Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در سیستم درمانی بخصوص ایران و شرق بیشتر نگاه روی اختلال و کمبود و بیماری Pathogenesis هست وsalutogenesis به معنی دیدگاه بر رویکرد سلامت موضوع کمتر وجود داره.
Salutogenesis is a term coined by Aaron Antonovsky, a professor of medical sociology. The term describes an approach focusing on factors that support human health and well-being, rather than on factors that cause disease.
Salutogenesis
اصطلاحی است که توسط ارون آنتونوفسکی ، استاد جامعهشناسی پزشکی ابداع شده است. این اصطلاح بر رویکردی متمرکز است که به عواملی که باعث سلامتی انسان و رفاه او میگردد, میباشد.
Salutogenesis is a term coined by Aaron Antonovsky, a professor of medical sociology. The term describes an approach focusing on factors that support human health and well-being, rather than on factors that cause disease.
Salutogenesis
اصطلاحی است که توسط ارون آنتونوفسکی ، استاد جامعهشناسی پزشکی ابداع شده است. این اصطلاح بر رویکردی متمرکز است که به عواملی که باعث سلامتی انسان و رفاه او میگردد, میباشد.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چه در نظریه مازلو و چه در نظریه های دیگه. انسان دارای نیازهای متفاوت هست.
من بیشتر به گلاسر اینجا بسنده میکنم چون نظریه ایشون از دید من جامع تر هست و میتونه جوابی برای پاسخ به نیاز انسانی در سیستم باشه. دکتر گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب، بعد از تحقیق های تجربی متفاوت و تجربه ها در زمینه کاری خود، به این نتیجه رسیده است که انسان ها پنج نیاز اصلی دارند که عدم ارضای هر یک از آنها می تواند ما را دچار عدم رضایت در زندگی و سبب بیماری روانی شوند.
👈نکته اساسی در این نظریه انجاست که ما، ارضای این نیازها را در تعامل و رابطه با دیگران (در سیستم) جست و جو می کنیم.👉
پنج نیاز اساسی انسان از دیدگاه تئوری انتخاب:
1 - بقا
از دید سیستنی برای تدوام سیستم
2 - قدرت
از دید سیستمی برای دفاع از سیستم
3 - عشق و تعلق خاطر
از دید سیستمی ایجاد امنیت و هموستاز در سیستم و متعلق بودن به سیستم
4 - آزادی
از دید سیستمی مشخص کردن مرزهای سیستم
5 - تفریح و لذت
از دید سیستم برقراری شادی برای ارامش سیستم
همه این نیازها در یک جمع حداقل دو نفری (سیستم) ارضا شده و به همین سبب ما ناخواسته حتی این نیازها را حس میکنیم.
نیاز به بقا: همه انسان ها دوست دارند زنده باشند و در سیستم امن زندگی کنند. بنابراین هر آنچه که زندگی, امنیت و منافع سیستم را تهدید کند برایشان نامطلوب و بقا سیستم را تهدید میکند. هر سه نکته نیاز به حداقل یک نفر دیگر دارد.
نیاز به قدرت
تمایل انسان ها به برتری جویی در سیستم، سبقت از دیگران و پیشرفت است که نیاز به افراد دیگر را مشخص میکند تا برتری خود را مقایسه کنند.
عشق و تعلق خاطر
هر انسانی می خواهد عشق بورزد و عشق دریافت کند. این دریافت مهر و عشق تنها ربطی به جنس مونث و مذکر و ادغام آنها در تولید مثل ندارد. عشق میتواند به طور متفاوت و در جنسیت ها به شکلهای مختلف شکل گیرد و در اینجا باز نیاز به حداقل یک نفر دیگر است که سیستم را ایجاد میکند. حتی جوانان در جستجو پیرز گروپ هستند تا تعلق خود را به یک سیستم احساس کنند.
در تمام موارد نیازها را در یک کانتکست اجتماعی و سیستمی تعریف میکنیم. و چرا این نیاز وجود دارد به داده های میلیون ساله ژنهای انسان نیز مربوط میشود.
قسمت دوم سوال که کودکان معمولا در خانواده هسته ای خود اولین احساس تعلق داشتن به یک سیستم بنام خانواده را تجربه میکند. شکل و اشتباهات و حاشیه های این سیستم در انزمان مهم نیست چون کودک قدرت و درک مقایسه سیستم خود را با دیگران ندارد و از اینرو سیستم خانواده تنها نقطه امن و متعلق بودن را به او خواهد داد.
در واقع انسان از بدو پیدایش در جنین مادر در یک سیستم وابسته شروع به رشد میکند و این متعلق بودن و مالکیت در بدو وجود هر انسان نیز شکل میگیرد. و در رشد هر فرد سه بُعد روانی (معنوی) و فیزیکی (مادی) و اجتماعی (سیستمی) زندگی را تشکیل میدهد. از اینرو انسان یک موجود سیستمی میباشد و مدام بدنبال تعریف این تعلق یا نقش های سیستمی (من های چند گانه Multi I ) در زندگی میباشد و بر اساس انها رفتار خود را تنظیم میکند.
م. ستودگان💫
پ.ن. اگر هر تعریفی مبهم بود میتونم توضیح بدم.
من بیشتر به گلاسر اینجا بسنده میکنم چون نظریه ایشون از دید من جامع تر هست و میتونه جوابی برای پاسخ به نیاز انسانی در سیستم باشه. دکتر گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب، بعد از تحقیق های تجربی متفاوت و تجربه ها در زمینه کاری خود، به این نتیجه رسیده است که انسان ها پنج نیاز اصلی دارند که عدم ارضای هر یک از آنها می تواند ما را دچار عدم رضایت در زندگی و سبب بیماری روانی شوند.
👈نکته اساسی در این نظریه انجاست که ما، ارضای این نیازها را در تعامل و رابطه با دیگران (در سیستم) جست و جو می کنیم.👉
پنج نیاز اساسی انسان از دیدگاه تئوری انتخاب:
1 - بقا
از دید سیستنی برای تدوام سیستم
2 - قدرت
از دید سیستمی برای دفاع از سیستم
3 - عشق و تعلق خاطر
از دید سیستمی ایجاد امنیت و هموستاز در سیستم و متعلق بودن به سیستم
4 - آزادی
از دید سیستمی مشخص کردن مرزهای سیستم
5 - تفریح و لذت
از دید سیستم برقراری شادی برای ارامش سیستم
همه این نیازها در یک جمع حداقل دو نفری (سیستم) ارضا شده و به همین سبب ما ناخواسته حتی این نیازها را حس میکنیم.
نیاز به بقا: همه انسان ها دوست دارند زنده باشند و در سیستم امن زندگی کنند. بنابراین هر آنچه که زندگی, امنیت و منافع سیستم را تهدید کند برایشان نامطلوب و بقا سیستم را تهدید میکند. هر سه نکته نیاز به حداقل یک نفر دیگر دارد.
نیاز به قدرت
تمایل انسان ها به برتری جویی در سیستم، سبقت از دیگران و پیشرفت است که نیاز به افراد دیگر را مشخص میکند تا برتری خود را مقایسه کنند.
عشق و تعلق خاطر
هر انسانی می خواهد عشق بورزد و عشق دریافت کند. این دریافت مهر و عشق تنها ربطی به جنس مونث و مذکر و ادغام آنها در تولید مثل ندارد. عشق میتواند به طور متفاوت و در جنسیت ها به شکلهای مختلف شکل گیرد و در اینجا باز نیاز به حداقل یک نفر دیگر است که سیستم را ایجاد میکند. حتی جوانان در جستجو پیرز گروپ هستند تا تعلق خود را به یک سیستم احساس کنند.
در تمام موارد نیازها را در یک کانتکست اجتماعی و سیستمی تعریف میکنیم. و چرا این نیاز وجود دارد به داده های میلیون ساله ژنهای انسان نیز مربوط میشود.
قسمت دوم سوال که کودکان معمولا در خانواده هسته ای خود اولین احساس تعلق داشتن به یک سیستم بنام خانواده را تجربه میکند. شکل و اشتباهات و حاشیه های این سیستم در انزمان مهم نیست چون کودک قدرت و درک مقایسه سیستم خود را با دیگران ندارد و از اینرو سیستم خانواده تنها نقطه امن و متعلق بودن را به او خواهد داد.
در واقع انسان از بدو پیدایش در جنین مادر در یک سیستم وابسته شروع به رشد میکند و این متعلق بودن و مالکیت در بدو وجود هر انسان نیز شکل میگیرد. و در رشد هر فرد سه بُعد روانی (معنوی) و فیزیکی (مادی) و اجتماعی (سیستمی) زندگی را تشکیل میدهد. از اینرو انسان یک موجود سیستمی میباشد و مدام بدنبال تعریف این تعلق یا نقش های سیستمی (من های چند گانه Multi I ) در زندگی میباشد و بر اساس انها رفتار خود را تنظیم میکند.
م. ستودگان💫
پ.ن. اگر هر تعریفی مبهم بود میتونم توضیح بدم.
PARANOIA
a mental condition characterized by delusions of persecution, unwarranted jealousy, or exaggerated self-importance, typically elaborated into an organized system. It may be an aspect of chronic personality disorder, of drug abuse, or of a serious condition such as schizophrenia in which the person loses touch with reality.
suspicion and mistrust of people or their actions without evidence or justification.
شکاکی
یک وضعیت روانی که با توهم آزار و اذیت ، حسادت غیرمجاز یا اهمیتی اغراق آمیز شناخته می شود ، که معمولاً در یک سیستم سازمان یافته ارائه می شود. این ممکن است جنبه ای از اختلال شخصیت مزمن ، سوء مصرف مواد مخدر یا وضعیت جدی مانند اسکیزوفرنی باشد که در آن فرد ارتباط خود را با واقعیت از دست می دهد.
این سوء ظن و بی اعتمادی به افراد یا اعمال آنها بدون هیچ گونه مدرک و توجیهی میباشد.
PERSECUTION COMPLEX
an irrational and obsessive feeling or fear that one is the object of collective hostility or ill-treatment on the part of others.
احساس غیرمنطقی و وسواس آمیز یا ترس از اینکه یک شخص با خصومت جمعی یا بدرفتاری از طرف دیگران روبرو گردد.
DELUSION
an idiosyncratic belief or impression that is firmly maintained despite being contradicted by what is generally accepted as reality or rational argument, typically a symptom of mental disorder.
"the delusion of being watched"
the action of deluding or the state of being deluded.
توهم؛ هذیان
یک باور یا تصور بیهوده است که با وجود اینکه با آنچه عموماً به عنوان واقعیت یا برهان عقلی در این افراد پذیرفته می شود ، قویا سوگیری می شود و به ان باور عمیق پیدا میکنند، معمولاً نشانه ای از اختلال روانی است.
مثلا "توهم تماشا شدن"
یا عمل فریب خوردن یا حالتی از فریب خوردن
OBSESSION
the state of being obsessed with someone or something.
an idea or thought that continually preoccupies or intrudes on a person's mind.
وسواس
حالت وسواس با کسی یا چیزی
ایده یا اندیشه ای که بطور مداوم ذهن شخص را تحت الشعاع قرار می دهد یا مزاحمت ایجاد می کند.
MEGALOMANIA
obsession with the exercise of power, especially in the domination of others.
delusion about one's own power or importance (typically as a symptom of manic or paranoid disorder).
مگالومانیا
وسواس در استفاده از قدرت ، به ویژه در سلطه دیگران.
توهم در مورد قدرت یا اهمیت شخصی خود (به طور معمول به عنوان علائم اختلال مانیک یا پارانوئید).
MONOMANIA
exaggerated or obsessive enthusiasm for or preoccupation with one thing.
"she has an obsession with the drug that verges on monomania"
مونومانیا، وسواس یک سویه
اشتیاق اغراق آمیز یا وسواس انگیز برای یک چیز. نوعی فتیش.
"او به دارویی که مونومانیا را برطرف می کند وسواس دارد"
PSYCHOSIS
a severe mental disorder in which thought and emotions are so impaired that contact is lost with external reality.
روانپریشی
یک اختلال روانی شدید که در آن اندیشه و احساسات چنان مختل می شوند که تماس با واقعیت بیرونی از بین می رود.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
a mental condition characterized by delusions of persecution, unwarranted jealousy, or exaggerated self-importance, typically elaborated into an organized system. It may be an aspect of chronic personality disorder, of drug abuse, or of a serious condition such as schizophrenia in which the person loses touch with reality.
suspicion and mistrust of people or their actions without evidence or justification.
شکاکی
یک وضعیت روانی که با توهم آزار و اذیت ، حسادت غیرمجاز یا اهمیتی اغراق آمیز شناخته می شود ، که معمولاً در یک سیستم سازمان یافته ارائه می شود. این ممکن است جنبه ای از اختلال شخصیت مزمن ، سوء مصرف مواد مخدر یا وضعیت جدی مانند اسکیزوفرنی باشد که در آن فرد ارتباط خود را با واقعیت از دست می دهد.
این سوء ظن و بی اعتمادی به افراد یا اعمال آنها بدون هیچ گونه مدرک و توجیهی میباشد.
PERSECUTION COMPLEX
an irrational and obsessive feeling or fear that one is the object of collective hostility or ill-treatment on the part of others.
احساس غیرمنطقی و وسواس آمیز یا ترس از اینکه یک شخص با خصومت جمعی یا بدرفتاری از طرف دیگران روبرو گردد.
DELUSION
an idiosyncratic belief or impression that is firmly maintained despite being contradicted by what is generally accepted as reality or rational argument, typically a symptom of mental disorder.
"the delusion of being watched"
the action of deluding or the state of being deluded.
توهم؛ هذیان
یک باور یا تصور بیهوده است که با وجود اینکه با آنچه عموماً به عنوان واقعیت یا برهان عقلی در این افراد پذیرفته می شود ، قویا سوگیری می شود و به ان باور عمیق پیدا میکنند، معمولاً نشانه ای از اختلال روانی است.
مثلا "توهم تماشا شدن"
یا عمل فریب خوردن یا حالتی از فریب خوردن
OBSESSION
the state of being obsessed with someone or something.
an idea or thought that continually preoccupies or intrudes on a person's mind.
وسواس
حالت وسواس با کسی یا چیزی
ایده یا اندیشه ای که بطور مداوم ذهن شخص را تحت الشعاع قرار می دهد یا مزاحمت ایجاد می کند.
MEGALOMANIA
obsession with the exercise of power, especially in the domination of others.
delusion about one's own power or importance (typically as a symptom of manic or paranoid disorder).
مگالومانیا
وسواس در استفاده از قدرت ، به ویژه در سلطه دیگران.
توهم در مورد قدرت یا اهمیت شخصی خود (به طور معمول به عنوان علائم اختلال مانیک یا پارانوئید).
MONOMANIA
exaggerated or obsessive enthusiasm for or preoccupation with one thing.
"she has an obsession with the drug that verges on monomania"
مونومانیا، وسواس یک سویه
اشتیاق اغراق آمیز یا وسواس انگیز برای یک چیز. نوعی فتیش.
"او به دارویی که مونومانیا را برطرف می کند وسواس دارد"
PSYCHOSIS
a severe mental disorder in which thought and emotions are so impaired that contact is lost with external reality.
روانپریشی
یک اختلال روانی شدید که در آن اندیشه و احساسات چنان مختل می شوند که تماس با واقعیت بیرونی از بین می رود.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫💫
در باب خیانت
از دید من خیانت یعنی واهمه شخص از خود واقعی خویش. یعنی دست رد به سینه خود زدن و خود را در درون خود حبس کردن.
اگر کسی خود را بپذیرد نیاز به دریافت تاییدیه کاذب از بیرون نیست و در نتیجه تایید طلبی را از بیرون رابطه نیاز نخواهد داشت.
خیانت یعنی عدم تقبل مسیولیت و تعهد در قبال شخص متقابل یک رابطه. خیانت یعنی خود را مخفی کردن و خیانت یعنی گریز از نیازهای واقعی و پناه بردن به امیال ثانوی. خیانت یعنی خودخواهی که زندگی و شادی خود را به زندگی دیگران ارجعیت دادن. همه اینها نشانه هایی از تنوع طلبی و نارسیسم است.
ستودگان💫
در باب خیانت
از دید من خیانت یعنی واهمه شخص از خود واقعی خویش. یعنی دست رد به سینه خود زدن و خود را در درون خود حبس کردن.
اگر کسی خود را بپذیرد نیاز به دریافت تاییدیه کاذب از بیرون نیست و در نتیجه تایید طلبی را از بیرون رابطه نیاز نخواهد داشت.
خیانت یعنی عدم تقبل مسیولیت و تعهد در قبال شخص متقابل یک رابطه. خیانت یعنی خود را مخفی کردن و خیانت یعنی گریز از نیازهای واقعی و پناه بردن به امیال ثانوی. خیانت یعنی خودخواهی که زندگی و شادی خود را به زندگی دیگران ارجعیت دادن. همه اینها نشانه هایی از تنوع طلبی و نارسیسم است.
ستودگان💫
💫💫💫💫
در اطاق درمان چیزی که بیشتر از همه نگران کننده است, باورهای مراجعی هست که عمل او را هدایت میکند اما دلیل باور خود را هرگز بازتاب نکرده است.
دکتر موریس ستودگان
در اطاق درمان چیزی که بیشتر از همه نگران کننده است, باورهای مراجعی هست که عمل او را هدایت میکند اما دلیل باور خود را هرگز بازتاب نکرده است.
دکتر موریس ستودگان
🔑 تاب آوری Resilience
ﺗﺎﺏ آوری تحمل سختیها در موقعیت های متفاوت, یافتن انگیزه برای گذشتن از دشواری های پایدار و قدرت بازسازی روانی خویشتن است. در واقع همان قابلیت انعطاف پذیری میباشد.
این مهارت میتواند به ما کمک فراوان کند تا اسانتر و بهروزتر از رویدادهای ناگوار زندگی بگذریم و با وجود تنش ها در زندگی، شایستگی های اجتماعی، تحصیلی و شغلی خود را حفظ کنیم و در برتری موقعیت اجتماعی خود همواره بکوشیم. این مهارت مانند مهارت های دیگر در سیستم انتقالی میباشد.
🔷 ویژگی های افراد تاب آور
👈 احساس ارزشمندی و پذیرفتن خویش و دیگران، احترام به مهارت و توانایی های خود و دیگران و شناختن مرزها، سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف و برطرف کردن آنها.
👈 مهارت حل مسئله با یک ذهنیتی تحلیلی – انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود, مهارت انعطاف پذیری, مهارت و توانایی در پیدا کردن چاره های گوناگون درباره یک موقعیت یا مسئله خاص.
👈مهارت های کلیدی اجتماعی مانند مهارتهای ارتباط با دیگران در شرایط دشوار, شوخ طبعی، احساس صمیمیت و کنترل و خویشتن داری در مواقع بحرانی.
👈خوش بینی و مثبت اندیشی, باور قوی به همراه احساس امید و هدفمندی
👈 همدلی همراه با احترام
منبع; دکتر موریس ستودگان
All about Resilience 2015, Basel
ﺗﺎﺏ آوری تحمل سختیها در موقعیت های متفاوت, یافتن انگیزه برای گذشتن از دشواری های پایدار و قدرت بازسازی روانی خویشتن است. در واقع همان قابلیت انعطاف پذیری میباشد.
این مهارت میتواند به ما کمک فراوان کند تا اسانتر و بهروزتر از رویدادهای ناگوار زندگی بگذریم و با وجود تنش ها در زندگی، شایستگی های اجتماعی، تحصیلی و شغلی خود را حفظ کنیم و در برتری موقعیت اجتماعی خود همواره بکوشیم. این مهارت مانند مهارت های دیگر در سیستم انتقالی میباشد.
🔷 ویژگی های افراد تاب آور
👈 احساس ارزشمندی و پذیرفتن خویش و دیگران، احترام به مهارت و توانایی های خود و دیگران و شناختن مرزها، سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف و برطرف کردن آنها.
👈 مهارت حل مسئله با یک ذهنیتی تحلیلی – انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود, مهارت انعطاف پذیری, مهارت و توانایی در پیدا کردن چاره های گوناگون درباره یک موقعیت یا مسئله خاص.
👈مهارت های کلیدی اجتماعی مانند مهارتهای ارتباط با دیگران در شرایط دشوار, شوخ طبعی، احساس صمیمیت و کنترل و خویشتن داری در مواقع بحرانی.
👈خوش بینی و مثبت اندیشی, باور قوی به همراه احساس امید و هدفمندی
👈 همدلی همراه با احترام
منبع; دکتر موریس ستودگان
All about Resilience 2015, Basel
تهیه کننده: دکتر موریس ستودگان +Think
👈قسمت اول
📍DEVIANCE
به معنی انحراف-رفتاری
واقعیت یا وضعیتی را تعریف میکند که شخص از استانداردهای معمول یا پذیرفته شده، به ویژه در رفتارهای اجتماعی یا جنسی منحرف میشود.
این انحراف (deviance) عبارت است از هرگونه رفتاری كه ناقض هنجارهای اجتماعی (norms) باشد و معمولاً برای تأیید عدم پذیرش اکثریت جامعه از حساسیت شدید و كافی برخوردار است. این انحراف می تواند یک جرم جنایی (crime) یا اینکه فقط یک رفتار (behaviour) که جرم نیست ولی با ارزشهای عموم مغایرت دارد, باشد. ان بخش از رشته جامعه شناسی که به جرایم (crime) نیز می پردازد جرم شناسی (criminology) میباشد که به عدالت کیفری (criminal justice )نیز معروف است. {جرم رفتاریست که قوانین را نقض می کند}
نمونه هایی از انحراف رسمی یا قانونی (formal deviance) شامل سرقت مسلح، سرقت غیر مسلح، تجاوز، قتل و حمله است. نوع دوم رفتار انحرافی شامل نقض هنجارهای اجتماعی غیررسمی یا عرفی (هنجارهایی است که به قانون تبدیل نشده اند) و آن به عنوان انحراف غیررسمی یا غیر قانونی (informal deviance) تعریف می شود که معمولا انجام ان از دید قانون جرم محسوب نمیشود.
📍 انواع مختلف انحراف رفتاری (deviance) کدامند؟
نوع شناسی یک طرح طبقه بندی کردن میباشد که به منظور تسهیل درک مطلب ارایه میشود. به گفته مرتون ، پنج نوع انحراف بر اساس این معیارها وجود دارد:
👈انطباق
👈نوآوری
👈آیین گرایی
👈عقب نشینی
👈عصیان
کارکردگرایی ساختاری structural functionalism استدلال می کند که رفتار انحرافی نقشی فعالانه در کمک به انسجام جمعیت های مختلف در یک جامعه میکند، و گاهها نقش فعال و سازنده ای در جامعه دارد.
📍 نمونه ای از انحراف رفتاری مثبت
بعضی از رفتارها با بررسی انحرافات مثبت در جامعه تغییر میابند: مثلا خانواده هایی که سوء تغذیه نداشتند زا فرزندان خود را به طور متفاوتی تغذیه می کردند ، بر خلاف خرد متعارف.
📍 علل انحراف در جامعه
خانواده از هم پاشیده شده, اموزش و پرورش نادرست و پسامد ان عدم پذیرش اجتماعی. خانواده اولین بنیاد اموزش هنجارهای زندگی اجتماعی است. پذیرش های گوناگون در این اصل عامل عمده ای را به عهده دارد.
👈 فقدان آموزش ارزشها و اخلاق
👈 عدم پذیرش توسط دوستان و محله و جامعه
👈 کمبود امکانات اساسی برای پرورش
👈 فرزندان بدون سرپرست (کودکان خیابانی)
👈 رسانه های گروهی
👈 زاغه های شهری
📍 4 کارکرد انحراف چیست؟
تاکنون فکر کرده اید که;
الف)انحراف ارزشهای فرهنگی ما را شفاف تر می کند
ب) انحراف به تعریف اخلاق کمک می کند
پ) انحراف به اتحاد جامعه کمک می کند
ت) و سرانجام انحراف موجب تحول در تحولات اجتماعی می شود.
این چهار کارکرد انحراف است که دورکیم در موردش نظریه پردازی کرده است.
ادامه دارد...
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
1
👈قسمت اول
📍DEVIANCE
به معنی انحراف-رفتاری
واقعیت یا وضعیتی را تعریف میکند که شخص از استانداردهای معمول یا پذیرفته شده، به ویژه در رفتارهای اجتماعی یا جنسی منحرف میشود.
این انحراف (deviance) عبارت است از هرگونه رفتاری كه ناقض هنجارهای اجتماعی (norms) باشد و معمولاً برای تأیید عدم پذیرش اکثریت جامعه از حساسیت شدید و كافی برخوردار است. این انحراف می تواند یک جرم جنایی (crime) یا اینکه فقط یک رفتار (behaviour) که جرم نیست ولی با ارزشهای عموم مغایرت دارد, باشد. ان بخش از رشته جامعه شناسی که به جرایم (crime) نیز می پردازد جرم شناسی (criminology) میباشد که به عدالت کیفری (criminal justice )نیز معروف است. {جرم رفتاریست که قوانین را نقض می کند}
نمونه هایی از انحراف رسمی یا قانونی (formal deviance) شامل سرقت مسلح، سرقت غیر مسلح، تجاوز، قتل و حمله است. نوع دوم رفتار انحرافی شامل نقض هنجارهای اجتماعی غیررسمی یا عرفی (هنجارهایی است که به قانون تبدیل نشده اند) و آن به عنوان انحراف غیررسمی یا غیر قانونی (informal deviance) تعریف می شود که معمولا انجام ان از دید قانون جرم محسوب نمیشود.
📍 انواع مختلف انحراف رفتاری (deviance) کدامند؟
نوع شناسی یک طرح طبقه بندی کردن میباشد که به منظور تسهیل درک مطلب ارایه میشود. به گفته مرتون ، پنج نوع انحراف بر اساس این معیارها وجود دارد:
👈انطباق
👈نوآوری
👈آیین گرایی
👈عقب نشینی
👈عصیان
کارکردگرایی ساختاری structural functionalism استدلال می کند که رفتار انحرافی نقشی فعالانه در کمک به انسجام جمعیت های مختلف در یک جامعه میکند، و گاهها نقش فعال و سازنده ای در جامعه دارد.
📍 نمونه ای از انحراف رفتاری مثبت
بعضی از رفتارها با بررسی انحرافات مثبت در جامعه تغییر میابند: مثلا خانواده هایی که سوء تغذیه نداشتند زا فرزندان خود را به طور متفاوتی تغذیه می کردند ، بر خلاف خرد متعارف.
📍 علل انحراف در جامعه
خانواده از هم پاشیده شده, اموزش و پرورش نادرست و پسامد ان عدم پذیرش اجتماعی. خانواده اولین بنیاد اموزش هنجارهای زندگی اجتماعی است. پذیرش های گوناگون در این اصل عامل عمده ای را به عهده دارد.
👈 فقدان آموزش ارزشها و اخلاق
👈 عدم پذیرش توسط دوستان و محله و جامعه
👈 کمبود امکانات اساسی برای پرورش
👈 فرزندان بدون سرپرست (کودکان خیابانی)
👈 رسانه های گروهی
👈 زاغه های شهری
📍 4 کارکرد انحراف چیست؟
تاکنون فکر کرده اید که;
الف)انحراف ارزشهای فرهنگی ما را شفاف تر می کند
ب) انحراف به تعریف اخلاق کمک می کند
پ) انحراف به اتحاد جامعه کمک می کند
ت) و سرانجام انحراف موجب تحول در تحولات اجتماعی می شود.
این چهار کارکرد انحراف است که دورکیم در موردش نظریه پردازی کرده است.
ادامه دارد...
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
1