سلیس – Telegram
سلیس
984 subscribers
8.9K photos
3.18K videos
34 files
9.57K links
پنجره ای رو به دنیای سینما٫ تاتر و ادبیات

وب سایت: www.salisnews.ir
ارتباط با ما : @htaghipour
اینستاگرام : www.instagram.com/salissweb
Download Telegram
💢راهنمای فیلم "بمیر عشق من" ۲۰۲۵

🔸هنگام تماشای بمیر عشق من (لین رمزی ـ ۲۰۲۵) هم‌زمان با تحسین ایده‌های سبکی و روایی فیلم، و تلاش کارگردان و بازیگرانش برای شکل دادن به موقعیتی وهم‌ناک، دائم یاد نمونه‌های درخشان تاریخ سینما می‌افتادم و بسیار دشوار بود فراموش کنم آن‌ها چه‌قدر کامل‌ترند.

🔸بمیر عشق من قرار است با تمرکز بر افسردگی پس از زایمان یک زن (گریس که جنیفر لارنس بازی‌اش می‌کند) دنیای اطراف را از دیدگاه او روایت کند تا ما عمیقاً دریابیم زنی که ذاتی وحشی و سرکش دارد حالا با پرتاب‌شدن درون جایگاه مادری/همسری چطور دچار فروپاشی شده، نمی‌تواند با سنت‌ها و قراردادها کنار بیاید، حتی در حد تحمل خوش‌وبش مؤدبانه‌ی یک دختر صندوق‌دار فروشگاه با نوزادش.

🔸همه‌ی آن‌چه در مسیر گسترش این ایده و فرورفتن زن در گودال‌های ذهنی‌اش می‌بینیم قبلاً در بهترین شکل ممکن دیده‌ایم: اگر نمونه‌های قصه‌گویانه‌تر بخواهیم انزجار (رومن پولانسکی ـ ۱۹۶۵) و بچه‌ی رزمری (پولانسکی ـ ۱۹۶۸) را داریم، اگر نمونه‌های متمایل به روایت مدرن بخواهیم شاهکارهای برگمان را داریم از پرسونا (۱۹۶۶) تا فریادها و نجواها (۱۹۷۲)، و اگر محو کردن مرز واقعیت و توهم برای‌مان جذاب است واقعاً بعد از مالهالند درایو (دیوید لینچ ـ ۲۰۰۱) دیگر چطور ممکن است با آن‌چه در بمیر عشق من می‌بینیم به شوق بیاییم؟ از این نمونه‌های درخشان هم که بگذریم می‌شود از ده‌ها فیلم دیگر نام برد که با تمرکز بر فروپاشی ذهنی یک زن به نتایج تکان‌دهنده‌ای رسیده‌اند.

🔸نمی‌دانم، شاید نباید مقایسه کرد، ولی هرچه سعی کردم چیزی در فیلم خانم لین رمزی پیدا نکردم که چند ثانیه هم که شده برایم تازگی داشته باشد.

⭐️ امتیاز از ۵ ستاره

حسین معززی‌نیا

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
1
Basse Bargard
Hengameh Ghaziani
و جای تو خالی می‌ماند
و جای خالیِ تو
زیباترینِ حاضران است...

محمود درویش

🎼موسیقی
🔸ترانه جدید بسه بگرد
🔹هنگامه قاضیانی

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
👍3
▪️بهرام بیضایی، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و پژوهشگر سرشناس ایرانی، روز پنج‌شنبه ۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ و در سالروز تولد ۸۷ سالگی‌اش درگذشت.

▫️مژده شمسایی، بازیگر تئاتر و سینما و همسر او، با انتشار پیامی در فیسبوک این خبر را تایید کرد.

▫️گروه ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد نیز با صدور بیانیه‌ای درگذشت بیضایی را تأیید کرد و او را «فخر ادب و هنر ایران» و یکی از چهره‌های برجسته این دانشگاه در سال‌های اخیر توصیف کرد. در این بیانیه اعلام شده است که دانشگاه استنفورد نشستی برای بزرگداشت زندگی و آثار او برگزار خواهد کرد.

▫️بهرام بیضایی، متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهره‌های تئاتر و سینمای معاصر ایران بود و آثاری چون «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه‌ کوچک» و «مسافران» از مهم‌ترین کارهای او به شمار می‌روند. او در کنار فعالیت هنری، پژوهشگری برجسته در حوزه اسطوره‌شناسی، شاهنامه و تاریخ نمایش در ایران بود و سال‌های پایانی عمر خود را در حال تدریس در دانشگاه استنفورد گذراند.

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
4
3👍1
ای قامت بلند
ای از درخت افرا گردن ‌فرازتر
از سرو سر‌بلند بسی پاک‌بازتر
ای آفتاب تابان
از نور آفتاب بسی دل‌نوازتر
ای پاک‌تر
از برف‌های قله الوند
تو مهربان‌تر از
لطیف نسیم ساکت شیرازی
در سینه خیز دماوند
و دست تو
دست ظریف تو گل‌های باغ را
زیور گرفته است
و شعرهای من
این برکه زلال
تصویر پرشکوه تو را
در بر گرفته است
من کاشف اصالت زیبایی توام
مفتون روح پاک و فریبایی توام
تو با نوشخند مهر
با واژه محبت
فرسوده جان محتضرم را از بند درد
آزاد می‌کنی
و با نوازشت
این خشک‌زار خاطره‌ام را
آباد می‌کنی
با سدی از سکوت
در من رساترین تلاطم ساکن را
بنیاد می‌کنی
با این سکوت سخت هراس‌انگیز
بیداد می‌کنی

💢حمید مصدق

🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
💢مارسل پروست ازجمله نویسندگانی است که مرگ او بر زندگی‌اش نقطه پایان نگذاشت. او در رمان «در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته» با لحنی طنزآمیز می‌نویسد: «هر مرگی زندگی بقیه را راحت‌تر می‌کند و تکلیف حق‌شناسی و اجبار دیدوبازدید را از ایشان می‌گیرد.» حالا صدسال پس از مرگ پروست می‌توان عکس این جمله را به خودش برگرداند و گفت مرگ او پایان زندگی‌اش نبود و سبب نشد دیگران از سر زدن به پروست و زبان جادویی‌اش دست بکشند. البته این موضوع که سه جلد از رمان در جست‌وجو پس از مرگ پروست منتشر شد، نیز در زنده ماندن او حتی پس از مرگ، بی‌تأثیر نبود.

در سلیس نیوز بخوانید:
یک قرن پس از مرگ مارسل پروست

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
صبور
مثل درختی که در آتش می‌سوزد
و توان گریختن ندارد
حیرت زده چون گوزنی
که شاخ‌های بلند
در شاخه گرفتارش کرده‌اند
همه‌ این روزها چنینیم ...

💢شمس لنگرودی
🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
دل همان چیزی است که از پس مرگ زندگان، از ایشان باقی می‌ماند. همان چیزی است که مرگ موفق به از میان بردن آن نمی‌شود، همان چیزی است که در برابر هر گونه تباهی پایداری می‌ورزد. بُن و ریشه‌ی هستی است و همگان این را می‌دانند.

💢نور جهان، کریستین بوبن

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
💢معرفی کتاب: ناطور دشت

«ماجرا را از آن روزی شروع می‌كنم كه از پِنسی زدم بیرون. همین دبیرستانی كه تو اگِرس‌تاونِ پنسیلوانیاست. احتمالا اسمش به گوشت خورده باشد، یا حتما آگهی‌هایش را دیده‌ای. هزارتا مجله تبلیغش را كرده‌اند، توی همه‌شان هم یك پسر به‌حساب تیزوبز سوار اسب دارد از روی یك حصار می‌پرد. انگار كه تو پنسی آدم همیشه خدا فقط و فقط چوگان بازی می‌كند. من كه یك اسب هم آن دوروبرها ندیدم. همیشه هم پای این عكس نوشته «از سال ۱۸۸۸، نوجوانانِ شما را در قالب جوانانی رعنا و خوش‌فكر به جامعه تحویل داده‌ایم.» ارواح شكم‌شان. قالب كوفتی‌ای كه تو پنسی می‌زنند هیچ توفیری با مدرسه‌های دیگر ندارد، كره‌خر می‌گیرند و الاغ تحویل می‌دهند. بعد هم من آن‌جا كسی را ندیدم كه رعنا و خوش‌فكر و این حرف‌ها باشد. فوق فوقش دو نفر كه آنها هم لابد از قبل رعنا و خوش‌فكر بوده‌اند.»


رمان «ناطور دشت» نوشته جی.دی.سلــینجر یكی از محبوب‌ترین رمان‌های قرن بیستم است كه به تازگی با ترجمه محمدرضا ترك‌تتاری در نشر چشمه منتشر شده.

سلینجر در رمان ناطوردشت با خلق پسر نوجوانی به نام هلدن كالفیلد، كه سخت از دست دنیا و آدم‌ها عاصی و شاكی است، یكی از محبوب‌ترین و مشهورترین رمان‌های با موضوع مسائل و دغدغه‌های نوجوانان و یكی از معروف‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌های داستانی نوجوان را پدید آورد و نیز، از خلال نقل داستان هلدن و عصیان او، به نقد تندوتیز مظاهر فرهنگ و سبك زندگی امریكایی و سطحی‌نگری و میانمایگی حاكم بر جامعه پرداخت.

رمان ناطوردشت همچنین حكایت معصومیت از دست رفته و گذر از دوران كودكی و نوجوانی به‌سمتِ جوانی و بزرگسالی است. این رمان اولین بار در سال ۱۹۵۱ منتشر شد. روایت چند روز از زندگی نوجوانی به نام هلدن كالفیلداست كه از مدرسه اخراج شده و قبل از بازگشت به خانه، این‌جا و آن‌جا پرسه می‌زند و در جریان این پرسه‌زنی با جنگلی انسانی مواجه می‌شود كه در آن از نیكی نشانی نیست. هلدن عاصی با كتاب و ادبیات آشناست و بزرگ‌تر از سنش فكر می‌كند و با مناسبات حاكم بر محیط و جامعه‌ای كه در آن زندگی می‌كند سرِ سازگاری ندارد و به هجو و ریشخند این مناسبات می‌پردازد. او بچه‌مثبت نیست و بین بچه‌های هم‌سن‌وسالش عنصری ناجور به‌حساب می‌آید. نوجوانی است زیرك و بی‌اعصاب كه هیچ دل خوشی از آدم‌های سطحی و معمولی‌ و میانمایه‌ای كه می‌بیند ندارد و آن آدم‌ها هم البته دل خوشی از او ندارند. باهوش‌تر از آن است كه نظم زوركی را بپذیرد و به مقررات تحمیلی آدم‌بزرگ‌ها تن بدهد.

شهرت سلینجر بیشتر به‌خاطر رمان ناطوردشت است. او، بعد از به ‌شهرت رسیدن با این رمان، به‌تدریج در لاك انزوا فرو رفت و در انظار عمومی ظاهر نشد و بدل شد به نویسنده‌ای رسانه‌گریز و غیراجتماعی كه كسی را به خلوت خود راه نمی‌داد. رمان «ناطور دشت» با ترجمه و مقدمه محمدرضا ترك‌تتاری در نشر چشمه منتشر شده است.محمدرضا ترك‌تتاری مترجم جوانی است و پیشتر استاد پترزبورگ، مغز اندرو و عرق سرد از او منتشر شده.

اسدالله امرایی
🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
💢مارسل پروست ازجمله نویسندگانی است که مرگ او بر زندگی‌اش نقطه پایان نگذاشت. او در رمان «در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته» با لحنی طنزآمیز می‌نویسد: «هر مرگی زندگی بقیه را راحت‌تر می‌کند و تکلیف حق‌شناسی و اجبار دیدوبازدید را از ایشان می‌گیرد.» حالا صدسال پس از مرگ پروست می‌توان عکس این جمله را به خودش برگرداند و گفت مرگ او پایان زندگی‌اش نبود و سبب نشد دیگران از سر زدن به پروست و زبان جادویی‌اش دست بکشند. البته این موضوع که سه جلد از رمان در جست‌وجو پس از مرگ پروست منتشر شد، نیز در زنده ماندن او حتی پس از مرگ، بی‌تأثیر نبود.

در سلیس نیوز بخوانید:
یک قرن پس از مرگ مارسل پروست

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
👍1
💢کاریکاتور

🔸"رویای نو مبارک"
🔹اثر ورنا اسمیت

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
👍1
حالا انسان  چه چیز را می‌تواند جشن بگیرد!
کدام شادی؟ کدام شور؟

هر جشنی اما مبارزه‌ای است که آدم آن را آفریده است برای اینکه در جنگ با مصیبت‌ها از پا نیفتد.
هر آدمی در برابر خودش مسؤول است، باید که از اندک توانش حفاظت کند. هر آدمی باید هر گونه که می‌تواند خودش را پاس بدارد؛ خودش را و امیدش را و تاب آوردنش را...

🌺سال نو میلادی مبارک
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
👍1
💢فرانک کاپرا  می‌گفت: "سینما یک بیماری است". من خیلی زود به این بیماری مبتلا شدم، هر بار که با مادرم، پدرم یا برادرم به طرف گیشه‌ی سینما می‌رفتیم، احساسش می کردم... وقتی وارد می‌شدیم، برای من مانند ورود به مکانی مقدس بود، عبادتگاهی که جهان هستی دور و برم بازسازی و اجرا می شد.
این سینما چه بود؟
چه چیز خاصی در آن وجود داشت؟
فکر می کنم در طی سالیان پاسخ این پرسش را به تدریج کشف کرده ام!

▫️مارتین اسکورسیزی

در سلیس نیوز بخوانید:
درس‌های فیلم‌نامه‌نویسی مارتین اسکورسیزی
🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
👍2
مرغ دل ما را
که به كس رام نگردد
آرام تویی!
دام تویی!
دانه تویی
تو...

💢حبیب خراسانی

🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
💢معروفترین پدرهای دنیای ادبیات

🔸برخلاف شخصیت مادرها، تصویر پدرها در دنیای ادبیات تنوع زیادی دارد و نویسندگان نگاه‌های متفاوتی به رابطه پدر و فرزندی دارند. این، فهرستی است که من (احسان رضایی) از پدرهای خیالی در داستان‌هایی که خوانده‌ام، در ذهن داشتم و آنها را طبق الگوهای متفاوت رابطه با فرزندان، در چند دسته تقسیم کردم. قاعدتا به این سیاهه می‌شود اسم‌های دیگر هم اضافه کرد و آن فهرست کاملتر را برای مطالعات بعدی استفاده کرد.
🔴 @salissweb
فعلا همین را داشته باشید:

🔹پدرهای کشته به دست پسر: ادیپ، پدرش (لایوس) را می‌کشد/ ضحاک پدرش (مرداس) را می‌کشد/ «برادران کارامازوف» (جز آلیوشا) پدرشان را می‌کشند/ در «آتش بدون دود» یک مورد پدرکشی هست/ ولدمورت «هری پاتر» پدر ماگلش را کشته

🔹پدرهایی که پسرشان را کشتند: اودیسه و تلگونوس/ رستم و سهراب (داستان دنباله‌هایی در مورد برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر برزو هم دارد که با رستم می‌جنگند)/ گشتاسپ، اسفندیار را به جنگ رستم می‌فرستد و عملاً او را به کشتن می‌دهد/  پدر نیل در «انجمن شاعران مرده» (ن. اچ. کلاین‌بام) آن‌قدر فشار می‌آورد که نیل خودکشی می‌کند.

🔹پدرهای ناکام و خیرندیده از فرزند
پریام، پادشاه تروا/ فریدون در «شاهنامه»/ «شاه لیر» و دخترهایش (شکسپیر)/ پدر مقتولِ «هملت» (شکسپیر)/ «باباگوریو» و دو دخترش (بالزاک)/ «پدر خانواده» (دنیس دیدرو)/ بابای بازاروفِ جوان در «پدران و پسران» (تورگنیف)/ پدر رمان «ماهی بزرگ» (دانیل والاس) که بچه‌ها هیچوقت حرفهایش را باور نمی‌کنند/ اغلب پدرهای «آتش بدون دود» (نادر ابراهیمی)

🔴 @salissweb
🔹پدرهای قدرتمند. «پدرخوانده»های ماریو پوزو/ پدر سارا کرو (فرانسیس هادسن بارنت) که خیلی خرپول است/ بابای جسی در «خداحافظ گری کوپر» (رومن گاری)/ لرد عزریل در «نیروی اهریمنی اش» (فیلیپ پولمن)

🔹پدرهای زیادی گیر: پدر تام (گدا) در «شاهزاده و گدا» (مارک تواین)/ دنتور و پسرهایش در «ارباب حلقه‌ها» (تالکین)/ پدر «خانواده تیبو» (روژه مارتن دوگار)

🔹پدرهای بی‌مسئولیت: تناردیه پدر در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ بابای اسکارلت «بربادرفته» (مارگارت میچل)/ هنچارد که «شهردار کاستربریج» هم می‌شود ولی فکر فروختن بچه‌اش رهایش نمی‌کند (تامس هاردی)/ دکتر هورنیکور «گهواره گربه» (کورت ونه‌گات)

🔹پدرهای بی‌عرضه: پدر مومو در «زندگی در پیش رو» (رومن گاری)/ پدر مخترع بوگیر کفش در «گودال‌ها» (لوییس ساکار)

🔹پدرهای مؤثر در تربیت بچه
بابای کیتی در «آنا کارنینا» و باقی کارهای تولستوی/ سروانِ «دختر سروان» (پوشکین)/ آتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مینا» (هارپر لی) که خیلی از منتقدها او را بهترین تصویر پدر در دنیای ادبیات می‌دانند/ پدر راوی در «راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» (بلیک ماریسن)
🔴 @salissweb
🔹پدرهای با شخصیت پیچیده: پراپسرو در نمایشنامه «طوفان» (شکسپیر)/ پدر سونیا در «جنایت و مکافات» (داستایوسکی)/ پدر نیک در قصۀ «پدرها و پسرها» (همینگوی)/ قصه‌های دن چاون/ «گاوخونی» (جعفر مدرس صادقی)

🔹پدرهای بامزه: «قصه‌های بابام» (ارسکین کالدول)/ کمیک «قصه‌های من و بابام» (اریش اُزِر)/ داستان جراحی «زبان کوچک بابام» در «شلوارهای وصله‌دار» (رسول پرویزی)/ پدر سعید در «دایی‌جان ناپلئون» (پزشکزاد)/ پدر مهاجرت‌کردۀ «عطر سنبل، بوی کاج» (فیروزه جزایری دوما)

🔹پدرخوانده‌ها: پدر ژپتو در «پینوکیو» (کارلو کلودی)/ ژان والژان در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ «بابا لنگ‌دراز»ِ جودی ابوت (جین وبستر)

🔹پدربزرگ‌های حامی: بابابزرگ نل (قصه «جعبه جواهر» چارلز دیکنز)/بابابزرگ «هایدی» (جوانا اسپیری)/ پدربزرگ سوفی در «راز داوینچی» (دن براون)/ باباجونِ علی فتاح در «من او» (رضا امیرخانی)
🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
💢راهنمای فیلم آینه‌ها شماره‌ی سه ۲۰۲۵

🔸به نظر می‌رسد کریستین پتزولد در سراسر کارنامه‌اش از تأثیر سرگیجه (آلفرد هیچکاک) خلاص نمی‌شود. گاهی نشانه‌ها بسیار واضح است (ققنوس ـ ۲۰۱۴) و گاهی پنهان‌تر، ولی چه خودش آگاه باشد و چه نباشد، استفاده‌ی دائمی از الگوهای دوتایی، رفت‌و‌برگشت میان دنیای زنده‌ها و اشباح، استفاده از ساختار روایی دوتکه و قرینه‌سازی‌ آینه‌ای میان کاراکترها و رخدادهای یکسان نشان می‌دهد شگردهای روایی و تماتیک سرگیجه دست از سر این سینماگر آلمانی برنمی‌دارند!

🔸تازه‌ترین فیلمش یعنی آینه‌ها شماره‌ی ۳ هم داستان جایگزینی شبح‌وار یک زن است. زنی که می‌شود فرض کرد یک بار مرده، حالا که زنی کمکش کرده به زندگی بازگردد می‌خواهد او را در قالب دختر از دست‌رفته‌اش (زنی مرده) بگنجاند. این درست همان کاری است که اسکاتی با جودی (در سرگیجه) می‌کند، فقط جای زن و مرد عوض شده. به همین ترتیب است که خانه‌ی زن (بتی) بیش از آن‌که خانه‌ای واقعی به نظر برسد شبیه برزخی است که قرار است لورا با اقامت در آن به زندگی بازگردد. لورا از ابتدای فیلم سودایی به نظر می‌‌رسد، رفتارهایی شبیه مادلن (در سرگیجه) دارد.

🔸این چندمین بار است که پتزولد از چنین الگوهایی برای شکل دادن به دنیایی مبهم و لغزان میان مرگ و زندگی، میان واقعیت و وهم استفاده می‌کند، در فیلم‌های اخیرش موفق‌ترین نمونه اوندین (۲۰۲۰) است که در مقایسه با بعدی‌ها پرشورتر و چندلایه‌تر از آب درآمده بود.

⭐️ امتیاز از ۵ ستاره: ۳

حسین معززی‌نیا

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
از آن سوی مرز باور و تردید
می‌آیم
خسته‌بسته
می‌آیم
همرنگِ درخت
در هجومِ دی
می‌پایم
تا بهار می‌پایم
خاموشم و انتظار
سر تا پا
تا سبزترین ترانه را، فردا
در حنجره‌ی بوسه تو بسرایم.

💢محمدرضا شفیعی کدکنی

🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
🔴 www.salisnews.ir
💢راهنمای فیلم: «مهر هفتم»

«مهر هفتم» فیلمی ساختارگرا متکی بر محتوا که خط اصلی داستان آن حول محور شوالیه‌ای است که از مرگ‌ نمی‌هراسد و با او رودررو می‌شود، کنارش می‌نشیند و‌ شطرنج‌بازی می‌کند.
اینگمار برگمان، کارگردان سوئدی در مهر هفتم با نگاهی فلسفی و به صورت آشکار به مفهوم و معنای باورهای مذهبی پرداخته و باعث آن شده که با ساخت این فیلم در رده اولین کارگردان‌هایی که فیلم‌های وجود شناسانه می‌سازند قرار بگیرد. فضای قرون‌وسطایی فیلم سراسر با مفهوم مرگ عجین شده و کارگردان با تبحر خاص و نگاه عمیق تقابل هنر و مذهب را به‌خوبی بیان کرده و اشاره به این محتوا دلیلی محکم بر این ادعا می‌باشد:
«... و چون بره، مهر هفتم را گشود، حدود نیم ساعت سکوت بر آسمان حکم‌فرما شد و آن هفت فرشته را دیدم که در پیشگاه خدا می‌ایستند و به آنان هفت شیپور داده شد».
برگمان، این متن را از مکاشفات یوحنا و از کتاب عهد جدید در مقدمه اثر خود قرار داده است.
مکاشفات یوحنا، شامل مشاهدات و مکاشفاتی است که یوحنا در دیداری روحانی، با عیسی مسیح، پس از به صلیب کشیده شدن و عروج او دارد. در آنجا عیسی حکایاتی را برای او باز  می‌گوید. در این مکاشفات یوحنا تخت‌نشینی را مشاهده می‌کند که طوماری ممهور به هفت مهر دارد. تنها بره‌ای مذبوح لیاقت گشایش این هفت مهر را دارد. با گشایش هر کدام از این مهرها حادثه‌ای آغاز می‌شود و مجموعه‌ حوادث، آخرالزمانی را در پی دارد. بدون شک، اشاره برگمان به این قسمت از کتاب مقدس، اشاره‌ای به فضای آخرالزمانی آن نیز است.
در این فیلم شوالیه خسته به همراه ملازمش بعد از جنگ‌های صلیبی با نگاه تردیدآمیز به دنبال خدا می‌گردد و می‌خواهد آن‌ را ببینید ولی مرگ به دنبال او آمده است.
در اینجا به‌عینه می‌توان گفت شوالیه می‌تواند خود برگمان باشد. برگمان از خانواده مذهبی آمده که همیشه با مسائل هستی‌شناسی و فلسفی سرکار داشته و حتی می‌توان تصور کرد که ملازم نیز بخشی از شخصیت برگمان است که در تقابل با این مسائل در حال یافتن معنای زندگی و مرگ است.
در کنار توجه به این مهم برگمان با چیره‌دستی دغدغه‌های ذهنی خود و گره‌های کوری که شاید در ذهن جان دیگرانی هم ایجادشده باشد در لوای پردازش به گروه هنری و تئاتر که در اکثر مواقع به استهزاء گرفته می‌شوند و مردمی که نگاه سخیف‌تر به هنر دارند و در مقابل نگاه ترس آمیز به مذهب و کلیسا  که با القا کردن حس مرگ، دیگری را به بردگی کشانده، می‌توان دید.

برگمان کارگردان سوئدی، فیلمساز فلسفی که با ساخت این فیلم که درگیر مسائل وجود شناسانه است توانسته دریچه رو به‌سوی سوال‌ها و‌ پرسش‌هایی باز کند که تا به امروز نیز ذهن بشریت را درگیر خود کرده است... سؤالاتی همچون... آیا خدا و زندگی پس از مرگ وجود دارد؟  اگر این‌چنین است این زندگی از چه نوعی است؟
گفتنی است مسائل درون فیلم‌های برگمان دغدغه‌های تمام زندگی او هستند و وی رسیدن به پاسخ پرسش‌هایش را به مثابه رفع عطشی  می‌داند که در آگاهی آن را می‌جوید و در پس سخنان شوالیه در صحنه‌ای از مهر هفتم می گوید: «آگاهی می‌خواهم» می‌توان به‌وضوح‌ آن را درک کرد.
سفر و سیر و سلوک در مهر هفتم از سرزمینی طاعون‌زده آغاز و با ملاقات مرگ پی گرفته می‌شود. بازی شطرنج با مرگ، فرصتی است برای شوالیه تا در جستجوی پرسش‌های بی‌جوابش، بیشتر زنده بماند و هویت خودش را در زندگی بیابد. پارادوکس‌ها و تناقضاتی که  درونش را مشوش کرده و از خلق گریزانش کرده است.
مهر هفتم تصویری از روح آشفته شوالیه است. عقاب در کنار دریا، شوالیه و اسب، کشیش، طاعون و طاعون‌زدگان و تصویر روی دیوارها و مرگ در کنار یکدیگر همه وهمه تنها یک رسالت را به دوش می کشد.
همان راه ناهموار به آگاهی رسیدن را که باید هموارشود و یا شاید تلاشی است برای دستیابی به حداقل‌ها برای انسان رهاشده در جهانی که نه می‌داند برای چه پای بر روی کره خاکی نهاده و نه می‌داند پس از مرگ به کجا خواهد رفت. انسانی که مرگ‌ در ناآگاهی و نادانی از فلسفه خلقت و آفرینش و هستی تا پای گور چنگ‌ بر عقل و احساس و روزگارش می‌زند.

مریم ‌عبدا...پور
🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
اگر مرگ را وارد زندگی خود کنم، آن را تصدیق کنم و با آن روبه رو شوم، خود را از اضطراب مرگ و کوچکی زندگی رها خواهم کرد و تنها در این صورت آزاد خواهم بود که خودم باشم.

💢مارتین هایدگر

🔴 www.salisnews.ir
🔴 instagram salisnews
🔴 @salissweb
👍2