POV – Telegram
وقتی ازش خوشت میاد اما چون بار اولته میترسی پیشقدم شی<
وقتی اونی که میخوام باهاش دوست شم اصلا منو نمیشناسه<
وقتی امروز بیشتر از هر روز دیگه تو سرت کوبیده شده که کسیو نداری و تنهایی<
وقتی درباره مشکلاتت میگی و اون درنهایت میگه" آهان"<
وقتی یادم میوفته این آخرین شبیه که برای فرداش استرس ندارم چون مدارس شروع شدن<
وقتی میدیدی امروز همه پیش دوستاشون هستن و تو فقط در و دیوار رو نگاه میکردی<
وقتی میری مدرسه جدید و به محیط و دانش‌آموزای کلاس جدیدـت عادت نداری<
وقتی هیچ وقت قبول نمیکنه حرفتو و فکر میکنه هر چی خودش میگه درسته<
وقتی چیزایی که برای تو خیلی مهمه برا اونا فقط شوخی و هوسه<
وقتی میخوای با دوستات بری بیرون ولی خانواده‌‌ـت میگن دیروز رفتی و نمیزارن<
وقتی یک روز مهربون ترینه و فرداش فقط ایگنورت می‌کنه<
وقتی سعی داری فراموشش کنی و اون نزدیکت میشه<
وقتی که یکی راجبه کسی که ازش هیچی نمیدونه بد میگه<
وقتی معتقده فقط حرف خودش درسته<
وقتی تصمیم میگیری دیگه پیام ندی و میبینی آخرین باری که حرف زدین رو یادت نمیاد<
وقتی نمیدونی در جواب"اها"چی بگی تا مکالمه‌تون ادامه داشته باشه<
وقتی به جای جواب،ریکشن میده<
وقتی جمعه میخوای دراز بکشی و تو اینستا بچرخی ولی یادت میاد درسای مدرستو ننوشتی<
وقتی بهش از احساس‌ـت میگی و اون بحث رو عوض میکنه<
وقتی گوشات به صدای آلارم ساعت بی‌تفاوت میشن و میشه بخشی از خوابت<
وقتی دلت برای کسی تنگ میشه که خودت از زندگیت حذفش کردی<