نوشته‌های روزبه – Telegram
نوشته‌های روزبه
131 subscribers
621 photos
14 videos
15 files
207 links
Download Telegram
خیلیاش :)))
نوشن
وان نوت رو قبلا داشتم
نئوویم
تایپورا
تهش هم .txt همه جا پخش میشه :))
تازه logseq هم دارم
و کیپ
نوشته‌های روزبه
خیلیاش :))) نوشن وان نوت رو قبلا داشتم نئوویم تایپورا تهش هم .txt همه جا پخش میشه :)) تازه logseq هم دارم و کیپ
اما اینا مهم نیست
سوالم اینه که شما چیکار میکنید
به طور خاص، شما چیو کجا می‌نویسید؟
ازم کجا میفهمید این چیزیه که نوشتنش ارزش داره و بعدا به کار میاد؟
نوشته‌های روزبه
دیروز روز تنبل‌ها بود ولی من تنبلی کردم بهتون به موقع بگم.
امروز هم روز چپ دسته بچه ها.
مبارک چپ دست ها🙂
👎52🔥1
جالبه یه رفتار رو تو بقیه جاج میکنیم ولی خودمون داریمش.
👍4
واقعا رندوم 😂
👎1🔥1🤣1
Didare Jodaee (Ft Sara Naeini) (Live)
Reza Rohani
عزم بدرودی بهنگام، عزم فرداهای خوبه
عطر کوچه‌های اسفند، رنگ زیبای غروبه
روز دیدار جدائی، نقطه‌ی آغاز راهه
سخته اما چاره‌ای نیست، موندن ما اشتباهه

روز دیدار جدایی، لحظه‌ی خوب رهایی
روز پرواز از سایه ها تا اوج نورو افق‌های دوره
زیباترین ابرا رو دید، عمری که با تو پر کشید
اما بهار پیش رو فصل عبوره
💔8
بچه ها جون معلم زبان و آیلتس و اینا اگه میشناسین که مجازی تدریس کنه ممنون میشم معرفی کنید.
آیلتس نبود هم نبود البته.
چقدر با این موافقین؟
1👍1
امروز رفتم کارت دانشجوییم رو به حراست تحویل دادم و تموم.
(البته کلی کار اداری دارم هنوز ولی خب)
داشتم فکر میکردم که بعد ۶ سال چقدر سخته خداحافظی. وقتی وارد اینجا شدم ۱۸ ساله بودم و وقتی خارج میشم ۲۴ سالمه. چقدر خاطره، چقدر دوستی، چقدر زندگی کردم تو این دانشگاه.

رفتم آزمایشگاه، دانشکده، بوفه و اون یکی بوفه رو حسابی نگاه کردم. تا جایی که گریه اجازه می‌داد جاهای مختلف نشستم و خاطرات رو مرور کردم.

بعد با خودم یه چیزی فکر کردم تو مایه های همین استوری. اینکه شهید بهشتی هیچوقت با هیچ معیاری خوب نبود. حتی اگرم بود بهترین نبود.، ولی همینجا هم کلی اتفاقات خوب افتاد. و حالا فرصتی هست که بریم یه جای بهتر. اما بدون اینکه از اینجا خداحافظی کنیم که نمیشه.
در واقع چیزی که من میگم برعکس این حرفه، میگم برا اینکه به جاهای دیگه برسی، مجبوری خدافظی کنی و خب شاید جاهای دیگه بهتر باشن. شاید.
💔11🔥2👍1
Stop_Starting_Start_Finishing_Justin.pdf
785.2 KB
شروع کار جدید را متوقف کن و کارهای قبلی ات را تمام کن!
👍1
یادش بخیر پارسال این موقع (جمعه اول شهریور) داشتم لینوکس درس میدادم کوئرا و تولد لینوکس بود همون روز. خیلی چسبید.
4
یه چیزی که تو برنامه ریزی و مدیریت زمان به من کمک میکنه گاها این ماتریس ایزنهاوره. گفتم به شما هم معرفی کنم.

https://utstpark.ir/introduce-eisenhower-matrix/
Forwarded from Beautiful Heart
اینو خیلی قبول دارم. هر کسی یک مشکلی داره. شما تو زندگی بقیه نیستید و نمیشه قضاوتش کنید. اگه با هم مهربون باشیم، خیلی از ناراحتی‌ها پیش نمیاد.
پس اون مسابقه من بدبخت‌تر از تو هستم رو شروع نکنید. هر کسی داره با یک چیزی می‌جنگه

@BUtiful_heart
3👍3
ادبیات در شرکت های ادایی:

نمیدونم -> برای من بلک باکس هست و دیدی روش ندارم
بهتون توضیح میدیم -> اگه نیاز به جلسات و توضیحات دیپ تر هست سمت ما موردی نداره و می‌تونیم انبوردینگ رو عمیق تر پیش ببریم.
با هم روش فکر میکنیم -> یک سری از سولوشن دیزاین هایی که در نظر داریم رو می‌تونیم تو جلسات مشترک فالو کنیم.
😁14🤮2
من همه پولهام رو در یک بانک میگذارم
اون بانک:
😁12
اول اومدم اینو بذارم تو گروه کاری
بعد دیدم وایب بدی شاید بده

خلاصه اینجا می‌ذارم خدمتتون

https://mindvision.ir/general-psychology/5-tips-for-keeping-a-job-when-facing-depression/
👍1
Forwarded from SUT Twitter
کی شمارو مجبور کرده پرستار بشید ؟؟؟؟؟؟؟

^نٰاپُلِئون‌بُنٰاپٰارْت^

@sut_tw
👍5🤬2😐2
SUT Twitter
کی شمارو مجبور کرده پرستار بشید ؟؟؟؟؟؟؟ ^نٰاپُلِئون‌بُنٰاپٰارْت^ @sut_tw
ببینید بچه ها
شغل ما هم یه چنین چیزی در خودش داره.
ما یه مفهومی داریم به اسم انکالی که خلاصه ش اینه که شما تلفنت در دسترسه و هر زمان از شبانه روز آماده ای که اگه مشکلی برای پروژه ها و سرویس های تیم شما پیش اومد، حلش کنی. یعنی لپ‌تاپ هم دم دستته و آماده ای خلاصه که درستش کنی.

حالا آیا این کارو دوست داریم؟ تا حدی آره تا حدی هم نه. مثلا من از این نظر که بهت اعتماد میکنن که بتونی مشکل رو حل کنی و بعد هم واقعا میتونی خوشم میاد. از اینکه مردم دو دقیقه کمتر تو خیابون بمونن چون من میتونم سریع مشکل رو پیدا و حل کنم خوشم میاد. از اینکه این همه سال درس خوندم و تجربه دارم (مثلا) که بتونم با چک کردن دو تا نمودار اول بفهمم چطوری میتونم در سریع‌ترین زمان سیستم رو به حالت قابل استفاده برسونم و تصمیم درستی بگیرم و بعدا هم به بقیه توضیح بدم چی شد حس خوبی میگیرم.
اینا رو میتونید تو فضای پزشکی و پرستاری هم تصور کنید، جون کسی رو نجات دادم قطعا لذت بخشه.

اما حالا فرض کن که ۴ صبح بیدارت کردن چون نمی‌دونستن کی رو باید بیدار کنن که مشکل رو حل کنه و اون شخص تو نیستی.
فرض کن چون کشورت اینترنت پایداری نداره، هربار که اینترنت یه قطع و وصل میشه بیدارت کنن یا اگرم بیداری بگن بیا و چک کن. خوشحال میشی؟ لذت میبری از کارت؟

یا فرض کن یک نفر ۱۰ شب پیام میده بهت که میشه اینو چک کنی؟ بدو بدو سیستم رو روشن می‌کنی و میری لینکی که داده رو باز می‌کنی میبینی اون چیز ۲ ساله به همین شکله و قطعا می‌تونست تا فردا صبح هم همونشکلی بمونه.

در کنار اینا اگه اون ساعت هایی که بیدار شدی و کار کردی برای کسی هم مهم نباشه (نه مالی نه توجه) بازم باعث میشه رضایت از کار بیاد پایین.

حرفم اینه که آدم وقتی آلارم های الکی زیاد دریافت کنه، یا حساسیتش رو از دست میده و مثل داستان چوپان دروغگو یه بارم که مشکل واقعی باشه اهمیت نمی‌ده. یا مجبوره حساسیتش رو از دست نده (مثل اینجا چون مریض میاد بالا سرش بلاخره) ولی از کارش ناراضی میشه چون حس ارزشمند بودن نداره.
حس ارزشمند بودن از یه مریض غیر اورژانسی در طول روز شاید بشه گرفت یا مریض اورژانسی نصف شب.

حالا آیا درسته که با کسی مثل سگ برخورد کنیم؟
قطعا نه
ولی همه ادمیم بلاخره و با یکسری هورمون و انگیزه و کم خوابی و مشکل مالی و ... درگیریم. اینکه بگیم چرا اومدی پرستاری مثل اینه که بگیم ناراحتی از ایران برو. به هر حال یکی باید پرستار بشه و اونم صبر و تحمل محدودی داره. فشار کاری زیاد و حقوق کم هم که بماند.
👍3
بچه ها اگه کسی بلیتی چیزی علی‌بابا خواست بگیره می‌تونه بگه من براش بگیرم :))
۱.۴ اعتبار حسابم مونده کاریش نمیتوانم بکنم
💔4