رویایِ ملّی و راهبردِ نوروز – Telegram
رویایِ ملّی و راهبردِ نوروز
437 subscribers
21 photos
31 videos
4 files
119 links
این کانال فضایی است برای به تصویر کشیدن جمعی رویایِ مشترکِ ملی ایرانیان و سخن گفتن از راهبردِ نوروزی که ما را به آن رویا رهنمون خواهد شد. تماس با تسهیل گران کانال
@Sjdfattahi
@Hajizadegan
@Jchaghazardi
Download Telegram
✳️ به زیرِ پرتوِ خورشیدِ د‌انایی چه زیبایی! ✳️

https://news.1rj.ru/str/royayemelli

تندبادها و سموم فراوانی در طول تاریخ بر ایران زمین وزیده است، اما ستون هایی سترگ، این عمارت را علیرغم آسیب های گوناگون همچنان برپا نگاه داشته‌اند، و این راز آن است که همچنان در این بوستان بوی گلی هست و رنگ نسترنی.

یکی از مهمترین ستون های نگاه داشت این تمدن، شاهنامه فردوسی است؛ که بدون آن، زبان پارسی و فرهنگ ایران زمین به دشواری امکان بقا و استمرار می‌یافت.

از بین اساتید شعر و ادب پارسی در ایران معاصر یکی از بهترین توصیف ها را در ارتباط با فردوسی استاد شفیعی کدکنی انجام داده است، آنجا که در شعر جاویدان خرد می‌گوید:
به گِرد‌ت شاعرانْ انبوه و هر یک قُلّه‌ای بِشْکوه
تو امّا د‌ر میان گویی د‌ماوند‌ی که تنهایی:
سر اند‌ر ابرِ اسطوره، به ژرفاژرفِ اند‌یشه
به زیرِ پرتوِ خورشیدِ د‌انایی چه زیبایی!
۲۵ اسفند سالروز پایان سرایش شاهنامه فرخنده و رویای فردوسی برای ایران زمین محقق باد.

#فردوسی
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ پادشاهی ضحاک و زادن فریدون ✳️
( به مناسبت ۲۵ اسفند سالروز پایان سرایش شاهنامه)

https://news.1rj.ru/str/royayemelli

در اندرون هر آدمی، ضحاکی خفته است که اگر مجال یابد روزگار آدمیان را تیره و تار خواهد کرد. ما در تاریخ، از برانداختن طرحی برای به بند کشیدن ضحاک درون حکمرانان ناتوان بوده‌ایم؛ اینگونه بوده است که ضحاکی توسط فریدونی به زیر کشیده شده است و فریدون، خود پس از چندی به ضحاکی دیگر تبدیل شده است و ما منتظر، تا فریدونی دیگر برخیزد...

چو ضحاک شد بر جهان شهریار...
نهان گشت کردار فرزاندگان...

... هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند...

... شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز...

⭕️ توضیح: در صورت سنگین بودن فایل تصویری می‌توانید فایل صوتی را در پیام بعدی دریافت کنید.

#شاهنامه
#فردوسی
#شهرام_ناظری
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
Audio
✳️ پادشاهی ضحاک و زادن فریدون ✳️
( به مناسبت ۲۵ اسفند سالروز پایان سرایش شاهنامه)

https://news.1rj.ru/str/royayemelli

در اندرون هر آدمی، ضحاکی خفته است که اگر مجال یابد روزگار آدمیان را تیره و تار خواهد کرد. ما در تاریخ، از برانداختن طرحی برای به بند کشیدن ضحاک درون حکمرانان ناتوان بوده‌ایم؛ اینگونه بوده است که ضحاکی توسط فریدونی به زیر کشیده شده است و فریدون، خود پس از چندی به ضحاکی دیگر تبدیل شده است و ما منتظر، تا فریدونی دیگر برخیزد...

چو ضحاک شد بر جهان شهریار...
نهان گشت کردار فرزاندگان...

... هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند...

... شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز...

#شاهنامه
#فردوسی
#شهرام_ناظری
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ خروش کاوه‌ی دادخواه و پیروزی فریدون بر ضحاک ✳️
( به مناسبت ۲۵ اسفند سالروز پایان سرایش شاهنامه)

https://news.1rj.ru/str/royayemelli

بزرگیِ اثری ادبی به اندازه سخن هایی است که برای تمامی دوران های پس از خود دارد.
از این منظر شاهنامه‌ی فردوسی را می‌توان یکی از آثاری دانست که نه تنها در قله‌ی زبان و ادب پارسی که در قله‌ی شاهکارهای بزرگ ادبی جهان قرار گرفته است.
داستان خروش کاوه‌ی دادخواه، برافراشتن درفش کاویانی، پیروزی فریدون بر ضحاک و به بند کشیده شدن ضحاک در دماوند، سخن ها و پندهایی شنیدنی برای حکمرانان و مردم در تمامی دوران ها دارد.
روح حاکم بر زمانه‌ی ما، راز برقراری ارتباطی عمیق بین این اثر و شنونده آن در زمانِ کنونی است.
تحقق رویایِ ملّی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف شخصیت هایی اسطوره‌ای چون فریدون، کاوه و ضحاک است.
هم کلام با فردوسی و همراه با صدای اساطیری شهرام ناظری بخوانیم:

نخواهیم برگاه ضحاک را
مر آن اژدها دوش ناپاک را...

#شاهنامه
#فردوسی
#ناظری
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ سال کهنسال رفت بار دگر عید شد ✳️
https://news.1rj.ru/str/royayemelli

جای تمامی آنانی که می‌خواهند در این لحظات، در سرزمین خود باشند و نمی‌توانند یا نمی‌گذارند خالی،

جای تمامی آنانی که در این ایام باید در کنار ما بودند و نتوانستند یا نگذاشتند خالی

کامیابی های بزرگ، پس از سختی های بزرگ از راه می‌رسند و رویاهای بزرگ پس از گذر کردن از امیدهای واهی و بستن امید به آنچه که شایسته امیدواری است محقق می‌شود.

نوروزِ ایران بیش از هر زمان دیگری نزدیک است؛ اهریمن، سرما و تاریکی هر آنچه در توش و توان خود داشته بر سر این مسیر شوم گذاشته و دیگر توانی ندارد.

بهار و روشنایی در راه است و آینده‌ی ایران بیش از هر زمان دیگری روشن، تنها باید از امیدهای واهی که ما را از حرکت باز می‌دارد دل کند، به توان خود برای تغییر و تحقق رویاها امید بست و پای در مسیری نو نهاد.

نوروز مبارک

#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
Forwarded from اتچ بات
خروج، روایت انقلابی که در راه است!
(قسمت دوم)
✍️ سجاد فتاحی
t.me/SIAGS
از روز یکشنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۹، اکران اینترنتی فیلم خروجِ ابراهیم حاتمی‌کیا آغاز خواهد شد. در قسمت اول این مطلب که همزمان با اکران فیلم، در جشنواره فیلم فجر، منتشر شد (بنگرید به https://news.1rj.ru/str/SIAGS/306) بیان شد که نشانه‌شناسی این فیلم بیانگر آن است که به احتمال فراوان، رحمت بخشی همان میرحسین موسوی است.
جدا از نشانه‌هایی چون مچ‌بند سبز رحمت بخشی؛ 20 سال کناره‌گیری رحمت بخشی (بخوانید 20 سال کناره‌گیری میرحسین موسوی)؛ نقشی که رحمت بخشی در بردن جوانان دِه به جنگ داشته است (بخوانید نقشی که میرحسین در دورانِ جنگ ایفا کرده است)؛ تغییراتی که در رحمت بخشی در فرایند اعتراض رخ می‌دهد (بخوانید تغییراتی که در میرحسین موسوی از خرداد 1388 ایجاد می‌شود)؛ این فیلم و دیالوگ‌های آن را اگر با دقت ببینید تردیدی باقی نمی‌ماند که رحمت بخشیِ ابراهیم حاتمی‌کیا در فیلمِ خروج، همان میرحسین موسوی است؛ که بیانیه‌ی او درباره اعتراضات آبان‌ماه 1398، آخرین سخنان او پیش از خروج کامل است؛ میرحسینی که پس از یک دهه حصر، با ذکاوتِ ابراهیم حاتمی‌کیا و با سرمایه‌ی موسسه‌ای هنری وابسته به سپاه پاسداران! بر پرده‌ی سینما به تصویر کشیده شده است.
در سکانس‌های آغازین فیلم، رحمت بخشی (بخوانید میرحسین موسوی) دیالوگی ماندگار خطاب به رئیس‌جمهور روحانی دارد (بنگرید به فیلم پیوست)؛ فردی که در مزرعه‌ی رحمت بخشی (بخوانید پایگاه رای میرحسین موسوی) نشست و توجه نکرد که پنبه‌ها (بخوانید اعتماد و سرمایه‌ی اجتماعی مردم) ناز دارند و اگر به آن توجه نکنی خواهند مرد.
این فیلم را در این ایام کوتاه حصر خانگی، که طاقت همه‌مان را طاق کرده است، حتماً ببینید و به یاد مرد و زنِ ایران‌گرایی باشید که بیش از یک دهه است در حصر خانگی مانده‌اند؛ اما عهدی را که با ما بستند نگسستند.
ای کاش آنان که باید صدای خروج را بشنوند، پیش از آنکه دیر شود، بشنوند.
⭕️ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
✳️ رویایِ ملّی و رویایِ نظام‌ِ سیاسی ✳️
https://news.1rj.ru/str/royayemelli

نظام‌های سیاسی را می‌توان با معیارهایی گوناگون تقسیم‌بندی کرد؛ یکی از این معیارها نحوه‌ی مواجهه آنها با رویایِ ملّی است.

برخی نظام‌های سیاسی، ابزاری برای حرکت جامعه به سوی رویایی هستند که می‌توان آن را رویایِ تمامی ساکنان یک سرزمین با تمامی تنوع‌ها و تکثرهایشان دانست؛ رویایی مشترک، که در خودآگاه و ناخودآگاه تمامی ساکنان یک ملّت نقش بسته است؛ اما در مقابل، برخی نظام‌های سیاسی صرفاً ابزاری برای تحقق رویایِ جمع قلیلی از ساکنان یک سرزمین از طریق استثمار منابع ملّی هستند.

نظام‌های سیاسیِ نوع نخست انرژی و شادکامی ملّی می‌آفرینند و خلق مشروعیت می‌کنند؛ چرا که عموم اقدام‌های آنها در جهت رویاهایی است که در ذهن تمامی ساکنان یک ملّت نقش بسته است. اما نظام‌های نوع دوم، از آنرو که اقدامات آنها فاصله‌ای فراوان با رویاهای بخش قابل توجهی از ساکنان یک سرزمین دارد نظام‌هایی غم‌افزا هستند که خشونت می‌آفرینند و هرچه پیشتر می‌روند از خود مشروعیت‌زدایی می‌کنند.

درجه‌ی اصلاح‌پذیری نظام‌های سیاسی، ارتباطی وثیق با دوری یا نزدیکی رویایِ آنها از رویایِ ملّی دارد؛ نظام‌هایی به کلّی غریبه با رویای مشترک ساکنان یک سرزمین، به دشواری و دیرهنگام تن به اصلاح می‌دهند؛ چرا که اصلاح در آنها به معنای وانهادن رویاهایی است که برای تحقق آن آفریده شده‌اند و این تناقض در جهان واقع به دشواری قابل حل است.

ما ایرانیان اگرچه در رویا پردازی چیره دست بوده‌ایم اما تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که نظام‌های سیاسی برآمده از جنبش‌ها و انقلاب های اجتماعی ما صرفاً ابزارهایی بوده‌اند برای تحقق رویاهایی که تا به خود آمده‌ایم دیده‌ایم که با رویایِ ملّی به کلّی غریبه‌اند.

بر این اساس پرسشی که در شرایط دشوار کنونی باید بسیار به آن اندیشید این پرسش است که:
⭕️️ نظامِ سیاسی که توانایی حرکت جامعه‌ی ایرانی به سمت رویای ملّی را دارد باید از چه ویژگی‌هایی برخوردار باشد؟

وضعیت کنونی ایران نتیجه‌ی عدم توجه کافی به این پرسش در دوره‌های تاریخی گوناگون است. پرسشی که برای جلوگیری از تکرار تجارب تلخ گذشته، بسیار زودتر از آنچه که می‌اندیشیم به پاسخ آن نیاز خواهیم داشت.

#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️ ایران‌گرایی و آخرین پادشاه ایران ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعه‌شناس
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
می‌توان ایران‌گرایی سیاست‌مداران را با دو معیار به قضاوت نشست: نخست رویایی که برای ساکنان این سرزمین در سر می‌پرورانند و دوم نحوه‌ی تلاش و عملکردشان در طول دوران زندگی برای تحقق آن رویا.
هرچه رویاهای یک سیاست‌مدار به رویایِ ملّی (رویایی که مورد توافق تمامی ساکنان این سرزمین است) نزدیک‌تر باشد و هرچه در دوران زندگی اثرگذاری بیشتری برای حرکت به سمت تحقق این رویا داشته باشد می‌توان بیان کرد که آن سیاست‌مدار در جرگه‌ی سیاست‌مداران ایران‌گرا بوده و احتمالاً در حافظه‌ی جمعی ساکنان آن سرزمین باقی خواهد ماند.
امروز 5 مرداد سالروز درگذشت محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران است؛ به نظر می‌رسد اگر با دو معیار فوق به او و حاکمان هم‌رده‌ی پیش و پس از او بنگریم درکی واقع‌گرایانه‌تر نسبت به این شخصیت سیاسی ایران معاصر به دست خواهیم آورد.
دوست داشته باشیم یا خیر، ایران و سرنوشت ایرانیان دال مرکزی گفتمانی است که می‌توان از سخنان و گفتگوهای او استخراج کرد؛ گفتمانی ایران‌گرا، که در حاکمان هم‌رده‌ی پیش و پس از او اگر نگوییم بی‌سابقه اما کم سابقه است. ایرانی که او تحویل گرفت و در سال 1357 از آن خارج شد نیز به روایت آمار و داده‌های تاریخی مشخص است و از این منظر می‌توان گفت که در دوران حکومت او حرکتی مثبت و روبه‌جلو برای تحقق رویایِ ملّی رقم خورد.
ناگفته پیداست که این سخن به معنای نادیده گرفتن ضعف‌ها و خطاهای بزرگ او، از قبیل نحوه‌ی تعامل او با دکتر محمد مصدق، یا تایید نظام پادشاهی نیست؛ اما هرچه بود می‌توان محمد رضا پهلوی را ذیل جریان گسترده‌ی ایران‌گرا تعریف کرد؛ جریانی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی خاکستری به شخصیت‌های تاریخی این سرزمین است؛ چرا که نگاهی سیاه و سفید به این شخصیت‌ها نه تنها با واقعیت‌های تاریخی و علمی منطبق نیست بلکه شکاف‌هایی ترمیم‌ناپذیر را در این جریان پدید می‌آورد که تنها به سود جریان‌هایی است که در دغدغه‌مندی آنها برای آینده‌ی ایرانیان تردید‌هایی جدی وجود دارد.
#ایران_گرایی
#رویای_ملی
#محمد_رضا_پهلوی
⭕️ منبع:
@SIAGS
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️رویای ملّی و انقلاب ✳️
(به مناسبت سالگرد صدور فرمان مشروطیت)
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
هنگامی که رویایی در سر یک ملت پرورانده شد و اشتیاق رسیدن به آن یا رفتن به سوی آن تبدیل به اشتیاقی عمومی و فراگیر شد، دیگر هیچ فرد و نهادی را یارای ایستادن در برابر آن حرکت نیست. شاه قاجار باشی مجبور به امضای فرمان مشروطیت می‌شوی و شاه پهلوی باشی اگرچه دیر اما در نهایت صدای انقلاب را خواهی شنید؛ سایرین که جای خود دارند.
از همین روی است که برخی می‌گویند انقلاب‌ها ساخته نمی‌شوند بلکه می‌آیند. یک روز صبح بلند می‌شوی و می‌بینی آنچه را که دور می‌پنداشتی، سال‌ها در لایه‌های زیرین جامعه رشد کرده و به یکباره از زمین سر برآورده است.
هنگامی که بزرگی رویاهای یک ملت با اندازه‌ی ساخت قدرت سیاسی نسبتی نداشته باشد و آن ساخت، توان تحقق آن رویا را نداشته باشد از منظری جامعه‌شناختی اصولاً انقلاب، امری قطعی و اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.
دوست داشته باشیم یا خیر، از انقلاب خوشمان بیاید یا نه، وقوع یا عدم وقوع آن را، نسبت رویای ملی با ساخت سیاسی مشخص می‌کند؛ رویا را که نمی‌توان محدود و کوچک کرد؛ هر لحظه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود؛ ساختارهای سیاسی که خود را با بزرگ شدن رویاهای ملت‌شان متناسب می‌کنند باقی خواهند ماند و ساختارهایی که کوته‌نظرانه در تلاش برای محصور کردن رویا و کوچک کردن آن هستند موضوع انقلاب خواهند شد.
ملت ایران در 114 سال گذشته رویاهایی بزرگ و با شکوه در سر پرورانده؛ رویاهایی که نسبتی با ساختارهای سیاسی مستقر در این سرزمین نداشته است؛ ساختارهایی که از تحقق آن رویاها ناتوان بوده‌اند؛ به همین دلیل است که پس از گذشت چندی از انقلاب‌ها و جنبش‌های اجتماعی، ناگاه به خود می‌آید و می‌بیند که هزینه‌هایی سنگین پرداخته بدون آنکه به رویای خود نزدیک شده باشد. حتی گاهی با هر حرکت جدید چنان از رویای خود به دور افتاده است که گذشته تبدیل به آرزویی برای آینده می‌شود.
ما ایرانیان هم در رویاپردازی و هم در حرکت‌های جمعی برای حرکت به سوی تحقق رویای ملی چیره دست بوده‌ایم؛ اما در گام نهایی، به نسبت رویای ملّی با ساخت سیاسی به درستی نیاندیشیده‌ایم؛ و تصور کرده‌ایم که می‌توان با ابزارهایی کوچک به رویاهایی بزرگ دست یافت.
دوست داشته باشیم یا خیر از آنرو که رویاهایی بزرگ در سر داریم و از آنرو که بزرگی این رویا نسبتی با وضعیت کنونیمان ندارد، رفته رفته زمینه برای حرکت‌های جمعی دوباره فراهم می‌شود؛ دوباره رویاپردازان در کنار هم قرار خواهند گرفت؛ دوباره رویای ملی برساخته خواهد شد و دوباره انرژی فراوانی برای تحقق این رویا آزاد می‌شود؛ فقط باید آماده بود که این انرژی در مسیری صحیح و برای ساخت ابزاری نیکو در جهت تحقق رویای ملّی هدایت شود.
ایراد نه از رویاپردازی ما بوده است که بخواهیم رویاهای خود را کوچک کنیم؛ و نه از حرکت‌های جمعی با شکوه ما! که بخواهیم این حرکت‌ها را موضوع نقد و نفی قرار دهیم. مساله در عدم توجه به نسبت رویای ملّی با ساختار سیاسی به منزله‌ی ابزاری است که ملت‌ها را به رویاهای خود نزدیک می‌کند؛ ما ابزارهایی نامناسب را برای تحقق رویاهایی با شکوه به کار گرفته‌ایم و نتیجه دور و دورتر شدن از رویای ملی بوده است.
سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه فرخنده و مبارک باد.
#فرمان_مشروطیت
#انقلاب
#رویای_ملی
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
می گویند یک‌ شیرین عقلی، شیطانکی پارچه ای ساخت مگر بچه هایِ فضولِ محل را ترسانده، بتاراند. چنان مخوف در آمد که خودش زهره ترک شد.
حالا، حکایت فدوی است. این توئیت لامصب را زده ام شاید قضا قورتکی به دست آنکه باید برسد و بخواند و چاره کند. او‌ که نمی خواند. عوضش، حالا هی راه به راه، خودم یاد قیاس خسارت که می افتم، آه از نهادم بلند می شود. غصه، امان نمی دهد!

لاحول و‌لا قوّة الا بالله!
برگرفته شده از:
https://news.1rj.ru/str/M_H_Karimipour
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️عاشقی یعنی ساختن وطن ویرانه ✳️
(در پاسخ به عزیزی که از من خواسته به زبان ساده بگویم چه باید برای وطنش انجام دهد)
✍️ مصطفی مهرآیین
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
۱.هشت یا نه سالم بود که روزی مادرم گفت بیا کلید مغازه را بردار و برو به این آقا چیزهایی که میخواد بده.یکی از همشهریان سوار بر موتور منتظر من بود که بروم مغازه را باز کنم و به ایشان پنیر بدهم.مغازه پدرم سوپر مارکت در معنای دهه پنجاه و شصتی آن بود.در آن روزها مغازه پدرم از جمله مغازه هایی بود که مرغ و پنیر و کره و....کوپنی به مردم میفروخت.این آقا کلید انداختن را به من یاد داد،در مغازه را بالا برد و بعد به من یاد داد که چه گونه از ترازو استفاده کنم و رفت.این شد آغاز ورود من به مغازه داری و کمک کار پدر شدن.مغازه پدرم ولی داغون بود.در واقع دکانی بسیاری معمولی بود که تبدیل به سوپر مارکت شده بود.من با آنکه بچه بودم میدونستم که مغازه خوب این شکلی نیست.به همین دلیل تصمیم گرفتم بنا به توانم در مغازه تغییر ایجاد کنم.هر روز مغازه و جلو آن را تمیز میکردم،قفسه ها را مرتب کردم،به اجناس مغازه نظم دادم و تمام سعی ام را کردم تا مغازه را تبدیل به جایی آبرو دار کنم که مشتری بیاید و خرید کند.
۲.الان که بعد از سال ها معلمم و در دانشگاه تدریس میکنم الگوی ذهن من باز دنبال نظم دادن به ویرانه هاست.من عاشق کمک کردن به دانشجویان ضعیفی هستم که فکر می کنند نمیتوانند کتاب بخوانند و پژوهش کنند و بنویسند.الگوی تدریس من هم مبتنی بر نظم دادن به مطالب بی نظم است.کمتر چیزی هست که تدریس کنم و منطق آن مباحث را به دانشجویانم نگویم که اصولا معتقدم معلمی یعنی انتقال منطق درست مباحث به ذهن های تازه کار دانشجویان.
۳.روش برخورد من با مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه نیز همین گونه است.تصور من از وضعیت فعلی جامعه مان جامعه ویرانی است که بیشتر افراد نسبت به اصلاح امور آن بدبین و بد گمان اند.همین رویکرد باعث شده است که همه فقط به فکر جیب و منافع خود باشند و به این سرزمین فقط به عنوانی جایی برای نجات فردی خود نگاه کنند.ذهن این جامعه انباشته از جملات کلیشه ای است که به او می گویند فقط به فکر خودت باش و خودت را نجات بده.
۴.من هر وقت به این وطن فکر میکنم به یاد مغازه پدرم میفتم که چقدر دوست داشتم آن را اول نگه دارم و بعد تبدیل به مغازه ای آبرودار کنم.نگاه من به ایران همین است.اول باید ایران را حفظ کرد و بعد باید آن را تبدیل به سرزمینی آبرو دار کرد که اصولا زیبایی تلاش به همین توان تبدیل است:تبدیل یک ویرانه به سرزمینی آباد.اگر همه چیز آباد بود دیگر نیازی به تلاش ما نبود.زیستن در آمریکا و اروپا و کانادا و استرالیا و...که هنری نمیخواد.آنجا زیستن به میزان بالایی وجود دارد و فرد باید فقط زندگی کند.در سرزمین ما ولی زندگی در خطر است و زیستن بسیار سخت و دشوار شده است.بااینحال عشق یعنی اجبار به زیستن در همین ویرانه و تلاش برای آباد کردن آن.به زبان کافکا زیستن در یک ویرانه نیازمند دو دست است: دستی که مانع از خودکشی تو شود و دستی که بتوان با آن در این ویرانه گشت و امید را پیدا کرد.
برگرفته شده از:
http://t.me/mostafamehraeen
#رویای_ملی
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️عارف و مصدق✳️
عارف: وقتی همچین رهبری مورد علاقه‌ی منه خوب مقایسه کنید دیگه ... بگذارید بغل اونهایی که اموال این ملت رو به باد دادند ...
سال‌ها به بهانه‌هایی واهی برخی از بهترین هنرمندان این سرزمین که صدای‌شان بعد از گذشت دهه‌ها تبعید اجباری از ایران هنوز از در و دیوار این سرزمین شنیده می‌شود از وطن دور نگاه داشته شده‌اند.
یکی از رویاهای مشترکمان می‌تواند این باشد که هیچ نظام سیاسی نتواند به هیچ بهانه‌ای حق زیستن، ماندن، نوشتن و خواندن در سرزمین مادری را از ایرانیان سلب کند.
به امید روزهایی که همه‌ی آنانی که از وطن دور افتاده‌اند و نبض‌شان برای ایران می‌زند، دوباره به ایران بازگردند؛ آنروز بی‌گمان روزهایی بهتر برای ایرانیان خواهد بود.
#رویای_ملی_بازگشت_ایرانیان
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملّی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️سیاستمداری که به عهدش وفادار بود✳️
✍️ ضیاء نبوی
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
حقیقت این است که من از میرحسین موسوی خوشم نمی‌آمد. یعنی حداقل تا سال ۸۸. در واقع خانواده‌ای که در آن بزرگ شدم و سنت سیاسی که به آن تعلق داشتم اجازه نمی داد از هیچ شخصی که روزی جایگاه بلندمرتبه‌ای در حاکمیت داشته خوشم بیاید. زخمهایی که از دهه۶۰ به پیکره خانواده و نزدیکان نشسته بود هیچوقت اجازه نمی‌داد با افرادی که جایگاه حاکمیتی داشته‌اند همدلی کنم.

تا سال ۸۸ هم موضعم در همه انتخاباتها تحریم بود و در آن انتخابات هم با هزار و یک کشمکش درونی خودم را قانع کردم که از موضعی مطالبه‌گرانه به کروبی رای دهم اما نسبت به میرحسین موضعم شدیدا منفی بود. این موضع انجمن اسلامی دانشگاه ما هم بود و در سفر میرحسین به مازندران اولین کسانی که در مورد اعدامهای سال ۶۷ از او پرسیدند، بچه‌های انجمن دانشگاه نوشیروانی بودند.

۲۵ خرداد ۸۸ و در آن تظاهرات عظیم سکوت هر چقدر که عظمت، شجاعت و مدنیت جمعیت حس خوبی داشت، دیدن دستبندهای سبز مردم عصبانی‌ام می‌کرد. اینقدر عصبانی که یکجا بلند به دوست و همراهم گفتم: "موسوی لیاقت این جمعیت رو نداره!" این وضعیت اما برای من تغییر کرد.

موسوی پس از ۸۸ برای من شخصیت دیگری بود. راستش اخبار بیرون و تجعمهای خیابانی که به داخل زندان می رسید شگفت‌زده‌ام می‌کرد. خیابان کانون اعتراضات بود و موسوی هم خلاف تصور پیشینم همچنان همراه مردم. نه تنها حامی مردم که گاه در خیابان همپای مردم! مطالباتی در بطن جامعه بود که چون نتوانست در بستر انتخابات خود را محقق کند، راه خودش را در جنبشی خیابانی پیگیری می‌کرد و این بوضوح خط قرمز حاکمیت بود.

ذره‌ای هوشمندی سیاسی کافی بود که بدانید که همراهی با این جنبش خیابانی، امکان هر گونه بازگشت به قدرت را از رهبران آن جنبش سلب خواهد اما این همراهی از جانب رهبران جنبش ادامه یافت. محتوای نماز جمعه‌ها و سخنان مقامات ارشد حاکمیت تقریبا تا ماههای اول جنبش همیشه سرشار از انذار برای رهبران جنبش بود، تهدید برای اینکه خط خود را از معترضین خیابانی جدا کنید وگرنه راه بازگشتی نیست اما این مسیر هیچوقت جدا نشد.

به گمان من میرحسین موسوی را دقیقا در همین تصمیم می‌توان فهمید، در تصمیم همراهی با جنبشی مردمی که بزعم او، خودش هم همراه با آن تغییر کرد و ساخته شد. جنبشی اجتماعی که از حضور در خیابان نهراسید و شبکه‌ای از ارتباطها را ساخت و سوژه هایی سیاسی تربیت کرد که همچنان متاثر از رخداد ۸۸ به ضرورت مداخله در امر عمومی وفادارند و از هزینه های آن نیز پروا ندارند.

جنبش سبز خلاف تصویری که بعضا از آن ارائه می شود هیچ شباهتی به دعوای درون حاکمیتی نداشت. خیلی از آنها که به صفت جنبش سبزی به زندان رفتند و سرموضع هم ماندند و به میرحسین احترام می گذاشتند، هیچ وابستگی و تعلقی به حاکمیت نداشتند. آنها تغییر اساسی وضعیت به نفع مردم را می خواستند و شاید برای اولین بار در حیات پس از انقلاب با یک جنبش فراگیر و مردمی مواجه بودند که امید و نوید چنین تغییری را می داد.

جنبش سبز خلاف تصویری که بعضا از آن ارائه می شود هیچ شباهتی به دعوای درون حاکمیتی نداشت. خیلی از آنها که به صفت جنبش سبزی به زندان رفتند و سرموضع هم ماندند و به میرحسین احترام می گذاشتند، هیچ وابستگی و تعلقی به حاکمیت نداشتند. آنها تغییر اساسی وضعیت به نفع مردم را می خواستند و شاید برای اولین بار در حیات پس از انقلاب با یک جنبش فراگیر و مردمی مواجه بودند که امید و نوید چنین تغییری را می داد.

بگمانم میرحسین موسوی در قیاس با کسانی که داعیه جایگاهی این چنین را دارد، فضایلی بوضوح بیشتر و برتر دارد. کمینه این فضایل بنظرم آمادگی‌اش برای تحمل رنج در راستای منافع عمومی و وفای به عهدش با مردم است که همین هم در بازار مکاره سیاست ایران فضیلتی بسیار کمیاب ( اگرکه نگوییم نایاب) است.
⭕️ برگرفته شده از
@Mellimazzhabi
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️مسئله‌ی جانشینی در ایران✳️
(بخش چهارم و پایانی: ایران‌گرایان و موضوع جانشینی)
✍️ سجاد فتاحی
https://news.1rj.ru/str/royayemelli

در قسمت‌های پیشین گفته شد که:
⭕️ با توجه به این امر که بیش از 70 درصد قدرت سیاسی و اقتصادی کشور در زیرمجموعه‌ی رهبری نظام قرار دارد، موضوع جانشینی وی امری مهم و حیاتی برای آینده‌ی ایران است.
⭕️ تمام گزینه‌های محتمل جانشینی رهبر کنونی، در مقایسه با ایشان به شدت ضعیف‌تر بوده و بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که کشور اوضاعی بهتر از شرایط کنونی در زمان جانشین وی داشته باشد.
⭕️ در بین 5 گزینه‌ای که از شانس بیشتری برای رسیدن به جایگاه رهبری برخوردارند قدرت و شانس مجتبی خامنه‌ای برای رسیدن به این جایگاه از سایرین بیشتر است و شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که سناریوی جانشینی وی از احتمال وقوع بیشتری در مقایسه با سایر سناریوها برخوردار است.
حال بخش پایانی این نوشتار که در تلاش است راهبردی را برای بازیگری فعال ایران‌گرایان در مسئله‌ی جانشینی پیشنهاد نماید.
اگر در دهه‌ی 60 یا حتی 70 فردی از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی پیش‌روی ایران سخن می‌گفت مشخص نبود چه سرانجامی خواهد یافت؛ اما امروز که دیگر کوه یخ بحران‌ها نه به صورت کامل، بلکه تا کمر در پیش‌رویمان قرار گرفته است، دیگر کسی جرات انکار بحران‌ها را ندارد؛ و بحث بر سر علل وقوع بحران‌ها رفته است.
اصول‌گرایان بدون ارائه‌ی تحلیل یا تبیینی از علل پیدایش بحران‌های کنونی، تصور می‌کنند با جابجایی رئیس‌جمهور، چند مدیر و برخی اصلاحات قانونی و سیاست‌گذاری می‌توان شرایط را بهبود داد.
ایران‌گرایان اصلاح‌طلب بواسطه‌ی ترس از فردای فروپاشی نظام سیاسی یا برخی منافع اقتصادی و سیاسی که در ساختار کنونی دارند، علل ریشه‌ای را به دست فراموشی سپرده و ناامیدانه بر این عقیده‌اند که همچنان باید جامعه را به امید به اصلاحات در ساختار سیاسی کنونی دعوت کرد و با برخی اصلاحات در نظام حکمرانی، که چگونگی آن مشخص نیست، امکان بهبود شرایط، یا دست‌کم جلوگیری از بدتر شدن آن را ایجاد کرد.
گروهی دیگر از ایران‌گرایان معتقدند که علت ریشه‌ای رسیدن ایران به وضعیت بحرانی کنونی، برخواسته از ساختار قدرت سیاسی در ایران است که در آن توازن و تفکیک قوا که نقشی محوری در کارآمدی نظام‌های سیاسی و حکمرانی دارد بواسطه‌ی جایگاه تعریف شده برای رهبری نظام به صورت کامل برهم خورده است. وضعیت نامناسب توازن و تفکیک قوا در نظام سیاسی کنونی، کارآمدی نظام برای مواجهه با مسائل پیش‌روی ایران را کاهش داده و در نتیجه بحران‌های پیچیده‌ و چند بعدی موجود را پدید آورده است. از این منظر در شرایط کنونی بدون برنامه‌ای مشخص برای اصلاح ساختار سیاسی کنونی در جهت افزایش توازن و تفکیک قوا یا در انداختن طرحی نو که در آن این دو ویژگی رعایت شده باشد، نه امیدی به اصلاحات و اصلاح‌طلبان است و نه امیدی به براندازی و براندازان؛ و هرچه پیشتر می‌رویم بر عمق و شدت بحران‌ها افزوده خواهد شد.
جدا از جریان‌های فوق که نگارنده خود را متعلق به جریان سوم می‌داند، از منظر واقعیت‌های جامعه‌شناختی، با توجه به توزیع کنونی قدرت سیاسی در ایران، اینکه جریان یا طیفی در درون گروه‌های سیاسی کشور بتواند مسیر کنونی در ارتباط با مسئله جانشینی را تغییر دهد محل تردید جدی است؛ چرا که اگرچه درصد قابل توجهی از ایرانیان در شرایط کنونی در زمره‌ی منتقدین نظم کنونی هستند، اما این گروه بواسطه‌ی پراکندگی و عدم برخورداری از سازمان‌دهی، توان بالفعل نمودن قدرت خود را نداشته و در کوتاه مدت توسط اقلیت برخوردار از قدرت اقتصادی و نظامی مدیریت خواهند شد. نتیجه‌ی این موضوع افزایش احتمال وقوع سناریوی جانشینی به شکلی خواهد بود که در این سلسله یادداشت‌ها به آن اشاره شد و بیان شد که نتیجه‌ی آن نیز تشدید بحران‌ها در ایران، و وارد شدن ایران به فضایی است که اصولاً پیش‌بینی‌ناپذیر است.
⭕️ اما اگر بخواهیم از موضع ناامید کننده‌ی فوق فراتر رفته و به دنبال راهی برای رقم زدن شرایطی بهتر برای آینده‌ی ایران باشیم نکات ذیل به نظر می‌رسد:
برای مطالعه‌ی ادامه متن بر روی پیوند‌ زیر کلیک کنید
http://apathtoliberation.blog.ir/1399/05/29/post%20118
⭕️ برگرفته شده از:
@SIAGS
#مسئله_جانشینی_در_ایران
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️سخن بگوییم تا جامعه مان نمیرد✳️

✍️ مصطفی مهرآیین
https://news.1rj.ru/str/royayemelli

خشم امر سیاسی و اجتماعی را نابود می کند؛ به جای خشمگین بودن سخن بگویید

یکی از گزاره های متداول امروزی در خصوص وضعیت جامعه فعلی ایران آن است که مردم خشمگین اند. گاه این جمله وجه دیگری نیز می یابد و به این صورت طرح می شود که مردم خشمگین و بی حوصله و ساکتند. مردم خشمگین و منفعل سر در خود فرو برده اند و نهایت فعالیت سیاسی و اجتماعی شان پناه بردن به شبکه های اجتماعی است و به جای گفتگو کردن تنها و سرگردان در تلویزیون هایی که در دست دارند به تماشای منفعل جهان تصویری (و نه جهان واقعی) می پردازند.
این شیوه زندگی دو آفت بزرگ دارد: اول کشتن دنیای درون فرد و دوم از بین بردن امر سیاسی و اجتماعی. خشم بنا به آنچه در دانش روانشناسی گفته می شود درد و رنجی است که فرد به دلیل خطای دیگری بر خود تحمیل می کند. به فرض که حاکمان سیاسی این جامعه خطا می کنند،فرضی که کاملا واقعی است و باز بپذیریم که این خطاها زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده و آن را تبدیل به یک زندگی پر از بحران ساخته است. راه حل این واقعیت خشم فردی و در خود فرو رفتن و انفعال نیست که به زبان نیچه بزرگترین آفت برای یک انسان خسته آن است که دچار خشم شود و اندک انرژی باقی مانده را نیز بواسطه خشم از دست بدهد. این شیوه واکنش به مسائل سیاسی و اجتماعی تنها موجب از بین رفتن دنیای درونی فرد و قوی تر گشتن فشار خطاهای سیاسی و اجتماعی می شود. از سوی دیگر، سکوت جامعه و گریز از سخن گفتن درباره مسائل سیاسی و اجتماعی چه به دلیل بی حوصلگی و خشم فردی و چه بنا به این استدلال که سخن گفتن بی فایده و حتی خطرناک است، باعث مرگ امر سیاسی و اجتماعی می شود. یک اجتماع زنده است تا زمانی که از خود سخن بگوید و از خود و مسائلش قصه و روایت بسازد و روایت هایش را جمعی کند. سکوت و انفعال باعث می شود که افراد جامعه روز به روز در مقابل بحران های اجتماعی ضعیف تر و ناتوان تر شوند. ما در سکوت تنها تحلیل وقایع اجتماعی را از دست نمی دهیم، بلکه وجود انسانهایی که در کنار ما در حال تحمل رنج های فراوان هستند را نیز از دست می دهیم. اگر این سکوت را در کنار عادی سازی رسانه ای و تاثیر رسانه ها در خنثی کردن روح و روان ما نسبت به مسائل اجتماعی قرار دهیم آنگاه می بینیم که ما همواره از قبل حساسیت خود را نسبت به جامعه و مردم از دست داده ایم. جامعه این گونه قادر به انجام هیچ گونه کنش تاریخی نیست و در یک خطای بزرگ تاریخی هم زندگی خود و هم زندگی فرزندانش را از دست خواهد داد. زیستن این گونه فاقد هر گونه حجت تاریخی برای توجیه زیستن آن است.
قدرت زبان را باید باور کرد. توان مداخله یک جامعه در زندگی اجتماعی اش لزوما به شکل مداخله درگیرانه خیابانی نیست. می توان تنها به واسطه گفتن یک قصه و طرح چند مفهوم به ایجاد گشایش در جامعه پرداخت: توان سخن گفتن یعنی توان یک جامعه برای گشایش های متعدد در زندگی خود بواسطه کلمات و نشانه ها و مفاهیم. ما در عصر مشروطه، در ملی شدن نفت، در انقلاب ایران، در دوم خرداد و در جنبش سبز این تجربه را زیسته ایم که چگونه تنها واژگان و تنها واژگان توانستند زندگی ما را تغییر دهند: اگر امروز واژگانی چون عدالتخانه، مجلس قانونگذار، قانون، استقلال، آزادی، توسعه، دموکراسی، حقوق فردی، حق زنان، توسعه سیاسی و....جزیی از تاریخ ما هستند صرفا به آن دلیل است که روزی ما آن ها را به زبان آورده ایم.
⭕️سخن بگوییم تا جامعه مان نمیرد.
برگرفته شده از:
http://t.me/mostafamehraeen
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️تمدن مدرن بدون رویا ناممکن است/ رویا، اسطوره و توسعه✳️
✍️ محسن رنانی

https://news.1rj.ru/str/royayemelli
«اسطوره و کاریزما» متعلق به دنیای پیشاتوسعه، «رویا و سرمایه‌نمادین» متعلق به دنیای توسعه و «ایدئولوژی» متعلق به هر دو دنیاست. «ایدئولوژی‌های اسطوره‌بنیاد» متعلق به دنیای سنتی و «ایدئولوژی‌های عقل‌بنیاد» متعلق به دنیای مدرن هستند.

یکی از کارکرد‌های توسعه، خلق مستمر رویاهای جدید است. در دنیای سنتی، رویا آفریده نمی‌شود چرا که تمام نگاه جامعه سنتی رو به گذشته است ولی رویا رو به آینده دارد. رویا‌ها می‌آیند و درنگی می‌کنند و می‌روند اما اسطوره‌ها بوده‌اند، هستند و خواهند بود.

ماهیت اسطوره با توسعه که تحول و تنوع مستمر است سازگار نیست و متقابلاً ماهیت رویا با دنیای سنتی که ثبات و تکرارِ مستمر است همسازی ندارد.

یکی دیگر از کارکرد‌های توسعه، خلق نو‌به‌نو و مستمر سرمایه‌های نمادین است؛ سرمایه‌های نمادینی در سطح محلی، منطقه‌ای، ملی و فراملی. در فرایند توسعه، سرمایه پشت سرمایه تولید می‌شود.

ده‌ها سرمایه نمادین در سیاست، صدها سرمایه نمادین در فرهنگ و هزاران سرمایه نمادین در جامعه و اقتصاد به صورت همزمان حضور دارند و همچنان تکثیر می‌شوند؛ در حالی ‌که در جامعه‌ی سنتی، کاریز‌ماها با کندی و دشواری شکل می‌گیرند و پس از شکل‌گیری قابل تغییر نیستند.

با شکل‌گیری یک کاریزما در هر سطحی (خانوادگی، محلی، منطقه‌ای و ملی)، دیگر امکان شکل‌گیری کاریزمای بعدی وجود ندارد تا هنگامی که کاریزمای موجود با مرگ خود راه را بر کاریزمای بعدی باز کند.

اسطوره و کاریزما متعلق به دنیای سنتی است و رویا و سرمایه نمادین متعلق به دنیای مدرن. توسعه، اسطوره‌زُدا و نابودکننده کاریزما و رویا، نمادآفرین است.

در فرایند توسعه آن‌قدر سرعت خلق و تغییر رویاها و چهره‌های نمادین زیاد است که فرصتی برای مقدس و ایدئولوژیک شدن آنها پیدا نمی‌شود.
توسعه نوعی فرایند تولید انبوه رویا و نماد است چرا که جامعه در هر مرحله از بلوغ خود نیاز به یک یا مجموعه‌ای از رویاها و چهره‌های نمادین تازه دارد تا الهام‌بخش، برانگیزاننده و انرژی‌آفرین باشند و پس از انجام این ماموریت، جای خود را به رویاها و چهره‌های دیگری بدهند.

این تغییر مستمر رویاها و نمادها اصلی‌ترین ویژگی فرایند توسعه است. «سکون» و «تکرار» ضد توسعه‌اند و در دنیای مدرن جایی ندارند؛ دنیای مدرن دنیای «تحول»‌ و «تنوع» است. پس جایی برای نگرانی وجود ندارد؛ رویاها و نمادهای مدرن نمی‌توانند به ایدئولوژی تبدیل شوند. آنها آن اندازه باقی نمی‌مانند که هاله‌ای از تقدس پیرامون‌شان را فرا گرفته و دیگر نشود تغییرشان داد یا جایشان را گرفت.

وقتی سخن از رویای ملی می‌شود منظور یک رویای تحقق‌پذیر عقلانی است که نیروهای اجتماعی را مجتمع کرده و فرایند توسعه را تسریع و تسهیل می‌کند.

طیفی از شعارهای سالیان ابتدایی انقلاب اسلامی ایران در شمار رویاهای مبتنی بر اسطوره قرار می‌گرفتند که با گره خوردن به زمین واقعیت، از همان ابتدا، بذر مرگ رویاها را در خودِ رویاها به ودیعه گذاشتند.

اما سرود «دوباره می‌سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش/ ستون به سقف تو می‌زنم، اگر چه با استخوان خویش» یک رویای توسعه‌خواهانه است چرا که مبتنی بر عقلانیت است: نزدیک و دست‌یافتنی.
⭕️ متن کامل نوشتار فوق را در اعتماد آنلاین بخوانید:
etemadonline.com/content/426960
⭕️ برگرفته شده از:
@pooyeshfekri
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
Audio
محسن رنانی:
سرود «دوباره می‌سازمت وطن» یک رویای توسعه‌خواهانه است چرا که مبتنی بر عقلانیت است: نزدیک و دست‌یافتنی.
#محسن_رنانی
#سیمین_بهبهانی
#داریوش_اقبالی
⭕️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️قصه مرد عروسک‌ساز ✳️
✍️ محسن رنانی
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
⭕️ توضیح: محسن رنانی یاداشت مهمی را با عنوان «قصه مرد عروسک‌ساز» منتشر کرده‌ است؛ که باید بارها و بارها مطالعه شود. یادداشت رنانی از دو بخش تشکیل شده است؛ در بخش اول او «قصه پسرک لاابالی» را روایت کرده و در بخش دوم، «قصه حکومت لاابالی» را. قصه اول مقدمه‌ای است برای طرح قصه دوم که اگر فرصت مطالعه‌ی یادداشتی طولانی را نداشتید می‌توانید از آن گذر کنید؛ اما داستان حکومت لاابالی را از دست ندهید؛ در ادامه به مهمترین نکات مطرح در قصه‌ حکومت لاابالی اشاره شده است. باید منتظر یادداشت بعدی محسن رنانی بود؛ یادداشتی که به نظر می‌رسد حرف‌هایی مهم برای گفتن دارد.
اگر در سال ۱۹۹۰ مثلا برای ساخت یک صندلی در ایران، انرژی ای معادل یک دهم بشکه نفت مصرف می‌شده است (یعنی حدود ۱۶ لیتر نفت) الان برای ساخت همان صندلی ۱۸ درصد یک بشکه نفت، انرژی مصرف می‌شود (یعنی حدود ۲۹ لیتر نفت).
این بدین معنی است که کل اقتصاد و نظام تدبیر و بنگاهها و سازمان‌ها و حتی خانواده‌ در جامعه ما ناکارآمد، فرسوده و ناتوان شده‌اند و برای تولید مقدار معینی کالا یا خدمت، سال به سال باید انرژی بیشتری مصرف کنند... دقت کنیم، ایران از معدود کشورهایی در دنیاست که نمودار شدت انرژی در آن برای چند دهه صعودی بوده است.

در شکل‌گیری این وضعیت همه ما مقصریم. ... اما مقصر اصلی، نظام تدبیر یعنی سیاستگذاران ملی هستند که این رویه‌های غلط را شکل داده و زمینه را برای شکل‌گیری عادات رفتاری نامناسب در جامعه و اقتصاد ما آماده کرده اند.
ما شاهکار عالم بشریت در ضایع کردن منابع کشور هستیم. تنها همین یک شاخص (شاخص شدت مصرف انرژی) کافی است که متوجه شویم مسیرمان به ناکجاآباد است. با ادامه این ساختار هیچ امیدی به توسعه،‌ نه، حتی به افزایش پایدار رفاه نداریم.
دلتان سوخت یا نگران شدید؟ پس بیایید یک جور دیگر هم به قضیه نگاه کنیم. ما هفتمین کشور از نظر تولید آلودگی کربن در جهان هستیم. یعنی تنها اقتصادهای عظیمی مانند چین، آمریکا، هند، روسیه،‌ ژاپن و آلمان که جمعا حدود ۵۰ درصد جمعیت و اقتصاد جهان را در خود جای داده‌اند، بیش از ما در جهان کربن تولید می‌کنند.
همه این ها نشان می‌دهد که مسیر کنونی کشور دیگر قابل ادامه نیست و تجربه دهه‌های اخیر نظام تدبیر ما چیزی جز ناکارآمدی و شکست را نشان نمی‌دهد؛ و اگر بخواهد به همین ترتیب ادامه دهد کل جامعه و منابع مادی و طبیعی و انسانی ایران را رو به نابودی خواهد برد. به هیچ زبان دیگری نمی‌توان نشان داد که این سیستم به غایتِ ناکارآمدی خود رسیده است و اگر هر چه سریع‌تر فرمان را نچرخاند ما را به ته دره خواهد فرستاد.
در یک کلام، ما نیازمند ورود به مرحله افق‌گشایی هستیم. و البته من برای این که کلی حرف نزده باشم، مهم‌ترین، ضروری‌ترین و آخرین فرصت افق‌گشایی برای جمهوری اسلامی را به صورت تحلیلی و تفصیلی در یکی از یادداشت‌های بعدی معرفی خواهم کرد.
این روزها خدا خدا می‌کنم که بورس فرو نریزد؛ که دلار بالا نرود؛ که ترامپ بیش از این خیره سری نکند؛ که نمایندگان نوخاسته‌ی مجلس، کشور را بی ثبات نکنند؛ که تورمِ چهارنعل سربرنیاورد؛ که طاقت فقرا طاق نشود؛ که پولها از بخش تولید به بورس بازی نرود؛ که بیکاران به خیابان نریزند؛ که کارگران اعتصاب نکنند؛ که جوانان خسته و ناامید دست به اعتراض نزنند؛‌ که دولت تصمیمات شتابرده نگیرد؛ که مقامات سخنرانی‌ احساسی نکنند؛ که اسرائیل تحریکمان نکند؛ که نظامیان به اشتباه موشک هوا نکنند؛ که ترامپ دوباره رای نیاورد؛ و مهم‌تر از همه، که خدا از غریبی خودش در این دیار، دلشکسته و ناامید نشود و درهای رحمتش را به روی ما نبندد.
آه آه که این روزها چقدر همه باید مراقب باشیم.
برای مطالعه‌ی متن کامل یادداشت بر روی پیوند‌ زیر کلیک کنید
https://news.1rj.ru/str/Renani_Mohsen/348
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
من با همان احساس نگرانیِ ریزعلی خواجَوی بود که همه داشته‌های خویش را در این نوشته به آتش کشیدم و اکنون بدون تن‌پوش و حفاظ و در سرمای استخوان‌سوز سیاست ایران ایستاده‌ام، به امید آنکه لوکوموتیوران بوق قطار را به صدا درآورد و نوید اصلاح مسیر را بدهد.
دریغ است که مردم رنجدیده ایران و نسل جوان بی‌افق امروز ما، وارد دوره‌ای از ابهام و سرگشتگی تازه شود که اگر چنین شود، در جهانی که روی باند فرودگاه، آماده پرواز به‌سوی «عصر جامعه شبکه‌ای» است، ما به یک‌باره از دنیای درحال‌ توسعه به دنیای شکننده پیشاتوسعه سقوط خواهیم کرد. چنین مباد. دریغ است ایران که ویران شود!
محسن رنانی
دانشگاه اصفهان / ۱۵ اسفند ۱۳۹۹
بخش سوم از نامۀ مهم محسن رنانی به ایرانیان و رهبر نظام جمهوری اسلامی را در تارنما و کانال تلگرامی او بخوانید و با دیگران به اشتراک بگذارید.
http://www.renani.net/index.php/texts/notes/834-p3
https://news.1rj.ru/str/Renani_Mohsen/376
⭕️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
رؤیایِ ملّیِ ایرانِ پایدار
✍️ سجاد فتاحی
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
مردمانِ ایران، برای قرار گرفتن در کنار یکدیگر بیش از هرچیز نیازمند رؤیایی مشترک هستند که می‌توان آن را «رؤیایِ ملّیِ ایرانیان» نامید. رؤیایی که تمامی آرزوهای تحقق نیافتۀ آنها برای سرزمینشان در آن متبلور می‌شود.
این رؤیا برای آنکه تنها رؤیای من، تو و او نباشد، بلکه رؤیای همۀ مردمانی باشد که در طول تاریخ با نام ایرانیان شناخته شده‌اند باید بر اشتراک‌ها و نه تفاوت‌های آنها بنا نهاده شود.
تفاوت‌ها اگرچه ارزشمند، زیبا و قابل احترامند امّا اگر در مفهوم، نقطه‌ یا رؤیایی مشترک به وحدت نرسند، من، تو و او، ما نخواهیم شد و نمی‌توان بر اساس آنها آیندۀ جمعی نیکویی را رقم زد.
تصور می‌کنم گم‌شدۀ مهم ما ایرانیان امروز، همین رؤیایِ مشترک است؛ و گام اوّل رسیدن به آینده‌ای بهتر برای ما ایرانیان، مشخص کردن این رؤیا، سخن گفتن از نسبت شرایط کنونی ایران با آن، واکاویدن دلایل دوری ما از آن و آن‌گاه رسیدن به راهکارهایی برای تحقق آن رؤیاست.
به نظر می‌رسد «ایرانِ پایدار» می‌تواند پیشنهادی برای رؤیایِ ملّی ما ایرانیان باشد. رؤیایی که حول آن تمامی تکثّرها و تفاوت‌‌های زیبای ایرانیان به وحدت تبدیل خواهد شد.
تحقق «رویایِ ملّیِ ایرانِ پایدار» پیش از هر چیز نیازمند پاسخ‌گویی به 4 پرسش ستُرگ و بنیادین است:
ایران چیست؟
وضعیت ایران چگونه است؟
این وضعیت نتیجۀ اثر چه عواملی است؟
چگونه می‌توان این وضعیت را بهبود داد؟
پاسخِ این پرسش‌‌ها هر چه باشد بخشی از آن برآیند پاسخ‌هایی است که تا کنون متفکران ایرانی و غیر ایرانی به آنها داده‌اند؛ بنابراین گام نخست برای رسیدن به پاسخ دقیق این پرسش‌ها مطالعۀ آثار اندیشمندانی است که به نوعی تلاش کرده‌اند به یکی یا تمامی این پرسش‌ها در آثار و نوشته‌‌های خود پاسخ گویند.
بر این اساس مجموعۀ «ایرانِ پایدار» در تلاش است تا این پاسخ‌ها را استخراج کرده و به شکل‌های گوناگونی چون فایل‌های ویدئویی، پادکست و مرور کتاب با دیگران به اشتراک بگذارد.
اگر آگاه شدن از پاسخ نویسندگان و اندیشمندان گوناگون به پرسش‌های چهارگانۀ بالا و آشنایی با تاریخ و جغرافیای ایران برای شما هم جذّاب است تصور می‌کنم مجموعۀ ایرانِ پایدار می‌تواند بستری مناسب برای این آشنایی باشد.
کانال تلگرامی ایرانِ پایدار:
https://news.1rj.ru/str/iranepaydar_official
سایتِ ایرانِ پایدار:
https://iranepaydar.com/
صفحۀ اینستاگرام ایرانِ پایدار:
https://www.instagram.com/iranepaydar_official