POV – Telegram
وقتی تمام خاطراتی که ازشون فرار میکنم با آهنگ به یادم میان<
وقتی حس میکنی دیگه دوست نداره<
وقتی میبینی این همه خوندی ولی یه سهمیه‌ای جاتو میگیره<
وقتی بی‌ارزش ترین افراد باعث میشن مود خوبت خراب شه<
وقتی نباید بغض کنی یا ناراحت شی چون اون فقط یه شوخی ساده از طرف خانواده‌ـت بوده<
وقتی مجبوری خیلی عادی مدرسه بری و انگار نه انگار شبش فروپاشی ذهنی داشتی<
وقتی تو جمع دوستات،تو کسی هستی که همیشه ایگنور میشه<
وقتی کارهایی میکنن که حسودی کنی اما نمیدونن فقط باعث میشه حس‌ـت نسبت بهشون رو از دست بدی<
وقتی دبیر موردعلاقه‌ـت ازت عصبی میشه و سرت داد میزنه<
وقتی حاضری هرکاری براش بکنی اما درنهایت اولویتش یکی دیگه‌ـس<
وقتی میبینی خیلی راحت برات جایگزین پیدا کرده اما تو امیدواری دوباره مثل قبل میشین<
وقتی جیش داری اما گشادیت میاد بری جیش کنی<
وقتی بهش خوبی میکنی اما عادت داره بره تو باسن اونی که بهش میرینه<
وقتی مامانم درمورد اون دوستم که یه زمانی خیلی باهم وقت میگذروندیم میپرسه اما من ازش هیچ خبری ندارم<
وقتی تو اتاقت با خودت و آهنگات خوشی و یکی میاد تو اتاقت و تمام ارامشتو بهم میریزه<
وقتی با کاراشون از چشمت میوفتن<
وقتی هرچقدر تلاش میکنی بازم اون چیزی که میخوای نمیشه<
وقتی میخوای تنها باشی اما درک نمیکنن و بازم میچسبن بهت<
وقتی بدون اجازه عینکتو برمیدارن<
وقتی شخصیتت از باب اسفنجی داره تبدیل به اختاپوس میشه<
وقتی حتی متوجه نبودت نمیشن<