POV – Telegram
وقتی نمیتونی راجب مشکلاتت حرف بزنی و میگن الکی فاز ناله میگیری<
وقتی میخوای باهاش حرف بزنی اما حس میکنی اونقدر صمیمی نیستین باهم<
وقتی تو جمعی و سرشون رو میکنن تو گوشیت<
وقتی میفهمی از تغییراتی که داری میکنی خوشت نمیاد<
وقتی سامرتایم‌ـت به سدنس ترین نوع میگذره<
وقتی همیشه درحال لباس گرفتنی اما بازم هیچی نداری<
وقتی دبیر دقیقا سوالی میپرسه که بلد نیستی<
وقتی از صبح تا شب حرف زدن باهم رسیدیم به لایک استوری ها<
وقتی همیشه تو اونی هستی که بقیه رو برای بیرون رفتن جمع میکنی<
وقتی هنوز امیدواری تابستونت خیلی خفن پیش بره<
وقتی دیگه براش بی اهمیت میشی<
وقتی همه چیز داره خوب پیش میره تا وقتی اون حرفو میزنه<
وقتی خانواده‌ـت برای انتخاب رشته‌ـت تصمیم میگیرن<
وقتی دلت میخواد پیشش باشی ولی حس میکنی اضافی‌ای و بهت نیازی نداره<
وقتی فکرمیکنه با بغل کردنت حالت خوب میشه اما خبر نداره تو از بغل بدت میاد<
وقتی انقدر حرف تو ذهنت هست که باعث میشه نتونی بخوابی<
وقتی تو تابستون سرما میخوری<
وقتی با تمام وجود بهش محبت می‌کنی اما ایگنور میشی<
وقتی واسه‌ی چیزی که دست تو نیست سرزنش میشی<
وقتی اونقدر به عکس زل میزنی که حس می‌کنی دیگه کیفیت نداره<
وقتی یادم میوفته کمتر از دو ماهه دیگه قراره اون آدم های مزخرف رو ببینم<