Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
💫💫💫💫💫

اگر مددکار اجتماعی و مشاور رواندرمانگر نبودم شاید راننده تاکسی میشدم.

از آن را ننده هایی ک هر روز صبح به مسافران خود سلام میکنند
و شبها به آنها شب بخیر میگویند و هزاران نفر را به مقصدشان همراهی میکنند. اگر راه را هم ندانم از مسافرم میپرسم... مسافران اکثرا بهتر از من راه را میشناسند...

از آن راننده هایی ک با وسواس هر چه تمام تر مسافران خود را با احوالپرسی و خوش آمد گویی بدرقه میکنند. غریبه هایی که شاید هرگز دیگر نمیدیدم ولی مهم هم نبود. من همراهشان هستم در یک راه کوتاه یا بلند. آنها نیازی دارند مختص به زمان خاص.


یا کسی چه میداند شاید شغل دیگری میداشتم...
کلکسیونی از لباسهایی مختلف در یک جا جمع میکردم و ساعت ها در مورد آنها با مشتری حرف میزدم...
یا...نمیدانم شاید...به آنها با لباسهایی جدید از بوتیک افکارم به زندگی میفرستادم. شاید از آنها رنگ زندگیشان را میپرسیدم. و زندگیشان را رنگ جدیدی میدادم و نقاش مرحله ای از زندگیشان میشدم که انتخاب رنگ ها از آنها بود.

شاید یک نویسنده میشدم تا بتوانم افکار خواننده را که زیر تخت و بند ارزشها گیر کردند، آزاد کنم. شاید جرات زیستن را در کتابها میتوانستم بیان کنم. شاید خواننده جذب میشد و افکارم قابل درک بود و در راه فکرش همراهش بودم. در یک مقطع کوتاه ولی اساسی.

شاید کبوتر فروش میشدم که بتوانم پرواز و آزادی را به انسانهایی بال شکسته نشان بدهم. آنهایی که در یک مقطع هنوز قادر به پرواز نیستند. شاید بتوانم آنها را فقط به پرواز تشویق کنم.

شاید گل فروش میشدم و گل ها را بدست کودکانی میدادم که بوی گل را هنوز نمیشناختند. شاید بوی گلها آنها را شاد میکردند تا وقتی که گلها خوشبو هستند.

اما اکنون یک مدد کارم و یک مشاور انسان در جایی دور از ارزشهای آموخته من از کودکی ... من کودکی تازه در خود یافتم که ارزشها را دوباره به بازتاب کشید ....

اتاق من مشاور پر است از ناگفته هایی ک به سختی و با احتیاط بیان میشوند...
پر است از شکستن بغض هایی ک سالها در برابر شکستن مقاومت کرده بودند...
خلوتم پر است از رازهایی ک بنا بود هیچ وقت به زبان آورده نشوند...
سکوت اتاق من بارها شاهد رها کردن تمام دستاویزها و رسیدن به باور "توانستن ها" بوده است...
اطراف من پر است از نگاه های خیره و دنبال فرصت بودن ها...
پر از تردید بین گفتن یا نگفتن...

من مددکارم...
مدد کار بودن و مشاور بودن انتخاب من است...

میدانید مددکار بودن عشق شیرینی ست...به انسانیت و به انسان بودن و انسان ساختن و چرخ جامعه را چرخاندن ...ارزش ها را مدام الک کردن ...

دکتر ستودگان در بهار 2015
Http://t.me/thinkpluswithus
💫💫💫💫💫

💠رابطه های سیمبایوتیک (همزیستی مشروط)

#سیمبایوتیک به معنی همزیستی (. SYN یونانی / نمادها با هم؛ بایوس، زندگی) در روانشناسی اشکال خاصی از وابستگی در انسان ها را توصیف می کند. این اصطلاح در واقع از زیست شناسی وارد روانشناسی شده و اریک فروم از ان برای اولین بار در انالایز استفاده کرد. این نوع رابطه در دوران تکامل توصیف کاربردی همزیستی همنوعان مختلف برای سود متقابل را توصیف کرده است. به عنوان مثال گیاه ارکیده بروی تنه درختی رشد میکند و از یک طرف از مواد معدنی درخت برای بقا خود استفاده میکند و از طرفی به ان هیدروژن کافی در جنگلهای تاریک میرساند. این رابطه همزیستی دو موجود از نوع متفاوت سیمبایوتیک خوانده میشود.

در انتقال به روابط انسانی، این واژه معمولا به معنای منفی استفاده شده.
سیمبایوتیک در واقع وقف دادن به محیط هست برای بقای بهتر؛ مثل کودک و مادر در دوران شیرخوارگی. و اما در روابط افراد بزرگسال توسعه این نوع رابطه در شکل گیری عدم استقلال فرد دیگر موثر خواهد بود. در بینش سیستمی اعتماد به نفس اینگونه افراد برای زندگی شخصی و مهارت های مختلف اموزش داده نشده و یک وابستگی ناموفق در این روابط همزیستی به عنوان وابستگی مضر بوجود میاد. گر چه این اموزش ندادن دال برعدم اعتماد بنفس والدین هست که سیستماتیک انتقال داده میشود. در اموزش مهارت استقلال فکری و عملی از سوی والدین تا دوران بلوغ باید به نحوی صورت گیرد که شخص بتواند بزودی قادر به زیستن با اشخاص دیگر و یا جفت جدید خود گردد. در سنین کودکی این سیمبایوز اضطراری هست چون کودک توان رشد به تنهایی را نخواهد داشت. رفع نیازهای دوران کودکی رضایت بخش خواهند بود اگر در دوران بلوغ کودک بتواند استقلالهای اولیه را نشان دهد. در غیر اینصورت این وابستگی ناسالم بروی تمام مراحل زندگی وی اثر خواهد گذاشت.
(هستند مادرانی که برای اطاق خواب دخترانشان و یا پسرانشان تصمیم میگیرند.)

مراجعی به من تو پی وی نوشت. ۵۰ ساله هستم و هنوز با پدر و مادرم زندگی میکنم... احساس میکنم انها به من نیاز دارند. ولی برای تمام خواستگارهای من ایراد میگذارند.
سوال کردم شما چه بهره ای از این رابطه دارین؟
خانم مراجع: من ریس بانک هستم و نیازی به اونها از نظر مالی ندارم.
پدرم هم بازنشسته هستند و فرهنگی بودن و بی نیازند.
سوال کردم؛ پس چرا احساس میکنید به شما نیاز دارن؟ تو جواب قبلی نوشتین.

خانم مراجع؛ انها به من نیاز عاطفی دارند. من نباشم پدر و مادرم با هم زندگی خوبی نخواهند داشت.

سوال کردم، شما کدوم نیازتون برطرف میشه از این داوری؟

خانم مراجع: خوب عادت کردم. بابام عاشق منه. تک دخترم.

سیمبوز به معنی کامل ان!

◼️◼️◼️◼️◼️◼️

البته این رابطه ها در مادر و پسر و یا پدر و دختر و یا برعکس و حتی در زن‌و شوهر هم میتونه بوجود بیاد وقتی رابطه عادت میشه و استفاده از همدیگه فقط برای دوام رابطه میشه.

یک مراجعی میگفت. اقای دکتر من ۱۰ ساله خوشبخت نیستم.
گفتم چرا با شوهرتون زندگی میکنید؟
گفت اخه جدا شم، باید کار کنم، ماشین اودی ۷ دیگه ندارم، از خونه ۳۵۰ متری با استخر باید برم یک جا خونه بگیرم اونم تو ۴۵ سالگی. حالا اگه یکی پیدا کنم با همین شرایط مشابه که دوستم داشته باشه، احتمالا جدا میشم. سیمبایوتیک کامل!

#دکترموریس_ستودگان
👍1
تصویری از رابطه ی #سیمبایوتیک در هم ادغام شدن یا وابستگی⬆️⬆️
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫📚📚📚📚

معرفی پنج کتاب خواندنی روانشناسی

📍۱- تعبیر خواب ، نوشته ی زیگموند فروید

تعبیرِ خواب یا تفسیرِ رؤیا (آلمانی: Die Traumdeutung) کتابی از زیگموند فرویدِ روانکاو در سالِ ۱۸۹۹ میلادی است. فروید در این کتاب به معرفیِ نظریهٔ خود از تعبیرِ خواب با توجه به ذهنِ ناهشیارِ فرد و عقدهٔ اُدیپ می‌پردازد. کتابِ تفسیرِ خواب در بردارندهٔ تلاشِ فروید در رمزگشاییِ خواب و به نوعی دربردارندهٔ بخش‌های بزرگی از اصلی‌ترین نظریاتِ فروید در زمینهٔ سرکوب، سانسور، نظریهٔ جنسی و رابطهٔ خودآگاه و ناخودآگاهِ وی است.
برای تعبیر خواب خود بر اساس این کتاب نمی‌توانید به سادگی از روی لیستی موضوع موردنظرتان را انتخاب و خوابتان را طبق یک فرمول تعبیر کنید، بلکه لازم است بخش‌های مختلف کتاب را مطالعه کرده و با توجه به شخصیت فرد موردنظر رویا را تعبیر کنید. نکته جالب این که این کتاب پس از انتشار تا ۸ سال فروشی نداشت، اما ناگهان مشهور شد و چاپ‌های بسیاری از آن به فروش رفت.
میتوانید این کتاب را با عنوان «روش تعبیر رویا» که محمد حجازی آنرا ترجمه و نشر جامی در سال ۱۳۹۲ منتشر کرده است ، مطالعه کنید.

📍۲- قدرت عادت ، چارلز داهیگ (۲۰۱۲)

داهیگ در این کتاب با معرفی مفهوم حلقه عادت، فرایند ایجاد عادات و تاثیر آنها در زندگی روزمره را شرح می‌دهد.این کتاب به سه بخش تقسیم شده است. و در مورد چرایی کارهایی که در زندگی و کسب و کار انجام می دهیم بحث می کند.بخش اول بر روی این موضوع تمرکز میکند که عاد تها چگونه در زندگی افراد ظاهر میشوند. این بخش در مورد عصب شناسی شکل گیری عادت، چگونگی ساختن عادت های جدید و تغییر عادتهای قدیمی، و روشها بحث میکند، نظیر مورد آن، مرد تبلیغات است که مسواک زدن را از یک کار ناشناخته تبدیل به یک دغدغه ی عمومی کرد.
پس از نشر، موفقیت‌های زیادی کسب کرد و حدود ۶۲ هفته در لیست پرفروش ترین‌های نیویورک تایمز قرار داشت؛ از طرفی در لیست تاثیرگذارترین کتاب‌ها برای مدیران از طرف دانشگاه هاروارد قرار گرفت

📍۳- شخصیت عصبی زمانه‌ی ما، کارن هورنای(۱۹۳۷)
او در بخش قابل توجهی از این کتاب، به ویژگی های رفتاری شخصیت‌های نوروتیک (عصبی)‌اشاره می‌کند و سرفصلی را هم به نیاز سیری ناپذیر به محبت اختصاص داده است.
کتاب شخصیت عصبی زمانه ما توسط محمد جعفر مصفا ترجمه شده و توسط انتشارات بهجت منتشر شده است.

 📍۴-پادزهر: شادی برای افرادی که نمی‌توانند مثبت بیاندیشند، الیور برکمن (۲۰۱۲)

برکمن به منفی‌نگری معتقد نیست، اما به عقیده‌ی او سلامت روانی چیزی بیش از “در لحظه شاد بودن” است.اولیور برکمن، نویسنده‌ی کتاب “پادزهر: شادی برای کسانی که تحمل افکار مثبت را ندارند” میگوید:
این یک خطای قابل درک است. با چندین پیشنهاد شغلی، فرصتهای خلاقانه‌ی بسیار، یا یک لیست بلند از کارهایی که باید انجام شوند روبرو هستید. چه کسی بجای انتخاب یکی، دنبال راهی برای تصاحب همه اینها نیست؟ اما اغلب اوقات، تصورِ راندمان بیشتر داشتن، چیزی جز یک راه گول زننده برای اجتناب از انجام کاری که واقعا مهم است، نیست. و نتیجه آن معمولا هدر دادن تمرکز خواهد بود.
متاسفانه این کتاب هنوز به فارسی ترجمه نشده است ؛ اگر به این مباحث علاقه دارید ، دست به کار خواندن این کتاب به زبان اصلی شوید ، زیرا PDF آن در اینترنت موجود است و با یک جستجوی ساده در گوگل میتوانید به آن دسترسی داشته باشید.

📍۵-انسان و سمبل‌هایش، کارل یونگ(۱۹۶۴)

انسان و سمبول‌هایش نام کتابی فلسفی از کارل گوستاو یونگ می‌باشد که به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است. یونگ در این کتاب به نقش فرهنگ و اساطیر هر ملت در شخصیت افراد تشکیل‌دهنده آن جامعه می‌پردازد و مفهوم کهن‌الگو را مطرح می کند. در قسمت‌هایی از کتاب می‌خوانیم: «من قبلاً به آنچه مردم‌شناسان “ترس از چیزهای نو” نامیده‌اند اشاره کرده‌ام یک ترس عمیق و خرافی از چیزهای نو در مردم ابتدایی در برابر وقایع مبهم، درست مانند حیوانات وحشی واکنش نشان می‌دهند… این امر را می‌توان به آسانی در واکنش هر فرد در برابر رویاهای خود، وقتی که به اعتراف به یک پندار حیرت‌انگیز مجبور می‌شود، مشاهده کرد.».این کتاب را نشر «جامی» منتشر کرده است

حتما بخوانید:
👈  از سری نامه های یونگ-درباره ی افسردگی

👈  تمدن و ناخشنودی های آن - فروید
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫💫💫

مددکاری اجتماعی حرفه ای در پی بهبود و رفع مشکلات اجتماعی در چهار مقطع میباشد:

۱. مایکرو سیستم (کوچک) یعنی توانمند سازی افراد و خانواده

۲. مزو سیستم (متوسط) یعنی کار با مدارس و سازمانها و کار در محله ها و گروهها با هدف توانمند سازی

۳. ماکرو سیستم (بزرگ) یعنی کار با مهره های سیاسی دولت و لابی و اگاه سازی آنها با مشکلات اجتماعی و علل بروز آنها و همکاری در رفع آنها

۴. اگزو سیستم (بیرونی) یعنی اگاه بودن بر ارزش های مددکاری و بازتاب علمی در جامعه و دانشگاهها و حمایت از حقوق بشر.

یکی از وظایف عمده مددکاری اجتماعی حرفه ای تطبیق دادن افراد به جامعه بزرگ و همچنین تطبیق دادن جامعه (دولت و سیاست) به نیازهای اجتماعی و نگهبان رعایت حقوق بشر بودن در جامعه هاست.

دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۶
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫

ناشادترین افراد،

کسانی هستند که در رابطه ای هستند و با ان و عملکرد آن اشنایی کافی ندارند و هیچوقت قادر به تطبیق در ان نیستند؛

اما به خود اجازه داده‌اند که هم‌چنان در آن‌ رابطه باقی بمانند.

انها به خوبی می‌دانند به رابطه ای که در ان هستند تعلق ندارند؛

و حتی جایی در درون‌شان نمی‌خواهد که آن‌جا باشند؛

اما دیگران و (طرحواره ها) به ماندن‌شان کمک کرده‌اند.

دکتر ستودگان ۲۰۱۸
💫💫💫

سه چیز شادی بخش‌ است
رنگ گلها
طعم مهر
و بوی انسانیت!

موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫

📌علت گستاخی و تکبر و وانمود به رک بودن و نحوه برخورد با آن

فقدان عزت نفس و نگرش منفی نسبت به دیگران، به عنوان غرور و تکبر درک می شود که البته با پذیرش کمتری در جامعه مواجه می شود.

📍دلایل غرور

این برانگیختگی مبتنی بر چیست؟ این می تواند علل مختلفی داشته باشد. شایع ترین علتها در رفتار اینگونه افراد:

📍1.کمبود اعتماد به نفس
این صفات معمولا و در دوران کودکی شکل می گیرد. یا فقط بعدا در زندگی، به عنوان مثال پس از دستاوردهای ویژه و رسیدن به موفقیت و موقعیت های اجتماعی ، توسعه می یابد. که سبب تکبر در افراد میشود. در این زمینه، اغلب اوقات می شنویم: "موفقیت این فرد را او را از انسانیت دور کرده است!"

در این مورد، این چیزی جز یک نوع تحقیر نیست که خود را در موارد شدید به واسطه این واقعیت که این فرد انسان ها را از روی قصد و عمدا سرزنش می کند، آشکار میشود.

این افراد اغراق آمیز اغلب خود را در یک واقعیت تحریف شده مشاهده می کنند و فاقد بازتاب های خودخواهانه هستند.

📍2. عدم اطمینان به دانسته های خود
گاهی ممکن است به نظر برسد که این افراد بر گفته های خود بسیار مسلط هستند، اما فقدان اعتماد به دانسته های خود نیز می تواند علت تکبر باشد. افراد مبتلا به این طغیان سعی دارند خود را از طریق ظاهر غیرواقعی خود آگاهانه محافظت کنند و از ناامنی خود با "کاهش" یا "نگاه کردن منفی" به دیگران، جبران کنند.
آنها می خواهند خود را با آسیب دیدگی خود کمتر آسیب پذیر سازند.

📍3. دفاع از خود
ستیزه جویی نیز می تواند یک نوع از مکانیزم دفاعی باشد، مثلا اگر فرد متکبر بخواهد خود را از فرد دیگری (به عنوان مثال فردی بهتر از خود) در میان جمعی و یا چند نفر دیگر ممیز کند این رفتار را پیش میگیرد، تخریب کردن دیگران. سپس فقط به عنوان وسیله ای برای عدم توجه با نادانی او این رفتار دفاعی مورد استفاده او قرار می گیرد. و این رفتار میتواند ایجاد نارضایتی در حاضران کند و همچنین میتواند سبب طرد او گردد.

با قاطعیت این افراد می خواهند دیگران را از خود دور نگه دارند تا به وجود اصلی آنها نزدیکتر نشوند.


👈متاسفانه، ما همیشه نمی توانیم محیط ما را انتخاب کنیم. و ما همیشه با افراد متکبر نیز سر و کار خواهیم داشت.
برخورد ما با انها از یک سو، بستگی به علل احتمالی این تحقیر درک شده دارد که شناخت این علل آسان نیست، به ویژه اگر ما شخص را نمی شناسیم.
بدین ترتیب مهم است که آیا یک شخص به طرز غیر معقول رفتار می کند یا خیر، زیرا او می خواهد خودش را به خوبی جلوه دهد و در نمایش بگذارد که اعتماد به نفس خود و یا برتری خود را مطمین است.
از سوی دیگر، رفتار ما نیز بستگی به رابطه ما با این شخص دارد. به عنوان مثال، نادیده گرفتن آسان تر است اگر شما با آن شخص آشنا نباشید، مانند شخصی که شخصا نمی شناسید و یا شما به ندرت با آن ملاقات می کنید.
مهم است که در هر مورد توجه کنید که کدام یک از نکات زیر را برای آن اعمال کنید. به عنوان مثال، شما نمی توانید با یک رئیس متکبر که مدام با آن در تماس هستید را با یک فرد متکبر در بیرون را که نمی شناسید ، رفتار مشابه داشته باشید
👈در زیر 4 نکته در مورد چگونگی مقابله با رفتار افراد گستاخ به ظاهر رک گو وجود دارد.

📍چشم پوشی کامل
یک فرد متکبر (overconfidence) همیشه فکر میکند که رفتار او درست است. او اجازه نمیدهد که شما صحبت کنید و گوش به گفته شما نمیدهد یا نمیخواهد گوش دهد. هدف این افراد این است که نظر شما را کمرنگ کند تا خود را بهتر جلوه دهد.
این افراد به سختی رفتار خود را تغییر خواهند داد. اما شما می توانید به آنها بگوئید که شما ارزش آنها را نفی نمی کنید و تحقیر آنها، تحریک و حملات شخصی انها بر شما تاثیر نمی گذارد. فقط آنها را "جدی نگیرید" یا سیگنال بی علاقه بودن بفرستید. این چیزی است که بیشترین بازخورد را دارد.

📍به طور مستقیم نظر دهید
اغلب می توان آن را به شخص متکبر (علت: حفاظت از خود، عدم اعتماد به نفس) مستقیما گفت که بحث با ان مفید نیست و شما نیازی به گفت و گو شخصی با او ندارید چرا که رفتار او را درک نمیکنید همچنان که او بینش شما را قبول نمی کند. با این کار، شما خود را از نقش قربانی بیرون می آورید. اغلب این نقش قربانی است که الهامبخش غرور برای شخص متکبر است.

📍طفره رفتن
در صورت امکان، از برخورد با چنین افرادی خودداری شود. حتی اگر این هم خیلی آسان نیست، فقط آن را محدود به حداقل لازم کنید.

📍ارامش خود را حفظ کنید
شاید گفتنش آسان باشد اما هنگامی که در مقابل با یک فرد متکبر با صدای بلند صحبت میکند ارامش دشوار باشد، اما این آرامش برای شکستن ساختار فکری انها نیاز است. این استدلال می تواند افزایش یابد. حتی توجیهات باید اجتناب شود. برای افراد متکبر، توجیه معمولا پذیرش گناه یا تایید رفتار آنها نسبت به شماست.

دکتر موریس ستودگان
💫💫💫💫💫

Http://t.me/thinkpluswithus

جمع بندی گفتمان دوشنبه 17اکتبر2017 در گروه Think+
باموضوع :" نقش روابط عاطفی درزندگی "

باحضور #دکترموریس-ستودگان

🌱 ما به دنبال پر کردن چاله های احساسی خود و گاه مکمل های روانی ( یعنی کسی یا چیزی که تاکنون نبوده ایم و طالب آنیم از لحاظ شخصیتی )، هستیم و نیازها و انتظارات ما ، منشاء ایجاد رابطه های ماست ...
در این خصوص چاله هایی که در طول سالیان سال ایجاد شده اند و انتظار ها ، تبعات و عواقب آنها هستند ، هیچ گاه با هیچ شخصی پر نخواهند شد...
🌱 هر چقدر طرحواره ی " ترس از دست دادن " و " دوست داشته نشدن " بیشتر وجود داشته باشد ، طرف مقابل در رابطه قدرت بیشتری در دست خواهد داشت و شخص دادای طرحواره اعتماد به نفسش کمتر خواهد شد تاجایی که من شخصی اش از بین میرود و در این موارد ایجاد رابطه خود عاملی برای عمیق تر شدن چاله های عاطفی خواهد شد... ضمن اینکه هر رابطه ای نیازمند انعطاف پذیری است...

🌱دودیدگاه در مورد منشاء روابط عاطفی و عاشقانه وجود دارد : ذاتی بودن یا اکتسابی بودن
به نظر میرسد وجود تابوها مانع از باور ما بر اکتسابی بودن رابطه ها باشد .

🌱اگر موافق دیدگاه ذاتی بودن رابطه ها باشیم ، نیاز نداریم که جامعه نرم ها و نیازها را برای ما تعریف و خط کشی کند پس هرگاه این جبر اجتماعی را حس کردیم ، باید به ذاتی بودن روابط شک کنیم ...

🌱 آموزش روابط و ایجاد ارزشهای جدید میتوانند جامعه را بسازند و حتی خانواده ها را مستحکم تر کنند چون در این صورت فقط آن دسته از افرادی تشکیل خانواده میدهند که نیاز به تعلق در مجموعه ای به نام خانواده را احساس کنند
🌱چیزی را بابدی یاخوبی مطلق تعریف نکنیم در میان این دو نقطه هزاران امکان و نقاط دیگر میتواند موجود باشد
🌱ارزشهای جامعه استاتیک نیستند بلکه پویا هستند و مدام در حال تغییر برای بهزیستی زندگی...
💫💫💫💫💫
#برشی از کتاب #دکتر-موریس#ستودگان

اين يك پارادوكس است كه عشق امروز را به سبكً قديم و با ان معيارهاى داستانهاى مادر بزرگانمان هنوز بسنجيم. عشق و رمانتيك و احساس سرد شده.
اكثر مردها به شيفتگى و احساس زنانه خواهند خنديد و اثرى نسبتا خنثى تا مسخره بر انها دارد. و اكثر زنها حتى با تمسخر و خنده دور نگه داشته ميشوند و يا دست رد به سينه انها زده ميشود تا جايى كه از اموخته خود ابراز پشيمانى كنند.
اموخته هاى انها از كتابهاى شعر و فرهنگشان و يا نامه هايى كه از عشق و احساس صحبت ميكرد، ولى ميدانند كه چشم پوشى از اين احساس هم نا ممكن است.ارزش زنها به احساس انهاست چون فرهنگ به انها زن بودن را ديكته ميكند و روان را ميسازد و با انگشت اشاره خط و نشان ميكشد، اگر عشق را درك نكنى و اين نشانه بى لياقتى تو ديده خواهد شد.
و اگر اين اموخته ها با تمام مهارت باز هم به شكست خاتمه يابد و عشق از بين برود و دردش قابل تحمل نباشد در عصر مدرن به روانشناس مراجعه ميكنيم. صحبتهاى بينهايت با دوستان و مشاور به اميد راه حل، غافل از اينكه اين كوچه بن بست فقط تكرار راه ماست.
عشق ايده ال در فرهنگ مدفون است. عشق يك زمينه ايده ال براى نابودى رابطه هاست و شناخت خويشتن!

از كتاب ششم: ايا عشق ذاتى ست يا اموختنى؛ از دكتر موريس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان👆👆👆توانمند سازی و حمایت
برگردان و توضیح
Source: Mental health practice: Bonnyrigg
March 2016
💫💫💫💫💫

هستند افرادی که در روابط احساسی خود بیش از نیاز دیگران مهر میورزند، اینگونه افراد میتوانند پر از ترس باشند:
📍ترس از دیده نشدن،
📍ترس از تنها ماندن،
📍ترس از این که کسی آن ها را دوست نداشته باشد
👈 (ترک محبت love withdrawal)
📍ترس از این که ارزشمند نباشند،
📍ترس از اینکه فراموش شوند.

آنها مهر و عشق را هدیه میکنند یا به حراج میگزارند. همانند انکه به گیاهی انقدر اب بدهیم تا پوسیده شود. این افراد با ارایه مهر بی پایان خود زندانی برای دیگران میسازند به این امید که تنها نباشند مانند آنهایی که پرنده ای را در قفس در منزل دارند تا گاهی برایشان نغمه سر دهد گر چه فقط خواهش ازادی سر میدهد.
اگر پرنده ما یک صبح از غم محدودیت در قفس نقش زمین شود تعجب میکنیم که چرا؟ من که مهربان بودم.
از اینکه یک روزی "عشقمان" به سوی خودش حرکت کند و قادر به تولید مهر برایمان نباشد، تعجب میکنیم که چرا؟ من که عاشقش بودم. اینجاست که هراسناک میشویم. انوقت است که تمام طرحواره های ترس ها فعال میشوند و آنجاست که با چنگ و دندان به طعمه مهر می چسبیم که مبادا مارا تنها بگذارد.

اگر بماند بیشتر محبت میکنیم تا اینبار خفه شود. اگر برود ما در خود احساس خفگی می کنیم.
انوقت است که پی میبریم چقدر عشق ما متناسب اوضاع نبود. آیا به درمان فکر میکنیم؟

چون این چرخه بیمارگونه بنام "عشق" در تکرار خود کوتاهی نمیکند تا ما آنرا یکبار حل و هضم نکنیم.

دکتر ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫

... چرا من هر کاری میکنم تو خوشحال نمی شی؟ با صدای خیلی ناراحت کننده و تقریبا لرزان و گریان مادری به بچه تقریبا ده ساله با یونی فرم ابی سفید و کفش آدیداس و یک کوله پشتی که گویا بزور همراهش میکشید صدا میزد.

بدو بیا الان چراغ قرمز میشه و دوباره نمی رسیم و بازم دیرت میشه و معلم به من غر میزنه. بدو #یانو yano.

ولی یانو کوچولو هیچ رغبتی به حرکت نشون نمی داد و با سرعت پنچری خودش راه میرفت.
من و سمارت هم منتظر بودیم که از خیابون رد شیم.
مادر یانو داد زد، نگاه کن چه سگ خوشگلی اگه تند بیای اجازه داری بهش دست بزنی و نازش کنی این آقا گفت.

من دیگه نتونستم تحمل کنم. گفتم من به شما چیزی نگفتم و چرا به بچه دروغ میگین.
خانم خم شد به رسم کره ای ها و گفت (میانمنیدا) عذر میخوام و متاسفم، فکر کردم شما خارجی هستید و کره ای متوجه نمیشید. گفتم مهم من نیستم و مهم بچه هست که شما بهش دروغ میگین.
گفت من خسته شدم هر روز همینه.
من پرسیدم، بچه شما کی بیدار شد. مادره گفت ساعت شش و نیم. و گفتم کی خوابید گفت ساعت یازده و نیم. این نمیخوابه تا باباش نیاد و اونم کارمنده تا دیر وقت باید کار کنه. و این مشکل همیشه بوده.
من سوال کردم امروز صبح بچه چند ساعت تا الان ساعت ۸ و نیم بازی کرده با تلفن هندی شما. گفت خودش ۹ سالشه هندی داره.
پرسیدم چند ساعت بازی کرده؟ گفت نهایتا یک ساعت! ولی حرف منو گوش نمیکنه.
گفتم من دیروز پنج شنبه هم همین ساعت شما رو اینجا دیدم با خانمی حرف میزدید و پسرتون (بازی با هندی) گیم میکرد.
مادره گفت اه یادم نیست. ولی ممکنه. این همیشه این تلفن دستشه.
ما همچنان در حال حرکت به طرف مدرسه بودیم که مامان یانو گفت، شما روانشناسید؟
گفتم چطور؟ گفت من نیاز به کمک دارم میدونم چیزی اشتباهه.
گفتم فکر میکنید چه چیزی اشتباهه. رسیدیم بودیم دیگه به مدرسه و خانم کیم مادر یانو از من پرسید وقت دارم تو پارک باهاش صحبت کنم کوتاه.
من با سمارت باید هر صبح پیاده روی برم و گفتم با کمال میل.
خانم کیم با تعظیم کره ای تشکر کرد. و ما با هم در پارک قدم زدیم.
از من خواستند که بهشون بگم چیکار کنن.
من ازشون پرسیدم‌ برام تعریف کنند که دیروز بچه از مدرسه اومد چیکار کردن با هم.
گفت یانو ساعت پنج اومد از مدرسه و نرفت تکواندو چون گفت دل درد دارم. و موند خونه. معمولا تا ۷ هفته ای سه بار تکواندو میره. منم میرم پیلاتس یک ساعت.
ولی دیروز ما خونه موندیم. من دل درد داشتم و یانو هم گفت دل درد داره. عجیب بود هر دو با هم. و دستشان رو گذاشتند رو صورتشون و با کمی خجالت خندیدن. گفتند فکر میکنید تقصیر منه که گفتم دل درد دارم و اونم گفت دل داره.
گفتم من گوش میکنم.
گفت بعد با هم سوپ و برنج خوردیم و بعد یانو دوباره گیم تو تلویزیون کرد با دو تا از دوستان خودش آنلاین.
سوال کردم شما چیکار میکردین؟
گفت من با مادرم تلفن میکردم ایشون چند روز مریضه و دل پیچه های شدید داره. فکر کنم یک ۹۰ دقیقه ای با مامانم حرف زدم. و یانو هم بازی میکرد‌.
بعد یانو گفت باید تکالیف مدرسه انجام بده و من کمی کمکش کردم و با مادر دوست یانو تلفنی صحبت کردیم. چون پسر اونم نرفت تکواندو ولی با هم بازی کردن آن لاین. من اکتیو گوش میدادم.
خانم کیم گفت شما فکر میکنید که به ما این بچه ها دروغ گفتن.
من گفتم خانم کیم یادتونه من به شما نیم ساعت پیش اعتراض کردم بخاطر دروغ؟
بچه از خانواده رفتارها رو یاد میگیره و نمیتونه بدونه که کدومش خوبه و کدومش بد و بچه مدام در همانند سازی و الگو برداری هست.
خانم کیم منو با تعجب نگاه کرد.
پرسیدم قبول ندارین؟
گفت الان که تشریح میکنید متوجه شدم.
خانم کیم گفت ولی من همیشه به یانو یاد دادم و کلیسا هم همیشه میگه که دروغ نگین.
من گفتم شما حق دارین ولی متاسفانه هر دو شما عمل نمیکنید. نه شما و نه کلیسا. چرا یانو باید عمل کنه؟
خانم کیم گفت دکتر من دلم نمیخواد یانو بچه بدی بشه و آینده اش خراب بشه.
گفتم خانم کیم. هیچ کس نمیخواد بچه اش خوشبخت نباشه ولی خواستن اسونه و عمل کردن دشوار‌.
پیشنهاد کردم از خودشون شروع کنند‌. و بعد به یانو تعلیم بدن.
گفتم شما به نظرتان باید چه چیزی رو تغییر بدین؟
خانم کیم گفتند شاید بیشتر با یانو غروبها وقت بگذرونم؟
گفتم چطور؟
گفتند؛ تلفنهای غروب رو محدود کنم و بیشتر با یانو وقت بگذرونم.
گفتم دقیقا و بعد.
خانم کیم گفتند شاید یانو باید کمتر بازی کنه؟
گفتم دقیقا و چطور؟
گفتند شاید تلفن رو ازش بگیرم. گفتم خیر تلفن رو بهش بدین وقتی میخواد بازی کنه و بعد بازی زمان بندی کنید نهایتا دو ساعت در روز اجازه بدین بازی کنه.
ساعت ده نهایتا بخوابه چون این نا شادابی بچه از خواب بده و استراحت کم.

خانم کیم خیلی سریع به راه های کمک به خودش پی برد و میگفت همیشه دنبال کسی می گشتم که بتونم باهاش اینو در میان بزارم و از مادر بچه های دیگه می ترسم...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
میترسم منو قضاوت کنند. گر چه همه همین مشکل رو کم و بیش دارند. این گیم ها ما رو بیچاره کرده.

من گفتم درک میکنم. این فقط گیم نیست بلگه یک زنجیره از ارزشهای فرهنگی کره هستش.
و در ضمن ان چیزی هم که مربوط به شوهر شما میشه باید حتما حل کنید.
چون این احساس تنهایی شما میتونه رو بچه اثر بزاره.

و من چون قرار تلفنی داشتم باید میرفتم .
خانم کیم از من خواستند که شماره تلفن بدم تا با من تماس بگیرند. خیلی براشون جالب بود صحبت ما.

و من منتظر میمونم.

پنجشنبه ۳ مای ۲۰۱۸