Forwarded from مددکاری اجتماعی ایرانیان
روز جهانی مددکاری.pdf
13.4 MB
Forwarded from مددکاری اجتماعی ایرانیان
World Social Work Day.pdf
137.6 KB
Forwarded from مددکاری اجتماعی ایرانیان
-212181.pdf
367 KB
Forwarded from مددکاری اجتماعی ایرانیان
iraniansocialworkers.apk
10.1 MB
موریس ستودگان:
📍#جعبه_ابزار یک مددکار اجتماعی
🔑10 #مهارت_حرفه ای که هر مددکار اجتماعی نیاز دارد
مددکاری اجتماعی یک حرفه دشواریست که اغلب نیاز به یک متخصص دارد که ابزار لازم را در موقعیت مناسب بکار گیرد. روزانه باید بارها این جعبه ابزار در هم ریخته گردد و دوباره مرتب شود تا ار داشتن مهارت کافی مطمین گردیم. یا بگویم برای هر مجلسی باید لباس مناسب و کلاه مناسب آن مجلس را به تن کنیم تا مراجع را درک کنیم . مهندس، درمانگر، سرپرست کودکان، معلم، پزشک و بسیاری دیگر شاید این تصور را دارند که کارشان دشوار است اما مددکاری حرفه ای در نقش خود باید رل های متفاوتی را بازی کند. این نقش ها نیاز به یک طیف تقریبا بی حد و مرز از دانش، تخصص و تجربه مددکاری اجتماعی با طیفی از مهارتهای اجتماعی در فیلدهای متفاوت نیاز دارد. 10 ویژگی خاص که هر مددکار اجتماعی حرفه ای باید آنها را حداقل دارا باشد.
1. همدلی
همدلی توانایی همانند سازی موقتی و شناختن و درک موقعیت مراجع است. همدلی هر دو فرایند فکری و عاطفی است که باعث می شود تا دیگران مشکلات خود را راحتتر حل کنند و به آنها کمک میکند که تشخیص بهتری داشته باشند. اکثر مددکاران اجتماعی به صورت طرحواره ای متواضع هستند، همدلی یک دلیل عمده برای ورود به این حرفه است.
2. شناختن مرزها
یک مددکار اجتماعی نیز باید ظرفیت و محدودیت های خود را بشناسد و محدودیت هایی را که می تواند در طی یک دوره مشخص از زمان کاری را به پایان برساند را، بپذیرد. طبیعت این حرفه به چالش کشیدن است و می تواند همه انرژی را مصرف کند، به خصوص برای کسانی که احساس می کنند کارشان واقعا کافی و کامل نیست. ایجاد مرزها بین زندگی خصوصی و حرفه ای می تواند با ایجاد هدف و کنترل آن به پذیرش کار ما کمک کند.
3. گوش دادن فعال
توانایی به دقت گوش دادن، سوالات مربوطه و حفظ اطلاعات منتقل شده به صورت شفاهی برای حرفه مشاوره و مددکاری اجتماعی حیاتی است. این روش چگونگی ایجاد اعتماد، راه یافتن به دنیای انها و کشف جزئیات ارزشمند در مورد مراجع است و با درک اینکه هر شرایط منحصر به فرد است، کمک بزرگی در حل مشکل است.
4. برداشت اجتماعی
علاوه بر کسب و پردازش داده های کلامی، یک مددکار باید به زبان بدن، شخصیت اجتماعی، پیامدها و الگوهای فرهنگی رفتار مراجع حساس باشد. در حالی که برخی از مراجع ممکن است به وضوح نیازهای خود را بیان کنند و آماده همکاری باشند. ولی خیلی از افراد دیگر نمیتوانند نیاز خود را بطور قاطع بیان کنند. مددکار حرفه ای نیاز به یک شناخت اجتماعی از موقعیت مراجع دارد باید نقش ماما را تقبل کند و در زایش بیان نیازها همکاری کند.
5. خودآگاهی
مددکار حرفه ای به طور منظم از عملکرد خود از مراجع، رییس و همکار فید بک دریافت میکند. اما هیچ جایگزینی برای خودآگاهی وجود ندارد. قادر بودن به ارزیابی عملکرد خود و تلاش برای بهبود آن (در حالی که همچنین گرفتن نقد معتبر و مفید وجود دارد) یک مهارت ارزشمند است.
6. سازماندهی
مددکاران حرفه ای اجتماعی اغلب برای مقابله با برنامه های پر مشغله، پرونده های سنگین و کارهای قانونی میبایست برنامه ریزی مرتبی داشته باشند. مدیریت کارها و اولویت بندی جنبه های کاری و هدفگزاری می تواند کمک کند تا حداکثر زمان را در برنامه خود برای ارائه خدمات مفید به مراجعین در دسترس باشد.
7. هماهنگی
توانایی هماهنگ سازی ارتباطات و عملکرد صحیح سازمانهای مداخل برای مراجعین، نقش مهمی در کار روزانه مددکاری در ارتباط دادن مشتریان با خدمات است.
8. توانایی استدلال
یکی از راههای کمک در تغییر رفتار مراجع ، متقاعد کردن دیگر سازمانها برای ارائه خدمات مانند پوشش هزینه ها برای یک دوره آموزشی جدید، برای یافتن توانایی در تغییر موقعیت است. استدلال عقلانی.
9. همکاری
همانطور که اغلب به عنوان انگیزه سازی ممکن است یک مشکل را حل کنیم، اما همکاری فعال مراجع می تواند مسیری جدید (و گاهی کارآمدتر) به یک راه حل رضایت بخش تر ارائه دهد. قادر به مذاکره بودن، سازش و کار با دیگران، هماهنگ سازی از اساسی ترین آیتم های همکاری در مددکاری اجتماعی است.
10. آرامش و عدم احساس فشار
شغل مددکاری اجتماعی یک حرفه ی عمیقا با ارزش است، اما میتواند یک شغل فوق العاده استرس زا باشد. برای ارضا نیازهای اجتماعی و موثر بودن در کار، ضروری است که از زمان شخصی خود با تمرکز بر روی نیازهای خود استفاده کنید. ترک محل کار یعنی بستن پرونده ها و لذت بردن از زمان اسایش خویش. و این حرفه ایست.
با توجه به ماهیت آن که ما که هستیم و چه کاری انجام می دهیم، بیشتر ویژگی ها و مهارت هایی که در اینجا مشخص شده اند به نوع شخصیت ما بستگی دارند. این مهارتها اهمیت خاصی دارند آنها را بیاموزید و مرزهای خود را برای استفاده از امکانات خود حفظ کنید، و آینده شما در این حرفه مطمئنا پر معنی و رضایت بخش خواهد بود.
از م. ستودگان
📍#جعبه_ابزار یک مددکار اجتماعی
🔑10 #مهارت_حرفه ای که هر مددکار اجتماعی نیاز دارد
مددکاری اجتماعی یک حرفه دشواریست که اغلب نیاز به یک متخصص دارد که ابزار لازم را در موقعیت مناسب بکار گیرد. روزانه باید بارها این جعبه ابزار در هم ریخته گردد و دوباره مرتب شود تا ار داشتن مهارت کافی مطمین گردیم. یا بگویم برای هر مجلسی باید لباس مناسب و کلاه مناسب آن مجلس را به تن کنیم تا مراجع را درک کنیم . مهندس، درمانگر، سرپرست کودکان، معلم، پزشک و بسیاری دیگر شاید این تصور را دارند که کارشان دشوار است اما مددکاری حرفه ای در نقش خود باید رل های متفاوتی را بازی کند. این نقش ها نیاز به یک طیف تقریبا بی حد و مرز از دانش، تخصص و تجربه مددکاری اجتماعی با طیفی از مهارتهای اجتماعی در فیلدهای متفاوت نیاز دارد. 10 ویژگی خاص که هر مددکار اجتماعی حرفه ای باید آنها را حداقل دارا باشد.
1. همدلی
همدلی توانایی همانند سازی موقتی و شناختن و درک موقعیت مراجع است. همدلی هر دو فرایند فکری و عاطفی است که باعث می شود تا دیگران مشکلات خود را راحتتر حل کنند و به آنها کمک میکند که تشخیص بهتری داشته باشند. اکثر مددکاران اجتماعی به صورت طرحواره ای متواضع هستند، همدلی یک دلیل عمده برای ورود به این حرفه است.
2. شناختن مرزها
یک مددکار اجتماعی نیز باید ظرفیت و محدودیت های خود را بشناسد و محدودیت هایی را که می تواند در طی یک دوره مشخص از زمان کاری را به پایان برساند را، بپذیرد. طبیعت این حرفه به چالش کشیدن است و می تواند همه انرژی را مصرف کند، به خصوص برای کسانی که احساس می کنند کارشان واقعا کافی و کامل نیست. ایجاد مرزها بین زندگی خصوصی و حرفه ای می تواند با ایجاد هدف و کنترل آن به پذیرش کار ما کمک کند.
3. گوش دادن فعال
توانایی به دقت گوش دادن، سوالات مربوطه و حفظ اطلاعات منتقل شده به صورت شفاهی برای حرفه مشاوره و مددکاری اجتماعی حیاتی است. این روش چگونگی ایجاد اعتماد، راه یافتن به دنیای انها و کشف جزئیات ارزشمند در مورد مراجع است و با درک اینکه هر شرایط منحصر به فرد است، کمک بزرگی در حل مشکل است.
4. برداشت اجتماعی
علاوه بر کسب و پردازش داده های کلامی، یک مددکار باید به زبان بدن، شخصیت اجتماعی، پیامدها و الگوهای فرهنگی رفتار مراجع حساس باشد. در حالی که برخی از مراجع ممکن است به وضوح نیازهای خود را بیان کنند و آماده همکاری باشند. ولی خیلی از افراد دیگر نمیتوانند نیاز خود را بطور قاطع بیان کنند. مددکار حرفه ای نیاز به یک شناخت اجتماعی از موقعیت مراجع دارد باید نقش ماما را تقبل کند و در زایش بیان نیازها همکاری کند.
5. خودآگاهی
مددکار حرفه ای به طور منظم از عملکرد خود از مراجع، رییس و همکار فید بک دریافت میکند. اما هیچ جایگزینی برای خودآگاهی وجود ندارد. قادر بودن به ارزیابی عملکرد خود و تلاش برای بهبود آن (در حالی که همچنین گرفتن نقد معتبر و مفید وجود دارد) یک مهارت ارزشمند است.
6. سازماندهی
مددکاران حرفه ای اجتماعی اغلب برای مقابله با برنامه های پر مشغله، پرونده های سنگین و کارهای قانونی میبایست برنامه ریزی مرتبی داشته باشند. مدیریت کارها و اولویت بندی جنبه های کاری و هدفگزاری می تواند کمک کند تا حداکثر زمان را در برنامه خود برای ارائه خدمات مفید به مراجعین در دسترس باشد.
7. هماهنگی
توانایی هماهنگ سازی ارتباطات و عملکرد صحیح سازمانهای مداخل برای مراجعین، نقش مهمی در کار روزانه مددکاری در ارتباط دادن مشتریان با خدمات است.
8. توانایی استدلال
یکی از راههای کمک در تغییر رفتار مراجع ، متقاعد کردن دیگر سازمانها برای ارائه خدمات مانند پوشش هزینه ها برای یک دوره آموزشی جدید، برای یافتن توانایی در تغییر موقعیت است. استدلال عقلانی.
9. همکاری
همانطور که اغلب به عنوان انگیزه سازی ممکن است یک مشکل را حل کنیم، اما همکاری فعال مراجع می تواند مسیری جدید (و گاهی کارآمدتر) به یک راه حل رضایت بخش تر ارائه دهد. قادر به مذاکره بودن، سازش و کار با دیگران، هماهنگ سازی از اساسی ترین آیتم های همکاری در مددکاری اجتماعی است.
10. آرامش و عدم احساس فشار
شغل مددکاری اجتماعی یک حرفه ی عمیقا با ارزش است، اما میتواند یک شغل فوق العاده استرس زا باشد. برای ارضا نیازهای اجتماعی و موثر بودن در کار، ضروری است که از زمان شخصی خود با تمرکز بر روی نیازهای خود استفاده کنید. ترک محل کار یعنی بستن پرونده ها و لذت بردن از زمان اسایش خویش. و این حرفه ایست.
با توجه به ماهیت آن که ما که هستیم و چه کاری انجام می دهیم، بیشتر ویژگی ها و مهارت هایی که در اینجا مشخص شده اند به نوع شخصیت ما بستگی دارند. این مهارتها اهمیت خاصی دارند آنها را بیاموزید و مرزهای خود را برای استفاده از امکانات خود حفظ کنید، و آینده شما در این حرفه مطمئنا پر معنی و رضایت بخش خواهد بود.
از م. ستودگان
👍1
💫💫💫💫💫
من پسری ۲۳ ساله و مجرد هستم و لیسانس
از وقتی یادمه که به بلوغ جنسی رسیدم خودارضایی داشتم اوایل کم بود اما احساس گناه زیادی داشتم بعد اینکار حس پشیمانی بهم دست میداد احساس میکردم از خدا دور شدم و اینجور مسائل دیگه که از فکرم میگذشت تا اینکه دوران دبیرستان رو سپری کردم به این شکل،و وارد دانشگاه شدم و فهمیدم این قضیه تو اکثر پسر و دخترها هست چون دوران دانشگاه یکم از خانواده مستقل شده بودم و دسترسی به اینترنت و فضای مجازی داشتم(من در دوران دبیرستان و نوجوانی اصلا استقلال کافی نداشتم و کلا زیر نظر خانواده ام بخصوص مادرم بودم ) خیلی مطالب خوندم
قبلش من فقط میدونستم این قضیه از لحاظ دینی حرامه و عوارض جسمی مثل ضعف چشم و کم شدن حافظه و ... داره
نظریات زیادی از روانشناس ها خوندم که یه سری ها میگن طبیعیه و به شرطی که اختلالی در زندگی ادمی ایجاد نکنه و موارد دیگه
اما راستش این رفتار جنسی رفته رفته در من زیاد شد طوریکه به روزی یکبار رسیده بود و نهایتش دو روز یکبار ،اما دیگه من اون استرس و حس گناه به اندازه قبل نداشتم با توجه به اون مطالبی که خونده بودم اما الان هم که الانه واقعا نمی دونم من مشکلی دارم یا نه
بعضی مواقع میگم با خود من شاید اعتیاد جنسی دارم که زیاده روی میکنم و هر از گاهی فک میکنم شاید به خودم آسیب میزنم نگران بعدا در رابطه جنسی دچار زودانزالی یا عدم نعوظ بشم و خیلی موارد دیگه که نگرانیم رو تشدید میکنه
و یه چیز دیگه اینکه گرایش به جنس مخالف بخصوص زنان در من زیاده همش دنبال عکس خانم ها تو اینستاگرام هستم این مسئله خیلی زیاده در من (البته گشتن دنبال فیلم پورن و اینجور چیزا خوشبختانه در من خیلی کمه یا نیست)اما بعضی مواقع ببخشید خودمو سرزنش میکنم که من با یه حیوان چه فرقی دارم حالت گریه بهم دست میده نمی خوام اینکارو بکنم اما دست خودم نیست با دیدن عکس های یه خانم که لباس باز پوشیده تحریک میشم و بعضی مواقع به دنبالش خودارضایی میکنم
نمی دونم این موضوع تا چه حدی طبیعیه و از چه حدی به بعد افراطه میخواستم در این مورد راهنمایی ام بکنید
💫💫💫💫💫
جوان عزیز
این کار شما ضرر جسمی به شما نمی زنه تا وقتی که لذت میبرید ولی اگر احساس میکنید که سترس دارید احتمالا ضرر روحی به شما میزنه. ولی در کل خود ارضایی گناه نیست معصیت نیست و اشکالی هم از نظر علمی نداره و از اینکه محرکی نیاز دارین مثل اینستا گرام چیز عجیبی نیست چون به تصاویری که خودتون میساختید عادت کردین و جالب نیست براتون و دنبال سوژه های جدید میک
میگردید که کاملا طبیعی هستند. در اروپا ما از ۱۳ سالگی در کلاسهای مختلط به بچه ها خود ارضایی صحیح رو آموزش میدیم و به سوالها باز پاسخ میدیم.
احساس گناه در شما چیز طبیعی هست چون در شما ایجاد کردند و نقش کنترل مادرتان رو نادیده نگیرید چون ایشون به شما با کنترل خودشون چیزی یاد دادن که شما علیه اون عمل میکنید و جبران افراطی میکنید. شما مدام سعی در کنترل خودتون دارین ولی عملی نیست. طرحواره کنترل مادر رو متاسفانه کپی کردین ولی بازتاب نشده. باور داشته باشید که نیاز شما از ایمان شما قویتر هست. نیاز شما از درون شماست و ایمان شما تزریق شده و باور درونی نشده. به همین جهت اوایل احساس گناه میکردید در محیط خانه چون مادر سمبل کنترل بود و ایشون در واقع محرک اصلی شما تا در خفا لذت ببرید ولی احساس گناه کنید. این احساس هم میتونه عادت بشه و حتی با گریه کردن میتونید مکانیزم دفاعی بسازید و خودتون رو از احساس گناه (تزریق شده) تبرئه کنید.
با لوگو #مامان منو ببخش پسر بدی هستم! ولی چاره ای جز این ندارم. کاش به من درست یاد میدادی که هفته ای چند بار خود ارضایی کنم و احساس بد نداشته باشم. خودارضایی تنها جای امنی هست که میتونید فعلا با خودتون عبادت کنید.
هیچ نیازی با هیچ دینی مهار نمیشه. هر نیازی رو سرکوب کنید مطمئن باشید به یک مشکل جدید مثل خشم تنفر اعتیاد وسواس میگرن زخم معده اسم بیماری پوستی خودش رو بروز میده. به نیازها باید پاسخ داد و باید باورها را ساخت.
دکتر موریس ستودگان
مددکاری +مشاوره +روانشناسی
لینک کانال
Http://t.me/thinkpluswithus
من پسری ۲۳ ساله و مجرد هستم و لیسانس
از وقتی یادمه که به بلوغ جنسی رسیدم خودارضایی داشتم اوایل کم بود اما احساس گناه زیادی داشتم بعد اینکار حس پشیمانی بهم دست میداد احساس میکردم از خدا دور شدم و اینجور مسائل دیگه که از فکرم میگذشت تا اینکه دوران دبیرستان رو سپری کردم به این شکل،و وارد دانشگاه شدم و فهمیدم این قضیه تو اکثر پسر و دخترها هست چون دوران دانشگاه یکم از خانواده مستقل شده بودم و دسترسی به اینترنت و فضای مجازی داشتم(من در دوران دبیرستان و نوجوانی اصلا استقلال کافی نداشتم و کلا زیر نظر خانواده ام بخصوص مادرم بودم ) خیلی مطالب خوندم
قبلش من فقط میدونستم این قضیه از لحاظ دینی حرامه و عوارض جسمی مثل ضعف چشم و کم شدن حافظه و ... داره
نظریات زیادی از روانشناس ها خوندم که یه سری ها میگن طبیعیه و به شرطی که اختلالی در زندگی ادمی ایجاد نکنه و موارد دیگه
اما راستش این رفتار جنسی رفته رفته در من زیاد شد طوریکه به روزی یکبار رسیده بود و نهایتش دو روز یکبار ،اما دیگه من اون استرس و حس گناه به اندازه قبل نداشتم با توجه به اون مطالبی که خونده بودم اما الان هم که الانه واقعا نمی دونم من مشکلی دارم یا نه
بعضی مواقع میگم با خود من شاید اعتیاد جنسی دارم که زیاده روی میکنم و هر از گاهی فک میکنم شاید به خودم آسیب میزنم نگران بعدا در رابطه جنسی دچار زودانزالی یا عدم نعوظ بشم و خیلی موارد دیگه که نگرانیم رو تشدید میکنه
و یه چیز دیگه اینکه گرایش به جنس مخالف بخصوص زنان در من زیاده همش دنبال عکس خانم ها تو اینستاگرام هستم این مسئله خیلی زیاده در من (البته گشتن دنبال فیلم پورن و اینجور چیزا خوشبختانه در من خیلی کمه یا نیست)اما بعضی مواقع ببخشید خودمو سرزنش میکنم که من با یه حیوان چه فرقی دارم حالت گریه بهم دست میده نمی خوام اینکارو بکنم اما دست خودم نیست با دیدن عکس های یه خانم که لباس باز پوشیده تحریک میشم و بعضی مواقع به دنبالش خودارضایی میکنم
نمی دونم این موضوع تا چه حدی طبیعیه و از چه حدی به بعد افراطه میخواستم در این مورد راهنمایی ام بکنید
💫💫💫💫💫
جوان عزیز
این کار شما ضرر جسمی به شما نمی زنه تا وقتی که لذت میبرید ولی اگر احساس میکنید که سترس دارید احتمالا ضرر روحی به شما میزنه. ولی در کل خود ارضایی گناه نیست معصیت نیست و اشکالی هم از نظر علمی نداره و از اینکه محرکی نیاز دارین مثل اینستا گرام چیز عجیبی نیست چون به تصاویری که خودتون میساختید عادت کردین و جالب نیست براتون و دنبال سوژه های جدید میک
میگردید که کاملا طبیعی هستند. در اروپا ما از ۱۳ سالگی در کلاسهای مختلط به بچه ها خود ارضایی صحیح رو آموزش میدیم و به سوالها باز پاسخ میدیم.
احساس گناه در شما چیز طبیعی هست چون در شما ایجاد کردند و نقش کنترل مادرتان رو نادیده نگیرید چون ایشون به شما با کنترل خودشون چیزی یاد دادن که شما علیه اون عمل میکنید و جبران افراطی میکنید. شما مدام سعی در کنترل خودتون دارین ولی عملی نیست. طرحواره کنترل مادر رو متاسفانه کپی کردین ولی بازتاب نشده. باور داشته باشید که نیاز شما از ایمان شما قویتر هست. نیاز شما از درون شماست و ایمان شما تزریق شده و باور درونی نشده. به همین جهت اوایل احساس گناه میکردید در محیط خانه چون مادر سمبل کنترل بود و ایشون در واقع محرک اصلی شما تا در خفا لذت ببرید ولی احساس گناه کنید. این احساس هم میتونه عادت بشه و حتی با گریه کردن میتونید مکانیزم دفاعی بسازید و خودتون رو از احساس گناه (تزریق شده) تبرئه کنید.
با لوگو #مامان منو ببخش پسر بدی هستم! ولی چاره ای جز این ندارم. کاش به من درست یاد میدادی که هفته ای چند بار خود ارضایی کنم و احساس بد نداشته باشم. خودارضایی تنها جای امنی هست که میتونید فعلا با خودتون عبادت کنید.
هیچ نیازی با هیچ دینی مهار نمیشه. هر نیازی رو سرکوب کنید مطمئن باشید به یک مشکل جدید مثل خشم تنفر اعتیاد وسواس میگرن زخم معده اسم بیماری پوستی خودش رو بروز میده. به نیازها باید پاسخ داد و باید باورها را ساخت.
دکتر موریس ستودگان
مددکاری +مشاوره +روانشناسی
لینک کانال
Http://t.me/thinkpluswithus
Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫💫
درمانگر، مشاور و مدد کاری نباید فقط راهی را برود که آنرا میشناسد، بلکه باید راهی را که تاکنون نرفته است را انتخاب کند، تا در آنجا از خود برای دیگران رد پایی بگذارد.
روز جهانی فکر بر همه همکاران خجسته باد.
موریس ستودگان
درمانگر، مشاور و مدد کاری نباید فقط راهی را برود که آنرا میشناسد، بلکه باید راهی را که تاکنون نرفته است را انتخاب کند، تا در آنجا از خود برای دیگران رد پایی بگذارد.
روز جهانی فکر بر همه همکاران خجسته باد.
موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫
رابطه تمام میشود ولی انسانها تمام نمی شوند. بعد از اتمام رابطه معمولا هجوم خاطره ها ما را در امان نمیگزارند!
فقط زمان نیاز است که خاطره ها کم رنگ شوند آنزمان خاطره های جدید با انسانهای جدید هجوم می آورند.
م.س.
رابطه تمام میشود ولی انسانها تمام نمی شوند. بعد از اتمام رابطه معمولا هجوم خاطره ها ما را در امان نمیگزارند!
فقط زمان نیاز است که خاطره ها کم رنگ شوند آنزمان خاطره های جدید با انسانهای جدید هجوم می آورند.
م.س.
موریس ستودگان:
تفاوت های دلبستگی و وابستگی
معمولا دیده می شود در بین زن و شوهرها ،مرزهای دلبستگی و وابستگی مشخص نیست . درحالیکه دلبستگی منجر به سازندگی و رشد رابطه می شود اما وابستگی آفتی هست که یک رابطه را تهدید کرده و به شکست می کشاند تفاوتهای دلبستگی و وابستگی بیان می شود .
کسانی که به اشتباه وابستگی را با عشق دلبستگی اشتباه گرفته اند توجه کنند و نسبت به اصلاح آن بکوشند و سعی کنند با دلبستگی پایه های یک خانواده گرم را پی ریزی کرده یا مستحکم نمایند .
تفاوت اول
دلبستگی :رابطه ای خاص و پایدار بین دو نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر , آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
وابستگی :به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد اگر تو نباشی من مرده ام
تفاوت دوم
دلبستگی :ساز و کاری طبیعی برای بقاءاست .
وابستگی :مکانیسمی مرضی است
تفاوت سوم
دلبستگی :از احساس امنیت و صمیمیت شکل می گیرد .
وابستگی :از احساس ناامنی نشات می گیرد .
تفاوت چهارم
دلبستگی : احساس تعلق وجود دارد.
وابستگی : احساس تملک و جود دارد.
تفاوت پنجم
دلبستگی :به شخص استقلال می دهد .
وابستگی :آزادی را از شخص می گیرد .
تفاوت ششم
دلبستگی :فرد را آنطور که هست می خواهیم .
وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم , شکل می دهیم .
تفاوت هفتم
دلبستگی :شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد
وابستگی : احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق مشاهده می شود.
تفاوت هشتم
دلبستگی : عشق غیر مشروط است .
وابستگی :عشق مشروط است .
تفاوت نهم
دلبستگی : نوع عشق دگر خواهانه است .
وابستگی : عشق خود خود خواهانه است .
تفاوت دهم
دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری
وابستگی :ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .
تفاوت یازدهم
دلبستگی :مشتاق رشد است
وابستگی مانع رشد است .
تفاوت دوازدهم
دلبستگی :موجب آرامش و نهایت است
وابستگی :به شکست ختم می شود
تفاوت های دلبستگی و وابستگی
معمولا دیده می شود در بین زن و شوهرها ،مرزهای دلبستگی و وابستگی مشخص نیست . درحالیکه دلبستگی منجر به سازندگی و رشد رابطه می شود اما وابستگی آفتی هست که یک رابطه را تهدید کرده و به شکست می کشاند تفاوتهای دلبستگی و وابستگی بیان می شود .
کسانی که به اشتباه وابستگی را با عشق دلبستگی اشتباه گرفته اند توجه کنند و نسبت به اصلاح آن بکوشند و سعی کنند با دلبستگی پایه های یک خانواده گرم را پی ریزی کرده یا مستحکم نمایند .
تفاوت اول
دلبستگی :رابطه ای خاص و پایدار بین دو نفراست که بواسطه خواستن یکدیگر , آن دو به هم نزدیک می شوند و هردو تمایل دارند.
وابستگی :به رابطه ای اشاره دارد که درآن وجود یک فرد به طرف مقابلش بستگی دارد اگر تو نباشی من مرده ام
تفاوت دوم
دلبستگی :ساز و کاری طبیعی برای بقاءاست .
وابستگی :مکانیسمی مرضی است
تفاوت سوم
دلبستگی :از احساس امنیت و صمیمیت شکل می گیرد .
وابستگی :از احساس ناامنی نشات می گیرد .
تفاوت چهارم
دلبستگی : احساس تعلق وجود دارد.
وابستگی : احساس تملک و جود دارد.
تفاوت پنجم
دلبستگی :به شخص استقلال می دهد .
وابستگی :آزادی را از شخص می گیرد .
تفاوت ششم
دلبستگی :فرد را آنطور که هست می خواهیم .
وابستگی:فردرا آن چنان که می خواهیم , شکل می دهیم .
تفاوت هفتم
دلبستگی :شدت احساسات مثبت و منفی نسبت به معشوق در حد تعادل قرار دارد
وابستگی : احساسا ت شدید و غیرقابل کنترل نسبت به معشوق مشاهده می شود.
تفاوت هشتم
دلبستگی : عشق غیر مشروط است .
وابستگی :عشق مشروط است .
تفاوت نهم
دلبستگی : نوع عشق دگر خواهانه است .
وابستگی : عشق خود خود خواهانه است .
تفاوت دهم
دلبستگی: توان عشق ورزیدن به خود و دیگری
وابستگی :ناتوانی در عشق ورزیدن به خود و دیگری .
تفاوت یازدهم
دلبستگی :مشتاق رشد است
وابستگی مانع رشد است .
تفاوت دوازدهم
دلبستگی :موجب آرامش و نهایت است
وابستگی :به شکست ختم می شود
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆دوستان سوال کردن برای پرورش تمرکز حواس و من این سه مدل رو پیشنهاد دادم تو یک ویس.
اگر گوش کردین دوستان و سوالی بود حتما سوال کنید.
اگر گوش کردین دوستان و سوالی بود حتما سوال کنید.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
زندگی فرایندیست که امید اخرین سوژه ایست که در ان میمیرد و بعد از مرگِ جسم پژواک امید به جسمی نو تبدیل میشود.
موریس ستودگان بهار ۲۰۱۸
زندگی فرایندیست که امید اخرین سوژه ایست که در ان میمیرد و بعد از مرگِ جسم پژواک امید به جسمی نو تبدیل میشود.
موریس ستودگان بهار ۲۰۱۸
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
📍Éros
"اروس اشاره به عشق شهوانیست، وابستگی به عشق شهوانی، میل به جنس و شی مورد علاقه، تمایل به عشق، شور دوست داشته شدن"
📍 Philía
"فیلیا - به عشق به دوستان، عشق به تقوا، شناخت متقابل و درک متقابل اشاره می کند"
📍Agape
"اگاپه به عشق دگرخواهانه و پرورش ان، و همچنین عشق به همسایه و" حتی مهر به دشمن "اشاره دارد، که در ذهن خود مهر به دیگران را ارجعیت میدهد".
هنگامی که کودک خوانده من اولین روز از مهد کودک به خانه بازگشت، من حضور داشتم. مادرش از آن دختر پرسید: آیا شما مدرسه را دوست داشتید؟ آیا شما دوستان خوبی (فیلیا) پیدا کردید؟ آیا پسرانی مورد پسند شما بودند و انها را دوست داشتید (اروس)؟ آیا دیگران با شما (اگاپه) مهربان بودند و شما با دیگران مهربان بودید؟ آیا معلم شما مهربان است (agàpe)؟
بنابراین دختر 6 ساله در حال حاضر با مفاهیمی از مهر و عشق اروسی و اگاپایی و فیلیایی آشنا است که قادر به پاسخ به تمام سوالات بدون وقفه است. چه وقت این ارزشها را به او تعلیم دادیم؟ شاید از کارتن والدیزنی "زیبایی و جانور" به او "ارزش اروسی" را آموزش داده اند؟ یا پیش عشقبازی هویدا مشترک والدین؟ یا فیلم انیمیشن شیر پادشاه، ارزشهای دوستی آقاپا یا فیلیا را اموزش می دهد یا من به عنوان دوست خوب پدر و مادر و پدرخوانده که دوباره و دوباره آنجا بوده ام.
کودکان ما این ارزشهای عشق را از کجا می آموزند؟ (ص ۱۵)
منبع؛ از کتاب عشق ذاتی ست یا آموختنی؟
بیوگرافی زندگی از موریس ستودگان
📍Éros
"اروس اشاره به عشق شهوانیست، وابستگی به عشق شهوانی، میل به جنس و شی مورد علاقه، تمایل به عشق، شور دوست داشته شدن"
📍 Philía
"فیلیا - به عشق به دوستان، عشق به تقوا، شناخت متقابل و درک متقابل اشاره می کند"
📍Agape
"اگاپه به عشق دگرخواهانه و پرورش ان، و همچنین عشق به همسایه و" حتی مهر به دشمن "اشاره دارد، که در ذهن خود مهر به دیگران را ارجعیت میدهد".
هنگامی که کودک خوانده من اولین روز از مهد کودک به خانه بازگشت، من حضور داشتم. مادرش از آن دختر پرسید: آیا شما مدرسه را دوست داشتید؟ آیا شما دوستان خوبی (فیلیا) پیدا کردید؟ آیا پسرانی مورد پسند شما بودند و انها را دوست داشتید (اروس)؟ آیا دیگران با شما (اگاپه) مهربان بودند و شما با دیگران مهربان بودید؟ آیا معلم شما مهربان است (agàpe)؟
بنابراین دختر 6 ساله در حال حاضر با مفاهیمی از مهر و عشق اروسی و اگاپایی و فیلیایی آشنا است که قادر به پاسخ به تمام سوالات بدون وقفه است. چه وقت این ارزشها را به او تعلیم دادیم؟ شاید از کارتن والدیزنی "زیبایی و جانور" به او "ارزش اروسی" را آموزش داده اند؟ یا پیش عشقبازی هویدا مشترک والدین؟ یا فیلم انیمیشن شیر پادشاه، ارزشهای دوستی آقاپا یا فیلیا را اموزش می دهد یا من به عنوان دوست خوب پدر و مادر و پدرخوانده که دوباره و دوباره آنجا بوده ام.
کودکان ما این ارزشهای عشق را از کجا می آموزند؟ (ص ۱۵)
منبع؛ از کتاب عشق ذاتی ست یا آموختنی؟
بیوگرافی زندگی از موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پاسخ های دوستان من در مورد سوال هایی که در مورد عشق پرسیدم:
همه با اندیشه های خود سعی کرده اند خلاصه ای از دانسته هایشان را به نمایش بگذارند و میل من به دانستن این رمز را به شیوه های گوناگون ارضا کنند. این عملگرایان از مددکاری اجتماعی و علوم پزشکی آمدند و سوال من را برای من تقسیم کردند و با این پرسش که: منظور از عشق چیست؟ خود عشق، عشق به شریک زندگی، عشق به عشق، عشق به مادر، عشقت به قدرت، عشق به ایده ها، عشق به خانواده، عشق به طبیعت، عشق به دیگری و بعدی، عشق بدون هدف؟ قابل توجه بود که همیشه عشق به خدا در پایان میامد و در ابتدا عشق مادرانه بود.
من در پی هیچکدام از این اصطلاحات در واقع نبودم بلکه خود عشق برای من در مرکز سوال بود. این دوستان میخواهند یک عشق به چیزی و یا به دیگری را برای من تعریف کنند نه خود عشق. حتی عشق به خود "من" را ابژه خود میبیند.
من می خواهم عشق را به عنوان سوژه درک کنم. عشق ابژه ای یا سوژه ای (به خود یا به کسی و چیزی) باید از منبع مشترک در ما بوجود آید. زیرا آنها از مراکز و یا منابع مختلف سرچشمه نمی گیرند. هر دو در یک نیمکره مغز بوجود میایند.
آیا شاید عضلات قلب هستند که این احساسات را ذخیره می کنند؟ علم امروز با شواهدی در جستجوی این بحث است؟
نظریه جدیدی در مورد حافظه قلبی وجود دارد که پس از قلب ایمپلنت، معلوم می شود که فرد دریافت کننده اطلاعات جدیدی از شخص اهدا شده دارد که هرگز قبل از جراحی انرا نمیدانست. در این زمینه فرضیه های بسیاری وجود دارد که در علم به کار می روند. اما پاسخ قطعی وجود ندارد و این یک مبحث برای تحقیق است.
اگر به خودم اجازه بدهم که خود را مانند دوستانم در تعریف عشق دسته بندی کنم، من دوست دارم از موقعیت نیچه پشتیبانی کنم و «عشق را به عنوان محتوی زندگی و اعتماد به توانایی های خود» تعریف کنم. این به من اجازه می دهد از خود این سوال را بپرسم و به توانایی های خود اعتقاد داشته باشم. برای روشن شدن این موضوع که عشق چیست باید شجاعت داشته باشم و در موقعیت خود با اراده بی قید و شرط پا بر جا بدنبال مفهوم عشق ذاتی ست یا آموختنی بروم.
در پاسخ گروهی دیگر به سوال من، سپس نظریه پردازان سیستمی از جامعه شناسی تعریفی را برای من فرستادند. انها به من با تدریس از نیکلاس لومان عشق را به ریسمانی جدیدی بند کردند، به طوری که "تئوری سیستمیک در یک زمان بحرانی شدید یک تعریف نسبتا ضعیف که عشق را دوباره به عنوان یک" معناشناسی اجتماعی "و یک کد برای با هم زندگی کردن میبینند، تعریف میکند. با این تفسیر انان عشق را فقط یک احساس نمی بینند بلکه یک کد (قاعده). بنابراین نوربرت لومان در کتاب عشق به عنوان شور حیات (1982) عشق عاشقانه را به عنوان یک پدیده مدرنیته دانست که بنیان آن به ویژه در بورژوازی قرن 18 بنا گذاشته شد. " پس از این تعریف، گمان من در حال حاضر تا نیمی جواب داده شده است. کدهای و نمادها که لومان توصیف و توجیه می کند باید در سنین متفاوت یاد گرفته شود و آنها ذاتی نیستند. هیچ ارزشی ذاتی نیست. ارزشها به طور کلی آموختنی هستند. مثل انکه بگوئیم گویش به فارسی ذاتی است. خیر آموختنی ست.
من نمیخواهم که هیجان مطلب را از پیش از بین ببرم و همچنین نظرات دیگر را بررسی خواهم کرد و در اینجا دوباره بحث خواهم کرد. تا کنون ما تنها تقسیم متعادل بین دوران باستان و پست مدرنیسم را مشاهده کردیم.
نظریه پرداز دیگری به سوالم چنین پاسخ داد که: در ادبیات "عشق اغلب به عنوان ارزش های دلپذیر به حساب می آید". و همچنین از این گفته به من دوباره پاسخ داده شد که این ارزشها باید برای عشق آموخته شوند.
این هنوز یک شروع از تعاریف است و این نوع از تعاریف عشق در این نوشته های من مانند باران های بهاری میبارد.
منبع: از کتاب عشق ذاتی ست یا اموختتی؟
موریس ستودگان
همه با اندیشه های خود سعی کرده اند خلاصه ای از دانسته هایشان را به نمایش بگذارند و میل من به دانستن این رمز را به شیوه های گوناگون ارضا کنند. این عملگرایان از مددکاری اجتماعی و علوم پزشکی آمدند و سوال من را برای من تقسیم کردند و با این پرسش که: منظور از عشق چیست؟ خود عشق، عشق به شریک زندگی، عشق به عشق، عشق به مادر، عشقت به قدرت، عشق به ایده ها، عشق به خانواده، عشق به طبیعت، عشق به دیگری و بعدی، عشق بدون هدف؟ قابل توجه بود که همیشه عشق به خدا در پایان میامد و در ابتدا عشق مادرانه بود.
من در پی هیچکدام از این اصطلاحات در واقع نبودم بلکه خود عشق برای من در مرکز سوال بود. این دوستان میخواهند یک عشق به چیزی و یا به دیگری را برای من تعریف کنند نه خود عشق. حتی عشق به خود "من" را ابژه خود میبیند.
من می خواهم عشق را به عنوان سوژه درک کنم. عشق ابژه ای یا سوژه ای (به خود یا به کسی و چیزی) باید از منبع مشترک در ما بوجود آید. زیرا آنها از مراکز و یا منابع مختلف سرچشمه نمی گیرند. هر دو در یک نیمکره مغز بوجود میایند.
آیا شاید عضلات قلب هستند که این احساسات را ذخیره می کنند؟ علم امروز با شواهدی در جستجوی این بحث است؟
نظریه جدیدی در مورد حافظه قلبی وجود دارد که پس از قلب ایمپلنت، معلوم می شود که فرد دریافت کننده اطلاعات جدیدی از شخص اهدا شده دارد که هرگز قبل از جراحی انرا نمیدانست. در این زمینه فرضیه های بسیاری وجود دارد که در علم به کار می روند. اما پاسخ قطعی وجود ندارد و این یک مبحث برای تحقیق است.
اگر به خودم اجازه بدهم که خود را مانند دوستانم در تعریف عشق دسته بندی کنم، من دوست دارم از موقعیت نیچه پشتیبانی کنم و «عشق را به عنوان محتوی زندگی و اعتماد به توانایی های خود» تعریف کنم. این به من اجازه می دهد از خود این سوال را بپرسم و به توانایی های خود اعتقاد داشته باشم. برای روشن شدن این موضوع که عشق چیست باید شجاعت داشته باشم و در موقعیت خود با اراده بی قید و شرط پا بر جا بدنبال مفهوم عشق ذاتی ست یا آموختنی بروم.
در پاسخ گروهی دیگر به سوال من، سپس نظریه پردازان سیستمی از جامعه شناسی تعریفی را برای من فرستادند. انها به من با تدریس از نیکلاس لومان عشق را به ریسمانی جدیدی بند کردند، به طوری که "تئوری سیستمیک در یک زمان بحرانی شدید یک تعریف نسبتا ضعیف که عشق را دوباره به عنوان یک" معناشناسی اجتماعی "و یک کد برای با هم زندگی کردن میبینند، تعریف میکند. با این تفسیر انان عشق را فقط یک احساس نمی بینند بلکه یک کد (قاعده). بنابراین نوربرت لومان در کتاب عشق به عنوان شور حیات (1982) عشق عاشقانه را به عنوان یک پدیده مدرنیته دانست که بنیان آن به ویژه در بورژوازی قرن 18 بنا گذاشته شد. " پس از این تعریف، گمان من در حال حاضر تا نیمی جواب داده شده است. کدهای و نمادها که لومان توصیف و توجیه می کند باید در سنین متفاوت یاد گرفته شود و آنها ذاتی نیستند. هیچ ارزشی ذاتی نیست. ارزشها به طور کلی آموختنی هستند. مثل انکه بگوئیم گویش به فارسی ذاتی است. خیر آموختنی ست.
من نمیخواهم که هیجان مطلب را از پیش از بین ببرم و همچنین نظرات دیگر را بررسی خواهم کرد و در اینجا دوباره بحث خواهم کرد. تا کنون ما تنها تقسیم متعادل بین دوران باستان و پست مدرنیسم را مشاهده کردیم.
نظریه پرداز دیگری به سوالم چنین پاسخ داد که: در ادبیات "عشق اغلب به عنوان ارزش های دلپذیر به حساب می آید". و همچنین از این گفته به من دوباره پاسخ داده شد که این ارزشها باید برای عشق آموخته شوند.
این هنوز یک شروع از تعاریف است و این نوع از تعاریف عشق در این نوشته های من مانند باران های بهاری میبارد.
منبع: از کتاب عشق ذاتی ست یا اموختتی؟
موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📌 Solution Oriented Short-Term Therapy
📍درمان کوتاه مدت مبتنی بر راه حل
چگونه وارد اینگونه روش درمان یا مشاوره میشویم:
۱. توضیح در مورد روش کار
مثال روش کار ما به این شکل هست که ما روی مشکل فقط تمرکز نمیکنیم بلکه نکات مثبت در زندگی شما و رابطه های شما رو با هم نگاه خواهیم کرد تا بتونیم با هم راه جدیدی برای بیرون آمدن از این موقعیت پیدا کنیم.
۲. فقط گوتاه بیان مشکل از دید درمانگر: مثال شما گفتید که همسرتان وقتی ناراحته مشروب زیاد میخوره.
۳. چشم پوشی از محتوی شکایت و مستقیم بسوی خلاف انتظار مراجع:
مثال:
چه وقتهایی شوهر شما عصبانی میشه و مشروب نمیخوره؟ یا کی شوهر شما مشروب خورده ولی عصبانی نبوده؟
کی این رو مشکل تعریف میکنه؟ تا حالا راه حلی از کسی یا جایی شنیدید؟
۴. هدف تراپی باید مشخص شود. به مراجع کمک میکنیم تا هدفش رو بیان کند.
مثال: (غیر ممکن) شوهرم مشروب نخورد.
مثال: (ممکن) حداقل یک راهکاری برای خروج از این موقعیت بدست اورده ام
یا حداقل تا آخر این ماه یک بار شوهرم به همراه من به مشاوره بیاید.
۵. تعریف راه حلهای ممکن
مثلا با مراجع نگاه کنیم چه کسی میتواند کمک کند تا شوهرش برای مشاوره بیاید.
یا از کجا متوجه خواهید شد که موقعیت دیگر مثل گذشته نیست .
۶. اگر هدف مشخص نشود، میبایست مراجع فکر کرده تا هدف مشخصی پیدا کند. اگر زمان نیاز دارد باید به او زمان کافی داد.
۷. باید به مراجع تکلیف برای خانه داد. مثلا مشاهده کنید که چه زمان هایی شوهر شما بیشتر به خانواده توجه میکند .
یا فکر کنید اگر یک معجزه ای رخ میداد و شوهر شما دیگر مشروب نمی خورد چه اتفاقی جای آن میافتاد؟
یا فکر کنید اگر شما قدرت تغییر داشتید چه چیزی را اول تغییر میدادید؟
در این روش تمرکز مراجع رو بروی اتفاقهای مثبت ممکن سوق میدهیم تا فقط مشکل را نبیند تا بهتر به راه حل برسد.
موریس ستودگان بر اساس کتاب المانی
درمان سیستمی و مشاوره
Arist von Schlippe
Jochen Schweitzer
📍درمان کوتاه مدت مبتنی بر راه حل
چگونه وارد اینگونه روش درمان یا مشاوره میشویم:
۱. توضیح در مورد روش کار
مثال روش کار ما به این شکل هست که ما روی مشکل فقط تمرکز نمیکنیم بلکه نکات مثبت در زندگی شما و رابطه های شما رو با هم نگاه خواهیم کرد تا بتونیم با هم راه جدیدی برای بیرون آمدن از این موقعیت پیدا کنیم.
۲. فقط گوتاه بیان مشکل از دید درمانگر: مثال شما گفتید که همسرتان وقتی ناراحته مشروب زیاد میخوره.
۳. چشم پوشی از محتوی شکایت و مستقیم بسوی خلاف انتظار مراجع:
مثال:
چه وقتهایی شوهر شما عصبانی میشه و مشروب نمیخوره؟ یا کی شوهر شما مشروب خورده ولی عصبانی نبوده؟
کی این رو مشکل تعریف میکنه؟ تا حالا راه حلی از کسی یا جایی شنیدید؟
۴. هدف تراپی باید مشخص شود. به مراجع کمک میکنیم تا هدفش رو بیان کند.
مثال: (غیر ممکن) شوهرم مشروب نخورد.
مثال: (ممکن) حداقل یک راهکاری برای خروج از این موقعیت بدست اورده ام
یا حداقل تا آخر این ماه یک بار شوهرم به همراه من به مشاوره بیاید.
۵. تعریف راه حلهای ممکن
مثلا با مراجع نگاه کنیم چه کسی میتواند کمک کند تا شوهرش برای مشاوره بیاید.
یا از کجا متوجه خواهید شد که موقعیت دیگر مثل گذشته نیست .
۶. اگر هدف مشخص نشود، میبایست مراجع فکر کرده تا هدف مشخصی پیدا کند. اگر زمان نیاز دارد باید به او زمان کافی داد.
۷. باید به مراجع تکلیف برای خانه داد. مثلا مشاهده کنید که چه زمان هایی شوهر شما بیشتر به خانواده توجه میکند .
یا فکر کنید اگر یک معجزه ای رخ میداد و شوهر شما دیگر مشروب نمی خورد چه اتفاقی جای آن میافتاد؟
یا فکر کنید اگر شما قدرت تغییر داشتید چه چیزی را اول تغییر میدادید؟
در این روش تمرکز مراجع رو بروی اتفاقهای مثبت ممکن سوق میدهیم تا فقط مشکل را نبیند تا بهتر به راه حل برسد.
موریس ستودگان بر اساس کتاب المانی
درمان سیستمی و مشاوره
Arist von Schlippe
Jochen Schweitzer
👍1
