Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کژفهمیهای بسیاری در مورد زمان وجود دارد. در این ویدیو دو فیزیکدان (پاول_دیویس و مکس_تگمارک) با دو فیلسوف در مورد زمان بحث میکنند. گفتههای مکس تگمارک و پاول دیویس خیلی خوب این کژفهمیها را تصحیح میکند.
🆔@science_fun
🆔@science_fun
پارادوكس هاى زينو يا زنون (zeno)
داستان آشيل و لاكپشت
آشیل تصمیم میگیرد با یکی از کندترین رقبای خود، لاک پشت، مسابقهٔ دو بدهد. او لطف میکند و میگذارد لاک پشت از نقطه ای جلوتر از او مسابقه را شروع کند. وقتی آشیل از نقطهٔ شروع خود حرکت میکند، لاک پشت قبلاً یک مسافتی پیش رفتهاست و مدتی طول میکشد، البته نه خیلی زیاد، تا آشیل به نقطه ای برسد که لاک پشت حرکتش را از آن جا شروع کردهاست مسلماً تصور میکنیم آشیل، تیزپاترین دونده در میان یونانیانِ اعزام شده به تروا، بیش از این عقب نخواهد ماند: هر چقدر هم مسیر مسابقه کوتاه و فاصلهٔ اولیهٔ لاک پشت از آشیل زیاد باشد، آشیل باید زودتر به خط پایان برسد. اما در واقع اینطور نیست؛ زیرا مدتی طول میکشد تا آشیل به نقطه ای برسد که لاک پشت از آن جا راه افتاده، و لاک پشت در این مدت خود را کمی جلو کشانده اشت. زمانی که آشیل به آن نقطه برسد، لاک پشت جلوتر است. پس آشیل به سمت نقطه ای میدود که لاک پشت از آن جا راه افتاده و لاک پشت در این مدت خود را کمی جلو کشاندهاست. زمانی که آشیل به آن نقطه برسد، لاک پشت جلوتر است پس آشیل به سمت نقطه ای میدود که لاک پشت هم اینک هست و مدتی طول میکشد تا به آن نقطه برسد. مسلماً در طول این مدت لاک پشت باز کمی دیگر خود را جلو کشاندهاست. آشیل مثل سایه لاک پشت را تعقیب میکند، اما زمانی که به نقطه ای میرسد که لاک پشت بوده، لاک پشت باز هم اندکی جلو رفتهاست و آشیل هنوز به او نرسیدهاست این ماجرا تا ابد ادامه مییابد، زیرا همواره مدتی طول میکشد تا آشیل فاصلهٔ میان خودش و لاک پشت را طی کند، و هر قدر هم که لاک پشت کند حرکت کند بخشی از مسافت را در زمان حرکت خود طی میکند و دیگر در نقطهٔ قبل نیست و از آن نقطه جلوتر است. پس به هر حال هر چقدر هم این زنجیره را ادامه دهیم، آشیل هرگز به لاک پشت نمیرسد، چه رسد به این که از او جلوتر بزند. پس مسلماً وقتی که مسابقه در نهایت به پایان میرسد، لاک پشت از آشیل جلوتر است.
تناقض نيمه راه يا دوبخشى
آنچه که در حرکت است باید قبل از رسیدن به هدف به نیمه راه برسد.اگر از نقطهٔ A به نقطهٔ B بدوید، قبل از رسیدن به B باید از نقطهٔ میانی این مسافت عبور کنید. پس از این نقطهٔ میانی، باید از نقطهٔ میانی دیگری بگذرید که قبل از B به آن برسید. در واقع بینهایت نقطه میانی قبل از رسیدن به B وجود دارد. پس هرگز به خود نقطهٔ B نمیرسید، زیرا هر بار که هر یک از مسافتهای کاهش یابنده را به قصد نقطهٔ میانی بعدی طی میکنید هنوز فاصلهای به همان اندازه باقی ماندهاست که باید پیموده شود، و این فاصله هرگز به صفر نمیرسد، همیشه میان شما و انتهای مسیر فاصلهای وجود دارد و در نتیجه رسیدن به نقطهٔ پایان غیرممکن است. البته به فرض این که اصلاً بتوانید حرکتتان را شروع کنید. اما اصلاً چطور میتوانید حرکتتان را شروع کنید؟ زیرا قبل از رسیدن به میانهٔ مسیر باید یکهشتم مسیر را بدوید و پیش از آن یک شانزدهم مسیر را، و همینطور تا بینهایت. هیچ حرکت آغازینی وجود ندارد، زیرا همیشه قبل از آن حرکت دیگری هست که باید اول انجامش داد.
نتایج دو پارادوکس زنون به نظر بیمعنی میآید، و اتفاقاً نکتهٔ قضیهٔ هم دقیقاً همین است. اگر ما نتوانیم نتیجه را قبول کنیم باید چیز دیگری را رد کنیم، مثلاً یکی از فرضهایی را که به نتیجه منتهی شدهاست. در این صورت استدلال از الگوی برهان خلف پیروی میکند؛ الگویی که به نظر میرسد زنون آن را تکمیل کردهاست. اساس کار این الگو آن است که نشان میدهد اگر فرضی را بپذیرید (که باید خلاف آن ثابت شود) نتیجه ای بیمعنی و نپذیرفتنی به دست میآید، و بهترین راه رفع این بیمعنایی رد کردن فرض اولیه است.
توضيحات بيشتر
🆔@science_fun
داستان آشيل و لاكپشت
آشیل تصمیم میگیرد با یکی از کندترین رقبای خود، لاک پشت، مسابقهٔ دو بدهد. او لطف میکند و میگذارد لاک پشت از نقطه ای جلوتر از او مسابقه را شروع کند. وقتی آشیل از نقطهٔ شروع خود حرکت میکند، لاک پشت قبلاً یک مسافتی پیش رفتهاست و مدتی طول میکشد، البته نه خیلی زیاد، تا آشیل به نقطه ای برسد که لاک پشت حرکتش را از آن جا شروع کردهاست مسلماً تصور میکنیم آشیل، تیزپاترین دونده در میان یونانیانِ اعزام شده به تروا، بیش از این عقب نخواهد ماند: هر چقدر هم مسیر مسابقه کوتاه و فاصلهٔ اولیهٔ لاک پشت از آشیل زیاد باشد، آشیل باید زودتر به خط پایان برسد. اما در واقع اینطور نیست؛ زیرا مدتی طول میکشد تا آشیل به نقطه ای برسد که لاک پشت از آن جا راه افتاده، و لاک پشت در این مدت خود را کمی جلو کشانده اشت. زمانی که آشیل به آن نقطه برسد، لاک پشت جلوتر است. پس آشیل به سمت نقطه ای میدود که لاک پشت از آن جا راه افتاده و لاک پشت در این مدت خود را کمی جلو کشاندهاست. زمانی که آشیل به آن نقطه برسد، لاک پشت جلوتر است پس آشیل به سمت نقطه ای میدود که لاک پشت هم اینک هست و مدتی طول میکشد تا به آن نقطه برسد. مسلماً در طول این مدت لاک پشت باز کمی دیگر خود را جلو کشاندهاست. آشیل مثل سایه لاک پشت را تعقیب میکند، اما زمانی که به نقطه ای میرسد که لاک پشت بوده، لاک پشت باز هم اندکی جلو رفتهاست و آشیل هنوز به او نرسیدهاست این ماجرا تا ابد ادامه مییابد، زیرا همواره مدتی طول میکشد تا آشیل فاصلهٔ میان خودش و لاک پشت را طی کند، و هر قدر هم که لاک پشت کند حرکت کند بخشی از مسافت را در زمان حرکت خود طی میکند و دیگر در نقطهٔ قبل نیست و از آن نقطه جلوتر است. پس به هر حال هر چقدر هم این زنجیره را ادامه دهیم، آشیل هرگز به لاک پشت نمیرسد، چه رسد به این که از او جلوتر بزند. پس مسلماً وقتی که مسابقه در نهایت به پایان میرسد، لاک پشت از آشیل جلوتر است.
تناقض نيمه راه يا دوبخشى
آنچه که در حرکت است باید قبل از رسیدن به هدف به نیمه راه برسد.اگر از نقطهٔ A به نقطهٔ B بدوید، قبل از رسیدن به B باید از نقطهٔ میانی این مسافت عبور کنید. پس از این نقطهٔ میانی، باید از نقطهٔ میانی دیگری بگذرید که قبل از B به آن برسید. در واقع بینهایت نقطه میانی قبل از رسیدن به B وجود دارد. پس هرگز به خود نقطهٔ B نمیرسید، زیرا هر بار که هر یک از مسافتهای کاهش یابنده را به قصد نقطهٔ میانی بعدی طی میکنید هنوز فاصلهای به همان اندازه باقی ماندهاست که باید پیموده شود، و این فاصله هرگز به صفر نمیرسد، همیشه میان شما و انتهای مسیر فاصلهای وجود دارد و در نتیجه رسیدن به نقطهٔ پایان غیرممکن است. البته به فرض این که اصلاً بتوانید حرکتتان را شروع کنید. اما اصلاً چطور میتوانید حرکتتان را شروع کنید؟ زیرا قبل از رسیدن به میانهٔ مسیر باید یکهشتم مسیر را بدوید و پیش از آن یک شانزدهم مسیر را، و همینطور تا بینهایت. هیچ حرکت آغازینی وجود ندارد، زیرا همیشه قبل از آن حرکت دیگری هست که باید اول انجامش داد.
نتایج دو پارادوکس زنون به نظر بیمعنی میآید، و اتفاقاً نکتهٔ قضیهٔ هم دقیقاً همین است. اگر ما نتوانیم نتیجه را قبول کنیم باید چیز دیگری را رد کنیم، مثلاً یکی از فرضهایی را که به نتیجه منتهی شدهاست. در این صورت استدلال از الگوی برهان خلف پیروی میکند؛ الگویی که به نظر میرسد زنون آن را تکمیل کردهاست. اساس کار این الگو آن است که نشان میدهد اگر فرضی را بپذیرید (که باید خلاف آن ثابت شود) نتیجه ای بیمعنی و نپذیرفتنی به دست میآید، و بهترین راه رفع این بیمعنایی رد کردن فرض اولیه است.
توضيحات بيشتر
🆔@science_fun
ساینس|science
سرى هاى نامحدود:اشتباه رياضيات يا واقعيت فيزيكى (ويديو از فرادرس) توضيح در ادامه... 🆔@science_fun
مقدار سرى زير چقدر است؟
1+2+3+4+...=?
خب جواب بديهى بينهايته چون مجموع بينهايت عدد مثبت كه مقدار اعداد نيز به صورت نامحدود زياد مى شوند بايد بينهايت باشد اما در واقعيت فيزيكى اين مقدار برابر 1/12- است!!
1+2+3+4+...=-1/12
رامانوجان رياضيدان هندى يك اثبات زيبا براى اين مقدار دارد هر چند كه كار او از نظر رياضيات اشتباه به نظر مى رسد ولى نكته جالب وجود اين مقدار در دنياى فيزيكى است.
در فيزيك آزمايشى به اسم اثر كازمير داريم كه در آن دو صفحه فلزى بدون بار را با فاصله بسيار كم (چند نانومتر) در خلأ كنار هم قرار مى دهند. دانشمندان پى بردند كه نيرويى باعث نزديك شدن صفحات به يكديگر مى شود كه با توجه به خنثى بودن صفحات و ناچيز بودن نيروى گرانش منشأ آن بايد چيز ديگرى باشد.
در بررسى يك بعدى مقدار اين نيرو متناسب است با:
-(1+2+3+...)πhc/2x^2
(علامت منفى به دليل جاذبه بودن نيرو و x فاصله دو صفحه از هم و h ثابت پلانك و c سرعت نور)
اما اين نيرو بينهايت نيست و مقدار آن برابر است با:
πhc/24x^2
بنابراين مقدار اين سرى در واقعيت محدود و برابر 1/12- است. اما منشأ اين نيرو مرموز چيست؟ اين نيرو در اثر ذرات مجازى كه همواره در خلأ بوجود مى آيند و از بين مى روند ايجاد مى شود. اين ذرات كه به صورت زوج ذره و پاد ذره ايجاد مى شوند در خارج صفحات تكانه بيشترى نسبت به داخل صفحات ايجاد مى كنند و باعث نزديك شدن صفحات به همديگر مى شوند.
(انرژى بين صفحات متناسب با اين نيرو , منفى است و ذراتى كه در دنياى واقعى وجود دارند نمى توانند انرژى منفى داشته باشند و به ذراتى كه زير سطح انرژى صفر قرار دارند اصطلاحا ذرات مجازى مى گويند)
🆔@science_fun
1+2+3+4+...=?
خب جواب بديهى بينهايته چون مجموع بينهايت عدد مثبت كه مقدار اعداد نيز به صورت نامحدود زياد مى شوند بايد بينهايت باشد اما در واقعيت فيزيكى اين مقدار برابر 1/12- است!!
1+2+3+4+...=-1/12
رامانوجان رياضيدان هندى يك اثبات زيبا براى اين مقدار دارد هر چند كه كار او از نظر رياضيات اشتباه به نظر مى رسد ولى نكته جالب وجود اين مقدار در دنياى فيزيكى است.
در فيزيك آزمايشى به اسم اثر كازمير داريم كه در آن دو صفحه فلزى بدون بار را با فاصله بسيار كم (چند نانومتر) در خلأ كنار هم قرار مى دهند. دانشمندان پى بردند كه نيرويى باعث نزديك شدن صفحات به يكديگر مى شود كه با توجه به خنثى بودن صفحات و ناچيز بودن نيروى گرانش منشأ آن بايد چيز ديگرى باشد.
در بررسى يك بعدى مقدار اين نيرو متناسب است با:
-(1+2+3+...)πhc/2x^2
(علامت منفى به دليل جاذبه بودن نيرو و x فاصله دو صفحه از هم و h ثابت پلانك و c سرعت نور)
اما اين نيرو بينهايت نيست و مقدار آن برابر است با:
πhc/24x^2
بنابراين مقدار اين سرى در واقعيت محدود و برابر 1/12- است. اما منشأ اين نيرو مرموز چيست؟ اين نيرو در اثر ذرات مجازى كه همواره در خلأ بوجود مى آيند و از بين مى روند ايجاد مى شود. اين ذرات كه به صورت زوج ذره و پاد ذره ايجاد مى شوند در خارج صفحات تكانه بيشترى نسبت به داخل صفحات ايجاد مى كنند و باعث نزديك شدن صفحات به همديگر مى شوند.
(انرژى بين صفحات متناسب با اين نيرو , منفى است و ذراتى كه در دنياى واقعى وجود دارند نمى توانند انرژى منفى داشته باشند و به ذراتى كه زير سطح انرژى صفر قرار دارند اصطلاحا ذرات مجازى مى گويند)
🆔@science_fun
ساینس|science
فکر میکنید كهكشان ما بزرگه؟ دوباره فکر کنید! 🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کهکشان IC 1101 بزرگترین کهکشان شناخته شده. قطر آن 6 میلیون سال نوری است و جرم آن معادل جرم 100 هزار میلیارد ستاره است.
🆔@science_fun
🆔@science_fun
كشف نزديک ترين سياهچاله به زمين
این نقطه در حدود هزار سال نوری در صورت فلکی تلسکوپیوم قرار دارد.
هرچند این فاصله زیاد به نظر می رسد اما در ابعاد نجومی در مجاورت ما به حساب می آید.
دانشمندان وجود این سیاهچاله را با کمک کنش و واکنش آن با دو ستاره استنباط کرده اند. یکی از این ستاره ها دور سیاهچاله می گردد و ستاره دوم دور ستاره اول.
وجود سیاهچاله ها معمولا با بررسی برهم کنش پرانرژی آن با قرص برافزایشی - یعنی توده گاز و غبار اطراف - استنباط می شود. این فرآیند اشعه ایکس زیادی ساطع می کند و همین کنش پرانرژی است که با کمک رصدخانه ها ردیابی می شود، نه خود سیاهچاله.
در این مورد غیرعادی، وجود چاله تاریک با بررسی حرکات سیستمی شامل دو ستاره به نام "اچ آر ۶۸۱۹" شناسایی شده است.
دیتریش باد استاد بازنشسته نجوم در رصدخانه جنوبی اروپایی (ای اس او) در آلمان گفت: "این چیزی است که می توانید 'سیاهچاله تاریک' بنامید چون به معنی واقعی کلمه سیاه است."
🆔@science_fun
این نقطه در حدود هزار سال نوری در صورت فلکی تلسکوپیوم قرار دارد.
هرچند این فاصله زیاد به نظر می رسد اما در ابعاد نجومی در مجاورت ما به حساب می آید.
دانشمندان وجود این سیاهچاله را با کمک کنش و واکنش آن با دو ستاره استنباط کرده اند. یکی از این ستاره ها دور سیاهچاله می گردد و ستاره دوم دور ستاره اول.
وجود سیاهچاله ها معمولا با بررسی برهم کنش پرانرژی آن با قرص برافزایشی - یعنی توده گاز و غبار اطراف - استنباط می شود. این فرآیند اشعه ایکس زیادی ساطع می کند و همین کنش پرانرژی است که با کمک رصدخانه ها ردیابی می شود، نه خود سیاهچاله.
در این مورد غیرعادی، وجود چاله تاریک با بررسی حرکات سیستمی شامل دو ستاره به نام "اچ آر ۶۸۱۹" شناسایی شده است.
دیتریش باد استاد بازنشسته نجوم در رصدخانه جنوبی اروپایی (ای اس او) در آلمان گفت: "این چیزی است که می توانید 'سیاهچاله تاریک' بنامید چون به معنی واقعی کلمه سیاه است."
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انجمن زمين تخت گرايان
فقط دلايلى كه براى تخت بودن زمين ميارن:
١-نزديك پنجاه ساعت ويديو نگاه كردم😐
٢-از لبه ساحل كل افق رو ديدم همش صاف بود😂
🆔@science_fun
فقط دلايلى كه براى تخت بودن زمين ميارن:
١-نزديك پنجاه ساعت ويديو نگاه كردم😐
٢-از لبه ساحل كل افق رو ديدم همش صاف بود😂
🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اين آزمايش ساده رو براى ديدن انحناى زمين سه نفر آدم آماتور بدون هيچ سابقه علمى انجام دادند.
با توضيحات استيون هاوكينگ
زير نويس ندارد
🆔@science_fun
با توضيحات استيون هاوكينگ
زير نويس ندارد
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سينه سرخ كوانتومى
تأثير كوانتوم بر فرايند هاى زيستى مانند جهت يابى پرندگانى مثل سينه سرخ اروپايى با اصول مكانيك كوانتوم (در هم تنيدگى كوانتومى) و با استفاده از ميدان مغناطيسى زمين
چگونه زیست شناسی کوانتومی ممکن است به بزرگترین سوالات زندگی پاسخ دهد
🆔@science_fun
تأثير كوانتوم بر فرايند هاى زيستى مانند جهت يابى پرندگانى مثل سينه سرخ اروپايى با اصول مكانيك كوانتوم (در هم تنيدگى كوانتومى) و با استفاده از ميدان مغناطيسى زمين
چگونه زیست شناسی کوانتومی ممکن است به بزرگترین سوالات زندگی پاسخ دهد
🆔@science_fun
ساینس|science
چرا اجسام جرم دار به سرعت نور نمى رسند؟ توضيح در ادامه... 🆔@science_fun
همه افراد حتی کسانی که با فیزیک آشنایی ندارند معادله E=mC² را میشناسند. چیزی که کمتر کسی میداند، این است که این شکل کامل معادله نیست. معادله E=mC² تنها اجسامی که دارای جرم هستند و سرعتی ندارند را توصیف میکند. معادله کامل به شکل زیر است:
E² = (mC²)² + (pC)²
که در آن E انرژی جسم، m جرم جسم، p تکانه جسم (حاصل ضرب سرعت در جرم یعنی p=mv) و C سرعت نور است.
شما میتوانید این معادله را به شکل یک مثلث قائم الزاویه تصور کنید که دو ضلع قائمه آن mC² و pC و وتر آن E است و با اجرای رابطه فیثاغورث (a²=b²+c²) روی این مثلث، به معادله کامل میرسید.
اگر جسم حرکت نکند (v=0)، تکانه برابر 0 میشود (p=0). در نتیجه طول یکی از ضلعهای قائمه (ضلع pC) برابر صفر شده و بنابراین ضلع قائمه دیگر و وتر بر هم منطبق میشوند یعنی همان معادله آشنای E=mC² به دست میآید.
از سوی دیگر اگر جسم فاقد جرم باشد (m=0)، طول ضلع mC² برابر 0 میشود و به فرمول E=pC میرسیم. یعنی انرژی اجسام فاقد جرم (مثل نور) برابر تکانه آنهاست. شاید بگویید زمانی که جرم 0 باشد، تکانه نیز 0 است زیرا تکانه حاصل ضرب جرم در سرعت بود. تاکنون تعریف دقیقی برای تکانه که یکی از ویژگیهای حرکت است مشخص نشده اما میتوان به آن بزرگی حرکت، اندازه حرکت یا شوق متحرک برای حرکت داشتن گفت. امواج نیز (با وجود بدون جرم بودن) تکانه دارند. تکانه امواج برابر با ثابت پلانک تقسیم بر طول موج است. پس تکانه نور که یک موج الکترومغناطیسی میباشد از رابطه p=h/λ به دست میآید و غیر صفر است. انرژی فوتون نیز به دلیل مثلث قائم الزاویه ما و 0 بودن جرم فوتون، برابر تکانه آن میباشد. در واقع هر چه انرژی (E) چیزی نزدیکتر به میزان pC باشد، احتمال اینکه آن چیز رفتاری شبیه به نور داشته باشد بیشتر است.
حالا با دانستن جرم یک جسم و تکانه آن چطور میتوانیم سرعت جسم را محاسبه کنیم؟
با دانستن جرم جسم (m) میتوان انرژی سکون جسم را محاسبه کرد. یعنی انرژی جسم در حالی که جسم ساکن است و حرکت نمیکند:
E=mC²
از طرفی میدانیم که تکانه حاصل ضرب جرم جسم در سرعت آن است یعنی:
p=mv
پس اگر سرعت نور را ضرب در نسبت pC به E (انرژی سکون) کنیم، سرعت جسم به دست میآید:
C × mVC/mC² = V
→ V=C×pC/E
اکنون برای اینکه سرعت (V) جسم برابر سرعت نور (C) شود، باید ضریب C یعنی نسبت pC به E برابر 1 شود. هر چقدر سرعت جسم را بالا ببریم، تکانه بیشتر شده و در نتیجه طول ضلع pC در مثلث قائم الزاویه بیشتر میشود اما از آنجا که ضلع قائمه دیگر یعنی ضلع mC² به دلیل وجود جرم، غیر صفر است پس هیچ گاه طول ضلع pC برابر طول ضلع E نمیشود تا نسبت pC به E برابر 1 شده و سرعت جسم برابر سرعت نور شود.
🆔@science_fun
E² = (mC²)² + (pC)²
که در آن E انرژی جسم، m جرم جسم، p تکانه جسم (حاصل ضرب سرعت در جرم یعنی p=mv) و C سرعت نور است.
شما میتوانید این معادله را به شکل یک مثلث قائم الزاویه تصور کنید که دو ضلع قائمه آن mC² و pC و وتر آن E است و با اجرای رابطه فیثاغورث (a²=b²+c²) روی این مثلث، به معادله کامل میرسید.
اگر جسم حرکت نکند (v=0)، تکانه برابر 0 میشود (p=0). در نتیجه طول یکی از ضلعهای قائمه (ضلع pC) برابر صفر شده و بنابراین ضلع قائمه دیگر و وتر بر هم منطبق میشوند یعنی همان معادله آشنای E=mC² به دست میآید.
از سوی دیگر اگر جسم فاقد جرم باشد (m=0)، طول ضلع mC² برابر 0 میشود و به فرمول E=pC میرسیم. یعنی انرژی اجسام فاقد جرم (مثل نور) برابر تکانه آنهاست. شاید بگویید زمانی که جرم 0 باشد، تکانه نیز 0 است زیرا تکانه حاصل ضرب جرم در سرعت بود. تاکنون تعریف دقیقی برای تکانه که یکی از ویژگیهای حرکت است مشخص نشده اما میتوان به آن بزرگی حرکت، اندازه حرکت یا شوق متحرک برای حرکت داشتن گفت. امواج نیز (با وجود بدون جرم بودن) تکانه دارند. تکانه امواج برابر با ثابت پلانک تقسیم بر طول موج است. پس تکانه نور که یک موج الکترومغناطیسی میباشد از رابطه p=h/λ به دست میآید و غیر صفر است. انرژی فوتون نیز به دلیل مثلث قائم الزاویه ما و 0 بودن جرم فوتون، برابر تکانه آن میباشد. در واقع هر چه انرژی (E) چیزی نزدیکتر به میزان pC باشد، احتمال اینکه آن چیز رفتاری شبیه به نور داشته باشد بیشتر است.
حالا با دانستن جرم یک جسم و تکانه آن چطور میتوانیم سرعت جسم را محاسبه کنیم؟
با دانستن جرم جسم (m) میتوان انرژی سکون جسم را محاسبه کرد. یعنی انرژی جسم در حالی که جسم ساکن است و حرکت نمیکند:
E=mC²
از طرفی میدانیم که تکانه حاصل ضرب جرم جسم در سرعت آن است یعنی:
p=mv
پس اگر سرعت نور را ضرب در نسبت pC به E (انرژی سکون) کنیم، سرعت جسم به دست میآید:
C × mVC/mC² = V
→ V=C×pC/E
اکنون برای اینکه سرعت (V) جسم برابر سرعت نور (C) شود، باید ضریب C یعنی نسبت pC به E برابر 1 شود. هر چقدر سرعت جسم را بالا ببریم، تکانه بیشتر شده و در نتیجه طول ضلع pC در مثلث قائم الزاویه بیشتر میشود اما از آنجا که ضلع قائمه دیگر یعنی ضلع mC² به دلیل وجود جرم، غیر صفر است پس هیچ گاه طول ضلع pC برابر طول ضلع E نمیشود تا نسبت pC به E برابر 1 شده و سرعت جسم برابر سرعت نور شود.
🆔@science_fun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آيا بشريت روزى به پايان تئورى هاى علمى مى رسد؟ آيا هوش و منطق ما قادر به كشف نظريه همه چيز خواهد بود؟
كورت گودل رياضيدان اتريشى در سال ١٩٣١ با مطرح كردن قضاياى ناتماميت كه يك بحث در منطق رياضى است اين مسأله را حل كرد و بر طبق اين قضايا هيچ نظام صورى از اصول موضوع متناهى (اصول رياضى ،منطقى و فيزيكى) را نمى توان پيدا كرد كه هميشه سازگار باشند (يعنى همه چيز را با آن ثابت كنيم) به همين دليل هيچ وقت به پايان نظريات علمى نمى رسيم.
🆔@science_fun
كورت گودل رياضيدان اتريشى در سال ١٩٣١ با مطرح كردن قضاياى ناتماميت كه يك بحث در منطق رياضى است اين مسأله را حل كرد و بر طبق اين قضايا هيچ نظام صورى از اصول موضوع متناهى (اصول رياضى ،منطقى و فيزيكى) را نمى توان پيدا كرد كه هميشه سازگار باشند (يعنى همه چيز را با آن ثابت كنيم) به همين دليل هيچ وقت به پايان نظريات علمى نمى رسيم.
🆔@science_fun
ساینس|science
کژفهمیهای بسیاری در مورد زمان وجود دارد. در این ویدیو دو فیزیکدان (پاول_دیویس و مکس_تگمارک) با دو فیلسوف در مورد زمان بحث میکنند. گفتههای مکس تگمارک و پاول دیویس خیلی خوب این کژفهمیها را تصحیح میکند. 🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش دوم بحث در مورد توهم زمان
اينكه ما تغييرات خود و دنياى اطرافمان را معيارى براى گذر زمان در نظر بگيريم يك نگرش سطحى در مورد زمان است و مشكل اصلى بسيارى از افراد كه باور به گذر زمان دارند نيز از همين جا شروع مى شود. در آخر بحث مكس تگمارك يك مثال قشنگ براى روشن كردن اين كژفهمى مى آورد. دو حالت در كيهان وجود دارد كه كاملا يكنواخت به نظر مى رسند حالت اول قبل از بيگ بنگ است كه كيهان بسيار چگال بوده و از نظر نسبيت عام اين نقطه تكينگى فضا-زمان است، يعنى فضا و زمان قبل از آن وجود خارجى نداشتند و حالت بعدى جايى است كه جهان كاملا منبسط شده و هيچ اثرى از برهمكنش اتم ها نيست و فضا مثل يك سوپ از فوتون ها و نوترينو هاى سرگردان خواهد شد كه اصطلاحا به آن انجماد بزرگ مى گويند.در چنين شرايطى كه هيچ چيزى تغيير نمى كند واقعا زمان چه معنايى دارد؟!
🆔@science_fun
اينكه ما تغييرات خود و دنياى اطرافمان را معيارى براى گذر زمان در نظر بگيريم يك نگرش سطحى در مورد زمان است و مشكل اصلى بسيارى از افراد كه باور به گذر زمان دارند نيز از همين جا شروع مى شود. در آخر بحث مكس تگمارك يك مثال قشنگ براى روشن كردن اين كژفهمى مى آورد. دو حالت در كيهان وجود دارد كه كاملا يكنواخت به نظر مى رسند حالت اول قبل از بيگ بنگ است كه كيهان بسيار چگال بوده و از نظر نسبيت عام اين نقطه تكينگى فضا-زمان است، يعنى فضا و زمان قبل از آن وجود خارجى نداشتند و حالت بعدى جايى است كه جهان كاملا منبسط شده و هيچ اثرى از برهمكنش اتم ها نيست و فضا مثل يك سوپ از فوتون ها و نوترينو هاى سرگردان خواهد شد كه اصطلاحا به آن انجماد بزرگ مى گويند.در چنين شرايطى كه هيچ چيزى تغيير نمى كند واقعا زمان چه معنايى دارد؟!
🆔@science_fun
گروهی دانشمندان ناسا مستقر در قطب جنوب به شواهدی دست یافته اند که ممکن است متعلق به جهانی موازی باشد
این یافته جدید توسط یک دستگاه آشکارساز ذرات به نام «آنتن گذرای تکانشی قطبی» (ANITA) کشف شده است که تیم دانشمندان ناسا آن را به کمک بالونهای غول پیکر در جو زمین قرار داده اند.این دستگاه یک ذره با انرژی بالا مانند نوترینو را یافته است که خواصی همچون یک ذره با انرژی پایین از خود نشان می دهد.
ذرات با انرژی پایین می توانند به صورت کامل از میان کره زمین عبور کنند و ماده سخت نمی تواند آنها را متوقف کند. این در حالی است که ذرات با انرژی بالا به وسیله سطح جامد کره زمین متوقف می شوند. این بدین معنی است که ذرات با انرژی بالا تنها زمانی می توانند مورد شناسایی قرار بگیرند که از سطح بیرونی جو پایین آمده باشند، این در حالی است که آنتن ناسا ذرهای را دیده است که با انرژی بالا طریق معکوس را در پیش گرفته یعنی از سطح زمین به سمت بالا آمده است.
پرفسور پیتر گورهام، استاد اخترشناسی دانشگاه هاوایی و از محققان پروژه، در این باره گفته است: «آنچه دیدیم چیزی است دقیقا مشابه یک پرتو کیهانی بود که از سطح یخ منعکس می شود، اما یک انعکاس نبود. این پرتو کیهانی جوری بود که انگار دقیقا از درون خود یخ دارد ساطع می شود. چیز بسیار عجیبی است.»
اگر دستگاه اشتباه نکرده باشد، سادهترین توضیح می تواند این باشد که همزمان با انفجار بزرگ، یا مهبانگ، دو جهان موازی به وجود امده باشد. جهان ما، و جهانی که در آن قوانین فیزیک معکوس حاکم هستند و زمان می تواند به عقب بازگردد.
در واقع در این جهان موازی فرضی، ذرات باردار بارهای معکوس دارند(بارهای الکتریکی مثبت به منفی و منفی به مثبت) و محور زمان نیز در جهت عکس حرکت می کند.
🆔@science_fun
این یافته جدید توسط یک دستگاه آشکارساز ذرات به نام «آنتن گذرای تکانشی قطبی» (ANITA) کشف شده است که تیم دانشمندان ناسا آن را به کمک بالونهای غول پیکر در جو زمین قرار داده اند.این دستگاه یک ذره با انرژی بالا مانند نوترینو را یافته است که خواصی همچون یک ذره با انرژی پایین از خود نشان می دهد.
ذرات با انرژی پایین می توانند به صورت کامل از میان کره زمین عبور کنند و ماده سخت نمی تواند آنها را متوقف کند. این در حالی است که ذرات با انرژی بالا به وسیله سطح جامد کره زمین متوقف می شوند. این بدین معنی است که ذرات با انرژی بالا تنها زمانی می توانند مورد شناسایی قرار بگیرند که از سطح بیرونی جو پایین آمده باشند، این در حالی است که آنتن ناسا ذرهای را دیده است که با انرژی بالا طریق معکوس را در پیش گرفته یعنی از سطح زمین به سمت بالا آمده است.
پرفسور پیتر گورهام، استاد اخترشناسی دانشگاه هاوایی و از محققان پروژه، در این باره گفته است: «آنچه دیدیم چیزی است دقیقا مشابه یک پرتو کیهانی بود که از سطح یخ منعکس می شود، اما یک انعکاس نبود. این پرتو کیهانی جوری بود که انگار دقیقا از درون خود یخ دارد ساطع می شود. چیز بسیار عجیبی است.»
اگر دستگاه اشتباه نکرده باشد، سادهترین توضیح می تواند این باشد که همزمان با انفجار بزرگ، یا مهبانگ، دو جهان موازی به وجود امده باشد. جهان ما، و جهانی که در آن قوانین فیزیک معکوس حاکم هستند و زمان می تواند به عقب بازگردد.
در واقع در این جهان موازی فرضی، ذرات باردار بارهای معکوس دارند(بارهای الکتریکی مثبت به منفی و منفی به مثبت) و محور زمان نیز در جهت عکس حرکت می کند.
🆔@science_fun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نظريه سه گانه انگارى راجر پنروز
به عقيده راجر پنروز واقعيت از سه عالم مثال، عالم ماده و عالم ذهن تشكيل شده است كه عالم مثال دنياى ماده را خلق مى كند و عالم ماده نيز جهان ذهن و آگاهى را پديد مى آورد و جهان ذهن دوباره به عالم مثال بر مى گردد.
عالم مثال يك عالم انتزاعى (abstract) فرازمانى و فرامكانى است كه در آن مفاهيمى مانند اعداد و اشكال رياضى به صورت مجرد وجود دارند. برعكس عالم مثال، جهان ماده وابسته به امور زمانى و مكانى مى باشد و اصطلاحا به آن امور انضمامى (concrete) مى گويند. در اين بين به نظر مى رسد عالم ذهن به عنوان يك واسطه عمل مى كند اما كدام يك از اين جهان ها بنيادى تر است؟
مكس تگمارك توضيح مى دهد.
🆔@science_fun
به عقيده راجر پنروز واقعيت از سه عالم مثال، عالم ماده و عالم ذهن تشكيل شده است كه عالم مثال دنياى ماده را خلق مى كند و عالم ماده نيز جهان ذهن و آگاهى را پديد مى آورد و جهان ذهن دوباره به عالم مثال بر مى گردد.
عالم مثال يك عالم انتزاعى (abstract) فرازمانى و فرامكانى است كه در آن مفاهيمى مانند اعداد و اشكال رياضى به صورت مجرد وجود دارند. برعكس عالم مثال، جهان ماده وابسته به امور زمانى و مكانى مى باشد و اصطلاحا به آن امور انضمامى (concrete) مى گويند. در اين بين به نظر مى رسد عالم ذهن به عنوان يك واسطه عمل مى كند اما كدام يك از اين جهان ها بنيادى تر است؟
مكس تگمارك توضيح مى دهد.
🆔@science_fun
🚀 پخش زندهی پرتاب Crew Dragon تا ساعاتی دیگر!
در این ماموریت که Demo-2 نام دارد دو فضانورد ناسا سوار بر فضاپیمای Crew Dragon و توسط موشک فالکون۹ اسپیس ایکس راهی ایستگاه فضایی بینالمللی خواهند شد. این نخستین پرتاب سرنشیندار موشکهای فالکون از خاک آمریکا از سال ۲۰۱۱ تاکنون بوده و از این جهت بسیار حائز اهمیت خواهد بود.
باب بنکن و داگ هرلی دو فضانور ناسا بامداد پنجشنبه ساعت ۰۱:۰۳ به وقت ایران با موشک فالکون ۹ و سیستم کپسول دراگون که شرکت اسپیس ایکس سازنده آن است، راهی ایستگاه فضایی بینالمللی میشوند.
🔻تماشای زندهی این رویداد در ساعت یک بامداد امشب از لینکهای زیر:
https://www.nasa.gov/nasalive
کانال یوتیوب ناسا:
https://m.youtube.com/watch?v=21X5lGlDOfg
🆔@science_fun
در این ماموریت که Demo-2 نام دارد دو فضانورد ناسا سوار بر فضاپیمای Crew Dragon و توسط موشک فالکون۹ اسپیس ایکس راهی ایستگاه فضایی بینالمللی خواهند شد. این نخستین پرتاب سرنشیندار موشکهای فالکون از خاک آمریکا از سال ۲۰۱۱ تاکنون بوده و از این جهت بسیار حائز اهمیت خواهد بود.
باب بنکن و داگ هرلی دو فضانور ناسا بامداد پنجشنبه ساعت ۰۱:۰۳ به وقت ایران با موشک فالکون ۹ و سیستم کپسول دراگون که شرکت اسپیس ایکس سازنده آن است، راهی ایستگاه فضایی بینالمللی میشوند.
🔻تماشای زندهی این رویداد در ساعت یک بامداد امشب از لینکهای زیر:
https://www.nasa.gov/nasalive
کانال یوتیوب ناسا:
https://m.youtube.com/watch?v=21X5lGlDOfg
🆔@science_fun
NASA
NASA Live - NASA
NASA TV live: Watch live broadcasts from NASA Television and NASA's social media channels, and a schedule of upcoming live events including news briefings, launches and landings.