POV – Telegram
وقتی با وجود داشتن دوستای زیاد بازم احساس تنهایی میکنی<
وقتی از درون شکسته‌ای اما چون میدونی قراره ازت بپرسن چیشده به لبخند های فیک ادامه میدی<
وقتی حاضر بودی هرکاری برای خوشحال کردنش بکنی و الان میبینی با یکی دیگه شاد تره<
وقتی حس میکنی به جایی تعلق نداری<
POV
وقتی یادم میفته دیگه قرار نیست حرف بزنیم چون دیگه قرار نیست اون من باشم که پیام میده<
وقتی‌ تصمیم گرفتی دیگه اولین نفر پیام ندی و الان میبینی که دیگه حرف نزدین<
وقتی حسودی میکنی اما نمیتونی چیزی بگی چون هیچی بینتون نیست<
وقتی دلت برای موقع هایی که باهم بودین تنگ میشه<
وقتی اونا باعث جدایی‌ان ولی تورو مقصر نشون میدن<
وقتی همیشه میبینیش درحالی که دیگه نسبتی باهم ندارین<
وقتی بدت میاد به موهات دست بزنن اما همچنان به کارشون ادامه میدن<
POV
وقتی میبینی بخاطر کی ولت کرده<
وقتی میبینی کیو بهت ترجیح داده<
وقتی انقدر اضطراب داری که خوابت نمیبره<
POV
وقتی بدت میاد به موهات دست بزنن اما همچنان به کارشون ادامه میدن<
وقتی از تماس فیزیکی بدت میاد اما بدون اهمیت بازم به کارشون ادامه میدن<
وقتی بدون فکرکردن حرف میزنه<
وقتی اورثینک بهت اجازه نمیده بخوابی<
وقتی اونی که همیشه پینت بود الان آرشیوِ<
وقتی تو تنها کسی بودی که بهش اهمیت میدادی و الان اهمیتی بهت نمیده<
وقتی نمیتونه جلو دهنشو بگیره و هرچی میخواد میگه<
وقتی روزایی هست که حتی حال حرف زدن هم نداری<
وقتی کسیو نداری تا اتفاقات روزانه‌ت رو براش تعریف کنی<
وقتی مزاحم خوابیدنت میشن<