POV – Telegram
وقتی یکدفعه قلبت درد میگیره<
‏وقتی حس میکنی داری با صحبتت حوصله‌شو سر می‌بری پس بحثو کوتاه می‌کنی<
وقتی غذا نمیخوری چون معدت درد میکنه و معدت درد میکنه چون غذا نخوردی<
وقتی حس میکنی داری مزاحم کسی میشی که دوست داری همیشه باهاش حرف بزنی<
وقتی داری تظاهر میکنی که اصلا مهم نیست اما از درون بیشتر شکسته میشی<
وقتی نشستی خونتون و مشغول عشق و حالی که یهو زنگ در خونه رو میزنن و اون فامیل رو مخه با بچه های رو مخش میریزن تو خونتون<
وقتی یك روز عینک نمیزنی و چشمت میخواد منفجر شه<
وقتی وسط بحثِ جدی خنده‌ت میگیره<
وقتی وسط مجلس ختم یاد خاطره خنده دار میوفتی<
وقتی باهاشون حرف میزنی اما میزنن تو ذوقت و بعدا هی بهت میگن چرا انقد ساکتی و از اتاقت نمیای بیرون<
وقتی میخوان هر چیزی که خودشون نتونستن به زور به تو تحمیل کنن<
وقتی با بقیه لاس میزنه<
وقتی با حرفاشون نابودت میکنن و براشون سواله چرا انقدر تغییر کردی<
وقتی مقصر اونه اما جوری رفتار میکنه انگار بی‌گناه ترینه<
وقتی میزنه به سرت موهاتو چتری کنی،اما اونجوری که فکرمیکنی خوب پیش نمیره<
وقتی میخوای باشی براشون و کمکشون کنی ولی نمی‌خوان و بعد میگن تو هیچوقت نبودی<
وقتی چیزی که بخاطرش خیلی ذوق داشتی کنسل میشه<
وقتی به علایق و سبک مورد علاقه فیلمت توهین میکنن<
وقتی انقدر از زمانی که باهم حرف میزدین میگذره که دیگه نمیدونی چجوری باهاش حرف بزنی<
وقتی دقیقا موقعی که از درون نابودی باید تظاهر کنی حالت خوبه<
وقتی میخوان عکس بچگیت رو نشون بدن اما تو تنفر داری نسبت بهش<