخراجی ! ما به کارمندان خود حقوق میدهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»
جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»
کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.»
🔴 نکته:
برخی از مدیران حتی کارکنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمیشناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا میکنند.
📚 نکات کاربردی مدیریت در ايران
@PracticalManagement
📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊📈📊