#مصاحبه
#تپسل
🍷 پوزیشن مورد مصاحبه: Senior Frontend Developer
من چند ماه پیش رزومه فرستادم براشون از طریق سایتشون. تقریبا بعد از ۲ هفته باهام تماس گرفتند و جلسه مجازی ست کردند. مصاحبهی اول شامل تعداد خوبی سوال از علم Javanoscript و در ادامه Angular بود. تقریبا سوالات خیلی جزئی هم بودند و بعضیهاشون مطمئنم استفادهی خاصی ندارند ولی برای سنجش علم JS من این سوالات پرسیده شد.
بعد از مصاحبهی اول، یک تسک نسبتا سنگین با جزئیات بالا فرستاده شد برام. باید یک سری صفحه رو پیادهسازی میکردم و جزئیاتی داشت هر صفحه که نسبتا آسون نبودند و نیاز به جزئیات design تو کد داشت. این تسک رو هم زدم، البته کامل نزدم و دیگه رسوندم به ددلاین که چند روز بعدش بود.
بعد از اون جلسهی HR برام ست شد و یک سری سوال درباره آيندهم و اینکه میخوام اپلای کنم یا نه و کلا برنامهم چیه پرسیده شد. حس میکنم بیشتر هدفشون اینه ببینه شخص چقدر میتونه باهاشون کار کنه و مدت زمان حدودی موندن شخص در شرکت رو تخمین بزنن که خب هر چی بیشتر باشه هم مایلتر هستند، البته اگر بگی برای همیشه هم خب واضحا دروغه.
بعد از این جلسه دیگه خبری نشد تا وقتی خودم پیگیری کردم و گفتن رد شدم. مطمئن نیستم چرا رد شدم ولی از یکی از دوستانم شنیدم نیاز به این پوزیشن نداشتن در شرکت و تو waitlist شاید قرار داشتم. یعنی مثلا اینطوری نبوده که بگن این پوزیشن رو نیاز نداریم، مصاحبه میرفتن و اگر کسی مناسب بوده میذاشتن بعدا باهاش صحبت کنن اگر نیاز بوده.
✈️ @sharif_work
#تپسل
من چند ماه پیش رزومه فرستادم براشون از طریق سایتشون. تقریبا بعد از ۲ هفته باهام تماس گرفتند و جلسه مجازی ست کردند. مصاحبهی اول شامل تعداد خوبی سوال از علم Javanoscript و در ادامه Angular بود. تقریبا سوالات خیلی جزئی هم بودند و بعضیهاشون مطمئنم استفادهی خاصی ندارند ولی برای سنجش علم JS من این سوالات پرسیده شد.
بعد از مصاحبهی اول، یک تسک نسبتا سنگین با جزئیات بالا فرستاده شد برام. باید یک سری صفحه رو پیادهسازی میکردم و جزئیاتی داشت هر صفحه که نسبتا آسون نبودند و نیاز به جزئیات design تو کد داشت. این تسک رو هم زدم، البته کامل نزدم و دیگه رسوندم به ددلاین که چند روز بعدش بود.
بعد از اون جلسهی HR برام ست شد و یک سری سوال درباره آيندهم و اینکه میخوام اپلای کنم یا نه و کلا برنامهم چیه پرسیده شد. حس میکنم بیشتر هدفشون اینه ببینه شخص چقدر میتونه باهاشون کار کنه و مدت زمان حدودی موندن شخص در شرکت رو تخمین بزنن که خب هر چی بیشتر باشه هم مایلتر هستند، البته اگر بگی برای همیشه هم خب واضحا دروغه.
بعد از این جلسه دیگه خبری نشد تا وقتی خودم پیگیری کردم و گفتن رد شدم. مطمئن نیستم چرا رد شدم ولی از یکی از دوستانم شنیدم نیاز به این پوزیشن نداشتن در شرکت و تو waitlist شاید قرار داشتم. یعنی مثلا اینطوری نبوده که بگن این پوزیشن رو نیاز نداریم، مصاحبه میرفتن و اگر کسی مناسب بوده میذاشتن بعدا باهاش صحبت کنن اگر نیاز بوده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤25👍7
#مصاحبه
#ابرآروان
🍷 پوزیشن مورد مصاحبه: Site Reliability Engineer
چند ماه پیش مصاحبه برای پوزیشن SRE شرکت ابرآروان داشتم. این شرکت از چند سال پیش بابت تحریمش از اتحادیهی اروپا و مسائلی که ربطش میدادند به فیلترینگ، بدنام شده ولی خب افراد آشنا همه این موارد رو رد میکردند و میگفتند اتهامها همش نابهجاست و اشتباهه. برای همین چون کنجکاو هم بودم، تصمیم گرفتم رزومم رو برای این شرکت بفرستم.
مصاحبهی این شرکت، ۴ مرحله داشت و اکثرش فنی بود و یک مصاحبهی HR هم داشت. در تمام مصاحبهها رفتار تیم فنی و انسانی ابرآروان خیلی خیلی خوب بود. در تمام بخشها سعی میکردند فیدبک مناسب بدن و شفاف بود رفتارشون، این حس رو نداشتم که حرفی ممکنه نزنن و بعدش بابت همون ریجکت بشم، در واقع مستقیم فیدبک میدادند و خیلی خوب بود.
یک موردی خیلی چشمم رو گرفت و اون هم این بود که ابرآروان با کار ریموت موافقت کرد و فشاری روی کار حضوری نداشتند، در حالی که شرکتهای دیگری که باهاشون مصاحبه رفتم، تاکیدشون روی کار حضوری بود در حالی که نمیفهمیدم چرا واقعا و منطقی به نظر نداشت. حقوق پیشنهادیشون هم خوب بود، حدود ۷۵ میلیون تومان برای level متوسط بود فکر میکنم و خب به نظرم رقم مناسبی هست نسبت به باقی شرکتهای ایرانی.
✈️ @sharif_work
#ابرآروان
چند ماه پیش مصاحبه برای پوزیشن SRE شرکت ابرآروان داشتم. این شرکت از چند سال پیش بابت تحریمش از اتحادیهی اروپا و مسائلی که ربطش میدادند به فیلترینگ، بدنام شده ولی خب افراد آشنا همه این موارد رو رد میکردند و میگفتند اتهامها همش نابهجاست و اشتباهه. برای همین چون کنجکاو هم بودم، تصمیم گرفتم رزومم رو برای این شرکت بفرستم.
مصاحبهی این شرکت، ۴ مرحله داشت و اکثرش فنی بود و یک مصاحبهی HR هم داشت. در تمام مصاحبهها رفتار تیم فنی و انسانی ابرآروان خیلی خیلی خوب بود. در تمام بخشها سعی میکردند فیدبک مناسب بدن و شفاف بود رفتارشون، این حس رو نداشتم که حرفی ممکنه نزنن و بعدش بابت همون ریجکت بشم، در واقع مستقیم فیدبک میدادند و خیلی خوب بود.
یک موردی خیلی چشمم رو گرفت و اون هم این بود که ابرآروان با کار ریموت موافقت کرد و فشاری روی کار حضوری نداشتند، در حالی که شرکتهای دیگری که باهاشون مصاحبه رفتم، تاکیدشون روی کار حضوری بود در حالی که نمیفهمیدم چرا واقعا و منطقی به نظر نداشت. حقوق پیشنهادیشون هم خوب بود، حدود ۷۵ میلیون تومان برای level متوسط بود فکر میکنم و خب به نظرم رقم مناسبی هست نسبت به باقی شرکتهای ایرانی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤26👍24
#تپسیفود
#حضوری
🍷 مدت حضور: ۵ ماه به عنوان Software Engineer
تجربهی من در تپسیفود به ۵ ماه اخیر برمیگرده. از خود تجربهی کاریم بخوام بگم، به نظرم تپسیفود یکی از پرتلاشترین شرکتهاییست که دیدم. تمام تیمها در تلاش برای لانچ تهران بودند مدت خوبی و بودجهی گلرنگ هم که هست، باعث شده افراد خیلی خفنی هم در تیمهای مارکتینگ، فنی و منابع انسانی باشند و پتانسیل زیادی هم برای پیشرفت وجود داره.
اما خب خواستم اضافه کنم دربارهی تپسیفود و تپسی که به نظرم از زیر کار در رفتن وجود نداره، کار زیاد هست و پیشرفت هم واقعا رخ میده چون افراد بسیار خفنی اینجا هستند و از وقتی گلرنگ اومده هم درآمدها بیشتر شده و این عددها، قابل رقابت با شرکتهای هزاردستان هم هستند.
✈️ @sharif_work
#حضوری
تجربهی من در تپسیفود به ۵ ماه اخیر برمیگرده. از خود تجربهی کاریم بخوام بگم، به نظرم تپسیفود یکی از پرتلاشترین شرکتهاییست که دیدم. تمام تیمها در تلاش برای لانچ تهران بودند مدت خوبی و بودجهی گلرنگ هم که هست، باعث شده افراد خیلی خفنی هم در تیمهای مارکتینگ، فنی و منابع انسانی باشند و پتانسیل زیادی هم برای پیشرفت وجود داره.
اما خب خواستم اضافه کنم دربارهی تپسیفود و تپسی که به نظرم از زیر کار در رفتن وجود نداره، کار زیاد هست و پیشرفت هم واقعا رخ میده چون افراد بسیار خفنی اینجا هستند و از وقتی گلرنگ اومده هم درآمدها بیشتر شده و این عددها، قابل رقابت با شرکتهای هزاردستان هم هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤29👍10
#شرکتهایایرانی
🍷 مدت حضور: ۳ سال به عنوان Software Engineer
من قبلا دربارهی تجربه کارم در یکی از شرکتهای ایرانی گفتم، اما در این متن میخوام جامعتر راجع به این موضوع صحبت کنم تا کمی هم فرهنگسازی بشه چون به نظر اگر خودمون کاری نکنیم کسی دلش به حالمون نمیسوزه.
اول از همه هم خوبه به این اشاره کنم که الان در آلمان زندگی میکنم و اپلای کاری کردم پارسال و از این تصمیمم هم راضی هستم به چند دلیل که بهشون اشاره خواهم کرد.
مهمترین نکته و تفاوت کار در شرکتهای ایرانی با شرکتهای اینجا اینه که در ایران شما لزوما پیشرفتی نمیکنید، خیلی وابسته به Team Lead یا وضعیت کلی شرکت و سهامدارها داره این مسئله و ممکنه حتی استرس خیلی زیادی تجربه کنید و از نظر من در استرس زیاد هیچ پیشرفتی رخ نمیده. در واقع امنیت شغلی میاد پایین و اونچه رخ میده اعصابخردی و پسرفت هست. در اینجا اما این مسئلهی امنیت شغلی خیلی اهمیت داره، ارزیابیهای فردی خیلی جدی گرفته میشن و نهایتا پیشرفت خود شخص برای کل تیم اهمیت داره. معمولا کارمندها هم بلند مدت هستند چون هم مسیر پیشرفت برای خودشون تعریف میکنند و هم فضای شرکت طوری هست که نگرانی یا استرس بابت نیازهای زندگی خودشون نداشته باشن افراد.
یک مورد دیگه که به نظرم میرسه اینه که من حس میکنم خیلی ما زمانمون رو در جلسات تلف میکنیم و جلسات زیادی ممکنه تیمها داشته باشند (حتی daily هم بعضی وقتها اضافیه) و به جای کار کردن روی محصول یا کار تاثیرگذار، صحبتهایی میکنیم که فقط زمانمون رو میگیره. این مسئله مخصوصا زمانی به چشم میاد که نصف تایم کاری یک برنامهنویس در جلسات میگذره و خب شرکت اون بهرهای که باید رو از این شخص نهتنها نمیبره، بلکه پیشرفتی هم برای اون شخص رخ نمیده.
یک مورد دیگه از نظرم اینه که مسائل مالی طوری پیش میرن خیلی وقتها که افراد علاقهشون به کار رو از دست میدن. تجربهی شخصی خود من در یکی از شرکتها این بود که طبق ارزیابیها چندین ماه افزایش حقوق نخوردم و خب اصلا هدف اصلیم از کار هم رفع نیازهای مالیم بود و در نتیجه همینطور کیفیت کارم هم میومد پایین چون انگیزم کمتر میشد، اما خب سر نخ داستان اونجایی بود که شرکت امکان افزایش حقوق زدن به تعداد کمی رو داشت هر ۳ ماه و در نتیجه ارزیابیها کاملا بیمعنی و جهتدار بودند. به مرور اکثر کارمندهای اون شرکت هم استعفا دادیم و جای بهتر استخدام شدیم.
فکر میکنم قدم اول پیشرفت این باشه که سنگ بزرگ برنداریم و دنبال رقابت با شرکتهای دیگه نباشیم از همون اول و در نتیجهی این مسئله از کارمندهای شرکت الکی کار نکشیم برای محصولاتی که آیندهی واضحا نامعین و منفیای دارند. از طرفی شرایط رو هم سختگیرانه نکنیم که افراد اذیت بشن. مثلا ساعت کاری شناور خیلی اتفاق نرمالیه، اینکه خیلی شرکتها با این مسئله چالش دارن باعث میشه محدودیتی اضافه بشه که تاثیر منفی بذاره رو کیفیت کار. همچنین در کنار پیشرفت محصول و شرکت، اینکه تکتک افراد هم مسیر پیشرفت براشون تعریف بشه و ارزیابی شخصی مثبتی از خودشون داشته باشن خیلی میتونه کمک کنه که این مهاجرت کاری وحشتناک زیاد از شرکتهای ایرانی کمتر بشه. منظورم از مهاجرت کاری هم صرفا به خارج از کشور نیست، تو تمام شرکتهایی که من بودم بعد از ۵ ۶ ماه به کل تیم عوض میشد و خب این مسئله اصلا خوب نیست چون هر کارمند جدیدی که میاد، زمان زیادی نیاز داره برای تسلط روی stack شرکت و این خودش یعنی هزینهی بیشتر برای رسیدن به نقطهی اتکای قبلی.
✈️ @sharif_work
من قبلا دربارهی تجربه کارم در یکی از شرکتهای ایرانی گفتم، اما در این متن میخوام جامعتر راجع به این موضوع صحبت کنم تا کمی هم فرهنگسازی بشه چون به نظر اگر خودمون کاری نکنیم کسی دلش به حالمون نمیسوزه.
اول از همه هم خوبه به این اشاره کنم که الان در آلمان زندگی میکنم و اپلای کاری کردم پارسال و از این تصمیمم هم راضی هستم به چند دلیل که بهشون اشاره خواهم کرد.
مهمترین نکته و تفاوت کار در شرکتهای ایرانی با شرکتهای اینجا اینه که در ایران شما لزوما پیشرفتی نمیکنید، خیلی وابسته به Team Lead یا وضعیت کلی شرکت و سهامدارها داره این مسئله و ممکنه حتی استرس خیلی زیادی تجربه کنید و از نظر من در استرس زیاد هیچ پیشرفتی رخ نمیده. در واقع امنیت شغلی میاد پایین و اونچه رخ میده اعصابخردی و پسرفت هست. در اینجا اما این مسئلهی امنیت شغلی خیلی اهمیت داره، ارزیابیهای فردی خیلی جدی گرفته میشن و نهایتا پیشرفت خود شخص برای کل تیم اهمیت داره. معمولا کارمندها هم بلند مدت هستند چون هم مسیر پیشرفت برای خودشون تعریف میکنند و هم فضای شرکت طوری هست که نگرانی یا استرس بابت نیازهای زندگی خودشون نداشته باشن افراد.
یک مورد دیگه که به نظرم میرسه اینه که من حس میکنم خیلی ما زمانمون رو در جلسات تلف میکنیم و جلسات زیادی ممکنه تیمها داشته باشند (حتی daily هم بعضی وقتها اضافیه) و به جای کار کردن روی محصول یا کار تاثیرگذار، صحبتهایی میکنیم که فقط زمانمون رو میگیره. این مسئله مخصوصا زمانی به چشم میاد که نصف تایم کاری یک برنامهنویس در جلسات میگذره و خب شرکت اون بهرهای که باید رو از این شخص نهتنها نمیبره، بلکه پیشرفتی هم برای اون شخص رخ نمیده.
یک مورد دیگه از نظرم اینه که مسائل مالی طوری پیش میرن خیلی وقتها که افراد علاقهشون به کار رو از دست میدن. تجربهی شخصی خود من در یکی از شرکتها این بود که طبق ارزیابیها چندین ماه افزایش حقوق نخوردم و خب اصلا هدف اصلیم از کار هم رفع نیازهای مالیم بود و در نتیجه همینطور کیفیت کارم هم میومد پایین چون انگیزم کمتر میشد، اما خب سر نخ داستان اونجایی بود که شرکت امکان افزایش حقوق زدن به تعداد کمی رو داشت هر ۳ ماه و در نتیجه ارزیابیها کاملا بیمعنی و جهتدار بودند. به مرور اکثر کارمندهای اون شرکت هم استعفا دادیم و جای بهتر استخدام شدیم.
فکر میکنم قدم اول پیشرفت این باشه که سنگ بزرگ برنداریم و دنبال رقابت با شرکتهای دیگه نباشیم از همون اول و در نتیجهی این مسئله از کارمندهای شرکت الکی کار نکشیم برای محصولاتی که آیندهی واضحا نامعین و منفیای دارند. از طرفی شرایط رو هم سختگیرانه نکنیم که افراد اذیت بشن. مثلا ساعت کاری شناور خیلی اتفاق نرمالیه، اینکه خیلی شرکتها با این مسئله چالش دارن باعث میشه محدودیتی اضافه بشه که تاثیر منفی بذاره رو کیفیت کار. همچنین در کنار پیشرفت محصول و شرکت، اینکه تکتک افراد هم مسیر پیشرفت براشون تعریف بشه و ارزیابی شخصی مثبتی از خودشون داشته باشن خیلی میتونه کمک کنه که این مهاجرت کاری وحشتناک زیاد از شرکتهای ایرانی کمتر بشه. منظورم از مهاجرت کاری هم صرفا به خارج از کشور نیست، تو تمام شرکتهایی که من بودم بعد از ۵ ۶ ماه به کل تیم عوض میشد و خب این مسئله اصلا خوب نیست چون هر کارمند جدیدی که میاد، زمان زیادی نیاز داره برای تسلط روی stack شرکت و این خودش یعنی هزینهی بیشتر برای رسیدن به نقطهی اتکای قبلی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤29👍11💔1
#مصاحبه
#یکتانت #کافهبازار #ابرآروان
من این متن رو میخواستم بنویسم صرفا جهت اطلاع افرادی که میخوان به عنوان برنامهنویس (چه پوزیشن Software و چه پوزیشن Front) استخدام بشن، بگم که روی برنامهنویسی الگوریتمیتون کار کنید. دربارهی پوزیشنهای دیگه از جمله دواپس شرایط متفاوته و بعدا دربارهی اونها هم مینویسم.
شخصا در ۳ شرکت مختلف مصاحبه گرفتم از افراد مختلف و وقتی دید الگوریتمی مناسبی داشت شخص و میتونست سوالات دیفالت رو خوب پاسخ بده، احتمال استخدام شدنش خیلی میرفت بالا.
همچنین مصاحبهی اول و فیدبکهاش هم همیشه برامون خیلی مهم بود. با اینکه مصاحبهی اول خیلی راحته، ولی اگر عملکرد خیلی خوبی داشت یکی در اون مصاحبه، باز هم احتمالا استخدام میشد.
اگر خیلی براتون حقوق هم مطرح هست، به سطح کیفی مصاحبه اهمیت بدید و خوب خودتون رو present کنید. تجربه کاری معیار اول ما بود و بعدش هم مصاحبه. البته اگر کسی ریفر شده بود، راحتتر هم میگرفتیم بهش.
✈️ @sharif_work
#یکتانت #کافهبازار #ابرآروان
من این متن رو میخواستم بنویسم صرفا جهت اطلاع افرادی که میخوان به عنوان برنامهنویس (چه پوزیشن Software و چه پوزیشن Front) استخدام بشن، بگم که روی برنامهنویسی الگوریتمیتون کار کنید. دربارهی پوزیشنهای دیگه از جمله دواپس شرایط متفاوته و بعدا دربارهی اونها هم مینویسم.
شخصا در ۳ شرکت مختلف مصاحبه گرفتم از افراد مختلف و وقتی دید الگوریتمی مناسبی داشت شخص و میتونست سوالات دیفالت رو خوب پاسخ بده، احتمال استخدام شدنش خیلی میرفت بالا.
همچنین مصاحبهی اول و فیدبکهاش هم همیشه برامون خیلی مهم بود. با اینکه مصاحبهی اول خیلی راحته، ولی اگر عملکرد خیلی خوبی داشت یکی در اون مصاحبه، باز هم احتمالا استخدام میشد.
اگر خیلی براتون حقوق هم مطرح هست، به سطح کیفی مصاحبه اهمیت بدید و خوب خودتون رو present کنید. تجربه کاری معیار اول ما بود و بعدش هم مصاحبه. البته اگر کسی ریفر شده بود، راحتتر هم میگرفتیم بهش.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤25👍12
#اکوسیستم #استارتآپ
#سرآوا
سرمایهگذاریهای سرآوا در اکوسیستم استارتاپی ایران، بهویژه در حوزه فناوری و دیجیتال، تأثیر عمیقی بر بازار کار کشور گذاشته است. این شرکت با تزریق سرمایه و ارائه حمایتهای استراتژیک، نقش مهمی در رشد استارتاپهای موفقی همچون دیجیکالا، کافهبازار، دیوار و علیبابا ایفا کرده است.
⭐️ سرمایهگذاریهای سرآوا: از کافهبازار تا دیوار
سرآوا در سال ۱۳۹۲ با سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیون تومان در کافهبازار، یکی از نخستین پلتفرمهای توزیع اپلیکیشنهای ایرانی، گامی مهم در حمایت از استارتاپهای دیجیتال برداشت. این سرمایهگذاری اولیه، بازدهی بیش از ۱۰ هزار برابری را به همراه داشت و نشاندهنده چشمانداز بلندمدت سرآوا در حمایت از استارتاپها بود.
در ادامه، سرآوا با سرمایهگذاری در هلدینگ هزاردستان، که مالکیت دیوار و کافهبازار را بر عهده دارد، به رشد این پلتفرمها کمک کرد. در سال ۱۴۰۳، سرآوا تصمیم به خروج از سهامداری هزاردستان گرفت و سهام خود را به مبلغ ۳۰۷۳ میلیارد تومان واگذار کرد.
⭐️ تأثیر بر بازار کار ایران
سرمایهگذاریهای سرآوا باعث ایجاد فرصتهای شغلی متعددی در حوزههای مختلف فناوری و دیجیتال شده است. برای مثال، در سال ۱۴۰۲، حقوق یک کارشناس دیتا ساینس در تهران بین ۷ تا ۳۰ میلیون تومان و برای کارشناسان ارشد و مدیران بین ۱۲ تا ۴۰ میلیون تومان بود.
همچنین، در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، حقوق مهندسین در تهران حداقل ۲۱ میلیون تومان و برای مدیران این حوزه حداقل ۵۳ میلیون تومان گزارش شده است.
این آمارها نشاندهنده رونق بازار کار در حوزههای فناوری و دیجیتال است که بهواسطه سرمایهگذاریهای سرآوا و سایر نهادهای مشابه، فرصتهای شغلی جدیدی را برای متخصصان ایجاد کرده است.
✈️ @sharif_work
#سرآوا
بیشتر استارتاپهای موفق ایرانی امروز، روزگاری با ایدههای ساده و دوستانه آغاز شدند؛ گروهی از دوستان که با شور و شوق، روی کاغذ ایدههایشان را نوشتند و با هم شروع کردند. این آغازهای کوچک، در بسیاری از موارد به کسبوکارهای بزرگ و تأثیرگذار تبدیل شدهاند. برای مثال، اسنپ در سال ۱۳۹۳ توسط شهرام شاهکار، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه فردوسی مشهد، تأسیس شد. او با ایدهای ساده و تیمی کوچک، اپلیکیشن اسنپ را راهاندازی کرد که امروز به یکی از بزرگترین سوپر اپلیکیشنهای ایران تبدیل شده است.
دربارهی سرمایهگذاری استارتآپها، شرکتهای مرتبط و تاریخچهی آنها در این کانال خواهیم نوشت و از مصاحبهی این افراد با ما و دیگر تولیدکنندگان محتوا صحبت خواهیم کرد.
سرمایهگذاریهای سرآوا در اکوسیستم استارتاپی ایران، بهویژه در حوزه فناوری و دیجیتال، تأثیر عمیقی بر بازار کار کشور گذاشته است. این شرکت با تزریق سرمایه و ارائه حمایتهای استراتژیک، نقش مهمی در رشد استارتاپهای موفقی همچون دیجیکالا، کافهبازار، دیوار و علیبابا ایفا کرده است.
سرآوا در سال ۱۳۹۲ با سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیون تومان در کافهبازار، یکی از نخستین پلتفرمهای توزیع اپلیکیشنهای ایرانی، گامی مهم در حمایت از استارتاپهای دیجیتال برداشت. این سرمایهگذاری اولیه، بازدهی بیش از ۱۰ هزار برابری را به همراه داشت و نشاندهنده چشمانداز بلندمدت سرآوا در حمایت از استارتاپها بود.
در ادامه، سرآوا با سرمایهگذاری در هلدینگ هزاردستان، که مالکیت دیوار و کافهبازار را بر عهده دارد، به رشد این پلتفرمها کمک کرد. در سال ۱۴۰۳، سرآوا تصمیم به خروج از سهامداری هزاردستان گرفت و سهام خود را به مبلغ ۳۰۷۳ میلیارد تومان واگذار کرد.
سرمایهگذاریهای سرآوا باعث ایجاد فرصتهای شغلی متعددی در حوزههای مختلف فناوری و دیجیتال شده است. برای مثال، در سال ۱۴۰۲، حقوق یک کارشناس دیتا ساینس در تهران بین ۷ تا ۳۰ میلیون تومان و برای کارشناسان ارشد و مدیران بین ۱۲ تا ۴۰ میلیون تومان بود.
همچنین، در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، حقوق مهندسین در تهران حداقل ۲۱ میلیون تومان و برای مدیران این حوزه حداقل ۵۳ میلیون تومان گزارش شده است.
این آمارها نشاندهنده رونق بازار کار در حوزههای فناوری و دیجیتال است که بهواسطه سرمایهگذاریهای سرآوا و سایر نهادهای مشابه، فرصتهای شغلی جدیدی را برای متخصصان ایجاد کرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍12💔1
#تعدیل
#اسمارتایکس
Senior Internal Quality Control Specialist
تعدیل از شرکت اسمارت ایکس، بعد از جنگ
🔗 لینک این پست لینکداین: لینک
✈️ @sharif_work
#اسمارتایکس
Senior Internal Quality Control Specialist
تعدیل از شرکت اسمارت ایکس، بعد از جنگ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔11
#خارجازکشور
#ABB
#استخدام
در عکس این پست، یکی از سوالات استخدامی شرکت Asea Brown Boveri در سوئیس رو میتونید ببینید که از متقاضیان میپرسه آیا شهروندی یا اقامت دائم/موقت در کشورهایی مثل ایران، کوبا، روسیه و ... دارن یا نه.
این به دلیل قوانین تجارت بینالمللی و تحریمهای آمریکا است که از سال ۱۹۷۹ (بعد از اشغال سفارت) شروع شده و با تشدید در ۲۰۱۰-۲۰۱۸ (خروج از برجام) ادامه یافته. این قوانین، بهویژه "deemed export"، دسترسی ایرانیها به تکنولوژیهای صادراتی کنترلشده رو محدود میکنه، چون انتقال اطلاعات به اونا ممکنه بدون license غیرقانونی باشه. شرکتها برای جلوگیری از جریمههای سنگین (تا میلیونها دلار) این سوالات رو اضافه کردن و از استخدام ایرانیها مگر در شرایط خاص، جلوگیری میکنند.
مشابه این موارد در باقی شرکتها هم قابل مشاهده هست و شرایط استخدامی در خارج از کشور، در حال حاضر در یکی از سختترین مراحل خودش برای ایرانیها قرار داره، بهخصوص با گسترش نظارتهای بینالمللی و فشارهای سیاسی که فرصتهای شغلی رو برای اونا تنگتر کرده.
✈️ @sharif_work
#ABB
#استخدام
در عکس این پست، یکی از سوالات استخدامی شرکت Asea Brown Boveri در سوئیس رو میتونید ببینید که از متقاضیان میپرسه آیا شهروندی یا اقامت دائم/موقت در کشورهایی مثل ایران، کوبا، روسیه و ... دارن یا نه.
این به دلیل قوانین تجارت بینالمللی و تحریمهای آمریکا است که از سال ۱۹۷۹ (بعد از اشغال سفارت) شروع شده و با تشدید در ۲۰۱۰-۲۰۱۸ (خروج از برجام) ادامه یافته. این قوانین، بهویژه "deemed export"، دسترسی ایرانیها به تکنولوژیهای صادراتی کنترلشده رو محدود میکنه، چون انتقال اطلاعات به اونا ممکنه بدون license غیرقانونی باشه. شرکتها برای جلوگیری از جریمههای سنگین (تا میلیونها دلار) این سوالات رو اضافه کردن و از استخدام ایرانیها مگر در شرایط خاص، جلوگیری میکنند.
مشابه این موارد در باقی شرکتها هم قابل مشاهده هست و شرایط استخدامی در خارج از کشور، در حال حاضر در یکی از سختترین مراحل خودش برای ایرانیها قرار داره، بهخصوص با گسترش نظارتهای بینالمللی و فشارهای سیاسی که فرصتهای شغلی رو برای اونا تنگتر کرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔20❤1
بسیاری از کارجویان، رزومهای عمومی و یکسان را برای تعداد زیادی فرصت شغلی ارسال میکنند، بدون آنکه آن را برای هر موقعیت خاص تنظیم کنند یا بررسی کنند که آیا شرایط ابتدایی آن شغل را دارا هستند یا خیر. این امر برای کارفرمایان هم چالشبرانگیز است، زیرا آنها باید از میان انبوه رزومههای معمولی و غیرجذاب عبور کنند.
با این حال، این وضعیت میتواند برای متقاضیانی که حاضر به صرف تلاش بیشتر هستند، فرصتی ارزشمند هم محسوب شود! زیرا در میان حجم زیادی از رزومههای مشابه، متمایز شدن کار دشواری نیست! تنظیم رزومه برای هر شغل، توضیح دقیق دلایل مناسب بودن برای آن موقعیت، و اختصاصی کردن درخواست برای هر نقش، میتواند توجه کارفرمایان را به خود جلب کند.
۱- انتخاب دقیق شرکتها و نقشها: متقاضی نباید برای هر فرصت شغلی که مشاهده میکند، درخواست ارسال کند. به جای آن، باید فرصتهایی را با دقت انتخاب کند که با مهارتها و علایق او همخوانی داشته باشد و اطمینان حاصل کند که شرایط اولیه آن موقعیت را دارد.
۲- تنظیم رزومه: تمرکز باید بر نشان دادن شایستگیهای فرد برای نقش خاص باشد. به جای صرفاً فهرست کردن وظایف در مشاغل قبلی، باید داستانی از تجربیات ارائه شود که به مدیر استخدام کمک کند ارتباط آن با نیازهای شغل را درک کند.
۳- استفاده از هوش مصنوعی برای بررسیهای اولیه: نباید انتظار داشت که هوش مصنوعی کل رزومه را نگارش یا قالببندی کند. با این حال، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای بررسی خطاهای املایی و نگارشی توصیه میشود. این فرآیند در واقع بسیار ساده است!
با این حال، بسیاری از افراد این مراحل را دنبال نمیکنند و بنابراین، با اندکی تلاش بیشتر، متقاضی میتواند خود را از دیگران متمایز سازد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤5
#MCINext
#کارآموزی
#حضوری
🍷 کارآموزی و سپس آفر کاری، به علاوهی جزئیات حقوق
من برای MCI Next کارآموزی رایگان رفتم، بعدش آفر کاری هم گرفتم ولی نرفتم (لوکیشن اول کنار شریف بود، بعد جابهجا شد ولنجک و برام نشدنی شد). چون نرفتم، از فرهنگ سازمانی و تیمها تصویر دقیق ندارم؛ اما ساختار مالی و مدل همکاری رو کامل به من توضیح دادن:
سه ماه اول حالت «تِست/کارآموزیِ ساعتی» بود. نرخ ساعتی: ۲۵۰هزار تومن. سقف ساعت ماهانه: ۱۴۰ ساعت در صورتی که سقف رو پر میکردی، «حدود ۳۵ تومن در ماه» در میومد.
بعد از اون سه ماه، در صورت رضایت، آفر بعدی برای استخدام میدادن. تعداد ساعت ماهانه یا ۱۸۰ بوده یا ۹۰ (دقیق یادم نیست) و «حدود ۵۰ تومن در ماه» میشد.
الگوی حضور: ۵ روز کاری؛ یک روز ریموت، بقیه حضوری.
مرخصی استحقاقی/غیراستحقاقی داشتن (تعداد دقیق یادم نیست).
این اعداد مربوط به اردیبهشت همون ساله؛ گفتن احتمالاً بعدش «آپدیت حقوق» هم داشته باشن.
جمعبندی من اینه که برای سطح کارآموزی، پکیج شفاف و قابل قبولی بود، مخصوصاً با مسیر ارتقا بعد از سه ماه. محدودیتِ اصلی برای من، «جابهجایی لوکیشن» بود و صرفاً به همین دلیل وارد همکاری نشدم.
✈️ @sharif_work
#کارآموزی
#حضوری
من برای MCI Next کارآموزی رایگان رفتم، بعدش آفر کاری هم گرفتم ولی نرفتم (لوکیشن اول کنار شریف بود، بعد جابهجا شد ولنجک و برام نشدنی شد). چون نرفتم، از فرهنگ سازمانی و تیمها تصویر دقیق ندارم؛ اما ساختار مالی و مدل همکاری رو کامل به من توضیح دادن:
سه ماه اول حالت «تِست/کارآموزیِ ساعتی» بود. نرخ ساعتی: ۲۵۰هزار تومن. سقف ساعت ماهانه: ۱۴۰ ساعت در صورتی که سقف رو پر میکردی، «حدود ۳۵ تومن در ماه» در میومد.
بعد از اون سه ماه، در صورت رضایت، آفر بعدی برای استخدام میدادن. تعداد ساعت ماهانه یا ۱۸۰ بوده یا ۹۰ (دقیق یادم نیست) و «حدود ۵۰ تومن در ماه» میشد.
الگوی حضور: ۵ روز کاری؛ یک روز ریموت، بقیه حضوری.
مرخصی استحقاقی/غیراستحقاقی داشتن (تعداد دقیق یادم نیست).
این اعداد مربوط به اردیبهشت همون ساله؛ گفتن احتمالاً بعدش «آپدیت حقوق» هم داشته باشن.
جمعبندی من اینه که برای سطح کارآموزی، پکیج شفاف و قابل قبولی بود، مخصوصاً با مسیر ارتقا بعد از سه ماه. محدودیتِ اصلی برای من، «جابهجایی لوکیشن» بود و صرفاً به همین دلیل وارد همکاری نشدم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍8
#Startup
#Trade
#حضوری
🍷 همکاری پارهوقت به عنوان Developer (Rule-based → AI/NLP)
این تجربهی من از یک شرکت ثبتشده نیست؛ یک فضای خیلی استارتاپی/خودمونی بود. مدل کار اینطوری بود: صاحب ایده یک «استراتژی ترید» داشت و ما قرار بود تبدیلش کنیم به «بات». اول کاملاً Rule-based رفتیم جلو، بعد کمکم داشت میرفت سمت AI؛ من بیشتر سمت Rule-based بودم و ابتدای کارِ AI رو شروع کرده بودیم.
مصاحبهشون باحال و سنگین بود: یک جلسه ~۱ ساعته، چند تا اکسپرت هم آورده بودن (دوستای تیم، عضو رسمی نبودن). سؤالها خیلی ریز و عمیق، مخصوصاً روی Transformer. چون جوابهام خوب پیش رفت، حتی سؤال ذهنی خودشون رو هم پرسیدن. علاوه بر دانش، «خلاقیت» براشون خیلی مهم بود؛ وسط مصاحبه چند تا «ایده برای خود پروژه» خواستن.
حقوق: ماهی ۳۰ تومن.
حضور: «بسیار فلکسیبل». عملاً اگر امتحان داشتم یا کار داشتم، یا حتی روزی نمیرسیدم، اوکی بودن. میانگین خودم: حدود ۱۱–۱۲ ظهر میرسیدم، ۶–۷ ساعت میموندم. تایم ناهار حساب میشد و آشپزخونه هم داشتن. انتظار رسمیشون حدود «۷ ساعت در روز» بود، ولی واقعاً سختگیری نمیکردن.
فرهنگ تیم به نظرم خیلی خودمونی بود؛ عمدتاً بچههای برق شریف.
لوکیشن هم یوسفآباد بود، از نظر رفتوآمد «سخت»: دو ایستگاه پرتردد (ولیعصر/تئاتر شهر)، ترافیک سنگین، پارکینگ سخت؛ با ماشین هم واقعاً اذیت.
انگیزه/آپساید این بود که اگر به نتیجه میرسیدیم، قرار بود «سهم/درصد (مدل پراپ)» بدن و روی بات مشترک جلو بریم. من در نهایت ادامه ندادم.
جمعبندی من اینه که از نظر یادگیری و فضای خلاق، خیلی خوب بود؛ مخصوصاً اگر عاشق ساخت از صفر و ایدهپردازی هستید. نقطهٔ منفی جدی برای من «رفتوآمد» بود. از نظر فنی هم اگر دنبال AI/NLP و مخصوصاً Transformer هستید، باید آمادهی سؤالهای عمیق باشید.
✈️ @sharif_work
#Trade
#حضوری
این تجربهی من از یک شرکت ثبتشده نیست؛ یک فضای خیلی استارتاپی/خودمونی بود. مدل کار اینطوری بود: صاحب ایده یک «استراتژی ترید» داشت و ما قرار بود تبدیلش کنیم به «بات». اول کاملاً Rule-based رفتیم جلو، بعد کمکم داشت میرفت سمت AI؛ من بیشتر سمت Rule-based بودم و ابتدای کارِ AI رو شروع کرده بودیم.
مصاحبهشون باحال و سنگین بود: یک جلسه ~۱ ساعته، چند تا اکسپرت هم آورده بودن (دوستای تیم، عضو رسمی نبودن). سؤالها خیلی ریز و عمیق، مخصوصاً روی Transformer. چون جوابهام خوب پیش رفت، حتی سؤال ذهنی خودشون رو هم پرسیدن. علاوه بر دانش، «خلاقیت» براشون خیلی مهم بود؛ وسط مصاحبه چند تا «ایده برای خود پروژه» خواستن.
حقوق: ماهی ۳۰ تومن.
حضور: «بسیار فلکسیبل». عملاً اگر امتحان داشتم یا کار داشتم، یا حتی روزی نمیرسیدم، اوکی بودن. میانگین خودم: حدود ۱۱–۱۲ ظهر میرسیدم، ۶–۷ ساعت میموندم. تایم ناهار حساب میشد و آشپزخونه هم داشتن. انتظار رسمیشون حدود «۷ ساعت در روز» بود، ولی واقعاً سختگیری نمیکردن.
فرهنگ تیم به نظرم خیلی خودمونی بود؛ عمدتاً بچههای برق شریف.
لوکیشن هم یوسفآباد بود، از نظر رفتوآمد «سخت»: دو ایستگاه پرتردد (ولیعصر/تئاتر شهر)، ترافیک سنگین، پارکینگ سخت؛ با ماشین هم واقعاً اذیت.
انگیزه/آپساید این بود که اگر به نتیجه میرسیدیم، قرار بود «سهم/درصد (مدل پراپ)» بدن و روی بات مشترک جلو بریم. من در نهایت ادامه ندادم.
جمعبندی من اینه که از نظر یادگیری و فضای خلاق، خیلی خوب بود؛ مخصوصاً اگر عاشق ساخت از صفر و ایدهپردازی هستید. نقطهٔ منفی جدی برای من «رفتوآمد» بود. از نظر فنی هم اگر دنبال AI/NLP و مخصوصاً Transformer هستید، باید آمادهی سؤالهای عمیق باشید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👍6
در مسیر یافتن فرصتهای شغلی، گاهی روشهای سنتی مانند ارسال رزومه از طریق وبسایتهای کاریابی کافی نیست و در بین مسیرهای جایگزین، یکی از راههای مؤثر و حرفهای برای جلب توجه کارفرمایان، ارسال ایمیل اصطلاحا سرد (Cold Emailing) است.
این روش به متقاضیان امکان میدهد تا بهصورت مستقیم با مدیران استخدام یا متخصصان مرتبط در شرکتهای مورد نظر ارتباط برقرار کنند، حتی اگر فرصت شغلی بهصورت عمومی اعلام نشده باشد.
ایمیل سرد، در مقایسه با روشهای معمول ارسال درخواست، میتواند شانس مشابه - و حتی بیشتری - برای جلب توجه ایجاد کند و در برخی موارد، به فرصتهایی منجر شود که از طریق فرآیندهای استاندارد قابل دسترسی نیستند.
چالش اصلی در این روش، یافتن ایمیلهای دقیق و معتبر افراد کلیدی است، بهویژه اگر این افراد اطلاعات تماس خود را در پروفایل لینکدین یا منابع عمومی ذکر نکرده باشند. در این راستا، ابزارهای تخصصی جستجوی ایمیل میتوانند راهگشای شما باشند.
این ابزارها با استفاده از دادههای عمومی سراسر وب، اطلاعات تماس حرفهای مانند ایمیل را ارائه میدهند و در ادامه، چند ابزار معتبر معرفی میشوند (بر اساس اطلاعات موجود تا سال ۲۰۲۵:
این ابزارها معمولاً نسخههای رایگان یا آزمایشی محدودی دارند، اما برای استفاده حرفهایتر، ممکن است نیاز به خرید اشتراک داشته باشید.
نکته مهم این است که هنگام ارسال ایمیل سرد، باید حرفهای عمل کرد: ایمیلها باید کوتاه، محترمانه و متناسب با مخاطب تنظیم شوند، ارزش پیشنهادی شما بهوضوح بیان شود، و از قوانین حریم خصوصی (مانند GDPR) پیروی گردد.
برای شروع، توصیه میشود لیستی هدفمند از افراد مرتبط در شرکتهای مورد نظر تهیه کنید، ایمیلهای آنها را با استفاده از این ابزارها بیابید، و پیامی مختصر و حرفهای ارسال کنید. این روش، با رعایت اصول حرفهای و صبر، میتواند به ایجاد ارتباطات ارزشمند شغلی کمک کند.
توجه: موفقیت در این روش به تلاش مداوم، نگارش حرفهای و انتخاب دقیق مخاطبان بستگی دارد. با احترام به فرهنگ حرفهای و صبر، این رویکرد میتواند به نتایج مثبتی منجر شود و در آینده توضیحات بیشتری را در این کانال ارائه خواهیم داد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍7
#استارتآپ
#بلاکچین
#ریموت
🍷 پوزیشن/نقش: Associate Product Manager (APM)
من در یک «استارتآپ بلاکچینی» بهعنوان APM کنار پروداکت منیجر کار میکردم. ترجیح میدم نام شرکت ذکر نشه؛ چون استارتآپ عملاً خاموش شده و برنامهای برای استخدام یا درآمدزایی پیشِرو نداره.
نقش و مسئولیتها
کمک به PM در پیشبرد کارها؛ تمرکز و علاقهی اصلی من روی تعریف Product Vision و ساختن یک Product Roadmap شفاف و قابل اجرا بود.
🎙 چالشهای اصلی تیم/محصول
عدم وجود Roadmap پایدار و تغییر اولویتهای پیدرپی:
بعد از یکیدو هفته کار روی یک فیچر، ناگهان اولویت عوض میشد و انرژی تیم به مسیر دیگری منحرف میشد. تغییرات بداهه و فقدان نقشهی راه منسجم، باعث اتلاف زمان و نرسیدن کارها به نتیجه میشد.
منطق ضعیف در انتخاب فیچرها (Pseudo Data-Driven):
با اینکه روی data-driven بودن تأکید میشد، در عمل منطق محکمی پشت تصمیمها نبود. حتی فیچرهای پایهایِ برابری با رقبا اجرا نشده بود؛ بارها تأکید کردم حداقل باید به «پاریتیِ پایه» برسیم و بعد نوآوری اضافه کنیم. در عوض، فیچرهایی جلو میرفت که نه ظرف یک سال user میآوردند و نه پتانسیل درآمد داشتند.
🙋 جمعبندی شخصی
بدون Roadmap روشن، معیار تصمیمگیری شفاف و تمرکز روی فیچرهای «Impactful»، تیم مدام Context Switch میکنه و محصول به بلوغ نمیرسه. حداقلِ رقابتی (Baseline Parity) + چند مزیت متمایز، باید قبل از هر فیچر کماثر و دوربردی تأمین بشه.
✈️ @sharif_work
#بلاکچین
#ریموت
من در یک «استارتآپ بلاکچینی» بهعنوان APM کنار پروداکت منیجر کار میکردم. ترجیح میدم نام شرکت ذکر نشه؛ چون استارتآپ عملاً خاموش شده و برنامهای برای استخدام یا درآمدزایی پیشِرو نداره.
نقش و مسئولیتها
کمک به PM در پیشبرد کارها؛ تمرکز و علاقهی اصلی من روی تعریف Product Vision و ساختن یک Product Roadmap شفاف و قابل اجرا بود.
عدم وجود Roadmap پایدار و تغییر اولویتهای پیدرپی:
بعد از یکیدو هفته کار روی یک فیچر، ناگهان اولویت عوض میشد و انرژی تیم به مسیر دیگری منحرف میشد. تغییرات بداهه و فقدان نقشهی راه منسجم، باعث اتلاف زمان و نرسیدن کارها به نتیجه میشد.
منطق ضعیف در انتخاب فیچرها (Pseudo Data-Driven):
با اینکه روی data-driven بودن تأکید میشد، در عمل منطق محکمی پشت تصمیمها نبود. حتی فیچرهای پایهایِ برابری با رقبا اجرا نشده بود؛ بارها تأکید کردم حداقل باید به «پاریتیِ پایه» برسیم و بعد نوآوری اضافه کنیم. در عوض، فیچرهایی جلو میرفت که نه ظرف یک سال user میآوردند و نه پتانسیل درآمد داشتند.
بدون Roadmap روشن، معیار تصمیمگیری شفاف و تمرکز روی فیچرهای «Impactful»، تیم مدام Context Switch میکنه و محصول به بلوغ نمیرسه. حداقلِ رقابتی (Baseline Parity) + چند مزیت متمایز، باید قبل از هر فیچر کماثر و دوربردی تأمین بشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👍7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍10
#Snapp
#حضوری
🍷 پوزیشن/نقش: مهندس Test
من از وقتی وارد اسنپ شدم، اولش حس خوبی داشتم؛ تیم تست کوچیک بود و استخدامها واقعاً بر اساس شایستگی و مصاحبههای جدی انجام میشد. فکر میکردم جایی رو پیدا کردم که اگر خوب کار کنم، رشد میکنم و آدمها هم به تخصص هم احترام میذارن.
کمکم اما اوضاع عوض شد. سیستم «معرفی نیرو» پررنگ شد؛ هرکس میتونست دوست و آشنا بیاره و بابتش امتیاز و پاداش بگیره. نتیجهاش این شد که آدمهایی وارد شرکت شدن که نه دانش فنی کافی داشتن، نه اخلاق حرفهای. بدون بررسی درست، فقط چون کسی معرفشون بود، استخدام میشدن.
یکی از این نیروها که مستقیماً با من همکار شد، برای من تبدیل شد به نماد این مشکل. از نظر فنی ضعیف بود، دائم باید کارها رو براش توضیح میدادیم، اما در عوض، انرژی اصلیش رو میذاشت روی حاشیهسازی، غیبت، تخریب بقیه و بازی با ذهن آدمها. توی شرکت مدام دنبال دعوا و دوقطبی کردن بود، بیرون از شرکت هم خودش رو در لینکدین و شبکههای اجتماعی بهعنوان یک آدم خیلی حرفهای و موفق جا میزد.
برای من که سالها با زحمت و دقت کار کرده بودم، دیدن این تضاد خیلی آزاردهنده بود؛ اینکه کسی با حداقل سواد و حداکثر حاشیه، هم آرامش تیم رو میگیره، هم ممکنه جای آدمهای شایستهتر رو اشغال کنه. از طرف دیگه، وقتی میبینم چنین آدمی مدام از اسنپ بد میگه و شرکتهای قبلیش رو هم همینطور تخریب کرده، نگران میشم که هم به تیم ضربه بزنه، هم به اعتباری که بین کاربرها داریم.
تجربهی من از این دوره اینه که اگر اسنپ (یا هر شرکت دیگهای) جلوی این نوع استخدامهای رابطهمحور و نیروهای سمی رو نگیره و دوباره به شایستهسالاری برنگرده، هم انگیزهی نیروهای قدیمی و زحمتکش از بین میره، هم در بلندمدت خود شرکت و کاربرهاش آسیب میبینن. منظورم از شایستهسالاری هم اینه که همون پروسهی عادی مصاحبهها جدی گرفته بشه، نه اینکه اولویت با ریفرال باشه و اگر کسی ریفر شده، باقی پروسهها رو براش آسون بگیرن.
✈️ @sharif_work
#حضوری
من از وقتی وارد اسنپ شدم، اولش حس خوبی داشتم؛ تیم تست کوچیک بود و استخدامها واقعاً بر اساس شایستگی و مصاحبههای جدی انجام میشد. فکر میکردم جایی رو پیدا کردم که اگر خوب کار کنم، رشد میکنم و آدمها هم به تخصص هم احترام میذارن.
کمکم اما اوضاع عوض شد. سیستم «معرفی نیرو» پررنگ شد؛ هرکس میتونست دوست و آشنا بیاره و بابتش امتیاز و پاداش بگیره. نتیجهاش این شد که آدمهایی وارد شرکت شدن که نه دانش فنی کافی داشتن، نه اخلاق حرفهای. بدون بررسی درست، فقط چون کسی معرفشون بود، استخدام میشدن.
یکی از این نیروها که مستقیماً با من همکار شد، برای من تبدیل شد به نماد این مشکل. از نظر فنی ضعیف بود، دائم باید کارها رو براش توضیح میدادیم، اما در عوض، انرژی اصلیش رو میذاشت روی حاشیهسازی، غیبت، تخریب بقیه و بازی با ذهن آدمها. توی شرکت مدام دنبال دعوا و دوقطبی کردن بود، بیرون از شرکت هم خودش رو در لینکدین و شبکههای اجتماعی بهعنوان یک آدم خیلی حرفهای و موفق جا میزد.
برای من که سالها با زحمت و دقت کار کرده بودم، دیدن این تضاد خیلی آزاردهنده بود؛ اینکه کسی با حداقل سواد و حداکثر حاشیه، هم آرامش تیم رو میگیره، هم ممکنه جای آدمهای شایستهتر رو اشغال کنه. از طرف دیگه، وقتی میبینم چنین آدمی مدام از اسنپ بد میگه و شرکتهای قبلیش رو هم همینطور تخریب کرده، نگران میشم که هم به تیم ضربه بزنه، هم به اعتباری که بین کاربرها داریم.
تجربهی من از این دوره اینه که اگر اسنپ (یا هر شرکت دیگهای) جلوی این نوع استخدامهای رابطهمحور و نیروهای سمی رو نگیره و دوباره به شایستهسالاری برنگرده، هم انگیزهی نیروهای قدیمی و زحمتکش از بین میره، هم در بلندمدت خود شرکت و کاربرهاش آسیب میبینن. منظورم از شایستهسالاری هم اینه که همون پروسهی عادی مصاحبهها جدی گرفته بشه، نه اینکه اولویت با ریفرال باشه و اگر کسی ریفر شده، باقی پروسهها رو براش آسون بگیرن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21❤11
#اضافهکار
♾ انجام کار پس از اتمام ساعت کاری
ماجرای این پستها درباره کارمندی از نسل دهه هشتاد است که پس از پایان ساعت کاری، مطابق قانون محل کار را ترک کرده اما کارفرما از او خواسته همان روز و خارج از ساعت موظف، کار را به اتمام برساند و در برابر امتناع او، تهدیدش کرده که فردا برای تسویه حساب مراجعه کند.
در بخش نظرات تأکید شده است که بر اساس قانون وزارت کار، هرگونه درخواست برای انجام کار پس از پایان ساعت اداری تنها با رضایت فرد و با احتساب اضافهکار امکانپذیر است و کارفرما حق ندارد بر زمان و زندگی شخصی کارمند تسلط داشته باشد.
در واقع بازتاب تقابل نگاه قانونمحور و حقمدار نسل جدید کارکنان با رویکرد سنتی برخی کارفرمایان را میبینیم که پرداخت حقوق را مجوزی برای هرگونه مطالبه از نیروی کار میدانند.
🔗 لینک این پست Threads: لینک
✈️ @sharif_work
ماجرای این پستها درباره کارمندی از نسل دهه هشتاد است که پس از پایان ساعت کاری، مطابق قانون محل کار را ترک کرده اما کارفرما از او خواسته همان روز و خارج از ساعت موظف، کار را به اتمام برساند و در برابر امتناع او، تهدیدش کرده که فردا برای تسویه حساب مراجعه کند.
در بخش نظرات تأکید شده است که بر اساس قانون وزارت کار، هرگونه درخواست برای انجام کار پس از پایان ساعت اداری تنها با رضایت فرد و با احتساب اضافهکار امکانپذیر است و کارفرما حق ندارد بر زمان و زندگی شخصی کارمند تسلط داشته باشد.
در واقع بازتاب تقابل نگاه قانونمحور و حقمدار نسل جدید کارکنان با رویکرد سنتی برخی کارفرمایان را میبینیم که پرداخت حقوق را مجوزی برای هرگونه مطالبه از نیروی کار میدانند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16❤9💔2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👍4
#مکتبخونه
#حضوری
🍷 پوزیشن Software Engineer
تجربه کاری من در مکتبخونه مثبت بود. از تعاملی که بین اعضا بود راضی بودم و باعث یادگیریم میشد. سرعت رشد شرکت بالا بود و طبیعتا چالش هم زیاد وجود داشت. اگر دنبال یادگیری هستید شاید حضور در یک فضای استارتآپی مثل اینجا گزینهی خوبی باشه.
تجربهی کاملا متفاوتی در شرکتهای بزرگ مثل دیجیکالا احتمالا خواهید داشت. اینجا میتونید به نظرم با تمام اعضا از جمله مدیرعامل مستقیم تعامل داشته باشید.
البته اینو بگم، یک سری حاشیهها همیشه مطرح هست. من شخصا ندیدم ولی خب صحبت از یک سری حواشی پشتپرده درباره نوع افزایش حقوقها بود. این حس که بعضی کارکنان با وجود صلاحیت، افزایش حقوق ندارن برای بعضیها وجود داره.
✈️ @sharif_work
#حضوری
تجربه کاری من در مکتبخونه مثبت بود. از تعاملی که بین اعضا بود راضی بودم و باعث یادگیریم میشد. سرعت رشد شرکت بالا بود و طبیعتا چالش هم زیاد وجود داشت. اگر دنبال یادگیری هستید شاید حضور در یک فضای استارتآپی مثل اینجا گزینهی خوبی باشه.
تجربهی کاملا متفاوتی در شرکتهای بزرگ مثل دیجیکالا احتمالا خواهید داشت. اینجا میتونید به نظرم با تمام اعضا از جمله مدیرعامل مستقیم تعامل داشته باشید.
البته اینو بگم، یک سری حاشیهها همیشه مطرح هست. من شخصا ندیدم ولی خب صحبت از یک سری حواشی پشتپرده درباره نوع افزایش حقوقها بود. این حس که بعضی کارکنان با وجود صلاحیت، افزایش حقوق ندارن برای بعضیها وجود داره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍3