Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان👆👆👆توانمند سازی و حمایت
برگردان و توضیح
Source: Mental health practice: Bonnyrigg
March 2016
💫💫💫💫💫

هستند افرادی که در روابط احساسی خود بیش از نیاز دیگران مهر میورزند، اینگونه افراد میتوانند پر از ترس باشند:
📍ترس از دیده نشدن،
📍ترس از تنها ماندن،
📍ترس از این که کسی آن ها را دوست نداشته باشد
👈 (ترک محبت love withdrawal)
📍ترس از این که ارزشمند نباشند،
📍ترس از اینکه فراموش شوند.

آنها مهر و عشق را هدیه میکنند یا به حراج میگزارند. همانند انکه به گیاهی انقدر اب بدهیم تا پوسیده شود. این افراد با ارایه مهر بی پایان خود زندانی برای دیگران میسازند به این امید که تنها نباشند مانند آنهایی که پرنده ای را در قفس در منزل دارند تا گاهی برایشان نغمه سر دهد گر چه فقط خواهش ازادی سر میدهد.
اگر پرنده ما یک صبح از غم محدودیت در قفس نقش زمین شود تعجب میکنیم که چرا؟ من که مهربان بودم.
از اینکه یک روزی "عشقمان" به سوی خودش حرکت کند و قادر به تولید مهر برایمان نباشد، تعجب میکنیم که چرا؟ من که عاشقش بودم. اینجاست که هراسناک میشویم. انوقت است که تمام طرحواره های ترس ها فعال میشوند و آنجاست که با چنگ و دندان به طعمه مهر می چسبیم که مبادا مارا تنها بگذارد.

اگر بماند بیشتر محبت میکنیم تا اینبار خفه شود. اگر برود ما در خود احساس خفگی می کنیم.
انوقت است که پی میبریم چقدر عشق ما متناسب اوضاع نبود. آیا به درمان فکر میکنیم؟

چون این چرخه بیمارگونه بنام "عشق" در تکرار خود کوتاهی نمیکند تا ما آنرا یکبار حل و هضم نکنیم.

دکتر ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫

... چرا من هر کاری میکنم تو خوشحال نمی شی؟ با صدای خیلی ناراحت کننده و تقریبا لرزان و گریان مادری به بچه تقریبا ده ساله با یونی فرم ابی سفید و کفش آدیداس و یک کوله پشتی که گویا بزور همراهش میکشید صدا میزد.

بدو بیا الان چراغ قرمز میشه و دوباره نمی رسیم و بازم دیرت میشه و معلم به من غر میزنه. بدو #یانو yano.

ولی یانو کوچولو هیچ رغبتی به حرکت نشون نمی داد و با سرعت پنچری خودش راه میرفت.
من و سمارت هم منتظر بودیم که از خیابون رد شیم.
مادر یانو داد زد، نگاه کن چه سگ خوشگلی اگه تند بیای اجازه داری بهش دست بزنی و نازش کنی این آقا گفت.

من دیگه نتونستم تحمل کنم. گفتم من به شما چیزی نگفتم و چرا به بچه دروغ میگین.
خانم خم شد به رسم کره ای ها و گفت (میانمنیدا) عذر میخوام و متاسفم، فکر کردم شما خارجی هستید و کره ای متوجه نمیشید. گفتم مهم من نیستم و مهم بچه هست که شما بهش دروغ میگین.
گفت من خسته شدم هر روز همینه.
من پرسیدم، بچه شما کی بیدار شد. مادره گفت ساعت شش و نیم. و گفتم کی خوابید گفت ساعت یازده و نیم. این نمیخوابه تا باباش نیاد و اونم کارمنده تا دیر وقت باید کار کنه. و این مشکل همیشه بوده.
من سوال کردم امروز صبح بچه چند ساعت تا الان ساعت ۸ و نیم بازی کرده با تلفن هندی شما. گفت خودش ۹ سالشه هندی داره.
پرسیدم چند ساعت بازی کرده؟ گفت نهایتا یک ساعت! ولی حرف منو گوش نمیکنه.
گفتم من دیروز پنج شنبه هم همین ساعت شما رو اینجا دیدم با خانمی حرف میزدید و پسرتون (بازی با هندی) گیم میکرد.
مادره گفت اه یادم نیست. ولی ممکنه. این همیشه این تلفن دستشه.
ما همچنان در حال حرکت به طرف مدرسه بودیم که مامان یانو گفت، شما روانشناسید؟
گفتم چطور؟ گفت من نیاز به کمک دارم میدونم چیزی اشتباهه.
گفتم فکر میکنید چه چیزی اشتباهه. رسیدیم بودیم دیگه به مدرسه و خانم کیم مادر یانو از من پرسید وقت دارم تو پارک باهاش صحبت کنم کوتاه.
من با سمارت باید هر صبح پیاده روی برم و گفتم با کمال میل.
خانم کیم با تعظیم کره ای تشکر کرد. و ما با هم در پارک قدم زدیم.
از من خواستند که بهشون بگم چیکار کنن.
من ازشون پرسیدم‌ برام تعریف کنند که دیروز بچه از مدرسه اومد چیکار کردن با هم.
گفت یانو ساعت پنج اومد از مدرسه و نرفت تکواندو چون گفت دل درد دارم. و موند خونه. معمولا تا ۷ هفته ای سه بار تکواندو میره. منم میرم پیلاتس یک ساعت.
ولی دیروز ما خونه موندیم. من دل درد داشتم و یانو هم گفت دل درد داره. عجیب بود هر دو با هم. و دستشان رو گذاشتند رو صورتشون و با کمی خجالت خندیدن. گفتند فکر میکنید تقصیر منه که گفتم دل درد دارم و اونم گفت دل داره.
گفتم من گوش میکنم.
گفت بعد با هم سوپ و برنج خوردیم و بعد یانو دوباره گیم تو تلویزیون کرد با دو تا از دوستان خودش آنلاین.
سوال کردم شما چیکار میکردین؟
گفت من با مادرم تلفن میکردم ایشون چند روز مریضه و دل پیچه های شدید داره. فکر کنم یک ۹۰ دقیقه ای با مامانم حرف زدم. و یانو هم بازی میکرد‌.
بعد یانو گفت باید تکالیف مدرسه انجام بده و من کمی کمکش کردم و با مادر دوست یانو تلفنی صحبت کردیم. چون پسر اونم نرفت تکواندو ولی با هم بازی کردن آن لاین. من اکتیو گوش میدادم.
خانم کیم گفت شما فکر میکنید که به ما این بچه ها دروغ گفتن.
من گفتم خانم کیم یادتونه من به شما نیم ساعت پیش اعتراض کردم بخاطر دروغ؟
بچه از خانواده رفتارها رو یاد میگیره و نمیتونه بدونه که کدومش خوبه و کدومش بد و بچه مدام در همانند سازی و الگو برداری هست.
خانم کیم منو با تعجب نگاه کرد.
پرسیدم قبول ندارین؟
گفت الان که تشریح میکنید متوجه شدم.
خانم کیم گفت ولی من همیشه به یانو یاد دادم و کلیسا هم همیشه میگه که دروغ نگین.
من گفتم شما حق دارین ولی متاسفانه هر دو شما عمل نمیکنید. نه شما و نه کلیسا. چرا یانو باید عمل کنه؟
خانم کیم گفت دکتر من دلم نمیخواد یانو بچه بدی بشه و آینده اش خراب بشه.
گفتم خانم کیم. هیچ کس نمیخواد بچه اش خوشبخت نباشه ولی خواستن اسونه و عمل کردن دشوار‌.
پیشنهاد کردم از خودشون شروع کنند‌. و بعد به یانو تعلیم بدن.
گفتم شما به نظرتان باید چه چیزی رو تغییر بدین؟
خانم کیم گفتند شاید بیشتر با یانو غروبها وقت بگذرونم؟
گفتم چطور؟
گفتند؛ تلفنهای غروب رو محدود کنم و بیشتر با یانو وقت بگذرونم.
گفتم دقیقا و بعد.
خانم کیم گفتند شاید یانو باید کمتر بازی کنه؟
گفتم دقیقا و چطور؟
گفتند شاید تلفن رو ازش بگیرم. گفتم خیر تلفن رو بهش بدین وقتی میخواد بازی کنه و بعد بازی زمان بندی کنید نهایتا دو ساعت در روز اجازه بدین بازی کنه.
ساعت ده نهایتا بخوابه چون این نا شادابی بچه از خواب بده و استراحت کم.

خانم کیم خیلی سریع به راه های کمک به خودش پی برد و میگفت همیشه دنبال کسی می گشتم که بتونم باهاش اینو در میان بزارم و از مادر بچه های دیگه می ترسم...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
میترسم منو قضاوت کنند. گر چه همه همین مشکل رو کم و بیش دارند. این گیم ها ما رو بیچاره کرده.

من گفتم درک میکنم. این فقط گیم نیست بلگه یک زنجیره از ارزشهای فرهنگی کره هستش.
و در ضمن ان چیزی هم که مربوط به شوهر شما میشه باید حتما حل کنید.
چون این احساس تنهایی شما میتونه رو بچه اثر بزاره.

و من چون قرار تلفنی داشتم باید میرفتم .
خانم کیم از من خواستند که شماره تلفن بدم تا با من تماس بگیرند. خیلی براشون جالب بود صحبت ما.

و من منتظر میمونم.

پنجشنبه ۳ مای ۲۰۱۸
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پارکی که ما صحبت کردیم و خانم کیم در حال رفتن هستند.
💫💫💫💫

ان چیزی که انسان را تعریف میکند تنها خرد او نیست بلکه مهر اوست.

م.س💫
1
💫💫💫💫

و ملت را تشنه نگه میدارند و بعد درها را بسوی رودخانه مسمومی باز میکنند و ملت را به وابستگی به سم ها سوق میدهند تا به آنها نشان بدهند که چقدر کم اراده اند. در واقعی جهنمی میسازند با وعده بهشت!

ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
کار سیستمیک در خانواده ☝️☝️☝️

ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ازدواج در سنین کم ☝️☝️

جمع اوری گفتمان در گروه ما
Think +
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اثرات خلق و خو بر مشاوره ☝️☝️☝️

ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در مورد عواقب سترس ☝️☝️☝️

دو خطر
burn out و
bore out

ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Empowerment ☝️☝️☝️

ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مطالبه گری اجتماعی ☝️☝️

ستودگان