Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍چهار اصل مددکاری اجتماعی

اصول اخلاقی گسترده زیر بر اساس ارزش‌های اصلی مددکاری اجتماعی، مانند خدمات، عدالت اجتماعی، تمامیت و ارزش فرد، اهمیت روابط انسانی، صداقت و شایستگی است. این اصول آرمان هایی را بیان می کنند که همه مددکاران اجتماعی باید در تحقق آن در سیستم های ماکرو, مزو, مایکرو و اگزو و در تمام سطوح فردی , اجتماعی, قانونی و اموزشی کوشا باشند.

دکتر موریس ستودگان
مددکاری اجتماعی و حقوق بشر 2008

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍متدها در مددکاری اجتماعی حرفه ای

👈 پرونده در حمایت فردی
Social casework

👈 کار گروهی
Social group work

👈کار در سازمان ها با اهداف مددکاری اجتماعی
Community Organization

👈 تحقیق درمددکاری اجتماعی
Social work research.

👈 اداره رفاه اجتماعی
Social welfare administration

👈 کنش اجتماعی
Social action

مددکار حرفه ای در تمام این متدها در تحقیق و انتقال تجربه از فیلد کاری به فیلدهای اموزشی و بر عکس را هدف کار قرار می دهد.

دکتر موریس ستودگان
مددکاری اجتماعی و حقوق بشر 2008

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 هفت پرینسیپ بنیادی یا اصل مهم در مددکاری اجتماعی حرفه ای

👈 اصل پذیرش
Principle of Acceptance

👈 اصل حریم شخصی و احترام به ارزشهای فردگرایی
Principle of Individualization

👈 اصل ارتباط
Principle of Communication

👈 اصل قاطعیت
Principle of Determination

👈 اصل محرم و قابل اعتماد بودن
Principle of Confidentiality

👈اصل نگرش های غیر قضاوتی
Principle of Non-Judgemental Attitudes
👈 اصل کنترل درگیری عاطفی
Principle of Control Emotional Involvement

در نهایت در شرایط های بالا، مراجع ممکن است این تصور را داشته باشد که مددکار اجتماعی به آنها و موقعیت آنها بی علاقه است، زیرا فرد بیش از حد عینی و از موقعیت مراجع دور است و یا هرگز تجربه مشابه نداشته. این می تواند مانع از افشای تمام اطلاعات محرمانه توسط مراجع شود. احساسات بی ارزشی و درماندگی مراجعین می تواند در اینجا دوباره تقویت شود. همه اینها می تواند منجر به پایان زودهنگام کار با مراجعه و یا همکاری با نامیلی حرفه ای شود. در نتیجه، مددکار اجتماعی حرفه ای حتی در حین همدلی با مراجع باید فاصله عاطفی معقولی را رعایت کند. شناختن مرزها و رعایت اصل قدرت و وابستگی مراجع به سیستم یاورانه از وظایف حرفه ای مددکاری اجتماعی میباشد. مددکار اجتماعی باید در ابتدا باگه مراجع خود اظهار کند که بدون اینکه رقت انگیز یا بی توجه به نظر برسند، وضعیت مراجع را درک می کند و در رسیدن به اهداف کوشا خواهد بود. چون مراجعین گاها از بی توجه ای سیستم خانواده و جامعه رنج میبرند از اینرو با توجه سیستم حمایت گر معمولا در وابستگی و گاهی در درگیری عاطفی قرار می.گیرند. این تنها نباید تابو شود بلکه از متظر حرفه ای و کاووشی حرفه یارانه کاملا قابل درک و احترام است. ملاحظه این اصول بنیادی میتواند از مشکلات عدیده در مددکاری پیشگیری کند.

دکتر موریس ستودگان
مددکاری اجتماعی و حقوق بشر 2008

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍مددکاری اجتماعی و ارزش های اجتماعی

ارزش های اجتماعی که مددکاری اجتماعی حرفه ای نیز در برقراری و پاسداری از انها کوشاست عبارتند از:
👈 عدالت
👈 آزادی
👈احترام به دیدگاه دیگران
👈زندگی جمعی در محله ها و گرو ها و اقلیت ها و
👈 مسئولیت است.
در دنیای امروز، ممکن است به نظر برسد که جامعه ما به بسیاری از ارزش ها عمل نمی کند, چرا که ارزشهای فردی individual values ارزش فراوانی بعد از انقلاب فرانسه بدست اورده و جای ارزشهای اجتماعی را می گیرد. از اینرو مددکاری حرفه ای برای رسیدن به ارزشهای مشترک اجتماعی و پاسداری از انها در تلاش طرح تیوریهای مددکاری اجتماعی می باشد که ارزشهای اجتماعی و فرهنگی و منطقه ای در ان شناخته, حمایت و عملی می شوند.

دکتر موریس ستودگان
مددکاری اجتماعی و حقوق بشر 2008

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍ده ویژگی خاص و مهارت که همه مددکاران اجتماعی حرفه ای موفق دارا هستند

در مددکاری اجتماعی حرفه ای مانند همه حرفه های دیگر نیاز به مهارت های خاص مرتبط با این حرفه می باشد.

👈 1. مهارت همدلی
Empathy

👈 2. مهارت برقراری ارتباطات
Communication

👈 3. مهارت سازمان دهی
Organization

👈 4. مهارت تفکر انتقادی
Critical thinking

👈 5. مهارت گوش دادن فعال
Active listening

👈 6. مهارت مراقبت از خود
Self-care

👈 7. مهارت شناخت تفاوتهای فرهنگی
Cultural competence

👈 8. مهارت صبوری
Patience

👈 9. مهارت تعهد حرفه ای
Professional commitment

👈 10. مهارت دفاع از مراجع و طرفداری از تمامیت و حقوق او
Advocacy


مددکاری حرفه ای همیشه در یک موقعیت ساندویچی در حال عمل است. در بالای ساندویچ قانون گزار و در قسمت پایین خواسته های مراجع میباشد و در تمام این درگیری حرفه ای انتظارهای اجتماعی اینکه مراجعین در یک اقلیت هستند میبایست به ارزشهای جامعه اکثریت وقف داده شوند. این چالش ها برای حرفه یارانه مددکاری حرفه ای یک چلنج میباشد.

دکتر موریس ستودگان
مددکاری اجتماعی و حقوق بشر 2008

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍صمیمیت عاطفی چیست؟
Emotional Intimicy

صمیمیت عاطفی برقراری ارتباط با کسی است که با تمام احساسات خود به سراغ او برویم و درباره هر چیزی و هر احساسی با او گفتگو کنیم. در کنار ان شخص میتوانیم کاملاً احساس امنیت کنیم و میتوانیم بودن و قضاوت نشدن را احساس کنیم. این ارتباط با طرف مقابل میتواند چه در قالب کلمات، از طریق تبادل نگاه ها، یا فقط با هم بودن در حالت ارتباط در سکوت و گاهی بدون واژه شکل بگیرد و امن باشد. صمیمیت عاطفی احساسی عمیقاً رضایت بخشی است و این میتواند در ما دقیقاً همان چیزی که هستیم و دیده می شویم را ایجاد کند. اگر کسی را داریم که می توانیم به او بگوییم که وجود او ارزشمند است و این احساس را به ما انتقال میدهد که به دنبال شناخت عمیق تر و درک ماست و نه قضاوت و استفاده از ما, در ان زمان به این صمیمیت عاطفی دست یافته ایم.

دکتر موریس ستودگان
کلکسیون 2022

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍تنهایی عاطفی چیست؟
Emotional Loneliness

والدینی که از نظر عاطفی نابالغ هستند، آنقدر درگیر خود هستند که متوجه تجربیات درونی فرزندان خود نمی شوند. علاوه بر این، آنها احساسات خود را بروز نمی دهند و از صمیمیت عاطفی می ترسند. آنها حتی از نیازهای عاطفی خود ناراضی و نگران هستند و بنابراین نمی دانند چگونه در بُعد احساسی فرزندان خود را حمایت کنند - در واقع انان را با احساس خود تنها میگذارند. چنین والدینی حتی ممکن است در صورت ناراحتی و بروز احساس فرزندانشان عصبی و از بروز احساس کودکانشان خشمگین شوند و به جای دلداری دادن, آنها را تنبیه فیزیکی یا روانی کنند. این واکنش ها میل غریزی کودکان را برای بروز احساسات را از بین می برد و تمام کانالهای تماس عاطفی و احساسی را نابود می کند. اگر یکی یا هر دو والدین به اندازه کافی بالغ نباشند که از کودک خود حمایت عاطفی کنند، کودک فقدان احساس والد را احساس می‌کند، اما لزوماً نمی‌داند مشکل چیست و کجاست و خود را مقصر میپندارد - ایجاد احساس گناه در کودک شکل می گیرد. ممکن است کودک حتی احساس پوچی و تنها بودن را تجربه کند و این چیزی است که کودکان را از هم متمایز می کند. به عنوان یک کودک، هیچ راهی برای دانستن این موضوع ندارد که به این احساس توخالی بودن، پاسخی عادی بدهد. «تنهایی عاطفی» اصطلاحی است که اثر خود را نشان می‌دهد: علاقه‌ی دلسوزانه به شخص دیگری در یک رابطه و عملکردی برای هر انچه که احساس می‌ شود نیاز است تا مورد توجه قرار گیرد. این نوع تنهایی یک احساس عجیب و غریب یا بی معنی نیست. این نتیجه قابل پیش بینی بزرگ شدن کودکان بدون همدلی کافی از سوی والدین است. برای کامل کردن این توصیف از تنهایی عاطفی باید به کودکانی که تنبیه فیزیکی و یا روانی شده اند نیز دقت کنیم چون انها عموما در دوره های دراز مدت غم, تنهایی, عدم توجه و قهر والد و افسردگی های کوتاه قرار گرفته اند.


دکتر موریس ستودگان
کلکسیون 2022

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان

📍 به عنوان درمانگر یا مددکار و مشاور 3 تمرینی را که هر روز میتوان استفاده کرد تا از فکر کردن بیش از حد و نهایتا از burn out جلوگیری کنیم
!


افکار زیاد و اندیشه های نوشخوار گونه نشانه ای از اضطراب حرفه ای ما میباشند که اغلب ما در اطاق روان درمانی و حرفه های یارانه که با یاوری مراجعان و مسایل انها سرکار داریم, با آن مواجه می شویم. اوقات زیادی خود را غافلگیر میکنیم که بیش از حد فکر کنیم، مانند بازگویی از گذشته - تکرار یک سناریو بارها و بارها در ذهنمان خطور میکند یا در زمان رانندگی یا اشپزی و شاید کوهنوردی هنوز به دنبال راه حل می گردیم. نگرانی شکل دیگری است که در آن ما در مورد آنچه در آینده ممکن است برای ما رخ دهد و به مراجعین ما مربوط میشود افکار ما را مشغول یا نگران می کند. بخثوص در اولین سالهای تجربه ما این اتفاق به وفور از همکاران شنیده میشود. حتی ما میتوانیم با افکار زیاد و با شک و نوشخوار ذهنی دچار وسواس فکری شویم.

ما در رشته و حرفه ما می توانیم همدلی کنیم. من یاد دارم وقتی جوان تر بودم، فکر کردن بیش از حد کیفیت زندگی مرا تحت شعاع خود قرار میداد و تا جلسه بعدی سوپر ویژن گاهی ناارام میشدم. .

👈 تحقیقات نشان داده است که فکر کردن بیش از حد می تواند انرژی را کاهش داده، خلاقیت را محدود و باعث مشکلات خواب شود.

در نهایت من می دانستم که برای کنار آمدن با مشکلات هم حرفه ای و هم شخصی به یک راه سالم نیاز دارم، و با کمک به دیگران در انجام همین کار، تحصیلات سه ساله سوپر ویژن را نیر شروع کردم.
همزمان با مطالعات زیاد و خلاقیت سه ​​استراتژی را انتخاب کردم که هر روز برای جلوگیری از فکر کردن بیش از حد از آنها استفاده می کنم:


▪️1. قالبندی جدید در شکل مثبت ان
Positive Reframing


این اغلب با «مثبت سمی» اشتباه گرفته می‌شود، که از مردم می‌خواهد فقط مثبت فکر کنند - مهم نیست که شرایط چقدر سخت است. اما این در اینجا مد نظر من نیست.

از سوی دیگر reframing، چارچوب‌ بندی یا قالب بندی مثبت به ما اجازه می‌دهد تا جنبه‌های منفی داستان را نیز بپذیریم، سپس از ما می‌خواهد که ارزیابی کنیم آیا راه دیگری برای فکر کردن در مورد همان موقعیت وجود دارد یا خیر. شاید مزایا یا جنبه هایی وجود داشته باشد که بتوانیم آن را تغییر دهید.

🔺 مثال:
ما دائماً شکایت می کنیم: «از رئیس بودن متنفرم. علاوه بر تمام این مهلت‌ها و مسئولیت‌ها، مدیریت این همه شخصیت پیچیده دشوار است. از نظر احساسی و ذهنی خسته کننده است. شغل من بد است و تنها هستم و مسیولیت زیادی به عهده من است و ....»

بعضی ها میگویند مثبت فکر کن بله ولی من به این متد تهویه احساس می گویم. ممکن است برای یک ثانیه احساس خوبی داشته باشم، اما چیزی را حل نمی کند. و احتمالاً همچنان به این فکر خواهم کرد که چقدر از شغل خود متنفر هستم یا فکر می کنم شاید در مدیریت کافی نیستم.

برای تمرین reframing یا قالب‌بندی مجدد مثبت، فکر بالا را با این جمله جایگزین میکنم: «چیزها در حال حاضر چالش برانگیز هستند و من احساس می‌کنم از برخی چیزها در وظیفه روزمره جدا شده‌ام. نمی‌دانم آیا می‌توانم چیزی را در مورد این وضعیت یا انتظاراتم در مورد آن تغییر دهم.»

این الگوی فکری به ما این قدرت را می دهد که موقعیت خود را تغییر دهیم. می‌توانیم ابتدا با بررسی اینکه چه کارهای مهمی باید انجام شوند، شروع کنیم، سپس بقیه را به تأخیر بیندازیم یا آن را محول کنیم تا زمانی که احساس اضطراب کمتری داشته باشیم. نکته کلیدی این است که یک قدم به عقب برداریم و مسائل را یکی یکی بررسی کنیم و با ان کنار بیاییم.

▪️ 2. یک بار افکار خود را یادداشت کنیم، سپس به مدت 3 ساعت حواس خود را مشغول کنیم

هنگامی که مغز ما فکر می کند که در تضاد با خود یا خطر هستیم، یک سیستم هشدار داخلی برای محافظت از ما فعال می شود. یکی از چیزهایی که در آن به موفقیت دست یافته ام این است که احساساتم را یادداشت می کنم و قبل از پاسخ دادن یا انجام هر نوع اقدام تکانشی حداقل 3 ساعت منتظر می مانم.
سپس، آن نوشته را کنار می گذارم در حالی که حواس خود را با کار دیگری مشغول می کنم.

🔺 مثال:
ما به تازگی ایمیلی در مورد مشکلی دریافت کرده ایم. ما شدیدا ناراحت هستیم، قلبمان شروع به تپیدن می کند، نفس هایمان نامرتب می شود، و بیش از حد روی اینکه چه چیزی اشتباه بود و چرا تقصیر ماست متمرکز می شویم.

زمانی که مغز در حالت هشدار قرار دارد اگر به ایمیل پاسخ دهیم، ممکن است چیزهایی بگوییم که بعداً پشیمان شویم، یا که ممکن است چرخه معیوب تفکر بیش از حد را فعال کند.

نوشتن افکار منفی این قدرت را از آنگونه خطاها می گیرد. من اغلب احساس نمی‌کنم که نیازی به اقدامی دیگر باشد وقتی افکار مضطربم را به محض امدنشان یادداشت می کنم، - شاید نوعی عادت و خودمراقبتی باشد.

1/2

@thinkpluswithus
▪️3. «قدردانی» را تمرین کنیم

در روانشناسی، ما می دانیم که ابراز قدردانی می تواند شادی ما را افزایش دهد. می‌تواند به ما کمک کند تا ناامیدی‌هایمان را نسبت به چیزی که دوست نداریم بشناسیم و به ما کمک کند به چیزی بزرگ‌تر از خودمان متصل شویم - مانند افراد حرفه ای دیگر، حیوانات، طبیعت یا یک قدرت برتر.

اما حقیقتا من متوجه شدم که تکرار مکرر همان تمرین قدردانی به مرور زمان دوباره روتین می شود و شاید می‌تواند به سرعتی که من نیاز دارم عمل نکند و بازده را حتی کاهش دهد - نه که کمال گرا باشم بلکه واقع گرایانه عمل کنم. برای همین، این می تواند به جای تمرین ذهنی خوب، تبدیل به یک کار روتین و بی معنی باشد و از ان میخواهم پیشگیری کنم.

بنابراین، من دوست دارم چیزی را تمرین کنم که آن را "قدردانی خاص" می نامم. در مثال پایین سعی بر توضیح ان خواهم داشت.

🔺 مثال:
به‌ جای اینکه هر روز در دفترم بنویسم که «من برای سلامتی‌ام سپاسگزارم»، چیزی شبیه این می‌نویسم اما با کمی خلاقیت بیشتر: «از اینکه امروز بدون درد خاصی یا سترس از خواب بیدار شدم و توانایی انجام تمرین امروز را دارم، سپاسگزارم».
یا اینکه برای خواب ارامی که داشتم و خوابهای خوبی که دیدم سپاسگزارم...

این به من کمک می کند که به جای فکر کردن بیش از حد به انتزاعات کلی، روی اینجا و اکنون و چیزهای خاص و احساس خاصم متمرکز بمانم. فردا، ممکن است هنوز برای سلامتی ام قدردان باشم، اما ممکن است به طور خاص قدردان چیز دیگری باشم باشم مثلا که انرژی کافی برای طولانی مدت دارم.

این نوشته را از صمیم قلب به کاترین مددکار اجتماعی هدیه میکنم شاید کمکی برای سترسهای روزمره در اوایل کارورزی او باشد.

پایان

دکتر موریس ستودگان.
کلکسیون 2022

#burn_out #reframing
#پیشگیری #قدر_دانی

2/2

@thinkpluswithus