POV: You want to make a delicious dinner, but suddenly the kitchen looks like a chemistry lab.
وقتی میفهمی چقدر به اون دلقک اعتماد به نفس بیخودی دادی که حتی الان خودشو برات میگیره<
وقتی خوابت خیلی جالب بود اما قبل از رسیدن به قسمت خوبش از خواب بیدار شدی، پس فقط از تخیلت برای به پایان رسوندنش استفاده کردی<
وقتی یه بی خانمان ازت پول می خواد، اما وضعیت مالی ت فرقی با اون نداره، فقط با لباس تمیز <
POV: When you wake up from a dream so real that you need a moment to figure out if it actually happened.
POV: When a question shows up on the exam, and the teacher had said, "This one's easy, you'll definitely remember it."
وقتی دیگه فراموشش کردی و برات مهم نیست ولی یهو بهت پیام میده و میگه دلم برات تنگ شده<
وقتی بامزهترین میم عمرتو میبینی ولی تعداد لایکاش k نداره پس دیگه بامزه نیست و لایکتو پس میگیری <
وقتی یه متن با کلی احساس و وسواس خاصی نوشتی و طرف مقابل فقط با یه "مرسی" جوابتو میده. <
وقتی تو دید و بازدیدای عید میخوای یه استراحت کوچیک بکنی و از کنکور ذهنتو دور کنی،ولی همه اقوام همون موقع این یه سوالو میپرسن: راستی گفتی کجا میخوای قبول بشی؟<