دکتر موریس ستودگان
📍10 نیاز اساسی عاطفی انسانها و Givens با نگاه سیستمی
همه ما با نیازهای اساسی جسمی و عاطفی و نیروهای درونی برای کمک به تحقق آنها بدنیا امده ایم. این نیروهای درونی که به عنوان "هدیه طبیعی Givens" شناخته می شوند برای تسهیل سلامت روانی لازم است که تعدادی ژنتیکی و گروهی لازما از سیستم کسب میشوند .
ده نیاز اساسی عاطفی و روابط انها با سیستم عبارتند از:
👈 1) امنیت - قلمرو امن و محیطی که به ما امکان می دهد تا کاملاً خود را بشناسیم و شکوفا شویم و همچنین محیط را کشف کنیم. در یک سیستم امن این احساس به عنوان هدیه (givens) به کودکان داده میشود.
👈 2) توجه (دادن و دریافت آن) - نوعی تغذیه برای روان ماست. کودکی که در یک سیستم امن متولد شده باشد با دریافت و دادن توجه سالم مهارت ارتباطات را هدیه (givens) میگیرد.
👈 3) استقلال و کنترل - داشتن اراده ای برای انتخاب مسئولانه از کودکی و ارضا نیاز استقلال از لازمه های پرورش در سیستم میباشد که این با ایجاد احساس امنیت و توجه (givens) در رابطه متقابل میباشد.
👈 4) ارتباط عاطفی با دیگران - توانایی برقراری رابطه عاطفی سالم که ارتباط مستقیم با احساس امنیت و استقلال هدیه گرفته شده (givens) از سیستم را دارد
👈 5) تعلق - تعلق به یک سیستم گسترده تر از نیازهای اساسی انسان میباشد. انسان تنها در تعاملات سالم (givens) خود را شناخته و استعدادهایش شکوفا و نیازهایش ارضا میشوند.
👈 6) دوستی ، صمیمیت - دانستن اینکه حداقل یک شخص دیگر در سیستم ما را کاملاً میپذیرد که ما چه کسی هستیم و این نیاز به،"نکته برجسته در زندگی شخص دیگر بودن" را ارضا میکند. نیاز به رابطه دوستی و صمیمیت قسمتی از نیاز به تعلق میباشد که با احساس و دیدی عمیق تر شکل گرفته که این خود مشتقی از ارتباط عمیق عاطفی (givens) و مسیولیت پذیری و تعهد (givens) در روابط میباشد.
👈 7) حریم خصوصی - شناختن این نیاز فرصتی برای بازتاب و ادغام تجربه ها و اموختن از انها میباشد. سیستمی که به کودکان این مرز را نشان دهد (givens), امادگی برای روابط سالم (givens) را نیز همزمان به انها میاموزد. در هر رابطه ای احترام به مرزهای خود و دیگران از بنیان اساسی ارتباطات میباشد.
👈 8) داشتن موقعیت مناسب - در گروههای متفاوت اجتماعی مان دانستن نقش و موقعیت مان میتواند امنیت (givens) خاصی را برای تداوم روابط و ایجاد مرزها بوجود اورد. این نیاز در تعامل با تمام نیازهای قبلی میباشد.
👈 9) رقابت و موفقیت - همه ما نیاز به موقعیت هایی داریم که در ان رقابت سالم را بیاموزیم, این رقابت ها با بازیها در کودکی نیز اغاز میشود. و در مدرسه تا دانشگاه و محل کار ادامه میابد. رقابت سالم نیاز به موفقیت را ارضا میکند. پدر و مادران با مقایسه فرزندان خود با دیگران این احساس مثبت (givens) را به حسادت تبدیل میکنند. باید به کودکان اموخت که باخت نوعی تجربه برای احساس رقابت بیشتر میباشد. احساس به یک موقعیت خوب در سیستم میتواند این حس رقابت را بارور کند.
📣 10) معنا بخشی و هدف در زندگی - که ناشی از الاستیکی و خلاق بودن افکار ماست در کارهایی که انجام میدهیم و در مورد نتیجه ان فکر می کنیم. نتیجه هدف گذاری در زندگی و اموختن از تجربه هاست. ما معمولا از کودکی با داستانهایی که میشنویم معنا بخشی (givens) را میاموزیم. گاهی مادر و پدر بزرگان ما روایاتی از گذشته ها نقل میکنند که معنای زندگی در انها نهفته است. همه چراهایی که به ذهن کودکان در هر سنی میرسد پاسخی برای معنا بخشی به ان مطلب است. اموزش مهارت استقلال و مدیریت احساس به کودکان و هدفمند بودن کمک بزرگی به این نیاز میباشد.
زندگی هیچ کس کامل نیست، اما تا زمانی که نیازهای اصلی ما برآورده شوند و مهارت ها و givens های ما به خوبی مورد استفاده قرار گیرند، ما از مشکلات سلامت روان رنج نخواهیم برد و در تعاملات سیستمی که مبنای اصلی زندگیست پیشرفت خواهیم داشت. اما متاسفانه اگر یکی یا چندی از این نیازها برآورده نشود، یا ما مورد سوء استفاده از سیستم قرار بگیریم، می تواند بر سلامت روانی و نهایتا سلامت فیزیکی (روان تنی) ما تأثیر بگذارد.
اما باید دانست که این کمبودها در رواندرمانی سیستمی و دیگر رویکردها قابل درمان است.
@thinkpluswithus setudegan
📍10 نیاز اساسی عاطفی انسانها و Givens با نگاه سیستمی
همه ما با نیازهای اساسی جسمی و عاطفی و نیروهای درونی برای کمک به تحقق آنها بدنیا امده ایم. این نیروهای درونی که به عنوان "هدیه طبیعی Givens" شناخته می شوند برای تسهیل سلامت روانی لازم است که تعدادی ژنتیکی و گروهی لازما از سیستم کسب میشوند .
ده نیاز اساسی عاطفی و روابط انها با سیستم عبارتند از:
👈 1) امنیت - قلمرو امن و محیطی که به ما امکان می دهد تا کاملاً خود را بشناسیم و شکوفا شویم و همچنین محیط را کشف کنیم. در یک سیستم امن این احساس به عنوان هدیه (givens) به کودکان داده میشود.
👈 2) توجه (دادن و دریافت آن) - نوعی تغذیه برای روان ماست. کودکی که در یک سیستم امن متولد شده باشد با دریافت و دادن توجه سالم مهارت ارتباطات را هدیه (givens) میگیرد.
👈 3) استقلال و کنترل - داشتن اراده ای برای انتخاب مسئولانه از کودکی و ارضا نیاز استقلال از لازمه های پرورش در سیستم میباشد که این با ایجاد احساس امنیت و توجه (givens) در رابطه متقابل میباشد.
👈 4) ارتباط عاطفی با دیگران - توانایی برقراری رابطه عاطفی سالم که ارتباط مستقیم با احساس امنیت و استقلال هدیه گرفته شده (givens) از سیستم را دارد
👈 5) تعلق - تعلق به یک سیستم گسترده تر از نیازهای اساسی انسان میباشد. انسان تنها در تعاملات سالم (givens) خود را شناخته و استعدادهایش شکوفا و نیازهایش ارضا میشوند.
👈 6) دوستی ، صمیمیت - دانستن اینکه حداقل یک شخص دیگر در سیستم ما را کاملاً میپذیرد که ما چه کسی هستیم و این نیاز به،"نکته برجسته در زندگی شخص دیگر بودن" را ارضا میکند. نیاز به رابطه دوستی و صمیمیت قسمتی از نیاز به تعلق میباشد که با احساس و دیدی عمیق تر شکل گرفته که این خود مشتقی از ارتباط عمیق عاطفی (givens) و مسیولیت پذیری و تعهد (givens) در روابط میباشد.
👈 7) حریم خصوصی - شناختن این نیاز فرصتی برای بازتاب و ادغام تجربه ها و اموختن از انها میباشد. سیستمی که به کودکان این مرز را نشان دهد (givens), امادگی برای روابط سالم (givens) را نیز همزمان به انها میاموزد. در هر رابطه ای احترام به مرزهای خود و دیگران از بنیان اساسی ارتباطات میباشد.
👈 8) داشتن موقعیت مناسب - در گروههای متفاوت اجتماعی مان دانستن نقش و موقعیت مان میتواند امنیت (givens) خاصی را برای تداوم روابط و ایجاد مرزها بوجود اورد. این نیاز در تعامل با تمام نیازهای قبلی میباشد.
👈 9) رقابت و موفقیت - همه ما نیاز به موقعیت هایی داریم که در ان رقابت سالم را بیاموزیم, این رقابت ها با بازیها در کودکی نیز اغاز میشود. و در مدرسه تا دانشگاه و محل کار ادامه میابد. رقابت سالم نیاز به موفقیت را ارضا میکند. پدر و مادران با مقایسه فرزندان خود با دیگران این احساس مثبت (givens) را به حسادت تبدیل میکنند. باید به کودکان اموخت که باخت نوعی تجربه برای احساس رقابت بیشتر میباشد. احساس به یک موقعیت خوب در سیستم میتواند این حس رقابت را بارور کند.
📣 10) معنا بخشی و هدف در زندگی - که ناشی از الاستیکی و خلاق بودن افکار ماست در کارهایی که انجام میدهیم و در مورد نتیجه ان فکر می کنیم. نتیجه هدف گذاری در زندگی و اموختن از تجربه هاست. ما معمولا از کودکی با داستانهایی که میشنویم معنا بخشی (givens) را میاموزیم. گاهی مادر و پدر بزرگان ما روایاتی از گذشته ها نقل میکنند که معنای زندگی در انها نهفته است. همه چراهایی که به ذهن کودکان در هر سنی میرسد پاسخی برای معنا بخشی به ان مطلب است. اموزش مهارت استقلال و مدیریت احساس به کودکان و هدفمند بودن کمک بزرگی به این نیاز میباشد.
زندگی هیچ کس کامل نیست، اما تا زمانی که نیازهای اصلی ما برآورده شوند و مهارت ها و givens های ما به خوبی مورد استفاده قرار گیرند، ما از مشکلات سلامت روان رنج نخواهیم برد و در تعاملات سیستمی که مبنای اصلی زندگیست پیشرفت خواهیم داشت. اما متاسفانه اگر یکی یا چندی از این نیازها برآورده نشود، یا ما مورد سوء استفاده از سیستم قرار بگیریم، می تواند بر سلامت روانی و نهایتا سلامت فیزیکی (روان تنی) ما تأثیر بگذارد.
اما باید دانست که این کمبودها در رواندرمانی سیستمی و دیگر رویکردها قابل درمان است.
@thinkpluswithus setudegan
✅ A Critical Moment in Psychiatry: The Need for Meaningful Psychotherapy Training in Psychiatry
Renato D. Alarcón, MD, MPH
Thomas J. Craig, MD, MPH
Marshall Fitz, MD
Ross J. Baldessarini, MD, PhD
February 28, 2020
ترجمه: دکتر موریس ستودگان برای +Think
✅ یک زمان بحرانی در روانپزشکی: نیاز به آموزش معنادار روان درمانی در روانپزشکی
چکیده Abstract / خلاصه Synopsis:
این دومین مقاله از سلسله مقالاتی هست که نیاز به آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی را بررسی می کند. در قسمت اول مواردی که باعث شده است روان درمانی بتواند در روانپزشکی به طور کلی بروی نیمکت انتظار بنشیند و همچنین آموزش روانپزشکی مورد بررسی قرار گیرد: نجات یک بخش اساسی از روانپزشکی آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی میباشد.
📍 اظهار نظر Commentary
آژانس های مختلفی مانند شورای تحصیلات تکمیلی آموزش پزشکی آمریکا (1) (Milestone Project ) و سازمان های حرفه ای و دانشگاهی کانادا (2) از آموزش روان درمانی در برنامه های رزیدنسی روانپزشکی حمایت کرده اند. با این حال ، دیگران ، با وجود این دشواری ها در هماهنگی مراقبت های بالینی در بین متخصصان مراقبت های بهداشتی مختلف ، از چنین تلاش هایی بسیار انتقاد کرده اند و حتی صراحتاً پیشنهاد کرده اند که روان درمانی در دست غیر پزشکان باشد .(3) در نتیجه ، تعداد فزاینده ای از برنامه های تحصیلی روانپزشکی آمریکای شمالی ساعات بیشتری اختصاص به تیوری های روانپزشکی و در قبال ان آموزش روان درمانی را نیز کاهش داده اند.
📍 ملزومات کاورزی و آموزش روان درمانی
برنامه ریزی برای آینده کارورزی در روانپزشکی باید واقعیت های مطالبات دانشگاهی و خدماتی را در برابر لزوم دیدگاه هماهنگ به پزشکی و روانپزشکی که شامل یک مؤلفه معتبر انسانی است ، بسنجد. برنامه های آموزشی و برنامه درسی هوشمندانه و مؤثر و همکاری سازنده در بین متخصصان برای ارتقاء صلاحیت در رویکردهای متنوع مورد نیاز است و این با هدف بستن شکاف بین علوم بیولوژی پزشکی انسان گرایانه و عملکرد کلینیک های روانپزشکی با یک دید جامع و انسان دوستانه و از این طریق ، مجدداً گفت و گویی در زمینه ای که اخیراً توسط مباحث ناموزون خدشه دار شده است, احیا شود. (7,8) یادگیری و اموزش روان درمانی باید تعادل جنبه های به ظاهر متناقض هویت روانپزشک را دنبال کند (یعنی علوم اعصاب در قبال دانش روانشناختی و فرهنگی). این جنبه ها نه تنها می توانند با همزیستی موفقیت آمیز باشند بلکه می توانند یکدیگر را تقویت کنند. از این گذشته ، یادگیری مهارت تحمل شرایط با عدم اطمینان باید یک اصل مهم در رابطه با آموزش رزیدنسی روانپزشکی به طور کلی و بویژه در آموزش روان درمانی باشد (9).
بنابراین ، اهداف آموزش روان درمانی در دانشکده پزشکی باید براساس آرمانهای زیر باشد:
1. مفاهیم اساسی روان درمانی باید با تأکید بر یک اتحاد درمانی قوی و معنادار ، آموزش داده شود. (10,11) اهداف ، اصول نظری ، جنبه های عملی ، نظارت و ارزیابی ، و همچنین تکنیک های درمانی مبتنی بر دستیابی که با کار گروهی چند رشته ای ، تخصیص کافی از مسئولیت ها ، و هماهنگی مدیریت و پیگیری ها ترکیب شده که در آن ترکیب شده اند.
2. روان درمانی باید در طول چهار سال رزیدنسی با ترقی در درک پیچیدگی موضوع و براساس ترجیحات مصاحبه شده توسط کارآموز ، حداکثر بعد از سال دوم اموخته شود. در اینجا بیش از سه انتخاب پیشنهاد نمی شود ، از رویه هایی مانند بررسی مختصر ، حمایتی ، روان پویایی SD رفتاری شناختیCB ، رفتار درمانی دیالکتیکی DBT، ذهن آگاهی ، گروه / خانواده ، اموزش در روانکاوی PE و غیره و بر اساس اطلاعات دقیق در مورد خصوصیات متمایز (مانند فرآیندها ، اثربخشی ، نتایج و غیره) بنا گردد.
3. شرایط شخصی و الزامات فنی (از جمله دسترسی به کتاب مرجع علمی، اطلاعات مبتنی بر اینترنت و سرپرستان توانمند و سوپروایزر) و همچنین مطالعات موردی بالینی با محوریت متغیرهای مختلفی از جمله سن ، اجتماعی و اقتصادی و پیشینه فرهنگی نیز باید درج شود. فرمول های مفهومی منفرد را می توان در موارد روان درمانی شخصی انتخاب کرد ، و قرارداد با گروههایی که محدودیت زمانی در دوره اموزش دارند, می توانند توانایی کارآموزان را در ایجاد درک همدلی از بیماران و محیط اطراف خود تقویت کنند. (12,14)
ادامه دارد...
@thinkpluswithus Dr. Setudegan
1/4
Renato D. Alarcón, MD, MPH
Thomas J. Craig, MD, MPH
Marshall Fitz, MD
Ross J. Baldessarini, MD, PhD
February 28, 2020
ترجمه: دکتر موریس ستودگان برای +Think
✅ یک زمان بحرانی در روانپزشکی: نیاز به آموزش معنادار روان درمانی در روانپزشکی
چکیده Abstract / خلاصه Synopsis:
این دومین مقاله از سلسله مقالاتی هست که نیاز به آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی را بررسی می کند. در قسمت اول مواردی که باعث شده است روان درمانی بتواند در روانپزشکی به طور کلی بروی نیمکت انتظار بنشیند و همچنین آموزش روانپزشکی مورد بررسی قرار گیرد: نجات یک بخش اساسی از روانپزشکی آموزش روان درمانی در تحصیلات روانپزشکی میباشد.
📍 اظهار نظر Commentary
آژانس های مختلفی مانند شورای تحصیلات تکمیلی آموزش پزشکی آمریکا (1) (Milestone Project ) و سازمان های حرفه ای و دانشگاهی کانادا (2) از آموزش روان درمانی در برنامه های رزیدنسی روانپزشکی حمایت کرده اند. با این حال ، دیگران ، با وجود این دشواری ها در هماهنگی مراقبت های بالینی در بین متخصصان مراقبت های بهداشتی مختلف ، از چنین تلاش هایی بسیار انتقاد کرده اند و حتی صراحتاً پیشنهاد کرده اند که روان درمانی در دست غیر پزشکان باشد .(3) در نتیجه ، تعداد فزاینده ای از برنامه های تحصیلی روانپزشکی آمریکای شمالی ساعات بیشتری اختصاص به تیوری های روانپزشکی و در قبال ان آموزش روان درمانی را نیز کاهش داده اند.
📍 ملزومات کاورزی و آموزش روان درمانی
برنامه ریزی برای آینده کارورزی در روانپزشکی باید واقعیت های مطالبات دانشگاهی و خدماتی را در برابر لزوم دیدگاه هماهنگ به پزشکی و روانپزشکی که شامل یک مؤلفه معتبر انسانی است ، بسنجد. برنامه های آموزشی و برنامه درسی هوشمندانه و مؤثر و همکاری سازنده در بین متخصصان برای ارتقاء صلاحیت در رویکردهای متنوع مورد نیاز است و این با هدف بستن شکاف بین علوم بیولوژی پزشکی انسان گرایانه و عملکرد کلینیک های روانپزشکی با یک دید جامع و انسان دوستانه و از این طریق ، مجدداً گفت و گویی در زمینه ای که اخیراً توسط مباحث ناموزون خدشه دار شده است, احیا شود. (7,8) یادگیری و اموزش روان درمانی باید تعادل جنبه های به ظاهر متناقض هویت روانپزشک را دنبال کند (یعنی علوم اعصاب در قبال دانش روانشناختی و فرهنگی). این جنبه ها نه تنها می توانند با همزیستی موفقیت آمیز باشند بلکه می توانند یکدیگر را تقویت کنند. از این گذشته ، یادگیری مهارت تحمل شرایط با عدم اطمینان باید یک اصل مهم در رابطه با آموزش رزیدنسی روانپزشکی به طور کلی و بویژه در آموزش روان درمانی باشد (9).
بنابراین ، اهداف آموزش روان درمانی در دانشکده پزشکی باید براساس آرمانهای زیر باشد:
1. مفاهیم اساسی روان درمانی باید با تأکید بر یک اتحاد درمانی قوی و معنادار ، آموزش داده شود. (10,11) اهداف ، اصول نظری ، جنبه های عملی ، نظارت و ارزیابی ، و همچنین تکنیک های درمانی مبتنی بر دستیابی که با کار گروهی چند رشته ای ، تخصیص کافی از مسئولیت ها ، و هماهنگی مدیریت و پیگیری ها ترکیب شده که در آن ترکیب شده اند.
2. روان درمانی باید در طول چهار سال رزیدنسی با ترقی در درک پیچیدگی موضوع و براساس ترجیحات مصاحبه شده توسط کارآموز ، حداکثر بعد از سال دوم اموخته شود. در اینجا بیش از سه انتخاب پیشنهاد نمی شود ، از رویه هایی مانند بررسی مختصر ، حمایتی ، روان پویایی SD رفتاری شناختیCB ، رفتار درمانی دیالکتیکی DBT، ذهن آگاهی ، گروه / خانواده ، اموزش در روانکاوی PE و غیره و بر اساس اطلاعات دقیق در مورد خصوصیات متمایز (مانند فرآیندها ، اثربخشی ، نتایج و غیره) بنا گردد.
3. شرایط شخصی و الزامات فنی (از جمله دسترسی به کتاب مرجع علمی، اطلاعات مبتنی بر اینترنت و سرپرستان توانمند و سوپروایزر) و همچنین مطالعات موردی بالینی با محوریت متغیرهای مختلفی از جمله سن ، اجتماعی و اقتصادی و پیشینه فرهنگی نیز باید درج شود. فرمول های مفهومی منفرد را می توان در موارد روان درمانی شخصی انتخاب کرد ، و قرارداد با گروههایی که محدودیت زمانی در دوره اموزش دارند, می توانند توانایی کارآموزان را در ایجاد درک همدلی از بیماران و محیط اطراف خود تقویت کنند. (12,14)
ادامه دارد...
@thinkpluswithus Dr. Setudegan
1/4
4- حداقل یک پنجم از زمان در دو سال اول رزیدنسی باید شامل نظارت فردی یا گروهی ، موارد و مباحث شبیه سازی واقعی و بالینی با سوپرویژن ، بررسی مجلات / مقاله و گزارش از تجربیات شخصی باشد. این قسمت باید یک سوم یا یک چهارم از دو سال اخر طول بکشد. این جنبه از آموزش باید شامل آماده سازی روانپزشک برای هدایت تیم های درمانی چند رشته ای (multidisciplinary) باشد - هدفی که با آموزش و تجربیات در روان درمانی می تواند تا حد زیادی ارتقا یابد. (15)
5- روشهای نوآوری تدریس مبتنی بر تجارب واقعی در تنظیمات عملی خصوصی و عمومی باید دنبال شود. مثالها شامل رویکردهای مبتنی بر فناوری مانند فیلمهای وب سایت ، CBT آنلاین و telepsychiatry همچنین. (16)
6. کارآموزان با الویت روان درمانی باید بورس های تحصیلی یک ساله پس از رزیدنسی را در نظر بگیرند. درمان شخصی در حین آموزش نیز باید به عنوان گزینه ای منظور شود. (4,5)
7. نمایش و ارزیابی مهارتهای اصلی سازنده و کلی باید مؤلفه های اساسی برنامه های درسی پایه برای برنامه های جامع آموزش روانپزشکی باشند. (17)
اهداف قبلی به بهترین وجه می تواند در مؤسساتی که به دنبال ارائه آموزش های جامع به روانپزشکان آینده هستند ، محقق شود. تلاشها باید شامل ارزیابی کیفیت و کمیت منابع انسانی و همچنین ارزیابی مهم از حمایتهای ارائه شده باشد .(18)
آموزش کارآمدی در روان درمانی نیاز به سرسختی ، استحکام و ریشه های حرفه ای محکم در کنار تحصیلات دانشجویان / کارآموزان دارد. این ویژگی ها در برخورد با نگرش های انتقادی حاوی ستیگما ، مفاهیم کلیشه ای و تفکرهای پیش داوری مفید خواهد بود. مانند خود فرایند روان درمانی ، آموزش روان درمانی یک مبارزه مستمر علیه قطب سازی است که توسط مخالفان شناخته و ناشناخته به وجود آمده است. (2،6،19) چشم انداز پژوهش مداوم با الهام از اهداف مبتنی بر شواهد evidanced based ، باید تمام مراحل این آموزش را تغذیه کند. (20-22)
📍نتیجه گیری Conclusions
نزدیک به شش دهه ، جهان روانپزشکی در انتظار پیشرفت های بالینی مفید از تحقیقات ژنتیکی ، مولکولی و تصویربرداری عصبی است. با وجود پیشرفت های جالب و امیدوار کننده ، مواد بسیار کمی که به طور مستقیم برای درک بالینی یا مدیریت بیشتر اختلالات قابل اجرا است ، پدید آمده اند. در عوض ، نوعی نظریه پردازی بیولوژیکی "فارماکوسنتریک" از تلاش هایی برای تعریف فارماکودینامیک داروهای روانگردان حاصل شده است ، با موفقیت محدود در تلاش برای شناسایی مسیرهای پاتوفیزیولوژیکی یا اتیولوژیکی اختلالات روانپزشکی. (23-25)
امداد و نجات یکی از مؤلفه های اساسی حرفه ای روانشناختی ، آموزش و کار بالینی ضروری است. روانپزشکان در آموزش ، در صورت نداشتن آموزه های اساسی روان درمانی ، در دستیابی به مهارتها و ارزشهای اساسی بالینی دچار ضعف خواهند شد. این مهارت ها شامل توانایی گوش دادن ، تفکر و احساس همه هدایت شده توسط کنجکاوی واقعی و عینیت بالغ است .(26) اتحاد مهارت ها در درمان بیش از فقط یک ارتباط همدلی است: این یک فرایند یادگیری یکپارچه در مورد ذات انسان ها است که فراتر از نسخه پیچی هست. نوآوری ها ، به امید بررسی دقیق بالینی ، و شرکت در تحقیقات مشترک راه حلهای متمایز برای مشکلات پیچیده. همچنین ، امکان تشویق کردن بیماران و خانواده ها در یک فرآیند همکاری سازنده ، یک مؤلفه ارزشمند و ارزیابی جامع در مراقبت های بالینی میباشد.
آموزش روان درمانی نه تنها مستلزم تکنیک های درمانی است بلکه امکان درک عمیق تر از اصول رفتاری ، یک فرایند تشخیصی به خوبی درک شده و حتی بینش وسیعتر در پاسخ به بیمار را فراهم می کند. خطر جدی این است که روان پزشکی محروم از روان درمانی یا عموماً روانشناختی تحت تأثیر علوم دیگر ، می تواند به یک فعالیت ناعادلانه ناقص ، استریل ، فشار دارو پیچی ، تکنوئید-روباتیک تبدیل شود - به دنیای شجاعی جدید از مداخلات مکانیکی که به سرعت تکثیر می شوند و به باندی که به سرعت سود خود را افزایش می دهد.(27،28) علاوه بر این ، چنین روندهایی می تواند برای روانپزشک بسیار تحقیرآمیز باشد و ممکن است به نارضایتی حرفه ای و فرسودگی زودرس کمک کند.
ادامه دارد...
@thinkpluswithus Dr. Setudegan
2/4
5- روشهای نوآوری تدریس مبتنی بر تجارب واقعی در تنظیمات عملی خصوصی و عمومی باید دنبال شود. مثالها شامل رویکردهای مبتنی بر فناوری مانند فیلمهای وب سایت ، CBT آنلاین و telepsychiatry همچنین. (16)
6. کارآموزان با الویت روان درمانی باید بورس های تحصیلی یک ساله پس از رزیدنسی را در نظر بگیرند. درمان شخصی در حین آموزش نیز باید به عنوان گزینه ای منظور شود. (4,5)
7. نمایش و ارزیابی مهارتهای اصلی سازنده و کلی باید مؤلفه های اساسی برنامه های درسی پایه برای برنامه های جامع آموزش روانپزشکی باشند. (17)
اهداف قبلی به بهترین وجه می تواند در مؤسساتی که به دنبال ارائه آموزش های جامع به روانپزشکان آینده هستند ، محقق شود. تلاشها باید شامل ارزیابی کیفیت و کمیت منابع انسانی و همچنین ارزیابی مهم از حمایتهای ارائه شده باشد .(18)
آموزش کارآمدی در روان درمانی نیاز به سرسختی ، استحکام و ریشه های حرفه ای محکم در کنار تحصیلات دانشجویان / کارآموزان دارد. این ویژگی ها در برخورد با نگرش های انتقادی حاوی ستیگما ، مفاهیم کلیشه ای و تفکرهای پیش داوری مفید خواهد بود. مانند خود فرایند روان درمانی ، آموزش روان درمانی یک مبارزه مستمر علیه قطب سازی است که توسط مخالفان شناخته و ناشناخته به وجود آمده است. (2،6،19) چشم انداز پژوهش مداوم با الهام از اهداف مبتنی بر شواهد evidanced based ، باید تمام مراحل این آموزش را تغذیه کند. (20-22)
📍نتیجه گیری Conclusions
نزدیک به شش دهه ، جهان روانپزشکی در انتظار پیشرفت های بالینی مفید از تحقیقات ژنتیکی ، مولکولی و تصویربرداری عصبی است. با وجود پیشرفت های جالب و امیدوار کننده ، مواد بسیار کمی که به طور مستقیم برای درک بالینی یا مدیریت بیشتر اختلالات قابل اجرا است ، پدید آمده اند. در عوض ، نوعی نظریه پردازی بیولوژیکی "فارماکوسنتریک" از تلاش هایی برای تعریف فارماکودینامیک داروهای روانگردان حاصل شده است ، با موفقیت محدود در تلاش برای شناسایی مسیرهای پاتوفیزیولوژیکی یا اتیولوژیکی اختلالات روانپزشکی. (23-25)
امداد و نجات یکی از مؤلفه های اساسی حرفه ای روانشناختی ، آموزش و کار بالینی ضروری است. روانپزشکان در آموزش ، در صورت نداشتن آموزه های اساسی روان درمانی ، در دستیابی به مهارتها و ارزشهای اساسی بالینی دچار ضعف خواهند شد. این مهارت ها شامل توانایی گوش دادن ، تفکر و احساس همه هدایت شده توسط کنجکاوی واقعی و عینیت بالغ است .(26) اتحاد مهارت ها در درمان بیش از فقط یک ارتباط همدلی است: این یک فرایند یادگیری یکپارچه در مورد ذات انسان ها است که فراتر از نسخه پیچی هست. نوآوری ها ، به امید بررسی دقیق بالینی ، و شرکت در تحقیقات مشترک راه حلهای متمایز برای مشکلات پیچیده. همچنین ، امکان تشویق کردن بیماران و خانواده ها در یک فرآیند همکاری سازنده ، یک مؤلفه ارزشمند و ارزیابی جامع در مراقبت های بالینی میباشد.
آموزش روان درمانی نه تنها مستلزم تکنیک های درمانی است بلکه امکان درک عمیق تر از اصول رفتاری ، یک فرایند تشخیصی به خوبی درک شده و حتی بینش وسیعتر در پاسخ به بیمار را فراهم می کند. خطر جدی این است که روان پزشکی محروم از روان درمانی یا عموماً روانشناختی تحت تأثیر علوم دیگر ، می تواند به یک فعالیت ناعادلانه ناقص ، استریل ، فشار دارو پیچی ، تکنوئید-روباتیک تبدیل شود - به دنیای شجاعی جدید از مداخلات مکانیکی که به سرعت تکثیر می شوند و به باندی که به سرعت سود خود را افزایش می دهد.(27،28) علاوه بر این ، چنین روندهایی می تواند برای روانپزشک بسیار تحقیرآمیز باشد و ممکن است به نارضایتی حرفه ای و فرسودگی زودرس کمک کند.
ادامه دارد...
@thinkpluswithus Dr. Setudegan
2/4
این می تواند یک لحظه مهم تاریخی در رشته ما باشد. اگر وضعیت رو به زوال تدریس روان درمانی در برخی مراکز دانشگاهی حاکم باشد ، روانپزشکان می توانند در قالب جدیدی که آماده نیستند برای برآوردن نیازهای انسانی از همدلی ، پشتیبانی و تفاهم ، به تکنسینهایی کاهش پیدا کنند .(30)
راه حل ممکن است از علاقه دلگرم کننده و مداوم بیشتر کارآموزان ناشی شود. کسانی که روان درمانی را بیشتر بازتابی از ادغام دانش و مؤلفه مهم هویت حرفه ای و عملکرد آینده خود می پندارند .(6 ، 20،31) این نتیجه به یک عمل پایدار از مراکز دانشگاهی و سازمان های حرفه ای برای کشف نوآوری های درسی ، مطالعات ، بحث ها ، و نشان دادن مزایای مدیریت هماهنگ پیشرفتهای علمی امروز و ملزومات ماندگار تعاملات واقعاً انسانی نیاز مبرم دارد.
دکتر آلارکان استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی کلینیک مایو ، روچستر است. و کرسی افتخاری ، دانشگاه لیما در پرو میباشد.
دکتر کریگ عضو سابق انجمن روانپزشکی آمریکا ، کمیته راهنمایی عملکرد بالینی ، واشنگتن دی سی است.
دکتر فیتز عضو سابق دانشکده دانشکده پزشکی دانشگاه تولان ، دپ. روانپزشکی در نیواورلئان. دکتر بالدهارینی استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و مدیر سابق تحقیقات بیمارستان مک لان ، بوستون است.
منابع:
1. Griffith JL. Neuroscience and Humanistic Psychiatry: a residency curriculum. Acad Psychiatry. 2014;38:177-184.
2. Saperson K. Psychiatry Residency Education in Canada: Past, Present and Future. Acad Psychiatry. 2013;37:238-242.
3. Truong A, Wu P, Diez-Barroso R, Coverdale J. What is the efficacy of teaching Psychotherapy to psychiatry residents and medical students?. Acad Psychiatry. 2015;39:575-579.
4. Zisook S, McQuaid, JR, Sciolla A, et al. Psychiatric residents’ interest in psychotherapy and training stage: a multi-site survey. Am J Psychother. 2011;65:47-59.
5. Kovach JG, Dubin WR, Combs CJ. Psychotherapy training: Residents’ perceptions and experiences. Acad Psychiatry. 2015;39:567-574.
6. Lanouette NM, Calabrese C, Sciolla AF, et al. Do psychiatry residents identify as psychotherapists? A multisite survey. Ann Clin Psychiatry. 2011;23:30-39.
7. Kay J, Myers MF. Current state of psychotherapy training: preparing for the future. Psychodyn Psychiatry. 2014;42:557-573.
8. Alarcón RD. Science and Humanism in Contemporary American Psychiatry. 4th. Jerome Frank Lecture, Department of Psychiatry and Behavioral Sciences, Johns Hopkins University School of Medicine. Baltimore, MD, April 7, 2015.
9. Whitehorn JC. Education for Uncertainty. Persp Biol Med. 1963;7:118-123.
10. Ardito RB, Rabellino D. Therapeutic alliance and outcome of psychotherapy: Historical excursus, measurements and prospects for research. Front Psychol. 2011;2: 270-274.
11. Horvath AO, Del RAC, Fluckiger C, Symonds D. Alliance in individual psychotherapy. Psychotherapy. 2011;48:9-16.
12. Katzman J, Abbass A, Coughlin P, Arosa S. Building connections through teletechnologies to augment resident training in psychodynamic psychotherapy. Acad Psychiatry. 2015;39:110-113.
13. Cardoso Zoppe EH, Schoueri P, Castro M, Neto FL. Teaching psychodynamics to psychiatric residents through psychiatric outpatient interviews. Acad Psychiatry. 2009; 33:51-55.
14. Schmidt LM, Foli-Andersen NJ. Psychotherapy and Cognitive Behavioral Therapy supervision in Danish Psychiatry: Training the next generation of psychiatrists. Acad Psychiatry. 2017;41:4-9. doi: 10.1007/s40596-015-0442-6.
@thinkpluswithus Dr. Setudegan
3/4
راه حل ممکن است از علاقه دلگرم کننده و مداوم بیشتر کارآموزان ناشی شود. کسانی که روان درمانی را بیشتر بازتابی از ادغام دانش و مؤلفه مهم هویت حرفه ای و عملکرد آینده خود می پندارند .(6 ، 20،31) این نتیجه به یک عمل پایدار از مراکز دانشگاهی و سازمان های حرفه ای برای کشف نوآوری های درسی ، مطالعات ، بحث ها ، و نشان دادن مزایای مدیریت هماهنگ پیشرفتهای علمی امروز و ملزومات ماندگار تعاملات واقعاً انسانی نیاز مبرم دارد.
دکتر آلارکان استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی کلینیک مایو ، روچستر است. و کرسی افتخاری ، دانشگاه لیما در پرو میباشد.
دکتر کریگ عضو سابق انجمن روانپزشکی آمریکا ، کمیته راهنمایی عملکرد بالینی ، واشنگتن دی سی است.
دکتر فیتز عضو سابق دانشکده دانشکده پزشکی دانشگاه تولان ، دپ. روانپزشکی در نیواورلئان. دکتر بالدهارینی استاد برجسته روانپزشکی ، دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و مدیر سابق تحقیقات بیمارستان مک لان ، بوستون است.
منابع:
1. Griffith JL. Neuroscience and Humanistic Psychiatry: a residency curriculum. Acad Psychiatry. 2014;38:177-184.
2. Saperson K. Psychiatry Residency Education in Canada: Past, Present and Future. Acad Psychiatry. 2013;37:238-242.
3. Truong A, Wu P, Diez-Barroso R, Coverdale J. What is the efficacy of teaching Psychotherapy to psychiatry residents and medical students?. Acad Psychiatry. 2015;39:575-579.
4. Zisook S, McQuaid, JR, Sciolla A, et al. Psychiatric residents’ interest in psychotherapy and training stage: a multi-site survey. Am J Psychother. 2011;65:47-59.
5. Kovach JG, Dubin WR, Combs CJ. Psychotherapy training: Residents’ perceptions and experiences. Acad Psychiatry. 2015;39:567-574.
6. Lanouette NM, Calabrese C, Sciolla AF, et al. Do psychiatry residents identify as psychotherapists? A multisite survey. Ann Clin Psychiatry. 2011;23:30-39.
7. Kay J, Myers MF. Current state of psychotherapy training: preparing for the future. Psychodyn Psychiatry. 2014;42:557-573.
8. Alarcón RD. Science and Humanism in Contemporary American Psychiatry. 4th. Jerome Frank Lecture, Department of Psychiatry and Behavioral Sciences, Johns Hopkins University School of Medicine. Baltimore, MD, April 7, 2015.
9. Whitehorn JC. Education for Uncertainty. Persp Biol Med. 1963;7:118-123.
10. Ardito RB, Rabellino D. Therapeutic alliance and outcome of psychotherapy: Historical excursus, measurements and prospects for research. Front Psychol. 2011;2: 270-274.
11. Horvath AO, Del RAC, Fluckiger C, Symonds D. Alliance in individual psychotherapy. Psychotherapy. 2011;48:9-16.
12. Katzman J, Abbass A, Coughlin P, Arosa S. Building connections through teletechnologies to augment resident training in psychodynamic psychotherapy. Acad Psychiatry. 2015;39:110-113.
13. Cardoso Zoppe EH, Schoueri P, Castro M, Neto FL. Teaching psychodynamics to psychiatric residents through psychiatric outpatient interviews. Acad Psychiatry. 2009; 33:51-55.
14. Schmidt LM, Foli-Andersen NJ. Psychotherapy and Cognitive Behavioral Therapy supervision in Danish Psychiatry: Training the next generation of psychiatrists. Acad Psychiatry. 2017;41:4-9. doi: 10.1007/s40596-015-0442-6.
@thinkpluswithus Dr. Setudegan
3/4
15. American Psychiatric Association. Dissemination of Integrated Care within Adult Primary Care Settings. The Collaborative Model. Report 2016.
16. Manring J, Greenberg RP, Gregory R, Gallinger L. Learning psychotherapy in the digital age. Psychotherapy (Chic.). 2011; 48:119-126. doi: 10.1037/a0022185.
17. Yager J, Bienenfeld D. How competent are we to assess psychotherapeutic competence in psychiatric residents?. Acad Psychiatry. 2003;27:174-181.
18. Calabrese C, Sciolla A, Zisook S, Bitner R, Tuttle J, Dunn LB. Psychiatric residents’ view of quality of psychotherapy training and psychotherapy competencies: a multisite survey. Acad Psychiatry. 2010;34:13-20.
19. Gajic T, Stamatovic-Gajic B, Lopicic Z. Psychodynamic psychotherapy in psychiatry: the missing link? Psychiatry Danube. 2012;24:Suppl. 3:5361-5366.
20. Weerasekera P, Manring J, Lynn DJ. Psychotherapy training for residents: reconciling requirements with evidence-based, competency-focused practice. Acad Psychiatry. 2010; 34:5-12.
21. Kamholz BW, Lawrence AE, Liverant GI, et al. Results from the field: Development and evaluation of a psychiatry residency training rotation in Cognitive-Behavioral Therapies. Acad Psychiatry. 2017;41:720-726.
22. Ravitz P, Berkhout S, Lawson A, et al. Integrating evidence supported psychotherapy principles in Mental health Case Management: A capacity-building pilot. Can J Psychiatry. 2019;64:855-862.
23. Healy D. Pharmageddon. Berkeley, CA: University of California Press, 2012.
24. Baldessarini RJ. The impact of psychopharmacology on contemporary psychiatry. Can J Psychiatry. 2014;59:401-405.
25. Baldessarini RJ. Chemotherapy in Psychiatry. 3rd Ed. New York: Springer Press, 2013.
26. Vásquez GH. The impact of Psychopharmacology in contemporary Clinical Psychiatry. Can J Psychiatry. 2014;59:412-416.
27. Hoff P. On reification of mental illness: Historical and conceptual issues from Emil Kraepelin and Eugen Bleuler to DSM-5 (Chapter 14). In: Kendler KS, Parnas J, Ed. Philosophical Issues in Psychiatry IV.. Oxford, UK: Oxford University Press, 2017.
28. Eisenberg L. Mindlessness and Brainlessness in Psychiatry. Brit J Psychiatry, 1986;148:497-508.
29. Gardner RL, Cooper E, Haskell J, et al. Physician stress and burnout: the impact of health information technology. J Am Med Inform Assoc. 2019;26:106-114.
30. Montori V. Why We Revolt. A patient revolution for careful and kind care. Rochester, MN: The Patient Revolution, 2017.
31. Kleinman AM. Patients and Healers in the Context of Culture. Berkeley, CA: University of California Press, 1980.
Related Articles
The Coercive Cycle: A School to Prison Pipeline?Angela L. Walden, PhD 25 March 2020
A Lifetime of LearningJohn J. Miller, MD 19 February 2020
Reading Linehan in the Age of Critical PsychiatryAwais Aftab, MD 11 February 2020
@thinkpluswithus Dr. Setudegan
4/4
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆یکی از کتابهای خوب و مرجع بنام "توضیح عقل سلیم" از دکتر جی کارتر محقق کانادایی که روی بیشتز از 6000 افراد بای پولار رو یا دوقطبی کار کرده.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆یکی از کتابهای خوب و مرجع دیگر بنام "دوقطبی: اِلمانهای اختلال دوقطبی" از دکتر جی کارتر محقق کانادایی که روی بیشتز از 6000 افراد بای پولار رو یا دوقطبی کار کرده.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر کارتر بعد از اینهمه تجربی کاری و دایاگنوز روی 6000 بیمارهای دوقطبی میگن:
"There is no absolut. It is allways a guess!"
هیچ چیزی مطلق نیست و همیشه یک گمان (علمی) هست.
ستودگان
@thinkpluswithus
"There is no absolut. It is allways a guess!"
هیچ چیزی مطلق نیست و همیشه یک گمان (علمی) هست.
ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍جمع اوری نکاتی در باره اختلال دو قطبی
Bipolar Disorder (BPD) قسمت اول
▫️ بایپولار BP یا دو قطبی یک بیماری ژنتیکی ناشی از اختلال شیمیایی در مغز هست و بیشتر یک اختلال فیزیکی هست تا یک اختلال روانی.
▪️بای پولار یک طیف وسیع داره به این معنی که از بای پولار سافت soft BP دوقطبی کم اثر که زندگی معمولی دارند تا hard BP دوقطبی هایی که نیاز به مراقبت ویژه دارند.
▫️ دکتر کارتر میگن که همه ما به اندازه ای دو قطبی هستیم و رخداد اون بستگی به محیط و روابط (سیستم) ما داره.
▪️تغییر دوره ای و نوسانات خلقی مثل افسردگی (دیپرِشن) با درجات متفاوت و شیدایی (مانیک) از علایم مهم BP هستند.
▫️متاسفانه BP با شرم, برچسب های غیر معقول, مخفی نگهداشتن ان از طرف خانواده, عدم حمایت کافی, انگ زدن بر افراد با اختلال دوقطبی فشار زیادی وارد میکنه.
▪️پزشکان معتقدند که دوقطبی یک بیماری فیزیکی هست ولی چون عواقب ان مثل نوسانات خلقی, تاثیر در منطق و استدلال و تصمیم گیریها یا قضاوت موقعیت های مهم رو مختل میکنه, در ردیف بیماریهای روانی در DSM5 قرار گرفته.
▫️اختلال دوقطبی بخاطر تغییر میزان نمک لتیوم در بدن اتفاق میفته و به همین جهت علت اول ان جسمی تلقی میشه. کاهش نمک لتیوم بدن رو توکسیک میکنه و سیستم هورمونی رو تحت تاثیر قرار میده و عواقب عاطفی به همراه خواهد داشت.
▪️یک فرد BP میتونه بر اساس تست های روانشناسی کاملا سالم نشون داده بشه ولی بر اثر یک شوک یا تروما میتونه دوره های اختلالی افسردگی و شیدایی بروز کنند.
▫️بعد از وقایع PTSD (پس-ضربه های شدید عاطفی بعد از ضربه های هولناک), جنگ, مهاجرت, تجاوزهای جنسی, زندان و بیخوابی, شکنجه, خانواده و سیستم ناارام میتونن علل بروز اختلال دوقطبی بشن اگر پیش زمینه ارثی فراهم باشه.
▪️افراد دوقطبی بیمار روانی نیستند, مجنون نیستند, دیوانه نیستند بلکه مواردی مانند نوسانات و تغییرات شیمیایی و هورمونی در بدن میتونه روی خلق تاثیر بزاره و در نتیجه بروی تصمیمات منطقی و قضاوتهای موقتی تاثیر گذار میشه و اختلالات شناختی بوجود میاره.
▫️افراد دو قطبی میبایست و باید و حتما خواب منظم داشته باشند. بی خوابی و کم خوابی میتونه تا حد Delirium (روان اشفتگی) و هذیان گویی (delusional) پیش بره.
▪️در افراد BP کارکرد مغز جلوی پیشانی یا لایه پری فرونتال کورتکس در حالات شیدایی و افسردگی دچار اختلال در کار میشه و این به علت عدم فعالیت گیرنده های سروتونین که منجر به کاهش سرتونین و ترشح بالای هورمون نورادرنالین یا نوراپینفرین میشه.
▫️عده زیادی از افراد دوقطبی به مواد مخدر و الکل و همچنین قمار روی میارن (رفتار اعتیادی: خود ارامی و یا عدم قدرت تشخیص در شیدایی یا دپرشن). رقم بالایی در زندانها افراد دو قطبی هستند, چرا که در شیدایی دست به کارهای غیر منطقی و غیر اخلاقی میزنند. در دوره شیدایی تجاوزات جنسی بیشتر از معمول اتفاق میفته چون عملکرد اخلاقی و قضاوت صحیح که قسمت کورتکس فرونتال مغز مسیول هست, مختل میشه و ریسک پذیری بالا میره. همانطور که اقدام به خودکشی در دوره افسردگی در مردان بسیار جدی تر بالاست.
▪️جی کارتر و دیگران معتقدند که BP مداوا نداره. بلکه مدارا داره و باید همیشه تا پایان عمر دارو مصرف بشه.
▫️مهمترین نکته در درمان BP مدیریت داروهاست (MM)
Medication Management
چرا که این داروها نوسانات خلقی تحت تاثیر بیوشیمی بدن رو تثبیت یا stablization پایدارسازی میکنند و لایه پیشین مغزی نه وظایف اصلی خودش رو انجام میده.
▪️ یکی از طبیعت های BP حساس شدن شدید و گیر دادن به یک موضوع (تقریبا وسواسی) تا حدی که سیستم رو کلافه کنه.
▫️دکتر کارتر میگن; بعد از دایاگنوز 6000 افراد دوقطبی تقریبا در همه نقش ژنتیک (family history) مشخص بود.
▪️بهترین راه تشخیص BP یک second opinion نظر دوم هست و تشخیص افتراقی.
دکتر کارتر میگه که 60 درصد افراد BP در امریکا به اشتباه بجای افسردگی ماژور و دیگر افسردگیها دایاگنوز شدن. یکی از اثرات دارویی برای تشخیص اشتباه افسردگی بجای BP میتونه داروهای ضدافسردگی دوره های شیدایی رو شدید تر کنه و مشکل ساز بشه. به همین جهت اکثرا پی به اشتباه در دایاگنوز خودشون میبرن. افراد BP در واقع میتونن خودشون توضیحات بهتری برای نوسانات خلق خودشون بدن که باعث دایاگنوز درست بشه.
▫️مهم: چون پری فرونتال کورتکس مغز ما اخرین قسمت از مغز هست که رشد میکنه و این قسمت تاثیر بسزایی در تشخیص عوامل BPd داره, به همین دلیل تشخیص دوقطبی تا 18 سالگی پیشنهاد نمیشه.
▪️دو قطبی شباهت فراوان به ADHD داره و به همین جهت در دایاگنوزها مهم هست که ADHD در بزرگسالان با دوقطبی اشتباه دایاگنوز نشه.
ادامه دارد...
تهیه از منابع متفاوت: ستودگان
@thinkpluswithus
Bipolar Disorder (BPD) قسمت اول
▫️ بایپولار BP یا دو قطبی یک بیماری ژنتیکی ناشی از اختلال شیمیایی در مغز هست و بیشتر یک اختلال فیزیکی هست تا یک اختلال روانی.
▪️بای پولار یک طیف وسیع داره به این معنی که از بای پولار سافت soft BP دوقطبی کم اثر که زندگی معمولی دارند تا hard BP دوقطبی هایی که نیاز به مراقبت ویژه دارند.
▫️ دکتر کارتر میگن که همه ما به اندازه ای دو قطبی هستیم و رخداد اون بستگی به محیط و روابط (سیستم) ما داره.
▪️تغییر دوره ای و نوسانات خلقی مثل افسردگی (دیپرِشن) با درجات متفاوت و شیدایی (مانیک) از علایم مهم BP هستند.
▫️متاسفانه BP با شرم, برچسب های غیر معقول, مخفی نگهداشتن ان از طرف خانواده, عدم حمایت کافی, انگ زدن بر افراد با اختلال دوقطبی فشار زیادی وارد میکنه.
▪️پزشکان معتقدند که دوقطبی یک بیماری فیزیکی هست ولی چون عواقب ان مثل نوسانات خلقی, تاثیر در منطق و استدلال و تصمیم گیریها یا قضاوت موقعیت های مهم رو مختل میکنه, در ردیف بیماریهای روانی در DSM5 قرار گرفته.
▫️اختلال دوقطبی بخاطر تغییر میزان نمک لتیوم در بدن اتفاق میفته و به همین جهت علت اول ان جسمی تلقی میشه. کاهش نمک لتیوم بدن رو توکسیک میکنه و سیستم هورمونی رو تحت تاثیر قرار میده و عواقب عاطفی به همراه خواهد داشت.
▪️یک فرد BP میتونه بر اساس تست های روانشناسی کاملا سالم نشون داده بشه ولی بر اثر یک شوک یا تروما میتونه دوره های اختلالی افسردگی و شیدایی بروز کنند.
▫️بعد از وقایع PTSD (پس-ضربه های شدید عاطفی بعد از ضربه های هولناک), جنگ, مهاجرت, تجاوزهای جنسی, زندان و بیخوابی, شکنجه, خانواده و سیستم ناارام میتونن علل بروز اختلال دوقطبی بشن اگر پیش زمینه ارثی فراهم باشه.
▪️افراد دوقطبی بیمار روانی نیستند, مجنون نیستند, دیوانه نیستند بلکه مواردی مانند نوسانات و تغییرات شیمیایی و هورمونی در بدن میتونه روی خلق تاثیر بزاره و در نتیجه بروی تصمیمات منطقی و قضاوتهای موقتی تاثیر گذار میشه و اختلالات شناختی بوجود میاره.
▫️افراد دو قطبی میبایست و باید و حتما خواب منظم داشته باشند. بی خوابی و کم خوابی میتونه تا حد Delirium (روان اشفتگی) و هذیان گویی (delusional) پیش بره.
▪️در افراد BP کارکرد مغز جلوی پیشانی یا لایه پری فرونتال کورتکس در حالات شیدایی و افسردگی دچار اختلال در کار میشه و این به علت عدم فعالیت گیرنده های سروتونین که منجر به کاهش سرتونین و ترشح بالای هورمون نورادرنالین یا نوراپینفرین میشه.
▫️عده زیادی از افراد دوقطبی به مواد مخدر و الکل و همچنین قمار روی میارن (رفتار اعتیادی: خود ارامی و یا عدم قدرت تشخیص در شیدایی یا دپرشن). رقم بالایی در زندانها افراد دو قطبی هستند, چرا که در شیدایی دست به کارهای غیر منطقی و غیر اخلاقی میزنند. در دوره شیدایی تجاوزات جنسی بیشتر از معمول اتفاق میفته چون عملکرد اخلاقی و قضاوت صحیح که قسمت کورتکس فرونتال مغز مسیول هست, مختل میشه و ریسک پذیری بالا میره. همانطور که اقدام به خودکشی در دوره افسردگی در مردان بسیار جدی تر بالاست.
▪️جی کارتر و دیگران معتقدند که BP مداوا نداره. بلکه مدارا داره و باید همیشه تا پایان عمر دارو مصرف بشه.
▫️مهمترین نکته در درمان BP مدیریت داروهاست (MM)
Medication Management
چرا که این داروها نوسانات خلقی تحت تاثیر بیوشیمی بدن رو تثبیت یا stablization پایدارسازی میکنند و لایه پیشین مغزی نه وظایف اصلی خودش رو انجام میده.
▪️ یکی از طبیعت های BP حساس شدن شدید و گیر دادن به یک موضوع (تقریبا وسواسی) تا حدی که سیستم رو کلافه کنه.
▫️دکتر کارتر میگن; بعد از دایاگنوز 6000 افراد دوقطبی تقریبا در همه نقش ژنتیک (family history) مشخص بود.
▪️بهترین راه تشخیص BP یک second opinion نظر دوم هست و تشخیص افتراقی.
دکتر کارتر میگه که 60 درصد افراد BP در امریکا به اشتباه بجای افسردگی ماژور و دیگر افسردگیها دایاگنوز شدن. یکی از اثرات دارویی برای تشخیص اشتباه افسردگی بجای BP میتونه داروهای ضدافسردگی دوره های شیدایی رو شدید تر کنه و مشکل ساز بشه. به همین جهت اکثرا پی به اشتباه در دایاگنوز خودشون میبرن. افراد BP در واقع میتونن خودشون توضیحات بهتری برای نوسانات خلق خودشون بدن که باعث دایاگنوز درست بشه.
▫️مهم: چون پری فرونتال کورتکس مغز ما اخرین قسمت از مغز هست که رشد میکنه و این قسمت تاثیر بسزایی در تشخیص عوامل BPd داره, به همین دلیل تشخیص دوقطبی تا 18 سالگی پیشنهاد نمیشه.
▪️دو قطبی شباهت فراوان به ADHD داره و به همین جهت در دایاگنوزها مهم هست که ADHD در بزرگسالان با دوقطبی اشتباه دایاگنوز نشه.
ادامه دارد...
تهیه از منابع متفاوت: ستودگان
@thinkpluswithus
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 نکات کمکی برای درک افراد با اختلال دوقطبی
(قسمت دوم)
🔺 دوقطبی جنون نیست, اختلال روانی نیست بلکه یک اختلال جسمانی فیزیولوژیک هست که نوسانات خلقی به همراه داره.
🔺 شرم اور نیست. برای خود و خانواده ننگ نیست.
🔺 پنهان کاری فشار بروی افراد BP رو بیشتر میکنه و این سبب سترس میشه و چرخه معیوب.
🔺 زمینه ژنتیکی و موروثی BP رو نادیده نگیریم.
🔺 مهم: BPD مداوای دارویی نداره بلکه مدارای دارویی داره
🔺 درک و حمایت از افراد BP میتونه نیمی از مشکلات رو حل کنه.
ادامه دارد....
@thinkpluswithus Setudegan
(قسمت دوم)
🔺 دوقطبی جنون نیست, اختلال روانی نیست بلکه یک اختلال جسمانی فیزیولوژیک هست که نوسانات خلقی به همراه داره.
🔺 شرم اور نیست. برای خود و خانواده ننگ نیست.
🔺 پنهان کاری فشار بروی افراد BP رو بیشتر میکنه و این سبب سترس میشه و چرخه معیوب.
🔺 زمینه ژنتیکی و موروثی BP رو نادیده نگیریم.
🔺 مهم: BPD مداوای دارویی نداره بلکه مدارای دارویی داره
🔺 درک و حمایت از افراد BP میتونه نیمی از مشکلات رو حل کنه.
ادامه دارد....
@thinkpluswithus Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شکل 1 : پروسه شکل گیری اختلال دوقطبی
مربوط به مقاله بالا
ستودگان: {توضیح} البته در دایره اول کودک سالم حتما یک پریپوزیشن ژنتیکی داره.
@thinkpluswithus
مربوط به مقاله بالا
ستودگان: {توضیح} البته در دایره اول کودک سالم حتما یک پریپوزیشن ژنتیکی داره.
@thinkpluswithus
📣📣📣📣📣
دوستان امشب ساعت 10 به وقت ایران تلویزیون ایران اینترناشنال برنامه زنده مصاحبه دارم.
دوستان امشب ساعت 10 به وقت ایران تلویزیون ایران اینترناشنال برنامه زنده مصاحبه دارم.
Forwarded from 🤎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#بماند_ به _يادگار
#كرونا_ويروس
دكتر موريس ستودگان عزيز
هميشه از شما ياد گرفتيم
و ياد كرديم
سپاسگزارم از تمامی مهر شما در این سالهای اشنایی. زنده باشيد و مثل هميشه بدرخشيدمهرتان مانا🌸🌸🌸🌸💫💫💫
#كرونا_ويروس
دكتر موريس ستودگان عزيز
هميشه از شما ياد گرفتيم
و ياد كرديم
سپاسگزارم از تمامی مهر شما در این سالهای اشنایی. زنده باشيد و مثل هميشه بدرخشيدمهرتان مانا🌸🌸🌸🌸💫💫💫
چگونه افکار وسواسی پدید می آیند؟
🔺 چگونه افراد وسواسی فکر می کنند. تصویر اول
من می تونم الان چاقو را از آنجا بگیرم و در سینه این مرد فروکنم. همینطوری. وای، من چرا این فکر سراغم اومد ؟! مرد بیچاره با من کاری نکرد، چطور می تونم اینطوری فکر کنم؟ اگر واقعاً انجام بدم چی میشه؟ من دیوانه ام؟ کدوم ادم سالم اینطوری فکر می کنه ؟! چرا من به چیزهای اینطوری اصلا فکر می کنم, من مریضم؟ من اگر مردم می دانستند که چه طور فکر می کنم, حتما منو زندانی میکردن. حق دارن احساس خطر کنن. هیچ فرد عادی ذهنی اینطور نداره یکی دیگرو با چاقو زدن بکشه, بی دلیل، من هرگز نباید ، هرگز به چیزی شبیه این فکر نکنم. چاقوی چاقو چاقو ... وای خدا ، من کاملا دیوانه ام ...!
🔺چطور افراد بدون وسواس فکر می کنند؟ تصویر دوم
من می تونم الان چاقو را از آنجا بگیرم و تو قفسه سینه این مرد فرو کنم. همینطوری! ژاکت زشتش هم ایزور از بین میره. گاش ، هنوز چیزی مثل این ژاکت ساخته میشه؟ یا مد جدیده که من کلا متوجه اش نشدم.؟ به هر جالب نیست! پفف! ولی من فوراً دوباره به ژاکت جدید احتیاج دارم. شاید فردا برای خرید به شهر برم. اما همیشه پارکینگ های اون قسمت پر هستند. اتوبوس را ترجیح می دم؟ آیا بلیطم هنوز معتبره ؟ امروز چندم ماه اذر هست اصلا؟ ای بابا 19 سه روز هم ازش گذشته...
@thinkpluswithus dr.setudegan
🔺 چگونه افراد وسواسی فکر می کنند. تصویر اول
من می تونم الان چاقو را از آنجا بگیرم و در سینه این مرد فروکنم. همینطوری. وای، من چرا این فکر سراغم اومد ؟! مرد بیچاره با من کاری نکرد، چطور می تونم اینطوری فکر کنم؟ اگر واقعاً انجام بدم چی میشه؟ من دیوانه ام؟ کدوم ادم سالم اینطوری فکر می کنه ؟! چرا من به چیزهای اینطوری اصلا فکر می کنم, من مریضم؟ من اگر مردم می دانستند که چه طور فکر می کنم, حتما منو زندانی میکردن. حق دارن احساس خطر کنن. هیچ فرد عادی ذهنی اینطور نداره یکی دیگرو با چاقو زدن بکشه, بی دلیل، من هرگز نباید ، هرگز به چیزی شبیه این فکر نکنم. چاقوی چاقو چاقو ... وای خدا ، من کاملا دیوانه ام ...!
🔺چطور افراد بدون وسواس فکر می کنند؟ تصویر دوم
من می تونم الان چاقو را از آنجا بگیرم و تو قفسه سینه این مرد فرو کنم. همینطوری! ژاکت زشتش هم ایزور از بین میره. گاش ، هنوز چیزی مثل این ژاکت ساخته میشه؟ یا مد جدیده که من کلا متوجه اش نشدم.؟ به هر جالب نیست! پفف! ولی من فوراً دوباره به ژاکت جدید احتیاج دارم. شاید فردا برای خرید به شهر برم. اما همیشه پارکینگ های اون قسمت پر هستند. اتوبوس را ترجیح می دم؟ آیا بلیطم هنوز معتبره ؟ امروز چندم ماه اذر هست اصلا؟ ای بابا 19 سه روز هم ازش گذشته...
@thinkpluswithus dr.setudegan
📍تحقیق جالب در مورد طبقه بندی افکار
دکتر روانشناس جاناتان آبراموویتز در کتاب خود (2009)* ، از تحقیقی خبر داد که در آن به متخصصین با تجربه در روانشناسی لیستی ارائه شد که حاوی تعداد زیادی از افکار ترسناک ، مسخره ، دیوانه وار ، خشن ، جنسی یا سایر افکار ناخواسته بود. درمانگران باید ارزیابی میکردند که کدام تفکرات یک فرد سالم و کدام تفکرات افراد با OCD وسواسی است.
نتیجه جالب تحقیق اینجاست که درمانگران نتوانستند افکار بیمار یا سالم را به درستی طبقه بندی کنند.
بسیاری از افراد سالم افکاری دارند که آنها را افکار وسواسی تلقی میکنند. برخلاف افراد وسواس ، افراد سالم هنگام بروز چنین افکار ممکن است مختصراً تحریک شوند. با این حال ، آنها برای مدت طولانی از آن رنج نمی برند. اندیشه ها دوباره ظهور میکنند و ناپدید می شوند ، مانند بسیاری از افکار دیگر که معمولاً در طول روز به آنها فکر می کنیم و دوباره ناپدید میشوند.
📚*Getting over OCD. 10-step workbook for taking back your life.
@thinkpluswithus dr.setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 خطوط ناخوداگاه و نقاشی های مان در باره ما چه میگویند؟ نقاشی پنجره ای به سوی ناخوداگاه و تشخیص شخصیت.
تفسیر نقاشی کودکان و بزرگسالان
@thinkpluswithus dr.setudegan
تفسیر نقاشی کودکان و بزرگسالان
@thinkpluswithus dr.setudegan
📍 نکات کمکی برای درک افراد با اختلال دوقطبی BD با شاخص های اماری(3)
🔺بنا به امارهای جدید حدودا 6 تا 7% کل جمعیت جهان دارای اختلال دوقطبی در طیف گسترده ان هستند که 2.9% ان مربوط به زنان در USA میشود.
🔺17 تا 25% این افراد دارای BD پیش زمینه ژنتیکی دارند
🔺در زنان دوره افسردگی طولانی شایع تر از مردان است. Depression Episode
🔺در مردان دوره شیدایی بیشتر و طولانی تر است. Manic Episode
🔺همزیستی دو اختلال روانی comorbidity در مردها BD با مصرف مواد مخدر بیشتر از زنان مشاهده میشود (که میتواند به طول شیدایی و ریسک پذیری در ان مرتبط باشد). که از سوی دیگر توضیحی برای مصرف کم زنان بخاطر دوره های بلند افسردگی میباشد.
🔺در زندانها مردان و زنان دوقطبی نسبت به اختلالهای دیگر بیشتر مشاهده میشوند و مردان مجرم بیشتر از زنان در زندانها محبوسند. یکی از علل ان میتواند فعالیت های جنسی در دوران شیدایی مردان باشد که منجر به سو استفاده های جنسی و تجاوزها میشود. و دیگری استفاده و فروش مواد مخدر به خاطر ریسک پذیری و عدم قضاوت صحیح در دوران شیدایی میباشد.
🔺شیوع دوقطبی در زنان و مردان یکسان و معمولا از نوجوانی تا اوایل دهه سی زندگی نمایانگر میشود.
🔺بیشترین جمعیتی که نادیده گرفته میشوند دانشجویان هستند که بر اثر سترس بالا در دوران تحصیلی اختلال دوقطبی بروز خواهد کرد. نگرانی مالی, فشار تحصیل, روابط عاطفی در دوره تحصیلی و رقابت در دانشگاه میتوانند عوامل سترس زا و بروز BD شده که دانشجویان دچار دوره های افسردگی میشوند. این دوره ها به اشتباه تنها افسردگی تشخیص داده شده و با داروهای ضد افسردگی SSRI (افزایش دهنده سرتونین) میتواند موقعیت افراد دو قطبی را در دوران شیدایی انها افزایش داده و موجب خطرات جدی شود.
🔺 زنان و مردان درارای BD به یک اندازه دست به خودکشی زده اما مردان از متدهای کشنده تر استفاده میکنند و زنان معمولا با قرص.
🔺 در دوقطبی از نوع دوم شیدایی خفیف تر میباشد یعنی تا چهار روز به طول میانجامد که در دوقطبی از نوع اول حدودا یک هفته به طول میانجامد. در زنان شیدایی در BDII کاهش یافته تر است.
در اینجا از واژه Mixed Episode استفاده میکنیم که ترکیبی از شیدایی و افسردگی میباشد که جهش های سریع نوسانات خلقی شکل گرفته که در زنان بیشتر از مردان است.
🔺 در کل اوج احساس شیدایی در مردان بیشتر از زنان میباشد و عمق دوره افسردگی در زنان بیشتر از مردان میباشد.
منابع: متفاوت از
👉 Health Line
👉Psycholgy Today
👉NCBI: Gender differences in bipolar disorder type I and II
👉Bipolar Disorder Prevalence: A Systematic Review and Meta-Analysis of the Literature
@thinkpluswithus setudegan
🔺بنا به امارهای جدید حدودا 6 تا 7% کل جمعیت جهان دارای اختلال دوقطبی در طیف گسترده ان هستند که 2.9% ان مربوط به زنان در USA میشود.
🔺17 تا 25% این افراد دارای BD پیش زمینه ژنتیکی دارند
🔺در زنان دوره افسردگی طولانی شایع تر از مردان است. Depression Episode
🔺در مردان دوره شیدایی بیشتر و طولانی تر است. Manic Episode
🔺همزیستی دو اختلال روانی comorbidity در مردها BD با مصرف مواد مخدر بیشتر از زنان مشاهده میشود (که میتواند به طول شیدایی و ریسک پذیری در ان مرتبط باشد). که از سوی دیگر توضیحی برای مصرف کم زنان بخاطر دوره های بلند افسردگی میباشد.
🔺در زندانها مردان و زنان دوقطبی نسبت به اختلالهای دیگر بیشتر مشاهده میشوند و مردان مجرم بیشتر از زنان در زندانها محبوسند. یکی از علل ان میتواند فعالیت های جنسی در دوران شیدایی مردان باشد که منجر به سو استفاده های جنسی و تجاوزها میشود. و دیگری استفاده و فروش مواد مخدر به خاطر ریسک پذیری و عدم قضاوت صحیح در دوران شیدایی میباشد.
🔺شیوع دوقطبی در زنان و مردان یکسان و معمولا از نوجوانی تا اوایل دهه سی زندگی نمایانگر میشود.
🔺بیشترین جمعیتی که نادیده گرفته میشوند دانشجویان هستند که بر اثر سترس بالا در دوران تحصیلی اختلال دوقطبی بروز خواهد کرد. نگرانی مالی, فشار تحصیل, روابط عاطفی در دوره تحصیلی و رقابت در دانشگاه میتوانند عوامل سترس زا و بروز BD شده که دانشجویان دچار دوره های افسردگی میشوند. این دوره ها به اشتباه تنها افسردگی تشخیص داده شده و با داروهای ضد افسردگی SSRI (افزایش دهنده سرتونین) میتواند موقعیت افراد دو قطبی را در دوران شیدایی انها افزایش داده و موجب خطرات جدی شود.
🔺 زنان و مردان درارای BD به یک اندازه دست به خودکشی زده اما مردان از متدهای کشنده تر استفاده میکنند و زنان معمولا با قرص.
🔺 در دوقطبی از نوع دوم شیدایی خفیف تر میباشد یعنی تا چهار روز به طول میانجامد که در دوقطبی از نوع اول حدودا یک هفته به طول میانجامد. در زنان شیدایی در BDII کاهش یافته تر است.
در اینجا از واژه Mixed Episode استفاده میکنیم که ترکیبی از شیدایی و افسردگی میباشد که جهش های سریع نوسانات خلقی شکل گرفته که در زنان بیشتر از مردان است.
🔺 در کل اوج احساس شیدایی در مردان بیشتر از زنان میباشد و عمق دوره افسردگی در زنان بیشتر از مردان میباشد.
منابع: متفاوت از
👉 Health Line
👉Psycholgy Today
👉NCBI: Gender differences in bipolar disorder type I and II
👉Bipolar Disorder Prevalence: A Systematic Review and Meta-Analysis of the Literature
@thinkpluswithus setudegan