Vita Mental علوم اعصاب و روانشناسی – Telegram
Vita Mental علوم اعصاب و روانشناسی
6.96K subscribers
550 photos
110 videos
30 files
617 links
🧠رویکرد کانال #ویتامنتال گردآوری مطالب از منابع معتبر علمی هست و هدف اصلی ما
تمرکز بر پژوهش های Evidence-based می باشد.



📱Contact: @A_simple_citizen
Download Telegram
🟣 سرانجام انتظارها به پایان رسید
#کامل‌ترین_پکیج_زبان_تخصصی_کنکور_ارشد عرضه شد
این یک پکیج کمک آموزشی نیست، #منبع_اصلی_زبان_تخصصی است.

🔖 پکیج صفر تا صد زبان تخصصی روانشناسی، علوم شناختی، مشاوره و علوم تربیتی

🔰این پکیج با جمع‌بندی #تمام_کتاب‌ها و #کلاس‌ها، تمامی #واژگان مورد نیاز شما، تمامی #گرامرهای مورد نیاز، تمامی تکنیک‌ها و مهارت‌های لازم، آموزش متون استاندارد به همراه 0⃣7⃣ ساعت ویدئو آموزشی یادگیری را ساده کرده و به نیازهای شما پاسخ می‌دهد.

📚 پوشش تضمینی و ۱۰۰٪ مطالب زبان تخصصی
برای داوطلبان روانشناسی (وزارت علوم)، علوم شناختی و مشاوره
برای همه سطوح از صفر تا قوی

🔍 امکان بررسی دقیق قبل از خرید (از پوشش 100 درصدی کتاب مطمئن شوید)

📝 4 مرحله آزمون آزمایشی زبان
🔵مورد تایید مشاوران و رتبه‌های برتر به‌عنوان منبع اصلی زبان کنکور ارشد

🎭 یادگیری مبتنی بر روایت (100 متن کوتاه درباره همه موضوعات که در ویدئوها به شیوه تعاملی آموزش داده می‌شود)

📊 ساخت کتاب بر اساس شیوه‌های علمی و مبتنی بر داده و تحلیل آماری و آموزش به زبان شیوه‌ی علمی پُل نِیشن

💬 جهت تهیه پکیج و دریافت نمونه با ما در ارتباط باشید
✔️@memoricadmin


🟢برای آموزش های بیشتر می‌تونید عضو چنل تلگرام و اینستاگرام مموریک شوید .

🚀@memoriccenter

📱https://www.instagram.com/memoriccenter
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🏆6👍2🔥2
همبستگی میان ترومای کودکی و اختلالات رفتاری جنسی در بزرگسالی: نقش واسطه‌ای نارسیسیسم جنسی

🟣تحقیقات اخیر در حوزه روانشناسی و علوم اعصاب، به تبیین یک الگوی علی معلولی پیچیده میان تجربیات
تروما در دوران کودکی و اختلالات رفتاری جنسی اجباری Hypersexuality در بزرگسالی پرداخته است.

مطالعات نشان می‌دهد که نارسیسیسم جنسی به عنوان یک متغیر واسطه‌ای (mediating variable) نقش مهمی در تبدیل تأثیرات آسیب‌های دوران اولیه زندگی به الگوهای رفتاری جنسی ناسازگار در بزرگسالی ایفا می‌کند.

🔵یافته‌ها بیانگر تجارب سوءاستفاده یا بی‌توجهی در کودکی، به‌طور معناداری با افزایش تمایلات نارسیسیستی در حوزه روابط جنسی مرتبط هست
این نارسیسیسم، که با خصوصیاتی نظیر
احساس استحقاق

خودمحوری

فقدان همدلی در تعاملات جنسی

مشخص می‌شود، به نوبه خود به عنوان یک پیش‌بین قوی برای بروز رفتارهای جنسی اجباری عمل می‌کند.

مکانیسم روان‌شناختی:

مدل پیشنهادی این پژوهش نشان میدهد که تجربیات آسیب‌زای دوران کودکی، منجر به شکل‌گیری الگوهای ناسالمی برای تنظیم هیجانات و تأیید ارزش فردی می‌شوند. در این چارچوب، نارسیسیسم جنسی به عنوان یک مکانیسم تطبیقی ناکارآمد، به فرد اجازه می‌دهد تا از طریق کنترل و بهره‌کشی از دیگری در روابط جنسی، به صورت موقت خلأهای ناشی از تروما را جبران کند.
این راهبرد، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است تسکین‌دهنده باشد برای فرد نارسیسیتیک اما در بلندمدت به تشدید رفتارهای اجباری و تثبیت چرخه معیوب منجر می‌شود.

پیامدهای بالینی:

نتایج این تحقیق، رویکردهای درمانی مبتنی بر تروما را تأیید و بر اهمیت تمرکز بر مکانیسم‌های روانی واسطه‌ای در درمان اختلالات رفتاری جنسی تأکید می‌کند.
این یافته‌ها نشان می‌دهند که مداخلات مؤثر باید نه تنها به خود رفتارها، بلکه به ریشه‌های شناختی و هیجانی آن‌ها در تجارب آسیب‌زای گذشته و همچنین الگوهای نارسیسیستی شکل‌گرفته در فرد بپردازند تا امکان بهبودی پایدار را فراهم کند .

سارا شیخ قمی
دانشجو و پژوهشگر در حوزه روانشناسی

⬅️ لینک مقاله
💊Vitamental
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6💯2🏆2👍1👎1🔥1👏1🙏1😍1🍾1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠 چگونه با افراد متعصب گفت‌وگو کنیم؟

🔵گفت‌وگو با فردی که به باورهای خود سخت چسبیده و حاضر به پذیرش استدلال تازه‌ای نیست، تجربه‌ای آشنا و اغلب فرساینده است. این پدیده در روان‌شناسی با واژه‌ی تعصب dogmatism شناخته می‌شود. تعصب فقط یک عقیده‌ی سرسختانه نیست بلکه بخشی از هویت فرد را تشکیل می‌دهد. وقتی باورها به این سطح از هویت پیوند بخورند، به‌چالش‌کشیدن آن‌ها برای فرد نه یک اختلاف فکری ساده، بلکه تهدیدی علیه «خود» تلقی می‌شود. #پژوهش‌های شناختی اجتماعی دِن کان (Dan M. Kahan) نشان داده‌اند که باورهای سیاسی و دینی به‌ویژه، مقاومت بالایی در برابر تغییر دارند. دلیل این امر، بروز تعارض شناختی cognitive dissonance است مواجهه با شواهد مخالف، ذهن را دچار تنش می‌کند و برای کاهش این تنش، فرد معمولا به دفاع شدیدتر از باور خود روی می‌آورد.

💭چرا استدلال منطقی کافی نیست؟

🔵در نگاه نخست، طبیعی است که گمان کنیم «دلیل و مدرک» می‌تواند باور نادرست را اصلاح کند. اما شواهد علمی خلاف این تصور را نشان می‌دهند. پدیده‌ی همسان‌سازی سوگیرانه biased assimilation توضیح می‌دهد که افراد متعصب تمایل دارند شواهد تأییدکننده‌ی دیدگاه خود را برجسته کنند، در حالی که شواهد مخالف را نادیده گرفته یا تحریف می‌کنند . نتیجه آن است که ورود مستقیم به جدال شواهد، اغلب نه‌تنها بی‌ثمر است بلکه موجب تثبیت بیشتر باور تعصب‌آلود می‌شود. به بیان دیگر، در برخورد با تعصب، مسئله صرفا «کمبود داده» نیست، بلکه «مقاومت هویتی شناختی» است.

🟢از این رو، رویکرد موثرتر آن است که تمرکز را از «باور» به سمت «فرایند اندیشیدن» منتقل کنیم. به جای گفتن اینکه «باورت اشتباه است»، می‌توان پرسید:

🟣چه دلایلی تو را به این نتیجه رسانده است؟

آیا منابعی معتبر reliable sources برای پشتیبانی از این نظر وجود دارد؟

اگر #شواهد معتبر و غیرقابل انکار خلاف دیدگاهت ارائه شود، آیا آمادگی بازاندیشی داری؟
این پرسش‌ها فرد را وادار می‌کند مکث کند و به جای واکنش دفاعی، به سازوکار ذهنی خود بیندیشد. حتی اگر نتیجه تغییر فوری نباشد، همین مکث و #بازاندیشی می‌تواند نقطه‌ی آغاز عبور از دگماتیسم باشد.

اینجاست که #تفکرنقادانه critical thinking اهمیت پیدا می‌کند. تفکر نقادانه مجموعه‌ای از مهارت‌هاست توانایی پرسشگری، سنجش اعتبار منابع، تحلیل منطقی استدلال‌ها، و داشتن انعطاف‌پذیری شناختی cognitive flexibility. به کمک این مهارت‌ها می‌توان یاد گرفت که نه‌تنها استدلال‌های دیگران، بلکه باورهای خود را نیز زیر ذره‌بین نقد برد. تحقیقات نشان داده‌اند که آموزش و تمرین تفکر نقادانه می‌تواند میزان تعصب و دگماتیسم را کاهش داده و ظرفیت تحمل دیدگاه‌های متفاوت را افزایش دهد
و در آخر برای مطالعه‌ی بیشتر در این حوزه، کتاب «تفکر نقادانه ابزارهایی برای بهبود اندیشه و زندگی شما» از ریچارد پل و لیندا الدر توصیه می‌شود
💊 Vitamental
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥12👍7🏆3🙏2💯1🤣1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠 بسیاری از ما وقتی با رویدادی خوشایند یا ناخوشایند روبه‌رو می‌شویم، آن را به «شانس» نسبت می‌دهیم. اما اگر از منظر علمی نگاه کنیم، «#شانس» چیزی جز بیان ساده‌شده‌ای از احتمال Probability نیست.

در #آمار کلاسیک (Classical Statistics) هر پدیده تابع قانون احتمال است. اگر در ده بار پرتاب سکه هفت بار شیر بیاید، این رخداد نه «بدشانسی» بلکه یک نوسان آماری (Statistical Fluctuation) است. چنین نوساناتی بخشی طبیعی از جهان احتمالاتی هستند.

🩸در رویکرد #بیزین (Bayesian Statistics) موضوع یک گام جلوتر می‌رود. اینجا احتمال نه فقط فراوانی رخدادها، بلکه درجه‌ی باور عقلانی (Degree of Belief) ما بر اساس #شواهد است. هر تجربه‌ی تازه باید باور پیشین ما را اصلاح کند (Bayesian Updating) اگر کسی چند بار در قرعه‌کشی برنده شود، نگاه غیرانتقادی می‌گوید «چه خوش‌شانس» اما نگاه بیزین می‌پرسد: او چند بار در قرعه‌کشی شرکت کرده است؟ موفقیتش نتیجه‌ی مشارکت بیشتر است، یا وجود شانس

🫥از نگاه #تفکر_نقاد نسبت دادن رویدادهای تکراری به شانس یک خطای شناختی است. وقتی الگویی تکرار می‌شود، باید به دنبال علل واقعی بگردیم: مهارت‌ها، تصمیم‌ها، شرایط محیطی یا عوامل علی دیگر.
بنابراین، شانس مفهومی مستقل و ماورایی نیست. آنچه «شانس» می‌نامیم، حاصل برهم‌کنش قوانین احتمال، میزان مشارکت ما در موقعیت‌ها، و شیوه‌ی تفسیر ذهنی ما از داده‌هاست.
💊 Vitamental
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1❤‍🔥10👍5🏆2🔥1💯1
🕐 رانویه برگزار می‌کند:

✍️کنکور آزمایشی 🆓 علوم شناختی
📊 در بزرگ‌ترین جامعه آماری

1️⃣ گام اول: ارزیابی

📍برای رسیدن به هر مقصدی، اول باید بدانی که کجای مسیر ایستاده‌ای!

این آزمون در راستای مشخص نمودن جایگاه فعلی شما در راه رسیدن به موفقیت در کنکور علوم شناختی طراحی شده است.

🖥 رایگان | آنلاین
🎓 ارشد و دکتری
📆 جمعه | ۲۱ شهریورماه


همراه با بزرگ‌ترین جامعه داوطلبان کنکور علوم شناختی

فرصتی برای شناخت دقیق موقعیت و برنامه‌ریزی هدفمند

ارائه تحلیل تخصصی آزمون، توسط گروه مدرسین و مشاورین رانویه

اهدای پکیج ویژه به ۵ نفر اول
آزمون

برای ثبت نام رایگان به وبسایت رانویه مراجعه کنید | اینجا کلیک کنید.

📨 و برای کسب اطلاعات بیشتر، اکانت ارتباطی رانویه در خدمت شماست.

رانویه، اولین و تنها گروه تخصصی کنکور علوم شناختی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯4🏆4❤‍🔥1
چگونه با اندوه خود برخورد کنیم

دکتر موریس ستودگان


آیا تا به حال احساس کرده اید که غمگین هستید و به گریه ای از ته دل احتیاج دارید ، اما نمی توانید اشک بریزید؟  مطمئنم همه ما تجربه کرده ایم.

امروز به مناسبت بزرگداشت زادروز کارل یونگ اندوه را از دیدگاه یونگ و چگونگی برخورد با اندوه را از دیدگاه خودم یادداشت کردم، که به یادگار بماند.


👇برای خواندن تمام مطلب 👇

#اندوه
#غم
#سایه



💻think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🏆9❤‍🔥3🔥3💯1🤣1
مطالعه جدید ادعا می‌کند درمان روان‌پریشی ممکن است اساساً flawed (ناقص/اشتباه) باشد


✔️نکته اصلی و یافته کلیدی:

یک مطالعه مروری بزرگ و جامع (meta-analysis) که توسط محققان دانشگاه کالج لندن (UCL) انجام شده، ادعا می‌کند که پایه و اساس علمیِ درمان‌های رایج برای روان‌پریشی (psychosis) ممکن است fundamentally flawed (به طور بنیادی ناقص و اشتباه) باشد.

این درمان‌ها بر این فرضیه استوار هستند که علائم روان‌پریشی (مانند شنیدن صداها یا داشتن باورهای هذیانی) ناشی از افزایش غیرعادی سطح دوپامین در مغز است. اما این مطالعه جدید نشان می‌دهد که شواهد قانع‌کننده‌ای برای اثبات این فرضیه وجود ندارد.


✔️جزئیات و شواهد مطالعه:


· وسعت تحقیق: محققان تمام مطالعات تصویربرداری مغزی (brain scan studies) را که در ۲۰ سال گذشته روی بیماران مبتلا به روان‌پریشی انجام شده بود، گردآوری و بازبینی کردند. این شامل تجزیه و تحلیل داده‌های ۴۴۰ فرد سالم و ۲۶۱ فرد با روان‌پریشی بود.

· نتیجه شوک‌آور: برخلاف باور رایج، این تحلیل گسترده هیچ تفاوت معناداری در سطح دوپامین بین افراد مبتلا به روان‌پریشی و گروه سالم کنترل شده نیافت.

· نقص روش‌شناختی: این مطالعه اشاره می‌کند که بسیاری از تحقیقات گذشته که فرضیه دوپامین را تأیید می‌کردند، از گروه‌های کنترل بسیار کوچک استفاده کرده‌اند و داده‌هایشان اغلب تحت تأثیر داروهای ضد روان‌پریشی بوده که خود بر سطح دوپامین اثر می‌گذارند. این مطالعه جدید سعی کرده این عوامل مخدوش‌کننده را حذف کند.



✔️پیامدها و اهمیت این یافته:

1. بازنگری در درمان‌ها: این یافته‌ها سؤالات جدی درباره درستیِ رویکرد دارودرمانی کنونی (مصرف داروهای ضد روان‌پریشی که عمدتاً مسدودکننده گیرنده‌های دوپامین هستند) ایجاد می‌کند.

2. لزوم تحقیق بیشتر: نویسندگان مطالعه تأکید می‌کنند که این نتایج به معنای بی‌اثر بودن داروها نیست (چون می‌دانیم که در کوتاه‌مدت اثر دارند)، بلکه به این معناست که ممکن است مکانیسم اثر واقعی آن‌ها به گونه دیگری باشد که ما هنوز نمی‌دانیم. این موضوع نیاز به تحقیق فوری و گسترده‌تر دارد.

3. امید برای آینده: اگر فرضیه دوپامین رد شود، می‌تواند درهای جدیدی را برای یافتن علل واقعی روان‌پریشی و در نتیجه، توسعه روش‌های درمانی جدید و هدفمندتر باز کند و از عوارض جانبی شدید داروهای فعلی بکاهد.



✔️جمع‌بندی نهایی:

این مطالعه بنیان نظریِ دهه‌ها درمان روان‌پریشی را به چالش می‌کشد. این تحقیق نه‌تنها نشان‌دهنده یک شکاف بزرگ در درک ما از زیست‌شناسی روان‌پریشی است، بلکه یک فراخوان برای انقلابی در روان‌پزشکی محسوب می‌شود تا با نگاهی انتقادی به مدل‌های فعلی، راه‌حل‌های مؤثرتر و ایمن‌تری برای بیماران پیدا کند.


لینک مطلب


Think+ Setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12🏆3❤‍🔥1🔥1🤣1👀1
🔘های‌فانکشنال سایکوپث‌ها را اگر از دور ببینی، چیزی در نگاه اول تو را هشدار نمی‌دهد. نه لباسی عجیب دارند، نه رفتار خشنی، نه نشانی که فریاد بزند «خطر». برعکس، خیلی وقت‌ها از همه آرام‌تر، منطقی‌تر، و حتی جذاب‌تر به نظر می‌رسند. همین عادی‌بودن، همین آرامش حساب‌شده، بخشی از بازی است.
نشانه‌ها معمولاً از همان لحظه اول در جزئیات ریز پیدا می‌شوند، اما طوری که تو نمی‌فهمی چه دیدی. شاید اولین چیزی که حس می‌کنی جذابیت سطحی باشد. این آدم‌ها می‌توانند در چند دقیقه فضایی بسازند که راحت با آن‌ها حرف بزنی، انگار سال‌هاست می‌شناسی‌شان. شوخ‌طبع‌اند، کلمات درست را در زمان درست می‌گویند، و می‌دانند چطور با یک نگاه، یک سؤال یا حتی یک سکوت، حس صمیمیت ایجاد کنند. ولی اگر دقیق شوی، این صمیمیت مثل آب روی سنگ است، سرد و بی‌عمق.

🟣بعد از مدتی متوجه می‌شوی آن‌ها نوعی همدلی شناختی بالا دارند. یعنی احساسات تو را دقیق می‌فهمند، می‌توانند حدس بزنند در ذهنت چه می‌گذرد، ولی این فهم با احساسی واقعی همراه نیست. این تفاوت مهمی است: آن‌ها می‌دانند تو چه حالی داری، اما حال تو را حس نمی‌کنند. این آگاهی برای مراقبت نیست، برای پیش‌بینی و گاهی کنترل است.
یکی از نشانه‌های تکرارشونده، بازنویسی روایت است. وقتی اتفاقی می‌افتد، واقعیت را طوری تعریف می‌کنند که در آن تصویر خودشان منطقی، آرام و عقلانی باشد و دیگران هیجانی، ناپایدار یا مقصر. این کار همیشه مستقیم نیست. گاهی با چند جمله کوتاه، گاهی با مثال‌های به ظاهر بی‌ربط، گاهی با یک لبخند معنی‌دار، اما در پایان تو می‌مانی و حسی که شاید واقعاً من اشتباه کردم.

🟣به‌تدریج برچسب‌زنی شخصیتی وارد می‌شود. اگر مرزی بگذاری، مخالفت کنی یا فقط ساکت بمانی، ممکن است برچسب‌هایی مثل «بی‌مسئولیت»، «خودخواه» یا «ضعیف» را بشنوی. این برچسب‌ها طوری عمل می‌کنند که بحث از موضوع اصلی جدا شود و حالا تو باید از هویت و شخصیتت دفاع کنی، نه از واقعیت اتفاقی که افتاده.
در روابطشان یک تحقیر نرم هم پیدا می‌شود. شوخی‌هایی که کمی می‌سوزاند. مقایسه‌هایی که تو را کوچک می‌کند ولی در لفافه خنده و منطق گفته می‌شود. هیچ‌وقت فریاد نمی‌زنند، ولی حس می‌کنی جایگاهت چند میلی‌متر پایین‌تر آمده است.
نشانه مهم دیگر کنترل اطلاعات است. دوست ندارند حرف‌های کلیدی جایی ثبت یا شفاف شود. تا وقتی چیزی نوشته نشده، هر کسی می‌تواند بعدها داستان را هر طور که بخواهد تعریف کند. نبود سند یعنی نبود حافظه جمعی، و این برای کسی که روایت را کنترل می‌کند، یک مزیت است.

🟣در سطح عاطفی، تحقیقات نشان داده که این افراد اغلب اثر عاطفی کم‌عمق دارند. واکنش‌شان به احساسات شدید، مثل ترس یا اندوه، ضعیف‌تر از حد معمول است. نه این‌که هرگز خشمگین یا غمگین نشوند، ولی این احساسات در آن‌ها مثل جرقه‌ای کوتاه است، نه شعله‌ای پایدار.
در تصمیم‌گیری هم الگویی تکراری دیده می‌شود: حسابگری بدون عاطفه. اهداف را می‌بینند، مسیر را می‌سنجند، و عواطف انسانی در این میان بیشتر مثل متغیرهایی برای مدیریت‌اند، نه ارزش‌هایی برای احترام گذاشتن.
و شاید مهم‌ترین نشانه این است که این رفتارها اتفاقی نیستند. یک‌بار عصبانیت یا یک‌بار قضاوت اشتباه هیچ‌چیز را ثابت نمی‌کند. ولی اگر در طول زمان، در موقعیت‌های مختلف، این الگوی جذابیت سطحی، بازنویسی روایت، برچسب‌زنی، تحقیر نرم، و کنترل اطلاعات تکرار شود، آن‌وقت تصویری شکل می‌گیرد که دیگر نمی‌شود نادیده‌اش گرفت.

🟡های‌فانکشنال سایکوپث‌ها همیشه با مشت حمله نمی‌کنند. خیلی وقت‌ها با کلمه، با سکوت، با روایت. و نشانه‌هایشان در همین جزئیات آرام و بی‌صداست که خودش را نشان می‌دهد.

✍️Written by Elyar Rose.

💊Vitamental
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍4🏆3🙏2💯2🤣2❤‍🔥1👀1
آکادمی دنیای شناخت
به‌عنوان پژوهشگر و یک نویسنده نوپا، این تناقض را با گوشت و پوستم حس کرده‌ام. از یک طرف می‌خواهم حاصل سال‌ها تلاش و رنج فکری‌ام بی‌قدر نماند و یک دفعه کسی آن را به نام خودش مصادره نکند. از طرف دیگر، باور عمیقی دارم که علم اگر در قفس و گاو صندوق های خاص بماند، اصلا دیگر علم نیست. این کشاکش میان منفعت فردی و منفعت جمعی را اقتصاددانان بزرگی مثل هاردین و اوستروم در نظریه‌ها توضیح داده‌اند؛ اما برای من، جنس نظریه نیست این موضوع: تجربه‌ای زیست من است، دردی که بارها وجدانم در مسیر پژوهش و... عذابش را کشیده.
اینکه دانش آزادانه در دسترس همه باشه خیلی میتونه جذاب و امیدوارکننده باشه ، ولی یه سوالی که برام پیش آمده در این حالت چه چیزی می‌تونه انگیزه فردی پژوهشگر رو حفظ کنه؟ کسی که سال‌ها عمر و انرژی و هزینه، پای یه پروژه گذاشته، اگه ببینه دستاوردش بدون هیچ حفاظتی در اختیار همه قرار می‌گیره، چه دلیلی دارد که همچنان ادامه بده این مسیر رو ؟ از طرف دیگه، اگر کپی‌رایتی وجود نداشته باشه، آیا این خطر نیست که فقط نهادها و موسسه های بزرگ و ثروتمند توان تولید دانش رو داشته باشن؟ و پژوهشگران مستقل یا کشورهایی با امکانات کمتر فقط مصرف‌کننده باقی بمانند ؟
👌11❤‍🔥3👍3👏2💯1🤣1🏆1
چرا فالو کردن «منتال هلث» در تیک‌تاک تصمیم بدی است

۱) از میان ۱۰۰ ویدیوی پربازدید با هشتگ #mentalhealthtips بیش از نیمی (۵۲ مورد حاوی ) اطلاعات غلط یا گمراه‌کننده بودند.
رایج‌ترین خطاها شامل این موارد است:

برچسب‌زدن اختلال روانی به احساسات عادی روزمره


تجویز «نسخه‌های فوری» بدون پشتوانه علمی


استفاده نادرست یا تحریف‌شده از اصطلاحات درمانی


این یعنی نصف توصیه‌هایی که می‌بینی، پشتوانه علمی ندارند.

۲) الگوریتم به نفع سلامت روانت کار نمی‌کند بعد از فقط ۵ تا ۶ ساعت تماشا، فید For You می‌تواند پر شود از محتوای تیره و بالقوه مضر درباره سلامت روان، به‌ویژه برای نوجوان‌ها. این اثر قیفی، همان چیزی است که تو را عمیق‌تر در تونل اضطراب می‌برد.

۳) اثر واقعیِ اطلاعات غلط روی مغزِ مخاطب آزمایشی روی ۴۹۰ دانشجو نشان داد دیدن ویدیوهای ADHDِ غلط، دانش دقیق را پایین می‌آورد اما اعتمادبه‌نفس کاذب را بالا می‌برد، و حتی گرایش به درمان‌های غیرعلمی را زیاد می‌کند.


ترکیب خطرناک
اطلاعات اشتباه، همراه با یقین بی‌جا.


۴) مصرف زیاد، پیامدهای بدتر مرور نظام‌مندِ ۲۶ مطالعه با ۱۱٬۴۶۲ نفر نشان می‌دهد مصرف مسئله‌دار تیک‌تاک با افسردگی، اضطراب و اختلال خواب همبستگی دارد. مسئله فقط غلط‌بودن محتوا نیست، خود الگوی مصرف هم سلامت روان را می‌زند.

۵) شواهد وسیع‌تر یک مطالعه مشاهده‌ای روی ۱۰۰۰ ویدیو در ۳ زبان نشان داد الگوهای گستردهٔ دیس‌اینفورمیشن در موضوعات مختلف سلامت روان وجود دارد. این مشکل فقط محدود به یک هشتگ یا یک زبان نیست.


چک‌لیست ۶ سنجه‌ای تشخیص محتوای سالم

اگر محتوایی این معیارها را نداشت، دنبال‌کردنش اشتباه است:
معرفی واضح تخصص و مجوز حرفه‌ای.
ارجاع به راهنماهای بالینی و پژوهش‌های داوری‌شده.
عدم تشخیص‌فروشی و «برچسب‌زدن» داخل ویدیو.
هشدار روشن که «این محتوا جای درمان نیست».
پرهیز از مطلق‌گویی و نسخه‌های فوری.
ارجاع به منابع جدی و مسیر مراجعه به متخصص.

۳ مورد از ۶ معیار را نداشت، آنفالو کن.

💊Vitamental
✈️Elyarsroses

منابع
Amnesty International. (2023, November). Driven into the darkness: How TikTok’s “For You” feed encourages self-harm and suicidal ideation. https://www.amnesty.org/en/latest/news/2023/11/tiktok-risks-pushing-children-towards-harmful-content/
The Guardian. (2025, May 31). More than half of top 100 mental health TikToks contain misinformation, study finds. https://www.theguardian.com/society/2025/may/31/more-than-half-of-top-100-mental-health-tiktoks-contain-misinformation-study-finds
The Guardian. (2025, Jun 1). What is the most common mental health misinformation on TikTok? https://www.theguardian.com/technology/2025/may/31/what-is-the-most-common-mental-health-misinformation-on-tiktok
Schiros, A., et al. (2025). The effects of TikTok content on ADHD knowledge, stigma, and treatment-seeking intentions. https://link.springer.com/article/10.1007/s00787-025-02769-8
Jain, L., et al. (2025). Exploring problematic TikTok use and mental health issues: A systematic review. https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC11924099/
Hudon, A., et al. (2025). Navigating the Maze of Social Media Disinformation on TikTok. Journal of Medical Internet Research. https://www.jmir.org/2025/1/e64225
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯7❤‍🔥4👍4🏆3
تفکر سیستمی چیست و چرا امروزه یک مهارت است

از دکتر موریس ستودگان، رواندرمانگر سیستمی


امروزه به طور گسترده پذیرفته شده، که تفکر سیستمی برای مقابله با چالش های پیچیده و به هم پیوسته - از همه گیری جهانی گرفته تا بحران آب و هوا و نابرابری اجتماعی تا مدیریت اطاق درمان - مورد نیاز است.

تفکر سیستمی چیست و چرا مهم است را در instant-view مطالعه کنید.

🚀think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6🙏3💯3🔥2🏆2❤‍🔥1
محققان میگویند؛

مغز زنان و مردان در پردازش اشتباهات گذشته متفاوت عمل میکند.

بر اساس مطالعه ی منتشر شده توسط محققان دانشکده پزشکی آیکان در مونت سینای، که در تاریخ ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۵ در مجله ی Science Advances به چاپ رسیده، پنج نکته ی اساسی در باره

how men and women reflect on their mistakes differently.

نکته کلیدی توضیح مختصر

✔️ تفاوت بیولوژیکی در مغز مغز زنان و مردان به دلیل تاثیر یک RNA خاص (LINC00473) در قشر پیش پیشانی، اشتباهات گذشته را به شیوههای متفاوتی پردازش میکند.

✔️تفاوت در انعطاف پذیری تصمیم با افزایش سطح RNA مذکور، زنان در تغییر تصمیمات خود هنگام جستجوی پاداش انعطاف پذیری بیشتری نشان دادند؛ الگویی که در مردان دیده نشد.

✔️ حساسیت به "پشیمانی" و "هزینه از دست رفته" این تغییر مولکولی، باعث افزایش حساسیت زنان به "هزینه های از دست رفته" (چسبیدن به سرمایه گذاریهای گذشته) و "پشیمانی" (آگاهی از فرصتهای از دست رفته) میشود.

✔️ ارتباط با سلامت روان این تفاوتها میتواند بینشی جدید درباره دلیل شیوع دو برابری افسردگی در زنان و تمایل بیشتر آنها به "نشخوار فکری" (تمرکز منفی بر گذشته) ارائه دهد.

✔️ نگاه جدید به پشیمانی حساسیت به پشیمانی فقط بد نیست. این ویژگی میتواند برای یادگیری از تجربیات، پردازش احساسات و رشد شخصی مفید باشد.

🔍 جزئیات بیشتر از یافته ها

· پشتیبانی از یک یافته انسانی در مدل حیوانی: این تحقیق بر پایه ی کشفی قبلی انجام شد که نشان میداد سطح RNA موسوم به LINC00473 در قشر پیش پیشانی زنان مبتلا به افسردگی عمده کاهش یافته است. دانشمندان با شبیه سازی این شرایط در مدلهای آزمایشگاهی، نقش علّی این مولکول را در انعطاف‌پذیری تصمیم‌گیری تنها در موشهای ماده ثابت کردند.

· تاثیر بر یک نوع خاص تصمیم‌گیری: دستکاری این مولکول، به طور ویژه بر رفتارهای تصمیم‌گیری مرتبط با بازنگری در انتخابهای اخیر تأثیر گذاشت، بدون آنکه قضاوت اولیه را تحت تاثیر قرار دهد. این نشان میدهد مدارهای عصبی درگیر در تفکر درباره گذشته، از those related to planning for the future در مغز جدا هستند.

پیامدهای امیدوارکننده برای درمان:

این یافته‌ها مسیرهای جدیدی را برای توسعه داروها یا درمانهای تحریک مغزی هدفمند میگشاید که میتوانند به طور خاص علائم مربوط به نشخوار فکری منفی را در زنان درمان کنند.

این مطالعه نشان میدهد که تفاوت در زنان و مردان در این زمینه تنها یک مسئله روانشناختی یا فرهنگی نیست، بلکه ریشه در بیولوژی مغز نیز دارد.

تهیه در +think
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥92👍2👎1🔥1💯1🏆1
😓استرس و آسیب‌پذیری شناختی (روایت یک مغز زیر فشار)

🟣یکی از تجربه‌های آشنا برای بیشتر افراد این است که در لحظات استرس‌زا، ذهن به‌طور محسوسی از کارایی می‌افتد. حافظه ضعیف می‌شود، تمرکز از دست می‌رود و تصمیم‌گیری، حتی در ساده‌ترین موقعیت‌ها، دشوار می‌گردد. این پدیده صرفا یک احساس ذهنی نیست، بلکه بازتاب مستقیم تغییرات Neurobiological در مغز است. مرکز اصلی این تغییرات قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex; PFC) است؛ بخشی از مغز که به‌عنوان «مدیر اجرایی» یا «شبکه اجرایی» شناخته می‌شود و وظیفه‌ی آن سازمان‌دهی توجه، حافظه کاری، قضاوت و کنترل رفتار است.
🟣مطالعات عصب‌شناختی نشان داده‌اند که کارکرد قشر پیش‌پیشانی به‌شدت تحت تأثیر سطح انتقال‌دهنده‌های عصبی، به‌ویژه دوپامین و نوراپی‌نفرین، قرار دارد. این رابطه در قالب یک منحنی U وارونه توصیف می‌شود: سطح متوسط این کاتکولامین‌ها کارکرد شناختی را بهینه می‌سازد، اما مقادیر بسیار پایین یا بسیار بالا به فروپاشی عملکرد منجر می‌شوند.
در مورد دوپامین، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تحریک بهینه‌ی گیرنده¹ های D1 برای ایجاد و حفظ «فعالیت پایدار نورونی» در PFC ضروری است. این فعالیت پایدار اساس توانایی ما برای حفظ اطلاعات در حافظه کاری است. برای مثال، وقتی فرد باید موقعیت یک محرک را در ذهن نگه دارد، نورون‌های خاصی در طول دوره‌ی تأخیر فعال باقی می‌مانند. اما زمانی که سطح دوپامین بیش از حد افزایش یابد چه در اثر داروها و چه در شرایط استرس همین گیرنده‌ها بیش‌فعال می‌شوند و به جای تقویت انتخاب‌گری، باعث سرکوب افراطی یا فعال‌سازی نابجای نورون‌ها می‌گردند. نتیجه‌ی این فرآیند بروز نویز شناختی و ناتوانی در تفکیک اطلاعات مرتبط از نامرتبط است.
نوراپی‌نفرین نیز الگویی مشابه دارد. در سطح بهینه، با فعال‌سازی² گیرنده‌های α2A آدرنرژیک موجب تقویت سیگنال به نویز و بهبود عملکرد حافظه کاری می‌شود. اما در شرایط استرس شدید، افزایش سطح نوراپی‌نفرین منجر به فعال‌سازی گیرنده‌های α1 می‌گردد؛ فرآیندی که فعالیت پایدار PFC را مختل کرده و توانایی تنظیم شناختی را کاهش می‌دهد. این همان حالتی است که بسیاری از افراد در موقعیت‌های حساس مانند امتحان یا مصاحبه تجربه می‌کنند: ذهن به‌طور ناگهانی «خالی» می‌شود، زیرا شبکه‌ی اجرایی مغز از کار می‌افتد.
🟣البته تغییرات ناشی از استرس محدود به PFC نیست. قشر پیش‌پیشانی در تعامل با آمیگدال، هیپوتالاموس و هسته‌های تالاموس قدامی قرار دارد. در مواجهه با تهدید، آمیگدال به‌عنوان مرکز پردازش هیجانی، سیگنال خطر را تشدید می‌کند و هیپوتالاموس با فعال‌سازی محور HPA باعث ترشح کورتیزول می‌شود. کورتیزول در کوتاه‌مدت می‌تواند پاسخ بدن به خطر را تقویت کند، اما اگر ترشح آن تداوم یابد، با اثرگذاری بر گیرنده‌های گلوکوکورتیکوئیدی در PFC، موجب تضعیف حافظه کاری و کاهش انعطاف شناختی می‌شود. این روند یک چرخه‌ی معیوب را ایجاد می‌کند: استرس سطح کاتکولامین‌ها و هورمون‌های استرس را بالا می‌برد، این افزایش فعالیت PFC را مختل می‌کند، و کاهش مهار شناختی به آمیگدال اجازه می‌دهد که بیش از پیش فعال شود.
🟣پیامد رفتاری این چرخه بسیار روشن است: افت حافظه کاری، افزایش تکانشگری و تصمیم‌گیری‌های هیجانی. در شرایط استرس شدید، مغز دیگر شبیه یک مدیر اجرایی عمل نمی‌کند، بلکه فرمان را به دست سیستم هشدار هیجانی می‌سپارد. این جابه‌جایی، هرچند در سطح تکاملی با هدف بقا شکل گرفته، در زندگی روزمره به ناتوانی در تمرکز، ضعف در قضاوت منطقی و دشواری در یادگیری منجر می‌شود. این الگو نه‌تنها در افراد سالم هنگام استرس حاد دیده می‌شود، بلکه در اختلالاتی مانند ADHD، PTSD و اختلالات اضطرابی نیز به‌صورت مزمن و پایدار مشاهده می‌شود.

🟣در نهایت، استرس با بر هم زدن تعادل ظریف کاتکولامین‌ها در PFC، توانایی مغز برای تمرکز بر اطلاعات مرتبط و مهار اطلاعات نامرتبط را مختل می‌کند. به زبان ساده‌تر، مغز در شرایط استرس شدید از حالت «مدیریت اجرایی و تفکر منطقی» خارج می‌شود و وارد حالت «بقا و هشدار» می‌گردد. همین تغییر است که ذهن را در لحظات حساس به جای وضوح و دقت، به سمت آشفتگی و خاموشی سوق می‌دهد.

¹-D1 receptors: A type of dopamine receptor that increases cAMP activity and plays a role in attention, working memory, and motivation.

²-α2A receptors: A type of adrenergic receptor that inhibits norepinephrine release and helps regulate attention, impulse control, and calming.


🔗Overlapping Neurobiological Substrates for Early Life Stress and Resilience to Psychosis

💊Vitamental
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥8👍5👏2🔥1💯1🏆1
ناتوانی در پذیرش مسئولیت؛ سازوکار دفاعی ایگوی شکننده

در اطاق درمان و یا در زندگی روزمره، گاهی با افرادی مواجه می‌شویم که توان انجام عمل را دارند، اما ظرفیت و توان روانی پذیرش پیامدهای آن را نه. این ناتوانی معمولاً نشانه‌ی ایگوی آسیب‌پذیر و ساختار دفاعی ناپایدار است.

چنین افرادی ممکن است پس از بروز رفتار ناپخته خود، به‌جای پذیرش سهم خود، به انکار، فرافکنی یا توجیه روی آورند. هدف ناآگاه این مکانیسم‌ها محافظت از احساس ارزشمندی در خطر است؛ زیرا پذیرفتن مسئولیت، مستلزم مواجهه با خطا، محدودیت و احساس گناه است؛ هیجاناتی که برای ایگوی ناپخته، تهدیدکننده‌اند.
در سطح تحولی، توانایی پذیرش مسئولیت، نشانه‌ی شکل‌گیری "خودآگاهی" و ظرفیت درونی‌سازی مرزهای واقع‌بینانه است. فرد اگاه می‌تواند میان "خطا کردن" و "بد بودن" تمایز بگذارد، اما فرد ناپخته، هر اشتباه را معادل فروپاشی ارزش شخصی تجربه می‌کند.

بنابراین، رشد روانی زمانی ممکن می‌شود که فرد بیاموزد مسئولیت، بار نیست بلکه نشانه‌ی قدرت درون‌پذیری و یکپارچگی خویشتن است.

دکتر موریس ستودگان، اکتبر ۲۰۲۵
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍13❤‍🔥5💯3🏆1
اونهایی که منو میشناسن میدونن از این جمله نیچه خیلی تو اطاق درمان و نوشته هام و گفته هام وام گرفتم چون زندگی منو تغییر داد.
Nietzsches „Man muss noch Chaos in sich haben, um einen tanzenden Stern gebären zu können.“
Also sprach Zaratusthra

یکی از معروف‌ترین و شاعرانه‌ترین سطرهای "چنین گفت زرتشت" نیچه

"باید در خودت هنوز هرج‌ومرجی داشته باشی تا بتوانی ستاره‌ای رقصان بزایی."

معنای شاعرانه سطحی نیچه از هرج و مرج Chaos به‌عنوان استعاره‌ای برای یک بی‌نظمی، شور، احساسات خام، تضادها و ناآرامی درون انسانه. و از ستاره‌ی رقصان Dancing Star به‌عنوان نماد افرینش، خلاقیت، زندگی نو، معنا یا خویشتن برتر، ابر انسان übermensch استفاده کرده ساده بگم، نیچه میگه:
اگر در درونت هیچ ناآرامی، تضاد، درد یا شور زندگی نباشه، چیزی تازه، زیبا و معنا‌دار از تو زاده نخواهد شد. این یک معنای درون فردی و روان‌شناختی هم داره اگه تحلیلی یا اگزیستانسیالی بهش نگاه کنیم. چونکه "هرج‌ومرج درون" همون بخش‌های ناخودآگاه، سایه‌ها، ترس‌ها، میل‌ها و تعارض‌های ما میشه. ولی نیچه نمیگه این هرج‌ومرج رو سرکوب کن، خیر بلکه که میگه بپذیر و ازش آفرینش بساز.

در واقع میگه: رشد واقعی از دل تعارض و درد زاده میشه، نه از آرامش مصنوعی... و ستاره‌ی رقصان همون لحظه‌ی تولد خویشتن نوی ماست؛ لحظه‌ای که ما از تضادها و زخم‌هامون چیزی والا و زیبا خلق میکنیم.

اینجا میتونیم یک معنای فلسفی تو پیوند با ابرمرد هم بزنیم تو کتاب چنین گفت زرتشت، نیچه انسان رو در مسیر "شدن" میبینه، نه یک چیز ثابت، اونو پلی بین حیوان و ابرمرد تلقی کرده. و این شدن، با نابودی و آفرینش همراهه. پس هرج‌ومرج درون ما همون نیروی خامی هست که باید از اون عبور کنیم تا به آفرینش اون خود برتر برسیم. مثل زایش: دردناک ولی زاینده.

و اگه بخوام معنای وجودی تو زندگی روزمره رو نگاه کنم و به زبون ساده بگم، نیچه به ما یاد میده که از آشفتگی‌هامون نترسیم.
از شکست‌ها، احساسات متناقض، شک‌ها و بحران‌هامون فرار نکنیم، چون درست همون‌جاست که امکان تولد چیزی تازه در ما هست. بدون اون آشوب، ما به نظمِ مرده‌ای دچار میشیم؛ مثل آب راکد که بو میگیره.

"هرج‌ومرج درون" = انرژی خام و ناهماهنگ زندگی

"ستاره‌ی رقصان" = آفرینش، معنا، یا خود نو

پیغام نیچه = درد و تضاد رو بپذیر، و ازش زیبایی و معنا بیافرین.

پس بیا رقصان ستاره بزاییم.

دکتر موریس ستودگان
اکتبر ۲۰۲۵

#نیچه #ستاره #هرج_مرج
#چنین_گفت_زرتشت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1❤‍🔥24🔥5👌4🏆2👎1
تا زمانی که ما به درک صحیح و جامع از مفهوم «علم» نرسیده‌ایم، نه تنها مطالعه‌ی کتاب‌های علمی برای‌مان ثمری نخواهد داشت، بلکه کسب مدرک تخصصی از دانشگاه نیز فاقد اثرگذاری خواهد بود. اگر هدف‌مان تنها به‌دست آوردن موقعیت اجتماعی، درآمد، یا انجام فعالیت‌های کاربردی باشد، آن‌گاه مشارکت در دنیای علمی ممکن است مفید به‌نظر برسد. اما در این حالت، هدف اصلی‌مان تنها خدمت به جامعه است و نه تلاش برای درک پیچیدگی‌ها و بنیادهای جهان و فرآیندهای علمی.

اما اگر هدف‌مان دستیابی به درکی عمیق‌تر از خود، دیگران، طبیعت، ساختارهای بنیادی جهان و پدیده‌های طبیعی باشد، یا اگر به‌دنبال شناخت سازوکار علم و فرآیندهای آن که تمدن بشری بر پایه‌ی آن شکل گرفته است، هستیم در این صورت مطالعه‌ی فلسفه‌ی علم به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل می‌شود.

علم، نه صرفا مجموعه‌ای از حقایق قطعی است، و نه مجموعه‌ای از نظریه‌هایی بی‌اعتبار و سطحی. بلکه علم یک فرآیند پویا و خوداصلاح‌گر است که بر مبنای مدل‌سازی، شواهد، آزمایش و نقد مستمر عمل می‌کند. این فرآیند به‌طور مداوم در حال بازنگری و تغییر است و برای پیشرفت علمی، همواره به ابطال‌پذیری و نقد‌پذیری نیاز دارد.

نظریه‌های علمی به‌عنوان معتبرترین تبیین‌ها برای «چگونگی» پدیده‌ها، دقیق‌ترین و کارآمدترین ابزارها برای شناخت جهان به شمار می‌آیند. اعتبار این نظریه‌ها از توانایی آن‌ها در پیش‌بینی و آزمون‌پذیری ناشی می‌شود. البته، نظریه‌های علمی خود نیز ابطال‌پذیر هستند، اما تا زمانی که با شواهد و آزمایش‌ها هم‌خوانی داشته باشند، بالاترین سطح اعتبار علمی را دارا خواهند بود.

برای درک صحیح و علمی از علم، ضروری است که مفاهیم کلیدی و بنیادین آن را به‌دقت بشناسیم و مرزهای تمایز بین آن‌ها را درک کنیم. این مفاهیم عبارتند از:

🟣 تفاوت‌های میان نظریه، فرضیه، مدل و قانون علمی


🟣مفهوم و اهمیت ابطال‌پذیری و نقش آن در تمایز علم از شبه‌علم


🟣 انواع آزمایش‌ها: تجربی، کنترل‌شده، مشاهده‌ای، طبیعی و...


🟣 انواع شواهد: تجربی، آماری، روایتی، تاریخی و...


🟣 روش‌های مدل‌سازی و شبیه‌سازی


🟣 ساختار و نقش ژورنال‌های علمی، داوری همتا و فرآیند اعتبارسنجی دانش


🟣 تفاوت‌های میان پژوهشگر، استاد، دانشمند و دیگر نقش‌های علمی


🟣 نقش نهادهایی مانند آکادمی‌ها و مجامع علمی


🟣 تأثیر پیش‌فرض‌ها، سوگیری‌ها و حتی ساختار قدرت در هدایت روند علمی


🟣شناخت محدودیت‌های علم و این‌که چرا علم همواره در معرض بازنگری و تحول است


علم ابزاری است برای شناخت واقعیت، اما به‌منظور استفاده بهینه از این ابزار، ضروری است که بنیان‌های معرفت‌شناختی و فلسفی آن را به‌خوبی درک کنیم. در غیر این صورت، ممکن است از این ابزار به‌طور نادرست استفاده کنیم یا فریب ظواهر آن را بخوریم. بدون این درک عمیق، ممکن است به‌جای نزدیک شدن به حقیقت، از مسیر واقعی علم منحرف شویم.
بنابراین، مطالعه‌ی فلسفه‌ی علم تنها مختص فیلسوفان یا نخبگان علمی نیست. بلکه برای هر فردی که خواهان درک دقیق‌تر و عمیق‌تری از جهان و فرآیندهای طبیعی و اجتماعی است، ضروری به‌نظر می‌رسد. فلسفه‌ی علم به ما کمک می‌کند تا فرآیند پیشرفت علمی را درک کنیم، محدودیت‌های آن را بشناسیم و راه‌های بهبود آن را مورد نقد و تحلیل قرار دهیم. این درک به‌طور هم‌زمان باعث می‌شود که نگاه‌مان به جهان و فرآیندهای علمی از سطحی‌نگری به یک نگرش نقادانه و عمیق تبدیل شود.

در نهایت، سوال اساسی این است
آیا ما تنها می‌خواهیم بدانیم، بی‌آن‌که بفهمیم؟
یا اینکه درک عمیق‌تر و فهم دقیق‌تر فرآیندهای طبیعی و اجتماعی برای‌مان اهمیت دارد؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯8👍2👌2🤔1🏆1