Forwarded from Dr. Morris Setudegan
امروز ایران ماتمزده است و این ماتم از نوع غم تنها نیست بلکه توام با خشم و انتقام است. بدون هیجانسازی، ایران دقیقاً کجای این مسیر ایستاده با همان چارچوب سیستمی تاریخی که گفتیم، تحلیل کنیم؛ میدانیم که فروپاشی رژیمهای اقتدارگرا به ۵ فاز تقسیم میشوند،
ایران امروز بین فاز ۳ و ورود به فاز ۴ است ولی با احتیاط میگویم چون طبل جنگ زده شده ولی سیاست با ارابه خرگوش میگیرد و در سیاست هیچ چیز مطمین نیست.
🌇 فاز ۱: نارضایتی خام
از این مرحله سالهاست رد شدهایم. همان اعتراضات پراکنده، امید به اصلاح، ترس غالب ...
🌇 فاز ۲: انفجار خشم
این هم پشت سر گذاشته شده
مثل اعتراضات سراسری، سرکوب شدید، شوک اولیه و بازار متبلور...
از نگاه من جنیش ۱۴۰۱ نقطهی پایان فاز ۲ بود.
🌇 فاز ۳: مرگ مشروعیت + عادیشدن بحران و از نگاه من ایران امروز اینجاست. نشانههای قطعی فاز ۳ (که الان میبینیم):
اکثریت بزرگ جامعه نه اصلاح میخواهد، نه سازش را باور دارد
و قانون دیگر "مرجع اخلاقی" نیست. مخصوصا بعد از کشتار بیرحمانه ۱۷ تا ۱۹ دی امسال. شاید کمی ترس هست و این انسانیست اما فلجکننده نیست.
و قبلا با مهاجرت نخبگان شتابدار و مشارکت سیاسی فروپاشیده و یا طنز، تمسخر، بیاعتنایی گسترده به قوانین مانند حجاب اجباری.
🤴 این فاز خطرناک برای جامعه است، اما کشنده برای رژیم. نکته اینجاست که رژیم هنوز زور اسلحه دارد، اما دیگر معنا و مشروعیت ندارد.
👑 فاز ۴: شکاف در قدرت + نافرمانی مؤثر
⏳ ایران بعد از مرگ خمینی (لعنت الله علیه) همیشه در این فاز بوده، مرگ رفسنجانی ملعون و منتظری و رئیسی قاتل همه و همه بیانگر این است، اما به شکل کودتا کامل نشده...
نشانههایی که شروعش را میبینیم: فرسودگی نیروهای سرکوب، ورود نیابتی ها، خلع سلاح ارتش در روزهای ۱۷ تا ۱۹ دی، بیانگیزگی بدنه اداری، تناقض در تصمیمهای دولت پزشکیان و سپاه پاسداران با سیگنالهای متفاوت به امریکا و اسرائیل و پذیرش شرایط پشت پرده های قطر. و همچنین افزایش افشاگریهای درون سیستمی و سیستم قوی جاسوسی برای انگلیس و اسرائیل در بالاترین سطوح نظام،
عقبنشینیهای تاکتیکی بیسر و صدا و باجدادن به امریکا و اسرائیل و اخبار دروغ به حامیان اندک ولی خوشباور و منفعتطلب.
و نشانههایی که هنوز کامل نشده: یک نافرمانی هماهنگ سراسری، شکاف علنی و غیرقابلجمع در رأس (مانند پیام روحانی و وزیر خارجه او به دفتر شاهزاده) و همچنین فلج اقتصادی همزمان با نافرمانی که شاهد سقوط عظیم بورس ایران و خارج کردن میلیاردها دلار (به گفته خزانه داری امریکا) توسط مجتبی خامنهای به صورت رمز ارز و ... ایران در این فاز هم برای فروپاشی بسیار پیشرفت کرده.
👑 فاز ۵: فروپاشی یا انتقال
هنوز وارد این فاز نشدهایم ولی بزودی امکان ان وجود دارد. نکتهی مهم این است: هیچ رژیمی از فاز ۳ به عقب برنمیگردد. یعنی یا به فاز ۴ و ۵ میرود، یا در فاز ۳ میپوسد تا فروبریزد. قبلا هم گفتم ایران نشانههای فراوانی از هر دو فاز ۳ و ۴ را دارد.
👑 از نظر تاریخی "بهزودی" برای مردم یعنی فردا و این هفته. ولی "بهزودی" برای تاریخ یعنی ۱ تا ۳ سال که در ایران از جنبش مهسا آغاز شد. و یکبار دیگر تاریخ نشان داد؛ زمان کار خودش را میکند، نه با شتاب، نه با وعدهٔ فوری گرچه متاسفانه بهای گزافی پرداخت کردیم.
اگر جنگی با امریکا و اسرائیل شروع شود، سقوط ناگهانی فردا ممکن میشود. و با داشتن آلترناتیو شاهزاده بازگشت به ثبات ممکن میشود. چون رژیم به مرحلهی فرسایش نهایی ورود کرده بود و تغییر برگشتناپذیر از نگاه سیستمی کاملا قابل پیشبینی میباشد.
به امید پیروزی نور بر ظلمت و به پاس خون مبارزان انقلاب ملی و همه آنانی که در راه وطن در این ۴۷ سال گذشته جان و زندگی و ارزوهای خود را هدیه کردهاند، تا اخر این راه خواهیم رفت. پاینده ایران👑
دکتر موریس ستودگان +Think
۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ / ۷ بهمن ۱۴۰۴
۲-۲
ایران امروز بین فاز ۳ و ورود به فاز ۴ است ولی با احتیاط میگویم چون طبل جنگ زده شده ولی سیاست با ارابه خرگوش میگیرد و در سیاست هیچ چیز مطمین نیست.
از این مرحله سالهاست رد شدهایم. همان اعتراضات پراکنده، امید به اصلاح، ترس غالب ...
این هم پشت سر گذاشته شده
مثل اعتراضات سراسری، سرکوب شدید، شوک اولیه و بازار متبلور...
از نگاه من جنیش ۱۴۰۱ نقطهی پایان فاز ۲ بود.
اکثریت بزرگ جامعه نه اصلاح میخواهد، نه سازش را باور دارد
و قانون دیگر "مرجع اخلاقی" نیست. مخصوصا بعد از کشتار بیرحمانه ۱۷ تا ۱۹ دی امسال. شاید کمی ترس هست و این انسانیست اما فلجکننده نیست.
و قبلا با مهاجرت نخبگان شتابدار و مشارکت سیاسی فروپاشیده و یا طنز، تمسخر، بیاعتنایی گسترده به قوانین مانند حجاب اجباری.
⏳ ایران بعد از مرگ خمینی (لعنت الله علیه) همیشه در این فاز بوده، مرگ رفسنجانی ملعون و منتظری و رئیسی قاتل همه و همه بیانگر این است، اما به شکل کودتا کامل نشده...
نشانههایی که شروعش را میبینیم: فرسودگی نیروهای سرکوب، ورود نیابتی ها، خلع سلاح ارتش در روزهای ۱۷ تا ۱۹ دی، بیانگیزگی بدنه اداری، تناقض در تصمیمهای دولت پزشکیان و سپاه پاسداران با سیگنالهای متفاوت به امریکا و اسرائیل و پذیرش شرایط پشت پرده های قطر. و همچنین افزایش افشاگریهای درون سیستمی و سیستم قوی جاسوسی برای انگلیس و اسرائیل در بالاترین سطوح نظام،
عقبنشینیهای تاکتیکی بیسر و صدا و باجدادن به امریکا و اسرائیل و اخبار دروغ به حامیان اندک ولی خوشباور و منفعتطلب.
و نشانههایی که هنوز کامل نشده: یک نافرمانی هماهنگ سراسری، شکاف علنی و غیرقابلجمع در رأس (مانند پیام روحانی و وزیر خارجه او به دفتر شاهزاده) و همچنین فلج اقتصادی همزمان با نافرمانی که شاهد سقوط عظیم بورس ایران و خارج کردن میلیاردها دلار (به گفته خزانه داری امریکا) توسط مجتبی خامنهای به صورت رمز ارز و ... ایران در این فاز هم برای فروپاشی بسیار پیشرفت کرده.
هنوز وارد این فاز نشدهایم ولی بزودی امکان ان وجود دارد. نکتهی مهم این است: هیچ رژیمی از فاز ۳ به عقب برنمیگردد. یعنی یا به فاز ۴ و ۵ میرود، یا در فاز ۳ میپوسد تا فروبریزد. قبلا هم گفتم ایران نشانههای فراوانی از هر دو فاز ۳ و ۴ را دارد.
اگر جنگی با امریکا و اسرائیل شروع شود، سقوط ناگهانی فردا ممکن میشود. و با داشتن آلترناتیو شاهزاده بازگشت به ثبات ممکن میشود. چون رژیم به مرحلهی فرسایش نهایی ورود کرده بود و تغییر برگشتناپذیر از نگاه سیستمی کاملا قابل پیشبینی میباشد.
به امید پیروزی نور بر ظلمت و به پاس خون مبارزان انقلاب ملی و همه آنانی که در راه وطن در این ۴۷ سال گذشته جان و زندگی و ارزوهای خود را هدیه کردهاند، تا اخر این راه خواهیم رفت. پاینده ایران
دکتر موریس ستودگان +Think
۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ / ۷ بهمن ۱۴۰۴
۲-۲
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در سوگی که امروز تجربه میشود، مسئله صرفا از دست دادن عزیزی یا فقدان دوستان و افراد نیست؛ بلکه اختلالی عمیق در احساس امنیت، عدالت و انسجام معنایی زندگی است.
چنین فقدانهایی—بهویژه زمانی که ناگهانی، خشونتبار و ناعادلانهاند— زمینهساز شکلگیری سوگ پیچیده میشوند.
در سوگ پیچیده، روان نهتنها با غیاب عزیزان، بلکه با ناتوانی در معناپردازی، احساس خشم پایدار، درماندگی، و توقف فرآیند طبیعی سازگاری مواجه است.
ذهن انسان بهسختی میتواند بپذیرد که زندگی برای برخی ادامه دارد، در حالی که برای برخی دیگر، به شکلی غیرقابل تصور، خشونتآمیز و بیمعنا قطع میشود.
از منظر بالینی، این واکنشها نشانه آسیبشناسی فردی نیستند؛ بلکه پاسخی قابل انتظار به فقدانهای جمعی، بیعدالتی ساختاری و تداوم تهدید هستند. در چنین شرایطی، سوگ از سطح فردی عبور کرده و به تجربهای جمعی و بیننسلی تبدیل میشود.
من بارها از خودم پرسیده ام که در مواجهه با سوگ پیچیده و جمعی، رواندرمانی تا چه اندازه میتواند بدون پرداختن به بسترهای اجتماعی، اخلاقی و سیاسی رنج، مداخلهای مؤثر و صادقانه داشته باشد؟ و انزمان مرز میان "درمان" و "عادیسازی رنج" کجاست؟ این یک چالش نه جدید اما واقعیست.
دکتر موریس ستودگان
ژانویه ۲۰۲۶
#هلوکاست_ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پیروزی با ماست.
پاینده ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ما اینور conduit رو نصب کردیم که پل بشیم برای شما داخل ایران که بتونین به اینترنت وصل بشبن. خیلی ها تو ایران وصل شدن.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شرم اخلاقی یا Moral Shame یک هیجان خودآگاه است که فقط به "خطای رفتاری" محدود نمیشود، بلکه به ارزیابی منفی از خود اخلاقی مربوط است.
در گناه همانGuilt تمرکز بر "کار نادرست" است؛ اما در شرم، تمرکز بر "خود نادرست" است.
گناه میگوید؛ "کار بدی کردم"
شرم میگوید "من آدم بد یا نابسندهای هستم".
و در #شرم_اخلاقی، نه فقط رفتار، بلکه هویت اخلاقی و تصویر فرد از خویشتن دچار ترک میشود.
لوئیس شرم را هیجانی میداند که با فروپاشی انسجام خود همراه است. در گناه، فرد هنوز یک "خود قابل ترمیم" دارد؛ در شرم، کل خود زیر سوال میرود و در نتیجه گرایش به پنهانسازی، عقبنشینی، یا دفاعهای شدید، شکل میگیرد.
در سطح اجتماعی:
در شرایط انقلاب یا بحران سیاسی، افراد ممکن است نه فقط از "سکوت یا بیعملی"، بلکه از "تصویر خود به عنوان یک شهروند" احساس فروپاشی کنند.
🔹 در نگاه June Tangney — هیجانهای خودآگاه Self-Conscious Emotions
تنگنی نشان میدهد شرم و گناه هر دو هیجانهای خودآگاهاند، اما پیامدهای متفاوت دارند: گناه سبب اصلاح رفتار و یا حتی جبران میشود ولی شرم باعث اجتناب، کنارهگیری، دفاع یا حمله متقابل میگردد. او در پژوهش های تجربی نشان میدهد شرم بالا با
👈افسردگی
👈پرخاشگری دفاعی
👈اجتناب اجتماعی
همبستگی دارد.
کاربرد در موقعیت انقلابی:
وقتی افراد احساس کنند "به اندازه کافی شجاع، اخلاقی و درست" نبودهاند، شرم میتواند به کنارهگیری از مشارکت، خاموشی هیجانی یا حمله کلامی افراطی به دیگران منجر شود (گونهای دفاع در برابر شرم).
از دید Martha Nussbaum — شرم، کرامت و اخلاق
نوسبام از منظر فلسفه اخلاق، شرم را هیجانی میداند که به آسیبپذیری انسانی و کرامت گره خورده. او هشدار میدهد که شرم میتواند: هم اخلاقساز باشد؛ مثلا حساسیت به کرامت بوجود اورد و هم ابزار سرکوب شود؛ که همان شرمگذاری اجتماعی و سیاسی میباشد.
در بستر تحولات انقلاب ملی ایران گفتمانهای انقلابی گاهی از "شرم اخلاقی" برای بسیج استفاده میکنند: مثلا "اگر سکوت کنی، شریک ظلمی"
این میتواند انگیزش اخلاقی ایجاد کند یا به شرم سمی و فرسودگی اخلاقی بینجامد.
از دید Donald Winnicott — خود واقعی و فروپاشی خود
وینیکات مستقیم درباره شرم اخلاقی نظریه نداد، اما در مفهوم True Self / False Self میتوان ریشه شرم را دید:
وقتی فرد ناچار میشود خود واقعی را پنهان کند در نتیجه
"خود کاذب: شکل میگیرد که سبب تجربه مزمن شرم و تهیبودن میشود.
در فضای سرکوب یا قطبیشدگی اجتماعی ناتوانی در بیان موضع واقعی زندگی در دوگانگی هویتی شرم وجودی تولید میکند.
شرم اخلاقی در سطح جمعی و انقلابی مشخص میکند که در بحرانهای اجتماعی و انقلابها، پدیدهای رخ میدهد که میتوان آن را شرم اخلاقی جمعی نامید:
افراد ممکن است به شرم از بیعملی، شرم از همدستی ناخواسته، شرم از ناتوانی در جلوگیری از رنج دیگران یا
شرم از فاصله داشتن از رنج میدان دچار شوند.
اینجا مفهوم نزدیک به آن در روانشناسی تروما مطرح میشود:
پدیده Moral Injury — آسیب اخلاقی
وقتی فرد نتوانسته مطابق ارزشهای بنیادیاش عمل کند
یا شاهد نقض شدید ارزشها بوده سبب میشود که آسیب اخلاقی شکل گیرد. و طبیعتا پیامدهای آن میتواند خودسرزنشی مزمن، افسردگی پنهان تا کنارهگیری بیحسی همدلانه (Empathic Shutdown) باشند.
تمایز مهم شرم اخلاقی سازنده در قبال شرم سمی
شرم اخلاقی با ویژگی سازنده میتواند پیامدهایی مانند متصل به ارزش بودن به اضافه امکان جبران و مسئولیتپذیری و همچنین کنش اخلاقی ایجاد کند.
اما شرم سمی با ویژگیهای حمله به کل خود پیامدهایی مانند فلج روانی، پرخاش دفاعی و یا قطع همدلی بدنبال خواهد داشت.
با یک جمعبندی تحلیلی میتوان گفت که در بستر تحولات انقلابی و ملی، شرم اخلاقی میتواند نیروی بیدارکننده وجدان باشد یا تبدیل به نیروی فرساینده روان جمعی شود.
تفاوت عمده در این است که آیا شرم به مسئولیت و کنش معنادار وصل میشود یا
به خود-تخریبی و خاموشی هیجانی.
باید بدانیم که شرم اخلاقی نشانهی فقدان اخلاق نیست؛ بلکه نشانهی حساسیت اخلاقی بالاست در شرایطی که ظرفیت عمل و توان روانی محدود شده. کار ما روانشناسان تبدیل این شرم فلج کننده به مسئولیت پذیری قابل تحمل در سطحی گسترده میباشد.
تهیه شده در +Think
دکتر موریس ستودگان
#انقلاب_ملی_ایران بهمن ۱۴۰۴
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from ⋆ Ꮺ ָ࣪𝘕𝘪𝘤𝘢𝘳𝘵𝘪𝘷𝘦᭡៹ (ta)
از هرکسی که تریبونی داره، مهم نیست 10 نفر 100 نفر یا +1000 نفر میخوام این پست مهم رو شِیر کنه داخل چنلش و تا حد امکان صداشون باشید، صداشون رو به دنیا برسونید نادیده نگیرید و هرچقدر در توانتون هست کمک کنید
فقط ما میتونم صدای هم باشیم
لیست های بازداشتی ها، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها برای ریتوییت :
نامشان را صدا بزن، صدای بی صدایان باش.
نامشان را بخاطر بسپار.
فقط ما میتونم صدای هم باشیم
لیست های بازداشتی ها، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها برای ریتوییت :
لیست اول.
لیست دوم.
لیست سوم.
لیست چهارم.
لیست پنجم.
لیست ششم.
لیست هفتم.
لیست هشتم.
لیست نهم.
لیست دهم.
لیست یازدهم
لیست دوازدهم
لیست سیزدهم
نامشان را صدا بزن، صدای بی صدایان باش.
نامشان را بخاطر بسپار.
❤3
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
"آنکه از وضعیتِ انسانی نومید شود، بزدل است؛ اما آنکه به آن امید ببندد، نادان است."
آلبر کامو؛ فیلسوف اگزیستانسیال و نویسنده فرانسوی که اندیشههایش حول "پوچی"، امید، و مقاومت انسانی میچرخد. با این نوشته خود یادآور یکی از عمیقترین ایدههای انسان به امید است. او میگوید "انسان حتی در تاریکترین لحظات هم محکوم به تسلیم نیست. اگر امیدی وجود نداشته باشد، باید آن را بیافریند؛ و اگر نومیدی به عادت تبدیل شود، خطرناکتر از خود ناامیدی است."
از نگاه کامو، شجاعت انسان در همین ایستادگی است—در ادامه دادن عشق و معنا، حتی وقتی جهان پاسخی روشن نمیدهد.
در ادامه در رمان طاعون (The Plague) مینویسد;
"Where there is no hope, it is incumbent on us to invent it."
آنجا که امیدی نیست، باید آن را بسازیم و ادامه میدهد،
"the habit of despair is worse than despair itself"
عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است.
در سنت اگزیستانسیالیستی کامو، مسئله اصلی نه انکار پوچی، بلکه نحوه مواجهه با آن است. او نومیدی را زمانی خطرناک میداند که به "عادت روانی" بدل شود؛ وضعیتی که در آن فرد امکان کنش و آفرینش معنا را از دست میدهد. از این پرسپکتیو، امید یک دادهی بیرونی نیست، بلکه کنشی آگاهانه و نوعی مقاومت اخلاقی در برابر بیمعنایی جهان است.
بنابراین انسانِ اصیل کسی است که، حتی در فقدان تضمین متافیزیکی، همچنان به ساختن معنا و حفظ توان دوست داشتن ادامه میدهد.
در نتیجه با تکیه بر کامو در زمانهایی که یک ملت زیر فشار ناامیدی نفس میکشد، خطر فقط شکست نیست؛ خطر بزرگتر، عادت کردن به حس بیقدرتی است. آلبر کامو جایی میان تاریکی قرن بیستم نوشت که انسان، حتی وقتی امیدی نمییابد، موظف است آن را بیافریند. این "آفرینش امید" نه خوشبینی سادهلوحانه است و نه انکار رنج؛ بلکه شکلی از مقاومت وجودی است.
بنابر این ما که در دل یک انقلاب ملی یا دگرگونی اجتماعی زندگی میکنیم، بیش از هر زمان دیگری به دلیل کشتار و سرکوب رژیم توتالیتر با وسوسهی نومیدی روبهرو میشویم. فرسودگی، انتظارهای طولانی، و ترس از آینده میتواند روان جمعی را به جایی برساند که ناامیدی طبیعی به نظر برسد. اما از نگاه کامو، درست در همین نقطه است که کرامت انسان سنجیده میشود: آیا تسلیم درماندگی و پوچی میشویم، یا با وجود آن، به ساختن معنا ادامه میدهیم؟
امید، در این معنا، یک احساس گذرا نیست؛ یک تصمیم است. تصمیم به اینکه هنوز میتوان، میتوان دوست داشت، مبارزه کرد، هنوز میتوان تصور کرد، و هنوز میتوان وطن را بهتر از آنچه هست خواست و ساخت. شاید شجاعت واقعی یک ملت نه در لحظههای شور، بلکه در توانایی ادامه دادن پس از خستگی و نومیدی باشد. ولی اگر ناامیدی به عادت تبدیل شود، آینده پیش از آنکه فرا برسد از دست رفته است. اما هر جا ما انسانها هنوز رویا میبینیم، هنوز اعتراض میکنیم، هنوز آرزوی زندگی شایستهتری داریم و به دنبال حقوق اولیه و کرامت انسانی خود هستیم، همانجا امید—هرچند کوچک—در حال تولد است. و گاهی تاریخ دقیقا از همین امیدهای کوچک تغییر مسیر میدهد و انقلاب دوباره شعله ور میشود.
هموطنم؛ من هم مثل تو سراسر امیدم.
دکتر موریس ستودگان
#انقلاب_ملی_ایران فوریه ۲۰۲۶
آلبر کامو؛ فیلسوف اگزیستانسیال و نویسنده فرانسوی که اندیشههایش حول "پوچی"، امید، و مقاومت انسانی میچرخد. با این نوشته خود یادآور یکی از عمیقترین ایدههای انسان به امید است. او میگوید "انسان حتی در تاریکترین لحظات هم محکوم به تسلیم نیست. اگر امیدی وجود نداشته باشد، باید آن را بیافریند؛ و اگر نومیدی به عادت تبدیل شود، خطرناکتر از خود ناامیدی است."
از نگاه کامو، شجاعت انسان در همین ایستادگی است—در ادامه دادن عشق و معنا، حتی وقتی جهان پاسخی روشن نمیدهد.
در ادامه در رمان طاعون (The Plague) مینویسد;
"Where there is no hope, it is incumbent on us to invent it."
آنجا که امیدی نیست، باید آن را بسازیم و ادامه میدهد،
"the habit of despair is worse than despair itself"
عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است.
در سنت اگزیستانسیالیستی کامو، مسئله اصلی نه انکار پوچی، بلکه نحوه مواجهه با آن است. او نومیدی را زمانی خطرناک میداند که به "عادت روانی" بدل شود؛ وضعیتی که در آن فرد امکان کنش و آفرینش معنا را از دست میدهد. از این پرسپکتیو، امید یک دادهی بیرونی نیست، بلکه کنشی آگاهانه و نوعی مقاومت اخلاقی در برابر بیمعنایی جهان است.
بنابراین انسانِ اصیل کسی است که، حتی در فقدان تضمین متافیزیکی، همچنان به ساختن معنا و حفظ توان دوست داشتن ادامه میدهد.
در نتیجه با تکیه بر کامو در زمانهایی که یک ملت زیر فشار ناامیدی نفس میکشد، خطر فقط شکست نیست؛ خطر بزرگتر، عادت کردن به حس بیقدرتی است. آلبر کامو جایی میان تاریکی قرن بیستم نوشت که انسان، حتی وقتی امیدی نمییابد، موظف است آن را بیافریند. این "آفرینش امید" نه خوشبینی سادهلوحانه است و نه انکار رنج؛ بلکه شکلی از مقاومت وجودی است.
بنابر این ما که در دل یک انقلاب ملی یا دگرگونی اجتماعی زندگی میکنیم، بیش از هر زمان دیگری به دلیل کشتار و سرکوب رژیم توتالیتر با وسوسهی نومیدی روبهرو میشویم. فرسودگی، انتظارهای طولانی، و ترس از آینده میتواند روان جمعی را به جایی برساند که ناامیدی طبیعی به نظر برسد. اما از نگاه کامو، درست در همین نقطه است که کرامت انسان سنجیده میشود: آیا تسلیم درماندگی و پوچی میشویم، یا با وجود آن، به ساختن معنا ادامه میدهیم؟
امید، در این معنا، یک احساس گذرا نیست؛ یک تصمیم است. تصمیم به اینکه هنوز میتوان، میتوان دوست داشت، مبارزه کرد، هنوز میتوان تصور کرد، و هنوز میتوان وطن را بهتر از آنچه هست خواست و ساخت. شاید شجاعت واقعی یک ملت نه در لحظههای شور، بلکه در توانایی ادامه دادن پس از خستگی و نومیدی باشد. ولی اگر ناامیدی به عادت تبدیل شود، آینده پیش از آنکه فرا برسد از دست رفته است. اما هر جا ما انسانها هنوز رویا میبینیم، هنوز اعتراض میکنیم، هنوز آرزوی زندگی شایستهتری داریم و به دنبال حقوق اولیه و کرامت انسانی خود هستیم، همانجا امید—هرچند کوچک—در حال تولد است. و گاهی تاریخ دقیقا از همین امیدهای کوچک تغییر مسیر میدهد و انقلاب دوباره شعله ور میشود.
هموطنم؛ من هم مثل تو سراسر امیدم.
دکتر موریس ستودگان
#انقلاب_ملی_ایران فوریه ۲۰۲۶
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این کار را برای نجات معترضین بازداشتی خیزش ۱۴۰۴ لطفا انجام دهید!
یک وظیفه مهم در شرایط کنونی تلاش برای نجات معترضین است که در اسارت جمهوری اسلامی بشر می برند. عده ای از مبارزین و فعالین سیاسی مبادرت به ایجاد یک وبسایت کرده اند که می تواند ما را در این زمینه کمک کند.در به وب سایت زیر
www.sosiran.eu
ایمیلهای رسمی و مستند برای تمام ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به ۲۷ زبان مختلف آماده شده است. شهروندان کشورهای مختلف میتوانند تنها با یک کلیک، درخواست را به زبان کشور خودشان مستقیماً برای نمایندگان کشورشان در اتحادیه اروپا ارسال کنند. هدف این اقدام، جلب توجه فوری مقامات اروپایی به هزاران معترض بازداشتشده در ایران است که بسیاری از آنها در خطر صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند. این کمپین از شهروندان میخواهد با استفاده از این ابزار ساده اما مؤثر، از نمایندگان خود بخواهند برای جلوگیری از اعدامها و کشتار گسترده زندانیان اقدام عملی انجام دهند. لطفاً این لینک را در شبکههای اجتماعی خود منتشر کنید و دیگران را نیز به انجام همین کار تشویق کنید. هر صدا مهم است، هر کلیک میتواند جانی را نجات دهد.
#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#دادخواهی
👈بفرستین برای عزیزانتون خارج از کشور هم لطفا.
یک وظیفه مهم در شرایط کنونی تلاش برای نجات معترضین است که در اسارت جمهوری اسلامی بشر می برند. عده ای از مبارزین و فعالین سیاسی مبادرت به ایجاد یک وبسایت کرده اند که می تواند ما را در این زمینه کمک کند.در به وب سایت زیر
www.sosiran.eu
ایمیلهای رسمی و مستند برای تمام ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به ۲۷ زبان مختلف آماده شده است. شهروندان کشورهای مختلف میتوانند تنها با یک کلیک، درخواست را به زبان کشور خودشان مستقیماً برای نمایندگان کشورشان در اتحادیه اروپا ارسال کنند. هدف این اقدام، جلب توجه فوری مقامات اروپایی به هزاران معترض بازداشتشده در ایران است که بسیاری از آنها در خطر صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند. این کمپین از شهروندان میخواهد با استفاده از این ابزار ساده اما مؤثر، از نمایندگان خود بخواهند برای جلوگیری از اعدامها و کشتار گسترده زندانیان اقدام عملی انجام دهند. لطفاً این لینک را در شبکههای اجتماعی خود منتشر کنید و دیگران را نیز به انجام همین کار تشویق کنید. هر صدا مهم است، هر کلیک میتواند جانی را نجات دهد.
#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#دادخواهی
👈بفرستین برای عزیزانتون خارج از کشور هم لطفا.
❤1👍1