POV – Telegram
وقتی اونقدر غرور داره که فکرمیکنه چخبره<
وقتی میخوای اقدامی کنی ولی اورثینک اجازه‌ـشو نمیده<
وقتی با تغییرات یهوییش باعث میشه مثل قبل دوستش نداشته باشی<
وقتی متوجه نمیشن موقعی که دراتاق بسته‌ست نباید مثل *** وارد شن<
وقتی حس میکنی مزاحم فرد موردعلاقه‌ـت میشی<
وقتی به خاطر سلیقه و علایقت سرکوب میشی<
وقتی میخوای باهاش حرف بزنی اما نمیدونی مکالمه رو چجوری پیش ببری<
وقتی دیگه مثل قبل بهم توجه نمی‌کنین و می‌دونین قراره چی بشه<
وقتی از استرس حالت تهوع میگیری<
وقتی برای چیزی ذوق داری و یهو همه چیز تصمیم میگیرن که مودتو خراب کنن<
وقتی موقعی شروع می‌کنه به اهمیت دادن که خیلی دیر شده<
وقتی میخواستی خیلی کارها انجام بدی اما دیگه دیر شده<
وقتی خانواده‌ات مجبورت میکنن کاری که نمیخوای بکنی<
وقتی ازش خوشت میاد اما چشمش دنبال یکی دیگه‌س<
وقتی میگن چرا اعتماد به نفس نداری در حالی که خودشون خوردش کردن<
وقتی قرص میخوری و احساس میکنی تو گلوت گیر کرده<
وقتی دارن به عمه‌ها فحش میدن و یادت میوفته داداش داری<
وقتی اعصابشون خورده و سر تو خالی میکنن<
وقتی میبینی تموم تلاششون رو دارن میکنن و کاری ازت برنمیاد<
وقتی یادم میوفته هفته بعد قراره دوباره اون رو تحمل کنم<
وقتی کلی کتاب نخونده داری و میری سراغ کتاب های جدید<