ارزیابی شتابزده – Telegram
ارزیابی شتابزده
13.7K subscribers
957 photos
330 videos
35 files
926 links
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
Download Telegram
✍️گزارش - قسمت سوم (پایان)

🔷در ادامۀ این بحث، ذکر چند نکتۀ اجمالی درباره کنگره انجمن مهندسین عمران (موسسه سازه)، بی مناسبت نیست:

یک- آیا در دنیای جدید، کنفرانس به درد می خورد؟

🔸یکی از سوالاتی که گاه مطرح می شود اینکه آیا اساسا در این دوران جدید که ارتباطات ایمیلی، اسکایپی، تله کنفرانسی و... به سهولتِ فشار دادن دکمه موبایل در کف دست شده، کنفرانس معنا دارد؟
الان مثل سال 1927 نیست که کنفرانس فیزیکدانهای انجمن سلوای فرصتی بود که جناب آقای آلبرت اینشتین، با عالیجنابان نیلز بوهر و کارل پوپر در بروسل ملاقات کند؛ و بتوانند درباره الکترون و فتون و... گپ و گفت داشته باشند! این روزها برای اینکه بدانیم یک پژوهشگر دارد چکار می کند کافی است به وبسایت یا صحفه گوگل اسکولارش برویم و با چند کلیک، آخرین مقالات و یادداشتهایی که کار کرده را ببینیم. و به طرفه العینی ایمیلمان از اینجا به آنجا برسد. وقتی «ماجرا» ی ارتباطات علمی اینقدر «سهل» شده، آیا بازهم معنی دارد که جماعت سوار هواپیما بشوند و دردسر/هزینه هتل داشته باشند و بکوند بیایند چند تا پرزنته بشنوند/ببینند؟!

🔸واقعیت امر این است که کنفرانسهای این روزگار شاید از یک حیث، بی معنا باشد و آن اینکه مشاهدۀ نتایج پژوهشهای یک پژوهشگر بسیار ساده شده (یک کلیک) ولی از یک حیث دیگر بسیار موضوعیت دارند و باید برگزار شوند. چرا؟

🔸چون ماجرایِ تولید علم به قدری «گسترده» شده و به قدری «دست» در کار زیاد شده، که دیگر مثل روزگار اینشتین نیست که فقط «چند» فیزیکدان مبرز در «چند» دانشگاه مشهور، مشغول تحقیقات باشند و یا فقط یکی دو تا «فضل الرحمن خان» در شیکاگو و ژاپن مشغول ایده پردازی برای ایجاد تحول در محاسبات سازه باشند و... . اساسا ماجرای تولید علم (به شرحی که در یادداشت شماره یک رفت) به گونه ای شده که هر استادِ دانشگاهی، پنج شش دانشجوی دکترا دارد و هر دانشجوی جوانی، می تواند با صرف شش ماه/یکسال تلاش، نرم افزارهای مرتبط با رشته اش را بیاموزد و «سهمی» در تولید علم ایفاد کند.

در چنین روزگاری، کنفرانسها مجالی است که لشکرِ پژوهشگران(!) همدیگر را چهره به چهره ببینند و از احوالِ آنهایی که از احوالشان «بیخبر» اند، مطلع شوند. تعدّد گرایشها، رشته ها، تخصصها، شرکتهای بزرگ و استارت آپها، به نحوی شده که کنفرانس و کنگره، مجالی است برای دیدارهای «واقعی».

دو- یکی از مسایلی که این مدت متوجه شده ام، نحوه ارتباط شرکتهای برتر با آزمايشگاههاى برتر است. به این معنی که بعضا این شرکتهای بزرگ (کورپوریشنها) بودجه پژوهشی برای برخی اساتید فراهم می کنند. در عوض چه انتظاری دارند؟ بجز اینکه اسم شرکتشان در مقاله بیاید، معمولا هدف بزرگتری هم هست و آن اینکه آن اساتید، دانشجویان ممتاز و برترشان را برای استخدام به این شرکتها معرفی کنند. در واقع هنوز موضوع «منابع انسانی کیفی» در این حوزه های مهندسی، محل رقابت است.
و ارتباط مستمر، تعریف شده، و نانوشته ای، بین کورپوریشنها و آزمایشگاهها، برقرار است.

سه- یکی از نشستهای خوب روز دوم، نشستی بود که به موضوع «نوآوری در تدریس» مهندسی آتش اختصاص داشت. از شش تن از افرادی که در دانشگاه، آتش تدریس می کنند دعوت شده بود که توضیح دهند برنامه هایشان برای تدریس و تربیت نسل بعدی مهندسینی که قرار است در این حوزه کار کنند، چیست؟
بحث، حالت یک هم اندیشی داشت و می شد «رویکرد متفاوت» به «یک موضوع واحد» را دید. اینکه مسیر تدریسها، چقدر متفاوت است.
(شاید چون هنوز این بحث، قدری جوان است و قالب شکل یافته ای پیدا نکرده است)

چهار- سخنرانی مراسم اختتامیه، درباره نحوۀ ساختن والت دیسنی(شهربازی) سخنرانی کسالت باری بود ولی شاید اولین باری بود که یک نفر در ادوار اين کنفرانس، به مراحل طراحى شهربازی می پرداخت.
و چقدر ساختن جایی برای بازی بچه ها، نکته و ظرافت و مطلب و جزئیات دارد.

پنج- مراسم اختتامیه، شامل اعطای جوائز به برگزیدگان مهندسی سازه بود. فهرست منتخبین در وبسایت انجمن قابل رویت است. یکی از افرادی که به عنوان مقاله برتر انتخاب شد، آقای لیگناس بود. جوانی است که در دوره دانشجویی در دانشگاه استنفورد شاگرد مرحوم کرانکلر بود و بعد در کانادا استاد شد (در دانشگاه مک گیل).
مدتی است که به سوئیس رفته و در دانشگاه
EPFL
مشغول بکار شده است. گپ و گفتی داشتیم و بعد از اینهمه سال هنوز انگلیسی را با لهجه غلیظ یونانی صحبت می کند. گفتم چه شد که از آمریکای شمالی به اروپا نقل مکان کردی؟ گفت بابا جان در دنیای امروز دیگر چه فرقی می کند در کجای جغرافیا باشی. کارَت همه جا قابل رویت است.

داشتم فکر می کردم چقدر این حرف صحیح است؟!... آیا برای همه مصداق دارد؟! ...

@solseghalam

📌تصویر: کنفرانس فیزیکدانهای انجمن سلوای در سال 1927
https://sites.google.com/site/mrezaeslamisite/Home/1050px-Solvay_conference_1927.jpg
بعد از کنفرانس انجمن مهندسی عمران، دیگر دل و دماغی برای نوشتن هیچ مطلبی نبود و همچنان نیست. مشاهدۀ روند اخبار و رویدادها، و تصور ماههای سخت و پرابهام پیش رو، حوصله را کم می کند. اما هر آنچه که هست، می کوشم که اینگونه نماند. می کوشم که مجددا کانال در فواصل کوتاهتر بروز شود.

این چند روزه پیوسته/ناخواسته این جمله از فرازی از ابوحمزه ثمالی به زبان می آمد...اللهم انی اعوذ بک من الهمّ و الغم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیتراژ ویژه برنامه سحرگاهی #سحوری
ضبط شده در انجمن خوشنویسان قلهک

کاری از گروه فرهنگ و هنر شبکه چهار
با اجرای فاخر و دلنشین استاد #ساعد_باقری و تهیه کنندگی جناب آقای #امیر_قمیشی


*دوستان ساكن آمريكاي شمالي مى توانند #پخش_زنده را ساعت ١:٣٠ بعدازظهر به وقت ساحل شرقي و ٣:٣٠ به وقت پاسيفيك ملاحظه كنند.

@solseghalam
دوستان و عزيزانى كه به هنگام اوقات سحر، علاقمند به كلام فاخر، و وسواس در انتخاب گفتار هستند، شبكه چهار و اجراى استاد ساعد باقرى امسال غنيمت است و دقایقی هست متناسب با شأن سحر.

ده سالى دورى از سيما، اتفاق مباركي نبود. اميد كه ديگر خوبان هم اسباب حضورشان فراهم شود و گوشه نشينى و سكوت، مستدام نشود.

خاطره برخى از ما از آقا ساعد شايد به اوايل دهه ٧٠ باز مى گردد و شعرى كه آن روزها مختاباد مى خواند: «شبانگاهان تا حریم فلك چون...»

معرفي كوتاهي از ساعد باقري در ذيل و تيتراژ #برنامه_سحوري به تهيه كنندگى امير قميشي🔺.

- - -
زاده ۱۳۳۹ در نازی‌آباد تهران، شاعر ایرانی معاصر، مجری رادیو و تلویزیون و سرایندهٔ سرود ملی ایران است.

او در سال ۱۳۶۸ مدیریت گروه کودک و نوجوان رادیو را به عهده داشت و هم‌زمان به عرصهٔ ترانه‌سرایی نیز وارد شد.

در سال ۱۳۷۲ پخش برنامه ۱۲۰ قسمتی «تماشاگه راز» با موضوع تحقیق/پژوهش در سبک هندی (شبکه دوم سیما) را كار كرد. او طی سال‌های ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ مدیریت ادارهٔ کل موسیقی و سرود صداوسیما را به عهده گرفت... بسیاری از اشعار او در تولید آلبوم خوانندگان مطرح کشور مورد استفاده قرار گرفته‌.
...
- - -

اينها همه اما ساعد هست و نيست. ويژگى اصلى اين دست خوبان به گمانم، كم صحبتى (به رغم آشنايى با كلمه و كلام)، تواضع و نگاهى غير كالايى به مقوله فرهنگ است.

@solseghalam

https://sites.google.com/site/mrezaeslamisite/_/rsrc/1557379668733/Home/photo_2019-05-05_16-06-22.jpg
در حال برگزارى در دانشگاه بركلى 🔻

همكارى سه دانشكده "منابع طبيعي"، "زمين شناسى" و "مهندسى" در قالب كارگاهى مشترك (امروز)، براى بررسي راهكارهاى كاهش مخاطرات آتش در #كاليفرنيا

🔹خلاصه بحث اين است كه
"تغييرات اقليمي" باعث افزايش آتش در مناطق جنگلى شده و متخصصين بايد تلاش كنند با تكنولوژيهاى روز (اينترنت+سنسورها+تجهيزات ارتباطاتى) جلو گسترده شدن آتش (بلافاصله بعد از بروز) را بگيرند.

🔹چه بايد كرد تا تجربه شهر "پارادايز" دوباره تكرار نشود؟

در ٢٠١٨ "يك شهر كامل" سوخت، به رغم وجود اينهمه فن آورى و تجهيزات ارتباطاتي (حاصلش ١١ ميليارد دلار خسارت).

"چه بايد كرد" موضوعِ اين كارگاه است.

*اسلايدهاى ما در نشست بعدازظهر ارايه خواهد شد.

https://www.instagram.com/p/BxQFxWHAd2e/?igshid=1mn51mj96j1vo
ارزیابی شتابزده
« وآن رفتنِ خوشش بین وآن گامِ آرمیده » انگار که با این مصراع حافظ تناظر داره با این رفتن. کوتاه، آرام خدایت رحمت کند #مریم_میرزاخانی #امروز_با_حافظ ...دامن کشان همی ‌شُد در شربِ زرکشیده @solseghalam
✍️معادله ديفرانسيل دومى كه مريم ميرزاخانى حل كرد!

🔹شايد اين هم از آن بازيهاى نغز روزگار است كه در (حوالي دومين) سالگرد درگذشت دكتر مريم ميرزاخانى، لايحه اعطاى تابعيت به فرزندانِ مادران ايرانى، در مجلس به تصويب رسيد.

(بر اساس قوانین فعلى، تابعیت ایرانی از طریق مادر منتقل نمی‌شود)

🔹نكته جالب توجه اينكه (همين) لایحه، در سال ١٣٩٤ در مجلس رد شده بود!

🔹در "تغيير نگرش" نسبت به موضوع تابعيت ايرانى، دو نفر نقش جدى در دوسال گذشته داشته اند.
يكي مرحوم مريم ميرزاخانى كه رفتنش و مرگش، شوك و تلنگر جدى به ايرانيان بود كه: "فرزند يك نابغه ايرانى همچون مريم ميرزاخانى، ايراني محسوب نمى شود!"😔 و يكي هم دكتر محسن رنانى كه با يادداشت هايش، تلنگر دومى زد كه ما كجاى كاريم؟ و چرا "رويكرد" ما در موضوع تابعيت و "ايرانى بودن/شدن" اينقدر بسته است؟

🔹خدايش رحمت كند مريم ميرزاخانى را. زندگي كوتاهش به حل يك مسئله رياضي دشوار كمك كرد و مرگش به حل يك مسئله اجتماعى دشوار.

وآن رفتنِ خوشش بين، وآن گامِ آرميده...

@solseghalam
✍️ژاپن نسل جديد قطارهاى پرسرعت (شين كانسن) را رونمايى كرد

#خبرخوانى

🖊محمدرضا اسلامي

🔹هفته اى كه گذشت، در انبوه اخبار سياسي دنيا و هياهوى جنگ و ... یک خبر، كمرنگ آمد و رفت، مبنى بر اينكه:

«شركت قطار شرق ژاپن (جى.آر)، آزمايش نسل جديد قطارهاى پرسرعت را آغاز كرد»

در دنيايى كه رسانه ها، ذهنها را براي اخبار درشت و چشمگير تربيت مي كنند، چنين خبر ملايمى، شايد جذابيت چندانى نداشته باشد. اما بى مناسبت نيست كه مرورى بر اين خبر داشته باشيم:

✔️🔹یک- در ابتدای متن #خبر چنین آمده است: «طی آزمایشی که بر روی این قطار انجام شد، «سرعت» به سیصدوبیست (320) کلیومتر برساعت رسید. قطار مدل آلفا-ایکس قرار است در سال 2031 بتواند با سرعت سیصدوشصت (360) کیلومتر برساعت، حرکت کند.»
JR East shinkansen ALFA

سير واژه ها را ببینید! تستهای هفته پیش، برای این است که این مدل قطار، دوازده سال دیگر (!) با این سرعت حرکت کند(؟!). ژاپن، کشوری که پنجاه وچهار سال سابقه فنی در مدیریت و طراحی قطارهای پرسرعت شین کانسن داشته، و بارها مهندسین سرعتهای بالا را آزموده اند، ولى در بهره برداری از «یک مدل جدید» اینگونه لاک پشتی و میلیمتری حرکت می کند. «برنامه ریزی برای دوازده سال آینده»

✔️🔹دو- ادامه خبر چنین می گوید: «شرکت قطار شرق ژاپن اعلام کرده است که آزمایشی که هفته پیش انجام شده را تا سال 2022 ادامه خواهند داد و در روند انجام آزمایش، تا سرعت چهارصد (400) کیلومتر بر ساعت جلو خواهند رفت»
(یعنی آقایان مهندسین قرار است «سه سال» دايم آزمایش کنند! حکایت صبر ایوب که درباب مقاله میز زلزله ژاپنی و پست قبلی ذکر شده بود...)

✔️🔹سه- آزمایشها حوالی ساعت یک نیمه شب انجام خواهند شد (چون در طول روز تا ساعت 12 شب، خطوط قطار در حال بهره برداری توسط قطارهای فعلی است). این یعنی که در طول سه سال آینده، جماعت مهندسین شب زنده دار باید تا پاسی از سحر به کار آزمایش قطار مدل آلفا-ایکس مشغول باشند و سحرگاه به بستر رفته و ظهر با چشمهای پف کرده، به ادامه کار و آنالیز نتایج بپردازند...

✔️🔹چهار- این قطار، ده واگن خواهد داشت و هزینه ای که تا امروز، برای مطالعات و طراحی این مدل انجام شده، ده میلیارد یِن (معادل نودویک میلیون #دلار) بوده است. حتما اینجا ذهنها به این سمت می رود که مرحبا به دولت ژاپن که از چنین تحقیقاتی حمایت می کند و الخ. اما واقعیت این است که اینگونه کارهای مطالعاتی و بودجه آنها، نه به واسطه حمایت دولتی، که به دلیل وجود بخش خصوصی سرپا و قبراقی هست که پول از خارج کشور می مکد و به داخل تزریق می کند. شرکتهایی همچون #تویوتا، #هوندا، مزدا، میتسوبیشی، #سونی، (مرحوم)توشیبا و #پاناسونیک و ... «اقتصاد» ی پویا و سرپا را شکل داده اند که «میوه» ی آن اقتصاد، می شود طرح هایی همچون «شبکه قطار شین کانسن».

✔️🔹پنج- این قطار دو دماغۀ کشیده خواهد داشت. یک دماغه شانزده متری در جلو و یک دماغه 22 متری در واگن انتهایی.
مهندسین شرکت در حال مطالعه «اختلاف فشار» بین دماغه ها در هنگام ورود قطار به تونل هستند. (قطارهای فعلی مدل ای-5 دارای دماغه های پانزده متری هستند)

مهندسین همچنین درحال مطالعات مربوط به «لرزش» قطار، در هنگام ورود و خروج از تونل هستند.

✔️🔹شش- یکی از مسایل مهم مهندسی در طراحی این واگنها مسئله ترمز است. ژاپن کشور #زلزله_خیز است و قطارهای پرسرعت، به سیستم «هشدار زلزله» مجهز می شوند تا در زمان اعلام #موج_اولیه زلزله (و پیش از رسیدن موج #ثانویه) قطار بتواند متوقف شود. در این مورد قبلا به تفصیل در پست مجزا صحبت شده بود (لینک)

✔️🔹هفت- حال فرض کنیم که این «سه سال آزمایش» طی شد، و آن دوازده سال هم گذشت و روزی رسید که نمونه عملی این قطار به بهره برداری رسید؛ شرکت جی.آر باید نمونه این قطار جدید را «چند» به کشورهای دیگر بفروشد؟!
سوال دیگر اینکه، این مدل حرکت لاک پشتی و میلیمتری در «طراحی و تولید» با چه ذهنهایی، همخوان است؟ ذهنهایی که به دنبال جهش، شق القمر و مدیریت جهان هستند، یا ذهنهایی که با عصاره «رنج و صبر» آشنا و همخانه هستند؟

✔️🔹هشت- یک بحث تکمیلی هم در این خصوص می ماند و آنهم شبکه ریل و پلها و تونلها (فراسازه ها)یی که مهندسین سازه باید احداث کنند تا چنین قطارهایی با چنین سرعتهایی از روی آنها ایمن عبور کنند. پلهایی با شیب بسیار دقیق و پیچهایی با شعاع انحناء خاص و ظرافت در اجرا و... . درباره این بحث (فراسازه های مربوط به چنین قطارهایی) در یک نوبت مجزا گفتگو خواهیم کرد.

@solseghalam
▪️▪️▪️
📌پی نوشت:
✔️لينك در یوتیوب ژاپن تایمز
✔️ویدئو درباره نحوه کارکرد قطارهای خط توکایدو
✔️ركورد سرعت نسل قبل قطارها در ژاپن: سال ۱۹۹۶ برابر ۴۴۳ و (قطارهای مگلو) با رکورد جهانی ۵۸۱ کیلومتر در ساعت در سال ۲۰۰۳
✔️در ژاپن در ٥٤سال گذشته حتي يك سانحه قطار شین کانسن رخ نداده است؛برخلاف شتابزدگى چینی در توسعه!
✍️تنبیه ایالت کالیفرنیا با قطار پرسرعت!

#خبرخوانى

🖊محمدرضا اسلامى

🔹حسب اتفاق دیروز که صحبت از قطار #شين_كانسن جدید ژاپنی شد، خبری هم به اخبار رسانه ها اضافه شد درباره #قطار_پرسرعت کالیفرنیا.

متن #خبر ، حکایت از شکوائیه فرماندار کالیفرنیا داشت در خصوص اینکه بر سر دعوا و اختلاف نظر فرماندار با #دونالد_ترامپ، ایشان مرحمت فرموده و مبلغى معادل 929 میلیون دلار از بودجه ایالت کالیفرنیا را كنسل کرده است!

🔹این بودجه قرار بود که امسال در پروژه #قطار_پرسرعت کالیفرنیا (بین سانفرانسیسکو-لس آنجلس) هزینه شود.
ولی ترامپ تصمیم گرفته که کالیفرنیا را تنبیه کند و لذا این «بودجه فدرال» را کنسل کرده است.

🔹البته این کلمه تنبیه،
يا
Payback
مدعای فرماندار کالیفرنیاست. مدعای رییس جمهور این است که پروژه، پیشرفت لازم را نداشته و بنابراین نباید این بودجه امسال به آن تعلق یابد.

به زبان خودمانى، ترامپ گفته عُرضه كار كردن نداشتيد، پول نبايد بگيريد.

آقای نیوسام، فرماندار كاليفرنيا گفته: «اين بهاي مخالفت ما با احداث ديوار بوده . ترامپ با اينكار به مردم كاليفرنيا و هزاران كارگري كه در اين پروژه كار مى كنند توهين كرده.
ما اين موضوع را در "دادگاه" دنبال خواهيم كرد
»

✔️🔹سوال: چرا کالیفرنیا تا الان (2019) قطار پرسرعت ندارد؟
(وقتی ژاپن از 54سال پیش داشته است)

✳️مقتضیات جغرافیایی آمریکا با ژاپن متفاوت است. ژاپن کشوری متراکم (با مساحت کم) است. بنابراین شبکه قطار پرسرعت، شهرها را بهم دوخته است. چنین امکانی در آمریکا فراهم نیست (فقط ایالت #تگزاس، دو برابر مساحت ژاپن است).
محور حمل و نقل در ژاپن، #قطار و در آمریکا، #خودرو (وسیله شخصی) است.

✔️🔹سوال: چرا در مناطق متراکم و محدود (مثلا بین سانفرانسیسکو به لس آنجلس) قطار پرسرعت نیست؟

✳️چنین نیازی بین شهرهای کالیفرنیا کاملا حس می شود (خصوصا اگر که کالیفرنیا را مشابه یک کشور مستقل در نظر بگیریم)، اين خط ٢٥ ميليون نفر را بهم وصل مى كند.
اما اینکه این ایالت هم، از چنین امکانی بی بهره است به دلیل ابعاد ارقام و اعدادی است که چنین پروژه هایی می طلبد. در یادداشت قبل، به نحوه حرکت و رویکرد ژاپنی در طراحی و احداث چنین طرحهای عظیمی اشاره شد. اینگونه پروژه ها، متشکل از زنجیره متعددی از پارامترهاست و در یک فضای بسیار «با ثبات» و با یک «عزم گروهی» ممکن است. پروژه قطار پرسرعت کالیفرنیا ٧٧ميليارد دلار هزينه دارد؛ تا پیش از ٢٠١٥ ، پولش نبود و حالا که پولش هست، «ثبات» نیست.

ثبات به آن مفهومی که در #ژاپن (و حتی #چین امروز) برقرار است.

اگر ساليانه هزار ميليون دلار (يا يك بیلیون دلار) به اين پروژه تزريق شود، احداث اين طرح ٧٧ سال به طول خواهد انجاميد!

فعلا که در دعوای جناب فرماندار و رئیس جمهور، بودجه امسال پروژه پرید.

میان ابرو و چشمِ تو، گیر و داری بود/
در آن میانه شدم کشته، این چه کاری بود؟ (!)

#high_speed_train

@solseghalam
▪️▪️▪️
📌پى نوشت:
✔️لينك در واشنگتن پست
✔️تصویر: نمونه قطار پرسرعت (زمینس) که سال 2015 مقابل ساختمان مرکزی فرمانداری ایالت کالیفرنیا (در ساکرامنتو) قرار گرفته بود. حرکت کردن این نمونه بر روی ریل، همچنان یک آرزوست!
👍6👌1
نه طرفدار لاريجانى ام و نه طرفدار عارف ولى، اينكه يك نفر
در روز روشن مى آيد فردى را بنى الاميه و فرد ديگرى را بنى العباس خطاب مى كند، اسباب حيرت است.

🔹آنهايى كه امروز بر اين گونه اباحه گرى، دشنام گويى و نفرت پراكنى ها سكوت اختيار مى كنند، فردا روزى، از صاحبان همين رفتار و از منبع همين چشمه، حوالت دريافت خواهند داشت به قدر وسع.

*لينك مطلب در اينستاگرام #حميد_رسايى
https://www.instagram.com/p/Bx5eKPynq_S/?igshid=ae7ly6t6byxd


@solseghalam
✍️شب قدر و هوش!

🔹پرده اول-
یکی از تعابیری که با بسامد بالا در میان اشعار #مولوی استفاده می شود موضوع "هوش" و "بی بهره بودن از هوش" است. همان که ما آن را خنگى و مولوی #کودن بودن خطابش می کند. این دارا بودنِ «چشمان پر هوش» یا برعکس، «چشمان بی رمق»، در نگاه مولوی جایگاهی ویژه دارد. همان که عربی اش می شود «حدّتِ نگاه». حدت از حدید (آهن) به معنی تیزی. تیز بودنِ #نگاه.

اما آنچه که زیباست اینها نیست. آنچه که در اشعار مولانا زیباست «به هوش نَنازیدن» است.
مولانایی که عاشقِ هوش است و نگاه تیز، خیلی به صراحت و بارها این کلمه «کودن» را با افتخار استفاده می کند.

اینکه کودن بودن، یا داشتنِ «گوشِ گران» ، بهتر از "هوشِ دگران" است. بهتر از هوشِ آنها که به هوشِ خودشان می نازند.
آنگاه که احساس کودن بودن داری، زیباتر از آن جنابِ خودپسندی هستى که به حدتِ نگاهش، می نازد. ببینیم چه زیبا گفته این را ؛
چه زیبا «کُند و کودن» بودنِ خودش را شرح کرده :

✔️گویم سخن را بازگو، مردی، کرم، ز آغاز گو/
هین بی‌ملولی شرح کن «من سخت کند و کودنم!» /

گوید که آن گوشِ گران «بهتر ز هوشِ دیگران» /
صد فضل دارد این بر آن! کان جا هوا این جا منم
(غزل 1384)

آن ذهن قدرتمند و حیرت آوری که توانسته هزاران هزار معنا و مفهوم و گفتار را در قابِ نظمِ شصت هزار بیت به کلام موزون بنشاند، در محاکات با معشوق از «کند و کودن» بودنِ خودش می گوید. صادقانه. مثل کودکی زلال. و جواب چه می شنود؟
«ایرادی ندارد، هر زمان که بالیدن به خود و هوشِ خود است بویِ «هوا» و نفس است، و اینجا که تو نشسته ای و مقام گرفته ای، «من» هستم. من! »

🔹پرده دوم-
مولوی می گوید: کند و کودن بودنِ من را "عشق" نگذاشت که استمرار یابد. به بیان خودش: اوستاد «نگذاشت که من کودن برآیم»

✔️منم طفلی، که عشقم، اوستاد است /
بِنَگذارد که من «کُودن برآیم»
(غزل 1523)


🔹پرده سوم –
در میانِ تعابیر دعای جوشن، این یکی چه دلنشین است: « یا مُرشِدَ منِ استرشَدَه».
ای کسی که رشد می دهی/معلمی می کنی/مُرشدی می کنی، برای آنکسی که از تو، استرشاد بخواهد. «مسیر رشد» را نشانش می دهی.
در این شب قدر، آنچه که دارم چشمان و ذهنی ست که به حدتِ خود نمی بالد. ذهنی خسته. چشمانى متحير. به آستانه درگاه حيرت و حیرانی، می نشینم و زمزمه می کنم چون مولانای عزیزمان که ، نگذار، و مگذار که من کودن برآیم.

بِه چه چشم‌هایِ کودن، شود از نگار روشن؟!/
اگر آن غبارِ کویش، سرِ توتیا ندارد!

▪️«یا من هو بِمُن رَجاهُ کریم»

*سانتا کلارا ، گوشه ای از دره سلیکون ولی. دره ی هوش.

#امروز_با_مولوی
#شب_قدر_بامولانا
#بازنشر
#جوشن غزل 1384

@solseghalam
https://twitter.com/mreza_eslami/status/1133527958193238016?s=12

‏مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ

‏هر بدام افتاده اى را سرزنش، نشايد.

‏(نهج البلاغه-حكمت ١٥)

‏ از سرنوشت دو رياضيدان ايرانى:
‏⁧ #مريم_ميرزاخانى ⁩ عاقبت بخير شد به رغم سرطان. ⁧ #محمدعلى_نجفى ⁩ ولى اسباب اندوه و شگفتى.
‏اما يادمان نرود، كه هر مفتونى را سرزنش نشايد.

@solseghalam
✍️ قبل از ماجراى محمدعلى نجفى در ژاپن چه گذشت؟

🖊محمدرضا اسلامى

🔷ساعاتی قبل از اينكه ايرانيان با شنيدن خبر مرتبط به دكتر نجفى شوكه شوند، مردم #ژاپن هم در شوك رويداد تلخ ديگرى فرو رفتند.

🔷صبح سه‌شنبه ۷ خردادماه، در شهر کاواساکی (در نزدیکی توکیو)، فرد مهاجمی (در یک رفتار جنون آمیز) با چاقو به تعدادی از بچه‌های مدرسه‌ و مردم عادی حمله کرد. ساعاتی پس از این حمله، یک دختر بچه دبستانی و یک مرد ۳۹ ساله فوت کردند. در این حادثه شانزده شهروند از جمله چندین کودک نیز مجروح شدند. مرد مهاجم که با «دو چاقو» به سمت مردم حمله‌ور شده بود نزدیک پنجاه سال سن داشت. وی سپس اقدام به خودکشی کرد.

ژاپن كه كشوري در نهايت استانداردهاي امنيت تلقي مى شود، از اين اتفاق به شوك فرو رفت؛ خصوصا اينكه از ميان كشته شدگان و زخمی ها، تعدادی هم دانش آموز دبستانی بودند و این باعث اندوه مضاعف مردم از این رویداد شگفت و تلخ بود.

اما وجه تشابه و تفاوت این رویداد با ماجرای دکتر نجفی (و مقتول میترا استاد) چیست؟

(به غیر از بروز یک جنون رفتاری/ناگهانی) در ظاهر شاید تناظری بین ماجرای ژاپن و ماجرای ایران نیست؛ اما یک وجه تفاوت جدی میان این دو ماجرا هست و آن «نحوه پوشش رسانه ای یک رویداد تلخ» است.

✔️🔷پوشش رسانه ای بحران در ژاپن با نهایت وسواس و دقت صورت می گیرد چنانچه اگر الان همین ماجرا را گوگل کنیم در تمام تصاویری که از ماجرا منعکس شده مشاهده می شود که صحنه قتل، زخمی ها، روند کار پلیس و نیروهای امداد، با پرده و پارچه آبی رنگ «پوشانده» شده است. و به هیچ عکاس و خبرنگاری اجازه حضور در صحنه جنایت و «روند کار پلیس»، داده نشد.🔻

✔️🔷حوادث تلخ، باعث آسیب به ذهن و روحیه جامعه می شود و نحوه خبررسانی نباید باعث جراحت روحی بیشتر در بدنه #جامعه شود. نحوه عملکرد صداوسیما از ماجرای آقای نجفی نه باعث تعجب، که باعث حیرت است. اینکه ورود متهم به اتاق پلیس، و گفتگوی متهم با بازجو، به طور هیجانی پخش شود و آلت قتل، تنها «دقایقی» بعد از اعتراف متهم «فشنگ شماری» شود و ... اینها نشان از وجود یک مدیریت شلخته و ناآشنا به موضوع پوشش رسانه ای اخبار بحران است.

- چه دلیلی دارد که رویدادی که تا این میزان به روح و عواطف ملی مرتبط است به این شکل بی مبالات، اطلاع رسانی شود؟

- چرا نباید حداقل به مقدار «چند دقیقه» در اتخاذ استراتژی پوشش بحران «فکر» شود؟

- چرا نحوۀ رفتار رسانه در چنین ماجرایی باید بدون توجه به ملاحظات مربوط به «عادی سازی» یک «رویداد نابهنجار اخلاقی» باشد؟

✔️🔷پخش زنده خبر، با پخش زنده بحران تفاوت دارد.

پوشش رویدادی که مرتبط با گوشه تاریک از احوال زندگی یک شخص است، نباید هیجان زده و بدون توجه به عرف وهنجار اجتماع باشد. خبرنگاری که این ماجرا را پوشش داد و مدیر پخش سیما در آن ساعات، چه فکر کردند؟ لقمه درشت خبری گیر آمده و باید از فرصت استفاده کرد؟

🔷پیشتر یک نوبت ذکر شد که در جریان #سونامی_توهوکو نزدیک به بیست هزار جسد روی دست کشور #ژاپن ماند اما اگر کسی امروز «تمام گوگل» را زیر و رو کند حتی یک عکس از یک جسد ژاپنی در آن بحران عظیم پیدا نمی کند از بس که روی این مباحث و روحیه ملی ، وسواس و توجه هست (البته وبلاگ های شخصی "خبرنگاران خارجی" با وب سایت های خبری متفاوت است).
این جنس وسواس، در رفتار #رسانه ای ما کجاست؟

🔷پنج گلوله آقای نجفی شلیک کرد (در یک حال روحی ناپایدار و نامتعادل) و صدها کلمه و تصویرِ بی ملاحظه را، مدیر پخش و خبرنگار هیجانی، به درون خانه های مردم "روانه" کردند، در دقایقی که باید بجای «پخش»، قدری «فکر» می کردند.

بدیهی است منظور از این نوشتار، سانسور نیست بلکه، توجه و وسواس به نحوه پوشش خبری بحران و انعکاس حوادث تیره و تلخ اجتماعی/اخلاقی مد نظر است.

تقلیل شئونات یک قتل خانوادگی به «خبر داغ/زنده» اوج کار نابلدیِ افرادی بود که با این ماجرا دست به گریبان شدند.

امید که عبرتی برای آینده شود.

▪️▪️▪️
📌پی نوشت:
*تصویر: پرده و پوشش «محل کار پلیس و نیروهای امداد ژاپن» از مقابل چشم خبرنگاران در دقایق پس از سانحه 7 خرداد در کاواساکی.

حتی در تصاویری که هلی کوپتر شبکه آساهی مخابره کرد مشاهده می شود که «بالای سر» محل کار پلیس هم با پارچه پوشانده شده است. به نحوی که حتی فیلمبرداری از بالا هم نمی تواند جزئیات آن ساعات را به تصویر بکشد (نمونه تصویر هوایی در اینجا +). چه دلیلی دارد که لحظه ورود یک متهم به قتل به اداره پلیس، یا لحظات گفتگویش با بازجو را بی پرده به میان خانه های مردم بکشانیم؟

@solseghalam
👍4
✍️نیمی از ساختمانهای سانفرانسیسکو ویران خواهد شد

#خبرخوانى

🖊محمدرضا اسلامی

🔹هفته گذشته مقاله ای در #نیویورک_تایمز منتشر شد که به موضوع زلزله در #آمریکا می پردازد. مقایسه های بسیار خوبی بین #ژاپن و آمریکا در این مقاله انجام شده است. مسئله #تفاوت ژاپن با آمریکا (در این بحث) موضوعی است که پیشتر هم بارها به آن پرداخته شده بود(لینک در پی نوشت🔻).
این مقاله نیویورک تایمز را می توان نمونه ای عالی از یک روزنامه نگاری علمی محسوب کرد.

🔹بیان مطالب فنی برای مخاطب غیرمتخصص، یک هنر و یک مهارت محسوب می شود. اينكه مثلا مقاله ای در خصوص آخرین یافته های مهندسی زلزله را چطور بنویسیم كه یک پزشک یا یک معلم هم وقتی می خواند، «جزئیات» موضوع را درک کند و مطلب به بیان «کلیات» بسنده نکرده باشد. حجم مطالب «کمک آموزشی» که در این مقاله نیویورک تایمز بکار گرفته شده را ملاحظه کنید و میزان وقت (و وسواس)ی که نویسندگان برای تنظیم مطلب صرف کرده اند، قابل تصوّر خواهد بود.

مقاله چه می گوید؟

✔️🔹یک- مروری کرده بر تجربه های #ژاپن در جریان زلزله های اخیر كوبه و #توهوکو.
و اینکه ساختمانهای ژاپنی، دیگر فرو نمی ریزند.

#ويديويی که از داخل بيمارستان ايشي نوماكي در متن قرار دارد، جايي را نشان مى دهد كه دوبار بعد از سونامي به آنجا رفته و درباره اش در وبلاگ قدیمی به تفصیل نوشته بودم. این ويديو (به بهترین شکل)، طولاني بودن #طول_موج زلزله توهوکو را نشان ميدهد. نکته قابل توجه (و تلخ) آرامش پرستاران و پزشکان ژاپنى داخل آن اتاق بیمارستان است که واقعا دردآور است. این کادر پزشکی با اعتماد به مقاوم بودن سازه، با آرامش منتظر تمام شدن تکان های زلزله اند ولی شاید هرگز تصور نمی کردند که بعد از چنين تكانهاي شديدي، قرار است امواج سونامی آب به شهر برسد و تعداد زیادی را به کام مرگ بکشاند.
مدرسه ابتدایی مجاور این بیمارستان، جایی بود که بخاطر اشتباه (تاخیر) چند معلم، تعداد زیادی از اطفال جان خود را در اثر امواج سونامی از دست دادند.

✔️🔹دو- بعد از مرور تجارب ژاپن در بحث سازه و زلزله، به تکنولوژی (فن آوری) ای که ژاپنی ها استفاده می کنند تحت عنوان «جداساز لرزه ای» پرداخته و با بهترین مطالب «آموزشی» مفهوم جداساز لرزه ای را تشریح کرده است.

✔️🔹سه – بعد از این مرور، نقل قولی دارد از یکی از برترین مهندسان طراح آمریکایی به نام آقای مهندس هامبرگر.
ایشان در این مصاحبه توضیحاتی داده و بعد می گوید:«در صورت بروز زلزله (مورد انتظار) در #سانفرانسیسکو، نیمی از ساختمانهای ما بلااستفاده خواهد شد».

چنین بیان صریحی از سوی فردی که یکی از مقبولترین چهره های جامعه فنی مهندسی آمريكا محسوب می شود، عمق فاجعه را نشان می دهد. اینکه چقدر شهری مثل سانفرانسیسکو و منطقه بِی اریا (که محل دفاتر مرکزی شرکتهایی مثل فیس بوک، اوبر، گوگل، ایربی&بی و... است) آسیب پذیر است.

✔️🔹چهار- مقاله مصاحبه جالبی دارد با آقای میاموتو که یک مهندس زلزله آمریکایی-ژاپنی است. درباره ایشان و شخصیت جالبش هم قبلا چند نوبت (در وبلاگ) صحبت شده بود. "جالب" به این لحاظ که ژاپنی ها کمتر اهل مهاجرت به آمریکا هستند (به دلایل مختلف) ولی این مهندس آمریکایی-ژاپنی در هر دو کشور فعالیت (خدمات مهندسی) دارد. جمله ای که ایشان بکار برده، از جمله آقای هامبرگر هم تکان دهنده تر است. می گوید:
«این روشهای طراحی که ما در #آمریکا استفاده می کنیم (و ما را در برابر زلزله آسیب پذیر کرده است)، در #ژاپن، از این روشِ کار کردن ما در آمریکا، "مبهوت" هستند».

✔️🔹پنج (آخر)- آنچه که قبولش تلخ و سخت است اینکه «چرا»؟

چرا وقتی که «پاسخ» ها موجود است و بشر «راه حل» ها را در دست دارد، بعضی کشورها، آن «راه حل»ها را بکار می بندند و بعضی دیگر، با اهمال و کاهلی، روشهای صحیح مدیریت شهرها را بکار نمی بندند؟...
شهردار سانفرانسیسکو بعد از خواندن این مقاله، چكار باید كند؟

🔹موضوعِ تفاوت رویکرد ژاپن با آمریکا به مقوله زلزله (و اساسا تاب آوری شهری) ناشی از تفاوتشان در «جدی گرفتن» موضوع است. یکی این ماجرا را «واقعا» جدی گرفته و دیگری «تا حدودی» جدی انگاشته است.

🔹خواندن این مقاله برای شهرداران شیراز و تبریز و مشهد و تهران هم نیکوست.

گفت حافظ، «آشنایان» در مقامِ حیرتند /
دور نبْوَد گر نشیند خسته و مسکین، غریب

@solseghalam
▪️▪️▪️
📌پی نوشت:
شاید بتوان گفت همین نوع تفاوت در مقوله جذب «نیروی انسانی» هم دیده می شود. ژاپن و آمریکا هر دو علاقمند به برخورداری از نیروی انسانی «کیفی» هستند. ولی در این بحث (برخلاف بحث رويكرد به زلزله) سازوکار ژاپنی، نیروی انسانی «خارجی» را فراری می دهد و سازوکار آمریکایی جذب کننده نیروی انسانی متخصص است. یکی این ماجرا را «واقعا» جدی گرفته و دیگری «تا حدودی» جدی انگاشته است!

*لینک یادداشت «تفاوت ژاپن و آمریکا در سیستم هشدار زلزله با موبایل»
👍2
✍️ترامپ رای نیاز دارد؛ مساله این است

🖊محمدرضا اسلامی

🔷 تنش های اخیر بعد از ساقط کردن پهباد آمریکا بر فراز خلیج فارس، وارد مقطع جدیدی شده است. چشم ها نگران، حوادث را دنبال می کنند و بسیاری نگرانند که نکند اقدامی ناگهانی، ورود به عرصه بی بازگشتی را (شاید برای چند سال آینده) باعث شود. نگاه ها پرسشگرانه به این سمت و سو است که بازیگر غیرقابل پیش بینی عرصه سیاست، ترامپ، چگونه پاسخ این ضربه را خواهد داد؟

🔷تحلیل های مختلفی در حال ارائه است. شایدهیچ کس با قطعیت نمی تواند بگوید چه خواهد شد؛ اما در میان انبوه تحلیل هایی که این روزها می شود توجه به یک نکته ضروری است و آن اینکه: «ترامپ به رای نیاز دارد» و این «یک اصل بسیار مهم و اساسی» دربارۀ حرکت ها و رفتارهایی است که از او سر خواهد زد.

نیاز به رای به چه مفهوم؟

مثالی در این بحث بی مناسبت نیست. چند روز پیش کنفرانس سالانه انجمن مهندسی عمران در شهر اورلاندو فلوریدا برگزار می شد (که طی سه گزارش، درباره آن اینجا گفتگو شد)؛ هواپیما که در اولاندو به زمین نشست، با تاکسی اوبر از فرودگاه تا محل کنفرانس رفتم. در طول مسیر یک جا در میانه بزرگراه، کار عمرانی در حال انجام بود. راننده که کلافه از ترافیک بود به کارگاه ساختمانی اشاره کرد و گفت: این پل رو نگاه کن! میدونی چقدر وقته درگیر این کار هستن؟! دائم اینجا رو ترافیک کرده. این باید پانزده سال پیش ساخته می شد نه حالا! بعد گفت: «اگر پولی که بردن در عراق و افغانستان خرج جنگ کردن رو خرجِ این بزرگراه ها کرده بودن الان وضعیت اینجا اینطور نبود... اینها پانزده سال پیش ساخته شده بود»

سه روز پیش (روز هیجدهم ژوئن) ترامپ شروع کمپین انتخابات ریاست جمهوری بعدی را از همین شهر #اورلاندو (فلوریدا) شروع کرد! چرا؟ چون فلوریدا یک ایالت کلیدی است و تک رای های فلوریدا در انتخابات قبلی برای ترامپ سرنوشت ساز بود.
ترامپ بسیار به سرنوشت انتخاباتِ پیش رو می اندیشد و هر حرکتی برای او، ذیلِ موفقیت در انتخابات 2020 تعریف می شود. یک واقعیت کلیدی این است که افکار عمومی مردم آمریکا، به راحتی پذیرای یک جنگ جدید نیستند.
بخش زیادی از مردم با این پرسش بی پاسخ مواجهند که چرا و به چه دلیل چنان هزینه سرسام آوری در خاورمیانه صرف شد در حالی که حقوق معلمین مدارس ابتدایی اینقدر ناچیز است.

برخورد و تنش کوتاه (و مقطعی) از ترامپ قابل تصوّر است ولی ورود به یک جنگِ تمام عیار خیر. چرا؟

🔷ترامپ الان تمام قد درگیر دو جنگ داخلی است. جنگ اول او با بخش زیادی از رسانه های آمریکاست که به شکل آتش به اختیار تمام مهمات رسانه ای خود را صرف کوبیدن ترامپ می کنند (با مصاحبه، مناظره، گزارش، گفتگو، نقد و ...) به امید اینکه تا یک سال و نیم آینده، چند میلیون از آرای (شکننده) ترامپ را کاهش دهند و مملکت را از این «رئیس» (به زعم خودشان) نجات بخشند. نیمی از کنگره هم در جنگی دیگر، به شکل تمام قد مقابل ترامپ هستند. ترامپ را البته از این هر دو باکی نیست. مشغول است به این زورآزمایی (و شاید حتی لذت هم می برد)؛ اما ترامپ در صورتی وارد جنگِ سوم خواهد شد که عرصه این جنگ جدید، برایش «ریزش» آراء به همراه نداشته باشد. بودن یا نبودن، اینجا مساله این است!

🔷 آیا این به مفهوم کم خطر بودنِ شرایط است؟

اصلا و ابدا. ورود ناگهانی به یک عرصه بی بازگشت همیشه محتمل است. درست است که افکار عمومی آمریکا پذیرای جنگ جدیدی نیست و احتمال ریزش چند میلیون از آراء ترامپ در اثر جنگ جدید وجود دارد، ولی این نباید باعث شود که نهایت مراقبت را به عمل نیاوریم. حتی توجه به نقش کنگره در محدود (مهار) کردن رئیس جمهور ایالات متحده هم نباید باعث افزایشِ خاطرجمعی ما شود.

آن جماعتی که مشتاق و منتظر رعد و برق نشسته اند، گمان می کنند که برای آتش گرفتن یک خرمن، یک صاعقه کافی است.

✔️گرد آمده از نیستی، این مزرعه را برگ /
ای برق، مزن ، خرمنِ ما سوختنی نیست

https://news.1rj.ru/str/solseghalam
✍️واکمن را یادمان هست؟!
(واکمن و رقص غولها)

🖊محمدرضا اسلامی

🔷چهل سال پیش در همین روزها (اوایل ماه جولای)، دستگاه قابل حمل برای پخش نوار کاست (سونی واکمن) عرضه شد. دستگاهی خاطره ساز و تکرار نشدنی که صنعت موسیقی را متحول کرد.

🔷آن روزها و آن ایام واکمن دار شدن(!) «رویدادی» بود و خریدن #واکمن برای یک نفر با مسرت و شادی همراه بود! نوروز 1373 بود که واکمن دار شدم. حادثه ای بود! اینکه می شد واکمن را با نوار کاست مورد علاقه ات درون کیف با خودت از منزل جابجا کنی. اوه چه رویایی بود... آن روزها مثل این روزها نبود که هر کسی در کفِ دست خود با لمس یک صفحه، می تواند هم موسیقی بشنود هم تلفن بزند هم اسکایپ داشته باشد و هم دوربین عکاسی و «هم» خیلی هم های دیگر! واکمن در آن روزها برای خودش کسی بود؛ پدیده ای بود.

🔷نام واکمن و اساسا نام #سونی برای بسیاری از افراد، خاطره های بسیاری به همراه دارد. چه بسیاری که آن سالها برنامه «دیدنیها» با صدای گرم (و اجرای به یادماندنی) جلال مقامی را از تلویزیونهای #سونی می دیدند. چه خاطره ها که با ضبط صوتهای سونی داشتیم. سونی، از واکمن گرفته تا بسیاری محصولات دیگرش، با زندگی آن روزهای ما گره خورده بود.

راستی احوال سونی چطور است؟!

احوال سونی، خوب نیست😔 این پاسخِ خلاصه و مجمل به پرسش بالاست. سونی، زمانی قله نشینِ عرصه تولید محصولات الکترونیکی بود و در تار و پود بازرگانی دنیا، ریشه دوانده بود. این قله نشینی ادامه داشت تا روزهایی که لب تاب سونی وایوو
VAIO
بر روی میز کار بسیاری از مهندسین و بازرگانان کشور ما (و سایر کشورها) بود. حتی خاطرتان اگر باشد تا همین چند سال پیش، تبلت و #موبایل_سونی هم در دستها بود و در خیابان جمهوری جزء عزیز دردانه های بازار موبایل محسوب می شد. ولی چطور شد که یکباره لب تاب سونی کمرنگ شد و موبایل سونی، نابود شد؟!

قصّه سونی:

خوب است داستان سونی را با هم مرور کنیم. سونی زمانی غول الکترونیک دنیا بود ولی این غول عرصه فنآوری در میانه رقص فیلها، با زانو به زمین خورد و حتی نزدیک بود کمرش هم بشکند. قصه چیست؟

-🔹 سونی 73 سال پیش ثبت شده است (در سال 1946. یعنی دقیقا بلافاصله بعد از #جنگ_جهانی دوم و از خاکستر جنگ برخاست)

-🔹 شرکت کارش را با 8 نفر کارمند و سرمایه 510 دلار در ساختمانی در #توکیو آغاز کرد

-🔹 اولین نوار ضبط صوت در ژاپن توسط سونی ساخته شده است

-🔹 تا دهه 90 میلادی و حتی تا اوایل 2000 سونی بسیار سودآور بوده است. (با انبوهی از اختراعات) بیشترین منبع سودِ سونی از محل پِلی استیشن بوده است!

-🔹شروع زنجیره بدبیاری های سونی از کی بوده است؟ از وقتی که رقبای جدی در بحث ساخت #پلی_استیشن به بازار آمدند و دو سه سالِ کم درآمد مصادف و منتهی شد به زمان وقوع سونامی و زلزله مارس 2011 #توهوکو (که آسیب های جدی به کشور ژاپن وارد کرد)

-🔹 در شرایطی که در سال 2000 سونی یک بازار 100میلیارد دلاری داشت، در انتهای 2011 ( یعنی نه ماه بعد از زلزله و سونامی توهوکو) سونی با یک بازار 18میلیارد دلاری مواجه بود

-🔹یکسال بعد از سونامی ، یعنی در سال 2012 ، سونی برای اولین بار اعلام کرد که 10هزار نفر از کارکنانش را #اخراج می کند. علت این اخراج گسترده، کم کردن #هزینه های شرکت بود. شرکتی که در سال مالی 2012 حدود 6میلیارد دلار ضرر داده بود. (گزارش مالی+)

-🔹 1000 نفر از اخراجی ها، از قسمت #موبایل_سونی بودند (گویای اینکه چرا یکباره موبایل سونی در بازار ادامه نیافت)

-🔹 در سال 2013 سونی برای کاهش هزینه ها، "دفترِ آمریکای" خود را فروخت😱 ( به قیمت حدودا یک میلیارد دلار)

-🔹 در سال 2014 برای اولین بار در گزارش های #مشاوران_سرمایه_گذاری اعلام شد که سونی محلِ خوبی برای سرمایه گذاری نیست (سودِ شرکت پایین است)

-🔹 در همان 2014 سونی باز 5000نفر دیگر از کارکنانش را اخراج کرد و اعلام کرد که دیگر روی #پی_سی کار نمی کند تا بتواند روی #موبایل و #تبلت متمرکز باشد

....
قصه سونی، قصۀ «واقعیتها»ست. واقعیتهای دنیای امروز. دنیایی که قله نشین بودن، برای کسی یا شرکتی، به مفهوم تضمینِ با مغز به زمین نخوردن، نیست. رویدادها به همین اندازه «واقعی» است. برای حضور و رقابت در دنیای امروز باید به مرور واقعیات نشست و نه #آرزو ها. برنده شدن یا بازنده شدن ، برای هیچ یک کارت گارانتی ای صادر نشده است.

- 🔹برای پایان این گزارش تنها یک گزاره دیگر را هم مرور کنیم:

در سال 2016 سونی توانسته (به زحمت) همچنان پنجمین تولید کننده تلویزیون در دنیا باشد. البته خوب است نامهای چهار تولید کننده قبلش را نیز ببینیم، سامسونگ (#کره- 49ساله)، ال.جی (#کره - 59ساله) ، تی.سی.ال ( #چین- 49ساله) ، هیسِنسه (#چین- 37ساله! کم سن تر از واکمن!)

کلابِ رقابت های میلیمتری.
+
چشمِ خود تا به هم زنی، بَرَدَت
تا کُلَه چرخ داده‌ای، خورَدَت
#پروین_اعتصامی

@solseghalam
✍️وضع رأى دونالد ترامپ خوب است؟!

🖊محمدرضا اسلامى

🔹آمار جديدى كه درباره «نرخ بيكارى» در آمريكا منتشر شده بيانگر اين است كه در ماه میلادی گذشته (ماه ژوئن) با 224,000 شغل جديد (استخدام جدید)، آمار بيكاري به كمترين مقدار خود يعني سه و هفت دهم درصد (%3.7) رسيده است.
از زمان بحران اقتصادی #آمریکا در سالهای 2008-2009 تا به امروز، این بهترین وضعیت اشتغال در کشور عنوان شده است. (نمودار🔻)

از این تعداد استخدام جدید، هفده هزار نفر در بخش صنعت و بیست وچهارهزار نفر در بخش حمل و نقل، استخدام شده اند.
گفته می شود که بخش صنعت و حمل و نقل، آسیب پذیرترین بخش اشتغال (در برابر رکود) محسوب می شوند و لذا اضافه شدن این تعداد از بیکاران به این بخش، نشانی از تنفس خوب اقتصاد آمریکا قلمداد شده است.
آمار «سه ماهه» گذشته نشان می دهد که "متوسط" استخدام معادل 171,000 شغل جديد بوده است.


✳️ديروز صبح راديو #ان_پى_آر كه جزء مجموعه هاى رسانه اى آتش به اختيار عليه دونالد ترامپ محسوب مى شود، برنامه اى داشت و مفصل درباره این آمار جديد اشتغال، گفتگو و مصاحبه داشت.

با وجود اينكه راديو ان.پى.آر در توليد برنامه/گفتگو/مصاحبه عليه ترامپ كوتاهى نمى كند، ولى نمي توانند اين آمار را انكار كنند!

واقعيت امر اين است كه (حتى در يك نگاه غير آمارى هم) مشاهده تابلو و واژه hiring در بسیاری جاها (مثل فروشگاهها، مغازه ها، شركتها و ...) عموميت پيدا كرده و گفته ميشود كه الان اگر كسي بيكار مانده باشه واقعا خودش
Unemployable
هست.

اين سوال مطرح است كه چقدر از اين شرايط، محصول #اوباما و دورۀ ثباتِ او هست، و چقدر محصول سياست هاى
دونالد ترامپ؟


🔹پاسخ را نمى دانيم اما آنچه كه مى دانيم اينكه دونالد ترامپ بيشترين بهره بردارى و مانور تبليغاتى را روی اين آمار استخدام انجام داده/خواهد داد.


(بخش بزرگى از) شصت و دوميليون نفرى كه با وجود تخريبهاى سنگين و شديد، به پاى صندوق رفتند و به ترامپ رأى دادند، امروز (به دلايل زيادى) از انتخاب خودشان، راضي هستند.

(بخش زيادى از) آن شصت و دوميليون رأى به دليل كلافگى ذهنی مردم از دست سياستمدارانِ (تيپيكال) در هر دو حزب بود، و امروز دونالد ترامپ اگرچه ممکن است در ميان رهبران دنيا خوشنام نباشد، ولى در نگاهِ بسيارى از هوادارنش، #كارنامه مطلوبى داشته است.


🔹در آمریکایی که شغل و مالیات، از مؤلفه های ذهنی مهم شهروندان محسوب می شود، آمار بيكارى %3.7 ، دليل علمى اش هر چه كه باشد، ولى در نگاه "عمومى" نقطه موفقيت مهمى براى ترامپ محسوب مى شود. این در شرایطی است که جنگ تعرفه های ترامپ با #چین هم به محبوبیت او در بدنه هوادارانش، افزوده است.

🔹 مقصود از اين نوشتار اين نيست كه قطعا ترامپ برنده #انتخابات ریاست جمهوری ٢٠٢٠ خواهد بود، بلكه بحث اينجاست كه مخالفان ترامپ (كه نگران "آينده" ايالات متحده هستند) مسیر بسیار دشواری برای کم کردنِ سبد آراء ترامپ در پیش روی دارند. دونالد ترامپ با یک رأی شکننده بر سر کار آمد (و همچنان هم شرایط او شکننده است) ولی شکست دادن او در انتخابات بعدی، کار چندان آسانی نیست. این واقعیتی است که نباید از آن فرار کرد. فقط "کسی" می تواند این مسیر هشت ساله را چهار ساله کند که قادر باشد «موج» و «گفتمان جدیدی» در بدنه جامعه ایجاد کند، که در این خصوص، شاید به سیاستمدارانِ پیر، امتحان پس داده و خسته ای همچون جو بایدن*، برنی سندرز (یا حتی مایکل بلومبرگ)، چندان امیدی نیست. باید منتظر نشست و دید آیا نگاههای مردم به سمت صاحبِ حرفی جدید متمایل خواهد شد؟ و آیا اساسا کسی هست که در این میانه «حرف جدیدی برای گفتن» در چنته داشته باشد؟! ...

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز |
ور نه در مجلسِ رندان خبری نیست که نیست #حافظ

▪️▪️▪️
📌پی نوشت:
✔️ گزارش مذکور و نمودارهای درصد بیکاری در وب سایت ان.پی.آر
لینک +
✔️ با توجه به اینکه مبنای وزارت کار آمریکا برای بحث «استخدام جدید»، فیش حقوقی یا
Payrolls
است، مکانیزم کنترل قراردادهای کار به نحوی است که حتی مخالفانی همچون سی.ان.ان و رادیو ان.پی.آر (برای مثال) هم نمی توانند در آمار #وزارت_کار براحتی تشکیک کنند. وب سایت این وزارتخانه مدعی است که از ژانویه 2017 تا امروز پنج میلیون و ششصدهزار شغل جدید تولید شده است. (لینک+)
*البته برخی معتقدند وضعیت جو بایدن قدری بهتر است؛ شاید به دلیل اینکه هم از نام، تایید (و محبوبیت) اوباما برخوردار است و هم اینکه صراحت لهجه اش در زمان مناظره ها (احتمالا) می تواند ضربه های جدی به ترامپ وارد کند.
t.me/solseghalam
✍️بار شیشۀ دونالد ترامپ
(درباره توئیت اخیر به نمایندگان زن کنگره)

🖊محمدرضا اسلامی

✳️با وجود سر و صدای بسیار زیادی که چند روز گذشته پس از توئیتهاى اخیر دونالد ترامپ به راه افتاد و با وجود بحثهای دامنه داری که بر سر تعبیر «برگردند به کشورشان» بالا گرفت، دیروز (چهارشنبه- 26تیر) ترامپ در جمع هوادارانش (در کارولینای شمالی)، مجددا همان تعابیر را بکار برد!

❇️یعنی خلاصه ی ماجرا تا اینجا چنین است که ترامپ نه تنها قدمی عقب ننشست بلکه ضمن اصرار بر اینکه «لازم نکرده اینها به ما کشورداری یاد بدهند» و «اگر بلدند بروند همان کشورهای خودشان را درست کنند» ، مجددا این حرفها را با بیانی دیگر، در کارولینای شمالی تکرار کرد.

✳️نکته جالب ماجرای دیروز اینکه وقتی ترامپ این حرفها را می زد، افرادی از میان جماعت فریاد می زدند:
Send her back!
یا
Build the wall!
(بفرستش بره/ دیوار را بساز!)
یعنی انعکاس یا اکو صدای ترامپ از میان مردم و هوادارانش!

این صحنه یادآور خاطره زمانی بود که ترامپ (در جریان رقابتهای انتخابات) علیه هیلاری کلینتون سخنرانی می کرد و همزمان هوادارانش فریاد می زدند
Lock her up
(اون -زن- رو زندانش کنید) +

حال اما ماجرا رنگی دیگر به خود گرفته! اینبار «یک زن» نیست و «چهار زن» هستند. «رقیب انتخاباتی» نیست و «نمایندگان کنگره» هستند. زمان انتخابات نیست و بیش از یکسال تا انتخابات ریاست جمهوری باقیمانده است.

اما چرا ترامپ چنین می کند؟!

نظرسنجی های اخیر نشان داده پس از اظهارات اخیر ترامپ، حدود پنج درصد رشد محبوبیت در میان هوادارش رخ داده است (مثلا لینک در روئیترز + یا سی.ان.بی.سی + ).
ماجرا، ماجرای رای جمع کردن است و ترامپ، در این زمینه بسیار باهوش است.
(لینک یادداشت تیرماه 96: + )

ترامپ در عملکرد (کلی)، بسیار منظم است و نظم رفتاری او، در طی پنج سال گذشته مبتنی بر منطق ذهنی ای است که برای خودش تعریف کرده. او بجز انگلیسی زبان دیگری بلد نیست ولی زبانِ سخن گفتن با «بخشی» از بدنه «مردم معمولی» آمریکا را کاملا بلد است.

✔️🔹در مجموع اوضاع چطور است؟

✳️تا اینجای ماجرا، همه چیز به نفع ترامپ است. همه چیز!

نرخ اشتغال در آمریکا در بهترین وضعیت ده سال اخیر خود است (+). وضع بازار بورس و سهام هم (با افت و خیزهایی) نسبتا خوب است ( + ، + ). وضع جنگ تعرفه ها با چین هم نسبتا خوب ارزیابی می شود.
ترامپ در اوج رضایت است .
و تقریبا از هر آنچه تا به امروز کرده، خشنود است.
یک بچه پولدار نیویورکی که سالها (حدود پنجاه سال) کسی تحویلش نمی گرفت (جدی تلقی نمی شد)، و وقت خود را در کار رسانه و نمایشهای شُو و بازار مِلک صرف می کرد، از روزی که به رویای ریاست جمهوری دست یافت با یک منطق ذهنی جلو می رود و آن اینکه
برایش مهم نیست که جماعت نخبه «الیت» و «رسانه ها» درباره اش چه می گویند. او هر آنچه می کند، قدم به قدم، حفظ “طرفدارانش” است.
در این ماجرای اخیر هم او باز، موفق بود. (از منظر حفظ رای)

✔️🔹بار شیشه!

✳️تنها یک نکته در این میان نباید مغفول بماند و آن شکنندگی شرایط شیشه ای ترامپ تا زمان رسیدن به انتخابات سال آینده است.
در کشوری که حدود سیصد میلیون اسلحه در دست مردم است در جریان انتخابات قبلیِ ریاست جمهوری حتی یک گلوله شلیک نشد. یعنی به رغم همه تنشها، ولی اتفاقات به سمت رفتارهای خشن و خونبار نرفت.
این فضایی که ترامپ امروز در حال خلق آن است، افزایش التهاب در فضای جامعه ای است که مشخص نیست با این شیب افزایش التهاب، به کجا خواهد رفت؟
و آیا انتخابات بعدی ریاست جمهوری هم مانند نوبت قبل، آرام برگزار خواهد شد؟

✳️ترامپ با یک رای شکننده انتخاب شد و بارِ او امروز، بار شیشه است. (سیاستمداران البته عمدتا بر بار شیشه سرمایه گذاری می کنند، اما) شرایط شکننده ترامپ ، ظرفیت این میزان افزایش التهاب را ندارد.

انباشت این میزان تنش در سطح جامعه، الزاما «قابل کنترل» نخواهد بود و اگر تا یکسال آینده «اتفاقی» رخ دهد که بر خلاف همه اتفاقات خوبِ تا امروز باشد، مشخص نیست که سرنوشت این بار شیشه ، چه خواهد شد؟
🔨

t.me/solseghalam
- - - - -
📌پی نوشت: یکی از شگفتیهای این ماجرای اخیر، مصاحبه/مناظره ای بود که در بی.بی.سی فارسی انجام شد و در آن احمد باطبی (به رغم مجری و میهمان دیگر) از حرکت اخیر دونالد ترامپ صراحتا طرفداری می کرد.
✍️آخرین روزنه برای استیضاح دونالد ترامپ بسته شد؟

🖊محمدرضا اسلامی

🔹دیروز 24 جولای ( 2 تیر 98) یک جلسه داغ و طوفانی در مجلس نمایندگان آمریکا درباره گزارش رابرت مولر برگزار شد تا او به سؤالات نمایندگان درباره دخالت روسیه در انتخابات پاسخ دهد.

با توجه به اهمیت نتیجه چنین گزارشی (که می تواند روی سرنوشت ریاست جمهوری آمریکا اثر بگذارد) نحوه اداره چنین جلسه ای جالب توجه بود. بحث دخالت روسیه به ابزاری برای زمین زدنِ ترامپ تبدیل شده و دو طرف با تمام وجود می جنگند. برای برخی دموکرات ها، حتی تصوّر ادامه ترامپ (برای پنج سال دیگر) غیرقابل باور است. لذا اهمیت جلسه امروز، کاملا مشخص است.

🔸برای ناظر بیرونی، ادبیاتی که نمایندگان در چنین جلسه مهمی بکار می گرفتند، بسیار تأمل برانگیز است. وقتی که نبرد، نبرد بر سر همه چیز است، و ابزار نبرد (بجای شمشیر و زره و سپر و فشنگ) "کلمه" است، دیدنی است که ببینیم طرفین نبرد، از چه جنس کلمات، و جملاتی استفاده می کنند.
شاید بتوان گفت این جلسه، آخرین روزنه امید مخالفان ترامپ برای پیدا کردن مستمسک "استیضاح رئیس جمهور" بود.
صداهای جلسه دیروز، در تاریخ (و حافظه ها) ضبط می شود. نمایندگانی که در موافقت ترامپ صحبت کردند، و به تندی بر رابرت مولر تاختند، احتمالا روز قبل از این جلسه، تکلیف خودشان را با "تاریخ" ، مشخص کرده بودند.

در خصوص این جلسه ذکر چند نکته حائز اهمیت است:

✔️🔹١- رفتار رابرت مولر در این ماجرای اخیر، نمونه اعلای یک سیاست ورزی تمام عیار است! یک نفر (یک فرد) که بین چرخدنده های دو قدرت عظیم سیاسی واقع شده، و هر حرفی که بزند، یکی از طرفین این دعوا، آن حرف را بر علیه دیگری بکار خواهد بست.
رابرت مولر در این ماجرا، مفصل ترین و (در عین حال) بی خاصیت ترین و خنثی ترین گزارش ممکن را در چهارصد و چند صفحه به رشته تحریر در آورده (و بعد خود را بازنشسته کرده است).
گزارشی که مثل برخی ابیات حافظ، تا ابد بر سر آن بحث خواهد بود که معنی آن چیست؟ همچنان که هرگز معلوم نشد که حافظ معتقد است خطا بر قلم صُنع رفته است یا نرفته است، از این گزارش قطور هم مشخص نشد که تحقیقاتِ گسترده ناظر به گناهکار بودن ترامپ است یا مبرا بودن دامان ترامپ از ماجرای روسیه!

تنها حرف صریح و روشن تحقیقات مولر این است که روسیه در انتخابات دخالت کرده (و الان هم می کند) ولی اینکه ترامپ این وسط چکاره است؟ گزارش طوری تنظیم شده که ترامپ و هوادارانش از متنِ گزارش، بیگناهیِ ترامپ را قرائت می کنند و دموکرات ها، گناهکار بودن ترامپ را.

(گفته می شود که مولر و تیمش برای تهیه این گزارش 12میلیون دلار هزینه کرده اند!)

✔️🔹٢- در جلسه دیروز که در دو نوبت صبح و بعدازظهر برگزار شد، رگباری از سؤالات درباره گزارش پرسیده شد.
نکته جالب، «لحن عصبانی برخی نمایندگان دموکرات» بود. با اینکه اساسا دموکرات ها به رابرت مولر نزدیک تر هستند، ولی عصبانیتِ برخی از آنها از این جهت بود که چرا گزارش به قدری کافی درباره تبانی ترامپ با روسیه صریح، روشن و شفاف نیست؟

✔️🔹٣- در برخی موارد این استنباط دست می داد که مولر خود را به کری زده است! بارها در پاسخ برخی سؤالات گفت: ببخشید می شود لطفا دوباره تکرار کنید!

رابرت مولر تنها بشری است که در تاریخ آمریکا ٨٨ بار برای شهادت به جلسه نمایندگان دعوت شده ولی این ٨٩ اُمین بار بسیار متفاوت بود. رادیو ان.پی.آر تعداد دفعاتی که مولر تقاضای "تکرار سوال" را کرده بود پشت سر هم چشبانده بود و قطعه گزارش با نمکی تولید شده بود:
Could you repeat the question?!

✔️🔹٤- سر جمع به نظر نمی رسد جلسه دیروز باعث تغییر جدی در اذهان شهروندان آمریکایی بشود. نه از هواداران ترامپ کاسته شد، و نه افزوده شد.
یکی از حساسترین موضوعات امنیت ملی، امروز در قالب یک زد و خورد کلامی (بدون توهین) برگزار شد و دموکرات ها آنچه می خواستند را بدست نیاوردند. از جلسه امروز، چیز دندانگیری که بتوان با آن رئیس جمهور را استیضاح کرد، به دست نیامد.

قرار بعدیِ جماعت دموکرات با ترامپ، به مصاف در میدان انتخابات منتقل شد. فعلا باید صبر کرد و دید که این استخوان در گلو را باید یکسال دیگر تحمل کنند یا پنج سال دیگر؟!

t.me/solseghalam

* لینک در خبرآنلاین
✍️برخورد تند دانشگاه با استاد (و مدير دپارتمان)

🔹زماني كه براي دوره پسادكترا در دانشگاه ميشيگان استيت بودم يكي از اساتيد (كه حسب اتفاق ايراني هم هستند) وقت نسبتا كمى رو در دپارتمان صرف مي كرد و يك شركت فعال عمراني (بسيار موفق) در بيرون دانشگاه داشت.

اخيرا يكي از دانشجوهايش (كه خانم متشخص مالزيايى است) رفته و از او شكايت كرده كه اين استاد باعث شده من در شركتش كار كنم، بدون اينكه حقوق و پرداختي مناسبي بهم پرداخت كنه.

🔹برايم جالب بود كه آنچنان برخورد جدي و تندى از طرف دانشگاه "با دپارتمان" صورت گرفت كه (علاوه بر تعليق استاد) حتي منجر به بركناري رئيس دپارتمان كه (استاد راهنماي سابقم بود و تقريبا) مشهورترين چهره علمى دنيا در حوزه پژوهش "سازه و آتش" هست، شد.

اصلا انتظار اين ميزان قاطعيت در "برخور با دپارتمان" رو بخاطر تخلف يك استاد، نداشتم.
شرح اين ماجرا رو (با جزئيات) در #روزنامه لنسينگ استيت(روزنامه ايالت #ميشيگان) در زير🔻ميتوانيد ملاحظه كنيد!

🔹برای من این میزان شدت عمل و برخورد تُند، (قابل تحسین و) محل تعجب است.
از اینکه با دکتر سروشیان برخود شده متعجب نیستم بلکه تعجب از این است که با چه شدت عملی، مدیر گروه را هم، برکنار کردند. مدیر گروهی که مطرح ترین چهره علمی دنیا در تخصص خودش است را به دلیل اینکه چرا در زمان مدیریت بر گروه، بر رفتار اساتید نظارت کافی نداشته ای، برکنار کردند.

🔹دکتر کدور (رئیس دپارتمان) گفته که:
این وظیفه من نبوده که بروم در شرکت خصوصى سروشیان و ببینم ايشان چه رفتاری با دانشجویانش دارد (نقل از روزنامه لنسینگ🔻) ولی به رغم این حرف، ايشان برکنار شد.

🔹 پرونده اين شكايت همچنان در دادگاه فدرال در جريان است ولى فعلا استاد مربوطه از هدايت هرگونه پايان نامه دانشجويى، تعليق شده و دپارتمان هم موظف شده كه رئيس جديدى پيدا كند.

🔹 نكته ديگرى كه از اين شكايت برايم عجيب بود، زمان شكايت بود. خانمي كه (به اتفاق چند دانشجوى ديگر) رفت و از رفتار استادش شكايت كرد، در شرف دفاع و فارغ التحصيلى بود؛ و با اينكار عملا پروسه فارغ التحصيلى اش به هوا رفت. لذا مشخص است كه چه فشارى روحى به وى تحميل شده كه حاضر به انجام چنين ريسكى شده است.

🔹 اعتماد به هيأت علمى (استاد دانشگاه) از ويژگيهاى سيستم آموزش عالى در #آمريكا ست ؛ ولى اين اعتماد باعث نشده كه در چنين مواردي، شدت عمل و برخورد خشن از سوى مديريت عالى دانشگاه صورت نپذيرد.

سيستم مبتني بر #اعتماد، سيستم بسيار ارزنده اى است اما، وجود "اعتماد" نبايد باعث شود تا استاد احساس كند در يك #حاشيه_امن واقع شده است.


سخن آخر : گاه در دوره دكترا، استاد راهنما رفتارهايى مى كند كه دانشجو به دليل نياز به فارغ التحصيلى، تحمل مى كند. عبور از برخى مرزها، "نبايد" توسط دانشجو تحمل شود. البته اين به مفهوم توصيه به كم صبرى يا كم تحملى در دوران دانشجوئى نيست بلكه، چشمها بايد باز باشد تا اگر حق ما در حال تضييع است از مجارى قانونى اقدام كنيم.

@solseghalam

▪️▪️▪️▪️
📌لينك: گزارش شكايت مذكور در اخبار ايالت ميشيگان:
https://statenews.com/article/2019/04/lawsuit-alleges-michigan-state-knew-of-engineering-professors-abusive-practices

📌لينك: گزارش پرونده شكايت مذكور در روزنامه لنسينگ استيت:
https://www.google.com/amp/s/amp.lansingstatejournal.com/amp/1701828001

📌لينك: گزارش ديگرى در روزنامه لنسينگ استيت:
https://www.google.com/amp/s/amp.lansingstatejournal.com/amp/3311009002
📌لينك: گوگل اسكولار استاد راهنماي سابقم با بيش از ۱۵هزار ساتيشن و اچ ايندكس ۶۸ كه به دليل اين ماجرا از رياست گروه بركنار شد:
https://scholar.google.com/citations?user=MCFru8AAAAAJ&hl=en

📌لينك: يادداشت قبل
✍️چند توصيه به علاقمندان #ادامه_تحصيل در خارج از كشور:
https://news.1rj.ru/str/solseghalam/1121
👍4