POV – Telegram
وقتی نشستی خونتون و مشغول عشق و حالی که یهو زنگ در خونه رو میزنن و اون فامیل رو مخه با بچه های رو مخش میریزن تو خونتون<
وقتی یك روز عینک نمیزنی و چشمت میخواد منفجر شه<
وقتی وسط بحثِ جدی خنده‌ت میگیره<
وقتی وسط مجلس ختم یاد خاطره خنده دار میوفتی<
وقتی باهاشون حرف میزنی اما میزنن تو ذوقت و بعدا هی بهت میگن چرا انقد ساکتی و از اتاقت نمیای بیرون<
وقتی میخوان هر چیزی که خودشون نتونستن به زور به تو تحمیل کنن<
وقتی با بقیه لاس میزنه<
وقتی با حرفاشون نابودت میکنن و براشون سواله چرا انقدر تغییر کردی<
وقتی مقصر اونه اما جوری رفتار میکنه انگار بی‌گناه ترینه<
وقتی میزنه به سرت موهاتو چتری کنی،اما اونجوری که فکرمیکنی خوب پیش نمیره<
وقتی میخوای باشی براشون و کمکشون کنی ولی نمی‌خوان و بعد میگن تو هیچوقت نبودی<
وقتی چیزی که بخاطرش خیلی ذوق داشتی کنسل میشه<
وقتی به علایق و سبک مورد علاقه فیلمت توهین میکنن<
وقتی انقدر از زمانی که باهم حرف میزدین میگذره که دیگه نمیدونی چجوری باهاش حرف بزنی<
وقتی دقیقا موقعی که از درون نابودی باید تظاهر کنی حالت خوبه<
وقتی میخوان عکس بچگیت رو نشون بدن اما تو تنفر داری نسبت بهش<
وقتی داری از دوست صمیمیت متنفر میشی<
وقتی با کاراش باعث میشه احساس معذب بودن داشته باشی<
وقتی کلی کار می‌کنی اما به چشم کسی نمیاد<
وقتی تمام تلاشتو واسه رابطه میکنی اما طرفت آدم اشتباهیه<
وقتی ارزش زیبایی و زیبا بودن انیمه رو نمیفهمن میگن این نقاشیا چین نگاه میکنی<