POV – Telegram
وقتی اون اکیپی که پارسال صمیمی ترین بودین الان اصلا وجود نداره<
وقتی خانواده‌ت جوک مستهجن میگن و تو باید جوری رفتار کنی که انگار نفهمیدی<
وقتی یادم میوفته یونجون قرار نیست بیاد خواستگاریم<
وقتی مامانم فکرمیکنه چندتا دوست پسر دارم اما درواقع برای چندتا پسر کره‌ای که نمیدونن وجود دارم عر میزنم.
وقتی بلبلجان تنها سرگرمیت بود و الان اونم فیلتره<
وقتی کلی انتظار میکشی سریال بیاد ولی میبینی اون شکلی نیست که میخواستی<
وقتی بقیه دارن از سیف پلیسشون حرف میزنن اما هیچکس سیف پلیس تو نیست<
وقتی تو اوج گرما باید بری کلاس<
وقتی پلیس میبینی بجای اینکه احساس امنیت کنی بیشتر میترسی<
وقتی آدم موردعلاقت،علاقشو نسبت بهت از دست میده<
وقتی زیادی به احساسات اهمیت میدی و فقط باعث میشه ضعیف تر شی<
وقتی با جوراب داری راه میری و به یه جای خیس میرسی<
وقتی از کنارش رد میشی و باید جوری رفتار کنی انگار نمیشناسیش<
وقتی دلت براش تنگ میشه ولی نمیتونی بهش بگی<
وقتی تو جمع داری با ذوق حرف میزنی بعد حس میکنی موضوع جالبی انتخاب نکردی<
وقتی هیچ حقی برای حسودی کردن نداری چون اون برای تو نیست<
وقتی پیش بقیه بیشتر بهش خوش میگذره<
وقتی تابستونم بدون دوست دختر/پسر می‌گذره<
وقتی نمیتونی شرایط راحت واسه خوابیدن رو پیدا کنی<
وقتی حتی دیگه میترسی بیرون بری<