Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔻🔻MINDFULLNESS🔻🔻

🔻🔻ذهن آگاهی چیست؟🔻🔻

📚 منبع: منابع متفاوت
👈تهیه و ترجمه: دکتر موریس ستودگان

آیا قصد دارید ذهن خود را پاک کنید یا روی یک چیز تمرکز کنید؟ در اینجا تعریفی از ذهن نخست و بعد از ذهن آگاهی.
👈ذهن انبار و ظرف مفهومی هست که در آن محتویات (سوژه ها) وجود دارند. انباری رو در نظر بگیرید با ۵ ردیف کارتن، ذهن ما این انبار است و سوژه ها کارتن ها. سوژه ها یا حواس محور هستند که با حواس پنج گانه قابل درک هستند و یا ترکیبی از چندین واژه. مثلا عدالت با احساس ما قابل درک نیست ولی سوژه عدالت برای ما واژه برابری ...و تعریف فلسفی از آن قابل درک میشود. ذهن ما انبار این واژه ها و سوژه ها و ابژه ها میباشد. ابژه ها (اشیا) در دنیای بیرون وجود دارد ولی سوژه ها در ذهن ما. مثلا برای یک تصمیم ما نیاز به چندین سوژه داریم.
A+B+C+D....= تصمیم

👈ذهن آگاهی. این یک کلمه بسیار ساده ایست و به این معنی میباشد که ما میتوانیم ذهن ما را با تمرین دادن بر همه چیز واقف و اگاه کنیم. ذهن اگاهی نشان می دهد که ذهن به طور کامل به آنچه اتفاق می افتد و هر چیز مربوط به آن میباشد اگاه خواهد شد. به آنچه که ما انجام می دهیم، به محیطی که در ان در حال حرکت هستیم به چیزی که می شنویم و میبوییم ذهن اگاه است. این ممکن است به نظر بی اهمیت برسد، ولی این واقعیت تلخییست که ذهن ما همه این ها را در حال ثبت میکند ولی ما در حال اغلب زندگی نمیکنیم و آگاهی بر عمل نداریم.

معمولا ذهن ما قدرت پرواز دارد، ولی با بدن ما در ارتباط میماند و ما خیلی زود در افکار خود در مورد چیزهایی که فقط در گذشته اتفاق افتاده اند و یا در مورد آینده میتواند عملی شود، فکر می کنیم، و به این افکار جذب می شویم. و این باعث می شود که ما مضطرب باشیم. حقیقت تلخ این است که ما هیچگاه از حال لذت کامل را نمیبریم یا در مقایسه با گذشته مان هستیم و یا در ترس از دست دادن و یا تکرار نشدن آن لذت در آینده خود را گم میکنیم. مانند آلیس این سرزمین عجایب.

ذهن اگاهی توانایی اساسی انسانی است که به طور کامل در حال حضور داشته باشد، آگاهی از جایی که ما هستیم و آنچه ما انجام می دهیم، و نه بیش از حد واکنشی انجام دهیم و یا غرق آنچه که در اطراف ما اتفاق می افتد، گردیم.

با این وجود مهم نیست که تا چه حد رانش می کنیم، ذهن اگاهی درست به این سبب است تا ما را به جایی که هستیم و آنچه که ما انجام می دهیم و احساس می کنیم، متصل کند. اگر می خواهیم بدانیم که ذهن آگاهی چه اهمیتی دارد، بهتر است آن را برای مدتی آزمایش کنیم.
از آنجایی که بسیار دشوار است یک تجربه روانی را با کلمات میخکوب کنیم، و گر چه تفاوت های جزئی در معنی و تفسیر ذهن اگاهی در کتاب ها، وب سایت ها میبینیم، ولی انجام عملی آن میتواند بهترین تعریف آن برای ذهن ما باشد.
👈 در اینجا یک تعریف جامع که ذهن اگاهی را به عنوان یک کیفیتی مورد توجه قرار می دهد و میگوید؛ که هر انسان در حال حاضر دارای ذهن اگاه میباشد، و فقط نیاز به انست که به آن بیشتر توجه کنیم. در نتیجه ذهن اگاهی توانایی اساسی انسانی است.‌

در حالی که ذهن اگاهی ذاتی است، می توان از طریق تکنیک های اثبات شده، مانند مدیتیشن نشسته، در حال راه رفتن، ایستادن و غیره در حال حرکت تمرین شود. مکث کوتاهی که ما به زندگی روزمره میبخشیم و ادغام تمرین مدیتیشن با فعالیت های دیگر مانند یوگا و ورزش و غیره میتواند بسیاری از بیماریها و اختلالات را درمان باشد. این روش ها بخصوص برای افراد با وسواس فکری عملی بسیار موثر است. علت اثر آن در کتابهای علمی به این‌ گونه ذکر شده که افراد وسواسی کنترل شدید بروی رفتار و افکار خود دارند و با این‌ روش ذهن آنها در تصمیم گیری آرامش بیشتری خواهد داشت و ذهن اگاهی حس کنترل را به خوبی مدیریت میکنند. یعنی از آن حالت اجباری وسواس کاسته میشود.

هنگامی که ما مدیتیشن میکنیم و ذهن مان را اگاه میکنیم، به فایده ها فکر نمی کنیم، بلکه فقط ان کار را در ان زمان انجام می دهیم، و اگر مزایایی وجود دارد یا خیر برای ما در آن لحظه مهم نخواهد بود. هنگامی که ما ذهن خود را اگاه می کنیم، کاهش استرس صورت گرفته، در نتیجه افزایش عملکرد بوجود امده، با به دست آوردن بینش و آگاهی از طریق مشاهده ذهن ما، توجه ما به اهمیت آسایش خودمان و دیگران در زندگی ما نیز افزایش میابد.

به هنگام مدیتیشن ذهن ما زمانی را در زندگی ما به ما هدیه میدهد که ما می توانیم قضاوت در مورد خودمان و دیگران را متوقف کنیم و کنجکاوی طبیعی ما را درمورد کار ذهن، با تجربیات ما با گرمی و مهربانی به خودمان و دیگران، وقف دهیم.
۱)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍چند نکته مهم درباره ذهن آگاهی:

1) ذهن اگاهی مبهم و یا عجیب و غریب نیست. آن در واقع خود واقعی ماست که در ان لحظه خواهیم دید. ذهن اگاهی همان چیزی است که ما در حال حاضر انجام می دهیم، همانطور که در حال حاضر هستیم - یک ملاقات با من واقعی.

2) ذهن اگاهی چیز خاصی نیست که ما انجام می دهیم. ما در حال حاضر ظرفیت حضور در حال را داریم و نیازی به تغییر ما در آن نیست. اما ما می توانیم این ویژگی های ذاتی را با شیوه های ساده ای که از لحاظ علمی به اثبات رسیده اند به نفع خودمان، عزیزانمان، دوستان و همسایگانمان، افرادی که با آنها کار می کنیم، و موسسات و سازمان هایی که ما در آن شرکت می کنیم، تغییر دهیم.

3) ما نیازی به تغییر نداریم. راه حل هایی که از ما می خواهند که ما را تغییر بدهیم یا تبدیل به چیزی شویم که ما بارها و بارها شکست خورده ایم، اشتباه میباشد. حسن ذهن اگاهی در این است که بهترین وجه ما را به ما شناسانده تا خود را آنگونه که هستیم بپذیریم. و دیگران را نیر به عنوان انسان بپذیریم.

4) ذهن اگاهی پتانسیل آن را دارد که به یک پدیده اجتماعی تبدیل شود.

👈در زیر چند دلیل اساسی برای این پتانسیل؛

🔻هر کس می تواند آن را انجام دهد
در تمرین ذهن اگاهی، ویژگی های انسانی انسان پرورش یافته و نیازی به تغییر باورها نیست. هر کس می تواند از این روش بهره برده و یادگیری ان آسان است.

🔻این یک شیوه زندگی است
ذهن اگاهی بیش از تنها یک تمرین است. این روش آگاهی و مراقبت از خود ما و محیط ما را در همه چیز ما به ارمغان می آورد‌ این روش سترس را بدون هیچ سعی اضافع کاهش میدهد.

🔻این روش مبتنی بر شواهد است
ما لازم نیست که ایمان و باور خاصی برای این روش داشته باشیم. هر دو علم و تجربه اثرات مثبت آن را برای سلامتی، شادی، کار و روابط ما نشان می دهند.

🔻این جرقه نوآوری در ماست
همانطور که ما با پیچیدگی و عدم اطمینان در حال افزایش جهان روبرو هستیم، ذهن اگاهی می تواند ما را به پاسخ های مؤثر، انعطاف پذیر و ارزان قیمت به مشکلات غیرمستقیم هدایت کند.

📍مدیتیشن (مراقبه) فقط در سر ما انجام نمیگیرد

هنگامی که ما در مورد مدیتیشن فکر می کنیم، ما می توانیم در مورد افکار ما فکر کنیم: ما قصد داریم چیزی را درک‌کنیم و آن چیزیست که درسر ما اتفاق می افتد. ولی اینجا نیاز به احساس و بدن داریم. به نظر می رسد که این بدن ما فقط کیسه های بی ریختی هستند برای حمل مغزمان. مدیتیشن یک روش سیستمی میباشد که جسم و روح و روان را با یکدیگر پیوند میدهد. در محضر استادی برای مدیتیشن بودیم و او از خواص مدیتیشن میگفت. مدیتیشن درست فیل را به بالای درخت میبرد بدون آنکه او متوجه شود.

این رویکرد مراقبه می تواند آنطور به نظر رسد که شناوریم - ما لازم نیست راه برویم. ما فقط می توانیم بیدار شویم! در مراقبه بیداری صورت میگیرد.

اما مراقبه در بدن‌شروع و در بدن پایان می یابد. این شامل بعد زمانیست برای توجه به جایی که ما در ان هستیم و اتفاقی که برایمان رخ میدهد، و شروع به آگاه سازی در مورد بدن ما و احساس بدن ما صورت میگیرد. این عمل بسیار آرام است، زیرا بدن ما دارای ریتم های داخلی است که به ما کمک می کند تا آرامش داشته باشیم اگر این شانس تجربه را به خودمان بدهیم.

م. ستودگان

۲)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍گذر از اضطراب با تکنیک ساده تنفس شکمی

وقتی احساس کنیم که ذهن ما آرام نیست و نگرانیم, دراز کشیده یا نشسته با کمر صاف با باز دم شروع می کنیم و تا جای ممکن عمیقا عمل بازدم انجام داده و تمامی هوای موجود در ریه های خود را اگاهانه خارج می کنیم. با این برون ریزی احساسات ما نیز از ذهن ما خارج میشوند، زیرا همه چیز با تنفس ما در ارتباط است (PHخون بخاطر تنفس درست تغییر میکند).
پس از این بازدم عمیق هنگامی که شکم ما به سمت داخل مثل عکس بالا کشیده شده است تا 6 میشماریم، مثلا 4 ثانیه حبس بازدم داشته و صبر کرده و بعد از آن عمل دم را به طور عمیق انجام داده تا 6 می شماریم. دوباره برای چند ثانیه حبس دم داشته و صبر می کنیم. مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد 6-4-6. به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه می دهیم و از تنفس خود اگاهانه یک ریتم می سازیم.
پس از چند دقیقه احساس خواهیم کرد تمامی تن و روان ما تغییر کرده و حالت مضطرب گونه و سترس قبلی ما ناپدید شده. ما احساس و حال جدیدی را تجربه می کنیم. در این حالت آرامش میتوانیم ماهیچه های خود با ریلکسیشن تقویت کنیم.

دکتر موریس ستودگان


@thinkpluswithus
Forwarded from اتچ بات
علل افسردگی و درمان افسردگی بدون دارو یعنی چه؟

دکتر موریس ستودگان


@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍 پاسخ به سوال نوشخوار ذهنی و راهکارهای پیشگیری از ان ؟

شاید اول با هم به این موضوع نگاه کنیم که نوشخوار ذهنی چه هست؟
زمانی که ما وارد یک چرخه با توجه افراطی ذهن به یک رویداد و تمرکز بیش از حد بر چرایی‌ها و نکات منفی علت آن اتفاق وارد میشیم، نشخوار ذهنی یا فکری شکل میگیره. نشخوار فکری یک نوع گفتگوی درونی ما با خود ماست که این گفتگوی درونی در مواردی بسیار مخرب بوده و سلامت روان ما را تحت تاثیر قرار میدهد. همه ما در طول زندگی در شرایط پر از استرس دچار نشخوار فکری می‌شویم (👈توجه: کنترل سترس میتواند از نوشخوار فکری مخرب پیشگیری کند.) اما آنچه که از اهمیت بالایی برخوردار هست, سبک مقابله ما از طرفی با استرس و از طرف دیگر با نوشخوارهاست.
گفتگوهای درونی ما گرچه ریشه در فکرها و احساس های حلقوی درونی ما دارند اما متاسفانه این فکرها و احساس های ناشی از انها اغلب مفید و موثر واقع نمی‌شوند. اگر تمرکز ذهن ما بیشتر بر جنبه‌های منفی یک اتفاق در گذشته باشد و یا تکرار مداوم خاطرات منفی گرد تبدیل به نشخوارهای ذهنی می‌شوند. همانطور که قبلا گفتم و بارها نوشتم نشخوارهای ذهنی ما به نوعی توجه بیش از اندازه و نیاز نسبت به رویدادهای گذشته ما هستند. حتما میپرسید چرا گذشته چون فرق نشخوار فکری با نگرانی در این نکته نهفته است, که نگرانی‌ها یا همان استرس‌ها و اضطراب‌های ما اغلب معطوف به رویدادهایی هستند که در آینده‌ شاید رخ بدهند (👈توجه: در اینجا باید از تکنیک پیشگیری از نگرانی ها و افکار ناکارامد ذهنی استفاده کنیم). زمانیکه که ما نشخوار ذهنی داریم تنها به جنبه‌های انتزاعی یا فلسفی اتفاقات در گذشته معمولا نه چندان دور فکر می‌کنیم. در اینجا به چون و چرایی‌ها میپردازیم که نه تنها کمکی به تغییر موقعیت در گذشته نمیکند، بلکه بررسی راهکارهای جدید حل مشکلات در زمان حال نیز برای پیشگیری مجدد انگونه اتفاق ها را نافرجام میکند. گفته باشم که بین نوشخوارذهنی و اختلال وسواس فکری تفاوتهایی وجود دارد. لزوما اگر شخصی نوشخوار ذهنی دارد دچار اختلال وسواس فکری نیست ولی برعکس طبیعتا قابل پیش بینی میباشد.

در اینجا قابل ذکر هست که بگویم ایا شخص نوشخوار کننده:

الف) دچار افکار منفی نیست؟
ب) مهارت حل مسیله را میشناسد؟
پ) دچار تحریفهای شناختی نشده؟ (1. تفکر همه یا هیچ, 2. تعمیم دادن, 3. نتیجه گیری سریع, 4. فاجعه انگاری, 5.شخصی کردن, 6. سفسطه کنترل, 7. سفسطه انصاف, 8. بایدها, 9. استدلال احساسی, 9. برچسب زدن ها...)
ت) دچار سوگیری شناختی نشده؟ (1. تایید خود, 2. تمرکز بر اطلاعات در دسترس, 3. اثر لنگر, 4. اثر هاله ای)

که در اینجا میتوانیم خطاهای شناختی را با این پرسشها در خود به چالش بکشیم

👈چه دلایل محکمی وجود دارد که فکرمان درست باشد؟

👈اگر دوستمان چنین فکر غیر واقعی می‌کرد به او چه پاسخی میدادم؟

👈آیا نتایج همانطور که من فکر می‌کنم اتفاق می‌افتد و یا راه دیگری برای جلوگیری از نتایج منفی وجود ندارد؟

👈افکارم چه فواید و مضراتی برای من به همراه دارد؟

در پست بعدی به روشهای مقابله با نوشخوار فکری خواهم پرداخت.

دکتر موریس ستودگان


ادامه دارد...

1
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍بعد از تعریف از نوشخوار ذهنی به روشهای فارغ شدن از نشخوار ذهنی میپردازیم؟

خوشبختانه نوشخوار فکری به عنوان یک عادت مانند عادت‌های مخربی که ذهن در طول زمان آن‌ها را در خود پرورش میدهد، قابل تغییر و تعدیل هستند اما این تغییر نیاز به شناختن مشکل, نحوه افکار, صرف زمان کافی و تلاش فراوانی دارند. در زیر چند متُد شناخته شده برای بهبود سطح کیفی ذهن و درمان نشخوار فکری ارایه میدهم:

🔑1. ذهن آگاهی یکی از موثرترین روش در در درمان نشخوار فکری می باشد

همه ما از هجوم افکار در حال گذار از ذهن خود همیشه آگاه نیستیم و یا بسیاری از انها تحت اراده اگاه ما به ذهن ما خطور نمیکنند. خیلی مهم است که ببینیم چه گونه ای از فکر با چه محتوایی در حال گذر از ذهن ماست. در اینجا نمیتوانیم و یا نباید از لیبلینگ افکار بد یا خوب اغاز کنیم بلکه تنها ببیننده یا مشاهده کننده افکار خود - بدون قضاوت - باشیم . افکار را مانند ابرهایی نگاه کنیم که ازآسمان ذهن ما در حال گذر هستند و هر کدام یک بار دارد ولی می‌گذرند. یکی از نقاط مثبت مشاهده افکار کمک به آگاه شدن از آن‌ها خواهد کرد که یکی از ابتدایی ترین ولی بهترین روش‌ها برای کاهش نشخوارهای ذهنی در ماست.

🔑2. روش به تاخیر اندازی افکار ناخواسته

متاسفانه افکار ناخواسته مانند مهمان ناخوانده یکباره از پنجره ذهن وارد میشوند. هر گاه در طول یک روز کاری متوجه حضور نشخوار ذهنی شدیم کمی صبر میکنیم و به افکارمان می گوییم: الان وقت ندارم؛ مثلا برو و راس ساعت 9 شب برگرد و انزمان به تو خواهم پرداخت - اینگونه افکارمان را مدیریت و برنامه ریزی میکنیم. این روش کمک میکند تا صاحب افکار خود باشیم و انها را هدایت کنیم.

🔑 3. روش منحرف کردن فکر روشی برای تعدیل نشخوار ذهنی

در این روش این روش ما هر گاه در هجوم افکار منفی قرار می‌گیریم, آنها را اگاهانه به سوی روشن بینی یا مثبت اندیشی هدایت می‌کنیم. به این مفهوم که اگر ذهن ما شروع به ارزیابی‌ منفی در مورد یک رویداد می کند جهت آن را به سوی دست آوردهای مثبتی که می‌تواند داشته باشد برگردانیم - در واقع انسوی سکه را ببینیم. این جایگزینی کمک می کند تا نقاط روشن را به جای دیدن نقاط تیره قرار دهیم و به ما کارآیی یکی از روش‌های شناختی در زمینه بهبود نشخوار ذهنی را نشان میدهد.

🔑4. روش فاجعه انگاری در درمان نوشخوار فکری موثر است

هنگامیکه هجوم نوشخوار ذهنی ما را به سوی ناتوانی سوق میدهد شناختن افکار را که قبلا نام بردم با این روش که به بدترین رویدادی که می‌توانست اتفاق بیوفتد, پیوند میزنیم. این تکنیک در مورد نوعی از نشخوار ذهنی که معطوف به آینده است، بسیار مؤثر خواهد بود. وقتی به بدترین نتیجه یک حادثه فکر کنیم کمتر از آنچه به وقوع خواهد پیوست نگران خواهیم شد. این روشی در پیشگیری بکاربرده می‌شود که ذهن را اینگونه برای رویارویی با یک واقعه آماده کنیم.

🔑5. روش نوشتن افکار در درمان نوشخوار ذهنی

وقتی افکار را می‌نویسیم در واقع یک موضوع سرگردان در ذهنی را به فیلمنامه تبدیل می‌کنیم. یعنی محصول افکار خود را بروی کاغذ میبینیم. در این پروسه امکان کنترل بیشتر افکار را فراهم می‌کنیم. وقتی که می‌نویسیم, تعداد افکاری که ذهنمان را مشغول کرده کمتر از چیزی است که تصور می‌شد و وقتی بروی کاغذ امد باعث می‌شود آن‌ها را به بزرگی که قلمداد می‌کردیم تلقی نکنیم . این تبدیل ذهن را خود به خود به دنبال راه حل گشتن وا می‌دارد.

🔑6. روش کاریکاتورسازی

افکار محرک ذهنمان را تبدیل به یک صحنه کاریکاتور می کنیم. افراد, رابطه‌ ها, و رویدادها را در قالبی طنز آمیز به صورت نقاشی در یک دفتر ترسیم میکنیم. نگاه طنازانه به رویدادها یک راهکار خلاقانه و نسبی سازی مشکل و برای خاموش کردن نشخوار ذهنی مفید است.

🔑7. روش ماموریت جدید

گاها نشخوارهای ذهنی در زمانی که ذهنمان ازاد است ایجاد می‌شود. هرگاه این واگویه‌ها را احساس کردیم برای خود اگاهانه یک ماموریت جدید ایجاد میکنیم: مثلا با دوستی برنامه دیدار و یا شاید ورزش, سینما یا گفتگو در باره کتابی را در ذهن پرورش میدهیم.

🔑8. یادگیری مهارت حل مسئله

در نشخوار ذهنی بیشتر به سؤال‌های انتزاعی فکر می‌کنیم و راه‌حل‌ها را نادیده می‌گیریم. برای مثال مدام از خود می‌پپرسیم: «چرا این اتفاق برای من دوباره رخ داد؟ چرا مادرم ان چیز را به من گفت؟ چرا نمی‌توانم با همسرم...؟» اینگونه وقتی که به فکر راه‌حل هم باشیم در آخر ناامید شده و گمان می‌کنیم که هیچ توانایی در این زمینه و در حل مشکلاتمان نداریم.
در اینزمان بایستی با دید بازتری به مشکلات نگاه کرده و تلاش کنیم که حداقل یک راه حل برای هر مسئله پیش آمده بروی کاغذ یادداشت کنیم. به دنبال راهکارهای مفید باشیم؛ ما حتی می‌توانیم از همسر, دوست و یا همکار خود برای حل همان مشکل راه حلی بخواهیم ...

پایان

دکتر موریس ستودگان

2
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
حتما تاکنون واژه سانتیمنتال احساسات گرایی (sentimentality) را شنیده اید. در واقع این واژه بیشتر به فکر کردن دربارۂ احساسات اشاره میکند تا تجربه عینی و معتبر خود احساس.

برای روشن شدن این مطلب تولستوی در کتابش از بانوان سزار روسی می‌نویسد که در تئاتر شهر ساعتها میتوانند سانتیمنتال اشک بریزند ولی همان بانوان نسبت به کالسکه‌چی خودشان که بیرون در سرمای زیر بیست درجه شهر مسکو در انتظار انها چهار ساعت از سرما یخ می‌زنند، کاملا بی تفاوت هستند - حتی به ذهنشان دقیقه ای خطور نمیکند که انها کالسکه چی هستند و نه اسب.

احساسات گرایی یا "تظاهر به احساس داشتن" به این واقعیت کاذب میبالد که من هم نیز قوه عاطفی دارم, اما همه چیز به شکل ذهنی در همین جا آغاز و به همین جا ختم می‌شود و در واقعیت عینی جایی پیدا نمیکند.

حال اگر همین احساس در واقعیت بتواند به یک تجربه عینی و معتبر تبدیل شود, توجه و اهمیت دادن به سوژه خواهد بود که دیگر سانتیمنتال نیست بلکه ریشه در مهر و محبت خواهد داشت که به صورت واقعی تجربه و درک میشود.

در اینجا میتوان تفاوت احساس محبت که توجه و اهمیت و ارزش دادن به شخصی یا چیزی واقعی میباشد را با احساسات گرایی که تنها فکر کردن است, را تشخیص داد.

دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈اول باید تعریف کوتاهی داشته باشیم تا فرق این دو رو بشناسیم. میتوانیم اینطور خلاصه کنیم شرمساری لزوما با یک اتفاق واحد رخ نمی‌دهد، بلکه مجموعه‌ای از اتفاقات و زخم‌های روحی و روانی است که به ارزش شخصی ما لطمه وارد می‌کند. وقتی خطایی از ما سر می‌زند احساس گناه می‌کنیم،‌ یا اشتباهی کوچک در جمع باعث احساس تحقیر و خجالت ما می‌شود. اما زمانی که فکر می‌کنیم اشتباه هستیم، احساس شرم به سراغ ما آمده‌است: 「به طرحواره نقص شرم فکر کنید که در سیستم خانواده از والد سخت گیر و تنبیه گر و کنترل گر به کودک انتقال داده میشه: تو هرگز کافی نیستی: اعتماد بنفس پایین و عزت نفس ناکافی」.

[احساس گناه بدون شرم] پس احساس گناه به رفتار ما برمیگردد و قابل جبران است و ما میتونیم نهایتا با آن کنار بیاییم و به زندگی خود ادامه دهیم چون میتوانیم مسیولیت آنرا بپذیریم. ولی احساس شرم به شخصیت و موجودیت ما حمله میکند [احساس شرم بدون گناه] پس اگر ما بتوانیم بار احساسی اتفاقات را روی انتخاب و اختیار خود ما بگذاریم به احساس گناه تبدیل میشود و قابل جبران وقابل تحمل تر میشود چون دیگر نسبت به خودمان احساس بدی نداریم. یعنی شخصیت ما مورد حمله قرار نمیگیرد و ان رفتار هست که فقط قسمتی از کل هست.

احساس شرم —-> حمله به شخصیت خود —-> احساس بی ارزشی و بد بودن —-> غمگین شدن -> شکل گیری خشم منفعل ->  بی‌ارزشی، بی‌بهایی و حقارت...

رویکردها و رفتار پس از احساس شرم در افراد:
1.انکار , 2.توجیه, 3.فرار و حاشیه رفتن

👈احساس گناه یک هیجان خودآگاه در ماست که با احساسی دردناک ناشی از عمل یا تصور از عملی اشتباهی همراه هست.

احساس گناه –> حمله به رفتار یا عمل خود که بر خلاف ارزشهای فردی یا اجتماعی هست–> احساس بد پشیمانی بابت رفتار و عمل انجام شده —-> خشم از خود

نتیجه: احساس گناه با رفتار خطا مرتبط است، شرم با خود یا شخصیت فرد در ارتباط هست.

شاید برای درک بیشتر این مقوله لازم باشه به فرایند نظریه اسناد (آبژه ها) رفتار را نگاه کنیم که میتونه احساس گناه یا شرم شکل بده و سپس آن را بر پایه همرایی(consensus)، پایداری (consistency)، و دگرسانی (distinctiveness) ارزیابی کنیم. چرا که شرم و گناه به دو هیجان مربوط می‌شود که تری‌سی و رابینز نشان دادند که احساس شرم با اسنادهای درونی، پایدار و کنترل‌ناپذیر، در حالیکه احساس گناه با اسنادهای درونی، ناپایدار و کنترل‌پذیر قابل بررسی هستند.

منابع خواندنی در این زمینه:

تانجنی، واگنر و گرمزو 1992
تری‌سی و رابینز 2006
گیلبرت، ,2000, 1992، 1998


ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍شش گام در تغییر تله زندگی "محرومیت هیجانی"

محرومیت های هیجانی بر سه دسته اند:
👈محرومیت از محبت
👈محرومیت از همدلی
👈 محرومیت از حمایت

📍چه کسانی به این محرومیت هیجانی مبتلا میشوند؟
کودکانی که از کودکی از والدین خود به اندازه کافی سه مورد نامبرده بالا را دریافت نکنند، میتوانند دچار این محرومیت بشوند.

👈۱.‌ محرومیت از محبت. نگاهی به گذشته خود بیندازیم و ببینیم آیا به اندازه کافی از والدین ما محبت دیده ایم؟ ما را در آغوش میگرفتند و میبوسیدند؟ به اندازه کافی وقت برای ما داشتند؟ ما را دلداری و تسلی میدادند؟ اگر این به اندازه کافی انجام نشده امکان شکل گیری این نوع محرومیت هیجانی یعنی محرومیت از محبت بالاست. این محرومیت ما را ناخواسته در رابطه ها هدایت میکند و تله زندگی را بستری در رابطه ها میکند.
👈۲.محرومیت از همدلی
باید توجه کنیم که آیا در کودکی والدین ما ما را درک میکردند و احساسات ما را جدی می گرفتند و با ما و احساس ما همسو بودند؟ همدل بودند؟ به ما در مورد احساس هایشان حرف میزدند و در مورد احساس های میتوانستیم حرف بزنیم و با درک انها جدی بودند؟ اگر این تجربه را نکرده ایم و همدلی جزو مهارتهای والدین ما نبود، امکان شکل گیری این محرومیت هیجانی یعنی محرومیت از همدلی بالاست.
👈۳. محرومیت از حمایت
باید ببینیم که آیا در کودکی از والدین ما مراقبت میشدیم؟ از عملکرد آنها احساس حمایت و امنیت بدست میاوردیم؟ میشد به آنها اتکا کنیم؟ اگر این احساسات به ما داده نشد در نتیجه دچار محرومیت هیجانی از نوع محرومیت از حمایت شده ایم. و براحتی با افرادی در رابطه برخورد میکنیم که براحتی از حمایت ما چشم پوشی میکنند و باز هم به گونه ای به تله های زندگی لبیک گفته ایم.

🔑حال چگونه از این تله ها رها شویم. و تغییر در تله های زندگی بوجود بیاوریم؟

در اینجا شش گام اصلی برای این تغییر بزرگ ضروریست.
🔻گام اول: شناسایی مشکل و کسب بینش:
میبایست در تنهایی خود وقت کافی بگذاریم و به رفتار گذشته والدین خود فکر کنیم. و همه نشانه های محرومیت ها که در بالا گفته شد را مرور کنیم. خاطرات را مرور میکنیم تا بتوانیم محرومیت ها را شناسایی کنیم. در واقع بینش جدید در مورد رفتار آنها و خود ما بدست بیاوریم. یعنی ریشه یابی مشکلات در اینجا صورت میگیرد.

🔻گام دوم: بررسی موقعیت فعلی محرومیت و تکرار آن در زندگی فعلی و روابط ما:
این میتواند در حالات و روابط متفاوت به صورت مختلف باشد. مثلا ممکن است که یک نامزدی یا همسری داشته باشیم که مثل مادر یا پدر ما سرد است و در دسترس نیست. رفتاری در اینجا تکرار میشود که در کودکی تجربی شده. این به این معناست که در تله زندگی خود به دام افتاده ایم.

🔻گام سوم: بررسی رفتار ما در روابط فعلی و گذشته با دیگران:
مثلا اگر نامزد یا دوست و همسر ما سرد نسبت به ما سرد است، باید ببینیم که در گذشته رفتار ما چگونه بوده. آیا وقتی به ما محبت میکرده، وانمود کردیم که نیاز به محبت نداریم و یا به او احساس دادیم که اظهارات او را باور نداریم. این به این دلیل هست که طرحواره ناباوری ما به مهربانی و محبت از والدین شکل گرفته و در ناخودآگاه ذخیره شده. به این دلیل باور نداریم که شخصی میتواند مهربان باشد و به ما محبت کند. در نتیجه رفتار ما عکسالعمل انها و سردی انها را تعریف میکند. ما در واقع همان رفتاری را میکنیم که آموختیم. به همین جهت باید دوباره بیاموزیم.

🔻گام چهارم: نسبت به افراد سرد و بی محبت کم‌ توجه باشیم و جذب نشویم:

این گام آسان نیست ولی به مرور زمان و تکنیک بعدی قابل یادگیری میباشد. مثلا اگر به شخصی علاقه مند شده ایم قبل از اینکه وارد رابطه بشویم به "جذابیت و کشش شخص" برای ما از بین ۱ تا ۱۰ یک عدد بدهیم. اگر عدد زیر ۶ بود این رابطه میتواند اوکی باشد و رابطه ما سرد و بی محبت نخواهد شد. اگر بالای ۶ تا ۱۰ باشد احتمالا ما وارد یک تله زندگی با این شخص خواهیم شد. پس جذب سریع خطرناک تر است. حتما بازنگری به ویژه گی های شخص داشته باشیم. بسیار مهم هست.

🔻گام پنجم؛ ارتباط با افرادی که بیان احساسات با آنها برای ما راحت تر است و احساس محدودیت نمیکنیم. این شامل ان افراد تا ۶ میشود. با این اشخاص میتوانیم در مورد نیاز های ما صحبت کنیم. بی نیاز نمایی در روابط میتواند رابطه را نابود کند. در نتیجه میبایست از اول رابطه در مورد نیازها و مشکلات
صحبت کرد.

🔻گام ششم: انتظارات و توقعات ما را کاهش دهیم و طرف مقابل را مسئول و مقصر برای همه چیز ندانیم. باید در گفتگوها آن مواردی را که در رابطه ارضا نمیشود، نامبرده و تصحیح شود و همه رابطه را یکباره زیر سوال نبریم. به مشکل و نیاز خود اسم باید بدهیم و نه با مقصر کردن دیگران خودمان را بهتر جلوه دهیم.

با این شش گام میتوانیم رابطه های ما را بسازیم و وارد تله زندگی نشویم.

گردآوری: دکتر موریس ستودگان💫
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫🔑💫💫

از دید سیستمی گاهی باید ساعتی را با خود خلوت کرد و مقوله هایی را با خود بازتاب کرد. گاهی حتی بر اثر گذر سریع زمان فرصت فکر کردن به مقوله هایی که روزانه بارها استفاده میکنیم و تقریبا جزو هابیتوس عادتهای ما شده را نداریم. اما از دید روانشناسی، معرفت شناسی و خودشناسی که سیستم را شامل میشود، در امر پذیرش خویش و دیگران و پذیرش موقعیتها که همیشه انتخاب ما نیستند بازتاب نیاز است تا از سنگلاخ زندگی بتوانیم برای ساختن جاده ای نسبتا هموار استفاده کنیم. این سه پذیرش 《خود، دیگری و موقعیت》 از اصول تراپی و تغییر در رابطه ها، موقعیت ها و بهسازی زندگی میباشند. یک لیست بی انتها از این مقوله ها میتوانیم بسازیم و هر گاهی آنرا تکمیل، تصحیح و با ارزشهای جدید محک بزنیم. این تعریف ها برای صندوقچه ارزشهای خویش میباشد. صندوقچه شما در اختیار شماست اما بازتاب آن امری واجب است، چرا که ما فقط برای خود زندگی نمیکنیم بلکه مسیولیت همزیستی، اموزش، والد بودن را داریم و همواره عضوی از یک سیستم در حال آموزش و تغییر هستیم. چرا این تغییرات را مثبت هادی و همگام نباشیم.

📍مسئولیت چیست؟
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
📍ارزش چیست؟
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
📍عشق چیست؟
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
📍بخشش چیست؟
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
📍 اعتماد چیست؟
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
📍ترس چیست؟
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد...!
📍عادت (سم) چیست؟
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
📍 حسادت چیست؟
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
📍 خشم چیست؟
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
📍 نفرت چیست؟
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
📍 کینه چیست؟
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
این لیست را شما ادامه دهید...
م. ستودگان💫
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت اول

📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.

پیوند درونی یک فرایند شش گامی قدرتمند برای خود درمانی ماست. پیوند ما با خود ما و تعادل بین دنیای درون و برون ماست. در واقع یک نقشه راهگشا برای یادگیری و چگونگی دوست داشتن ما از خودمان را ارائه می دهد که نیاز به هیچ وسیله یا کتاب خاصی نیست. چیزی که نیاز داریم با خود مان صادق باشیم و این روش را تکرار کنیم. در این روش یاد میگیریم که خود را رها (بی اعتنایی به نیاز خود) و وابسته دیگران نکنیم. مسیولیت عمل خود را بپذیریم و خوشبختی مان را وابسته به دیگران یا سرنوشت و یا غیره نکنیم.

یادگیری و تمرین این شش مرحله به تدریج باعث خواهد شد تا خودمان را دوست داشته باشیم تا بتوانیم خودمان را بپذیریم. مگر غیر از این است که خوشبختی ما منوط بر پذیرش ما توسط خود ماست؟ مگر غیر این است که رسالت ما خودشناسی میباشد؟ مگر غیر این است تا عاشق خود نباشیم عشق به دیگری جز وابستگی رنگ دیگری نخواهد داشت؟

👈شش مرحله پذیرش خود و یا پیوند درونی:

🔑1. اماده باشیم تا درد را احساس کرده و مسئولیت احساسمان را بپذیریم.

احساسات ما اطلاعاتی هستند که به ما پیام می دهند که آیا ما خودمان را دوست داریم یا خودمان را نپذیرفته ایم و یا دیگران را دوست داریم و انها را فقط کنترل می کنیم.‌..

🔻گام اول: نیاز به یک مکان ارام و کمی وقت است. خلاقیت ذهنی ما اکنون مورد نیاز است. در یک جا می نشینیم. ارام و مناسب برای این تمرین. شروع به نفس کشیدن ارام و طبیعی میکنیم. حضور ذهن ما در راستای نفس کشیدن ماست و احساس حضور ما در اینجا و در بدن میبایست در واقع قابل احساس گردد و در این لحظه احساسات دیگر را نادیده میگیریم. این تنفس در واقع حرکت بسمت احساسات ماست تا اینکه از اشکال مختلف از خود رها شدن نیز جلوگیری کنیم، از رها شدن منظورم در احساس خود لااُبالی گشتن است؛ مثل اینکه در سر خود متمرکز شویم، خودمان را قضاوت کنیم، به عادت بیفتیم یا شخص دیگری را مسئول احساسات خود بدانیم.

🔑2. به قصد یادگیری تنفس را ادامه میدهیم.

در پیوند درونی، در هر لحظه فقط دو مانع ممکن وجود دارد که پیوند را شکل ندهد:

الف) مقاومت در برابر درد، اجتناب از مسئولیت آن از طریق اشکال مختلف

ب) عادت به چیزهای بیخوده و کنترل رفتار دیگران

برای یادگیری در مورد آنچه که انجام می دهیم یا فکر می کنیم که ممکن است باعث درد ما شود - یا اینکه ممکن است بین ما و شخص یا موقعیت دیگر اتفاق بیفتد، به طوری که ما بتوانیم به نفع خودمان به انجام اقدامات دوستانه برویم و این به این دلیل است که ما میخواهیم خود را درمان کنیم و دوست داشته باشیم.

اکنون اگاهانه حضور والای خود را به قلبم دعوت میکنم. و وقتی احساس کردم در حال حضور دارم، آگاهانه برای یادگیری اینکه چگونه خود را بپذیریم قلبم را باز و اماده پذیرش میکنم. و پرتو نور دوست داشتن را بر قلبم خوش آمد میگویم. تنفس های اگاه و ارام ما خوش امدیست به این میهمانی.

🔑3. در اینجا درباره باورهای نادرست خودمان بازتاب میکنیم.

قدم سوم، فرایند عمیق و گاهی دردناک و یا پر از امید از اکتشاف باور درون ماست. یادگیری در مورد باورها و رفتارهای ما. و همچنین این قدم‌ شناسایی فردی دیگر یا موقعیتی است که ممکن است سبب درد و نارضایتی در ما گشته است.

احساس خود را از خود میپرسیم! کودک درون من بیدار است. "من فکر می کنم به چیزی که عملکرد من است و ان موجب احساس درد و یا اضطراب، افسردگی، گناه، شرم، حسادت، خشم، تنهایی و یا احساس خالی بودن در من می شود؟"
مهم است که عجله نکنیم. به درون خود گوش دهیم. "صدایی" که می شنویم و احساسی که بروز میکند به آن خوشامد میگویم. اجازه دهیم جواب از داخل بیاید - از عمق احساسات ما.

هنگامی که ما " با من زخمی شده" درک می کنیم و پاسخ می گیریم که چه چیزی سبب درد ما میشود، انگاه با خودِ زخمی درونمان آشنا می شویم تا درک ترس و باورهای نادرست که منجر به پندار و کردارمان میشود، را بشناسیم تا به علل نادیده گرفتن نیازهای خود (رها کردن خود) و نپذیرفتن خویش قدمی نزدیکتر شویم.

اگر احساس تنهایی، شکست قلبی یا ناراحتی از کسی داریم، از خودمان سوال می کنیم که بین ما و شخص دیگر چه اتفاقی افتاد که باعث این همه احساسات دردناک گشته.

ادامه دارد
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت دوم

📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.

🔑4. گفتگو با غرور سالم خود

ممکن است فکر کنیم چرا با غرورم باید رابطه برقرار کنیم. زیرا بسیاری از ما گاهی غرور را کمتر مثبت میبینیم. اما اینطور نیست مغرور بودن میتواند حتی برای اعتماد بنفس ما و عزت نفس ما سالم باشد. البته نه تا حد نارسیسم.
با توجه به اینکه قلب خود را باز میکنیم و قدمهای یک تا سه را انجام میدهیم و موقعیت خود را درک کرده باشیم که میخواهیم خود را دوست داشته باشیم و درمان کنیم، می توانیم با غرور سالم براحتی رابطه برقرار کنیم.

کلید این است که برای یادگیری در مورد عشق به خودمان کاملا قلب خود را باز کنیم و پذیرای انرژی مثبت باشیم. پاسخ ها ممکن است بلافاصله دریافت شود و یا گاهی زمان نیاز میباشد. تا ما ‌کردارمان را درک نکنیم، نپذیریم و دیگران را در این پروسه نبخشیم، عشق به خود یک پروسه دراز مدت تر خواهد شد. ‌پاسخ هایی که می جوییم در قبال سوالهای ما ممکن است در کلمات حضور پیدا کنند مثلا جمله ای را در کتابی دیده باشیم و از ذهنمان خطور کند و یا تصاویری دیده باشیم که ما را سریعا متصل میکنند و یا در رویاهای ما پیش میایند و ما را اگاه میکنند (گر چه رویا خود بخشی از عملکرد ناخودآگاه میباشد). هنگامی که قلب ما برای یادگیری باز است، پاسخ ها آماده خواهند شد.

🔑5. اقدام "عشق به خود" و یا خود پذیری در مرحله چهارم را خوب فرا بگیریم.

ما قلب خود را برای احساس درد اماده و باز کرده ایم، ما اماده به یادگیری هستیم و به آموزنده ای تغییر کرده ایم، گفتگو با احساسات خود را آغاز کرده ایم، و از راهنمایی های معنوی خود کمک میگیریم. کاینات همیشه پاسخی را برای سوال ما دارند. ما ارزشمندیم که در این سیستم هستی برای بودن دعوت شده ایم. در مرحله پنجم، ما اقدامی برای عشق به خود میکنیم که مرحمی بر زخمهای درون در طول زمان میگردد. زخمهای ما، عادت، شرم، دروغ، اضطراب و افسردگی و غیره که نتیجه از خود واقعی فرار کردن و خود را رها کردن و نبخشیدن است.
ما باور داریم که قدمهای ما بهبود بخش است. ما باور داریم که بخشی از این سیستم هستی میباشیم و برای تقبل مسیولیت خود آماده ایم. هر چیزی که من را از خود واقعی من دور کند را خواهم شناخت و با عشق به خود آنرا بازتاب میکنم.

گاهی اوقات مردم به "احساس خود دوست داشتن" همانند خود بهتر بینی فکر می کنند، اما اینطور نیست. اینگونه افراد هنوز بدنبال خود درمانی با عشق به خود نیستند و در قضاوت دیگران چاقوی مهارت خود را تیز میکنند. از اینگونه افراد دلسرد نشوید بلکه به آنها عشق بورزید.

یک راه خوب برای تثبیت عشق به خودمان این است که با تأکید بر عمل؛ یعنی، "چه چیزی می توانم برای دوست داشتن خودم انجام دهم؟" تا آنرا در خود رشد دهم به جای "چگونه می توانم عشق به خودم را احساس کنم؟". در این جا میتوانیم لیستی ساده از کارهایی که دوست دارم دا تهیه کنیم و آنرا عملی کنیم.

🔑6. عمل خود را ارزیابی کنیم.

هنگامی که اقدام این ۵ قدم برایمان مقدور شد، به درون خود مینگریم و می بینیم که آیا درد، خشم و شرم ما بهبودی حاصل کرده. اگر خیر، ما از طریق این ۵ مرحله به عقب برمیگردیم و دوباره شروع میکنیم تا حقیقت و اقدامات عشق به خود را دریابیم. با آگاهی بر اینکه عشق به خود که صلح، شادی و حس عمیق ارزش ذاتی را به ما هدیه میکند، نتیجه خود درمانی، پذیرش ما و نهایتا پذیرش دیگران و موقعیت است و رمز خوشبختی!

با گذشت زمان، ما کشف خواهیم کرد که دوست داشتن خودمان همه چیز را در زندگی ما بهبود می بخشد - روابط، سلامتی و رفاه ما، توانایی ما برای بهبودی ما و براورده شدن رویاها و عزت نفس ما. دوست داشتن و ارتباط با خود، کلید برقراری ارتباط با دیگران و برقراری ارتباط دوستانه است. دوست داشتن خودمان چیزی است که ما را قادر می سازد فرکانس خود را بالا ببریم و با روحیه والا همکاری کنیم. دوست داشتن خودمان کلید ایجاد یک پیوند درونی و در نتیجه یک زندگی پرشور، تحقق یافته و سبب شادمانی است.

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
دکتر موریس ستودگان

📍 نیازهای اساسی کودکان

برآورده سازی نیازهای اساسی کودکان از اینرو مهم است تا کودکان بتوانند از دید روانی به افراد بالغ و سالم پرورش یابند. نیازهای زیر به ویژه مهم هستند:
(1) نیاز به امنیت، "بنای پایدار یا پایایی سیستم": کودکان به یک فرد بالغ قابل اعتماد نیاز دارند که بتوانند به آن اعتماد کنند. بزرگسالی که از آنها مراقبت می کند و به آنها فرصت می دهد تا در یک محیط امن رشد و نمو پیدا کنند.

(2) نیاز به ارامش و همبستگی با افراد دیگر: کودکان به امنیت و همبستگی با دیگران و فرصت به اشتراک گذاشتن تجربیات، افکار و احساسات خود با دیگران را نیاز دارند.

(3) نیاز به خودمختاری و استقلال: کودکان به محیط امنی نیاز دارند که بتوانند جهان را آنگونه که میبینند, کشف کنند. هدف از رشد کودک به بزرگسال این است که روی پاهای خود بایستید و مستقل با روانی سالم فکر کند و تصمیم گرفته و مسیولیت بپذیرید. والدین خوب و سایر مربیان به تدریج به کودکان این امکان را می دهند تا از بزرگسالان مستقل و جدا شوند.

(4) نیاز به توجه و دیده شدن, شناخت، تشویق و پذیرش: كودكان برای قدرتمند و سالم بودن نیاز به قدردانی از آنچه که انجام میدهند, دارند. تا بتواند اعتماد به نفس و عزت نفس را پرورش دهند. کودکان را باید به خاطر آنچه انجام می دهند و آنچه می توانند انجام دهند، پذیرفت و برای آنها ارزش قائل شد. این توجه و تشویق تنها به شرایط خاصی مثلاً عملکرد کودک مرتبط نمیشود حتی میتواند به گونه افکار او هم مرتبط گردد.

(5) آزادی و برقراری ارتباط: کودک با بیان افکار و باور، احساسات و نیازهای خود به ما امکان میدهد او را شناخته و در استفاده او از ازادی فردی او و ساختن ارزشها تشویق کنیم. هرگز نباید با قوانین سختگیرانه کودک و احساساتش سرکوب شوند.

(6) مرزهای واقع بینانه: کودکان برای اینکه در جامعه با دیگران زندگی کنند ، به قوانین اجتماعی سالم نیاز دارند. آنها باید بدانند چه موقع مجبورند ابراز احساسات خود را هنگام برخورد با دیگران محدود كنند و چه زمانی می توانند این مسئله را مدیریت كنند. کودکاتگن ما به توانایی مقابله مناسب با اشتباهات، شکست ها و ناامیدی ها نیاز دارند تا مرزهای خود را بشناسند. آنها باید یاد بگیرند که وظایفی دارند و بعضی اوقات کارهای خسته کننده ای باید انجام دهند اما تداوم در ان لازم است.

(7) عشق و توجه: کودکان به توجه، نزدیکی جسمی و عاطفی، عشق و توجه نیاز دارند.

(8) خودانگیختگی، سرگرمی و بازی: کودکان نیاز به فضا برای بازیگوشی مناسب سن، پرشوری , خوشحالی و خودجوشی احتیاج دارند.

مراقب نیازهای کودکان خود باشیم.

@thinkpluswithus 2021
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈مشاوره ازدواج 👉
📍 چه عواملی را برای ازدواج در نظر بگیریم؟

موضوع؛ مشاوره ازدواج یا مشاوره قبل از ازدواج: ملاک های ازدواج ، سن ازدواج ، 

معمولا جامعه را در اولین تقسیم بندی به چند نهاد اصلی تقسیم میکنند. نهاد خانواده، نهاد آموزش، اقتصاد، حکومت و دین و در جوامع پیشرفته نهاد علم نیز در سده اخیر به نهادهای اجتماعی اضافه شده است. نهاد خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که با ازدواج آغاز میشود. بنابراین، ازدواج از آنجا که مراسم آغازین این نهاد مهم اجتماعی است اهمیت بنیادین و پایه ای دارد . سنگ بنای نهاد خانواده در ازدواج گذاشته میشود و ما از دیرباز معتقد بوده ایم که:
خشت اول چون نهد معمار کج             تا ثریا میرود دیوار کج

ما در انتخاب خانواده ای که در آن به دنیا آمدهایم هیچ گونه اختیاری نداشته ایم، اما معمار خانواده آتی خود خواهیم بود.  هرچند ازدواج همه امر خانواده نیست اما خشت اول و سنگ بنای خانواده است. بنابراین یکی از مهمترین مسایل در نهاد خانواده، ازدواج و مسایل پیرامون آن است. ازدواج یک نقطه عطف در زندگی انسان است و یکی از مهمترین تصمیمات طول زندگی فرد است. با ازدواج خانواده تشکیل میشود و نظام خویشاوندی شکل میگیرد و نسل بقا مییابد.

برای اینکه به لزوم آموزش پیش از ازدواج اندکی واقعبینانه تر نگاه کنیم، ازدواج را با گرفتن گواهینامه رانندگی مقایسه میکنیم.

👈 گرفتن گواهینامه رانندگی در مقایسه با عقد ازدواج

برای گرفتن گواهی نامه رانندگی چه کارهایی لازم است؟

برای گرفتن گواهینامه رانندگی شما لازم است که سه مرحله زیر را طی کنید.

۱  معاینه چشم و آزمون بینایی

۲  امتحان آییننامه و قوانین رانندگی

۳  امتحان رانندگی و اثبات مهارت رانندگی

اما برای عقد ازدواج تنها حضور در یک دفتر ثبت ازدواج همراه با دو شاهد و اجازهی پدر دختر یا جد پدری (و در صورت عدم اجازه پدر یا جد پدری با موافقت دادگاه) و پرداخت هزینه ثبت شما ازدواج میکنید. البته حضور دو شاهد و اجازه پدر یا جد پدری دختر تنها در کشورهای اسلامی مرسوم است وگرنه در کشورهای غیراسلامی افراد تنها با پرداخت هزینه ثبت ازدواج بدون هیچ کار دیگری میتوانند ازدواج کنند.

رانندگی بد در بسیاری از موارد موجب خسارت های فیزیکی و عاطفی وحشتناکی میشود، اما آیا ازدواج بد و نهایتاً طلاق، خسارتهای عاطفی، ارتباطی، مالی، افزایش تعداد کودکان تک سرپرست یا بی سرپرست و غیره را در پی ندارد؟

👈چند نفر گواهی نامه ازدواج دارند؟

بنابراین لازم است به ازدواج دست کم در حد هر برنامه مهم دیگری نگاه کرد چه رسد به اینکه ما معتقدیم یکی از مهمترین برنامه های زندگی هر فرد ازدواج اوست.

📍مشاوره ازدواج : اشتباهات دوره آشنایی

۱- هر دو سعی می کنند جنبه مثبت خود را نشان دهند (برای پوشاندن نقاط ضعف).

۲- هر کسی خود پنداره خود را می گوید نه خود واقعی اش را.
برای جلوگیری از این خطا بهتر است فرد جذابیت های خودش را روی یک کاغذ بنویسد .

جذاب دانستن خود (از جنبه واقعی)، گفتن جذابیت خود و تعریف از خود و پذیرش تعریف و تمجید دیگران نشانه و عامل عزت نفس است.

۳- خطای هاله ای :
مثلاً ادب فرد هاله ای می شود و جلوی دیدن سایر ویژگی ها را می گیرد و فرد آن ها را هم براساس ادب او قضاوت می کند. پس زوجین را به این سمت ببرید که همه ویژگی های طرف مقابل را با مصداق پیدا کند. خطای هاله ای را با مثالی از فردی مؤدب که با شما به رستوران می آید به فرد توضیح دهید:

ادب : رعایت هنجارها و احترام: مرز و حدود را رعایت کردن

۴- عدم پرسیدن سوالات کافی :
به دلیل ترس از سوال متقابل یا از دست دادن طرف مقابل یا ترس از خراب کردن رابطه عاشقانه و یا این که نمی دانند چه سوالاتی بپرسند و یا این که فرد خودش را جذاب نمی داند (عزت نفس کم)

📍برای سوال کردن می توان از سوالات زیر شروع کرد:

👈پنج ویژگی که برای شما خیلی مهم است که همسرتان داشته باشد کدام اند؟

👈سه ویژگی که برای شما خیلی مهم است که همسرتان نداشته باشد کدام اند؟

👈پنج ویژگی خوب که ازپدر و مادرتان به یاد دارید بنویسید.

👈سه ویژگی بد که از پدر و مادرتان به یاد دارید بنویسید.

📍شباهت ویژگی های همسر و والدین تان را پیدا کنید و تحلیل کنید.

اغلب افراد تحت تأثیر چند ویژگی محدود (همان هایی که در والدین شان هست) دست به انتخاب می زنند. هم چنین دو احساس ناخودآگاه که در ازدواج رایج است عبارتند از: بازگشت به خانه و فرار از خانه و گفتن خصوصیات خوب و بد همسر و والدین می توان این دو احساس را نمایان کند.

۵- نادیده گرفتن نشانه های هشداردهنده: مانند سیگار کشیدن، زودرنج، نحوه رانندگی

۶- عدم پرسیدن درباره گذشته و خانواده فرد و خواستگارهای قبل:

به ویژه خواستگارها یا روابط حل نشده ای که از آن ها با حالت خشم، حسرت یا آه کشیدن یاد میکند.
۱)