POV – Telegram
وقتی میگی فراموشش کردی اما اون موقع که دلت براش تنگ میشه<
وقتی میدونی داره دروغ میگه اما نمیتونی بگی چجوری فهمیدی<
وقتی اونی که همیشه باهاش حرف میزدی رو الان فقط تو سین استوریات میبینیش<
وقتی دوباره برمیگردی به اون نقطه تاریک زندگیت که تلاش میکردی ازش بیرون بیای<
وقتی از یک رویای بی نقص بیدار میشی و متوجه میشی فقط خواب بود و هیچی واقعی نیست<
وقتی دوستات باهم میرن بیرون اما بهت نمیگن<
وقتی میبینی بخاطر کی ولت کرده<
وقتی که متوجه میشی با دوست صمیمیت،صمیمیت قبلا رو نداری<
وقتی میبینی دوستت داره درد میکشه اما کاری ازت ساخته نیست<
وقتی تازه با دونفر اشنا میشه و کاملا فراموشت می‌کنه<
وقتی به جایی میرسی اونی که جاش تو قلبت بود الان تخماته<
وقتی یادت میوفته برای چه کسایی سریال موردعلاقت‌رو قطع میکردی<
وقتی سریال درحال پخش داری میبینی و سداند تموم میشه<
POV
وقتی میگی فراموشش کردی اما اون موقع که دلت براش تنگ میشه<
وقتی میخوای فراموشش کنی ولی نمیتونی<
وقتی باعث میشه احساس مزاحم بودن داشته باشی<
وقتی دوست داری همیشه باهاش حرف بزنی اما حس میکنی ازاردهنده‌س<
وقتی تظاهر به چیزی میکنه که نیست<
وقتی یادت میوفته الان تو بهترین دوران زندگیتی<
وقتی به شوخی لاس میزنی و طرف جدی میگیره<
وقتی هر لحظه منتظری تا پیام بده<
وقتی دلت برای ورژن قبلیت تنگ میشه<