𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
اين دو تا از کرکتر ها که تا الان معرفی شدند هنوز برای قربانی ها ننوشتم #pic #The_Winter_Monster
من اینو کجا شر کردم یادم نمیاد؟....
ادی... گلوریا... دیگه کی؟ 🗿
ادی... گلوریا... دیگه کی؟ 🗿
احتمالا مجبور بشم داستان هام روی ه تغییرات کوچیک بدم چون دارم حفره های داستانی رو پر میکنم
در کل باید یه چنل جدا بزنم برا داستانام، نه؟ 🌚
چطوره تو آرت چنلم بزارم داستانارو؟
در کل باید یه چنل جدا بزنم برا داستانام، نه؟ 🌚
چطوره تو آرت چنلم بزارم داستانارو؟
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
احتمالا مجبور بشم داستان هام روی ه تغییرات کوچیک بدم چون دارم حفره های داستانی رو پر میکنم در کل باید یه چنل جدا بزنم برا داستانام، نه؟ 🌚 چطوره تو آرت چنلم بزارم داستانارو؟
داستانارو کجا بزارم؟
Anonymous Poll
0%
هرکدوم چنل جدا بزنم
80%
کلا یه چنل بزنم برای داستانا
20%
همینجا بزارم
0%
تو آرت چنلم بزارم
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"...خانه ای دو خوابه، یک اتاق با تخت دو نفره و اتاق دوم بیشتر شبیه به انباری بود. کارآگاه، انباری را با دقت بررسی کرد. در گوشه و کنار میتوانست بانداژ يا دستمال خونی پیدا کند. و بعد، متوجه چیزی شد. قاب عکسی زیبا، از یک درخت سرسبز در دشت برفی شد. عکس، خاک گرفته…
"کارآگاه جواد، از کلافگی پشت سرش را خاراند. ایستاده روبه روی تخته ای که عکس ها و مدارک اندک را روی آن چسبانده بود، نگاهی به دفتر نقاشیهایی که در خانه منوچهر پیدا کرده بود، انداخت. سپس، به عکس ها نگاه کرد. یک، دو، سه، چهار،... بیست و دو! بیست و دو تا از اجساد با تصویر هایی از روش قتل مقتولین پیدا شدند. نقاشی های باجزئیات اما با رنگ آمیزی خشن و نامیزان. با اینکه تصاویری بیش نبودند، اما به اندازه قتل های به ثمر رسیده، احساس ناخوشایند و مورمور کنندهای انتقال میکردند. با سردرگمی به آنها نگاه میکند. چرا کسی باید خودش را به این دردسر بیندازد و برای هر صحنه قتل تصویری رسم کند؟ «چرا؟.....» کارآگاه، زیرلب با خود زمزمه میکند. دوباره به نقاشی ها نگاه میکند. اخمی از سر کلافگی روی صورتش نقش میبندد. اینبار، با دقت بیشتر اطلاعات مقتولین را بررسی میکند. وقتی به هفتمین مقتول نگاه میکند، متوجه چیزی میشود. هفتمین مقتول، پژمان استوار، به عنوان یک کارآموز در اداره پلیس مشغول به کار شده بود. آینده درخشانی در انتظارش بود. جواد، شنیده بود که او بخاطر هوش سرشار و حل مسئله خوبش به زودی میتوانست به درجه سروان در بخش جنایی باشد؛ اما درست قبل از همه چیز، در ١٠ فروردین ٨۵، جسد فاجعهبار او در کوچه پشت کلانتری پیدا شد. جسد پژمان، دست نداشت، اما مابین قتل هایی بود که تصویری به همراه داشتند، مانند محمد..."
-ادامه دارد...
-apandics(part 7, ⅓)
#mystory
#The_Winter_Monster
-ادامه دارد...
-apandics(part 7, ⅓)
#mystory
#The_Winter_Monster
🔥1
یکم کوتاه تره چون اگه بیشتر بنویسم باید کلشو بنویسم
و ممکنه تلگرام قفل کنه و کلا دیلیت بشه
در نتیجه رعایت میکنم و فشار بخورید چون قسمت بعدش هفته دیگه میاد
و ممکنه تلگرام قفل کنه و کلا دیلیت بشه
در نتیجه رعایت میکنم و فشار بخورید چون قسمت بعدش هفته دیگه میاد
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"...او لحظهای مکث میکند و سپس به آرامی میچرخد تا پشت سرش را نگاه کند. اما فقط یک موش بود، که باعث افتادن یک قاب عکس از روی طاقچه شده بود. کارآگاه با کنجکاوی به سمت قاب میرود و آنرا برمیدارد.با اینکه شیشه خرد شده بود اما عکس یک مرد کنار یک زن به وضوح خود…
اینارو من کجا شیر کردم؟
چرا همش پرایوت شیر شده؟ 😭🤨
چرا همش پرایوت شیر شده؟ 😭🤨
🌚1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
اینارو من کجا شیر کردم؟ چرا همش پرایوت شیر شده؟ 😭🤨
آهااااا
یادم اومددددد
تو یه گپ میفرستادم تا مردم بیان بخونن.... 🌚
اخه گفتن یکی زیاد هست پیاما پیداش نمیکردن🌚😭😂
یادم اومددددد
تو یه گپ میفرستادم تا مردم بیان بخونن.... 🌚
اخه گفتن یکی زیاد هست پیاما پیداش نمیکردن🌚😭😂