𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 – Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
59 subscribers
1.62K photos
183 videos
12 files
324 links
You're in a weird squirrel's li'l spaceship!¡🗿


Unknown=
@Apandicsishere_bot
Download Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
...لحظه ای به سکوت گذشت، سپس مرد آهی کشید. به چشمان دخترک زل زد. "اگه... پوزه بندت بردارم، گاز نمیگیری که؟.." دخترک با نگاه بی حوصله ای به او نگاه کرد. در نگاهش فحش موج میزد. مرد سرش را تکان داد. "باشه باشه.." به نرمی خنده ای ریز سر داد. سپس دستش را بار دیگر…
...مرد دوباره آهی کشید و سرش را تکان داد. توجه دخترک دوباره به مرد برگشت. قلب مرد لحظه ای ایستاد. صورت گرد وگوشتالو..... لبخندی به صورت مرد دوید و به آرامی خندید. دخترک به تعجب به مرد زل زد. سپس مرد نفس عمیقی کشید. "جایی داری بخوای بری؟" دختر سرش را کج کرد. مرد دوباره آهی کشید. "خونه؟ جایی که بتونی بهش بگی خونه؟" دخترک سرش را تکان داد. مرد ایستاد و کیسه های خریدش را برداشت. "میتونی یه مدت پیش من بمونی تا پدر و مادرت رو پیدا کنیم." دخترک پلکی زد، سپس با سردرگمی به مرد نگاه‌ کرد. دیوید متوجه نگاه دخترک نشد. چرخید و به راه افتاد. دختر، پس از نگاه کوتاهی به کیک، به دنبال او به راه افتاد. گلویش کمی خشک بود، ولی اهمیت نداشت. "پدر و مادر یعنی چی؟..." دخترک برای اولین بار حرف زد. صدای خشک و کهنه اش باعث شد مرد خشکش بزند. دیود برگشت و به او نگاه کرد. "پدر و مادر؟... منظورت چیه؟" تایی به آبرویش داد. "نگو که تو.. یه یتیمی؟..." دخترک مکث کرد. خاطره ای در ذهنش جرقه زد.
[-یتیم بدردنخور.
-بازم یتیمه، مث بقیه نیست والدینش بیان دنبالش.
-بازم بدرد نخور به نظر میرسه.]
با صدای مرد به خود آمد. مرد با نگرانی به اون نگاه می‌کرد. "خوبی؟.." دختر با سر تایید کرد. "یتیم...." زمزمه کرد. مرد آهی کشید. کلی سوال داشت، ولی گذاشت برای بعد. دوباره به راه افتاد. "بیا بریم. دیر وقته، برات شام درست میکنم." دختر پشت سر او راه می آمد.
با اینکه قدم های مرد سه برابر دخترک بودند، ولی او به راحتی با دیوید همقدم بود.
مرد از بالا نگاه پدرانه ای به دخترک کرد. او نمی توانست در برابر نیاز محافظت از دخترک مقاومت کند....
آسمان تاریک شده بود، و آنها در کوچه به آرامی قدم برمی‌داشتند.


-ادامه دارد...

-apandics
-EXP.2.6.8
#mystory
#Crystal_blue
🔥2👎1
شب بخیر🩵
😐1
امشب پارت نداریم
دیشب تو اوج کلافگی پارت رو نوشتم
🤣1💔1
ولی امشب اینکارو نمیکنم...
اگه با کلافگی بنویسم چرت و پرت میشه....
شرمنده
شب بخیر🩵
سلام
بندگون خدا-
چه کلمه ای افتاده تو دهن من ای خیدا...
خوب-