Closeup. – Telegram
Closeup.
793 subscribers
123 photos
22 videos
12 links
آدمیزاد.
Download Telegram
به‌یاد سمبوسه‌های عامو چرخی، ساندویچ کالباس‌های بوفه مدرسه، فوتبال‌های وسط کوچه با توپ پلاستیکی دولایه، تابستون‌هایی که توو حیاط می‌خوابیدیم و زل می‌زدیم به آسمون، زمستون‌هایی که زیرِ کرسی جا خوش می‌کردیم و مامان انار دون می‌کرد، خونه تکونی‌هایی که همیشه قسر در می‌رفتیم، درس‌هایی که شب امتحان می‌خوندیم، جمعه‌هایی که می‌رفتیم سی‌دی فیلم کرایه می‌کردیم و پول‌های مچاله‌ای که توو جیب‌مون آماده بودن..
کجایی؟ قهوه‌خونه. بریم کجا بشینیم؟ قهوه‌خونه. کجا جلسه کاری بذارم؟ قهوه‌خونه. کجا برم بشوره ببره؟ قهوه‌خونه.
برهان همینقدر لطیفه.
- من قدرت غلبه بر مشکلاتم رو ندارم، من باید فرار کنم از مشکلاتم
+ ببین این حرفارو برو به این دافی مافیا بزن بوجی موجیت کنن، این چرت و پرتارو به من نگو.

-چرا گریه نمی‌کنی؟
همینه زندگی.
نجات‌دهنده روبه‌روی آینه نیست، توو حساب بانکیه.
این ساعت خیابون خلوته
ولی من شلوغه مغزم..
شنبه، روز پر استرسِ قبل پخش بود. اگه اون روز شانس باهامون یار بود قسمت به موقع می‌رسید. و خب خیلی وقتا باهامون یار نبود و چشم به راهش می‌موندیم.
-سال چارصدویک، سریال بی‌گناه.
پشت هر شوخی یه حرف جدیه.
Forwarded from فصل‌ِپرتقال
نمیدونم من اینطوریم یا اقتضای سن و سالمه که اینقدر با خودم کلونگم
پیام بالا رو اینطوری بخونین:
حرفی ندارم، بشین چایی بیارم واست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این چرا هیچ‌وقت قدیمی نمی‌شه؟
هرجا داستانی نبود، زندگیم رو فروختم قصه خریدم.
دوازده شب به بعد که چایی می‌ذاری، زندگی وارد جزئیات می‌شه.