POV – Telegram
وقتی حد خودشو نمیدونه و سریع میخواد صمیمی شه<
وقتی تنهایی رو ترجیح میدی اما میچسبن بهت<
وقتی بازم میخوای باهاش حرف بزنی اما بهونه هات تموم شدن<
وقتی تو جمع احساس تنهایی میکنی<
وقتی بهش محبت میکنی اما اون درنهایت میگه"مگه من ازت خواستم"<
وقتی نمیتونی حرفتو به طرف مقابل بزنی<
وقتی همیشه تو شنونده حرف بقیه‌ای<
وقتی وی‌پی‌انتو به بقیه معرفی میکنی و دیگه کار نمیکنه<
وقتی تازه سریالیو شروع میکنی و اکسپلورت میشه پر از اسپویل<
وقتی خوشحالی از اینکه مدرسه تموم شده اما یادت میاد دیگه قرار نیست پیش دوستات باشی<
وقتی دوستش داری اما اون چنین حسی نداره<
وقتی حس میکنی دیگه مثل قبل دوست نداره<
وقتی فکرمیکنه با بولی کردن خیلی شاخ میشه<
وقتی مدام درحال ایراد گرفتنه<
وقتی کاری میکنن که ازشون بیزار میشی<
وقتی بی منطق حالت بده<
وقتی اهنگ ها خاطراتو برات یادآوری میکنن<
وقتی هر موقع میری از پیششون جمعشون صمیمی تر میشه<
وقتی همه چیز تقصیر اونه ولی در اخر طوری رفتار میکنه که ادم بده تویی<
وقتی میفهمم که دیگه قرار نیست اون حس رو با کسی تجربه کنم<
وقتی میخوای پیش خانوادت باشی اما حرفای رومخ باعث میشن بازم برگردی اتاقت<