POV – Telegram
وقتی میخوای با دوستات بری بیرون ولی خانواده‌‌ـت میگن دیروز رفتی و نمیزارن<
وقتی یک روز مهربون ترینه و فرداش فقط ایگنورت می‌کنه<
وقتی سعی داری فراموشش کنی و اون نزدیکت میشه<
وقتی که یکی راجبه کسی که ازش هیچی نمیدونه بد میگه<
وقتی معتقده فقط حرف خودش درسته<
وقتی تصمیم میگیری دیگه پیام ندی و میبینی آخرین باری که حرف زدین رو یادت نمیاد<
وقتی نمیدونی در جواب"اها"چی بگی تا مکالمه‌تون ادامه داشته باشه<
وقتی به جای جواب،ریکشن میده<
وقتی جمعه میخوای دراز بکشی و تو اینستا بچرخی ولی یادت میاد درسای مدرستو ننوشتی<
وقتی بهش از احساس‌ـت میگی و اون بحث رو عوض میکنه<
وقتی گوشات به صدای آلارم ساعت بی‌تفاوت میشن و میشه بخشی از خوابت<
وقتی دلت برای کسی تنگ میشه که خودت از زندگیت حذفش کردی<
وقتی ادمای جدید سعی دارن جایگزین‌ـت شن و اون هم راحت ترجیحشون میده<
وقتی احساس گناه داری که چرا درس نمیخونی ولی همچنان درس نمیخونی<
وقتی میترسی توسط کسی که دوسش داری ایگنور شی<
POV
وقتی غذا نمیخوری چون معدت درد میکنه و معدت درد میکنه چون غذا نخوردی<
وقتی نمی‌خوابی چون سردرد داری و سردرد داری چون نخوابیدی<
وقتی داری احساساتتو نشون میدی بهش ولی نمیفهمه<
وقتی حسادت داره وجودتو میخوره<
وقتی تمام خاطراتی که ازشون فرار میکنم با آهنگ به یادم میان<
وقتی حس میکنی دیگه دوست نداره<
وقتی میبینی این همه خوندی ولی یه سهمیه‌ای جاتو میگیره<