Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چهل سالی بود که موهایم رنگ خورشید را ندیده بود و طعم باد را نچشیده بود و حتی دستهایم بیاد نداشتند که چه لطافتی در من زن وجود دارد.
چهل سالی بود که حسرت ازادی داشتم.
ناگهان مهسا شهید شد و صدایی از ما پرسید:
این روسری ها برای چیست ؟
گفتیم و باور کرده بودیم: که حجاب اجباریست
گفت: آنچه تو باور داری و ازادی را از تو سلب کرده همین حجاب و ترس توست!
برخیز، دستت را مشت کن و قدم بردار و فریاد بزن
زن زندگی آزادی!
همه ایران و جهان شنیدند گویا در صور اسرافیل دمیده شد
برخواستم و روسری زیبا ولی نکبت را گرفتم،
در اتشش افکندم، سوزاندم، شجاعت را احساس کردم،
گلوله خوردم اما نشکستم،
پایم شکست از باتوم بسیج و جفای رژیم، ولی همچنان ایستادم
اما....
حالا من آزاد در خیابان راه می روم …جمهوری اسلامی سرنگون شد،
اما هنوز هم وقتی به روسری و ترس فکر می کنم،
تا ساعت ها، بی رمقم ...چهل سال چه بر ما گذشت، پرندگان در قفس بودیم!
موریس ستودگان بهمن ۱۴۰۱ (برای اینده)
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #ایران_را_پس_میگیریم
چهل سالی بود که حسرت ازادی داشتم.
ناگهان مهسا شهید شد و صدایی از ما پرسید:
این روسری ها برای چیست ؟
گفتیم و باور کرده بودیم: که حجاب اجباریست
گفت: آنچه تو باور داری و ازادی را از تو سلب کرده همین حجاب و ترس توست!
برخیز، دستت را مشت کن و قدم بردار و فریاد بزن
زن زندگی آزادی!
همه ایران و جهان شنیدند گویا در صور اسرافیل دمیده شد
برخواستم و روسری زیبا ولی نکبت را گرفتم،
در اتشش افکندم، سوزاندم، شجاعت را احساس کردم،
گلوله خوردم اما نشکستم،
پایم شکست از باتوم بسیج و جفای رژیم، ولی همچنان ایستادم
اما....
حالا من آزاد در خیابان راه می روم …جمهوری اسلامی سرنگون شد،
اما هنوز هم وقتی به روسری و ترس فکر می کنم،
تا ساعت ها، بی رمقم ...چهل سال چه بر ما گذشت، پرندگان در قفس بودیم!
موریس ستودگان بهمن ۱۴۰۱ (برای اینده)
#زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #ایران_را_پس_میگیریم
❤2