Same how – Telegram
Same how
165 subscribers
3.15K photos
269 videos
4 files
24 links
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-nGcpH2omNy



Just to let you know 🙌🏼




no NPC is allowed



If the world is against the truth, then I am against the world.
Download Telegram
ﮔﻔﺖ ﻣﺎ ﺩﻭ ﺩﺭﺍﺯﮐﺸﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤظه ﺑﺎ ﺯﯾﺮ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻭ ﺟﯿﻦ ﺧﺸﮏ ﮐﻪ ﺳﺨﺖ ﻓﺮﻭ ﻣﯿﺒﺎﺭﯾﺪ
ﺑﺮ ﻣﺎ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯽ ﺭﯾﺸﮕﯿﻤﺎﻥ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﻣﻦ ،
ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
ﺑﻤﺎﻝ ! ﺑﻤﺎﻻﻣﺎﻟﻢ ﮐﻦ … ﺑﻤﺎﻻﻣﺎﻟﻢ ﮐﻦ … ﺑﻤﺎﻻﻣﺎﻟﻢ ﮐﻦ …
ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺳﺎﯾﯽ ﺩﻡ ﺷﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﯿﺮ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻭ ﭘﻨﺠﻮﻟﮏ ﺑﺮ ﭘﺸﺘﺖ ﻣﯽ
ﺧﺸﻨﮑﺪ ﻭ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
ﺑﻤﺎﻝ ! ﺑﻤﺎﻻ ﻣﺎﻝ ﺷﻮﯾﻢ ﺗﺎ ﺩﻭﺗﺎﯾﯿﻢ …
ﺑﻮﺩﻡ ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﺧﺮﻣﻦ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺟﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺟﯿﻦ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻭﻝ ﺩﺍﺩﻩ
ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﮐﻪ ﻧﺮﻡِ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺳﻔﺖِ ﺳﻔﺖِ ﺳﻔﺖ ﻣﯿﻔﺸﺮﺍﻧﺪﯾﻢ، ﻣﯿﻔﺸﺮﺍﻧﺪﯾﻢ ﺭﺍﻧﺪﯾﻢ ﺭﺍﻧﺪﯾﻤﻤﺎﻥ
ﺭﺍ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﯾﺸﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪﻡ ﻭ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ
ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
ﺑﻤﺎﻝ ! ﺑﻤﺎﻟﻮ ﺑﯿﺎﻣﺎﯾﯿﻢ … ﺑﻤﺎﻝ …
ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺳﻔﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪ ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻣﺎﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ
ﯼ ﺳﺮﺵ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺩﺭﺍﭘﻪ ﻫﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭﮐﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﮔﺎﻫﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ
ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ
ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
ﻣﻬﺎﺭﺳﻨﺰﻭ ﻣﻬﺎﺭﺳﻨﺰﻭ ﺯﻭ ﺯﻭ ﺯﻭ ﺯﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﺵ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﺵ ! ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ ﺁﻩ ﺁﻩ ﺑﻤﺎﻝ ﺑﻤﺎﻝ ! ﺁﻩ ﻭ ﺍﻭﻩ
ﺁﻩ ﻭ ﺍﻭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻭ ﻣﻦ ﺳﺮﺵ ﺳﻔﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎﯾﻢ
ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺣﻠﻘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﺩﻕ ﺍﻟﺒﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ،
ﮐﻮﻫﯽ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﻭﯾﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﭘﺘﻮ ﻧﺎﻣﯽ ﻭ ﺭﺍﻡ ﺣﻠﻘﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺶ
ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻫﯽ ﻓﺸﺮﺍﻧﺪﯾﻢ ﻫﯽ ﻓﺸﺮﺍﻧﺪﯾﻢ ﺭﺍﻧﺪﯾﻤﻮ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻮﻩ ﻫﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ
ﻭ ﻏﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯿﻤﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ
ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
“ ﮔﻔﺖ ﻣﺎ ﺩﻭ ﺩﺭﺍﺯﮐﺸﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤظﻪ ﺑﺎ ﺯﯾﺮ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻭ ﺟﯿﻦ ﺧﺸﮏ ﮐﻪ ﺳﺨﺖ ﻓﺮﻭ ﻣﯿﺒﺎﺭﯾﺪ —
Mohsen Namjoo
ﮐﻤﯽ ﺭﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺩﯾﻢ، ﺩﯾﻤﻮ ﻭﻝ ﮐﺮ، ﺩﯾﻢ ﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﻭﻝ ﻣﻦ ﻣﺎﻻﻣﺎﻟﯿﺪﻧﻢ ﺭﺍ، ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ
ﻧﺮﻣﺎﻻﻧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻧﺮﻣﺎﻟﻨﺪﻩ ﻣﺎﻟﯿﺪ ﺍﺯ ﺑﻨﺎﮔﻮﺵ ﺗﺎ ﮔﻮﺵ ﺑﻨﺎﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺁﻭﯾﺨﺘﻪ
ﺑﻮﺩﻡ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺳﯿﺘﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺳﯿﺘﯽ ﻭ ﺳﻮﺕ ﻭ ﺳﻮﺕ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﻭﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺯﻧﺎﻧﻮ
ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻣﻨﻪ ﺯﺍﺭﺍ ﺷﺪﻩ ﺁﻩ ﻭ ﺍﻭﻩ ﺁﯼ، ﺁﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪﻡ ﺩﺭﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ
ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
ﻫﺎﯼ ! ﺭﺍﺣﺘﯽ؟ ﺭﺍﺣﺘﯽ؟
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﯾﮏ ﺩﺭﯼ ﺷﻮﻣﻨﺪﻩ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﺪ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺁﺏ ﭘﯿﺮ ﺷﻮﺩ
ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﻭ ﺷﻨﺎ ﮐﻨﯽ، ﮐﻪ ﺷﻨﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮ ﺁﺏ ﻣﻦ ﭼﻨﮕﻮﻟﮏ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﺮ ﭘﺸﺘﻢ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﻨﮕﺎﻟﻪ ﭼﻨﮓ ﺯﺩ ﻭ ﭼﯿﻨﮓ ﭼﯿﻨﮓ
ﺑﺎ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺶ ﻭ ﺁﻩ ﻭ ﺍﻭﻩ ﻣﯿﺸﻨﯿﺪﻣﻮ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪﻣﺶ ﻣﻦ، ﮐﻪ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
ﮔﻔﺘﻢ ﺳﺮﺥ ﺭﻭﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻣﺶ ﯾﮏ لحظه ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺩﻭ ﭘﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺳﺪ ﺍﻭ ﺷﻨﺎﻭﺭ
ﻭ ﺁﻩ ﻭ ﺍﻭﻩ ﮐﻨﺎﻥ ﻟﺐ ﺁﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﭘﺮﺩﻩ ﯼ ﻣُﺸﮑﯿﻦ ﻣﺎﻟﯿﺪﻣﻮ ﻣﺎﻻﻣﺎﻝ
ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻣِﺸﮑﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ …
ﻣﺎﯾﻠﯽ ﺑﻤﺎﻝ … ﻣﺎﯾﻠﯽ ﺑﻤﺎﻝ … ﺑﻤﺎﻝ …
ﺭﺍﺣﺘﯽ؟ ﺭﺍﺣﺘﯽ؟
ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﺁﺭﯼ عزﯾﺰﻩ ﺯﺑﺮﺯﺩﻩ ﻣﻮﯼ ﺑﺎ ﺩﻡ ﺷﯿﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ ﺑﯽ نظیر ﺷﻨﺎﯾﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ
ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺁﺑﺖ، ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺭﯾﺎ ﺍﺳﺐ
ﻣﯿﺮﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﺷﻼﻗﻢ ﯾﺦ ﺯﺩﮔﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮ ﮔﻠﻮﯾﺶ ﺟﺎﺭﻭ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﻭ ﻫﯽ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ؟
ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ؟ ﺭﺍﺣﺘﯽ؟ ﺭﺍﺣﺘﯽ؟
‏[ ﺁﺥ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻟﺒﺎﻧﺖ ... ﺁﻩ، ﺑﻤﺎﻝ ﺑﻤﺎﻝ ... ﻟﺒﺎﻧﺖ ﻓﺮﺻﺘﯽ ... ﺑﻤﺎﻝ ﺑﻤﺎﻝ ... ﻟﺒﺎﻟﺐ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﻫﯽ ...
ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ... ﺑﻤﺎﻝ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﮐﻮ؟ ﮐﻮ؟ ﮐﻮ؟ ﮐﻮ؟ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﮐﻮ ... ﺁﺥ ... ﮐﻮ؟ﺁﻩ ﮐﻮ؟ ﺁﺥ ﮐﻮ؟ ﮐﻮ؟ ﮐﻮ؟
ﮐﻮﺁﺥ ... ﮐﻮ ﮎ،ﺁﺥ ... ﮐﻮ ﮎ،ﺁﺥ ... ﮐﻮ ﮎ،ﺁﺥ،ﭼﯿﻨﺎ ﭼﺮﺍﻣﯿﻨﺎ، ﮐﻮﮐﺂﺥ،ﭼﯿﻨﺎ ﭼﺮﺍﻣﯿﻨﺎ ﭼﺮﺍﻣﯿﻨﺎ ... ‏]
ﻣﯿﻨﺎ ﻣﯿﻨﺎ ﻣﯿﻨﺎﯼ ﻣﻦ ﻟﺒﺎﻧﺖ، ﻣﯿﻨﺎﯼ ﻣﻦ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﺁﺥ ﯾﺎﻓﺘﻢ!…
ﺭﺍﺣﺘﯽ؟ ﯾﺎﻓﺘﻢ، ﺭﺍﺣﺘﯽ؟ ﺭﺍﺣﺘﻢ ! ﯾﺎﻓﺘﻢ، ﺭﺍﺣﺘﻢ ! ﯾﺎﻓﺘﻢ، ﺭﺍﺣﺘﻢ ! ﯾﺎﻓﺘﻢ، ﯾﺎﻓﺘﻢ، ﯾﺎﻓﺘﻢ …
ﻫـــﻮﻑ !
ﺩﻣﺎﺳﻨﺞ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﺮﮐﺪ ﺁﺏ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻬﺎﻥ !
ﭘﺸﺘﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻨﺠﻮﻟﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺳﺘﻮ ﻭﺍﯼ ﺑﻮﯾﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ
ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪﺍ، ﺑﺎﺯﺵ ﮐﺮﺩﻣﺸﺖ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ؟ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ؟ ﺁ ﻫﺎ ﻫﺎ ﻫﺎ ﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪﯾﻢ ﺩﻭﺗﺎﯾﯽ
ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﻣﺎ ﺩﻭ ﺩﺭﺍﺯ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﮔﺎﻧﯿﻤﻮ ﻫﺮ ﻫﺮ ﻫﺮ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﯾﮕﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﯾﻢ
ﺁﻭﺍﺯﺧﺎﻧﺎ ﮔﻮﺟﻮ ﺭِﻫﺎ ﺭُﺳﯿﻨﺮﺍ ﻫﻔﺘﺎﺑﻮﺷﻮ ﺍﺯ ﮐﯽ ﻧِﻪ …
ﺑﯿﺎ ﻓﯿﺘﯿﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﻗﺪﺱ ﺑﺮﻭﯾﻢ … ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﺮﻫﺮ ﮐﻨﺎﻥ ﻭ ﺯﺭ ﺯﺭ ﭼﺮﻧﺪ ﮔﻮﯾﺎﻥ
ﺑﯽ نظﯿﺮﯾﻤﺎﻣﯽ ﻣﺤﺴﻦ عزﯾﺰ … ﺑﺎﻝ ﺑﺎﻝ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ
ﺑﻮﺩﻣﯽ
ﺑﻮﺩﯾﺪﺍ،ﺩﻭ،ﺩﺍ … ﺩﺍﻟﯽ ! ﺩﺍﻟﯽ ! ﺩﺍﻟﯽ !
@sameodiff
❤‍🔥1
پس من یه ماهی برداشتم 😁

@sameodiff
🥰2
"یکی از بزرگترین مشکلات ما اینکه همیشه سعی میکنیم بعضی از مساعل رو شخصی برداشت کنیم و اون مسعله رو بزنیم توی سر خودمون درصورتی که اصلا اینطور نیست . شخصی برداشتن کردن مساعل باعث ایجاد یک فاصله ی عمیق بین شما و خودتون و بقیه میشه در صورتی که اصلا در بعضی از مواقع چیز شخصی یا کدورت خاصی وجود نداره .
شاید با این هفت روش بتونید این مسعله رو که باعث میشه همه چیز روشخصی برداشت کنید و روی همه چیز حساس باشید حل کنید :

1. ابتدا به این فکر کنید که بی ادبی دیگران ، توهین دیگران و نظر دیگران هرچند بد و منفی قرار نیست همیشه دیدی باشه که دیگران و اون ادم نسبت به شما درون خودش داره . بی ادبی دیگران و نقد دیگران و توهین دیگران درواقع بازتاب مشکلاتی روحی و روانی و درونی هست که خودشون این روزا دارن تحمل میکنن و میگذرونن و صرفا قرار نیست تصوری از شما درون ذهن خودشون باشه .

2. هیچوقت برداشت بد نکنید . نگید اگر فلانی منو دید بهم سلام نکرد پس یعنی ازم خوشش نمیاد یا اگر فلانی خیلی وقته بهم ابراز علاقه نکرده یعنی دوسم نداره . کسی که سلام نمیکنه ممکنه خجالتی باشه و کسی که ابراز علاقه نمیکنه شاید مطمعن نیست و یا فکرش مشغوله و فراموش کرده . رفتار ادم هارو برچسب نزنید و صرفا برداشت منفی ازشون نکنید . هر رفتاری با اینکه منفی و سخت و خشنه ممکنه هیچ ردپایی از نفرت و بدی درونشون نداشته باشه .

3.اگر کسی بهتون توهین کرد . به جای اینکه ناراحت بشید ابتدا از خودتون بپرسید که اصلا راست میگه یا نه . ببینید حرفی که میزنه اصلا واقعا درون شما هست یا نه . اگر نیست پس چه دلیلی داره که شما ناراحت شید ؟

4.از همه مهم تر ، فراموش نکنید که شما هرکس در هر موقعیتی باشید بازم ادم بدی در داستان یک انسان یک جای دنیا خواهید بود و نمیتونید هیچکس رو از خودتون راضی نگه دارید .

5. به جای اینکه فقط نظر این ادم رو به خودتون بگیرید و قبول کنید بگردید ببینید بقیه چه نظری دارن . اگر 8 نفر میگن تو ادم مزخرفی هستی ولی 500 نفر میگن ادم خوبی هستی خوب مشخصا تو ادم خوبی هستی و نباید این 500 نفر رو فراموش کنی و بعد فقط به حرف اون 8 نفر توجه کنی .

6. اینو فراموش نکن و یاد بگیر که اگر کسی تورو به خاطر خطاهای توی گذشته قضاوت میکنه و میگه به خاطر کاری که در قدیم کردی ادم فلانی هستی و روت برچسب میزاره ، مثلا اگر یک بار یک عشق نافرجام رو تجربه کردی و بعد بارها وبارها بهت میگه تو احقمی و ساده ای ، بدون اون ادم داره از لحاظ روان شناسی خودش رو اروم میکنه . انسان ها معمولا کسی رو قضاوت میکنن که خودشون درگیر یک مسعله ی بسیار بزرگن و با پایین اوردن و مسخره کردن ادما به خاطر خطاهاشون حس برتری پیدا میکنند و از این افکار بدی که درمورد خودشون دارن کوتاه میان .

7. و از همه مهم تر .
تنها کسی که باید از تو راضی باشه و نظر بده خودتی . دلیلشم اینکه ادما به هزاران دلیل ممکن ، ممکنه تورو اذیت بکنن که 99 درصدشون کاملا روانی و روان شناسیه و صرفا برای بد بودن و یا مشکل دار بودن تو نیست . میتونه مشکلات خانوادگیشون باشه . میتونه مشکلات روحیشون باشه . میتونه درگیری های ذهنیشون نسبت به خودشون باشه .

پس به جای اینکه از حرف و افکار دیگران و نظر دیگران درمورد خودت ناراحت بشی و بگی چرا دیگران از من متنفرن ، این سوال رو از خودت بکن ، که چرا من دارم اهمیت میدم و چرا همه چیز رو شخصی و جدی برداشت میکنم ؟ "
زحمت دارد ! آدم بودن را می‌گویم ...!
این را می‌شود از مترسک‌ها آموخت : آن‌ها تمام عمر می‌ایستند تا آدم حسابشان کنند !
@sameodiff
🙌 two hands to be sure

@sameodiff
🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وسعت جهان رادر دنیای دیجیتالی باموسیقی زیبایی ازSuke Cerulo ببینید.سفرازقله های هیمالایاآغاز و ازسیاهی مطلق فضاعبورمیکندوتا آخرین ذره هایی که بعدازانفجاربیگ بنگ به وجودآمده پیش میرود

@sameodiff
🔥2
1⃣ , 4⃣" Konevitsan Kirkonkellot" (Mp3),(Video)
Artist: #Piirpauke
Album: Piirpauke
Released: 1975
2️⃣"Soi Vienosti Murheeni Soitto" (Mp3)
Album: Yö Kyöpelinvuorella
Released: 1980
3️⃣"Blue Alma" (Mp3)
Album: Koli
Released: 2010
Genre: #Jazz_Fusion #Folk #World
_____________________
📎"پیرپاوک" گروه پنج نفره ی خلاق و باسابقه ی فنلاندی است که در سال 1974 توسط خواننده و ساکسوفونیست فنلاندی #Sakari_Kukko بنیانگذاری شد و از آن زمان، با تلفیق عناصری از ژانرهای جز، فولک، موسیقی ملل و پروگرسیو راک در عرصه ی موسیقی مردمی جدی فعال بوده است؛ این پروژه ی پر کار در این مدت 19 فول آلبوم استودیویی و 8 آلبوم زنده و مشترک تولید کرده است و در سال 2010 آلبوم Koli از این گروه در صدر چارت موسیقی ملل در اروپا قرار گردید.
_________________
📝شناخته شده ترین اثر پیرپاوک، بازسازی یک آهنگ قدیمی به نام Konevitsan Kirkonkellot (به معنای ناقوس های کلیسای جزیره ی Konevets در دریاچه ی لادوگا) می باشد.
موزیک ویدئوی ارسالی مربوط به فیلم Sampo (1959) به کارگردانی "الکساندر پتوشکو" و "ریستو ارکو" است و نسخه ی اولیه ی این موسیقی توسط "ایگور موروزوف" برای این فیلم فنلاندی-روسی نوشته شده بود.
فیلم "سامپو" روایتی ست جادویی از یک افسانه ی قدیمی فنلاندی: مردمان شهری به نام "کالوالا" بر سر تصاحب یک کهربای جادویی با نام "سامپو" با غولان و جادوگران در می افتند و در این نبرد، گرچه سامپو را تصاحب می کنند، اما خورشید خود را از دست می دهند... نبرد اصلی آنها برای پس گرفتن خورشیدشان، بر روی دریاچه ای یخ زده رخ می دهد؛ در این نبرد آن ها دشمنانشان را در یخ مدفون می کنند و نهایتا خورشیدشان را بازپس می گیرند...
_____________________
🔅آثار پیرپاوک اغلب دارای فرم آزاد و استایل بداهه پردازانه هستند و اغلب از نظر مدت زمان کمی طولانی تر از معمول به نظر می رسند؛ گرچه این گروه فنلاندی در دهه های هشتاد و نود میلادی به ژانرهای پاپ، معاصر و حتی کلاسیک گرایش بیشتری داشت، اما در قرن بیست و یکم، آنها به ریشه های جز - فولک خود بازگشته اند.
_________________
@sameodiff
Ridi be man
<unknown>
آخه چرا ریدی
🔞🎧
Use handsfree
@sameodiff
🕊2