Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۹

🔠زمان مناسب برای شروع یک رابطه جدید بعد از جدایی


تحقیقات نشان میدهند که زمان مناسب برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی، به میزان تجربه، توان افزایی، نوع و طول رابطه، تعداد رابطه ها در گذشته، تروما های تجربه شده، فرهنگ محیط و رشد شخصی هر فرد بستگی دارد و به صورت کلی قابل تعیین دقیق نیست - همانطور که بارها ذکر شده یک دستورالعمل برای همه وجود نخواهد داشت. اما در روانشناسی روابط، توصیه می‌شود که پس از جدایی، به خودمان وقت بدهیم تا از ضربه های روانی و تروما های تجربه شده بهبود پیدا کنیم و مهمتر از همه از تجربه های خود در گذشته یاد بگیریم.

معمولا هر شخصی به طور متفاوت با جدایی مواجه می‌شود و زمان لازم برای بهبود و بازیابی روحی نیز ممکن است بنا به شخصیت و تجربه های شخص بسیار متفاوت باشد. برخی ممکن است که به مدت چند ماه یا حتی سالیان طولانی نیاز داشته باشند تا از جدایی خود بهبود یابند و آماده شروع یک رابطه جدید شوند، در حالی که دیگران ممکن است در مدت زمان کوتاه‌تری آماده شوند.

به عنوان راهنمایی عمومی، در نظر داشته باشیم که زمانی که ما احساس کنیم روحیه و اعتماد خودمان بهبود یافته و احساس آمادگی برای برقراری رابطه جدید داریم، می‌توانیم به برقراری رابطه اقدام کنیم. این می‌تواند شامل تمام عوامل مختلفی مانند میزان مشغولیت ما، حمایت اجتماعی، تجربه‌های گذشته و هدف در رابطه جدید باشد.

مهمترین نکته این است که به خودمان و نیازهای ما توجه کنیم. شناخت خوبی از خودمان و احترام به روند شخصیتی و عواطف مان می‌تواند ما را در تصمیم‌گیری درباره زمان مناسب برای شروع رابطه جدید یاری کند.

در ادامه، تعدادی نکته مهم در رابطه با زمان مناسب برای شروع رابطه جدید پس از جدایی را بررسی می‌کنیم:

*️⃣1. فرآیند بهبود: پس از جدایی، ممکن است نیاز داشته باشیم‌ تا فرآیند بهبود خود را طی کنیم. این شامل درک و پذیرش احساسات خود، پرداختن به زخم‌های عاطفیمان و بهبود خودشناسی است. آگاهی از اینکه چگونه با تجربه گذشته خود کنار بیاییم و از آن یاد بگیریم بسیار مهم است.

*️⃣2. ایجاد فضای خالی: ممکن است بعد از جدایی نیاز داشته باشیم تا فضای خالی و زمانی برای خودمان ایجاد کنیم و به طور فعال به تنهایی و رشد فردی بپردازیم. این امر به ما اجازه می‌دهد تا به خودمان متمرکز شویم و از رابطه‌های گذشته یاد بگیریم تا در آینده بهترین تصمیم‌ها را در روابط جدید بگیریم و از بروز اشتباهات مشابه خودداری کنیم.

*️⃣3. ارزیابی نیازها و آرزوها: مهم است که در این دوره پس از جدایی، نیازها و آرزوهای خود را مجدداً ارزیابی کنیم. بررسی اینکه چه نوع رابطه‌ای را تمایل داریم داشته باشیم و اینکه آیا آماده ارتباط مجدد هستیم یا نه، مهم است بدانیم که چه چیزی سبب اتمام رابطه گذشته بوده و چه مقدار از آن سهم من بوده. چرا که هر سیستم نیاز به آیتم ها و اکترهای گوناگون دارد تا فعال بماند‌.

*️⃣4. حمایت اجتماعی: در این مرحله، حمایت از خانواده، دوستان و شبکه اجتماعیمان می‌تواند بسیار مفید باشد. صحبت کردن با افرادی که به ما نزدیک هستند و درکی از حمایت ما دارند، می‌تواند به ما کمک کند تا بازسازی خود را درک و تقویت کنیم و از نظرهای مختلف در مورد شروع رابطه جدید استفاده کنیم. در اینجا گفتگو با مشاور و روانشناس می‌تواند کمک بزرگی برای پیشگیری از درماندگی گردد.

*️⃣5. آمادگی شخصی: برای شروع یک رابطه جدید، مهم است که احساس آمادگی شخصی داشته باشیم. این شامل استقرار یک تعادل عاطفی، بهبود خودشناسی، آمادگی برای ارتباط و همچنین آماده‌باش برای ریسک‌پذیری و پذیرش زمینه‌ای از ناامنی است.

*️⃣6. تجربه گذشته: تجربه‌های گذشته‌ ما نیز بسیار مهم است. بررسی علل جدایی قبلی، الگوهای تکراری در روابط و یادگیری از خطاهای قبلی می‌تواند به ما کمک کند تا در رابطه جدید خود بهتر عمل کنیم و تکرارهای بیهوده را پیش بینی کنیم و یک دینامیک جدید به رابطه بدهیم.

در نهایت، هیچ زمان مشخص و قطعی برای شروع یک رابطه جدید وجود نخواهد داشت که برای همه صدق کند. مهمترین نکته این است که به خودمان و نیازهای واقعی ما توجه کنیم و در صحبت کردن با خودمان صادق باشیم. در نهایت، مهمترین چیز این است که احساس آمادگی، اعتماد به دیگری، امنیت خاطر و راحتی خود را در شروع رابطه جدید برای خود تجربه کنیم.

۱

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در زمینه روانشناسی روابط و زمان مناسب برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی، منابع زیر مفید میباشند:

1. "Getting Past Your Breakup: How to Turn a Devastating Loss into the Best Thing That Ever Happened to You" نوشته Susan J. Elliott
این کتاب ما را همراهی کرده تا پس از جدایی احساسات خود را درک کنیم، با خودمان وارد صحبت شویم و بهبود پیدا کنیم. همچنین، راهنمایی‌هایی درباره شروع یک رابطه جدید نیز در این کتاب وجود دارد.

2. "The Journey from Abandonment to Healing: Revised and Updated: Surviving Through and Recovering from the Five Stages That Accompany the Loss of Love" نوشته Susan Anderson
این کتاب راهنمای خوبیست تا فرآیند بهبود پس از جدایی را درک کنیم و به سمت بهبود روحی و احساسی حرکت کنیم. همچنین، در مورد ارتباطات جدید و شروع مجدد نیز راهنمایی‌هایی در این کتاب وجود دارد.

3. "Dating After Trauma: How to Find the Love of Your Life After Experiencing an Abusive Relationship, Rape, or Sexual Abuse" نوشته Aphrodite Matsakis
این کتاب به کسانی که تجربه روابط ناموفق یا مشکلاتی مانند سوءاستفاده جنسی را تجربه کرده‌اند، راهنمایی می‌کند که چگونه بازسازی شوند و به رابطه جدیدی واقعی و سالم بروند.

4. "Rebuilding: When Your Relationship Ends" نوشته Bruce Fisher و Robert Alberti
این کتاب به ما کمک می‌کند تا در رابطه و پس از رابطه بهبود پیدا کنیم و به راهنمایی‌هایی برای شروع یک رابطه جدید پس از جدایی دست پیدا کنیم.

5. "Getting Back Out There: Secrets to Successful Dating and Finding Real Love after the Big Breakup" نوشته Susan J. Elliott
این کتاب راهنمایی‌ها و استراتژی‌هایی را ارائه می‌دهد که به ما در شروع رابطه جدید پس از جدایی کمک می‌کند. این کتاب به ما کمک می‌کند تا از تجربه گذشته یاد بگیریم و الگوهای ناسالم روابط را شناسایی کنیم.

6. "The Mastery of Love: A Practical Guide to the Art of Relationship" نوشته Don Miguel Ruiz
این کتاب به ما کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از خود و روابطمان پیدا کنیم. با تمرکز بر عشق به خود و دیگران، این کتاب به ما کمک می‌کند تا روحیه و آمادگی لازم برای شروع یک رابطه جدید را پیدا کنیم.

7. "The Science of Happily Ever After: What Really Matters in the Quest for Enduring Love" نوشته Ty Tashiro
این کتاب بر اساس تحقیقات علمی درباره روابط عاشقانه استوار است. این کتاب ما را یاری میدهد تا الگوهای موفقیت در روابط را بشناسیم و درک کنیم که چه عواملی در شروع یک رابطه جدید مهم هستند.

8. "Conscious Dating: Finding the Love of Your Life in Today's World" نوشته David Steele
این کتاب ما را با روش‌ها و استراتژی‌هایی برای ایجاد رابطه معنادار و سالم آشنا می کند. این کتاب ما را هدایت می‌کند تا از تجربه‌های گذشته یاد بگیریم و راهنمایی‌هایی درباره شروع یک رابطه جدید پس از جدایی را دربردارد.

۲

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
دکتر موریس‌ستودگان 2018

©️ چرا افراد انتقاد پذیرند یا انتقاد پذیر نیستند!

👈انتقاد پذیری افراد به عوامل مختلفی بستگی دارد، برخی از این عوامل عبارتند از:

🔠1. رشد شخصیتی: افرادی که شخصیت قوی‌تری دارند و از مهمترین خصوصیات آنها قابلیت مقابله با تنش‌ها و تغییرات است، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا می‌کنند.

🔠2. ارتباطات موثر: افرادی که در ارتباط با دیگران موثر هستند و مهارت‌های ارتباطی خوبی دارند، ممکن است به راحتی از نظرات دیگران استفاده کنند و به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.

🔠3. تعامل با افراد مختلف: افرادی که با افراد مختلف در ارتباط هستند و تجربه‌ی کار با افراد مختلفی را داشته‌اند، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.

🔠4. اطلاعات و دانش: افرادی که دارای اطلاعات و دانش کافی در مورد مسائل مختلف هستند، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا می‌کنند زیرا می‌توانند بهتر ارزیابی کنند که انتقادات دیگران درست هستند یا نه.

🔠5. داشتن روحیه بازتر: افراد با روحیه بازتر، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند چرا که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند و از دیدگاه‌های دیگران استفاده می‌کنند.

به طور کلی، انتقاد پذیر شدن به عواملی مانند شخصیت، مهارت‌های ارتباطی، تجربه، دانش، و روحیه بازتری که فرد دارد، بستگی دارد. همچنین، شیوه ارائه انتقاد نیز می‌تواند برای افراد مهم باشد. به عنوان مثال، ارائه انتقاد به شیوه‌ای که به نوعی سازنده و با احترام باشد، ممکن است افراد را برای پذیرش انتقادات بهتر از شیوه‌هایی که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ترغیب کند.

همچنین، موقعیت‌های مختلف نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به عملکرد بهتری دارد، ممکن است برای پذیرش انتقادات بیشتر تلاش کند. به عنوان مثال، در سازمان‌ها، فرهنگ سازمانی می‌تواند نقش مهمی در پذیرش انتقادات داشته باشد. اگر فرهنگ سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، احتمالاً اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که می‌توان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.

👋چرا گاهی افراد انتقاد پذیر نیستند؟

🔠1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات می‌تواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث می‌شود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.

🔠2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

🔠3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمی‌خواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

🔠4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشته‌اند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.

🔠5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کنند، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

🔠6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا می‌شوند.

در کل، دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که می‌تواند به خصوصیات شخصیتی، تجربه و موقعیت فرد وابسته باشد.

1-2

@thinpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
همچنین، ممکن است نحوه ارائه انتقاد نیز برای عدم انتقاد پذیری افراد مؤثر باشد. اگر انتقادات به شیوه‌ای ارائه شوند که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ممکن است فرد به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، اگر یک انتقاد به شیوه‌ای ارائه شود که به نوعی منحرف کننده یا غلط باشد، فرد ممکن است به سختی انتقاد را پذیرا باشد.

همچنین، موقعیت‌های مختلف نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به اثبات خود دارد، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، در محیط کار، فرهنگ سازمانی و ارزش‌های سازمانی می‌تواند برای پذیرش انتقادات مؤثر باشد. اگر ارزش‌های سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.

در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که می‌توان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.

پایان

🔠 منابع

1. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen

2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe

3. "Difficult Conversations: How to Discuss What Matters Most" نوشته Douglas Stone، Bruce Patton و Sheila Heen

4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott

5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni

6. "Leadership and Self-Deception: Getting Out of the Box" نوشته The Arbinger Institute

2-2

@thinpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دکتر موریس ستودگان 2018

🔠 شاخص های افراد درون گرا،  برون گرا و میان گرا

اسرار زیادی در مورد شخصیت های درون گرا و یا برون‌ گرا وجود دارد. اما امروزه روانشناسی پی به دسته سوم افراد با شخصیت میانگرا نیز برده اند. در اینجا بررسی کوناهی از این عوامل و اثرات ان بر روابط،را بررسی میکنیم.

🅰️. عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد  بیشتر درون‌گرا

1️⃣. پایداری هیجانی
(Emotional Stability)
این عامل به میزان تغییرپذیری هیجانی فرد اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، تمایل دارند که حساسیت و اضطراب بیشتری داشته باشند، بنابراین پایداری هیجانی برای آن‌ها بسیار مهم است.

2️⃣. هوش هیجانی
(Emotional Intelligence)
این عامل به توانایی فرد در شناخت، تفسیر و مدیریت هیجانات خود و دیگران اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در بیان هیجانات خود داشته باشند، بنابراین هوش هیجانی برای آن‌ها بسیار مهم است.

3️⃣. تمایل به تجربه‌پذیری (Openness to Experience)
این عامل به توانایی فرد در پذیرش تجربه‌های جدید و تغییرات اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است به تجربه‌های جدید تردید کنند و ترس از تغییر داشته باشند، بنابراین تمایل به تجربه‌پذیری برای آن‌ها بسیار مهم است.

4️⃣. اعتماد به نفس (Self-Confidence)
این عامل به اعتماد به نفس و اعتماد به توانایی‌های فرد اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در ابراز اعتماد به نفس خود داشته باشند، بنابراین اعتماد به نفس برای آن‌ها بسیار مهم است.

همچنین، برای افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، عوامل دیگری هم می‌تواند مهم باشد مانند:

5️⃣. انعطاف‌پذیری (Flexibility)
این عامل به توانایی فرد در تغییر و تطبیق با شرایط مختلف اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است به تغییرات و تحولات سختی بکشند، بنابراین انعطاف‌پذیری برای آن‌ها بسیار مهم است.

6️⃣. احساس مسئولیت پذیری
(Sense of Responsibility)
این عامل به توانایی فرد در پذیرش و انجام وظایف و مسئولیت‌های خود اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در پذیرش مسئولیت‌های بزرگ داشته باشند، بنابراین احساس مسئولیت پذیری برای آن‌ها بسیار مهم است.

7️⃣. تمرکز (Concentration)
این عامل به توانایی فرد در تمرکز بر یک وظیفه خاص به طور مداوم اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است دشواری در حفظ تمرکز برای طولانی مدت داشته باشند، بنابراین تمرکز برای آن‌ها بسیار مهم است.

8️⃣. بردباری (Patience)
این عامل به توانایی فرد در صبر و پایداری در مواجهه با مشکلات و تحدیدها اشاره دارد. افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، ممکن است به سختی صبر کنند و در مواجهه با مشکلات ناامید شوند، بنابراین صبر برای آن‌ها بسیار مهم است.

در کل، برای افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، برخی عواملی که در روانشناسی رفتار بسیار مهم هستند، می‌تواند به عنوان نقاط قوت و ضعف آن‌ها شناخته شوند. با داشتن این شناخت، افرادی که بیشتر درون‌گرا هستند، می‌توانند بهبود خودشناسی خود و ارتقای کیفیت زندگی خود بپردازند.

به طور کلی، برای هر فردی، شناخت و بررسی عوامل مهم در روانشناسی رفتار و نقاط قوت و ضعف شخصیتی خود می‌تواند بهبود خودشناسی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند. در قسمت دوم به شاخص های برون گرایی و اثرات آن بروی روابط میپردازیم.


🅱️. عوامل  مهم در روانشناسی رفتار برای افراد بیشتر برون‌گرا

1️⃣. هماهنگی: این عامل به میزان توانایی فرد در تنظیم و هماهنگ کردن رفتار و واکنش‌هایش با محیط و افراد دیگر اشاره دارد. بیشتر برون‌گرایان معمولاً به دنبال این هستند که با دیگران در ارتباط باشند و با محیط پیرامون خود هماهنگی داشته باشند.

2️⃣. قطعیت: بیشتر برون‌گرایان معمولاً تمایل دارند به قطعیت و اطمینان در رفتار و تصمیم‌گیری داشته باشند. این عامل به میزان توانایی فرد در تصمیم‌گیری و اتخاذ تصمیمات قاطع و قطعی اشاره دارد.

3️⃣. رقابت: بیشتر برون‌گرایان معمولاً تمایل دارند به رقابت و مقابله با دیگران در محیط خود. این عامل به میزان توانایی فرد در مقابله با فشارها و رقابت با دیگران اشاره دارد.

4️⃣. انگیزش: بیشتر برون‌گرایان معمولاً تمایل دارند به انگیزش و تحریک شدن توسط محیط خود. این عامل به میزان توانایی فرد در تحریک شدن و انگیزش پیدا کردن برای انجام دادن کارها و دستیابی به اهداف اشاره دارد.

5️⃣. خلاقیت: بیشتر برون‌گرایان معمولاً دارای خلاقیت و توانایی در پیدا کردن راه‌های جدید و نوآورانه برای حل مشکلات هستند. این عامل به میزان توانایی فرد در پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه و نوآورانه برای مشکلات اشاره دارد.

1-3

@thinpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6️⃣. ارتباطات اجتماعی: بیشتر برون‌گرایان معمولاً از ارتباطات اجتماعی بیشتری برخوردارند و تمایل دارند که با افراد دیگر در ارتباط باشند. این عامل به میزان توانایی فرد در برقراری ارتباطات اجتماعی و تعامل با دیگران اشاره دارد.

7️⃣. تفکر خلاق: بیشتر برون‌گرایان معمولاً دارای قابلیت تفکر خلاق هستند و توانایی در پیدا کردن راه حل‌های جدید و نوآورانه دارند. این عامل به میزان توانایی فرد در تفکر خلاق و پیدا کردن راه‌حل‌های نوآورانه اشاره دارد.

8️⃣. تجربه جدید: بیشتر برون‌گرایان معمولاً دارای تمایل به تجربه‌ی جدید و کاوش هستند. این عامل به میزان توانایی فرد در تجربه کردن تجربه‌های جدید و اکتشافات برای گسترش دانش و تجربه‌ی خود اشاره دارد.

این عوامل به طور کلی به بیشتر برون‌گرایان اشاره دارند، اما می‌توان گفت که هر فردی می‌تواند با توجه به شخصیت، تربیت و تجربیات خود، برای خود عوامل مهمی را شناسایی کند که در روانشناسی رفتار برای او مهم هستند. همچنین، افراد ممکن است در طول زمان تغییراتی در این عوامل داشته باشند و بسته به شرایط محیطی و تجربیاتشان، ترجیحات و رفتارهایشان نیز تغییر کند.

در هر صورت، شناخت و فهم عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای هر فردی می‌تواند در توسعه و بهبود ارتباطات، تصمیم‌گیری‌های درست و پایدار، و دستیابی به اهداف شخصی و حرفه‌ای موثر باشد.

©️. عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد میان گرا

رفتار میانگرایی یکی از مهمترین موضوعاتی است که در روانشناسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند عبارتند از:

1️⃣. توجه به جزئیات: افراد میانگرا به جزئیات رویدادها و اطراف خود توجه زیادی دارند و به طور معمول سعی می‌کنند تا بیشترین اطلاعات ممکن را درباره چیزها بدست آورند.

2️⃣. احساسات شخصی: افراد میانگرا احساسات خود را به شدت تجربه می‌کنند و در زمان‌هایی که با شخصیت‌های دیگر برخورد می‌کنند، اغلب احساسات آن‌ها را متوجه می‌شوند و به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند.

3️⃣. اجتناب از خطر: افراد میانگرا به دنبال اجتناب از خطرات هستند و در مواجهه با شرایطی که ممکن است خطرناک باشند، به طور عمده از آن‌ها فرار می‌کنند.

4️⃣. تمرکز بر دیدگاه‌های دیگران: افراد میانگرا به دیدگاه‌های دیگران اهمیت زیادی می‌دهند و در مواجهه با مسائل، سعی می‌کنند تا به دیدگاه‌های دیگران گوش کنند و با آن‌ها هماهنگی داشته باشند.

این چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند، می‌تواند تأثیرات متنوعی بر رفتار آن‌ها داشته باشد. به عنوان مثال، توجه به جزئیات می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در تصمیم‌گیری‌هایشان دقت بیشتری داشته باشند و در مواجهه با مسائل پیچیده، بهترین تصمیم را بگیرند. اما در عین حال، برای این افراد می‌تواند سخت باشد تا به راحتی از جزئیات خارج شوند و به چشم انداز کلی نگاه کنند.

احساسات شخصی نیز می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در برخورد با شخصیت‌های دیگر بهترین واکنش‌های خود را نشان دهند و با افراد دیگر به راحتی ارتباط برقرار کنند. ولی اگر این احساسات به شدت تجربه شوند، ممکن است باعث اضطراب و استرس شدید در افراد میانگرا شود.

اجتناب از خطر نیز می‌تواند برای افراد میانگرا در برخورد با موقعیت‌های خطرناک مفید باشد، اما در برخی موارد ممکن است باعث شود که این افراد به خطرات کوچکی هم پاسخ دهند و از مواجهه با مسائل و چالش‌های مختلف اجتناب کنند.

تمرکز بر دیدگاه‌های دیگران نیز می‌تواند باعث شود که افراد میانگرا در برخورد با دیگران، بهترین رفتار را نشان دهند و در برخورد با مسائل، به دیدگاهای دیگران گوش کنند و با آن‌ها هماهنگی داشته باشند. این می‌تواند در برخی موارد باعث شود که افراد میانگرا به راحتی به نظرات دیگران تکیه کنند و از قضاوت خودداری کنند، اما در عین حال ممکن است باعث شود که آن‌ها نتوانند به طور مستقل تصمیم‌گیری کنند و به سختی در مواجهه با نظرات مخالف ایستادگی کنند.

در کل، این چهار عامل مهم در روانشناسی رفتار برای افرادی که بیشتر میانگرا هستند، نشان دهنده ویژگی‌های مختلفی از شخصیت و رفتار آن‌ها هستند. درک این ویژگی‌ها می‌تواند به شناخت بهتری از افراد میانگرا کمک کند و در برخورد با آن‌ها بهترین رفتار را به خود نشان داد.


2-3

@thinpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔠منابع

برای تحقیق بیشتر اطلاعات ارائه شده میتوان از منابع متعدد استفاده کرد. این منابع شامل کتاب‌ها، مقالات و منابع اینترنتی معتبر در زمینه روانشناسی می‌شوند.

یکی از منابعی که در اینجا به آن اشاره می‌کنیم، کتاب

"Introduction to Personality: Toward an Integrative Science of the Person"
نوشته Walter Mischel است.
این کتاب در مورد ویژگی‌های شخصیتی مختلفی که در رفتار افراد نقش دارند، بحث می‌کند و به صورت جامع به موضوعات مختلفی از جمله رفتار میانگرایی می‌پردازد.


منابع متعددی در زمینه عوامل مهم در روانشناسی رفتار برای افراد درون‌گرا وجود دارد. یکی از منابعی که می‌توان به آن اشاره کرد،

کتاب "Personality Psychology: Domains of Knowledge About Human Nature" به قلم Randy J. Larsen و David M. Buss است که در سال 2017 توسط McGraw-Hill Education منتشر شده است.

همچنین، کتاب "The Psychology of Personality: Viewpoints, Research, and Applications" به قلم Bernardo J. Carducci و Stephanie M. Carducci نیز یکی از منابع مفید در این زمینه است که در سال 2017 توسط Wiley منتشر شده است.


۳-۳

@thinpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👏1
دکتر موریس ستودگان 2022

#️⃣🔠🔠اختلال شخصیت

ختلال شخصیت، یک اختلال روانی است که به وضوح در رفتار، روابط و ادراک فرد تأثیر می‌گذارد. هر نوع اختلال شخصیت، ویژگی‌های بارزی دارد که کمی یا زیاد نرمال بودن رفتار فرد را متأثر می‌سازد. برخی از اختلالات شخصیت و ویژگی‌های بارز آنجا عبارتند از:

*️⃣1. اختلال شخصیت نارسیستی
(Narcissistic Personality Disorder):
👈خودبینی بالا، تمایل به نمایش خود و نیاز به تأیید دیگران، عدم توجه به نیازها و احساسات دیگران.

🔠2. اختلال شخصیت افسرده
(Depressive Personality Disorder):
👈وابستگی زیاد به دیگران، کمبود اعتماد به نفس، ترس از ترک شدن و نیاز مداوم به حمایت و راهنمایی دیگران.

🔠3. اختلال شخصیت ضد اجتماعی
(Antisocial Personality Disorder):
👈 بی‌توجهی به حقوق دیگران، عدم احساس تاثر از عواقب رفتارهای خود، رفتارهای تخریب‌گرا و تمایل به تقلب و فریب دیگران، نادیده گرفتن قوانین اجتماعی، بازخورد ناخوشایند و بی‌تفاوتی نسبت به درد و رنج دیگران

🔠4. اختلال شخصیت جنونی سکیزوتایپال
(Schizotypal Personality Disorder):
👈 الگوی اندیشه‌ها و رفتارهای عجیب و غریب، تصورات نادرست و باورهای سحر و جادو و الگوی غیرعادی در ارتباطات و اندیشه‌ها، باورهای شبه‌مرزی یا نادرست، احساس اجتماعی نامرتبط و اضطراب اجتماعی.

🔠5. اختلال شخصیت مرزی
(Borderline Personality Disorder):
👈ناپایداری در روابط شخصی، ترس از ترک شدن، اضطراب شدید، اندیشه‌های سیاه و سفید و خودکشی.

*️⃣6. اختلال شخصیت اجتنابی
(Avoidant Personality Disorder):
👈ترس از مواجهه و انتقاد، اجتناب از فعالیت‌های اجتماعی و بینش‌های جدید، عدم اعتماد به نفس و احساس عدم ارزشیابی.

🔠7. اختلال شخصیت وابسته
(Dependent Personality Disorder):
👈وابستگی زیاد به دیگران، ناتوانی در تصمیم‌گیری‌های روزمره، نیاز مداوم به تأیید و راهنمایی دیگران.

*️⃣8. اختلال شخصیت گسسته
(Dissociative Identity Disorder):
👈 وجود داشتن دو یا بیشتر هویت جداگانه که هر کدام با ویژگی‌ها، خاطرات و رفتارهای منحصر به فردی همراه است.

*️⃣9. اختلال شخصیت وسواسی
(Obsessive-Compulsive Personality Disorder):
👈کسالت از خطا و نظم‌طلبی بیش از حد، تمایل به کنترل بیش از حد رویدادها و ترس از از دست دادن کنترل.

🔠10. اختلال شخصیت هیستریک
(Histrionic Personality Disorder):
👈نیاز به توجه و تأیید، رفتارهای نمایشی و زیاد، اغراق در بیان احساسات و وابستگی به روابط شخصی.

*️⃣11. اختلال شخصیت انطباقی
(Conformity Personality Disorder):
👈تمایل به کپی رفتارها و مقدمات دیگران، ناتوانی در ابراز نظرهای شخصی و تسلط بر خود.

*️⃣12. اختلال شخصیت پارانویید
(Paranoid Personality Disorder):
👈اعتقاد به اینکه دیگران در توطئه علیه خود هستند، احساس به خطر بودن در همه شرایط، سرسختی در قبول دلایل تکذیبی.

🔠13. اختلال شخصیت سکیزویید
(Schizoid Personality Disorder):
👈 انزوا و بی‌تفاوتی نسبت به روابط اجتماعی، کمبود احساسات و علاقه به فعالیت‌های اجتماعی.

*️⃣14. اختلال شخصیت با خشم منفعل
(Passive-Aggressive Personality Disorder):
👈 مقاومت غیرمستقیم و مخفیانه در برابر تقاضاها و نیازهای دیگران، رفتارهای ناسازگار و معترضانه.

*️⃣15. اختلال شخصیت نظم‌طلب, وسواسی
(Obsessive-Compulsive Personality Disorder):
👈 نیاز به کنترل و دقت بیش از حد، عدم ارتباط احساسی با دیگران، تمایل به رعایت قوانین و قواعد صحتمندی.

🔠16. اختلال شخصیت اضطرابی (Anxious Personality Disorder):
👈 ترس و نگرانی مداوم، احساس ناتوانی و عدم اطمینان، اجتناب از مواجهه با موقعیت‌های استرس‌زا.

*️⃣17. اختلال شخصیت پرخاشگر (Aggressive Personality Disorder):
👈عدم کنترل خشم و خشونت، رفتارهای عدوانی و تهدید‌آمیز، نقض حقوق دیگران.

۱

@thinkpluswithus
#Dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔠18. اختلال شخصیت وابسته به مواد
(Substance-Related Personality Disorder):
👈وابستگی شدید به مواد مخدر یا الکل، اهمیت بالای مصرف مواد نسبت به دیگر اولویت‌ها، تحمل ناکافی و عدم کنترل در مصرف.

*️⃣19. اختلال شخصیت افسرده
(Depressive Personality Disorder):
👈احساسات مداوم افسردگی، ناامیدی و بی‌ارزشی، تمایل به خودانتقاد و خودکشی.

*️⃣20. اختلال شخصیت نزدیک‌گرا
(Close-Grained Personality Disorder):
👈 نیاز بالا به روابط نزدیک و عشق ورزیدن، ترس از ترک شدن و تلاش بیش از حد برای جلب توجه و عشق دیگران.

🔠21. اختلال شخصیت خودمراقب، خود انتقادی
(Self-Monitoring Personality Disorder):
👈 حساسیت زیاد نسبت به نظرات دیگران، تغییر رفتار و نقش‌های مختلف بر اساس محیط و مردم اطراف.

*️⃣22. اختلال شخصیت از خودگذشتگی
(Self-Sacrificing Personality Disorder):
👈تمایل به قربانی کردن نیازها و خواسته‌های شخصی به نفع دیگران، حس وظیفه شناسی و نادیده گرفتن نیازهای خود.

🔠23. اختلال شخصیت اشتباه‌پذیر
(Gullible Personality Disorder):
👈باور آسان به دیگران, تمایل به قبول دلایل و ادعاهای بی‌ارتباط و غلط.

*️⃣24. اختلال شخصیت ترسو
(Fearful Personality Disorder):
👈ترس مداوم و بی‌منطق، احساس
آسیب‌پذیری و ناتوانی در مواجهه با تهدیدها و مواقع استرس زا.

🔠25. اختلال شخصیت ناپایدار
(Unstable Personality Disorder):
👈ناپایداری در روابط شخصی، تنش و خشم آتشین، تغییرات شدید در احساسات و تصمیمات.

۲
@thinkpluswithus
#Dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔠 منابع

در زیر چند منبع فارسی و انگلیسی برای درک بهتر از اختلالات شخصیت را معرفی می‌کنم:

۱. کتاب "اختلالات شخصیت: تشخیص، علت‌ها و درمان" نوشته عبدالعلی پورجواد و امیر محمد کاکاوند. این کتاب به طور جامع به بررسی اختلالات شخصیت مختلف می‌پردازد و رویکردهای مختلف درمانی را بررسی می‌کند.

۲. کتاب "اختلالات شخصیت: تشخیص و درمان" نوشته محمدرضا جعفری. این کتاب به بررسی اختلالات شخصیتی از جمله اختلال شخصیت گردشه، اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت نرجسیستی می‌پردازد و راهکارهای درمانی را بیان می‌کند.

۳. سایت رسمی انجمن روانپزشکی ایران (irpa.ir)، که منابع و مقالات متنوعی درباره اختلالات شخصیت و درمان آنها در اختیار عموم قرار می‌دهد.

۴. سایت رسمی سازمان بهزیستی کشور (behzisti.ir)، که اطلاعاتی درباره اختلالات شخصیت و خدمات و درمان‌های مرتبط را ارائه می‌دهد.

۵. روزنامه‌ها و مجلات علمی روانشناسی و روانپزشکی در ایران که مقالات و مطالب مرتبط با اختلالات شخصیت را منتشر می‌کنند. به عنوان مثال، مجله روانشناسی و روانپزشکی ایران و مجله علوم رفتاری.


1. "Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5)" - American Psychiatric Association.
   - این منبع، که به عنوان DSM-5 شناخته می‌شود، برای تشخیص اختلالات روانی از جمله اختلالات شخصیت استفاده می‌شود. آن شرحی دقیق از هر یک از اختلالات شخصیت را ارائه می‌دهد.

2. "Personality Disorders: Theory, Research, and Treatment" - Journal.
   - این مجله علمی روانشناسی و روانپزشکی به تحقیقات و مقالات در حوزه اختلالات شخصیت اختصاص داده شده است. شما می‌توانید از مقالات مختلف در این مجله برای به روزرسانی در مورد اختلالات شخصیت استفاده کنید.

3. "Personality Disorders: A Practical Guide" - John G. Gunderson و Glen O. Gabbard.
   - این کتاب، یک راهنمای عملی برای شناخت و درمان اختلالات شخصیت است. آن شرحی جامع از هر یک از اختلالات شخصیت را ارائه می‌دهد و به روش‌های مختلف درمانی اشاره می‌کند.

4. "Borderline Personality Disorder: New Perspectives on a Stigmatizing and Overused Diagnosis" - Bjoern Hartmann و Paul R. Duberstein.
   - این کتاب به بررسی اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder) می‌پردازد و به بحث درباره تشخیص، درمان و چالش‌های مرتبط با این اختلال می‌پردازد.

5. "Handbook of Personality Disorders: Theory, Research, and Treatment" - W. John Livesley.
   - این کتاب یک مرجع جامع در مورد راه‌ها، تحقیقات و درمان اختلالات شخصیت است. آن شامل مقالات و فصول مختلفی است که توسط تخصصی در حوزه اختلالات شخصیت نوشته شده است.

۳

@thinkpluswithus
#Dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🔠اندروپوز یا یائسگی مردانه

یائسگی مردانه یا آندروپوز (به انگلیسی: Andropause) به کاهش تدریجی سطح تستوسترون در مردان گفته می‌شود که با علائمی مانند کاهش میل جنسی، کاهش انرژی، افزایش وزن، کاهش توده عضلانی، اختلال در نعوظ و افزایش خطر بیماری‌های قلبی عروقی همراه است.

آندروپاوز و یائسگی منوپوز دو فرآیند متفاوت هستند که به ترتیب در مردان و زنان رخ می‌دهند. آندروپاوز یک کاهش طبیعی در تولید هورمون مردانه است که در مردان با افزایش سن رخ می‌دهد. یائسگی منوپوز یک توقف طبیعی در قاعدگی است که در زنان با افزایش سن رخ می‌دهد.

علائم آندروپاوز می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

* کاهش میل جنسی
*افسردگی
* اختلال نعوظ
* خستگی زیاد
* کاهش توده عضلانی
* افزایش وزن
* نوسانات خلقی
* مشکل در تمرکز و فراموشی
* گرگرفتگی
* تعریق شبانه
* کاهش تراکم استخوان و مشکلات استخوانی
* افزایش خطر بیماری‌های قلبی و سکته

🆗آندروپوز یک بیماری نیست و با افزایش سن در همه مردان اتفاق می‌افتد. با این حال، برخی از مردان ممکن است علائم شدیدتری داشته باشند که بر کیفیت زندگی آنها تأثیر می‌گذارد. درمان آندروپوز شامل
💥جایگزینی تستوسترون است که می‌تواند به بهبود علائم کمک کند.

😭اما علائم یائسگی منوپوز در زنان‌می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

* گرگرفتگی
* تعریق شبانه
* نوسانات خلقی
* مشکل در خواب
* خشکی واژن
* کاهش میل جنسی
* افزایش وزن
* خستگی
* سردرد
* درد مفاصل
* مشکلات حافظه و فراموشی
*افسردگی


👍مهم است به یاد داشته باشید که آندروپاوز و یائسگی بیماری نیستند. آنها فرآیندهای طبیعی هستند که با افزایش سن مردان و زنان رخ می‌دهند. با این حال، علائم آندروپاوز و یائسگی می‌تواند آزاردهنده باشد و بر کیفیت زندگی فرد تأثیر بگذارد. اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که با پزشک خود صحبت کنید تا ببینید آیا درمان‌های خاصی وجود دارد که می‌تواند به شما در مدیریت آنها کمک کند.

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

©️🔠 بحران میانسالی midlife crisis

🔠 بحران میانسالی:
(به انگلیسی: Midlife crisis) به دوره‌ای از زندگی گفته می‌شود که در آن فرد احساس می‌کند که در زندگی خود به موفقیت‌های خاصی دست نیافته و در آینده نیز به موفقیت‌های بیشتری دست نخواهد یافت. بحران میانسالی معمولاً در سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی رخ می‌دهد.

#️⃣پیامد این بحران:
بحران میانسالی می‌تواند باعث بروز مشکلاتی در زندگی فرد شود، از جمله:

* افسردگی
* اضطراب
* بی‌خوابی
* مشکلات زناشویی
* مشکلات شغلی
* مشکلات مالی
* مشکلات جسمانی

در برخی موارد، بحران میانسالی می‌تواند باعث بروز رفتارهای پرخطر در فرد شود، از جمله:

* اعتیاد به مواد مخدر یا الکل
* قماربازی
* رابطه جنسی پرخطر
* رانندگی پرخطر

🚫عوامل موثر:
بحران میانسالی می‌تواند به دلایل مختلفی رخ دهد. برخی از عواملی که ممکن است بر بروز این بحران تأثیر بگذارند عبارتند از:

🔼 نقش سن:
بحران میانسالی معمولاً در سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی رخ می‌دهد. این دوره از زندگی معمولاً با تغییرات زیادی همراه است، از جمله تغییرات جسمی، تغییرات شغلی و تغییرات خانوادگی. این تغییرات می‌توانند باعث بروز احساسات مختلفی مانند ناامیدی، ترس و بی‌اعتمادی شوند.

🕯 انتظارات:
انتظارات بالایی که فرد از خود دارد می‌تواند باعث بروز بحران میانسالی شود. اگر فرد احساس کند که در زندگی خود به موفقیت‌های خاصی دست نیافته است، ممکن است دچار احساس ناامیدی و شکست شود.

📊 نقش فرهنگ:
فرهنگ نیز می‌تواند بر بروز بحران میانسالی تأثیر بگذارد. در برخی از فرهنگ‌ها، موفقیت و دستیابی به اهداف در زندگی بسیار مهم تلقی می‌شود. این می‌تواند باعث شود که افراد در سنین میانسالی احساس ناامیدی و شکست کنند.

🥸 نقش شخصیت:
شخصیت فرد نیز می‌تواند بر بروز بحران میانسالی تأثیر بگذارد. افرادی که کمال گرا هستند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به بحران میانسالی هستند. این افراد معمولاً انتظارات بسیار بالایی از خود دارند و همیشه سعی می‌کنند که بهترین باشند. این می‌تواند باعث شود که آن‌ها در زندگی خود احساس نارضایتی و شکست کنند.

🙏 دامنگیری:
معمولا همه افراد دچار بحران میانسالی نمی‌شوند. برخی از افراد ممکن است در این دوره از زندگی خود احساس رضایت و خوشبختی داشته باشند. با این حال، بحران میانسالی یک پدیده نسبتاً رایج است و بسیاری از افراد در این دوره از زندگی خود با مشکلاتی روبرو می‌شوند.

👀 زنان یا مردان:
بحران میانسالی در زنان و مردان به یک اندازه شایع است. با این حال، ممکن است علائم و نشانه‌های بحران میانسالی در زنان و مردان متفاوت باشد. برای مثال، زنان ممکن است بیشتر از مردان دچار افسردگی و اضطراب شوند، در حالی که مردان ممکن است بیشتر از زنان دچار مشکلات زناشویی و شغلی شوند.

🌐شیوع جغرافیایی:
بحران میانسالی در همه کشورها وجود دارد، اما ممکن است در برخی از کشورها بیشتر از سایر کشورها باشد. به عنوان مثال، بحران میانسالی در کشورهایی که فرهنگ آن‌ها بر موفقیت و دستیابی به اهداف در زندگی تأکید زیادی دارد، بیشتر از کشورهایی است که فرهنگ آن‌ها بر لذت بردن از زندگی و گذراندن وقت با خانواده و دوستان تأکید بیشتری دارد.

🛍 نقش هورمونها:
بحران میانسالی معمولاً با کاهش سطح هورمون‌های جنسی، به ویژه تستوسترون و استروژن، همراه است. این کاهش سطح هورمون‌ها می‌تواند باعث بروز علائمی مانند افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی، مشکلات زناشویی، مشکلات شغلی و مشکلات مالی شود. در برخی موارد، بحران میانسالی می‌تواند با دارو درمانی درمان شود. داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب می‌توانند به کاهش علائم بحران میانسالی کمک کنند. با این حال، دارو درمانی باید تنها به عنوان یک درمان مکمل استفاده شود و درمان اصلی باید بر روی تغییر سبک زندگی و اصلاح افکار و رفتارهای فرد متمرکز باشد.

⚠️شانس و فرصت جدید :
بحران میانسالی می‌تواند یک فرصت برای رشد و تغییر باشد. این دوره می‌تواند به ما کمک کند تا در مورد زندگی خود تجدید نظر کنیم و تصمیم بگیریم که می‌خواهیم در آینده چه کاری انجام دهیم. بحران میانسالی همچنین می‌تواند به ما کمک کند تا روابط خود را با خانواده و دوستان بهبود ببخشیم و از زندگی خود بیشتر لذت ببریم.

پیشگیری:

بله، بحران میانسالی قابل پیشگیری است. برخی از راه‌های پیشگیری از بحران میانسالی عبارتند از:

✔️داشتن اهداف و برنامه‌های مشخص برای زندگی
✔️تلاش برای رسیدن به اهداف خود
* قدردانی از داشته‌های خود
✔️ گذراندن وقت با خانواده و دوستان
✔️ انجام فعالیت‌های لذت‌بخش
✔️داشتن تفریحات سالم
✔️ کمک به دیگران
✔️ داشتن نگرش مثبت به زندگی

اگر احساس می‌کنید که در معرض خطر ابتلا به بحران میانسالی هستید، بهتر است از راه‌های پیشگیری از آن استفاده کنید.

۱

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 منبع

در اینجا چند منبع برای مطالعه بیشتر در مورد بحران میانسالی معرفی می‌کنم:

🏠کتاب

* بحران میانسالی، نوشته هارولد بلومر
* بحران میانسالی، نوشته فرانک فارلی
* بحران میانسالی، نوشته دانیل گلدبرگ
* بحران میانسالی، نوشته ماری آن مادسن
* بحران میانسالی، نوشته برنارد شولتز
* بحران میانسالی، نوشته هارولد ویتمر

سایت

* [بحران میانسالی: چگونه با آن کنار بیایم](https://www.psychologytoday.com/us/blog/the-mindful-self/201805/midlife-crisis-how-cope)

* [بحران میانسالی: راهنمایی برای مردان و زنان](https://www.goodreads.com/book/show/288407.The_Midlife_Crisis)

۲


@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
از دکتر موریس ستودگان

📍زیگموند فروید احتمالاً بحث برانگیزترین و پر سوء تفاهم ترین نظریه پرداز روانشناسی است. هنگام خواندن نظریه های فروید ، مهم است که به یاد داشته باشید که او پزشک بود ، نه روانشناس. در آن زمان که او تحصیلات خود را دریافت کرد ، چیزی به عنوان مدرک روانشناسی وجود نداشت ، که می تواند به ما در درک برخی از اختلاف نظرهای نظریه های امروز کمک کند. با این حال ، فروید اولین کسی بود که به طور سیستماتیک مطالعه و نظریه پردازی عملکرد ذهن ناخودآگاه را به روشی که با روانشناسی مدرن در ارتباط هست ، انجام داد.
در سالهای اولیه کار خود ، فروید با یوزف برویر ، پزشک وین همکاری داشت. در این مدت ، فروید به داستان درمان یکی از بیماران ، بنام Bertha Pappenheim ، که با نام مستعار آنا O. به آن اشاره شده بود ، علاقمند شد (Launer، 2005). آنا ا. هنگامی که شروع به تجربه علائمی مانند فلج جزئی ، سردرد ، تاری دید ، فراموشی و توهم می کرد از پدر در حال مرگش مراقبت می کرد (Launer، 2005). در دوران فروید ، معمولاً به این علائم هیستری گفته می شد. آنا O. برای درمان به بروئر مراجعه کرد. وی 2 سال (1882-1880) را در معالجه آنا O گذراند و فهمید که به نظر می رسد اگر به او اجازه داده شود که در مورد تجربیاتش صحبت کند ، باعث تسکین علائم وی می شود. برویر درمان خود را 👈"درمان با صحبت کردن" یا Talking Cure نامید (Launer، 2005). با وجود این واقعیت که فروید هرگز آنا O. را ملاقات نکرد ، داستان او به عنوان پایه و اساس کتاب 1895 ، مطالعات در مورد هیستریا ، که او با نویسندگی برویر همکاری کرد ، خدمت بزرگی به انسان کرد. بر اساس توضیحات برویر در مورد درمان آنا O ، فروید نتیجه گرفت که هیستری نتیجه سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی است و این تجربیات آسیب زا از آگاهی پنهان شده میماند. در اینجا برویر با فروید اختلاف نظر داشت ، که خیلی زود کارشان نیز با هم به پایان رسید. با این حال ، فروید به کار خود در زمینه تصحیح روش جدید گفتگو درمانی و ساختن نظریه خود در مورد شخصیت ادامه داد.

🔺 در سطح اگاه
فروید برای توضیح مفهوم آگاه در مقابل تجربه ناخودآگاه ، ذهن را با یک کوه یخ مقایسه کرد (شکل زیر). وی گفت: فقط حدود یک دهم ذهن ما هوشیار و اگاه است و بقیه ذهن ما ناخوداگاه است.
👈ناخودآگاه ما به آن بخش از فعالیت ذهنی اشاره دارد که ما از آن بی خبر هستیم و قادر به دسترسی ان نیستیم (فروید ، 1923).

طبق گفته فروید ، ارزوها و خواسته های نامتعارف از طریق فرآیندی به نام واپسرانی در ناخودآگاه ما نگهداری می شوند. به عنوان مثال ، بعضی اوقات چیزهایی را می گوییم که قصد انرا نداریم و با تعویض ناخواسته کلمه دیگری برای کلمه مورد نظر انرا بیان میکنیم - جالب اینجاست گاهی متوجه این اشتباه هم نمیشویم. شما احتمالاً از لغزش فرویدی freudian slip به المانی freudtsche شنیده اید ، اصطلاحی که برای توصیف این مورد استفاده شده است.

فروید اظهار داشت که لغزش زبان در واقع یک فشار جنسی یا تهاجمی است که بطور تصادفی از ناخودآگاه ما خارج می شود. خطاهای گفتاری مانند این بسیار رایج هستند. امروزه زبان شناسان با دیدن آنها به عنوان بازتاب تمایلات ناخودآگاه ، دریافته اند که وقتی ما خسته یا عصبی هستیم و یا در سطح بهینه عملکرد شناختی خود نیستیم ، لغزش زبان ایجاد می شود. (موتلی ، 2002).

فروید معتقد بود که ما فقط از مقدار کمی از فعالیتهای ذهن خود آگاه هستیم و بیشتر آن در ناخودآگاه ما پنهان مانده است. اطلاعات ناخودآگاه ما بر رفتار ما تأثیر می گذارد ، گرچه ما از آن بی خبر هستیم. به گفته فروید ، شخصیت ما از درگیری بین دو نیرو شکل می گیرد:
یکی درایوهای تهاجمی بیولوژیکی و بخش لذت جوی ما در مقابل دیگری نیروی کنترل داخلی (به واسطه تربیت اجتماعی) ما بر روی این درایوها.

در نتیجه 👈 شخصیت ما نتیجه تلاش ما برای برقراری تعادل بین این دو نیروی رقیب است. فروید اظهار داشت كه ما می توانیم این را با تصور سه سیستم تعامل در ذهن خود بفهمیم. او آنها را شناسه ID ، نفس SELF/EGO و ابرنفس SUPER EGO خواند.
📍مهم است که بدانیم وظیفه Ego ، برقراری تعادل بین درایوهای (سائق) پرخاشگرانه و لذت بخش ID ما با Supergo که وظیفه کنترل اخلاقی را به عهده دارد, میباشد. نمودار زیر 👇

نیروی ID--◁واسط EGO▷--نیروی superego

مثال: البرت زنی را میبینه و ID میگه خوشگله برو ماچش کن (سائق لذت) , Ego میگه نه نه صبر کن من مشورت کنم با تربیت superego ببینم کار درستی هست... میگه نه ممکنه بزنه تو گوشت/ شکایت کنه/ مجرم بشی/ بری زندان/ عیب/ گناهه/ نکن/... تا علی پشیمون شه.


@thinkpluswithus


1/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
شناسه ناخودآگاه Id حاوی ابتدایی ترین درایوها یا امیال هستند که از بدو تولد وجود دارد. این انگیزه ها گرسنگی ، تشنگی و رابطه جنسی را هدایت می کنند. فروید معتقد بود كه id براساس آنچه او "اصل لذت" pleaseur principle مینامد، عمل می كند كه در آن id به دنبال رضایت فوری میباشد. از طریق تعامل اجتماعی با والدین و دیگران در محیط رشد کودک ، ego و superego برای کمک در کنترل id رشد می کنند. این superego با تعامل کودک با دیگران ، با یادگیری قوانین اجتماعی برای عملکرد درست و نادرست شکل میگیرد.

شخصیت به عنوان وجدان ما؛ قطب نما اخلاقی ما است که به ما می گوید چگونه باید رفتار کنیم. این یک تلاش برای کامل بودن است و رفتار ما را قضاوت می کند ، و منجر به احساس غرور در ما می شود یا - هنگامی که از ایده آل خود فاصله می گیریم - احساس گناه میکنیم.

برخلاف id تمایلات غریزی و superego مبتنی بر قانون اجتماعی، ego بخشی منطقی شخصیت ماست. این همان چیزی است که فروید خود self (همان ایگو) قلمداد می کند و بخشی از شخصیت ماست که دیگران میبینند. وظیفه ego متعادل کردن خواسته های id و superego در متن واقعیت است؛ بنابراین ، بر اساس آنچه فروید "اصل واقعیت" reality principle نامید, ego عمل می کند. Ego به شخص کمک می کند تا خواسته های خود را به روشی واقع بینانه برآورده سازد.

حال id و superego در تضاد مداوم هستند ، زیرا id بدون در نظر گرفتن عواقب ، ارضا فوری می خواهد ، اما superego می گوید که باید از راههای قابل قبول اجتماعی پیروی کنیم. بنابراین ، کار ego یافتن زمینه میانی برای این دو است. این کمک می کند خواسته های ID را به روشی منطقی برآورده کنیم و ما را به سمت احساس گناه سوق ندهد. به گفته فروید ، فردی که دارای یک ego قوی است ، و می تواند خواسته های id و superego را مدیریت و متعادل کند ، شخصیتی سالم دارد. فروید اظهار داشت كه عدم تعادل در سیستم می تواند منجر به نوروز neurosis (تمایل به احساسات منفی) ، اختلالات اضطرابی یا رفتارهای ناسالم شود. به عنوان مثال ، فردی که id بر او تسلط دارد ممکن است خودشیفتگی و تکانشی باشد. ممکن است فرد تحت کنترل superego مدام احساس گناه کند و حتی لذتهای قابل قبول اجتماعی را انکار کند. برعکس ، اگر superego ضعیف یا وجود نداشته باشد ، ممکن است فرد به یک بیمار روانی osychopath تبدیل شود. یک superego بیش از حد مسلط بر شخص ممکن است در یک فرد بیش از حد کنترل کننده دیده شود که درک عقلانی وی از واقعیت آنقدر قوی است که از نیازهای عاطفی خود غافل بماند، که عصبی neurotic بوده و بیش از حد دفاعی میباشد. (استفاده بیش از حد از مکانیسم های دفاعی)


@thinkpluswithus


2/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
مکانیسم های دفاع
Defence Mechanism

فروید معتقد بود که احساس اضطراب ناشی از ناتوانی ego در واسطه درگیری میان id و superego میباشد. هنگامی که این اتفاق بیفتد ، فروید معتقد بود که ego به دنبال برقراری تعادل از طریق اقدامات مختلف محافظتی است که به عنوان مکانیسم های دفاعی شناخته می شوند. هنگامی که برخی از وقایع ، احساسات یا آرزوها باعث اضطراب فردی می شود، فرد آرزو می کند آن اضطراب را کاهش دهد. برای این کار، ذهن ناخودآگاه فرد از سازوکارهای دفاعی ego، رفتارهای محافظتی ناخودآگاه با هدف کاهش اضطراب استفاده می کند. Ego ، معمولاً آگاهانه ، به تلاشهای ناخودآگاه متوسل می شود تا خود را از اضطراب در امان نگه دارد. وقتی از سازوکارهای دفاعی استفاده می کنیم ، از عملکرد آنها غافل هستیم. علاوه بر این ، آنها به روش های مختلفی عمل می کنند که واقعیت را تحریف کنند. طبق گفته فروید ، همه ما از مکانیسم های دفاعی ego استفاده می کنیم.
( صفحه 374 فصل 11 | مبحث شخصیت AP)

در حالی که همه از مکانیسم های دفاعی استفاده می کنند ، فروید معتقد بود که استفاده بیش از حد از آنها ممکن است مشکل ساز باشد. برای مثال ، بیایید بگوییم بابک بازیکن فوتبال دبیرستانی است. در اعماق وجود, بابک گرایش جنسی را نسبت به مردان در خود احساس می کند. باور آموخته اگاه وی این است که همجنسگرا بودن غیراخلاقی است و اگر همجنسگرا باشد ، خانواده وی او را طرد می کنند و تیم فوتبال او را که همسالان او هستند نخواهند پذیذفت. بنابراین ، بین باورهای آگاهانه superego او (همجنسگرا بودن اشتباه است و منجر به طردش خواهد شد) و تقاضای ناخودآگاه id او (جذابیت برای مردها) اختلاف نظر وجود دارد. فقط این واپس رانی در بابک که او ممکن است همجنسگرا باشد, میتواند در بابک اضطراب anxiety ایجاد کند. اکنون چگونه می تواند بابک اضطراب خود را کاهش دهد؟
ممکن است بابک خودش را بسیار "ماچو" (مردسالار) جا بزند ، جوک های ضد همجنسگرا تعریف کند و به یک هم مدرسه ای که همجنسگرا است, طعنه بزند و ازارش دهد. به این ترتیب ، تکانه های ناخودآگاه بابک بیشتر میشوند.

چندین نوع مکانیسم دفاعی مختلف وجود دارد. به عنوان مثال ، در واپس رانی، خاطرات اضطراب آور از آگاهی مسدود می شوند. به عنوان یک مقایسه ، بگذارید بگوییم ماشین شما سر و صدایی عجیب دارد ، اما به دلیل اینکه پول برای رفع آن ندارید ، فقط رادیو را روشن می کنید تا دیگر صدای عجیب و غریب آن را نشنوید. سرانجام فراموشش می کنید. به طور مشابه ، در روان آدمی ، اگر یک خاطره برای مقابله با آن بیش از حد خسته کننده باشد ، ممکن است واپس رانده شود و از این رو از آگاه ما خارج شود (فروید ، 1920). این حافظه واپس رانده شده ممکن است باعث ایجاد سیمپتوم در قسمتهای دیگر شود مانند چه در روان و چه در بدن (روان تنی).

مکانیسم دفاعی دیگر شکل گیری واکنش است که در آن فرد احساسات ، افکار و رفتارهای خلاف تمایلات خود را بیان می کند. در مثال بالا ، بابک در حالی که خود جذب مردان میشود ، با یک همجنسگرای خود را سرگرم میکند. در یک بازگشت یا رگرسیون ، فرد بسیار کوچکتر از سن خود عمل می کند. به عنوان مثال ، کودک چهار ساله ای که از تولد خواهر و برادر جدید ناراحت است ، ممکن است مانند یک کودک عمل کند و به نوشیدن یک بطری بازگردد. در فرافکنی ، فرد از تصدیق احساسات ناخودآگاه خود امتناع می ورزد و در عوض آن احساسات را در شخص دیگری می بیند. سایر سازوکارهای دفاعی شامل عقلانیت یا دلیل تراشی، جابجایی و والایش است.

@thinkpluswithus


3/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍مراحل رشد روان جنسی Psychosexual

فروید معتقد بود که شخصیت در اوایل کودکی رشد می کند: تجربیات کودکی شخصیت های ما و همچنین رفتار ما در بزرگسالان را شکل می دهد. وی باور داشت كه ما طی دوره كودكی طی چند مرحله رشد میکنیم. هر یک از ما باید از این مراحل کودکی عبور کنیم و اگر در طی یک مرحله تربیت مناسب را تجربه نکنیم، حتی در بزرگسالی نیز در عواقب ان مرحله گیر خواهیم کرد که ان مکانیزم FIXATION نام دارد.

در هر مرحله از رشد روحی و روانی ، خواسته های لذت جویانه کودک، که از id ناشی می شود ، بر روی قسمت های گوناگون از بدن تمرکز دارد که به آن یک منطقه اروژن erogene zone گفته می شود. این مراحل به ترتیب دهانی oral ، مقعدی anal ، فالیک phallic، تاخیری latency و تناسلی genital است.

نظریه رشد روان جنسی فروید کاملاً بحث برانگیز است. برای درک ریشه های این تئوری ، خوب است که با تأثیرات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی دوره فروید در وین در اوایل قرن بیستم آشنا شویم. در ان دوره ، جو سرکوب جنسی ، همراه با درک و آموزش محدود پیرامون تمایلات جنسی ، به شدت بر دیدگاه فروید تأثیر گذاشتند. با توجه به اینکه رابطه جنسی یک موضوع تابو بود ، فروید فرض کرد که حالات منفی عاطفی (neurose) ناشی از سرکوب فشارهای جنسی ناخودآگاه و پرخاشگرانه است. برای فروید ، یادآوری و تفسیرهایش از تجربیات و رویاهای بیماران اثبات کافی مبنی بر اینکه مراحل روان جنسی در دوران کودکی طبیعتا جهانیست, بود.

🔺جدول مراحل رشد روان جنسی فروید

👈مرحله اول: دهانی بین 0 تا 1 سالگی
ناحیه اوروژن: دهان
چالش: کودک از پذیرش پستان یا بطری خودداری می کند یا به هردلیلی که این امیال ارضا نشوند.
عواقب در بزرگسالی: جویدن ناخن, سیگار کشیدن ، پرخوری

--------------------------------#

👈مرحله دوم: مقعدی بین 1 تا 3 سالگی
ناحیه اوروژن: مقعد
چالش: آموزش توالت رفتن یا لگن نشینی یا هر چیز مربوط به ان مانند سخت گیری, کنترل, کم توجه ای به این مرحله توسط والدین یا مراقب
عواقب در بزرگسالی: مرتب بودن زیاد ، یا شلخته بودن بیش از حد. خسیس و کمالگرا

--------------------------------#

👈مرحله سوم.: فالیک بین 3 تا 6 سالگی
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: کمپلکس اودیپوس / کمپلکس الکتروا
عواقب در بزرگسالی: غرور و هیجان بیش از حد

--------------------------------#

👈مرحله چهارم.: تاخیر بین 6 تا 12 سالگی
ناحیه اوروژن: ندارد
چالش: ندارد
عواقب: ندارد
--------------------------------#

👈مرحله پنجم.: تناسلی 12 سالگی به بعد
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: ندارد
عواقب: ندارد

📍مرحله دهانی
در مرحله دهانی (از تولد 1 سال) لذت روی دهان متمرکز است. خوردن و لذت حاصل از مکیدن (نوک سینه ها ، پستانک ها و انگشتان دست) نقش مهمی در سال اول زندگی کودک دارد. در حدود یک سالگی ، نوزادان از بطری یا پستان جدا می شوند و در صورت عدم استفاده صحیح توسط والدین و مراقبین ، این روند می تواند درگیری ایجاد کند. طبق گفته فروید ، یک فرد بالغ که سیگار می کشد ، الکل می نوشد ، پرخوری می کند ، یا ناخن های خود را میجود، در مرحله دهانی از رشد روانی خود تثبیت fixation می شود. ممکن است او خیلی زود یا خیلی دیرتر از معمول از سینه یا پستانک یا شیشه شیر جدا شده باشد، در نتیجه این تمایلات تثبیت شده ، که همه به دنبال کاهش اضطراب در شخص هستند.

📍مرحله مقعد
پس از گذر از مرحله دهان ، كودكان آنچه را كه فروید مرحله مقعد (3-1 سال) نامیده است ، وارد می شوند. در این مرحله ، کودکان از حرکات روده و مثانه خود لذت می برند ، بنابراین منطقی میباشد که درگیری در این مرحله وجود خواهد دلشت, و آموزش توالت در کودکان همیشه اسان نیست. فروید اظهار داشت که موفقیت در مرحله مقعد بستگی به نحوه برخورد والدین با آموزش توالت روی دارد. والدینی که تشویق می کنند و پاداش می دهند ، نتایج مثبتی را مشاهده میکنند و می توانند به کودکان در احساس توانمندی و استقلال کمک کنند. والدینی که در آموزش توالت خشن هستند ، می تواند باعث شود کودک در مرحله مقعد تثبیت fixation شود و منجر به رشد شخصیتی مقعدی شود. شخصیت تحریک کننده مقعدی خسیس و سرسخت و کله شق است ، نیاز وسواسی به نظم و مرتب کردن دارد و ممکن است یک کمال گرا قلمداد شود. اگر والدین در آموزش توالت بیش از حد بی توجه باشند ، ممکن است کودک تثبیت fixation شود و شخصیت تحریک کننده مقعد را نشان دهد. شخصیت تحریک کننده مقعد ، کثیف ، بی دقتی ، بی نظمی و مستعد طغیان های عاطفی است.



@thinkpluswithus


4/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍 مرحله فالیک
مرحله سوم رشد روحی و روانی فروید مرحله فالیک (3-6 سال) است ، مربوط به سنی است که کودکان از بدن خود آگاه می شوند و تفاوت های بین پسران و دختران را می شناسند. منطقه اروژن در این مرحله دستگاه تناسلی است. چالش هنگامی رخ می دهد که کودک تمایل به والد جنس مخالف و حسادت و نفرت نسبت به والد هم جنس پیدا میکند. برای پسران، این عقده ادیپ نامیده شده و شامل تمایل پسر به مادر و تلاش او برای جایگزینی مهر پدر برای مادر میباشد (احساس تملک). پسر پدرش را به عنوان رقیب میبیند. در همین زمان ، پسر از ترس پدرش به خاطر احساساتش که او را مجازات کند، اضطراب کاستراسیون یا اختگی را تجربه می کند. کمپلکس ادیپ وقتی با موفقیت تعدیل می شود که پسر پس از شروع به هویت سازی با پدر خود به عنوان راهی غیرمستقیم برای داشتن مادر شناخته می شود. عدم برطرف شدن عقده ادیپ ممکن است منجر به تثبیت و پیشرفت شخصیتی شود که بیهوده نگار و بیش از حد بلند پرواز است.

دختران در مرحله فازی - عقده Electra درگیری قابل مقایسه ای را تجربه می کنند. مجتمع Electra ، گرچه اغلب به فروید نسبت داده می شود ، در حقیقت توسط دوست فروید ، کارل یونگ پیشنهاد شد (یونگ و کرنی ، 1963). یک دختر آرزوی توجه پدرش را همیشه دارد و آرزو دارد جای مادر خود را بگیرد. یونگ همچنین گفت دختران از اینکه مادر به آنها آلت تناسلی نمی دهد از مادر خشمگین و ناراحت هستند - از این رو اصطلاح حسادت آلت تناسلی نامیده شد.

فروید در ابتدا کمپلکس Electra را به عنوان موازی با کمپلکس ادیپوس در نظر گرفت ، او بعداً آن را رد كرد ، اما هنوز هم به لطف بخشی از دانشگاهیان این حوزه ، به عنوان سنگ بنای تئوری فرویدی است (فروید ، 1931/1968 ؛ اسکات ، 2005).

📍 دوره تاخیر Latency
پیرو مرحله فالیک رشد روانی ، دوره ای است که به عنوان دوره تأخیر (6 سال تا بلوغ) شناخته می شود. این دوره مرحله ای محسوب نمی شود ، زیرا احساسات جنسی خفته است زیرا کودکان به دنبال سایر فعالیت ها ، مانند مدرسه ، دوستی ، سرگرمی و ورزش هستند. بطور کلی کودکان با همسالان همان جنس فعالیت می کنند و این به تحکیم هویت نقش جنسیتی کودک می انجامد.

📍مرحله تناسلی
مرحله آخر مرحله دستگاه تناسلی است (از بلوغ به بعد). در این مرحله ، مجدد بیداری جنسی وجود دارد زیرا محرکهای تجدید پذیر مجدداً در ظهور میکنند. فرد جوان خواسته های درونی جنسی را به سایر دوستان قابل قبول اجتماعی (که اغلب شبیه والدین جنس دیگری هستند) تغییر می دهد. افراد در این مرحله دارای علایق جنسی بالغانه هستند ، که برای فروید به معنای تمایل شدید به جنس مخالف بود. گفته می شود افرادی که مراحل قبلی را با موفقیت طی کرده اند و به مرحله تناسلی رسیده اند و هیچ گونه تثبیت fixation نشده اند ، بزرگسالان با سلامت روان و متعادل هستند.

در حالی که بسیاری از ایده های فروید در تحقیقات مدرن پشتیبانی زیادی شامل نشدند ، ما نمی توانیم از کمک های بزرگ فروید در زمینه روانشناسی چشم پوشی کنیم. این فروید بود که خاطرنشان کرد که بخش بزرگی از زندگی ذهنی ما تحت تأثیر تجربیات دوران کودکی است و خارج از آگاه ما اتفاق می افتد. باید بگوییم نظریه های زیگموند فروید راه را برای روانشناسی هموار كرد.

پایان

دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus


5/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
👈منبع: .Leon F Seltzer Ph.D
👈برگردان: دکتر موریس ستودگان

🔷 تکامل خود

▪️ ناخوداگاه

Subconscious
vs.
Unconscious


📍ناخودآگاه در مقابل نیمه آگاه
چگونه این تفاوت را تشخیص دهیم؟

بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است ، اما اغلب این مسئله اشتباه برداشت میشود.

این مبحث خیلی شبیه
Repression vs. Supression
سرکوب در مقابل واپس رانی میباشد. و این تضاد نسبی ارزش گسترش و تعریف را نیز داراست.

وقتی انگیزه یا خواسته ای را سرکوب می کنیم، آن را به زیر سطوح آگاه خود مجبور به جابجایی می کنیم. اما وقتی آنچه را که برای پذیرش آگاه ما حتی بیش از حد خطرناک است، ان را حتی با فشار بیشتر در پایین تر از سطح قبلی قرار می دهیم که در برخی موارد دیگر اصلا قابل تشخیص برای ما نیست و حتی دسترسی به ان ممکن نمیشود که همان سرکوب repression است.
بدانیم که این یک واکنش غیر ارادی است، و عملکرد یک مکانیسم دفاعی روانی فعال را نشان می دهد. و همه اینگونه کارهای محافظت از روان خود نیز غریزی هستند و به طور مستقل و غیر ارادی عمل می کنند و (برای بهتر یا بدتر) ما را وادار به عمل می کنند. علاوه بر این، این مکانیسم ها معمولاً وقتی هنوز ما کودک هستیم، در ما ریشه می دوانند و ان زمانیست که ظرفیت ذهنی و قضاوت ما کاملاً محدود است.

در نظر بگیرید که بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است و یا به عبارت دقیق تر، هر چیزی که در یک زمان خاص متناسب با بقا برداشت شود, در برنامه است. یعنی کاملاً به خودی خود، ذهن ما موفق می شود هر آنچه را که به عنوان یک تهدید مرگبار تجربه می کند، اعم از جسمی، روحی یا عاطفی، از اگاه به ناخوداگاه انتقال دهد.

اما در نهایت این طرح بیولوژیکی پیامدهای ناخوشایند خود را بدنبال دارد و دیر یا زود اثرات ان ظاهر میشوند. مثلا در آن زمان که با کمبود مهارت های کافی برای حل یک مشکل روبرو میشویم و یا حتی غلبه بر خطری که عمیقا احساس می کنیم ناتوان میشویم، علایمی از پیامد این طرح بیولوژیکی ماست. و گاهی حتی احساس خستگی فراوان از زندگی روزمره روتین ما، حتی ممکن است در حد فلج روانی پیش روی کنیم. در نتیجه ، دستگاه محافظ روان "از پیش برنامه ریزی شده" ما (یعنی دفاع های روانشناختی فرویدی مانند تجزیه ، انکار ، جابجایی یا فرافکنی) برای کاهش پریشانی غیر قابل تحمل ما وارد عمل میشوند. و باید اضافه شود که تمام دفاعیات ما در ذهن ناخودآگاه ما قرار دارند، که روش دیگری برای گفتن این مطلب مهم این است که آنها تحت فشار های روانی سرکوب supressed شده اند.

بنابراین ، برای درک بهتر ناخودآگاه خود، اساسی است که درک کنیم این بخشی از وجود ماست که خاطرات بسیار ناخوشایند را سرکوب می کند، یا سعی در پنهان کردن آنها از ما را دارد. همانطور که نویسنده ای میگوید، این جنبه ای از ذهن ماست که "شامل عقاید ، باورها و خواسته های غیرقابل قبول اجتماعی ، خاطرات آسیب زا و احساسات دردناکی است که سرکوب شده اند." و یک بار دیگر، در آن لحظه بحرانی که خود را تنها قلمداد می کنیم, در اثر این سرکوب هنوز توانایی مقابله موثر با آنچه تهدیدی برای بقا ما احساس میشود را پیدا نمیکنیم.

به تعبیری متناقض ، هر آنچه استعدادهای ذاتی ما برای ما انتخاب می کند می تواند به عنوان "نجات دهنده زندگی" تلقی شود ، زیرا این امکان را برای ما فراهم می کند که از هر آنچه به عنوان ناپایدار تجربه می کنیم, به فراموشی بسپاریم. و آنچه که نمی توانستیم با آن کنار بیاییم می تواند مربوط به موضوعی دردناک، شرم آور، ترسناک یا کاملاً تعارضی باشد. علاوه بر این، در سطح بالاتری meta level هر یک از این احساسات تجربه شده به مخزنی آشفته از اضطراب بی ثبات کننده destabilizing anxiety پیوند می خورند.

ادامه دارد...

1/3

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
با این وجود تبعات چنین سرکوبی - گرچه از نظر روانشناختی، کاملاً ضروری در زمان خود است - بعداً می تواند هزینه های گزافی را برای ما فراهم کند. متأسفانه دفاع های ما مانند ما رشد نمی کنند. آنها از نظر زمان و مکان ثابت می مانند و با داشتن اراده و انرژی مخصوص به خود، برای ادامه محافظت از ما، هر چیزی را که در حال حاضر یادآور یک آشفتگی قبلی است، به ما نشان می دهند و باعث می شوند ما واکنش نشان دهیم درست مثل اینکه در 5 سالگی واکنش نشان می دادیم.

بعلاوه، این سیستم های دفاعی به طور تحریف شده خود را به عنوان عامل اصلی بقا می دانند، در واقع از اشفتگی ما با آنچه که در آن زمان احتمالا نمی توانستیم در خود تلفیق کنیم، جلوگیری می کنند. و بدون اجازه اگاه ما ریشه های واقعی این تجربیات دلهره آور را نمی توانیم پیدا کنیم و به خود اطمینان دهیم که به عنوان فرد بالغ که رشد کرده, اکنون از مهارت و منابع لازم برای ایجاد صلح عاطفی با آنچه قبلاً ما را تحت فشار قرار داده بود, روبرو شویم و مقابله کنیم.
بنابراین نفوذ قدرتمند ناخودآگاه و این مکانیسم های دفاعی از رده خارج شده، می توانند به طور ناخواسته، ما را به طور نامحدود معلول کند; (مثلا با ایجاد اضطراب، ما را از انجام کاری که اکنون کاملاً توانایی آن را داریم, بازدارند).

به عنوان مثال ، افرادی که از حملات هراس و پانیک رنج می برند، می توانند (معمولاً در صورت کمک توسط یک درمانگر) در نهایت حافظه "ممنوع" را به سطح اگاه آورند. و هنگامی که آنها با آن صلح نهایی می کنند، این حملات بسیار ناراحت کننده پانیک دیگر هیچ دلیلی برای "حمله" ندارند و بنابراین خود به خود ناپدید میشوند.

افتراق بین ناخودآگاه و نیمه آگاه کاری دشوار است. و در واقع توسط چندین نویسنده مشاهده شده است که در اصطلاح عامیانه آنها به جای یکدیگر استفاده کرده اند - و همچنین توسط بسیاری از نویسندگان حرفه ای نیز نابجا بکار گرفته شده است. همانطور که در تمایز بین آنچه که سرکوب شده و واپس رانده شده این اتفاق دوباره و دوباره می افتد، فکر کردن در مورد آگاهی آگاهانه مانند تصور نوک کوه یخ مفید است: این سطح بالای آب است، کاملاً قابل مشاهده است. ناخودآگاه و نیمه آگاه اگرچه در کنار هم قرار گرفته اند بسیار بزرگتر از آنچه چشم می بیند، هر دو در زیر آنچه به راحتی قابل مشاهده است وجود دارند. بنابراین تنها راه معنی دار برای جدا کردن آنها، درک غیرقابل دسترس بودن نسبی آنهاست.

به طور خلاصه ، با برخی از درون نگری ها احتمالاً می توانیم جایی که تفکر، هیجان یا انگیزه ما از نیمه آگاه مشتق شده است را تشخیص دهیم. اما با آنچه برای ما ناخودآگاه است - در قسمت انتهایی کوه یخ - تشخیص ریشه های رفتار امروزی که به معنای واقعی کلمه برای ما چندان منطقی نیست ، بسیار دشوارتر خواهد بود. به طور بالقوه ، ما می توانیم منبع آن را از طریق نوعی خود درمانی, تحلیل خواب، تداعی آزاد، تحلیل لغزش از زبان خود یا (به طور تصادفی) شاهد شخص دیگری که همان ضربه روحی ما را تجربه کرده است (به عنوان مثال آزار و اذیت در کودکی یا تعارض و تجاوز) به طور کلی، به احتمال زیاد با کمک یک متخصص رواندرمانی می توانیم با موفقیت از منشا آن رونمایی کنیم.

👈 در اینجا چند مثال برای بررسی این داده ها وجود دارد:

نیمه آگاه: کمرنگ تشخیص می دهید که نسبت به پسر نوجوان خود حسادت خاصی دارید. هنوز نمی دانید چرا و با تأمل درمورد آن، متوجه می شوید که این احساس از آنجا ناشی می شود که (نیمه آگاه) این حقیقت را درک میکنید که پسرتان دارای فرصت ها و امتیازات بسیار بیشتری نسبت به شما در همان سن است.

ناخوداگاه: از خوراک بادمجان بیزارید. حتی دیدن ان باعث حالت تهوع شما می شود. با این حال، شما کاملاً نمی دانید چرا و چونکه در شما سرکوب شده است و یا کاملا در دسترس آگاهی شما نیست. مثلا وقتی که فقط 5 ساله بودید، پدرتان اصرار داشت که این خوراک بادمجان (مقوی و سالم برای شما) را در بشقاب خود بخورید، اگرچه اعتراض کردید، زیرا بوی آن برای شما تهوع آور بود, اما از آنجا که اجازه نداشتید میز را تا زمانی که آن را نخورده اید ترک کنید، پس از یک زمان ناخوشایند, سعی کردید آن را ببلعید و شاید هم بلافاصله استفراغ کردید. حتی بدتر از آن، شما بخاطر کثیفی و بی نظمی که مرتکب شده اید, فریاد کشیدید و گفتید "متنفرم از این غذا".

ادامه دارد...

2

@thinkpluswithus