📍معیار مداخله به عنوان مشاور سیستمی
👈 معیار مداخله سیستمی یعنی نوعی کنترل از بیرون سیستم که هدف گرا و سیستمی با تأثیرگذاری اگاهانه بر مراجع و سیستم او/ یا ویژگی های ان سیستم میباشد.
👈 هرگونه مداخله ای حداقل برای بررسی و پردازش مجموعه در هم تنیده مشکلات یک سیستم برای یافتن راهکار به همراه افراد تشکیل دهنده سیستم پیش بینی شده است. در پردازش وظایف یا مشکلات سیستم میبایست حداقل یک استراتژی پیشنهاد گردد. (مثلا: راهکار کاربردی یا آموزش مهارت خاص برای سیستم یا عضوی از ان).
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🔷 گروه های بالینت
مایکل بالینت دکتر و روانکاو مجارستانی
(1896-1970) اولین شخصی بود که در دهه 1950 به سوپر ویزیون مشاوره سیستمی پرداخت, که خود یک بازتاب و آموزش حرفه ای را در مشاوره آغاز کرد. این نحوه بازتاب برای برقراری ارتباط با یکدیگر و اموزش از یکدیکر مفید میباشد.
دکتر بلینت معمولا با گروه پزشکان عمومی که قبلاً همدیگر را نمی شناختند و کسانی که در مورد تجربیات روزمره خود با مراجع تنها بودند, باید به همکاران خود گزارش میکردند و برای کار گروهی بالینت پیشنهاد و قوانین خاصی را ارائه کرد.
👈 مهارتهای حرفه ای شرکت کنندگان در سوپر ویزیون به طور کلی شناخته شده و پذیرفته شده است.
👈 دقت خواهد شد که هیچ وابستگی بین افراد گروه وجود نداشته باشد.
👈 گزارش از پرونده مراجع باید خود به خود و آزادانه ارائه شود.
👈بالینت افراد را به گزارش آزاد مانند تعریف یک خواب و یا روایت یک داستان و ایده افراد دیگر شرکت کننده و افکار شرکت کنندگان در مورد چگونگی شکل گیری این داستان و افکار تداعی شده خودشان برای این روایت در گروه پردازش و بازتاب میشود.
👈 برای بالینت جمع آوری اطلاعات، جذب و درک داستان ها, ایده ها و روایت های اعضا، تداعی شده ها، و غیره هستند که تا حدی با اصطلاحات روانکاوی تفسیر می شوند و علاوه بر این گاهی روابط بین دکتر, درمانکر و یا مشاور و مراجع را منعکس میکند.
👈 هدف اصلی گروه Balint این است که در > تشخیص رابطه <
relationship diagnostic
که بین مشاور و مراجع شکل گرفته بررسی و بازتاب گردد.
👈 به جای یک دستورالعمل در این گونه مواقع, بیشتر در مورد پیدا کردن آنچه در روابط حرفه ای در آن زمان ارائه داستان به عنوان مسئله ساز از خود شخص و بقیه اعضا درک شده است را بازتاب کنند.
👈 در این صورت مرحله نظارت یا سوپر ویزیون در حالی موفق امیز میتواند باشد که در فرم بازتاب احساس مشاور و یا درمانگر علاوه بر رشد خودآگاهی شخصی با ادغام در دستورالعمل های حرفه ای اعتبار سازمانی بیفزاید. و از سوی دیگر همچنین شخص حرفه ای با بررسی و ارزیابی احساس خود در قبال مراجع و سیستم او میتواند در تعامل حرفه ای و وظیفه خود در یک سازمان از دید اخلاقی بهینه سازی کند. (Black-Giesecke)
اکنون گروه Balint بسیار رایج است، و بسیار فراتر از زمینه اصلی خود، در پزشکی، تقریباً در همه زمینه های فعالیتی که نظارت سوپر ویزیونی انجام می شود وجود دارد. در کشورهای اروپایی این بخش مهمی برای پیشگیری فشارهای سترسی و پیامد ان Burn out می باشد. امروزه مددکاری اجتماعی, روانشناسی, روانپزشکی, پزشکی, پیراپزشکی و حرفه های دیگر از سوپرویزیون یا همان سوپر ویژن با اهداف متفاوت بهره میبرند.
منبع: از دکتر موریس ستودگان,
Teaching Papers 2017
ادامه دارد...
3
@thinkpluswithus
👈 معیار مداخله سیستمی یعنی نوعی کنترل از بیرون سیستم که هدف گرا و سیستمی با تأثیرگذاری اگاهانه بر مراجع و سیستم او/ یا ویژگی های ان سیستم میباشد.
👈 هرگونه مداخله ای حداقل برای بررسی و پردازش مجموعه در هم تنیده مشکلات یک سیستم برای یافتن راهکار به همراه افراد تشکیل دهنده سیستم پیش بینی شده است. در پردازش وظایف یا مشکلات سیستم میبایست حداقل یک استراتژی پیشنهاد گردد. (مثلا: راهکار کاربردی یا آموزش مهارت خاص برای سیستم یا عضوی از ان).
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🔷 گروه های بالینت
مایکل بالینت دکتر و روانکاو مجارستانی
(1896-1970) اولین شخصی بود که در دهه 1950 به سوپر ویزیون مشاوره سیستمی پرداخت, که خود یک بازتاب و آموزش حرفه ای را در مشاوره آغاز کرد. این نحوه بازتاب برای برقراری ارتباط با یکدیگر و اموزش از یکدیکر مفید میباشد.
دکتر بلینت معمولا با گروه پزشکان عمومی که قبلاً همدیگر را نمی شناختند و کسانی که در مورد تجربیات روزمره خود با مراجع تنها بودند, باید به همکاران خود گزارش میکردند و برای کار گروهی بالینت پیشنهاد و قوانین خاصی را ارائه کرد.
👈 مهارتهای حرفه ای شرکت کنندگان در سوپر ویزیون به طور کلی شناخته شده و پذیرفته شده است.
👈 دقت خواهد شد که هیچ وابستگی بین افراد گروه وجود نداشته باشد.
👈 گزارش از پرونده مراجع باید خود به خود و آزادانه ارائه شود.
👈بالینت افراد را به گزارش آزاد مانند تعریف یک خواب و یا روایت یک داستان و ایده افراد دیگر شرکت کننده و افکار شرکت کنندگان در مورد چگونگی شکل گیری این داستان و افکار تداعی شده خودشان برای این روایت در گروه پردازش و بازتاب میشود.
👈 برای بالینت جمع آوری اطلاعات، جذب و درک داستان ها, ایده ها و روایت های اعضا، تداعی شده ها، و غیره هستند که تا حدی با اصطلاحات روانکاوی تفسیر می شوند و علاوه بر این گاهی روابط بین دکتر, درمانکر و یا مشاور و مراجع را منعکس میکند.
👈 هدف اصلی گروه Balint این است که در > تشخیص رابطه <
relationship diagnostic
که بین مشاور و مراجع شکل گرفته بررسی و بازتاب گردد.
👈 به جای یک دستورالعمل در این گونه مواقع, بیشتر در مورد پیدا کردن آنچه در روابط حرفه ای در آن زمان ارائه داستان به عنوان مسئله ساز از خود شخص و بقیه اعضا درک شده است را بازتاب کنند.
👈 در این صورت مرحله نظارت یا سوپر ویزیون در حالی موفق امیز میتواند باشد که در فرم بازتاب احساس مشاور و یا درمانگر علاوه بر رشد خودآگاهی شخصی با ادغام در دستورالعمل های حرفه ای اعتبار سازمانی بیفزاید. و از سوی دیگر همچنین شخص حرفه ای با بررسی و ارزیابی احساس خود در قبال مراجع و سیستم او میتواند در تعامل حرفه ای و وظیفه خود در یک سازمان از دید اخلاقی بهینه سازی کند. (Black-Giesecke)
اکنون گروه Balint بسیار رایج است، و بسیار فراتر از زمینه اصلی خود، در پزشکی، تقریباً در همه زمینه های فعالیتی که نظارت سوپر ویزیونی انجام می شود وجود دارد. در کشورهای اروپایی این بخش مهمی برای پیشگیری فشارهای سترسی و پیامد ان Burn out می باشد. امروزه مددکاری اجتماعی, روانشناسی, روانپزشکی, پزشکی, پیراپزشکی و حرفه های دیگر از سوپرویزیون یا همان سوپر ویژن با اهداف متفاوت بهره میبرند.
منبع: از دکتر موریس ستودگان,
Teaching Papers 2017
ادامه دارد...
3
@thinkpluswithus
👈منبع: Psychology Today
👈برگردان: دکتر موریس ستودگان
Subconscious
vs.
Unconscious
📍ناخودآگاه در مقابل نیمه آگاه
چگونه این تفاوت را تشخیص دهیم؟
@thinkpluswithus
👈برگردان: دکتر موریس ستودگان
Subconscious
vs.
Unconscious
📍ناخودآگاه در مقابل نیمه آگاه
چگونه این تفاوت را تشخیص دهیم؟
@thinkpluswithus
👈منبع: .Leon F Seltzer Ph.D
👈برگردان: دکتر موریس ستودگان
🔷 تکامل خود
▪️ ناخوداگاه
Subconscious
vs.
Unconscious
📍ناخودآگاه در مقابل نیمه آگاه
چگونه این تفاوت را تشخیص دهیم؟
بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است ، اما اغلب این مسئله اشتباه برداشت میشود.
این مبحث خیلی شبیه
Repression vs. Supression
سرکوب در مقابل واپس رانی میباشد. و این تضاد نسبی ارزش گسترش و تعریف را نیز داراست.
وقتی انگیزه یا خواسته ای را سرکوب می کنیم، آن را به زیر سطوح آگاه خود مجبور به جابجایی می کنیم. اما وقتی آنچه را که برای پذیرش آگاه ما حتی بیش از حد خطرناک است، ان را حتی با فشار بیشتر در پایین تر از سطح قبلی قرار می دهیم که در برخی موارد دیگر اصلا قابل تشخیص برای ما نیست و حتی دسترسی به ان ممکن نمیشود که همان سرکوب repression است.
بدانیم که این یک واکنش غیر ارادی است، و عملکرد یک مکانیسم دفاعی روانی فعال را نشان می دهد. و همه اینگونه کارهای محافظت از روان خود نیز غریزی هستند و به طور مستقل و غیر ارادی عمل می کنند و (برای بهتر یا بدتر) ما را وادار به عمل می کنند. علاوه بر این، این مکانیسم ها معمولاً وقتی هنوز ما کودک هستیم، در ما ریشه می دوانند و ان زمانیست که ظرفیت ذهنی و قضاوت ما کاملاً محدود است.
در نظر بگیرید که بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است و یا به عبارت دقیق تر، هر چیزی که در یک زمان خاص متناسب با بقا برداشت شود, در برنامه است. یعنی کاملاً به خودی خود، ذهن ما موفق می شود هر آنچه را که به عنوان یک تهدید مرگبار تجربه می کند، اعم از جسمی، روحی یا عاطفی، از اگاه به ناخوداگاه انتقال دهد.
اما در نهایت این طرح بیولوژیکی پیامدهای ناخوشایند خود را بدنبال دارد و دیر یا زود اثرات ان ظاهر میشوند. مثلا در آن زمان که با کمبود مهارت های کافی برای حل یک مشکل روبرو میشویم و یا حتی غلبه بر خطری که عمیقا احساس می کنیم ناتوان میشویم، علایمی از پیامد این طرح بیولوژیکی ماست. و گاهی حتی احساس خستگی فراوان از زندگی روزمره روتین ما، حتی ممکن است در حد فلج روانی پیش روی کنیم. در نتیجه ، دستگاه محافظ روان "از پیش برنامه ریزی شده" ما (یعنی دفاع های روانشناختی فرویدی مانند تجزیه ، انکار ، جابجایی یا فرافکنی) برای کاهش پریشانی غیر قابل تحمل ما وارد عمل میشوند. و باید اضافه شود که تمام دفاعیات ما در ذهن ناخودآگاه ما قرار دارند، که روش دیگری برای گفتن این مطلب مهم این است که آنها تحت فشار های روانی سرکوب supressed شده اند.
بنابراین ، برای درک بهتر ناخودآگاه خود، اساسی است که درک کنیم این بخشی از وجود ماست که خاطرات بسیار ناخوشایند را سرکوب می کند، یا سعی در پنهان کردن آنها از ما را دارد. همانطور که نویسنده ای میگوید، این جنبه ای از ذهن ماست که "شامل عقاید ، باورها و خواسته های غیرقابل قبول اجتماعی ، خاطرات آسیب زا و احساسات دردناکی است که سرکوب شده اند." و یک بار دیگر، در آن لحظه بحرانی که خود را تنها قلمداد می کنیم, در اثر این سرکوب هنوز توانایی مقابله موثر با آنچه تهدیدی برای بقا ما احساس میشود را پیدا نمیکنیم.
به تعبیری متناقض ، هر آنچه استعدادهای ذاتی ما برای ما انتخاب می کند می تواند به عنوان "نجات دهنده زندگی" تلقی شود ، زیرا این امکان را برای ما فراهم می کند که از هر آنچه به عنوان ناپایدار تجربه می کنیم, به فراموشی بسپاریم. و آنچه که نمی توانستیم با آن کنار بیاییم می تواند مربوط به موضوعی دردناک، شرم آور، ترسناک یا کاملاً تعارضی باشد. علاوه بر این، در سطح بالاتری meta level هر یک از این احساسات تجربه شده به مخزنی آشفته از اضطراب بی ثبات کننده destabilizing anxiety پیوند می خورند.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
👈برگردان: دکتر موریس ستودگان
🔷 تکامل خود
▪️ ناخوداگاه
Subconscious
vs.
Unconscious
📍ناخودآگاه در مقابل نیمه آگاه
چگونه این تفاوت را تشخیص دهیم؟
بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است ، اما اغلب این مسئله اشتباه برداشت میشود.
این مبحث خیلی شبیه
Repression vs. Supression
سرکوب در مقابل واپس رانی میباشد. و این تضاد نسبی ارزش گسترش و تعریف را نیز داراست.
وقتی انگیزه یا خواسته ای را سرکوب می کنیم، آن را به زیر سطوح آگاه خود مجبور به جابجایی می کنیم. اما وقتی آنچه را که برای پذیرش آگاه ما حتی بیش از حد خطرناک است، ان را حتی با فشار بیشتر در پایین تر از سطح قبلی قرار می دهیم که در برخی موارد دیگر اصلا قابل تشخیص برای ما نیست و حتی دسترسی به ان ممکن نمیشود که همان سرکوب repression است.
بدانیم که این یک واکنش غیر ارادی است، و عملکرد یک مکانیسم دفاعی روانی فعال را نشان می دهد. و همه اینگونه کارهای محافظت از روان خود نیز غریزی هستند و به طور مستقل و غیر ارادی عمل می کنند و (برای بهتر یا بدتر) ما را وادار به عمل می کنند. علاوه بر این، این مکانیسم ها معمولاً وقتی هنوز ما کودک هستیم، در ما ریشه می دوانند و ان زمانیست که ظرفیت ذهنی و قضاوت ما کاملاً محدود است.
در نظر بگیرید که بشر به طور ذاتی برای بقا برنامه ریزی شده است و یا به عبارت دقیق تر، هر چیزی که در یک زمان خاص متناسب با بقا برداشت شود, در برنامه است. یعنی کاملاً به خودی خود، ذهن ما موفق می شود هر آنچه را که به عنوان یک تهدید مرگبار تجربه می کند، اعم از جسمی، روحی یا عاطفی، از اگاه به ناخوداگاه انتقال دهد.
اما در نهایت این طرح بیولوژیکی پیامدهای ناخوشایند خود را بدنبال دارد و دیر یا زود اثرات ان ظاهر میشوند. مثلا در آن زمان که با کمبود مهارت های کافی برای حل یک مشکل روبرو میشویم و یا حتی غلبه بر خطری که عمیقا احساس می کنیم ناتوان میشویم، علایمی از پیامد این طرح بیولوژیکی ماست. و گاهی حتی احساس خستگی فراوان از زندگی روزمره روتین ما، حتی ممکن است در حد فلج روانی پیش روی کنیم. در نتیجه ، دستگاه محافظ روان "از پیش برنامه ریزی شده" ما (یعنی دفاع های روانشناختی فرویدی مانند تجزیه ، انکار ، جابجایی یا فرافکنی) برای کاهش پریشانی غیر قابل تحمل ما وارد عمل میشوند. و باید اضافه شود که تمام دفاعیات ما در ذهن ناخودآگاه ما قرار دارند، که روش دیگری برای گفتن این مطلب مهم این است که آنها تحت فشار های روانی سرکوب supressed شده اند.
بنابراین ، برای درک بهتر ناخودآگاه خود، اساسی است که درک کنیم این بخشی از وجود ماست که خاطرات بسیار ناخوشایند را سرکوب می کند، یا سعی در پنهان کردن آنها از ما را دارد. همانطور که نویسنده ای میگوید، این جنبه ای از ذهن ماست که "شامل عقاید ، باورها و خواسته های غیرقابل قبول اجتماعی ، خاطرات آسیب زا و احساسات دردناکی است که سرکوب شده اند." و یک بار دیگر، در آن لحظه بحرانی که خود را تنها قلمداد می کنیم, در اثر این سرکوب هنوز توانایی مقابله موثر با آنچه تهدیدی برای بقا ما احساس میشود را پیدا نمیکنیم.
به تعبیری متناقض ، هر آنچه استعدادهای ذاتی ما برای ما انتخاب می کند می تواند به عنوان "نجات دهنده زندگی" تلقی شود ، زیرا این امکان را برای ما فراهم می کند که از هر آنچه به عنوان ناپایدار تجربه می کنیم, به فراموشی بسپاریم. و آنچه که نمی توانستیم با آن کنار بیاییم می تواند مربوط به موضوعی دردناک، شرم آور، ترسناک یا کاملاً تعارضی باشد. علاوه بر این، در سطح بالاتری meta level هر یک از این احساسات تجربه شده به مخزنی آشفته از اضطراب بی ثبات کننده destabilizing anxiety پیوند می خورند.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
با این وجود تبعات چنین سرکوبی - گرچه از نظر روانشناختی، کاملاً ضروری در زمان خود است - بعداً می تواند هزینه های گزافی را برای ما فراهم کند. متأسفانه دفاع های ما مانند ما رشد نمی کنند. آنها از نظر زمان و مکان ثابت می مانند و با داشتن اراده و انرژی مخصوص به خود، برای ادامه محافظت از ما، هر چیزی را که در حال حاضر یادآور یک آشفتگی قبلی است، به ما نشان می دهند و باعث می شوند ما واکنش نشان دهیم درست مثل اینکه در 5 سالگی واکنش نشان می دادیم.
بعلاوه، این سیستم های دفاعی به طور تحریف شده خود را به عنوان عامل اصلی بقا می دانند، در واقع از اشفتگی ما با آنچه که در آن زمان احتمالا نمی توانستیم در خود تلفیق کنیم، جلوگیری می کنند. و بدون اجازه اگاه ما ریشه های واقعی این تجربیات دلهره آور را نمی توانیم پیدا کنیم و به خود اطمینان دهیم که به عنوان فرد بالغ که رشد کرده, اکنون از مهارت و منابع لازم برای ایجاد صلح عاطفی با آنچه قبلاً ما را تحت فشار قرار داده بود, روبرو شویم و مقابله کنیم.
بنابراین نفوذ قدرتمند ناخودآگاه و این مکانیسم های دفاعی از رده خارج شده، می توانند به طور ناخواسته، ما را به طور نامحدود معلول کند; (مثلا با ایجاد اضطراب، ما را از انجام کاری که اکنون کاملاً توانایی آن را داریم, بازدارند).
به عنوان مثال ، افرادی که از حملات هراس و پانیک رنج می برند، می توانند (معمولاً در صورت کمک توسط یک درمانگر) در نهایت حافظه "ممنوع" را به سطح اگاه آورند. و هنگامی که آنها با آن صلح نهایی می کنند، این حملات بسیار ناراحت کننده پانیک دیگر هیچ دلیلی برای "حمله" ندارند و بنابراین خود به خود ناپدید میشوند.
افتراق بین ناخودآگاه و نیمه آگاه کاری دشوار است. و در واقع توسط چندین نویسنده مشاهده شده است که در اصطلاح عامیانه آنها به جای یکدیگر استفاده کرده اند - و همچنین توسط بسیاری از نویسندگان حرفه ای نیز نابجا بکار گرفته شده است. همانطور که در تمایز بین آنچه که سرکوب شده و واپس رانده شده این اتفاق دوباره و دوباره می افتد، فکر کردن در مورد آگاهی آگاهانه مانند تصور نوک کوه یخ مفید است: این سطح بالای آب است، کاملاً قابل مشاهده است. ناخودآگاه و نیمه آگاه اگرچه در کنار هم قرار گرفته اند بسیار بزرگتر از آنچه چشم می بیند، هر دو در زیر آنچه به راحتی قابل مشاهده است وجود دارند. بنابراین تنها راه معنی دار برای جدا کردن آنها، درک غیرقابل دسترس بودن نسبی آنهاست.
به طور خلاصه ، با برخی از درون نگری ها احتمالاً می توانیم جایی که تفکر، هیجان یا انگیزه ما از نیمه آگاه مشتق شده است را تشخیص دهیم. اما با آنچه برای ما ناخودآگاه است - در قسمت انتهایی کوه یخ - تشخیص ریشه های رفتار امروزی که به معنای واقعی کلمه برای ما چندان منطقی نیست ، بسیار دشوارتر خواهد بود. به طور بالقوه ، ما می توانیم منبع آن را از طریق نوعی خود درمانی, تحلیل خواب، تداعی آزاد، تحلیل لغزش از زبان خود یا (به طور تصادفی) شاهد شخص دیگری که همان ضربه روحی ما را تجربه کرده است (به عنوان مثال آزار و اذیت در کودکی یا تعارض و تجاوز) به طور کلی، به احتمال زیاد با کمک یک متخصص رواندرمانی می توانیم با موفقیت از منشا آن رونمایی کنیم.
👈 در اینجا چند مثال برای بررسی این داده ها وجود دارد:
نیمه آگاه: کمرنگ تشخیص می دهید که نسبت به پسر نوجوان خود حسادت خاصی دارید. هنوز نمی دانید چرا و با تأمل درمورد آن، متوجه می شوید که این احساس از آنجا ناشی می شود که (نیمه آگاه) این حقیقت را درک میکنید که پسرتان دارای فرصت ها و امتیازات بسیار بیشتری نسبت به شما در همان سن است.
ناخوداگاه: از خوراک بادمجان بیزارید. حتی دیدن ان باعث حالت تهوع شما می شود. با این حال، شما کاملاً نمی دانید چرا و چونکه در شما سرکوب شده است و یا کاملا در دسترس آگاهی شما نیست. مثلا وقتی که فقط 5 ساله بودید، پدرتان اصرار داشت که این خوراک بادمجان (مقوی و سالم برای شما) را در بشقاب خود بخورید، اگرچه اعتراض کردید، زیرا بوی آن برای شما تهوع آور بود, اما از آنجا که اجازه نداشتید میز را تا زمانی که آن را نخورده اید ترک کنید، پس از یک زمان ناخوشایند, سعی کردید آن را ببلعید و شاید هم بلافاصله استفراغ کردید. حتی بدتر از آن، شما بخاطر کثیفی و بی نظمی که مرتکب شده اید, فریاد کشیدید و گفتید "متنفرم از این غذا".
ادامه دارد...
2
@thinkpluswithus
بعلاوه، این سیستم های دفاعی به طور تحریف شده خود را به عنوان عامل اصلی بقا می دانند، در واقع از اشفتگی ما با آنچه که در آن زمان احتمالا نمی توانستیم در خود تلفیق کنیم، جلوگیری می کنند. و بدون اجازه اگاه ما ریشه های واقعی این تجربیات دلهره آور را نمی توانیم پیدا کنیم و به خود اطمینان دهیم که به عنوان فرد بالغ که رشد کرده, اکنون از مهارت و منابع لازم برای ایجاد صلح عاطفی با آنچه قبلاً ما را تحت فشار قرار داده بود, روبرو شویم و مقابله کنیم.
بنابراین نفوذ قدرتمند ناخودآگاه و این مکانیسم های دفاعی از رده خارج شده، می توانند به طور ناخواسته، ما را به طور نامحدود معلول کند; (مثلا با ایجاد اضطراب، ما را از انجام کاری که اکنون کاملاً توانایی آن را داریم, بازدارند).
به عنوان مثال ، افرادی که از حملات هراس و پانیک رنج می برند، می توانند (معمولاً در صورت کمک توسط یک درمانگر) در نهایت حافظه "ممنوع" را به سطح اگاه آورند. و هنگامی که آنها با آن صلح نهایی می کنند، این حملات بسیار ناراحت کننده پانیک دیگر هیچ دلیلی برای "حمله" ندارند و بنابراین خود به خود ناپدید میشوند.
افتراق بین ناخودآگاه و نیمه آگاه کاری دشوار است. و در واقع توسط چندین نویسنده مشاهده شده است که در اصطلاح عامیانه آنها به جای یکدیگر استفاده کرده اند - و همچنین توسط بسیاری از نویسندگان حرفه ای نیز نابجا بکار گرفته شده است. همانطور که در تمایز بین آنچه که سرکوب شده و واپس رانده شده این اتفاق دوباره و دوباره می افتد، فکر کردن در مورد آگاهی آگاهانه مانند تصور نوک کوه یخ مفید است: این سطح بالای آب است، کاملاً قابل مشاهده است. ناخودآگاه و نیمه آگاه اگرچه در کنار هم قرار گرفته اند بسیار بزرگتر از آنچه چشم می بیند، هر دو در زیر آنچه به راحتی قابل مشاهده است وجود دارند. بنابراین تنها راه معنی دار برای جدا کردن آنها، درک غیرقابل دسترس بودن نسبی آنهاست.
به طور خلاصه ، با برخی از درون نگری ها احتمالاً می توانیم جایی که تفکر، هیجان یا انگیزه ما از نیمه آگاه مشتق شده است را تشخیص دهیم. اما با آنچه برای ما ناخودآگاه است - در قسمت انتهایی کوه یخ - تشخیص ریشه های رفتار امروزی که به معنای واقعی کلمه برای ما چندان منطقی نیست ، بسیار دشوارتر خواهد بود. به طور بالقوه ، ما می توانیم منبع آن را از طریق نوعی خود درمانی, تحلیل خواب، تداعی آزاد، تحلیل لغزش از زبان خود یا (به طور تصادفی) شاهد شخص دیگری که همان ضربه روحی ما را تجربه کرده است (به عنوان مثال آزار و اذیت در کودکی یا تعارض و تجاوز) به طور کلی، به احتمال زیاد با کمک یک متخصص رواندرمانی می توانیم با موفقیت از منشا آن رونمایی کنیم.
👈 در اینجا چند مثال برای بررسی این داده ها وجود دارد:
نیمه آگاه: کمرنگ تشخیص می دهید که نسبت به پسر نوجوان خود حسادت خاصی دارید. هنوز نمی دانید چرا و با تأمل درمورد آن، متوجه می شوید که این احساس از آنجا ناشی می شود که (نیمه آگاه) این حقیقت را درک میکنید که پسرتان دارای فرصت ها و امتیازات بسیار بیشتری نسبت به شما در همان سن است.
ناخوداگاه: از خوراک بادمجان بیزارید. حتی دیدن ان باعث حالت تهوع شما می شود. با این حال، شما کاملاً نمی دانید چرا و چونکه در شما سرکوب شده است و یا کاملا در دسترس آگاهی شما نیست. مثلا وقتی که فقط 5 ساله بودید، پدرتان اصرار داشت که این خوراک بادمجان (مقوی و سالم برای شما) را در بشقاب خود بخورید، اگرچه اعتراض کردید، زیرا بوی آن برای شما تهوع آور بود, اما از آنجا که اجازه نداشتید میز را تا زمانی که آن را نخورده اید ترک کنید، پس از یک زمان ناخوشایند, سعی کردید آن را ببلعید و شاید هم بلافاصله استفراغ کردید. حتی بدتر از آن، شما بخاطر کثیفی و بی نظمی که مرتکب شده اید, فریاد کشیدید و گفتید "متنفرم از این غذا".
ادامه دارد...
2
@thinkpluswithus
تمایزی که من ایجاد کردم به وضوح آکادمیک نیست. اگر می خواهیم خود و همچنین انگیزه های پنهان حاکم بر رفتارهای ناسازگار را بهتر درک کرده و بپذیریم، بسیار مهم است که به نیروهای داخلی که آنها را دیکته می کنند دسترسی پیدا کنیم. هیچ راهی وجود ندارد که بتوانیم به تمام پتانسیل خود برسیم تا زمانی که به بسیاری از موارد موجود در سطوح زیرین آگاه خود دسترسی پیدا کنیم - یعنی ناخودآگاه و ناآگاه خود را هشیار کنیم - و سرانجام ، با آنچه که ناآگاهانه سبب خرابکاریهای زندگی بوده است به توافق برسیم.
هنگامی که دفاع های پنهان ما در معرض دید و شناخت ما قرار گرفت، می توانیم آنها را تعدیل کنیم یا در نهایت به طور جمعی از آنها گذر کنیم.
برگردان: دکتر موریس ستودگان
منبع: دکتر لئون سلتزر
🔷 References
👉Bargh, J. Before you know it: The unconscious reasons we do what we do (2017). New York: Atria. Retrieved from https://www.simonandschuster.com/books/Before-You-Know-It/John-Bargh/9781501101229
👉Cherry, K. (2019). Freud’s conceptualization of the unconscious, Sept. 14. Retrieved from https://www.verywellmind.com/what-is-the-unconscious-2796004
👉Cherry, K. (2019). Repression as a defense mechanism, Sept. 05. Retrieved from https://www.verywellmind.com/repression-as-a-defense-mechanism-4586642
👉Morsella, E. (2017). The unconscious mind in everyday life, June 05. Retrieved from https://www.psychologytoday.com/us/blog/consciousness-and-the-brain/201706/the-unconscious-mind-in-everyday-life
👉Solms, M. (2017). What is “the unconscious,” and where is it located in the brain? A neuropsychoanalytic perspective. Annals of the New York Academy of Sciences, 1406 (1), 90-97. doi: 10.1111/nyas.13437. Epub 2017 Jul 31.
👉Subconscious vs. unconscious: What’s the difference? (n.a. & n.d.) Retrieved from https://writingexplained.org/subconscious-vs-unconscious-difference
👉Leon F. Seltzer, Ph.D., is a clinical psychologist and the author of Paradoxical Strategies in Psychotherapy. He holds doctorates in English and Psychology.
Psychology Today © 2020 Sussex Publishers, LLC
3
@thinkpluswithus
هنگامی که دفاع های پنهان ما در معرض دید و شناخت ما قرار گرفت، می توانیم آنها را تعدیل کنیم یا در نهایت به طور جمعی از آنها گذر کنیم.
برگردان: دکتر موریس ستودگان
منبع: دکتر لئون سلتزر
🔷 References
👉Bargh, J. Before you know it: The unconscious reasons we do what we do (2017). New York: Atria. Retrieved from https://www.simonandschuster.com/books/Before-You-Know-It/John-Bargh/9781501101229
👉Cherry, K. (2019). Freud’s conceptualization of the unconscious, Sept. 14. Retrieved from https://www.verywellmind.com/what-is-the-unconscious-2796004
👉Cherry, K. (2019). Repression as a defense mechanism, Sept. 05. Retrieved from https://www.verywellmind.com/repression-as-a-defense-mechanism-4586642
👉Morsella, E. (2017). The unconscious mind in everyday life, June 05. Retrieved from https://www.psychologytoday.com/us/blog/consciousness-and-the-brain/201706/the-unconscious-mind-in-everyday-life
👉Solms, M. (2017). What is “the unconscious,” and where is it located in the brain? A neuropsychoanalytic perspective. Annals of the New York Academy of Sciences, 1406 (1), 90-97. doi: 10.1111/nyas.13437. Epub 2017 Jul 31.
👉Subconscious vs. unconscious: What’s the difference? (n.a. & n.d.) Retrieved from https://writingexplained.org/subconscious-vs-unconscious-difference
👉Leon F. Seltzer, Ph.D., is a clinical psychologist and the author of Paradoxical Strategies in Psychotherapy. He holds doctorates in English and Psychology.
Psychology Today © 2020 Sussex Publishers, LLC
3
@thinkpluswithus
Simonandschuster
Before You Know It
Dr. John Bargh, the world’s leading expert on the unconscious mind, presents a “brilliant and convincing book” (Malcolm Gladwell) cited as an outst...
ماورای طبیعی شدن از جو دیسپنزا
📣📣📣
کتابخانه +Think روزانه کتابهای جدید و متنوع برای دوستان تهیه میکند.
@booksthinkplus
📣📣📣
کتابخانه +Think روزانه کتابهای جدید و متنوع برای دوستان تهیه میکند.
@booksthinkplus
مقایسه ایران از دید دوره های رشد پاسخی به دوستی از گروهِ...
جامعه جوان ایران بر اساس پیاژه تو conceret operational در یک نوع از خود محوری در دور نوجوانی هست
تماشاگران خیالی
همان 🔚
افسانه شخصی
👈ژان ژاک روسو نوجوان (مثابه جامعه ایران) را با چند ویژگی معرفی میکند:
👈بی ثباتی و تعارض هیجانی ناشی از نمو زیستی اجتماعی
👈تکرار مجدد مراحل قبلی
👈تغیرات زیستی همراه با تحولات روانی
👈خود آگاهی و توانایی تفکر منطقی (مهمترین بخش فرهنگ ما)
اگه از دید هال نگاه کنیم هال دوره نوجوانی را دوره طوفان و فشار ناشی از رشد سریع و تغییرات ناگهانی (مثل امروز ایران) دانست
➖دیدگاه هال بر اساس نظریه تکاملی داروین بود.
هال گفت نوجوانی فوران امیال غریزی است (مثل رفتار جنسی ناملایم در ایران)
➖دوره ای که انسانها از موجودات وحشی به افراد متمدن تکامل یافتند (انقدر صدق میکنه که چیزی نمیگم)
➖دوره نوجوانی را تولدی دوباره نامید. (من میگم تولد دوباره ایران خواهد بود این بلوغ عقلی ملت ما)
در دیدگاه محیطی ولی اولین پژوهشگری که به تنوع زیاد درسازگاری نوجوان اشاره کرد مارگارت مید بود. او گفت محیط اجتماعی کاملا مسئول تجربیات نوجوان است. اگر ایران رو نوجوان فرض کنیم خواهیم دید که چقدر اجتماع نقش در این بلوغ دیر رس و والد انتقادگر و سخت گیذگر داشت. در دیدگاه اجتماعی یادگیری (از مدلهای بیروت ایران) نقش جدید و ایفا کردن آن نقش در اجتماع اهمیت فراوان میدن چیزی که در ایران در حال شکل گیری هست.
البته اگر خواستید بیشتر تشبیه میکنم 💫
جامعه جوان ایران بر اساس پیاژه تو conceret operational در یک نوع از خود محوری در دور نوجوانی هست
تماشاگران خیالی
همان 🔚
افسانه شخصی
👈ژان ژاک روسو نوجوان (مثابه جامعه ایران) را با چند ویژگی معرفی میکند:
👈بی ثباتی و تعارض هیجانی ناشی از نمو زیستی اجتماعی
👈تکرار مجدد مراحل قبلی
👈تغیرات زیستی همراه با تحولات روانی
👈خود آگاهی و توانایی تفکر منطقی (مهمترین بخش فرهنگ ما)
اگه از دید هال نگاه کنیم هال دوره نوجوانی را دوره طوفان و فشار ناشی از رشد سریع و تغییرات ناگهانی (مثل امروز ایران) دانست
➖دیدگاه هال بر اساس نظریه تکاملی داروین بود.
هال گفت نوجوانی فوران امیال غریزی است (مثل رفتار جنسی ناملایم در ایران)
➖دوره ای که انسانها از موجودات وحشی به افراد متمدن تکامل یافتند (انقدر صدق میکنه که چیزی نمیگم)
➖دوره نوجوانی را تولدی دوباره نامید. (من میگم تولد دوباره ایران خواهد بود این بلوغ عقلی ملت ما)
در دیدگاه محیطی ولی اولین پژوهشگری که به تنوع زیاد درسازگاری نوجوان اشاره کرد مارگارت مید بود. او گفت محیط اجتماعی کاملا مسئول تجربیات نوجوان است. اگر ایران رو نوجوان فرض کنیم خواهیم دید که چقدر اجتماع نقش در این بلوغ دیر رس و والد انتقادگر و سخت گیذگر داشت. در دیدگاه اجتماعی یادگیری (از مدلهای بیروت ایران) نقش جدید و ایفا کردن آن نقش در اجتماع اهمیت فراوان میدن چیزی که در ایران در حال شکل گیری هست.
البته اگر خواستید بیشتر تشبیه میکنم 💫
✅ نشانه های بارز پیدایش و بروز روان پریشی بر اساس سترس های متداوم در محیط زندگی افراد:
🔺 الف) ناتوانی در پذیرش اتفاقات جدید در زندگی: بر اساس سترس های تجربه شده ظرفیت پذیرش هر نوع تغییری تقریبا بدون کمک از بیرون غیر ممکن میگردد.
🔺 ب) عدم استقبال از اتفاقات غیر منتظره: برای افرادی که دوره های طولانی در محیط سترس زا قرار میگیرند, اتفاقهای غیر روتین در زندگی انها را از چرخه طبیعی زندگی انها به بیرون پرت میکند.
پ) تجربه های مشابه از اتفاقات دردناک در گذشته: افرادی که تروما و بحران های شدیدی در کودکی تجربه میکنند و برای گذر از ان بحران مهارت های لازم و کافی کسب نمیکنند و در نتیجه تاب اوری لازم را بدست نمی اورند, بعدها در رخداد اتفاقات مشابه واکنش های بزرگتری نشان میدهند. علایم PTSD و Flash Back ها قابل شناسایی میشوند.
منبع: دکتر موریس ستودگان 2015
از جزوات تدریس المانی
✅ Significant signs of the onset and occurrence of psychosis based on constant stress in the environment:
🔺 a) Inability to accept new events in life: Based on the stresses experienced, the capacity to accept any change becomes almost impossible without accepting professional helps.
B) Unwillingness of unexpected events: For people who are exposed to stressful periods for long periods of life, any non-routine events in their lives take them out of their normal life cycle.
C) Similar experiences of painful events in the past: People who experience trauma and severe crises in childhood and do not acquire the necessary and sufficient skills to overcome that crisis and as a result do not gain the necessary resilience, later in the similar situations shows larger reactions. Symptoms of PTSD and Flash Back are recognizable.
Dr. Morris Setudegan 2015
From teaching papers
@thinkpluswithus
🔺 الف) ناتوانی در پذیرش اتفاقات جدید در زندگی: بر اساس سترس های تجربه شده ظرفیت پذیرش هر نوع تغییری تقریبا بدون کمک از بیرون غیر ممکن میگردد.
🔺 ب) عدم استقبال از اتفاقات غیر منتظره: برای افرادی که دوره های طولانی در محیط سترس زا قرار میگیرند, اتفاقهای غیر روتین در زندگی انها را از چرخه طبیعی زندگی انها به بیرون پرت میکند.
پ) تجربه های مشابه از اتفاقات دردناک در گذشته: افرادی که تروما و بحران های شدیدی در کودکی تجربه میکنند و برای گذر از ان بحران مهارت های لازم و کافی کسب نمیکنند و در نتیجه تاب اوری لازم را بدست نمی اورند, بعدها در رخداد اتفاقات مشابه واکنش های بزرگتری نشان میدهند. علایم PTSD و Flash Back ها قابل شناسایی میشوند.
منبع: دکتر موریس ستودگان 2015
از جزوات تدریس المانی
✅ Significant signs of the onset and occurrence of psychosis based on constant stress in the environment:
🔺 a) Inability to accept new events in life: Based on the stresses experienced, the capacity to accept any change becomes almost impossible without accepting professional helps.
B) Unwillingness of unexpected events: For people who are exposed to stressful periods for long periods of life, any non-routine events in their lives take them out of their normal life cycle.
C) Similar experiences of painful events in the past: People who experience trauma and severe crises in childhood and do not acquire the necessary and sufficient skills to overcome that crisis and as a result do not gain the necessary resilience, later in the similar situations shows larger reactions. Symptoms of PTSD and Flash Back are recognizable.
Dr. Morris Setudegan 2015
From teaching papers
@thinkpluswithus