Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
611 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
555 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🙎‍♂دکتر موریس ستودگان💫
📖 جزوات آموزشی

📍ده کلید موفقیت (قسمت دوم)

👈 ۶) نقل بیان کنید (Paraphrase) و سوال مطرح کنید
Bachmair باخمایر
در کتاب "مشاوره یاد گرفته میشود" تاکید دارد که نقل بیان میتواند مکالمه رو آنجا موثر کند که ما مطمین میشویم که داده ها را درست دریافت کرده ایم و طرف مقابل احساس میکند که گفته هایش حائز اهمیت و تاثیر گزار است.
مثلا میگویم.
{درست متوجه شدم که شما...؟ }
{میخواهم مطمین شوم که گفته های شما را درست متوجه شدم...ایا....؟ }

وقتی که ما سوالی را مطرح می کنیم و آن را از شخص می پرسیم، نشان می دهد به شنیدن و متوجه شدن درست آنچه که شخص مقابل می گوید، علاقه داریم. همچنین اگر یک بار به عنوان مثال جواب را به درستی نگرفتیم، با پرسش مجدد سوال، این مشکل هم میتواند برطرف شود.
این نقل بیان به پر شدن فضای خالی مکالمات کوتاه هم کمک فراوانی خواهد کرد تا وارد یک مکالمه عمیق تر و مناسب تر از صحبت کردن در مورد آب و هوا بشود!

👈۷) داستان های کوتاه تعریف کنیم یا از متافر Metapher استعاره استفاده کنیم

Werner Vogelauer فوگلاور ورنر
در کتاب "متد های ABC برای کوچینگ" می نویسد: داستانها بسیار قدرتمندند، چرا که همه ما از کودکی خاطرات مثبت از داستانها داریم. با گفتن داستانهای کوتاه یا استعاره ها که میتواند در تفهیم موقعیت یا حل مشکل کمک کند استفاده کنیم. این داستانها یا استعاره ها مغز را فعال، داده ها را جذابتر و موثر تر و حتی در مصاحبه ها به موفقیت ما کمک می کنند.

👈 ۸) مهارت شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه Small Talk
Arnulf Deppermann
ارنولف دپرمان در کتاب "انالیز کردن محاوره" می نویسد که مدیریت مکالمات و بحث های کوتاه هنر خاصی میباشد. گاهی اوقات گفتمان های کوتاه میتوانند موثر باشند و برای Warm Up (وجد آور گفتمان) و برای شروع به یک گفتگو نیاز است که حتما از قبل یک موضوع گفتگو آماده کرده باشیم.
یکی از متدهایی که می توان یک مکالمه کوتاه را به یک گفتگوی بهتری تبدیل کرد تکنیک FORD میباشد. که مخفف انگلیسی:
Family خانواده 👈
Occupation شغل👈
Recreatiin تفریح و سرگرمی👈
Dreams رویاها 👈
با اغاز گفتمان به وسیله به اشتراک گذاری این موضوعات، خواهید توانست یک مکالمه خوب و موثر با موضوعات بسیار زیاد داشته باشید.

👈۹) کشنده گفتگوها یا "communication killer" را بشناسیم.
دو لغتی که باید از آن پرهیز کنم کلمه های هم معنا و هم وزن با "همیشه" و "هرگز" میباشند. Manfred Prior مانفرد پریور در کتاب "مداخله مینی ماکس" و همچنین پاول واتزلاویک بارها این کلمات را موذی و قاتل گفتگو معرفی کرده اند.
در رابطه های خانوادگی و مکالمات روزمره این اصطلاحات به کرات استفاده شده و معنی مطلق خود را از دست داده اند ولی در ناخودآگاه اتش بپا میکنند. مانند "تو همیشه دیر میای...." "تو هرگز نگفتی منو دوست داری..." "تو همیشه مادرت رو میبینی ..." "هیچوقت منو..." "همیشه اونو..."
و دیگر اینکه پرهیز از بیان کلمات اضافی که روزمره ما از آنها استفاده میکنیم مانند "آمم.." یا "خب..." و غیره. هرچه بیشتر از اینگونه کلمات و مکث های غیر ضروری دوری کنیم اعتماد به نفس بیشتری هم خواهیم داشت. برای جلوگیری از بیان اینگونه کلمه ها پیشنهاد میشود
🔑 یک انگشتر لاستیکی در انگشت خود کنید و هربار که احساس کردید باید یکی از آن کلمات را ادا کنید یک بار انگشتر را در انگشت خود بچرخانید. به مرور زمان و با تمرین مداوم مغز یاد می گیرد تا دیگر از کلمات غیر ضروری استفاده نکند.

👈۱۰) زبان بدن میتواند کلید موثر باشد

The definitive book of body language, A. & B. Pease
باربارا و الن پیس در کتاب خود می نویسند که زبان بدن بهترین نقشه برای کشف دنیای دیگران است. مثلا به همسر خود می گویید که آماده گفتگو هستید اما دست به سینه نشسته اید! یا می گویید در حال گوش دادن هستید ولی سرتان همچنان در تلفن همراه است! ناگفته ها NVC غالبا آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند. فراموش نکنیم که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان بدن مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن، مخفی نکردن دستها، تن صدا، نحوه نشستن بسیار مهم هستند چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد را برملا می کند.
🔑یک روش موثر برای بهره برداری از بدن برای یک ارتباط موثر، تمرکز فیزیکی در انگشتان پا است. با این کار مغز ناخودآگاه از سر تا نوک پا را در حالت آماده باش قرار می دهد.
🔑روش بعدی یک ارتباط چشمی حرفه ای است که می توان از تکنیک مثلث FT استفاده کرد. به این صورت که یک مثلث ذهنی در صورت طرف مقابل رسم کنید که دو زاویه آن در چشم ها و زاویه سوم در زیر بینی قرار بگیرد. سپس در هر ۱۰ ثانیه چشم تان را به یکی از این سه زاویه متمرکز کنید تا ارتباط چشمی موثر شکل بگیرد. این روشها در ارتباط موثر نقش مهمی دارند.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
از موریس ستودگان

📍#جعبه_ابزار یک مددکار اجتماعی

🔑10 #مهارت_حرفه ای که هر مددکار اجتماعی نیاز دارد

مددکاری اجتماعی یک حرفه دشواریست که اغلب نیاز به یک متخصص دارد که ابزار لازم را در موقعیت مناسب بکار گیرد. روزانه باید بارها این جعبه ابزار در هم ریخته گردد و دوباره مرتب شود تا ار داشتن مهارت کافی مطمین گردیم. یا بگویم برای هر مجلسی باید لباس مناسب و کلاه مناسب آن مجلس را به تن کنیم تا مراجع را درک کنیم . مهندس، درمانگر، سرپرست کودکان، معلم، پزشک و بسیاری دیگر شاید این تصور را دارند که کارشان دشوار است اما مددکاری حرفه ای در نقش خود باید رل های متفاوتی را بازی کند. این نقش ها نیاز به یک طیف تقریبا بی حد و مرز از دانش، تخصص و تجربه مددکاری اجتماعی با طیفی از مهارتهای اجتماعی در فیلدهای متفاوت نیاز دارد. 10 ویژگی خاص که هر مددکار اجتماعی حرفه ای باید آنها را حداقل دارا باشد.

1. همدلی
همدلی توانایی همانند سازی موقتی و شناختن و درک موقعیت مراجع است. همدلی هر دو فرایند فکری و عاطفی است که باعث می شود تا دیگران مشکلات خود را راحتتر حل کنند و به آنها کمک میکند که تشخیص بهتری داشته باشند. اکثر مددکاران اجتماعی به صورت طرحواره ای متواضع هستند، همدلی یک دلیل عمده برای ورود به این حرفه است.

2. شناختن مرزها
یک مددکار اجتماعی نیز باید ظرفیت و محدودیت های خود را بشناسد و محدودیت هایی را که می تواند در طی یک دوره مشخص از زمان کاری را به پایان برساند را، بپذیرد. طبیعت این حرفه به چالش کشیدن است و می تواند همه انرژی را مصرف کند، به خصوص برای کسانی که احساس می کنند کارشان واقعا کافی و کامل نیست. ایجاد مرزها بین زندگی خصوصی و حرفه ای می تواند با ایجاد هدف و کنترل آن به پذیرش کار ما کمک کند.

3. گوش دادن فعال
توانایی به دقت گوش دادن، سوالات مربوطه و حفظ اطلاعات منتقل شده به صورت شفاهی برای حرفه مشاوره و مددکاری اجتماعی حیاتی است. این روش چگونگی ایجاد اعتماد، راه یافتن به دنیای انها و کشف جزئیات ارزشمند در مورد مراجع است و با درک اینکه هر شرایط منحصر به فرد است، کمک بزرگی در حل مشکل است.

4. برداشت اجتماعی
علاوه بر کسب و پردازش داده های کلامی، یک مددکار باید به زبان بدن، شخصیت اجتماعی، پیامدها و الگوهای فرهنگی رفتار مراجع حساس باشد. در حالی که برخی از مراجع ممکن است به وضوح نیازهای خود را بیان کنند و آماده همکاری باشند. ولی خیلی از افراد دیگر نمیتوانند نیاز خود را بطور قاطع بیان کنند. مددکار حرفه ای نیاز به یک شناخت اجتماعی از موقعیت مراجع دارد باید نقش ماما را تقبل کند و در زایش بیان نیازها همکاری کند.

5. خودآگاهی
مددکار حرفه ای به طور منظم از عملکرد خود از مراجع، رییس و همکار فید بک دریافت میکند. اما هیچ جایگزینی برای خودآگاهی وجود ندارد. قادر بودن به ارزیابی عملکرد خود و تلاش برای بهبود آن (در حالی که همچنین گرفتن نقد معتبر و مفید وجود دارد) یک مهارت ارزشمند است.

6. سازماندهی
مددکاران حرفه ای اجتماعی اغلب برای مقابله با برنامه های پر مشغله، پرونده های سنگین و کارهای قانونی میبایست برنامه ریزی مرتبی داشته باشند. مدیریت کارها و اولویت بندی جنبه های کاری و هدفگزاری می تواند کمک کند تا حداکثر زمان را در برنامه خود برای ارائه خدمات مفید به مراجعین در دسترس باشد.

7. هماهنگی
توانایی هماهنگ سازی ارتباطات و عملکرد صحیح سازمانهای مداخل برای مراجعین، نقش مهمی در کار روزانه مددکاری در ارتباط دادن مشتریان با خدمات است.

8. توانایی استدلال
یکی از راههای کمک در تغییر رفتار مراجع ، متقاعد کردن دیگر سازمانها برای ارائه خدمات مانند پوشش هزینه ها برای یک‌ دوره آموزشی جدید، برای یافتن توانایی در تغییر موقعیت است. استدلال عقلانی.

9. همکاری
همانطور که اغلب به عنوان انگیزه سازی ممکن است یک مشکل را حل کنیم، اما همکاری فعال مراجع می تواند مسیری جدید (و گاهی کارآمدتر) به یک راه حل رضایت بخش تر ارائه دهد. قادر به مذاکره بودن‌، سازش و کار با دیگران، هماهنگ سازی از اساسی ترین آیتم های همکاری در مددکاری اجتماعی است.

10. آرامش و عدم احساس فشار
شغل مددکاری اجتماعی یک حرفه ی عمیقا با ارزش است، اما میتواند یک شغل فوق العاده استرس زا باشد. برای ارضا نیازهای اجتماعی و موثر بودن در کار، ضروری است که از زمان شخصی خود با تمرکز بر روی نیازهای خود استفاده کنید. ترک محل کار یعنی بستن پرونده ها و لذت بردن از زمان اسایش خویش. و این حرفه ایست.
با توجه به ماهیت آن که ما که هستیم و چه کاری انجام می دهیم، بیشتر ویژگی ها و مهارت هایی که در اینجا مشخص شده اند به نوع شخصیت ما بستگی دارند. این مهارتها اهمیت خاصی دارند آنها را بیاموزید و مرزهای خود را برای استفاده از امکانات خود حفظ کنید، و آینده شما در این حرفه مطمئنا پر معنی و رضایت بخش خواهد بود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🙎‍♂دکتر موریس ستودگان💫
📖 جزوات آموزشی

📍ده کلید موفقیت برای بالا بردن مهارت های ارتباطی و ارتباطهای موثر (قسمت یکم)

برقراری ارتباط موثر یکی از پیشرفته ترین موضوعات و از مهم ترین مهارت های زندگی میباشد که لازم است برای بهبود آن تلاش شود. اگر شما هم نیاز به بهبود مهارت های خود برای زندگی اجتماعی و یا کار با مراجع و یا تسلط در اموزش و سخنوری برای بیان ایده ها خود دارید، برخی از نکات کلیدی برای ایجاد یک ارتباط موثر را در اینجا خواهید یافت.

 👈 ۱) یک شنونده فعال باشید!

پاول واتزلاویک Paul Watzlawick درکتاب "محاوره های انسانی"
(Menschliche Kommunikation)
و همچنین مارشال روزنبرگ Rosenberg Marshall B در کتاب خود بنام "محاوره بدون خشونت"
(Gewaltfreie Kommunikation)
مهم ترین قدم در ارتباط موثر را  گوش دادن "واقعی" و فعال میدانند. یعنی فقط شنیدن و تظاهر به شنیدن کافی نیست. همه ما میدانیم که گوش دادن به صحبت های شخص مقابل یا مراجع ما کار ساده ای نیست بخصوص در حیطه علاقه ما نباشد ولی مهم ترین قدم در بالا بردن قدرت برقراری ارتباط موثر، توجه نشان دادن و گوش کردن فعال به گفته طرف مقابل خواه مراجع، خواه رئیس و خواه همسر باشد. یک گفتگوی مناسب متشکل هماهنگی بین گفتن و شنیدن است. اگر شنونده خوبی باشیم، طرف مقابل هم برای ما همین طور گوینده خوبی خواهد بود. گوش دادن فعال از دید من مانند رهبر ارکستری میباشد که نوازنده (گوینده) را فعال، راهنمایی و همراهی میکند تا بتواند آهنگ دلخواه را خلق کند.

👈 ۲) حس همدلی Empathy خود را تقویت کنید.

Steve de shazer د شیزر
در کتاب راه های تراپی کوتاه خود می نویسد که همدلی با مراجع نصف ار درمان است.
ارتباط موثر یک جاده دو طرفه است. این بدین معنی میباشد که هر چقدر بیشتر با طرف مقابل همدل باشیم و درک موقعیت برای موضع طرف مقابل نشان بدهیم به همان نسبت ارتباط موثر قوی تر خواهد بود.
این یک نیاز انسانی میباشد که میخواهد فهمیده شود و احساس همدلی بدست آورد.
اگر طرف مقابل محاوره نظر مخالفی داشته باشد میبایست آن را به عنوان یک شانس بررسی کنیم و خود را برای نظر مخالف طرف مقابل همیشه آماده کنیم تا از استرس و اضطرابی که احتمالا در محاوره و تلاش برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهیم.

به عنوان مثال اگر شخص متقابل شما خسته است به صحبت کردن اصرار نکنید و سعی کنید او را درک کنید. و بر عکس اگر ما توان گوش کردن فعال را به هر علتی نداشتیم میتوانیم شفاف باشیم و به طرف مقابل بگوئیم.

👈 ۳) کوتاه و مفید و موثر باشیم
بامبرگر Bamberger
در کتاب مشاوره راه حل محور مینویسد؛
یک مشاوره موثر کوتاه و راه حل را در پیش رو دارد.
هیچ نیازی نیست در صحبت ها به تمام جزئیات بپردازید بخصوص اگر برای طرف مقابل یا مراجع در آن موقعیت خالی از معنا باشد. بلکه فقط لازم است طبق این مقوله با کوتاه و موثر گویی پیش بروید:
🔑 -> مقدمه کوتاه
🔑 -> دلیل گویا
🔑 -> اطلاعات موثر
🔑 -> پایان
🔑 -> پیگیری
این کار کمکی است تا در خلاصه ترین حالت ممکن بیشترین بهره وری موثر گردد.
به زبان ساده تر اگر بگویم، در صحبت های خود زیاده گویی نکنید تا شنونده خسته نشود و اطلاعات داده شده را فراموش نکند.

👈 ۴) شنونده ما کیست
Friedman Schulz von aThun فریدمان شولتز فون تون استاد من در کتاب "با هم صحبت کنیم" می نویسد موثرترین سخنرانان و نویسندگان
انهایی هستند که می دانند
چه مطلبی را 👈 What
چگونه 👈 How
در چه زمانی 👈 when
و به چه کسی 👈 whom
میخواهند بزنند.
بسیار واضح است که نوع صحبتی که شما با رئیس یا همکار خود دارید، با آنچه که به همسر یا فرزند خود می گویید بسیار متفاوت است. پس لازم است این موضوع را در نظر داشته باشیم که شنونده ما چه کسی است و صحبت های خود را برای او ساخته و پرداخته کنیم.


👈 ۵) گسل و هر چیز اختلال افرین را فعالانه کنار بگذاریم

Eva Renate Schmidt
ایوا رناته شمیت در کتاب "مشاوره با برقراری تماس" می نویسد هر چیزی که تماس ما با مراجع و شخص مقابل را احتمالا مختل میکند، میبایست از ان به طور فعال دوری شود.

به عنوان مثال اگر با کسی در حال مکالمه و محاوره هستید از تلفن همراه خود استفاده کنید و یا به تلفنی جواب دهید میتواند اختلال در پذیرش متقابل بوجود آورد. چرا که شخص مقابل انتظار دارد تمام توجه ما به صحبت های او باشد. من این گونه محاوره ها را که هر دو شخص با کمال توجه به یکدیگر امادگی دارند رقص والسر مینامم، چرا که به هماهنگی (ناگفته) فراوان نیاز است.
به همین جهت بعضی وقت ها لازم است از چیزهایی که باعث اختلال در گفتار ما مثل تلفن همراه یا ورود شخصی بدون برنامه در گفتمان می شود دوری کنیم تا یک مکالمه موثر تر و مناسب تر داشته باشیم.

ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🙎‍♂دکتر موریس ستودگان💫
📖 جزوات آموزشی

📍ده کلید موفقیت (قسمت دوم)

👈 ۶) نقل بیان کنید (Paraphrase) و سوال مطرح کنید
Bachmair باخمایر
در کتاب "مشاوره یاد گرفته میشود" تاکید دارد که نقل بیان میتواند مکالمه رو آنجا موثر کند که ما مطمین میشویم که داده ها را درست دریافت کرده ایم و طرف مقابل احساس میکند که گفته هایش حائز اهمیت و تاثیر گزار است.
مثلا میگویم.
{درست متوجه شدم که شما...؟ }
{میخواهم مطمین شوم که گفته های شما را درست متوجه شدم...ایا....؟ }

وقتی که ما سوالی را مطرح می کنیم و آن را از شخص می پرسیم، نشان می دهد به شنیدن و متوجه شدن درست آنچه که شخص مقابل می گوید، علاقه داریم. همچنین اگر یک بار به عنوان مثال جواب را به درستی نگرفتیم، با پرسش مجدد سوال، این مشکل هم میتواند برطرف شود.
این نقل بیان به پر شدن فضای خالی مکالمات کوتاه هم کمک فراوانی خواهد کرد تا وارد یک مکالمه عمیق تر و مناسب تر از صحبت کردن در مورد آب و هوا بشود!

👈۷) داستان های کوتاه تعریف کنیم یا از متافر Metapher استعاره استفاده کنیم

Werner Vogelauer فوگلاور ورنر
در کتاب "متد های ABC برای کوچینگ" می نویسد: داستانها بسیار قدرتمندند، چرا که همه ما از کودکی خاطرات مثبت از داستانها داریم. با گفتن داستانهای کوتاه یا استعاره ها که میتواند در تفهیم موقعیت یا حل مشکل کمک کند استفاده کنیم. این داستانها یا استعاره ها مغز را فعال، داده ها را جذابتر و موثر تر و حتی در مصاحبه ها به موفقیت ما کمک می کنند.

👈 ۸) مهارت شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه Small Talk
Arnulf Deppermann
ارنولف دپرمان در کتاب "انالیز کردن محاوره" می نویسد که مدیریت مکالمات و بحث های کوتاه هنر خاصی میباشد. گاهی اوقات گفتمان های کوتاه میتوانند موثر باشند و برای Warm Up (وجد آور گفتمان) و برای شروع به یک گفتگو نیاز است که حتما از قبل یک موضوع گفتگو آماده کرده باشیم.
یکی از متدهایی که می توان یک مکالمه کوتاه را به یک گفتگوی بهتری تبدیل کرد تکنیک FORD میباشد. که مخفف انگلیسی:
Family خانواده 👈
Occupation شغل👈
Recreatiin تفریح و سرگرمی👈
Dreams رویاها 👈
با اغاز گفتمان به وسیله به اشتراک گذاری این موضوعات، خواهید توانست یک مکالمه خوب و موثر با موضوعات بسیار زیاد داشته باشید.

👈۹) کشنده گفتگوها یا "communication killer" را بشناسیم.
دو لغتی که باید از آن پرهیز کنم کلمه های هم معنا و هم وزن با "همیشه" و "هرگز" میباشند. Manfred Prior مانفرد پریور در کتاب "مداخله مینی ماکس" و همچنین پاول واتزلاویک بارها این کلمات را موذی و قاتل گفتگو معرفی کرده اند.
در رابطه های خانوادگی و مکالمات روزمره این اصطلاحات به کرات استفاده شده و معنی مطلق خود را از دست داده اند ولی در ناخودآگاه اتش بپا میکنند. مانند "تو همیشه دیر میای...." "تو هرگز نگفتی منو دوست داری..." "تو همیشه مادرت رو میبینی ..." "هیچوقت منو..." "همیشه اونو..."
و دیگر اینکه پرهیز از بیان کلمات اضافی که روزمره ما از آنها استفاده میکنیم مانند "آمم.." یا "خب..." و غیره. هرچه بیشتر از اینگونه کلمات و مکث های غیر ضروری دوری کنیم اعتماد به نفس بیشتری هم خواهیم داشت. برای جلوگیری از بیان اینگونه کلمه ها پیشنهاد میشود
🔑 یک انگشتر لاستیکی در انگشت خود کنید و هربار که احساس کردید باید یکی از آن کلمات را ادا کنید یک بار انگشتر را در انگشت خود بچرخانید. به مرور زمان و با تمرین مداوم مغز یاد می گیرد تا دیگر از کلمات غیر ضروری استفاده نکند.

👈۱۰) زبان بدن میتواند کلید موثر باشد

The definitive book of body language, A. & B. Pease
باربارا و الن پیس در کتاب خود می نویسند که زبان بدن بهترین نقشه برای کشف دنیای دیگران است. مثلا به همسر خود می گویید که آماده گفتگو هستید اما دست به سینه نشسته اید! یا می گویید در حال گوش دادن هستید ولی سرتان همچنان در تلفن همراه است! ناگفته ها NVC غالبا آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند. فراموش نکنیم که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان بدن مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن، مخفی نکردن دستها، تن صدا، نحوه نشستن بسیار مهم هستند چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد را برملا می کند.
🔑یک روش موثر برای بهره برداری از بدن برای یک ارتباط موثر، تمرکز فیزیکی در انگشتان پا است. با این کار مغز ناخودآگاه از سر تا نوک پا را در حالت آماده باش قرار می دهد.
🔑روش بعدی یک ارتباط چشمی حرفه ای است که می توان از تکنیک مثلث FT استفاده کرد. به این صورت که یک مثلث ذهنی در صورت طرف مقابل رسم کنید که دو زاویه آن در چشم ها و زاویه سوم در زیر بینی قرار بگیرد. سپس در هر ۱۰ ثانیه چشم تان را به یکی از این سه زاویه متمرکز کنید تا ارتباط چشمی موثر شکل بگیرد. این روشها در ارتباط موثر نقش مهمی دارند.
💫💫💫

در جامعه ای که انسانها در رسانه ها و مغزها و گفته ها و نوشته ها طبقه بندی، دسته بندی و طبیعتاً بر اساس آن قضاوت میشوند، آسان نیست به عنوان درمانگر فقط سعی بر آن داشت کسی را در امنیت درک کرد، انگیزه عملش و شخصیتش و ناآرامی ذهنی اش را تجزیه و تحلیل کرد و او را خارج از چهارچوب قضاوت اجتماعی پذیرفت. همینکه این مهم فراموش شود، نادیده گرفته شود و یا سهل پنداشته شود درمانی شکل نخواهد گرفت چرا که اثر رفتارها در ذهن درمانگر منزلت انسان را به صلیب میکشد، که این خود نمایشگر فرافکنی می‌باشد.

دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
❗️فوبی اختصاصی و اجتماعی یا Phobia چیست؟

فوبی ترس شدیدی است که علت آن متفاوت است معمولا از آن به ترس آموخته شده یاد میکنند. فوبی میتواند در سیستم یک رفتار انتقالی باشد مثلاً وقتی پدر یا مادر از چیزی می‌ترسند به فرزندانشان انتقال دهند. این ترس گاهی از بین میرود و گاهی تشدید میشود و معمولا بروی محرک های دیگر تعمیم نیز داده میشوند. در هر صورت ترس ها عمدتا از طریق شرطی سازی (مثال پایین) آموخته میشوند و تحقیقات فراوانی در این زمینه وجود دارد. این ترس افراطی نامعقول که درصورت وجود و یا انتظار شیی یا موقعیتی معین مانند بلندی، تونل، آسانسور و حیوانات حتی اهلی مانند سگ و گربه و کبوتر، تزریقات، دندانپزشک، دیدن خون و گاهی جسد، سوارهواپیما شدن بروز میکند. در صورت مواجهه با محرک هراس اور همیشه پاسخ شدید اضطرابی بوجود میاورد.

فوبی اجتماعی مثل فوبی اختصاصی است با این تفاوت که هراس ناشی از یک موقعیتی که جمعی حاضر باشند و یا انجام عملی که دران فرد دچار اضطراب شدید میشود. فوبی اختصاصی شیوع بیشتری در زنان دارد, که بخشی از آن فرهنگیست ولازم بذکرست حدود 30 درصد بیماران مبتلا به فوبی اجتماعی اختلال افسردگی ماژورنیز نشان میدهند. درمان فوبی اجتماعی مشابه فوبی اختصاصیست که شامل درمان دارویی و رفتاردرمانی شناختی cbt است که رفتار درمانی موثرترین درمان است. اخیرا روش های درمانی دیگر مانند هیپنوز درمانی CBH که به پروتکل درمان ها افزوده شده و مشاهدات و تحقیقات عملی نشان میدهند که هیپنوز درمانی دردرمان فوبیا چه اختصاصی وچه اجتماعی موثرترین درمان میباشد.


مثالی برای شرطی سازی، کودکی به نام آرمین چند روز وقتی پدرش از کار برمیگشت می دید و می شنید که پدرش با مادرش دعوا و کتک کاری می کند. بعد از اینکه این اتفاق چهار یا پنج بار روی داد، علی به محض اینکه صدای وارد شدن اتومبیل پدرش را در غروب به داخل حیاط خانه میدید، تپش قلب میگرفت. (این اضطراب پیامد احساس عدم امنیت بود) در این گونه موقعیت ها، انواع محرک هایی (صدای ماشین پدر) که در آغاز شاید حتی شادی بخش و یا خنثی بوده اند، بر حسب تجربه بد عهده دار علایمی میشوند که خبر می دهند قرار است اتفاق ناخوشایندی روی دهد و بدین وسیله به تنهایی، ترس یا اضطراب را فراخوانی می کنند. در این مثال صدای ماشین محرک شرطی سازی شده همایند با خشونت پدر. صدای ماشین + خشونت پدر = احساس ناآرامی برای عکس العمل فیزیکی و روانی علی می‌باشد.
در واقع افکار و تصاویر ذهنی علی با صدای ماشین وظیفه محرک های شرطی را پیدا کرده که قادرند الگوی پاسخ ترس و اضطراب را فراخوانی کنند. برای مثال، وقتی علی این صدا را به عنوان خطر ثبت میکند و اتفاق دوباره شکل میگیرد, شرطی سازی او قویتر گشته و حتی علی که به پدرش فکر می کرد، احساس اضطراب پیدا میکرد. با این تعریف میتوانیم بگوبیم که اصول شرطی سازی کلاسیک، فراگیری ترس های غیر منطقی و فوبی ها را توجیه می کنند.

برای تعمیم ترسها در فوبی یک مثال میزنم. مردی را در نظر بگیرید که فوبی مکان های بسته را دارد مانند اسانسور. احتمالا این کودک توسط چند رویداد در کودکی، وقتی با دوستان دیگر بازی میکرد او را در کمد لباس حبس کردند و یا برای ترساندنش در مکان تاریکی از اصطلاحات ترسناکی هم استفاده کردند. او در بزرگسالی از آسانسورها و غارها به علاوه مکان های بسته و یا حتی تونل نیز می ترسد. او هیچ علتی در این ترس پیدا نمیکند اما احساسات او میگوید....
دقیقا همین احساسات سبب میشوند که ترسها در دراز مدت شرطی و تشدید شوند و خرد نتواند بر ترس غلبه کند. واینجا نیاز به یک درمانگر است. یک مراجع ۶۵ ساله من در سویس می‌گفت در تمام مسافرت‌ها او با ماشین می‌رفت چون از پرواز وحشت داشت و هیچوقت حاضر نبود از تونل با ماشین عبور کند. عملا در سویس غیر ممکن است که راهی تونل نداشته باشد, تصور این مطلب با شما!

دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
۲.۷❗️عناصر مشاوره موثر

بسیاری از مردم چه حرفه ای و چه غیر حرفه ای مشاوره میدهند و در این باورند که مشاوره بخشی از هنر جدید گفتگو میباشد. با این دید و برداشت برای محققان دشوار میشود که به طور کامل موارد تحقیق را مشخص کنند که چه چیزی باعث بک مشاوره موثر می شود. با وجود تمام دشواریها، تحقیق بر عناصر مشاوره موثر در بسیاری از انستیتوهای انجام شده است. این نوشته من یک تلاش و یک مرور کلی به ارایه برخی از آنها میدهد.

مهمترین یافته های محققان پس از تحقیقات فراوان نسبت به آنچه در ابتدا مورد صحبت قرار گرفت، در اینجا نشان میدهد که تفاوت فراوانی بین مشاوره حرفه ای موثر که مورد بحث ماست با راهنمایی های دوستانه وجود دارد.

👈جلسات مشاوره نیاز به پنج عامل مهم دارند که به عنوان یک مشاوره موثر حرفه ای دیده شوند.

🔶۱. درمانگر مؤثر و حرفه ای
این چندان تعجب آور نیست‌ تحقیقات نشان داده است که درمانگران مؤثر به طور قابل توجهی بیشتر می‌توانند مراجعین را در زمان کوتاه تر به هدف برسانند. فاکتور زمان و هدف در اینجا بسیار مهم است. به درازا مشاندن مشاوره بدون هدف در واقع تأیید کردن رفتار مشکل ساز مراجع از طرفی و پرورش رفتارهای مشکل ساز در مشاوره بدون کیفیت طبیعتاً اثربخشی کمتری نشان میدهد. این نوع مشاوره بیشتر به شکل "تماشا و مدیریت نشست ها" تنها دیده میشود‌. در این نشست ها "نادیده گرفتن نیاز و سرزنش مراجع"، و "نادیده گرفتن نیاز و غفلت در تصحیح رفتار"(تحقیقات نجویت و استروپپ، 1994) به عنوان مشاوره کم کیفیت شناخته شده اند.
این یافته ها مطمئنا برخی از اعتبارات و مبانی عناصر مشاوره راجرز Rogers را که اغلب در دوره های مقدماتی مشاوره تدریس میشوند، را نشان می دهد. کلاسهای مهارتهای مشاوره موثر همچنین توانایی درک مراجع و نیازهای آن را توسط مشاور بالا میبرد.
این تحقیقات همچنین نشان میدهند که مسائل اضطراری در رابطه با اثربخشی در مشاوره، ایجاد درک در مراجع از موقعیت خود با بازتاب و هدف گزاری در مشاوره میباشد. این به مفهوم آشکار سازی راه های جدید در شناخت عوامل مشکل ساز برای افزایش مهارتهای مراجع (Ilardi & Craighead، 1994؛ Wilkins، 1984) دیده میشود. این اثر بخشی همچنین به عنوان اشاعه امید شناخته شده و شامل ایجاد اعتماد، صبر و شور و شوق در مشاوره میباشد. در این گونه مشاوره موثر بودن را در طراحی و مدل سازی مقابله با مشکلات به همراه مراجعین شکل میگیرد با این انتظار که مراجع در آینده برای کمک به موقعیت خود قادر میشود(Snyder و همکاران، 1999). این گونه مشاوره وابستگی مراجع را کم کرده و او را توانمند در حل مشکل خود میسازد. Empowerment.

🔶۲. دینامیک موثر
تحقیقات به منظور افزایش اثربخشی مشاوره، دینامیک یا پویایی های زیر را شناخته و پیشنهاد کرده است:

🔻• روابط حساس و محرمانه بودن مطالب بین مراجع و مشاور یا درمانگر

🔻• حمایت و توجه مشاور از مراجع در یک محیط حرفه ای

🔻• یک همبستگی با مراجع در تفهیم مشکلات

🔻• ارایه بینش های مثبت در حل مشکلات به مراجع

🔻• یک دید جدید یا طرح مفهومی جدید از مشکل با اعتماد به نفس کافی توسط مشاور

🔻• فاکتور گذر زمان بر مشکلات به‌ عنوان شناخت از گذشته و راه حل مشکلات پیدا کرده توسط مراجع

🔻• اشاعه امید و انتظار حل مشکل بر اساس توانایی های مراجع

🔻• تکنیک های سازگار کردن مراجع با اهداف جدید و بازتاب و شناخت انتظارات معقولانه مراجع از خود و محیط خود و اثربخشی آن بروی تعریف مشکلات

در اینجا دو شخص مذکور تحقیقاتی را انجام داده اند (Fishman، 1999؛ Hubble et al.، 1999).

ادامه دارد...

📚منبع: دکتر موریس ستودگان
جزوات آموزشی در مشاوره ۲۰۱۵

@thinkpluswithus


1⃣▶️4⃣
❗️🔝ادامه عناصر مشاوره موثر

🔶۳. تکنیک های موثر در مداخلات موثر

اگر چه تکنیک ها باید مؤثر بوده و با انتظارات مراجع از مشاوره و اهداف مراجع منطبق باشند، اما آمار نشان میدهند که حداکثر 12-15٪ مشاوره در ابتدا موفق بوده و در طول زمان مشاوره کیفیت بهتری پیدا خواهد کرد (لامبرت، 1992). در واقع فرانک و فرانک (1991) این را بیان می کنند که این تکنیک های موثر به تنهایی جوابگو نیستند بلکه همکاری مراجع از ملزومات مشاوره موثر است و موفقیت تمام تکنیک ها بستگی به مراجع دارد.
حس همکاری بین مشاور و مراجع یا واقعی یا نمادین میباشد. این موضع نشان می دهد که مشاوران و درمانگران میبایست در برآورد مراجع با متانت برخورد کرده با علم براینکه هر مراجعی کوله باری از تجربه از گذشته به همراه می‌آورد. این اثر بخشی مشاوره را آسانتر نمیکند و این انتظار را دارد که برای هر مراجع، روش مشاوره ای مناسب موقعیت و مشکل مراجع در برآورد شخصیت او انتخاب شود. که این می تواند با هدف شخصی مراجع تطابق یابد، و یا مراجع می تواند به این دیدگاه برسد که ویژگی های مشکل او خاص و دیدگاه او از مشکل با واقعیت فعلی او تطابق ندارد . این همچنین به این معنی است که مشاوران خود باید به دنبال بسیاری از آموخته ها باشند تا رویکردی مناسب پیدا کنند که نه متضاد بلکه متقاعد کننده است. ایجاد یک زمینه مناسب برای مشاوره ممکن است شامل هر دو عامل تضاد و متقاعد ساختن باشد. آموزش مراجع در مورد طرح مفهومی مشاور از مشکل لازمه ایجاد اطمینان و هدف گزاری می‌باشد و در صورت لزوم، اصلاح طرح حل مشکل در زمینه مفاهیمی که به مراجع بر اساس طرح‌ها و الگوها امنیت می دهد در نظر گرفته شود. (ص 217 از فرانک و فرانک) و اینگونه از طرفی همکاری مراجع را برنده شده و مشاوره طبیعتاً در راستای موثر تری پیش خواهد رفت گرچه چلنج برای مشاور در تمام موارد همراه است.

🔶۴. مداخله موثر

مداخله میتواند فقط بخشی از مشاوره در حل یک مشکل باشد. تحقیقات نشان داده اند که مداخله های موثر به دنبال نکات فوق هستند:

🔺• نشانه های مشکل را سیستمی بررسی کند و آنرا با هدف های مراجع مشخص و برای از حل اقدام کنند

🔺• افزایش فوریت حل مشکل برای پیشگیری از مشکلات جدید

🔺• سعی در افزایش تحمل مراجع برای تجربه عاطفی در حل مشکلات

🔺• فراهم نمودن زمینه مناسب برای درک مشکل و بازگرداندن برخی از خودکارآمدی روزانه مراجع و از بین بردن محرک های مشکل ساز
محققان زیر در این زمینه تحقیقات گسترده ای را ارایه نموده‌اند. (Bentler، 2000؛ Prochaska و Clemente، 1984؛ Walmpold، 2001؛ Wolfe، 1989).

این یافته ها با کارهایی که در زمینه درمان ها و مشاوره ها مبتنی بر موثری بودن مداخله و در معرض قرار گرفتن مراجع در مشکلات و حل مشکلات روبرو شدن با ترس های خود و پس از آن توان افزایی برای تجربیات احساسی خود که بر کاهش علائم مشکلات اثر خاصی خواهددداشت. در این مورد Walmpold (2001)، از نظر دستیابی به نتایج، می گوید: طرفداران بسیاری از رویکردها، رابطه بین مشاور (درمانگر) و مراجع مهمترین عامل حل مشکل تشخیص می دهند. همه نکات خود بخود مهم هستند اما هیچ یک از پنج نکته به تنهایی برای یک مشاوره یا درمان موثر کافی نیست. با این حال، به نظر می رسد که تحقیقات در ارتباط بین مراجع و‌مشاور به طور چشمگیری افزایش یافته است. این بیشترین متغیر در نتایج تحقیق شده بروی مشاوره موثر از کل عناصر خاص تاکنون بوده است. (ص 158)
همچنین Walmpold می گوید که تنها 8٪ نتیجه مشاوره موثر به یک عنصر نسبت داده می شود. چون در مشاوره موثر تاکنون بینش سیستمی حایز اهمیت بوده، در نتیجه نظریه سیستمی میتواند یک نظریه معادل ممکن برای مشاوره موثر در اینجا مورد توجه قرار گیرد. به عبارت دیگر رویکرد سیستمی در مشاوره یک رویکرد موثر می‌باشد.

ادامه دارد...

📚منبع: دکتر موریس ستودگان
جزوات آموزشی در مشاوره ۲۰۱۵
@thinkpluswithus

2⃣▶️4⃣
❗️🔝ادامه عناصر مشاوره موثر

🔶۵. اولین مشاوره موثر
با توجه به یافته های تحقیقاتی فوق، جلسات اولیه نیاز به:

🔻• ایجاد روابط حرفه ای

🔻• افزایش آگاهی و شایستگی منزلت انسانی. مشاوره ساده را انجام دهید

🔻• با ارائه شناخت از اهداف کوتاه مدت (مثل آرام کردن مراجع)، اولین برخوردها را موثر کنیم

🔻• بازتاب موقعیت (شناخت مشکل با دید جدید) و ایجاد حس همکاری

🔻• با بالا بردن اعتماد به نفس در مراجع (مثلا شما در گذشته چنین مشکلی را چگونه حل کردید و از آن چه اموختید که امروز قابل استفاده باشد؟) اقدامات کاهش علایم مشکلات را مطابق با مشکل ارائه شده و با مفهوم سازی امیدوار کننده برای مراجع انجام دهیم. گاهی مراجعین در بحران باور خود به توانایی‌هایشان را از دست میدهند و این از وظایف مشاوره و مداخله موثر است که این نکات قدرت را شناسایی و مراجع را آگاه و امیدوار کند.

🔻• ارائه هر دو بعد به سوی یک هدف قابل دستیابی
ا) داشتن نکات قدرت برای حل مشکل ب) نیاز به آموزش مهارت های جدید تا در آینده قادر به حل مشکل گردد

همه موارد فوق باید در دستورالعمل های پذیرش و پاسخ مراجع قرار گیرد. که به عبارت دیگر، تمام نکات ذکر شده باید به موقع برای هدف‌گذاری با مراجع فراهم گردد.

 با توجه به یافته های تحقیقاتی که در بالا ذکر شد و ایده های مربوط به انجام اولین مشاوره موثر، این گفته ها در حال حاضر بنا به تجربه خود نویسنده به عنوان یک مددکار حرفه ای، مشاور و روان درمانگر سیستمی و به منظور تلاش برای ارائه برخی از ایده ها در مورد آنچه که من پیدا کرده ام پنج عامل مهم برای تبدیل شدن یک مشاوره به مشاوره موثر می‌باشد.

🔑پنج عنصر بحرانی برای موثر بودن یک مشاوره

پس از بررسی کتابهای علمی در این زمینه در مورد اینکه چه چیزی سبب یک مشاوره موثر میگردد و سپس افکار و تجربه های خویش از اطاق مشاوره را به عنوان یک مدرس در اینجا جمع آوری کردم. از دید من پنج عامل حیاتی برای مشاوره موثر وجود دارد:

🔺چلنج در تبدیل شدن به یک مشاور موثر (به عنوان مثال، جنسیت و سن، ویژگی های شخصیتی، توانایی شناختی،
برنامه ریزی دقیق و تحصیلات لازم و قرار گرفتن در میدان اصلی مشاوره) هر یک از این پنج جزء در ابتدا مبنای کار برای مشاوره خواهد بود.

با مصاحبه و صحبت های طولانی با بسیاری از دانشجویان مشاوره و فارغ التحصیلان و مشاوران حرفه ای، به این باور رسیده ام که مشاوران موثر معمولا کنجکاو برای درک مشکلات میباشند، انها عمق مشکلات را بررسی کرده، واقع بین و سریع هدفهای کوتاه مدت را در میدان مشاوره مورد مشاوره قرار میدهند. بسیاری از این افراد با تجربیات و خاطرات بسیار مهم خود بازتاب شده هستند. مشاوران موثر شگفتی برای کار خود و مشتاق شناخت طبیعت انسانی و نه تنها مشکل انسانها هستند. آنها در واقع انسان را نخست پذیرفته و مشکلات را قسمت گذرا زندگی و نقطه عطفی برای آموختن و توانا شدن میبینند.
گوش دادن فعال، به شدت به مراجع کمک میکند که در تعریف مشکلات خود گاهی خود را دوباره شنیده و با تأیید متقابل جذب میشوند. آنها یاد دارند که به طور مداوم نه تنها فیزیکی حضور داشته باشند که من ان را حضور فعال مینامم. آنها سوال میکنند تا مشکل را درک کنند، و تعجب میکنند که چه چیزی مردم را خوشحال، موفق و ثروتمند ساخته است و اینکه چه چیزی باعث زندگی خوب خانواده، دلبستگی های سالم و روابط خوب آنها با کودکانشان شده است.
مشاوران موثر فراتر از نگرش های سطحی دارند و آنها بر این باورند که طبیعت انسانی بسیار پیچیده است که هرگز نمیتواند این پیچیدگی در تمام زوایای آن درک شود.
مشاوران موثر ویژگی های مخصوص زیر را نشان می دهند:

🔺• صمیمیت، حقیقت گویی، همدلی، انسانیت

🔺• توانایی ایجاد روابط موثر

🔺• مهارت های بین فردی، مهارت های ارتباطی، شناخت تفسیر رفتار خود

🔺• اخلاق کاری، انگیزه کاری

🔺• همیشه با تلاش برای رسیدن به اهداف و استانداردهای بالاتر، مایل به گسترش آموخته های خود هستند

🔺• توجه به خود و مراقبت سلامت روان خود و ظاهر آراسته خود

🔺• نگرش آنها در مورد خود "نمی توانم دانش کافی دریافت کنم"

👈مشاور موثر توانایی شناختی دارد

در هنگام تلاش برای توصیف تفاوت های بین فردی، دو علامت به ذهنم می رسد ویژگی های ذکر شده در بالا و توانایی شناختی.
اولی، "ضروری است، اما لزوما کافی نیست". به این ترتیب، داشتن ویژگی های ذکر شده به همراه توانایی شناختی میتواند این موثر بودن را ویژه کند.

ادامه دارد...

📚 منبع: دکتر موریس ستودگان
جزوات آموزشی مشاوره ۲.۱۵
@thinkpluswithus

3⃣▶️4⃣
❗️🔝ادامه عناصر مشاوره موثر

در قسمت قبل در مورد ویژگیهای مشاور موثر صحبت کردیم. به این ترتیب داشتن ویژگی های ذکر شده فوق "لازم، اما لزوما کافی نیست".

دانشجویان زیادی از کارآموزی میگویند؛
گاهی مراجعین باید مرز احساسات و مسایل بسیار شخصی خود را رعایت کنند تا مشاور معذب نشود‌. گاهی مراجع با مشاور به راحتی در مورد همه چیز صحبت میکنند. از دید دانشجویان آنها از خوب بودن مراجع سو استفاده میکنند.
من بارها گفته ام یک مشاوره موثر هدف دارد و مشاوره هدف دار به بیراهه نمیرود. در مشاوره ما فقط به داستان گویی اکتفا نمی‌کنیم. با این حال، خوب بودن کافی نیست؛ مشاوران باید چیزی برای ارائه داشته باشند. به طور خاص، آنها باید برخی از دانش تخصصی، تئوری های لازم و مهارت مشاوره, مهارت هدف سازی همراه با مهارت های ارزیابی و مداخله داشته باشد. مشاور موثر می داند چگونه به ارزیابی، هدف سازی و مداخله و انجام ان با اطمینان و در راستای انتظارات مراجع قدم بردارد.
مشاوران ماهری هستند که ادعا می کنند، "مقاومت" در مشاوره وجود ندارد. من میگویم بر عکس. مقاومت هدف مراجع میباشد.
👈 عبارت دیگری که در هنگام تلاش برای توصیف تفاوت مشاوره موثر به ذهنم می آید، در کنار ویژگی ها و توانایی شناختی این است که "مراجع ابتدا باید قبل از شروع مشاوره بداند که چقدر مشاور موثر است. "این همانند یک پزشک است که دارای یک دانش و اسم خوب باشد. این بدان معناست که مراحع میخواهد در قبال مشاور خودش احساس امنیت داشته باشد‌. مشاور موثر چیزی منحصر به فرد از آموزش تخصصی خود ارائه می دهد. به همین سبب سرمایه گذاری در اموختن در این رشته یک نیاز مبرم است.

👈داشتن مهارت های تخصصی برای ارائه.
این مربوط به توانایی شناختی، از دید Spearman میشود. او در ارزیابی شناختی به توانایی یادگیری حرفه ای اشاره دارد. به عبارت دیگر، چگونه مشاور حرفه ای به مشاور موثر تبدیل میشود. در کنار همه ویژگیهای نامبرده پرورش توانایی شناختی با آموزش و بازتاب میسر می‌شود. من متوجه شده ام که دانش جویانی که به سرعت پس از هر مقطع وارد مقطع جدید کسب متد و مهارت شده اند، موفق تر بوده اند. بدست آوردن دانش و مهارت های موثر درنتیجه تلاش برای اطمینان از اینکه دانش جویان در اینده مشاوران موثری شوند، نیاز به همراهی از طرف افراد با تجربه از میدان مشاوره دارد.

در پایان میگویم این مباحث ادامه خواهند داشت و مطمینا دوباره در این مورد بیشتر خواهیم خواند. من در سخنرانی های خود در دانشگاه با موضوع مشاوره موثر با گفتن این جمله ختم میدهم.
هرچند که مشاورین می خواهند
اشتباهات خود را با تمرینات خود جبران کنند، باید بدانند که مراجعین انعطاف پذیر هستند؛ آنها نباید کامل باشند چرا که مراجعین باید ببینند که مشاور هم انسان است و کامل نیست. انها باید بدانند که آنها هم انسان هستند و کامل نیستند. مهمترین چیزی که من به دانش جویان می گویم، این است که وانمود به چیزی کنند که نیستند و این مراجعین را در عملکرد مشاوره مشکوک میکند. گاهی میتوانیم به مراجع بگویم «من نمیدانم» باید تحقیق کنم.

امیدوارم که این امر دانشجویان بیشتری را به سمت موثر شدن الهام بخشد.
سپاس از دقت و همراهی شما.

پایان

📚 منبع: دکتر موریس ستودگان
جزوات آموزشی مشاوره ۲۰۱۵
@thinkpluswithus

4⃣▶️4⃣
❗️ ۲.۸ تقسیم بندی مراجع

🔶 مراجع چه کسی میباشد؟ آیا تفاوتی بین مراجع موثر و مراجع دیگر وجود دارد؟

آیا هر کسی که ما به ما برای مشکلی رجوع میکند در واقع از ابتدا مراجع ماست!؟

خیر همانطور که مشاور موثر ویژگیهایی دارد در مشاوره موثر مراجع نیز ویژگی هایی را به همراه خود خواهد آورد.

📍مثلاً کسی که در معرض افسردگی شدید است تحت چه عنوانی مراجع ماست؟

👈 مراجع چه کسی است؟ و چه شخصیتی یک مراجع است؟
کسی که بیماری روانی دارد؟
کسی که ناامید و دلسرد از زندگی است؟
کسی که در معرض افسردگی جدی است؟
آیا فقط این افراد مشاوره دریافت می کنند؟
آیا همه کسانی که مشاوره دریافت می کنند یک بیماری دارند؟ نه این که اصلا درست نیست. هر مشکلی اختلال نیست و هر خللی در زندگی بیماری نیست.

زندگی هر انسانی به گونه ای پر از مشکلات و چالش هاست. و هر شخص زمان خود را با آموختن مهارتی و رشد در مشکلات به نحوی میگذراند‌. مهم این است که مراجع:
🔺 صادقانه نقایص خود را بپذیرد
🔺 شجاعت برای مقابله با ترس های خود داشته باشد
🔺 قادر برای انتخاب درست در مشاوره باشد
🔺 همکاری لازم را انجام دهد
🔺 و باور بر این اصل که تمام مشکلات گذرا و قابل حل هستند

👈این کلیدها برای همه ضروری است کسی که مقابله با مشکلات و رشد را باور دارد. و مشاوره جایی است که مراجع می تواند این کلیدها را پیدا کند.

در نتیجه مقابله با مشکلات و باور به رشد در زندگی و صداقت و شجاعت در پذیرفتن خویش از کلیدهای اصلی مراجع موثر است. این بدان معنا نیست که او با یک دسته کلید مهارت ها به مشاوره میاید, خیر بلکه او حاضر به بهینه سازی این مهارت هاست.

برای پذیرش این:

👈هر کسی که با این توضیحات همراه است می تواند یک مراجع باشد. طبیعتاً هر شخص چنین شخصیت هایی را دارد اما گاهی بر اثر حوادث و بروز بیماریها افراد میبایست نخست تحت مداوای دارویی قرار گیرند و سپس در مشاوره شرکت کنند. و در اینجا بر میگردیم به اولین سوال آیا شخصی با افسردگی شدید مزمن در هر حال مراجع ماست، باید بگوییم خیر. مثلا در افسردگی شدید مزمن در اولین مرحله شخص به یک موقعیت پایدار روحی با درمان دارویی نیازمند است که در مرحله بعدی با روشهای شناختی رفتاری cbt یا روش abcde الیس و یا سیستمی میتوان به درمان محرکهای بیمار کننده پرداخت.
در نتیجه ارجاع مراجع به روانپزشک برای درمان خود میتواند یک هدف (یا قبلاً گفتیم مداخله اورژانس) بهمراه مراجع باشد.

این تقسیم بندی از این رو میتواند مفید واقع شود که وقتی شناخته شود مراجعی موثر است در نتیجه برای هدف گزاری و ایجاد انگیزه مشاوره نیاز به صرف انرژی فراوان ندارد. گاهی مقاومت در برابر مشاوره میتواند روند مشاوره را کندتر کند. مراجع موثر با بینش مثبت تغییر پذیر میتواند در تسریع مشاوره efficiency and effectivity بسیار مفید باشند.

در قسمت بعدی وارد بخش جدیدی از مشاوره خواهیم شد و با رویکردهای روانشناسی به مشاوره نگاه خواهیم کرد.

پایان قسمت دوم مبحث مشاوره

دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان:
👈 بر اساس گفته های ویلیام گلاسر نیازهای اصلی انسان را به پنج دسته میتوان تقسیم کرد:

۱. نیاز به ادامه به زندگی،
۲. نیاز به مهر و تعلق داشتن،
۳. نیاز به توانمندی،
۴. نیاز به آزادی،
۵. نیاز به شادمانی


هرکدام از این نیازها در تمام انسانها با روان سالم نهفته است. برای درک مطلب، پنج نیاز اصلی به این صورت شرح داده می شود.

🔑 نیاز به ادامه زندگی:
احتیاط عمل در تمام موارد؛ اهمیت دادن به سلامتی، تغذیه و ورزش؛ اهمیت دادن به رابطه ها

🔑 مهر و تعلق داشتن:
مهر ورزیدن و دریافت مهر؛ سخنان محبت آمیز؛ تعامل جسمی و رفتاری با مهر، به هم تعلق داشتن و چیزی به ما تعلق داشته باشد. مثلا به گروه ورزشی یا سیاسی یا اجتماعی تعلق داشته باشیم.

🔑 توانمندی:
توانمند بودن و قدرت و موقعیتی را در دست داشتن؛ مطرح بودن؛ ریاست کردن.

🔑 آزادی :
پایبند و اسیر نبودن؛ آزادی در تصمیم گیری برای زندگی؛ انتخاب های آزادانه؛ روابط آزاد.

🔑 شادمانی:
بازی کردن؛ لذت بردن از زندگی و انجام کارهای لذت بخش؛ شوخی و خنده؛ مسافرت و گردش با دوستان

نیاز افراد به هریک از این پنج نکته متفاوت است و تنها کسانی می‌توانند یک زندگی موفق داشته باشند که نیازهای خود را شناخته و بر اساس آن انتخاب صحیحی داشته باشند.

ستودگان💫
@thinkpluswithus
💫💫💫

آرامش ذهن

اگر بدانیم که علت بیمار شدن روان ما به خاطر ذهن پریشان ما و ایجاد درگیری ذهنی بخاطر وجود مشکلات با دیگران است, آنها را میبخشیدیم تا ذهن ما آرام شود. بخشیدن دیگران دشوار نیست, حتی اگر آنها برای رفتار خود متاسف نباشند. اگر فکر میکنند که حق با آنهاست, بگذاریم حق با آنها باشد، اگر این تمام نیازهای آنها را برطرف و ارضا میکند. هر چیز دیگری کوته فکریست و این سلامت روانمان را از ما میرباید.

موریس ستودگان💫
💫💫💫
توجه و تایید از دیگران

همه آنانی که با اخاذی احساسی سعی بر پر کردن چاله های احساسی ناخوداگاه خود دارند و از دیگران برای تایید و توجه خود سواستفاده میکنند, خود را برده دیگران میسازند.

دکتر موریس ستودگان💫
❗️۹ قدم در پروسه بخشش

۱. پذیرش اینکه رنجیده ایم. با تمام قوا داستان رو بخاطر بیاریم. از خودمون سوال کنیم: 👈 نقش و سهم من در این میان چی و چقدر بوده؟

۲. تسکین خشم و نفرت. خودمون رو بزاریم جای اون شخص و فکر کنیم چرا این رفتار در اون زمان رو انجام داده. چه حسی داشته؟ چیزی رو اشتباه متوجه شده؟ چیزی با تجربه مشابه داشته؟

۳. فکر کنیم به این که بخشیدن از بزرگی و قدرت شخصیتی میاد نه از ضعف و ناتوانی ما.

۴. ما نباید رفتار اون شخص رو حتما اوکی ببینیم تا اون رو ببخشیم. بلکه کافی هست بپذیریم که این رفتار دردناک بوده و من رنجیدم. ولی میبینم که چرا اینطور رفتار کرد. پذیرش شخص مهمه نه فقط یک رفتار.

۵. یک نگاه کلی بندازیم به گذشته و ببینیم تمام رفتار شخص تا حالا چطور بوده آیا این یک موضوع فقط واقعا اتفاق افتاده و آیا قابل بخشش هست.

۶. اگر امکان داره به اون شخص بگیم که احساسا ما رنجیدیم و یا براش نامه ای مینویسیم.

۷. از خودمون سوال کنیم آیا ارزش داره روزها رو با این خاطره سپری کنم و خودم رو مدام ناراحت کنم.

۸. یک عکس شخص رو میگیریم و باهاش صحبت میکنیم و میگیم. من تو رو می‌بخشم. احتمالا درونا احساس مقاومت در مقابل این کار داریم.
اینقدر تکرار میکنیم تا اون حس از بین بره.
۹. با این کار به آرامش درون میرسیم. و بخشش صورت گرفته. بسیار مهم هست که اشتباه خودمون رو ببینیم و خودمون رو هم ببخشیم. وگرنه احساس گناه خواهیم داشت.


دکتر موریس ستودگان
ما دیگران را برای سلامت روان خودمان می‌بخشیم نه آنکه رفتارشان را پذیرفته باشیم.

دکتر موریس ستودگان
بهترین ورزش پروار ساختن نرم ترین ماهیچه یعنی مغز است، و آنهم با کتاب.

م. ستودگان💫
منبع: دکتر موریس ستودگان

❗️سوگواری: از دست دادن عزیزان در زندگی چه تاثیری بر رابطه ها دارد

🔻مهارت برخورد با سوگ

در ابتدا، مرگ عزیزان اغلب باعث نوعی شوک می شود که می تواند ساعت ها یا روزها ادامه یابد. بازمانده نمیتواند درک کند که چه اتفاقی افتاده و احساس می کند زمان منجمد شده است. در این مرحله، او ممکن است به کسی نیاز داشته باشد که در کارهای روزمره به او کمک کند. سپس معمولا احساسات بروز میکنند. بازمانده گاه ها در احساساتی مانند ترس یا خشم غرق می شود و به شدت به دنبال توضیح اینکه چگونه عزیزش را از دست داده، میرود. در این هرج و مرج احساسی در روان بازمانده، او بیشتر از همه به کسی که فقط به او گوش بدهد نیاز دارد.

در برخی مواقع معمولا احساساتی که قابل درک نیستند یا غیر قابل باور حل و فصل می شوند، اما در بسیاری از موقعیت های کوچک زندگی روزمره، بازمانده به یاد چیزهای کوچک زندگی میفتد و احساسات او جریحه دار میشود. او متوجه میشود و همیشه باید آگاه باشد که دیگر افراد از دست رفته وجود فیزیکی در این لحظات ندارند که دردناک ترین بخش این سوگواریست. این مرحله، که خانم کاست یک نویسنده سویسی که در این زمینه تجربه زیاد دارد و تحقیق فراوان کرده است را در نوشته های خود از مرحله؛ 👈در جستجو و جداسازی👉 مینامد که فیزیکی این جداسازی به جبر طبیعی صورت میگیرد که بازمانده در خاطرات خود مدام در جستجویی می‌باشد که ناشی از افسوس از گذشته هاست.این مرحله می تواند هفته ها، بلکه سال ها طول بکشد. این نیاز به صبر و بردباری دارد، زیرا بسیاری از چیزها به نظر می رسد بدور خود می‌چرخد و از این چرخه خارج نمیشود. فقط زمانی که جستجوی در درون و بیرون کمتر می شود، دیدگاهی برای آینده و امید به زندگی را برای بازماندگان باز می کند: در اینجا بازمانده شروع به پیدا کردن دوباره خود و احتمالا شانس های جدید خود برای زندگی معمولی را تقبل می کند. ممکن است که اطرافیان در مراحل قبل حتی به عنوان یک مانع دیده شوند - و بازمانده به دنبال دوستان جدید برای زندگی جدید خود برود.

🔺 مراحل سوگواری بر اساس یک طرح کار نمی کند

در فرهنگ های متفاوت .مراحل سوگواری متفاوت است و زمان برای افراد متفاوت تر. با تمام این توضیحات، فرایند سوگواری نمیتواند طبقه بندی شود. هر کسی در سوگواری به یک شیوه و به طور قطع در یک زمان مشخص برای گذشت از مراحل سوگ برنامه ریزی نمی کند. و همچنین شرایط برای گذر از سوگواری متفاوت است. این نتیجه از جورج A. Bonanno، پژوهشگر روانشناسی و تراوما، که در دانشگاه کلمبیا در نیویورک تحصیل می کند، میباشد. او میگوید که در حدود ۱۰% بازماندگان در دراز مدت، برای کنار امدن با مرگ یک عضو خانواده نزدیک به مشکل روانی برمیخورند. این تجربه را روانشناسان " دشواری در سوگ" مینامند. آنها به مدت طولانی به دنبال درگذشتگان خود هستند و خود را عذاب میدهند.

بیست درصد دیگر نیز به شدت از سوگ رنج می برند - با این تفاوت که بعد از چند ماه، آنها مانند قبل زندگی میکنند. هرچند که هنوز در داخل بسیار آسیب دیده اند. در واقع همه آنها به کمک نیاز دارند.

هربرت هارناکه بلافاصله پس از مرگ همسرش می دانست که قادر به درک این رویداد نخواهد بود. در طول روز او کار می کرد گویا که هیچ اتفاقی نبفتاده بود، و در شب او مراقبت از دختران کوچک خود را به عهده داشت. اما در شب، زمانی که همه چیز در خانه آرام بود، او‌ به سختی می توانست بخوابد. افکار او در اطراف این سوال میچرخید: چگونه می توان بدون آن ادامه داد؟ بنابراین هربرت هارناک به فکر مشاوره شد. او با روانشناسان صحبت کرد، با کودکانش در سمینارهای سوگواری شرکت کرد، با آنها خانواده درمانی داشت و از طریق انجمن اینترنتی verwitwet.de اطلاعات را با دیگر بازماندگان به اشتراک گذاشتند.

پس از چند هفته، اتاق خواب را دوباره طراحی کرد. او میگوید: "بچه ها میخواهند تصویری از مادرشان در همه جا باشد." "اما حداقل من نیاز به یک اتاق بدون غم و اندوه دارم". از او بپرسید که چگونه غم و اندوه خود را در حال حاضر میسنجد، او به جدول آشپزخانه اشاره میکند: "در ابتدا او نیمی از صفحه را گرفت. امروز او به گوشه ای می رسد که بزرگتر و کوچکتر شده است. او بخشی از زندگی من است. "اما او دیگر در زندگی روزمره من غالب نیست.

در واقع، عزاداری چیزی در مورد چیزی که پشت سر گذاشتن یا قرار دادن آن مانند لباس های سیاه و سفید پس از یک سال عزاداری نیست. به عنوان یک فرآیند، آن در واقع پردازش درد است. این می تواند سریعتر صورت گیرد یا به آرامی انجام شود. روانشناس برنر Znoj می گوید: "زمان معیار نیست." "و همه متاسفانه متفاوتند."
بعضی ها فقط چند ماه برای سوگواری و برخی سال ها نیاز دارند. بعضی از مردم به دعا می پردازند برخی کارهای معمولی خود را انجام می دهند، بسیاری باور دارند که گفتگو ها با دیگران کمک می کند. »

1
دکتر ریتا روزنر میگوید تنها این مهم است که داغدیده در نتیجه نگاه به درون خود ببفکند، از دست دادن را بپذیرد، رابطه خود با شخص از دست رفته را تغییر دهد و بنابراین می تواند به سوی اینده دوباره نگاه کند، و می گوید: "ریتا روزنر، محقق اندوه و سوگواری می‌باشد او روانشناس در دانشگاه ایخشتت آلمان میباشد.

افرادی متعادل و با شخصیت غیر وابسته که دارای توان کافی برای گذشت از دشواریها هستند به خصوص دارای توان افزایی بالای روانی میباشند، آسانتر می‌توانند این تغییر را بپذیرند و آینده را دوباره بسازند. این به اصطلاح برای توصیف انعطاف پذیری ذهنی افراد است که حتی در موقعیت های دشوار از خود پشتیبانی کرده؛ این کلمه از کلمه لاتین "resilire" از بازگشت به زندگی مشتق شده است که بیانگر انعطاف پذیری افراد و سازگاری انان با شرایط جدید میباشد. آنها در غم و اندوه خود به طور دائم محاصره نمیشوند، و پس از مدتی تعادل احساسی را بازسازی می کنند. آنها یک ساختار شخصیتی غیر وابسته دارند، بنا به تحقیقات Karena Leppert از موسسه روانی پزشکی و روان درمانی در بیمارستان دانشگاه ینا آلمان. او میگوید این افراد اعتماد به نفس بالایی در خود می‌بینند و خود را مانند توپی در زمین سرنوشت تلقی نمی کنند. حتی تحت فشار، آنها می توانند به آنچه که اتفاق افتاده است، یک معنای خاص بدهند. آنها با معنا دادن به رویاها به دنبال تجربه های جدید و روابطی مفید که برای روان آنها خوب است، میروند. انها مانند هربرت Harnacke که قبلاً معرفی کردم، عمل می کنند، در مجموع می گویند « من خودم را به عنوان یک قربانی سرنوشت نگاه نمیکنم، هرگز. "یا من باید اقدام به تغییر کنم."

نیروی عاطفی فراوانی برای پذیرش آنچه که ما نمی توانیم تغییرش دهیم نیاز است و اینکه نیروی باقی مانده خود را از بین نبریم و برای تغییر مصرف کنیم .دانشمند آمریکایی Bonanno می گویند، افراد متعادل و انعطاف پذیر می توانند لحظات شادی را در بدترین شرایط نیز به نحوی تجربه کنند.

کسانی که به مشکل «دشواری در یافتن معنا در سوگواری» می افتند موفق نخواهند شد از این چاله احساسی خود را به تنهایی نجات دهند. آنها در رنج و اندوه خود غرق می شوند. از آنجا که آنها نمی توانند از دست دادن عزیزان خود را بپذیرند، همیشه در زندگی روزمره خود را. ناخواسته محدود میکنند. آنها به شدت رنج می برند، از جمع دوری می کنند و احساس می کنند که زندگی دیگر معنی ندارد. برخی از بازماندگان به سادگی موفق به آزاد کردن خود از این مارپیچ اندوه به سمت پایین به تنهایی نیستند. عده دیگری احساس می کنند که موظف هستند برای مدت زمان طولانی رنج بکشند - مثلا وقتی دهه ها با گذشت زمان می گذرد، هنوز ماتم دارند. ریتا روزنر می گوید: "بسیاری معتقدند که اگر به سرعت به زندگی عادی برگردند میتواند برای دیگران نمایانگر این باشد، که این رابطه ارزش نداشت."

سوگواری نامتعادل می تواند علل بسیاری داشته باشد. میتواند نمایانگر آن باشد که بازمانده و شخص از دست رفته نمی دانستند از رابطه چه می خواهند, نیروی قوت خودشان را کشف نکرده بودند و خود را فقط با رابطه تعریف می‌کردند. دوستان اجتماعی نداشتند و خود را به رابطه وابسته کرده بودند. با مرگ افراد تیکه ای از آنها نیز میمیرد. آن قسمت کشف نشده شخصیت شأن. حتی کسانی که از لحاظ روانی وابسته و بیمار هستند و یا ارتباطات ایمن در دوران کودکی خود تجربه نکرده باشند، در معرض این خطر عدم معنا دادن به سوگ هستند. علاوه بر این، نحوه مرگ عزیزان می تواند باعث شود که بازماندگان به غم و اندوه غیر منتظره ای درگیر شوند: اگر کسی دراز مدت بیمار باشد، وابستگان بیشتر وقت دارند که از نظر روانی خود را آماده کنند تا اینکه کسی بر اثر یک تصادف یا خودکشی از خانواده و دوستان جدا میشود.

👈 کارین مایسنر نیز از مرگ شوهرش شگفت زده شد. هنگامی که شوهرش به بیمارستان میرفت، نمی دانست چقدر اوضاع وخیم بود. "او فقط گفت به کارین گفت؛ درمان میشوم! و هیچ چیزی در مورد وضعیت واقعی خود به همسرش نشان داد. "او احتمالا می خواست برای جلوگیری از نگرانی او به او دلداری بدهد. فقط ۱۵ دقیقه کارین وقت داشت از شوهرش قبل از اطاق عمل خداحافظی کند. که هیچوقت برای کارین کافی نبود، وقتی شوهرش از اطاق عمل برنگشت.

امروز، پنج سال بعد از آن، هنوز کارین در گفتگوی درونی با شوهرش است. کارین می گوید: "من می دانم او مرده است." "اما من می خواهم او را به زندگی برگردانم، من بدون او احساس تنهایی می کنم.
از یک طرف، کارین روزانه در تمام موارد آنچه که انجام می دهد با فکر به او میباشد، از سوی دیگر، او از خاطره های خوب با او میگریزد. مثلا دیگر سی دی ها را گوش نمیدهد، "چون همه موسیقی من و‌ او بود. و هنگامی که یک برنامه تلویزیونی درباره ایتالیا در تلویزیون پخش می شود، او آن را خاموش می کند: "ما همیشه تعطیلات خوبی را در آنجا سپری کردیم".

2