Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
یک قسمت واقعی از لذت زندگی: "چای رو دَم کن دارم میام".
موقعیت: نشستی کنج اتاقت توو تاریکی، چایی ریختی، سیگارت خاکستر شده، اصلا نفهمیدی کی شب شد.
کلمه بازسازی رو از آگهیهای دیوار بگیری دیگه چیزی برای ارائه ندارن. اندازه کف دست یه گاز رومیزی گذاشتی، بازسازی عنه؟
یه سری آدما توو دنیای واقعی هیچ گوهی نمیخورن، مجازی ژست پوپولیستی میگیرن. اینا نه کارشناسن، نه آدم باسواد. فقط ادمین یه کانالن.
پنجرهی اتاقم رو باز کردم سرم رو آوردم بیرون، رفت و آمد آدمارو میدیدم. بهنظرم اکثر آدما اینجوریان که تا هر وقت باهاشون خوبی و براشون مثبتی باهات خوبن. اما وقتی یه بدی ازت میبینن مثل دستمال چرک تو رو کنار میذارن و این خیلی غمگینم میکنه. همهی ما کامل نیستیم. نمیتونین، آدما نفس میکشن، آدما انسانن، قلب دارن..