Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 درمان با بیوفیدبک قسمت دوم
👈 میگرن
تکنیک های بیوفیدبک و آرام سازی معمولا به عنوان یک درمان برای سردرد و میگرن مورد استفاده قرار می گیرند، اما مطالعات در مورد اثربخشی آن باعث نتایج متفاوتی میگردند.
در سال 2015، یک تحقیق ژاپنی دریافت که درمان بیوفیدبک میزان و شدت علائم را در افراد مبتلا به سردرد میگرنی کاهش می دهد.
با این حال، در سال 2009، یک گروه دیگر گزارش داد که در حالی که آرامش به نفع افراد مبتلا به سردرد میگرنی است، ترکیب آرامش با بیوفیدبک به نظر نمی رسد منافع بیشتری به ارمغان بیاورد.
نویسندگان خاطرنشان می سازند:
"Biofeedback
یک شیوه درمان پر هزینه و وقت گیر است که در مطالعه ما، در مقایسه با تکنیک های آرام کننده به تنهایی، در درمان سردردهای میگرنی و سردرد تنشی در بزرگسالان هیچ مزیت دیگری به همراه نداشت."
موسسه سرماخوردگی و نورولوژیک میشیگان (MHNI) معتقد است که استفاده از بیوفیدبک درمان علائم سردرد و میگرن را در 40 تا 60 درصد بیماران، مشابه میزان موفقیت دارویی، را بهبود می بخشد.
آنها پیشنهاد می کنند که ترکیب بیوفیدبک با دارو ممکن است اثربخشی هر دو را افزایش دهد، اما در حالی که بیوفیدبک می تواند به کاهش میگرن ناشی از استرس کمک کند، مواردی که از سایر عوامل ایجاد شده اند ممکن است کمتر پاسخگو باشند.
👈بیش فعالی
Neurofeedback
یک نوع بازخورد درمان است که ممکن است به بیماران مبتلا به ADHD کمک کند.
برخی مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک EEG یا نوروفیدبک ممکن است به افرادی که ADHD دارند کمک کند.
به گفته نویسندگان بررسی سیستماتیک منتشر شده در BMJ در سال 2014، شواهد در حال افزایش است که نشان می دهد neurofeedback می تواند در ADHD کمک کند، اما به دلیل طراحی ضعیف بسیاری از مطالعات، تحقیقات بیشتری برای تأیید اثربخشی آن انجام می شود.
افزودن تغييرات ضربان قلب به درمان استاندارد PTSD هيچگونه مزيتي به همراه نداشت.
با این حال، در سال 2016، دانشمندان گزارش دادند که استفاده از بیوفیدبک EEG "به طور قابل توجهی علائم PTSD را کاهش داد" در 17 بیمار مبتلا به PTSD اینگزارش شد.
👈 ادرار بی اختیار
براساس یافته های مطالعات بالینی، آژانس تحقیقات بهداشت و درمان در حال حاضر توصیه می کند آموزش عضلات کف لگن با درمان بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری ادرار، بر اساس یافته های مطالعات بالینی قابل توجه است.
👈اضطراب کودکان از دندانپزشکی
محققان دانشکده دندانپزشکی نارایانا و بیمارستان در هند بررسی کردند که آیا درمان بیوفیدبک می تواند در کنترل اضطراب کودکان در هنگام بازسازی دندان ها کمک کند.
در ژورنال اروپایی
Archives of European Dentistry
آنها نتیجه می گیرند ک Biofeedback می تواند در مراجعات اولیه برای کودکان مبتلا به دیابت دچار اضطراب استفاده شود و استفاده از ماشین های ساده و بی فایده برای این قرار ملاقات ها در تنظیم دندان ها پیشنهاد شده است."
👈بیماری رینود
بیماری رینود یک نوع شرطی شدن بدن است که برخی از قسمت های بدن در پاسخ به درجه حرارت سرد یا دریافت استرس عاطفی یا احساس خجالت و شخص احساس سردی میکند. این موضوع به دلیل مشکل خون رسانی به پوست است.
مطالعات نشان می دهد که بیوفیدبک حرارتی می تواند به کاهش علائم بیماری رینود کمک کند. انجمن رینود گزارش می دهد که 80 تا 90 درصد بیماران مبتلا به رینود بهبود گردش خون و کاهش علائم پس از درمان را تجربه کرده اند.
۲
بقیه در قسمت سوم...
👈 میگرن
تکنیک های بیوفیدبک و آرام سازی معمولا به عنوان یک درمان برای سردرد و میگرن مورد استفاده قرار می گیرند، اما مطالعات در مورد اثربخشی آن باعث نتایج متفاوتی میگردند.
در سال 2015، یک تحقیق ژاپنی دریافت که درمان بیوفیدبک میزان و شدت علائم را در افراد مبتلا به سردرد میگرنی کاهش می دهد.
با این حال، در سال 2009، یک گروه دیگر گزارش داد که در حالی که آرامش به نفع افراد مبتلا به سردرد میگرنی است، ترکیب آرامش با بیوفیدبک به نظر نمی رسد منافع بیشتری به ارمغان بیاورد.
نویسندگان خاطرنشان می سازند:
"Biofeedback
یک شیوه درمان پر هزینه و وقت گیر است که در مطالعه ما، در مقایسه با تکنیک های آرام کننده به تنهایی، در درمان سردردهای میگرنی و سردرد تنشی در بزرگسالان هیچ مزیت دیگری به همراه نداشت."
موسسه سرماخوردگی و نورولوژیک میشیگان (MHNI) معتقد است که استفاده از بیوفیدبک درمان علائم سردرد و میگرن را در 40 تا 60 درصد بیماران، مشابه میزان موفقیت دارویی، را بهبود می بخشد.
آنها پیشنهاد می کنند که ترکیب بیوفیدبک با دارو ممکن است اثربخشی هر دو را افزایش دهد، اما در حالی که بیوفیدبک می تواند به کاهش میگرن ناشی از استرس کمک کند، مواردی که از سایر عوامل ایجاد شده اند ممکن است کمتر پاسخگو باشند.
👈بیش فعالی
Neurofeedback
یک نوع بازخورد درمان است که ممکن است به بیماران مبتلا به ADHD کمک کند.
برخی مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک EEG یا نوروفیدبک ممکن است به افرادی که ADHD دارند کمک کند.
به گفته نویسندگان بررسی سیستماتیک منتشر شده در BMJ در سال 2014، شواهد در حال افزایش است که نشان می دهد neurofeedback می تواند در ADHD کمک کند، اما به دلیل طراحی ضعیف بسیاری از مطالعات، تحقیقات بیشتری برای تأیید اثربخشی آن انجام می شود.
افزودن تغييرات ضربان قلب به درمان استاندارد PTSD هيچگونه مزيتي به همراه نداشت.
با این حال، در سال 2016، دانشمندان گزارش دادند که استفاده از بیوفیدبک EEG "به طور قابل توجهی علائم PTSD را کاهش داد" در 17 بیمار مبتلا به PTSD اینگزارش شد.
👈 ادرار بی اختیار
براساس یافته های مطالعات بالینی، آژانس تحقیقات بهداشت و درمان در حال حاضر توصیه می کند آموزش عضلات کف لگن با درمان بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری ادرار، بر اساس یافته های مطالعات بالینی قابل توجه است.
👈اضطراب کودکان از دندانپزشکی
محققان دانشکده دندانپزشکی نارایانا و بیمارستان در هند بررسی کردند که آیا درمان بیوفیدبک می تواند در کنترل اضطراب کودکان در هنگام بازسازی دندان ها کمک کند.
در ژورنال اروپایی
Archives of European Dentistry
آنها نتیجه می گیرند ک Biofeedback می تواند در مراجعات اولیه برای کودکان مبتلا به دیابت دچار اضطراب استفاده شود و استفاده از ماشین های ساده و بی فایده برای این قرار ملاقات ها در تنظیم دندان ها پیشنهاد شده است."
👈بیماری رینود
بیماری رینود یک نوع شرطی شدن بدن است که برخی از قسمت های بدن در پاسخ به درجه حرارت سرد یا دریافت استرس عاطفی یا احساس خجالت و شخص احساس سردی میکند. این موضوع به دلیل مشکل خون رسانی به پوست است.
مطالعات نشان می دهد که بیوفیدبک حرارتی می تواند به کاهش علائم بیماری رینود کمک کند. انجمن رینود گزارش می دهد که 80 تا 90 درصد بیماران مبتلا به رینود بهبود گردش خون و کاهش علائم پس از درمان را تجربه کرده اند.
۲
بقیه در قسمت سوم...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍درمان با بیوفیدبک قسمت سوم
👈یبوست مزمن
تیمی از دانشگاه آیووا دریافتند که درمان با بیوفیدبک نتایج بهتری را برای این بیماری مزمن نشان می دهند که استفاده از ملین ها برای یبوست مزمن و بیوفیدبک می تواند عضلات منجر به یبوست مزمن را دوباره فعال کند.
به گفته نویسنده اصلی این مطالعه، "نتایج نشان می دهد که بهبود جنبش روده در تقریبا 80 درصد از بیماران از طریق بیوفیدبک امکان پذیر است."
این توسط محققان در سال 2014 تایید شد، که توانستند نتیجه بگیرند که بیماران مبتلا به یبوست، با یا بدون سندرم روده تحریک پذیر IBS "احتمالا از درمان بیوفیدبک بهره مند خواهند شد".
👈بی اختیاری در دفع مدفوع
دانشمندان دانشگاه لوبک در آلمان دریافتند که تحریک الکتریکی همراه با درمان زیست شناسی به بیماران مبتلا به بی اختیاری مدفوع کمک می کند.
آنها در مجله بین المللی بیماری کولورکتال گزارش دادند که "شواهد کافی برای اثربخشی BF (بیوفیدبک) به همراه ES (تحریک الکتریکی) در ترکیب درمان بی اختیاری در دفع مدفوع وجود دارد. به نظر می رسد تحریک AM-MF (فرکانس متوسط-امپدانس) به همراه BF برای درمان موثر و ایمن است. "
👈درمان شناختی و رفتاری
دکتر جان کریستال، سردبیر روانپزشکی زیست شناسی، گفت که بیوفیدبک ممکن است راههای جدیدی را برای درمان شناختی و رفتاری باز کند.
او در مورد یک مطالعه که در آن مردم قادر به کنترل فعالیت برخی از مناطق مغز در هنگام دریافت سیگنال های بازخورد هستند و توسط تصویر برداری مغز تشدید مغناطیسی عملکرد (fMRI) را اظهار داشت.
👈درد مزمن رکتوم
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کارولینای شمالی نشان داده است که بیوفیدبک موثرتر از سایر درمانهای نوعی درد مزمن رکتوم به شمار میرود که به نام سندرم levator ani شناخته شده است.
👈بروکسیسم شبانه
Bruxism
بروکسیسم شبانه، جویدن، ساییدن و به صدا در آوردن، یا انسداد دندان ها و فک ها در طول خواب است.
یک تیم در بیمارستان دندانپزشکی ترنر، منچستر، انگلستان، تأثیر درمان بیوفیدبک را بر این وضعیت بررسی کرد.
نه نفر از شرکت کنندگان یک دستگاه بیوفیدبک مخصوص به آنها داده شد و دستور داده شد که هر شب برای مدت 5 هفته استفاده کنند.
یازده نفر از شرکت کنندگان در صبح بیدار شدن از سردرد و ناراحتی عضلانی شکایت داشتند.
نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند: "استفاده از بیوفیدبک می تواند سطح فعالیت های عملکردی را کاهش دهد و بهبود علائم معناداری را به همراه داشته باشد". آنها افزودند که در طی دوره مطالعه هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد.
👈تدوام گفتاری دوران کودکی
فردی که در معرض تداوم گفتاری قرار دارد، برایش دشوار است که خواسته هایش را به درستی و مداوم بیان کند. این مشکل در واقع به خاطر یک مشکل در لایه مغز است، نه در عضلات گفتاری.
محققان آزمایشگاه های Haskins در کانکتیکات به بررسی اثربخشی یک برنامه درمانی پرداختند که شامل سونوگرافی با بیوفیدبک برای شش کودک مبتلا به آپکساسیون گفتاری در دوران کودکی (CAS) بود که خطاهای را در خود داشت.
پس از 18 جلسه درمان، محققان نتیجه گرفتند که "یک برنامه درمان شامل بیوفیدبک اولتراسوند یک گزینه مناسب برای بهبود دقت صدا در کودکان با خطاهای مکرر مرتبط با CAS است."
🔑شرایط دیگر که ممکن است از بیوفیدبک بهره مند شوند عبارتند از:
درد کمر
سرگیجه
اضطراب
آسم
خونریزی شدید
فشار خون
دیابت
درد مزمن
کم اشتهایی
احساس ناخوشایند
اختلالات تربیتی
اسپاسم عضلانی
بیماریهای احساسی
Biofeedback therapy
می تواند به بهبود عملکرد در تحرکات ورزشی کمک کند.
تیموتی هارکنیس، روانپزشک ورزشی، برای کمک به ابیناف بیاندرا، که مدال طلا را در مسابقات 10 متری پرش در هوا در المپیک پکن به دست آورد، از آموزش نوروفیدبک استفاده کرد.
پایان
۳
منبع اصلی:
https://www.medicalnewstoday.com/articles/265802.php
👈یبوست مزمن
تیمی از دانشگاه آیووا دریافتند که درمان با بیوفیدبک نتایج بهتری را برای این بیماری مزمن نشان می دهند که استفاده از ملین ها برای یبوست مزمن و بیوفیدبک می تواند عضلات منجر به یبوست مزمن را دوباره فعال کند.
به گفته نویسنده اصلی این مطالعه، "نتایج نشان می دهد که بهبود جنبش روده در تقریبا 80 درصد از بیماران از طریق بیوفیدبک امکان پذیر است."
این توسط محققان در سال 2014 تایید شد، که توانستند نتیجه بگیرند که بیماران مبتلا به یبوست، با یا بدون سندرم روده تحریک پذیر IBS "احتمالا از درمان بیوفیدبک بهره مند خواهند شد".
👈بی اختیاری در دفع مدفوع
دانشمندان دانشگاه لوبک در آلمان دریافتند که تحریک الکتریکی همراه با درمان زیست شناسی به بیماران مبتلا به بی اختیاری مدفوع کمک می کند.
آنها در مجله بین المللی بیماری کولورکتال گزارش دادند که "شواهد کافی برای اثربخشی BF (بیوفیدبک) به همراه ES (تحریک الکتریکی) در ترکیب درمان بی اختیاری در دفع مدفوع وجود دارد. به نظر می رسد تحریک AM-MF (فرکانس متوسط-امپدانس) به همراه BF برای درمان موثر و ایمن است. "
👈درمان شناختی و رفتاری
دکتر جان کریستال، سردبیر روانپزشکی زیست شناسی، گفت که بیوفیدبک ممکن است راههای جدیدی را برای درمان شناختی و رفتاری باز کند.
او در مورد یک مطالعه که در آن مردم قادر به کنترل فعالیت برخی از مناطق مغز در هنگام دریافت سیگنال های بازخورد هستند و توسط تصویر برداری مغز تشدید مغناطیسی عملکرد (fMRI) را اظهار داشت.
👈درد مزمن رکتوم
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کارولینای شمالی نشان داده است که بیوفیدبک موثرتر از سایر درمانهای نوعی درد مزمن رکتوم به شمار میرود که به نام سندرم levator ani شناخته شده است.
👈بروکسیسم شبانه
Bruxism
بروکسیسم شبانه، جویدن، ساییدن و به صدا در آوردن، یا انسداد دندان ها و فک ها در طول خواب است.
یک تیم در بیمارستان دندانپزشکی ترنر، منچستر، انگلستان، تأثیر درمان بیوفیدبک را بر این وضعیت بررسی کرد.
نه نفر از شرکت کنندگان یک دستگاه بیوفیدبک مخصوص به آنها داده شد و دستور داده شد که هر شب برای مدت 5 هفته استفاده کنند.
یازده نفر از شرکت کنندگان در صبح بیدار شدن از سردرد و ناراحتی عضلانی شکایت داشتند.
نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند: "استفاده از بیوفیدبک می تواند سطح فعالیت های عملکردی را کاهش دهد و بهبود علائم معناداری را به همراه داشته باشد". آنها افزودند که در طی دوره مطالعه هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد.
👈تدوام گفتاری دوران کودکی
فردی که در معرض تداوم گفتاری قرار دارد، برایش دشوار است که خواسته هایش را به درستی و مداوم بیان کند. این مشکل در واقع به خاطر یک مشکل در لایه مغز است، نه در عضلات گفتاری.
محققان آزمایشگاه های Haskins در کانکتیکات به بررسی اثربخشی یک برنامه درمانی پرداختند که شامل سونوگرافی با بیوفیدبک برای شش کودک مبتلا به آپکساسیون گفتاری در دوران کودکی (CAS) بود که خطاهای را در خود داشت.
پس از 18 جلسه درمان، محققان نتیجه گرفتند که "یک برنامه درمان شامل بیوفیدبک اولتراسوند یک گزینه مناسب برای بهبود دقت صدا در کودکان با خطاهای مکرر مرتبط با CAS است."
🔑شرایط دیگر که ممکن است از بیوفیدبک بهره مند شوند عبارتند از:
درد کمر
سرگیجه
اضطراب
آسم
خونریزی شدید
فشار خون
دیابت
درد مزمن
کم اشتهایی
احساس ناخوشایند
اختلالات تربیتی
اسپاسم عضلانی
بیماریهای احساسی
Biofeedback therapy
می تواند به بهبود عملکرد در تحرکات ورزشی کمک کند.
تیموتی هارکنیس، روانپزشک ورزشی، برای کمک به ابیناف بیاندرا، که مدال طلا را در مسابقات 10 متری پرش در هوا در المپیک پکن به دست آورد، از آموزش نوروفیدبک استفاده کرد.
پایان
۳
منبع اصلی:
https://www.medicalnewstoday.com/articles/265802.php
Medical News Today
Biofeedback therapy: How it works and uses
Biofeedback therapy is a non-invasive, non-drug treatment which teaches people to control bodily processes that are usually involuntary. These include muscle tension, blood pressure, and heart rate. The ability to control these factors can help with a wide…
رها کردن و عدم حس تملک بزرگترین هنر در عشق است.
📚 عشق ذاتی ست یا اموختنی
ستودگان💫
📚 عشق ذاتی ست یا اموختنی
ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫از دکتر موریس ستودگان
📍 پشتیبانی در یک رابطه چقدر میتواند مفید یا مضر باشد؟ چقدر سالم و چقدر بیمارگونه است؟
👈اگر شریک زندگی ما سترس داشته باشند، ما سعی می کنیم از او به عنوان بهترین شکل حمایت کنیم. دانشمندان اکنون متوجه شده اند که این ممکن است وااکنشی اشتباه باشد و شخص مقابل را بیشتر زیر سترس ببرد. چرا که او به عدم توانایی و مهارت حل مشکل خود فکر میکند که در سیکل سترس حمایت ما به او کمکی نخواهد کرد. و بلکه بیشتر احساس تحقیر در او شکل خواهد گرفت.
📍در واقع هدف از پشتیبانی و حمایت در یک رابطه چیست؟
👈حمایت در یک رابطه گاهی میتواند از روی ترحم و گاهی از روی خشم پنهان باشد. گاهی سالم و گاهی بیمارگونه باشد. در این نوشته سعی میشود که چندین عامل مهم نامبرده شود.
👈وقتی ما در یک رابطه از یک شخصی حمایت می کنیم و نقش نجات دهنده او را به عهده میگیریم باید به احساس درونی و راستین خود توجه کنیم و شاید یک بازتاب کوتاه با یک شخص حرفه ای در این زمینه کمک به ما و حتی نیاز برای بقا رابطه باشد. باید این پرسش را از خود کنیم آیا واقعا نسبت به او عشق و محبت میورزیم، او را وابسته میکنیم، یا خشم و نفرت در درونمان احساس میکنیم و یا کار ما از روی ترحم و دلسوزی میباشد و آن را احساس میکنیم و یا آنقدر روتین وار شده که دیگر احساس هم نمیکنیم که در این صورت زهر را قطره قطره مینوشیم.
👈این گونه حمایت در رابطه ها و در بسیاری از رابطه های "بیمار گونه"، می تواند یک نوع "مکانیسم مقابله ای" در برابر خشم و نفرت ما نسبت به طرف مقابل یا طرفی که ما را به یاد ان شخص (به ناخوداگاه) میاندازد، و گاهی با تجربه های گذشته ما از افرادی که رفتاری مشابه داشتند، باشد. این رفتار اغراقی ما انگونه تنظیم میشود تا ما و آن شخص گیرنده، این خشم و نفرت را درک و احساس نکنیم.
📍سر چشمه این خشم کجاست؟
👈سرچشمه و علت پدید امدن ان جایی نیست جز در درون ما و به لحاظ سرکوب کردن خشم های ما...
👈 بطور نااگاه پشت یکی از نقاب های ما که خودمان هم باورمان نمی شود و شاید گاهی نمیشناسیم، با خود به گفتگو میپردازیم:
📌 گاهی با خود میگوییم برای انکه به او ثابت کنم که من بهترم، از او بخاطر ضعف و بی مسوولیتی که مرا در واقع خشمگین میکند، حمایت می کنم و این در واقع سرکوب خشم ماست. این نقاب ما را در واقع فریب میدهد و نه دیگران را.
📌 دلیل دیگری که به ارضا ما میپردازد احساس حمایت و توجه افراطی در قالب نقش های ما از جمله حامی، ناجی، مراقب و منتقد و ... میباشند که در نوبه خود به گونه ای ارضا کننده هستند چرا که ارزشهای والا را در صدر عمل قرار میدهند. این می تواند بسیار لذت بخش و احساس خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ما را ارضا کند. در واقع بزرگترین مکانیسم که در اینگونه رفتار ها میتواند دیده شود 《کنترل بر شخص دیگر》 است. اینگونه آنها را به خود وابسته میکنیم و در تمجید ها و تشکر ها ارضا میشویم به خیال آنکه باور دارند من سزاوار تحسین و تشکر هستم. در واقع اقتداری که از خودمان در کارها در قبال این افراد نشان می دهیم که در واقع سرکوبگری "منیت" اصلی ماست، چرا که در دراز مدت "من" و "اگو" ما بیمار شده و فقط ظرفی از عقده های پسمانده از رفتارمان خواهیم بود. در نهایت، درک بهتر این فرآیندها و بازتاب حرفه ای انها و تاثیر آن بر احساس ما ، به شناسایی اثرات مؤثر در رابطه ها کمک می کند. این می تواند کمکی به ما باشد که ارتباط بین حمایت اجتماعی و رابطه بین فردی را نشانگر باشد و بدین ترتیب تاثیر نامطلوب بر رابطه را کاهش دهد. »هلی فووکات، همچنین از دانشگاه بینگامتون در این زمینه تحقیقاتی بروی سلامتی فیزیکی افراد انجام داد.
قسمت اول
۱)
📍 پشتیبانی در یک رابطه چقدر میتواند مفید یا مضر باشد؟ چقدر سالم و چقدر بیمارگونه است؟
👈اگر شریک زندگی ما سترس داشته باشند، ما سعی می کنیم از او به عنوان بهترین شکل حمایت کنیم. دانشمندان اکنون متوجه شده اند که این ممکن است وااکنشی اشتباه باشد و شخص مقابل را بیشتر زیر سترس ببرد. چرا که او به عدم توانایی و مهارت حل مشکل خود فکر میکند که در سیکل سترس حمایت ما به او کمکی نخواهد کرد. و بلکه بیشتر احساس تحقیر در او شکل خواهد گرفت.
📍در واقع هدف از پشتیبانی و حمایت در یک رابطه چیست؟
👈حمایت در یک رابطه گاهی میتواند از روی ترحم و گاهی از روی خشم پنهان باشد. گاهی سالم و گاهی بیمارگونه باشد. در این نوشته سعی میشود که چندین عامل مهم نامبرده شود.
👈وقتی ما در یک رابطه از یک شخصی حمایت می کنیم و نقش نجات دهنده او را به عهده میگیریم باید به احساس درونی و راستین خود توجه کنیم و شاید یک بازتاب کوتاه با یک شخص حرفه ای در این زمینه کمک به ما و حتی نیاز برای بقا رابطه باشد. باید این پرسش را از خود کنیم آیا واقعا نسبت به او عشق و محبت میورزیم، او را وابسته میکنیم، یا خشم و نفرت در درونمان احساس میکنیم و یا کار ما از روی ترحم و دلسوزی میباشد و آن را احساس میکنیم و یا آنقدر روتین وار شده که دیگر احساس هم نمیکنیم که در این صورت زهر را قطره قطره مینوشیم.
👈این گونه حمایت در رابطه ها و در بسیاری از رابطه های "بیمار گونه"، می تواند یک نوع "مکانیسم مقابله ای" در برابر خشم و نفرت ما نسبت به طرف مقابل یا طرفی که ما را به یاد ان شخص (به ناخوداگاه) میاندازد، و گاهی با تجربه های گذشته ما از افرادی که رفتاری مشابه داشتند، باشد. این رفتار اغراقی ما انگونه تنظیم میشود تا ما و آن شخص گیرنده، این خشم و نفرت را درک و احساس نکنیم.
📍سر چشمه این خشم کجاست؟
👈سرچشمه و علت پدید امدن ان جایی نیست جز در درون ما و به لحاظ سرکوب کردن خشم های ما...
👈 بطور نااگاه پشت یکی از نقاب های ما که خودمان هم باورمان نمی شود و شاید گاهی نمیشناسیم، با خود به گفتگو میپردازیم:
📌 گاهی با خود میگوییم برای انکه به او ثابت کنم که من بهترم، از او بخاطر ضعف و بی مسوولیتی که مرا در واقع خشمگین میکند، حمایت می کنم و این در واقع سرکوب خشم ماست. این نقاب ما را در واقع فریب میدهد و نه دیگران را.
📌 دلیل دیگری که به ارضا ما میپردازد احساس حمایت و توجه افراطی در قالب نقش های ما از جمله حامی، ناجی، مراقب و منتقد و ... میباشند که در نوبه خود به گونه ای ارضا کننده هستند چرا که ارزشهای والا را در صدر عمل قرار میدهند. این می تواند بسیار لذت بخش و احساس خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ما را ارضا کند. در واقع بزرگترین مکانیسم که در اینگونه رفتار ها میتواند دیده شود 《کنترل بر شخص دیگر》 است. اینگونه آنها را به خود وابسته میکنیم و در تمجید ها و تشکر ها ارضا میشویم به خیال آنکه باور دارند من سزاوار تحسین و تشکر هستم. در واقع اقتداری که از خودمان در کارها در قبال این افراد نشان می دهیم که در واقع سرکوبگری "منیت" اصلی ماست، چرا که در دراز مدت "من" و "اگو" ما بیمار شده و فقط ظرفی از عقده های پسمانده از رفتارمان خواهیم بود. در نهایت، درک بهتر این فرآیندها و بازتاب حرفه ای انها و تاثیر آن بر احساس ما ، به شناسایی اثرات مؤثر در رابطه ها کمک می کند. این می تواند کمکی به ما باشد که ارتباط بین حمایت اجتماعی و رابطه بین فردی را نشانگر باشد و بدین ترتیب تاثیر نامطلوب بر رابطه را کاهش دهد. »هلی فووکات، همچنین از دانشگاه بینگامتون در این زمینه تحقیقاتی بروی سلامتی فیزیکی افراد انجام داد.
قسمت اول
۱)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گاهی در زمان سترس پشتیبانی از شریک زندگی ما میتواند بیشتر برایش ایجاد سترس کند....
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈قابل ذکر است که اینگونه افراد که با ما ( ما یِ نوعی) وارد چنین رابطه ای میشوند، شاید در ابتدا قابل تشخیص نباشد ولی نیازهایی دارند که برای ما میتواند قابل تشخیص گردد. در غیر اینصورت و عدم تشخیص این مکانیزم میتوانیم نااگاه در دام متقابل اسیر شویم. در اینگونه رابطه ها اگر اگاه و توانمند باشیم به حمایت های بیمارگونه نیازی نداریم و وارد وابستگی متقابل نخواهیم شد. اما اگر این حمایت ها بازتاب شده نباشند بطور اگاه خود را فریب داده و به خود می گوییم که او نیاز به کمک دارد، انسان درمانده ای است، بیچاره است، دلم برایش می سوزد و من می توانم او را نجات دهم، پس حمایتش می کنم چون من خیلی از خود گذشته هستم و وظیفه من است. در حالیکه حمایتگری افراطی در قالب توجه بیش از حد به طرف مقابل، در واقع نوعی تنبیه و تحقیر شریک زندگی ماست.
📍 چه چیزی پشت این حمایت افراطی کنون پنهان است؟
👈وابسته کردن شریک زندگی اگاه و یا ناخوداگاه به خود، تحت عنوان حمایت و دلسوزی و کمک، تنها تغذیه اساسی 《خودشیفتگی》 ست، نوعی 《خود بزرگ بینی》 و 《ریاست دوستی》 و 《کنترل گری》 ست که خود را به شکل نامحسوس تری مخفی کرده است.
👈در بالا گفتیم که این تغدیه هسته های خودشیفتگی و خودبزرگ بینی میباشد و اکثر حمایتگران افراطی، مبتلا به طیفی از 《اختلالات سادیسم و مازوخیسم》 یا 《اختلالات شخیصتی》 هستند و از دید خود از طریق حمایت به کنترل قربانی خود میپردازند (سادیسم) و در خود تولید خشم میکنند و از عمل خود و دردی که به خود وارد میکنند لذت میبرند (مازوخیسم) و ترس مدام به استقلال رسیدن شریک زندگی ایجاد ناخرسندی و عصبانیت در انها میکند.
👈 حمایتگر زیاده رو بیمار در 《طرحواره ایثار》 و از خودگذشتگی خود غرق شده و به همین دلیل گاهی بسیار نمایشی 《شخصیت نمایشی》 و پر هیاهو اقدام به حمایت می کند.
📍با این تفاسیر حمایت سالم هم وجود دارد؟
👈طبیعتا در حمایت کنندگی به شکل سالم، سعی بر توانمند سازی رابطه و فرد میباشد و خودشکوفایی هر دو شخص در رابطه میبایست هدف باشد. هیچ کدام نباید در سترس و اضطراب استقلال دیگری باشد و حمایت به رابطه میباشد و نه به شخص فقط. تحقیقات نیکل کامرون از دانشگاه بینگامتون نشانمیدهند که برای زوج ها بهترین و مهمترین شکل دریافت کمک بدین معنی است که شریک زندگی ببیند چگونه می خواهد توسط شریک زندگی خود حمایت شود. هدف این حمایت همیشه و همزمان حمایت از یک رابطه است و نه شخص.
📍 هدف شخص وابسته کننده چیست؟
👈شخص وابسته به حمایت که یک حمایت گر بیمار ست، همیشه و مدام احساس دلسوزی و ترحم را با خود در کوله پشتی حمل میکند و تلاش می کند تا فرد مورد حمایتش، دائما در حال تجربه احساس وابستگی، عدم احساس امنیت توام با احساس گناه و منت کند. شخص وابسته کننده از این احساس لذت برده و وجود خود در رابطه راه به این شکل مشروعیت میبخشد.
👈چنین رابطه ای و افراد در این رابطه از نظر روانی و فیزیکی در خطر هستند و هلی فوکات از دانشگاه بینگامتون در تحقیقات خود که اثرات تولید کورتیزول در بدن بر اثر سترس در رابطه ها را تحقیق کرد میگوید: "در نهایت، درک بهتر این فرآیندها، به شناسایی اثرات مؤثر در برانگیختن فیزیولوژیک کمک می کند. این می تواند کمک به زوج ها و ارتباط بین آنها و ارتباطات اجتماعی انها و بهتر شدن رابطه آنها باشد. بدین ترتیب آگاهی از این موارد میتواند تاثیر نامطلوب بر سلامتی را کاهش دهد.
قسمت دوم
پایان
از دکتر موریس ستودگان 💫
۲)
📍 چه چیزی پشت این حمایت افراطی کنون پنهان است؟
👈وابسته کردن شریک زندگی اگاه و یا ناخوداگاه به خود، تحت عنوان حمایت و دلسوزی و کمک، تنها تغذیه اساسی 《خودشیفتگی》 ست، نوعی 《خود بزرگ بینی》 و 《ریاست دوستی》 و 《کنترل گری》 ست که خود را به شکل نامحسوس تری مخفی کرده است.
👈در بالا گفتیم که این تغدیه هسته های خودشیفتگی و خودبزرگ بینی میباشد و اکثر حمایتگران افراطی، مبتلا به طیفی از 《اختلالات سادیسم و مازوخیسم》 یا 《اختلالات شخیصتی》 هستند و از دید خود از طریق حمایت به کنترل قربانی خود میپردازند (سادیسم) و در خود تولید خشم میکنند و از عمل خود و دردی که به خود وارد میکنند لذت میبرند (مازوخیسم) و ترس مدام به استقلال رسیدن شریک زندگی ایجاد ناخرسندی و عصبانیت در انها میکند.
👈 حمایتگر زیاده رو بیمار در 《طرحواره ایثار》 و از خودگذشتگی خود غرق شده و به همین دلیل گاهی بسیار نمایشی 《شخصیت نمایشی》 و پر هیاهو اقدام به حمایت می کند.
📍با این تفاسیر حمایت سالم هم وجود دارد؟
👈طبیعتا در حمایت کنندگی به شکل سالم، سعی بر توانمند سازی رابطه و فرد میباشد و خودشکوفایی هر دو شخص در رابطه میبایست هدف باشد. هیچ کدام نباید در سترس و اضطراب استقلال دیگری باشد و حمایت به رابطه میباشد و نه به شخص فقط. تحقیقات نیکل کامرون از دانشگاه بینگامتون نشانمیدهند که برای زوج ها بهترین و مهمترین شکل دریافت کمک بدین معنی است که شریک زندگی ببیند چگونه می خواهد توسط شریک زندگی خود حمایت شود. هدف این حمایت همیشه و همزمان حمایت از یک رابطه است و نه شخص.
📍 هدف شخص وابسته کننده چیست؟
👈شخص وابسته به حمایت که یک حمایت گر بیمار ست، همیشه و مدام احساس دلسوزی و ترحم را با خود در کوله پشتی حمل میکند و تلاش می کند تا فرد مورد حمایتش، دائما در حال تجربه احساس وابستگی، عدم احساس امنیت توام با احساس گناه و منت کند. شخص وابسته کننده از این احساس لذت برده و وجود خود در رابطه راه به این شکل مشروعیت میبخشد.
👈چنین رابطه ای و افراد در این رابطه از نظر روانی و فیزیکی در خطر هستند و هلی فوکات از دانشگاه بینگامتون در تحقیقات خود که اثرات تولید کورتیزول در بدن بر اثر سترس در رابطه ها را تحقیق کرد میگوید: "در نهایت، درک بهتر این فرآیندها، به شناسایی اثرات مؤثر در برانگیختن فیزیولوژیک کمک می کند. این می تواند کمک به زوج ها و ارتباط بین آنها و ارتباطات اجتماعی انها و بهتر شدن رابطه آنها باشد. بدین ترتیب آگاهی از این موارد میتواند تاثیر نامطلوب بر سلامتی را کاهش دهد.
قسمت دوم
پایان
از دکتر موریس ستودگان 💫
۲)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تحقیقات نیکل کامرون از دانشگاه بینگامتون نشانمیدهند که برای زوج ها بهترین و مهمترین شکل دریافت کمک بدین معنی است که شریک زندگی ببیند چگونه می خواهد توسط شریک زندگی خود حمایت شود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گاهی با حمایت بیهوده از شریک ما از او سلب مسیولیت میکنیم. و این میتواند او را تحقیر کند. و در دراز مدت بر اعتماد بنفسش تاثیر منفی داشته باشد.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
تا زمانی که چشم به جای خِرَد تصمیم میگیرد، زندگی بسیاری از این بهتر نخواهد شد.
ستودگان💫
تا زمانی که چشم به جای خِرَد تصمیم میگیرد، زندگی بسیاری از این بهتر نخواهد شد.
ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🙎♂دکتر موریس ستودگان💫
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت برای بالا بردن مهارت های ارتباطی و ارتباطهای موثر (قسمت یکم)
برقراری ارتباط موثر یکی از پیشرفته ترین موضوعات و از مهم ترین مهارت های زندگی میباشد که لازم است برای بهبود آن تلاش شود. اگر شما هم نیاز به بهبود مهارت های خود برای زندگی اجتماعی و یا کار با مراجع و یا تسلط در اموزش و سخنوری برای بیان ایده ها خود دارید، برخی از نکات کلیدی برای ایجاد یک ارتباط موثر را در اینجا خواهید یافت.
👈 ۱) یک شنونده فعال باشید!
پاول واتزلاویک Paul Watzlawick درکتاب "محاوره های انسانی"
(Menschliche Kommunikation)
و همچنین مارشال روزنبرگ Rosenberg Marshall B در کتاب خود بنام "محاوره بدون خشونت"
(Gewaltfreie Kommunikation)
مهم ترین قدم در ارتباط موثر را گوش دادن "واقعی" و فعال میدانند. یعنی فقط شنیدن و تظاهر به شنیدن کافی نیست. همه ما میدانیم که گوش دادن به صحبت های شخص مقابل یا مراجع ما کار ساده ای نیست بخصوص در حیطه علاقه ما نباشد ولی مهم ترین قدم در بالا بردن قدرت برقراری ارتباط موثر، توجه نشان دادن و گوش کردن فعال به گفته طرف مقابل خواه مراجع، خواه رئیس و خواه همسر باشد. یک گفتگوی مناسب متشکل هماهنگی بین گفتن و شنیدن است. اگر شنونده خوبی باشیم، طرف مقابل هم برای ما همین طور گوینده خوبی خواهد بود. گوش دادن فعال از دید من مانند رهبر ارکستری میباشد که نوازنده (گوینده) را فعال، راهنمایی و همراهی میکند تا بتواند آهنگ دلخواه را خلق کند.
👈 ۲) حس همدلی Empathy خود را تقویت کنید.
Steve de shazer د شیزر
در کتاب راه های تراپی کوتاه خود می نویسد که همدلی با مراجع نصف ار درمان است.
ارتباط موثر یک جاده دو طرفه است. این بدین معنی میباشد که هر چقدر بیشتر با طرف مقابل همدل باشیم و درک موقعیت برای موضع طرف مقابل نشان بدهیم به همان نسبت ارتباط موثر قوی تر خواهد بود.
این یک نیاز انسانی میباشد که میخواهد فهمیده شود و احساس همدلی بدست آورد.
اگر طرف مقابل محاوره نظر مخالفی داشته باشد میبایست آن را به عنوان یک شانس بررسی کنیم و خود را برای نظر مخالف طرف مقابل همیشه آماده کنیم تا از استرس و اضطرابی که احتمالا در محاوره و تلاش برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهیم.
به عنوان مثال اگر شخص متقابل شما خسته است به صحبت کردن اصرار نکنید و سعی کنید او را درک کنید. و بر عکس اگر ما توان گوش کردن فعال را به هر علتی نداشتیم میتوانیم شفاف باشیم و به طرف مقابل بگوئیم.
👈 ۳) کوتاه و مفید و موثر باشیم
بامبرگر Bamberger
در کتاب مشاوره راه حل محور مینویسد؛
یک مشاوره موثر کوتاه و راه حل را در پیش رو دارد.
هیچ نیازی نیست در صحبت ها به تمام جزئیات بپردازید بخصوص اگر برای طرف مقابل یا مراجع در آن موقعیت خالی از معنا باشد. بلکه فقط لازم است طبق این مقوله با کوتاه و موثر گویی پیش بروید:
🔑 -> مقدمه کوتاه
🔑 -> دلیل گویا
🔑 -> اطلاعات موثر
🔑 -> پایان
🔑 -> پیگیری
این کار کمکی است تا در خلاصه ترین حالت ممکن بیشترین بهره وری موثر گردد.
به زبان ساده تر اگر بگویم، در صحبت های خود زیاده گویی نکنید تا شنونده خسته نشود و اطلاعات داده شده را فراموش نکند.
👈 ۴) شنونده ما کیست
Friedman Schulz von aThun فریدمان شولتز فون تون استاد من در کتاب "با هم صحبت کنیم" می نویسد موثرترین سخنرانان و نویسندگان
انهایی هستند که می دانند
چه مطلبی را 👈 What
چگونه 👈 How
در چه زمانی 👈 when
و به چه کسی 👈 whom
میخواهند بزنند.
بسیار واضح است که نوع صحبتی که شما با رئیس یا همکار خود دارید، با آنچه که به همسر یا فرزند خود می گویید بسیار متفاوت است. پس لازم است این موضوع را در نظر داشته باشیم که شنونده ما چه کسی است و صحبت های خود را برای او ساخته و پرداخته کنیم.
👈 ۵) گسل و هر چیز اختلال افرین را فعالانه کنار بگذاریم
Eva Renate Schmidt
ایوا رناته شمیت در کتاب "مشاوره با برقراری تماس" می نویسد هر چیزی که تماس ما با مراجع و شخص مقابل را احتمالا مختل میکند، میبایست از ان به طور فعال دوری شود.
به عنوان مثال اگر با کسی در حال مکالمه و محاوره هستید از تلفن همراه خود استفاده کنید و یا به تلفنی جواب دهید میتواند اختلال در پذیرش متقابل بوجود آورد. چرا که شخص مقابل انتظار دارد تمام توجه ما به صحبت های او باشد. من این گونه محاوره ها را که هر دو شخص با کمال توجه به یکدیگر امادگی دارند رقص والسر مینامم، چرا که به هماهنگی (ناگفته) فراوان نیاز است.
به همین جهت بعضی وقت ها لازم است از چیزهایی که باعث اختلال در گفتار ما مثل تلفن همراه یا ورود شخصی بدون برنامه در گفتمان می شود دوری کنیم تا یک مکالمه موثر تر و مناسب تر داشته باشیم.
ادامه دارد...
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت برای بالا بردن مهارت های ارتباطی و ارتباطهای موثر (قسمت یکم)
برقراری ارتباط موثر یکی از پیشرفته ترین موضوعات و از مهم ترین مهارت های زندگی میباشد که لازم است برای بهبود آن تلاش شود. اگر شما هم نیاز به بهبود مهارت های خود برای زندگی اجتماعی و یا کار با مراجع و یا تسلط در اموزش و سخنوری برای بیان ایده ها خود دارید، برخی از نکات کلیدی برای ایجاد یک ارتباط موثر را در اینجا خواهید یافت.
👈 ۱) یک شنونده فعال باشید!
پاول واتزلاویک Paul Watzlawick درکتاب "محاوره های انسانی"
(Menschliche Kommunikation)
و همچنین مارشال روزنبرگ Rosenberg Marshall B در کتاب خود بنام "محاوره بدون خشونت"
(Gewaltfreie Kommunikation)
مهم ترین قدم در ارتباط موثر را گوش دادن "واقعی" و فعال میدانند. یعنی فقط شنیدن و تظاهر به شنیدن کافی نیست. همه ما میدانیم که گوش دادن به صحبت های شخص مقابل یا مراجع ما کار ساده ای نیست بخصوص در حیطه علاقه ما نباشد ولی مهم ترین قدم در بالا بردن قدرت برقراری ارتباط موثر، توجه نشان دادن و گوش کردن فعال به گفته طرف مقابل خواه مراجع، خواه رئیس و خواه همسر باشد. یک گفتگوی مناسب متشکل هماهنگی بین گفتن و شنیدن است. اگر شنونده خوبی باشیم، طرف مقابل هم برای ما همین طور گوینده خوبی خواهد بود. گوش دادن فعال از دید من مانند رهبر ارکستری میباشد که نوازنده (گوینده) را فعال، راهنمایی و همراهی میکند تا بتواند آهنگ دلخواه را خلق کند.
👈 ۲) حس همدلی Empathy خود را تقویت کنید.
Steve de shazer د شیزر
در کتاب راه های تراپی کوتاه خود می نویسد که همدلی با مراجع نصف ار درمان است.
ارتباط موثر یک جاده دو طرفه است. این بدین معنی میباشد که هر چقدر بیشتر با طرف مقابل همدل باشیم و درک موقعیت برای موضع طرف مقابل نشان بدهیم به همان نسبت ارتباط موثر قوی تر خواهد بود.
این یک نیاز انسانی میباشد که میخواهد فهمیده شود و احساس همدلی بدست آورد.
اگر طرف مقابل محاوره نظر مخالفی داشته باشد میبایست آن را به عنوان یک شانس بررسی کنیم و خود را برای نظر مخالف طرف مقابل همیشه آماده کنیم تا از استرس و اضطرابی که احتمالا در محاوره و تلاش برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهیم.
به عنوان مثال اگر شخص متقابل شما خسته است به صحبت کردن اصرار نکنید و سعی کنید او را درک کنید. و بر عکس اگر ما توان گوش کردن فعال را به هر علتی نداشتیم میتوانیم شفاف باشیم و به طرف مقابل بگوئیم.
👈 ۳) کوتاه و مفید و موثر باشیم
بامبرگر Bamberger
در کتاب مشاوره راه حل محور مینویسد؛
یک مشاوره موثر کوتاه و راه حل را در پیش رو دارد.
هیچ نیازی نیست در صحبت ها به تمام جزئیات بپردازید بخصوص اگر برای طرف مقابل یا مراجع در آن موقعیت خالی از معنا باشد. بلکه فقط لازم است طبق این مقوله با کوتاه و موثر گویی پیش بروید:
🔑 -> مقدمه کوتاه
🔑 -> دلیل گویا
🔑 -> اطلاعات موثر
🔑 -> پایان
🔑 -> پیگیری
این کار کمکی است تا در خلاصه ترین حالت ممکن بیشترین بهره وری موثر گردد.
به زبان ساده تر اگر بگویم، در صحبت های خود زیاده گویی نکنید تا شنونده خسته نشود و اطلاعات داده شده را فراموش نکند.
👈 ۴) شنونده ما کیست
Friedman Schulz von aThun فریدمان شولتز فون تون استاد من در کتاب "با هم صحبت کنیم" می نویسد موثرترین سخنرانان و نویسندگان
انهایی هستند که می دانند
چه مطلبی را 👈 What
چگونه 👈 How
در چه زمانی 👈 when
و به چه کسی 👈 whom
میخواهند بزنند.
بسیار واضح است که نوع صحبتی که شما با رئیس یا همکار خود دارید، با آنچه که به همسر یا فرزند خود می گویید بسیار متفاوت است. پس لازم است این موضوع را در نظر داشته باشیم که شنونده ما چه کسی است و صحبت های خود را برای او ساخته و پرداخته کنیم.
👈 ۵) گسل و هر چیز اختلال افرین را فعالانه کنار بگذاریم
Eva Renate Schmidt
ایوا رناته شمیت در کتاب "مشاوره با برقراری تماس" می نویسد هر چیزی که تماس ما با مراجع و شخص مقابل را احتمالا مختل میکند، میبایست از ان به طور فعال دوری شود.
به عنوان مثال اگر با کسی در حال مکالمه و محاوره هستید از تلفن همراه خود استفاده کنید و یا به تلفنی جواب دهید میتواند اختلال در پذیرش متقابل بوجود آورد. چرا که شخص مقابل انتظار دارد تمام توجه ما به صحبت های او باشد. من این گونه محاوره ها را که هر دو شخص با کمال توجه به یکدیگر امادگی دارند رقص والسر مینامم، چرا که به هماهنگی (ناگفته) فراوان نیاز است.
به همین جهت بعضی وقت ها لازم است از چیزهایی که باعث اختلال در گفتار ما مثل تلفن همراه یا ورود شخصی بدون برنامه در گفتمان می شود دوری کنیم تا یک مکالمه موثر تر و مناسب تر داشته باشیم.
ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🙎♂دکتر موریس ستودگان💫
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت (قسمت دوم)
👈 ۶) نقل بیان کنید (Paraphrase) و سوال مطرح کنید
Bachmair باخمایر
در کتاب "مشاوره یاد گرفته میشود" تاکید دارد که نقل بیان میتواند مکالمه رو آنجا موثر کند که ما مطمین میشویم که داده ها را درست دریافت کرده ایم و طرف مقابل احساس میکند که گفته هایش حائز اهمیت و تاثیر گزار است.
مثلا میگویم.
{درست متوجه شدم که شما...؟ }
{میخواهم مطمین شوم که گفته های شما را درست متوجه شدم...ایا....؟ }
وقتی که ما سوالی را مطرح می کنیم و آن را از شخص می پرسیم، نشان می دهد به شنیدن و متوجه شدن درست آنچه که شخص مقابل می گوید، علاقه داریم. همچنین اگر یک بار به عنوان مثال جواب را به درستی نگرفتیم، با پرسش مجدد سوال، این مشکل هم میتواند برطرف شود.
این نقل بیان به پر شدن فضای خالی مکالمات کوتاه هم کمک فراوانی خواهد کرد تا وارد یک مکالمه عمیق تر و مناسب تر از صحبت کردن در مورد آب و هوا بشود!
👈۷) داستان های کوتاه تعریف کنیم یا از متافر Metapher استعاره استفاده کنیم
Werner Vogelauer فوگلاور ورنر
در کتاب "متد های ABC برای کوچینگ" می نویسد: داستانها بسیار قدرتمندند، چرا که همه ما از کودکی خاطرات مثبت از داستانها داریم. با گفتن داستانهای کوتاه یا استعاره ها که میتواند در تفهیم موقعیت یا حل مشکل کمک کند استفاده کنیم. این داستانها یا استعاره ها مغز را فعال، داده ها را جذابتر و موثر تر و حتی در مصاحبه ها به موفقیت ما کمک می کنند.
👈 ۸) مهارت شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه Small Talk
Arnulf Deppermann
ارنولف دپرمان در کتاب "انالیز کردن محاوره" می نویسد که مدیریت مکالمات و بحث های کوتاه هنر خاصی میباشد. گاهی اوقات گفتمان های کوتاه میتوانند موثر باشند و برای Warm Up (وجد آور گفتمان) و برای شروع به یک گفتگو نیاز است که حتما از قبل یک موضوع گفتگو آماده کرده باشیم.
یکی از متدهایی که می توان یک مکالمه کوتاه را به یک گفتگوی بهتری تبدیل کرد تکنیک FORD میباشد. که مخفف انگلیسی:
Family خانواده 👈
Occupation شغل👈
Recreatiin تفریح و سرگرمی👈
Dreams رویاها 👈
با اغاز گفتمان به وسیله به اشتراک گذاری این موضوعات، خواهید توانست یک مکالمه خوب و موثر با موضوعات بسیار زیاد داشته باشید.
👈۹) کشنده گفتگوها یا "communication killer" را بشناسیم.
دو لغتی که باید از آن پرهیز کنم کلمه های هم معنا و هم وزن با "همیشه" و "هرگز" میباشند. Manfred Prior مانفرد پریور در کتاب "مداخله مینی ماکس" و همچنین پاول واتزلاویک بارها این کلمات را موذی و قاتل گفتگو معرفی کرده اند.
در رابطه های خانوادگی و مکالمات روزمره این اصطلاحات به کرات استفاده شده و معنی مطلق خود را از دست داده اند ولی در ناخودآگاه اتش بپا میکنند. مانند "تو همیشه دیر میای...." "تو هرگز نگفتی منو دوست داری..." "تو همیشه مادرت رو میبینی ..." "هیچوقت منو..." "همیشه اونو..."
و دیگر اینکه پرهیز از بیان کلمات اضافی که روزمره ما از آنها استفاده میکنیم مانند "آمم.." یا "خب..." و غیره. هرچه بیشتر از اینگونه کلمات و مکث های غیر ضروری دوری کنیم اعتماد به نفس بیشتری هم خواهیم داشت. برای جلوگیری از بیان اینگونه کلمه ها پیشنهاد میشود
🔑 یک انگشتر لاستیکی در انگشت خود کنید و هربار که احساس کردید باید یکی از آن کلمات را ادا کنید یک بار انگشتر را در انگشت خود بچرخانید. به مرور زمان و با تمرین مداوم مغز یاد می گیرد تا دیگر از کلمات غیر ضروری استفاده نکند.
👈۱۰) زبان بدن میتواند کلید موثر باشد
The definitive book of body language, A. & B. Pease
باربارا و الن پیس در کتاب خود می نویسند که زبان بدن بهترین نقشه برای کشف دنیای دیگران است. مثلا به همسر خود می گویید که آماده گفتگو هستید اما دست به سینه نشسته اید! یا می گویید در حال گوش دادن هستید ولی سرتان همچنان در تلفن همراه است! ناگفته ها NVC غالبا آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند. فراموش نکنیم که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان بدن مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن، مخفی نکردن دستها، تن صدا، نحوه نشستن بسیار مهم هستند چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد را برملا می کند.
🔑یک روش موثر برای بهره برداری از بدن برای یک ارتباط موثر، تمرکز فیزیکی در انگشتان پا است. با این کار مغز ناخودآگاه از سر تا نوک پا را در حالت آماده باش قرار می دهد.
🔑روش بعدی یک ارتباط چشمی حرفه ای است که می توان از تکنیک مثلث FT استفاده کرد. به این صورت که یک مثلث ذهنی در صورت طرف مقابل رسم کنید که دو زاویه آن در چشم ها و زاویه سوم در زیر بینی قرار بگیرد. سپس در هر ۱۰ ثانیه چشم تان را به یکی از این سه زاویه متمرکز کنید تا ارتباط چشمی موثر شکل بگیرد. این روشها در ارتباط موثر نقش مهمی دارند.
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت (قسمت دوم)
👈 ۶) نقل بیان کنید (Paraphrase) و سوال مطرح کنید
Bachmair باخمایر
در کتاب "مشاوره یاد گرفته میشود" تاکید دارد که نقل بیان میتواند مکالمه رو آنجا موثر کند که ما مطمین میشویم که داده ها را درست دریافت کرده ایم و طرف مقابل احساس میکند که گفته هایش حائز اهمیت و تاثیر گزار است.
مثلا میگویم.
{درست متوجه شدم که شما...؟ }
{میخواهم مطمین شوم که گفته های شما را درست متوجه شدم...ایا....؟ }
وقتی که ما سوالی را مطرح می کنیم و آن را از شخص می پرسیم، نشان می دهد به شنیدن و متوجه شدن درست آنچه که شخص مقابل می گوید، علاقه داریم. همچنین اگر یک بار به عنوان مثال جواب را به درستی نگرفتیم، با پرسش مجدد سوال، این مشکل هم میتواند برطرف شود.
این نقل بیان به پر شدن فضای خالی مکالمات کوتاه هم کمک فراوانی خواهد کرد تا وارد یک مکالمه عمیق تر و مناسب تر از صحبت کردن در مورد آب و هوا بشود!
👈۷) داستان های کوتاه تعریف کنیم یا از متافر Metapher استعاره استفاده کنیم
Werner Vogelauer فوگلاور ورنر
در کتاب "متد های ABC برای کوچینگ" می نویسد: داستانها بسیار قدرتمندند، چرا که همه ما از کودکی خاطرات مثبت از داستانها داریم. با گفتن داستانهای کوتاه یا استعاره ها که میتواند در تفهیم موقعیت یا حل مشکل کمک کند استفاده کنیم. این داستانها یا استعاره ها مغز را فعال، داده ها را جذابتر و موثر تر و حتی در مصاحبه ها به موفقیت ما کمک می کنند.
👈 ۸) مهارت شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه Small Talk
Arnulf Deppermann
ارنولف دپرمان در کتاب "انالیز کردن محاوره" می نویسد که مدیریت مکالمات و بحث های کوتاه هنر خاصی میباشد. گاهی اوقات گفتمان های کوتاه میتوانند موثر باشند و برای Warm Up (وجد آور گفتمان) و برای شروع به یک گفتگو نیاز است که حتما از قبل یک موضوع گفتگو آماده کرده باشیم.
یکی از متدهایی که می توان یک مکالمه کوتاه را به یک گفتگوی بهتری تبدیل کرد تکنیک FORD میباشد. که مخفف انگلیسی:
Family خانواده 👈
Occupation شغل👈
Recreatiin تفریح و سرگرمی👈
Dreams رویاها 👈
با اغاز گفتمان به وسیله به اشتراک گذاری این موضوعات، خواهید توانست یک مکالمه خوب و موثر با موضوعات بسیار زیاد داشته باشید.
👈۹) کشنده گفتگوها یا "communication killer" را بشناسیم.
دو لغتی که باید از آن پرهیز کنم کلمه های هم معنا و هم وزن با "همیشه" و "هرگز" میباشند. Manfred Prior مانفرد پریور در کتاب "مداخله مینی ماکس" و همچنین پاول واتزلاویک بارها این کلمات را موذی و قاتل گفتگو معرفی کرده اند.
در رابطه های خانوادگی و مکالمات روزمره این اصطلاحات به کرات استفاده شده و معنی مطلق خود را از دست داده اند ولی در ناخودآگاه اتش بپا میکنند. مانند "تو همیشه دیر میای...." "تو هرگز نگفتی منو دوست داری..." "تو همیشه مادرت رو میبینی ..." "هیچوقت منو..." "همیشه اونو..."
و دیگر اینکه پرهیز از بیان کلمات اضافی که روزمره ما از آنها استفاده میکنیم مانند "آمم.." یا "خب..." و غیره. هرچه بیشتر از اینگونه کلمات و مکث های غیر ضروری دوری کنیم اعتماد به نفس بیشتری هم خواهیم داشت. برای جلوگیری از بیان اینگونه کلمه ها پیشنهاد میشود
🔑 یک انگشتر لاستیکی در انگشت خود کنید و هربار که احساس کردید باید یکی از آن کلمات را ادا کنید یک بار انگشتر را در انگشت خود بچرخانید. به مرور زمان و با تمرین مداوم مغز یاد می گیرد تا دیگر از کلمات غیر ضروری استفاده نکند.
👈۱۰) زبان بدن میتواند کلید موثر باشد
The definitive book of body language, A. & B. Pease
باربارا و الن پیس در کتاب خود می نویسند که زبان بدن بهترین نقشه برای کشف دنیای دیگران است. مثلا به همسر خود می گویید که آماده گفتگو هستید اما دست به سینه نشسته اید! یا می گویید در حال گوش دادن هستید ولی سرتان همچنان در تلفن همراه است! ناگفته ها NVC غالبا آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند. فراموش نکنیم که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان بدن مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن، مخفی نکردن دستها، تن صدا، نحوه نشستن بسیار مهم هستند چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد را برملا می کند.
🔑یک روش موثر برای بهره برداری از بدن برای یک ارتباط موثر، تمرکز فیزیکی در انگشتان پا است. با این کار مغز ناخودآگاه از سر تا نوک پا را در حالت آماده باش قرار می دهد.
🔑روش بعدی یک ارتباط چشمی حرفه ای است که می توان از تکنیک مثلث FT استفاده کرد. به این صورت که یک مثلث ذهنی در صورت طرف مقابل رسم کنید که دو زاویه آن در چشم ها و زاویه سوم در زیر بینی قرار بگیرد. سپس در هر ۱۰ ثانیه چشم تان را به یکی از این سه زاویه متمرکز کنید تا ارتباط چشمی موثر شکل بگیرد. این روشها در ارتباط موثر نقش مهمی دارند.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆برای تغییر موقعیت میبایست ایده اولیه را خلاقیت کرد. ایده ای که دراز مدت ارزش عملکرد داشته باشد. در مثلث تغییر قدم اول خلاقیت ایده و بعد نقشه و در نهایت عملکرد آن نقشه میباشد. با رعایت این سه مورد میتوان بسیاری از تغییرات را عملی کرد.
مثلا:
👈 ایده: من از فردا سیگار نمی کشم. SMART
👈 نقشه:
1) من از امروز سیگار نمیخرم
2) از جمعی که سیگار کشیده میشود تا مدت دو ماه کناره گیری میکنم
3) هر بار که هوس سیگار کردم چند عدد پسته یا کشمش میخورم
4) و با یک کش دور انگشتم می پیچم و با هر هوس سیگار آن را میپیچانم و تنگ میکنم تا قابل احساس شود.
👈 عملکرد: به مهمانی دعوت میشوم و میدانم در آن جمع سیگار کشیده میشود. یا تا مدتی به این میهمانی ها نمیروم و یا با اراده قوی نقشه خود را با آنان در میان می گذارم. اگر خودم هوس کردم چند پسته و کشمش میخورم. حلقه پلاستیکی را در دستم میچرخانم.
💫 برای تغییر هیچ وقت دیر نیست.
ستودگان💫
مثلا:
👈 ایده: من از فردا سیگار نمی کشم. SMART
👈 نقشه:
1) من از امروز سیگار نمیخرم
2) از جمعی که سیگار کشیده میشود تا مدت دو ماه کناره گیری میکنم
3) هر بار که هوس سیگار کردم چند عدد پسته یا کشمش میخورم
4) و با یک کش دور انگشتم می پیچم و با هر هوس سیگار آن را میپیچانم و تنگ میکنم تا قابل احساس شود.
👈 عملکرد: به مهمانی دعوت میشوم و میدانم در آن جمع سیگار کشیده میشود. یا تا مدتی به این میهمانی ها نمیروم و یا با اراده قوی نقشه خود را با آنان در میان می گذارم. اگر خودم هوس کردم چند پسته و کشمش میخورم. حلقه پلاستیکی را در دستم میچرخانم.
💫 برای تغییر هیچ وقت دیر نیست.
ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔑 مثلث تغییر
دکتر موریس ستودگان
مثلث تغییر مکانی هست برای وارد شدن به ان در لحظات ضروری که چیزی در داخل ما، یا کسی یا چیزی در محیط ما باعث می شود ما دچار پریشانی روحی و عاطفی بشویم.
من شخصا در هنگام درگیری روحی به «مثلث تغییر» مراجعه میکنم، زیرا تقریبا به محض اینکه متوجه شدم که من کجای این سه گوشه مثلث قرار گرفته ام، به دو دلیل حالم بهتر میشود.
اولا با بدست اوردن و برقراری فاصله از احساس ناراحتی من و همزمان ایجاد چشم اندازی جدید برای دوری از احساس ناراحتی و دوم از داشتن برخی از امکانات آنچه که باید انجام بدهم تا به خودم کمک کنم به احساس بهتری دست پیدا کنم. به همین دو دلیل به مثلث رجوع میکنم.
🔑چگونگی استفاده از مثلث و ارزیابی اینکه در کدام کنج مثلث بیشتر خودمان را میابیم!
👈مکث کنیم، نفس عمیق بکشیم، و حداقل برای چند ثانیه آرام باشیم.
👈سعی کنیمهمه ی احساسات اصلی و اساسی ما که در آن لحظه ما رو غافلگیر میکنند را شناسایی کنیم. ممکن است بیش از یکی باشند. هر چیزی که برایمان قابل شناختن است نامگزاری میکنیم.
👈به بهترین راه ممکن برای دستیابی به احساستمان در این لحظه فکر کنیم.
👈با کمی تمرین، هنگامی که ما می پرسیم، "در حال حاضر در کجای مثلث تغییر هستم؟" ما متوجه خواهیم شد که وضعیت احساسی ما در یکی از سه گوشه مثلث یافت می شود:
1) گوشه بالا در چپ - "احساس دفاع "
2) گوشه بالا در راست - "احساسات محدود کننده"
3) گوشه به پایین - "احساسات اصلی"
و در زیر مثلث، "در موقعیت خود واقعی بودن" آرام صلح و آرامش - که همه ما امیدواریم که زمان زیادی آنجا صرف کنیم. بیشتر اوقات زیر «مثلث» با «گوش دادن» به آنچه که احساسات اصلی در این لحظه به ما می گوید، و با احترام به آن و با دادن احساسات مرتبط بدن به صورت آزادانه قابل دسترسی میشوند، تا زمانی که به طور طبیعی کمرنگ شوند. احساسات اصلی در طبیعت موج دار هستند: طلوع وار میایند و سپس از بین میروند.
در نوشته های من، کتاب و مقالات، از داستان ها، راهنمایی ها، آزمایش های عملی و همچنین بحث علوم اعصاب و خیلی چیزهای دیگر برای به اشتراک گذاشتن خصوصیات و چگونگی استفاده از مثلث استفاده می کنم. در اینجا یک راهنمای کوتاه ارائه میدهم تا اصول اولیه را به شما معرفی کنم:
مثال عملی از مثلث تغییر:
من از مثلث تغییر اغلب خودم برای بهتر شدن احساسم استفاده می کنم. یک نمونه از تجربه اخیر شخصی من:
امروز من درباره نوشتن یک مقاله دغدغه داشتم. احساس تنگی در قفسه سینه داشتم و شکمم پر از احساس ناارام و اضطراب بود. از آنجا که من احساس اضطراب را دوست ندارم، از داشتن افکار منفی مانند "شاید من نمی توانم این کار را انجام دهم" از آن اجتناب می کنم و من در مورد تماس تلفنی ناخوشایندی که باید انجام بدهم، گاهی اجتناب میکنم. (این حرکت اولیه از احساسات "احساس دفاع" به طور گسترده ای ناخودآگاه و به طور خودکار اتفاق می افتد.) این یک مثال از حرکت من در گوشه بالا سمت راست مثلث تغییر است که اضطراب و سایر احساسات محدود کننده در سمت چپ مثلث واقع هستند من نمیخواهم اضطرابم را احساس کنم.
هنگامی که متوجه میشوم که افکار منفی دارم ("من نمیتوانم این کار را انجام دهم!") دفاع میکنم (که بعضی از کارها را در رسیدن به آگاهی انجام می دهد)، می دانم که می توانم مثلث تغییر را برای احساسی بهتر بکار گیرم، بنابراین از خودم شروع می کنم،
"آیا می توانم بشناسم که احساسات اصلی کهدر حال حاضر مرا هدایت میکنند کدامند؟"
برای پیدا کردن احساسات اصلی، من به بدنم توجه می کنم. این کلید ماست!🔑
به هیچ وجه تعجب نکنید، هنگامی که توجه من را از احساس دفاع من (افکار منفی که نمیتوانم انجام دهم) را به بدنم تغییر انتقال میدهم، احساس اضطرابم را دوباره احساس میکنم - که در سینه فرو میریزد. من در گوشه بالا سمت راست از تغییر مثلث برگشتم اما این بار من به سمت راست حرکت می کنم، به طور مستقیم با احساسات اصلی من مقابله می کنم. هدف من این است که در سطح عمیق خود (زیر مثلث) به خودم وصل شوم و به آن افکار منفی که من ایجاد کردم گوش دهم و ان را برای جلوگیری از احساسات محدود کننده بشناسم.
برای مقابله با احساسات مضطربم، نفس عمیق میکشم، به احساس فیزیکی در داخل خودم تمرکز میکنم. بر احساس فیزیکی اضطراب من با موضع محبت و کنجکاوی در برابر ترس و قضاوت تمرکز می کنم. هنگامی که اضطراب من کاهش می یابد با تنفس و سایر آیتم های خود واقعی بودن، احساسات پایه هویدا میشوند.
گاهی احساسات اصلی ای که من تجربه می کنم، واضح است ولی همیشه اینگونه نیست. در لحظات چالش انگیز، من به معنای واقعی کلمه "سعی میکنم" هر احساس اصلی را، یک به یک بشناسم.
مثلا: توجه من هنوز به بدن من است - زیر گردنم. از خودم می پرسم: آیا غم و اندوه حس میکنم؟ آیا خشم در من است؟ هیجانی هستم؟ شادم؟ آیا ترس احساس میکنم؟
۱)
دکتر موریس ستودگان
مثلث تغییر مکانی هست برای وارد شدن به ان در لحظات ضروری که چیزی در داخل ما، یا کسی یا چیزی در محیط ما باعث می شود ما دچار پریشانی روحی و عاطفی بشویم.
من شخصا در هنگام درگیری روحی به «مثلث تغییر» مراجعه میکنم، زیرا تقریبا به محض اینکه متوجه شدم که من کجای این سه گوشه مثلث قرار گرفته ام، به دو دلیل حالم بهتر میشود.
اولا با بدست اوردن و برقراری فاصله از احساس ناراحتی من و همزمان ایجاد چشم اندازی جدید برای دوری از احساس ناراحتی و دوم از داشتن برخی از امکانات آنچه که باید انجام بدهم تا به خودم کمک کنم به احساس بهتری دست پیدا کنم. به همین دو دلیل به مثلث رجوع میکنم.
🔑چگونگی استفاده از مثلث و ارزیابی اینکه در کدام کنج مثلث بیشتر خودمان را میابیم!
👈مکث کنیم، نفس عمیق بکشیم، و حداقل برای چند ثانیه آرام باشیم.
👈سعی کنیمهمه ی احساسات اصلی و اساسی ما که در آن لحظه ما رو غافلگیر میکنند را شناسایی کنیم. ممکن است بیش از یکی باشند. هر چیزی که برایمان قابل شناختن است نامگزاری میکنیم.
👈به بهترین راه ممکن برای دستیابی به احساستمان در این لحظه فکر کنیم.
👈با کمی تمرین، هنگامی که ما می پرسیم، "در حال حاضر در کجای مثلث تغییر هستم؟" ما متوجه خواهیم شد که وضعیت احساسی ما در یکی از سه گوشه مثلث یافت می شود:
1) گوشه بالا در چپ - "احساس دفاع "
2) گوشه بالا در راست - "احساسات محدود کننده"
3) گوشه به پایین - "احساسات اصلی"
و در زیر مثلث، "در موقعیت خود واقعی بودن" آرام صلح و آرامش - که همه ما امیدواریم که زمان زیادی آنجا صرف کنیم. بیشتر اوقات زیر «مثلث» با «گوش دادن» به آنچه که احساسات اصلی در این لحظه به ما می گوید، و با احترام به آن و با دادن احساسات مرتبط بدن به صورت آزادانه قابل دسترسی میشوند، تا زمانی که به طور طبیعی کمرنگ شوند. احساسات اصلی در طبیعت موج دار هستند: طلوع وار میایند و سپس از بین میروند.
در نوشته های من، کتاب و مقالات، از داستان ها، راهنمایی ها، آزمایش های عملی و همچنین بحث علوم اعصاب و خیلی چیزهای دیگر برای به اشتراک گذاشتن خصوصیات و چگونگی استفاده از مثلث استفاده می کنم. در اینجا یک راهنمای کوتاه ارائه میدهم تا اصول اولیه را به شما معرفی کنم:
مثال عملی از مثلث تغییر:
من از مثلث تغییر اغلب خودم برای بهتر شدن احساسم استفاده می کنم. یک نمونه از تجربه اخیر شخصی من:
امروز من درباره نوشتن یک مقاله دغدغه داشتم. احساس تنگی در قفسه سینه داشتم و شکمم پر از احساس ناارام و اضطراب بود. از آنجا که من احساس اضطراب را دوست ندارم، از داشتن افکار منفی مانند "شاید من نمی توانم این کار را انجام دهم" از آن اجتناب می کنم و من در مورد تماس تلفنی ناخوشایندی که باید انجام بدهم، گاهی اجتناب میکنم. (این حرکت اولیه از احساسات "احساس دفاع" به طور گسترده ای ناخودآگاه و به طور خودکار اتفاق می افتد.) این یک مثال از حرکت من در گوشه بالا سمت راست مثلث تغییر است که اضطراب و سایر احساسات محدود کننده در سمت چپ مثلث واقع هستند من نمیخواهم اضطرابم را احساس کنم.
هنگامی که متوجه میشوم که افکار منفی دارم ("من نمیتوانم این کار را انجام دهم!") دفاع میکنم (که بعضی از کارها را در رسیدن به آگاهی انجام می دهد)، می دانم که می توانم مثلث تغییر را برای احساسی بهتر بکار گیرم، بنابراین از خودم شروع می کنم،
"آیا می توانم بشناسم که احساسات اصلی کهدر حال حاضر مرا هدایت میکنند کدامند؟"
برای پیدا کردن احساسات اصلی، من به بدنم توجه می کنم. این کلید ماست!🔑
به هیچ وجه تعجب نکنید، هنگامی که توجه من را از احساس دفاع من (افکار منفی که نمیتوانم انجام دهم) را به بدنم تغییر انتقال میدهم، احساس اضطرابم را دوباره احساس میکنم - که در سینه فرو میریزد. من در گوشه بالا سمت راست از تغییر مثلث برگشتم اما این بار من به سمت راست حرکت می کنم، به طور مستقیم با احساسات اصلی من مقابله می کنم. هدف من این است که در سطح عمیق خود (زیر مثلث) به خودم وصل شوم و به آن افکار منفی که من ایجاد کردم گوش دهم و ان را برای جلوگیری از احساسات محدود کننده بشناسم.
برای مقابله با احساسات مضطربم، نفس عمیق میکشم، به احساس فیزیکی در داخل خودم تمرکز میکنم. بر احساس فیزیکی اضطراب من با موضع محبت و کنجکاوی در برابر ترس و قضاوت تمرکز می کنم. هنگامی که اضطراب من کاهش می یابد با تنفس و سایر آیتم های خود واقعی بودن، احساسات پایه هویدا میشوند.
گاهی احساسات اصلی ای که من تجربه می کنم، واضح است ولی همیشه اینگونه نیست. در لحظات چالش انگیز، من به معنای واقعی کلمه "سعی میکنم" هر احساس اصلی را، یک به یک بشناسم.
مثلا: توجه من هنوز به بدن من است - زیر گردنم. از خودم می پرسم: آیا غم و اندوه حس میکنم؟ آیا خشم در من است؟ هیجانی هستم؟ شادم؟ آیا ترس احساس میکنم؟
۱)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
یا انزجار احساس میکنم؟ "معمولا احساس قابل تشخیص است زمانی که احساسات اصلی را بشناسیم- و ممکن است بیش از یکی باشند! همه آنها را پیدا می کنم و به همه آنها را اسم میدهم. سپس من به هر احساسی، یک به یک نزدیک میشوم.
من کشف میکنم که اضطراب من که محدود کننده است به احساسات اصلی من مانند ترس مربوط است.
ترس احساس مشابه با اضطراب است، اما اضطراب برای آنچه که باید انجام دهم برای همه مشابه نیست. اضطراب کمکی به موقعیت نمیکند بلکه گاهی فلج میکند. اما ترس؟ ما واقعا با ترس میتوانیم معامله کنیم! سوال میکنید چگونه؟
من از ترسم می پرسم، "از چی می ترسی؟" ترس من به من پاسخ می دهد: "که من میترسم از خودم شرمنده شوم، ترس از اینکه خوانندگان از من نا امید شوند."
آه عمیق میکشم. در حال حاضر من واقعا به نتیجه نزدیک میشوم. ترس، مثل همه احساسات اصلی، حتی ضربه های سخت نبض که احساس میشود است. ترس به ما می گوید که از خطر فرار کن، به طوری که اگر ما مثلا از شیر در معرض خطر هستیم. بنابراین، در اینجا چیزی است که من میتوانم برای مدیریت این پیام ترس در من قدمهایی در جهت درست بردارم.
من از خودم میپرسم آیا میخواهم به ترسم گوش بدهم و از نوشتن مقاله فرار کنم؟ یا من می خواهم ترس خود را (با شجاعت) روبرو کنم و به آن دقت نکنم؟ من تصمیم گرفتم امتحان کنم من به خودم یادآوری می کنم که حتی اگر ترس من جدی هم باشد، مطمئنا زنده خواهم ماند (برخلاف آنکه اگر شیری به من حمله کند).
بنابراین، احساسم در حال حاضر چگونه است؟ طبیعتا خیلی بهتر! حالا که من فهمیدم که ترسم طبیعی است و قصد کمک دارد، اضطراب من کاهش می یابد. من احساس آرامش میکنم، زیرا درمورد آنچه که ناراحت کننده بود، واضح تر شد. من شجاعت بیش از ترس را انتخاب کرده ام و من الهام بخش این مقاله شدم!
احساسات ما یک قطب نما برای زندگی ما هستند. نادیده گرفتن احساسات منجر به استرس میشود، اضطراب و مشکلات شادی و ارامش را از ما میگیرند و این یک احساس سر در گمی است.
نباید این چنین باشد! هر کس می تواند زندگی را در هماهنگی با احساسات اصلی خود خلاقیت کند. چطور؟ با درک و شناختن این احساسات. این چیزی است که مثلث تغییر به ما نشان میدهد: این یک نقشه برای پیدا کردن خود واقعی ماست.
به تصویر مثلث یکبار دیگر نگاه کنید.
"مثلث تغییر" یک نقشه است. یک راهنما برای نشان دادن راه ما از محل قطع احساس (دفاع) به خود واقعی ما (زیر مثلث). این یک فرآیند گام به گام برای احساس بهتر داشتن است. این کار باعث می شود که ما با احساسات اصلی خود مانند شادی، خشم، غم، ترس و هیجان دوباره اشنا شویم. به دلخواه و رضایت خودم، به خود من و بسیاری از مراجعین من در بهبود موقعیت من و آنها، کمک کرده ام. این یک بازتاب است.
مثلث تغییر "Triangle of Conflict" در دهه 1970 توسط دیوید مالان ساخته شد و بعد از آن، "سهگانه تجربه" دیانا فوشا در متن پیشگام "قدرت تبدیل احساس" (Basic Books، 2000) تغییر نام یافت. بیشتر کار من بر اساس فوشا است.
👈احساسات اصلی کدامند؟ آنها عمدتا اثرات جسمی دارند که ما حس میکنیم و گاهی علت بودن آنها را نمیدانیم. احساسات اصلی ما را در مورد خطرات محیط زیست مطلع می کند. من امن یا در خطر هستم من نیاز دارم / میخواهم و نمیخواهم؟ من غمگینم؟ من صدمه دیده ام؟ چه چیزی به من لذت می بخشد؟ چه چیزی من را ناراحت می کند؟ چه چیزی من را تحریک می کند؟ احساسات اصلی در بخش وسط مغز ما جای دارد، به این معنی که آنها تحت کنترل آگاهانه نیستند. با توجه به محيط زيست، هر احساسي اصلی از پيش تعيين شده است تا مجموعه اي از واکنش هاي فيزيولوژيکي را که ما را براي عمل به اقدام وا میدارد، هدایت کند. احساسات اصلی بی نظیر هستند: اگر ما به شواهد آنها کم توجه باشیم برنامه های ذاتی آنها به ما می گوید که چه کاری باید انجام دهیم تا زندگی سازگارانه شود. احساسات اصلی عبارتند از: غم، ترس، خشم، شادی، هیجان، هیجانات جنسی و انزجار.
👈احساسات محدود کننده چیست؟ احساسات محدود کننده احساسات اصلی را بلوکه می کنند. شرم، اضطراب و گناه که احساسات محدو کننده اند:
📌در زمان نزاع آنها عمل میکنند و منع از عملی در قبال والدین، همسر و دوستان میکنند.
📌زمانی که احساسات اصلی بیش از حد فعال می شوند و مغز ما می خواهد آنها را غیر فعال کند تا ما را از نابودی نجات دهد، از محدود کننده ها استفاده میکند .
👈احساس دفاع چیست؟ دفاع هر چیزی هست که ما برای جلوگیری از احساس احساسات اصلی یا محدود کننده بکار میگیریم. مثلا 📣 افسردگی یک دفاع است، زیرا در آن حالت ما از احساسات اصلی خود خارج می شویم. تعدادی از دفاعها فرهنگی میباشند. مانند: شوخی، سارکاسم، بیش از حد "نمایش"، انتقاد، فاصله گرفتن، تعویق، مشاجره، تفکر منفی، اشتباه، کار بیش از حد، مصرف بیش از نیاز، بیش از حد خوردن، خودزنی، سکس، وسواس، اعتیاد و غیره.
۲)
من کشف میکنم که اضطراب من که محدود کننده است به احساسات اصلی من مانند ترس مربوط است.
ترس احساس مشابه با اضطراب است، اما اضطراب برای آنچه که باید انجام دهم برای همه مشابه نیست. اضطراب کمکی به موقعیت نمیکند بلکه گاهی فلج میکند. اما ترس؟ ما واقعا با ترس میتوانیم معامله کنیم! سوال میکنید چگونه؟
من از ترسم می پرسم، "از چی می ترسی؟" ترس من به من پاسخ می دهد: "که من میترسم از خودم شرمنده شوم، ترس از اینکه خوانندگان از من نا امید شوند."
آه عمیق میکشم. در حال حاضر من واقعا به نتیجه نزدیک میشوم. ترس، مثل همه احساسات اصلی، حتی ضربه های سخت نبض که احساس میشود است. ترس به ما می گوید که از خطر فرار کن، به طوری که اگر ما مثلا از شیر در معرض خطر هستیم. بنابراین، در اینجا چیزی است که من میتوانم برای مدیریت این پیام ترس در من قدمهایی در جهت درست بردارم.
من از خودم میپرسم آیا میخواهم به ترسم گوش بدهم و از نوشتن مقاله فرار کنم؟ یا من می خواهم ترس خود را (با شجاعت) روبرو کنم و به آن دقت نکنم؟ من تصمیم گرفتم امتحان کنم من به خودم یادآوری می کنم که حتی اگر ترس من جدی هم باشد، مطمئنا زنده خواهم ماند (برخلاف آنکه اگر شیری به من حمله کند).
بنابراین، احساسم در حال حاضر چگونه است؟ طبیعتا خیلی بهتر! حالا که من فهمیدم که ترسم طبیعی است و قصد کمک دارد، اضطراب من کاهش می یابد. من احساس آرامش میکنم، زیرا درمورد آنچه که ناراحت کننده بود، واضح تر شد. من شجاعت بیش از ترس را انتخاب کرده ام و من الهام بخش این مقاله شدم!
احساسات ما یک قطب نما برای زندگی ما هستند. نادیده گرفتن احساسات منجر به استرس میشود، اضطراب و مشکلات شادی و ارامش را از ما میگیرند و این یک احساس سر در گمی است.
نباید این چنین باشد! هر کس می تواند زندگی را در هماهنگی با احساسات اصلی خود خلاقیت کند. چطور؟ با درک و شناختن این احساسات. این چیزی است که مثلث تغییر به ما نشان میدهد: این یک نقشه برای پیدا کردن خود واقعی ماست.
به تصویر مثلث یکبار دیگر نگاه کنید.
"مثلث تغییر" یک نقشه است. یک راهنما برای نشان دادن راه ما از محل قطع احساس (دفاع) به خود واقعی ما (زیر مثلث). این یک فرآیند گام به گام برای احساس بهتر داشتن است. این کار باعث می شود که ما با احساسات اصلی خود مانند شادی، خشم، غم، ترس و هیجان دوباره اشنا شویم. به دلخواه و رضایت خودم، به خود من و بسیاری از مراجعین من در بهبود موقعیت من و آنها، کمک کرده ام. این یک بازتاب است.
مثلث تغییر "Triangle of Conflict" در دهه 1970 توسط دیوید مالان ساخته شد و بعد از آن، "سهگانه تجربه" دیانا فوشا در متن پیشگام "قدرت تبدیل احساس" (Basic Books، 2000) تغییر نام یافت. بیشتر کار من بر اساس فوشا است.
👈احساسات اصلی کدامند؟ آنها عمدتا اثرات جسمی دارند که ما حس میکنیم و گاهی علت بودن آنها را نمیدانیم. احساسات اصلی ما را در مورد خطرات محیط زیست مطلع می کند. من امن یا در خطر هستم من نیاز دارم / میخواهم و نمیخواهم؟ من غمگینم؟ من صدمه دیده ام؟ چه چیزی به من لذت می بخشد؟ چه چیزی من را ناراحت می کند؟ چه چیزی من را تحریک می کند؟ احساسات اصلی در بخش وسط مغز ما جای دارد، به این معنی که آنها تحت کنترل آگاهانه نیستند. با توجه به محيط زيست، هر احساسي اصلی از پيش تعيين شده است تا مجموعه اي از واکنش هاي فيزيولوژيکي را که ما را براي عمل به اقدام وا میدارد، هدایت کند. احساسات اصلی بی نظیر هستند: اگر ما به شواهد آنها کم توجه باشیم برنامه های ذاتی آنها به ما می گوید که چه کاری باید انجام دهیم تا زندگی سازگارانه شود. احساسات اصلی عبارتند از: غم، ترس، خشم، شادی، هیجان، هیجانات جنسی و انزجار.
👈احساسات محدود کننده چیست؟ احساسات محدود کننده احساسات اصلی را بلوکه می کنند. شرم، اضطراب و گناه که احساسات محدو کننده اند:
📌در زمان نزاع آنها عمل میکنند و منع از عملی در قبال والدین، همسر و دوستان میکنند.
📌زمانی که احساسات اصلی بیش از حد فعال می شوند و مغز ما می خواهد آنها را غیر فعال کند تا ما را از نابودی نجات دهد، از محدود کننده ها استفاده میکند .
👈احساس دفاع چیست؟ دفاع هر چیزی هست که ما برای جلوگیری از احساس احساسات اصلی یا محدود کننده بکار میگیریم. مثلا 📣 افسردگی یک دفاع است، زیرا در آن حالت ما از احساسات اصلی خود خارج می شویم. تعدادی از دفاعها فرهنگی میباشند. مانند: شوخی، سارکاسم، بیش از حد "نمایش"، انتقاد، فاصله گرفتن، تعویق، مشاجره، تفکر منفی، اشتباه، کار بیش از حد، مصرف بیش از نیاز، بیش از حد خوردن، خودزنی، سکس، وسواس، اعتیاد و غیره.
۲)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در اینجا چگونگی تغییر بر اساس مثلث هنگامی که یک رویداد یا موقعیتی ما را از تعادل خارج می کند. قبلا یک نمونه از نحوه استفاده آن را نشان دادم. ولی یکبار دیگر در جمع بندی میگویم، ما میبایست:
۱) تعیین کنیم که در کجای مثلث هستیم: احساس دفاع، احساس محدود کننده و یا احساس اصلی؟
۲) تعیین کنیم که هدف ما چیست ... در جهت عقربه های ساعت در اطراف مثلث تغییر از طریق احساسات اصلی، که ذاتا راهنمایی برای آرامش و شادی میباشند و همچنین چشم انداز جدیدی مییاشند که در رسیدن به احساس و موقعیت بهتر برای ارائه راه حلی مناسب ما را یاری میدهد.
اگر چندین بار در موقعیت های آسانتر نه بسیار پیچیده این مثلث را بکار گیریم طبیعتا به کاربرد آن عادت میکنیم و میتوانیم در موارد دشوارتر آن را بکار گیریم. لازم است که خود واقعی مان را بشناسیم و احساس مان را بازتاب کنیم.
مثلث تغيير ممکن است ابزار درماني پر کارآمدی برای هر دو مراجع و درمانگر برای مقابله با مشکلات روحی باشد. با پيوستن و اتصال خود به احساسات اصلی و واکنش های فيزيکی اوليه میتوانیم به عمق ارزش این احساس پی ببریم.
با سپاس ستودگان💫
۳)
۱) تعیین کنیم که در کجای مثلث هستیم: احساس دفاع، احساس محدود کننده و یا احساس اصلی؟
۲) تعیین کنیم که هدف ما چیست ... در جهت عقربه های ساعت در اطراف مثلث تغییر از طریق احساسات اصلی، که ذاتا راهنمایی برای آرامش و شادی میباشند و همچنین چشم انداز جدیدی مییاشند که در رسیدن به احساس و موقعیت بهتر برای ارائه راه حلی مناسب ما را یاری میدهد.
اگر چندین بار در موقعیت های آسانتر نه بسیار پیچیده این مثلث را بکار گیریم طبیعتا به کاربرد آن عادت میکنیم و میتوانیم در موارد دشوارتر آن را بکار گیریم. لازم است که خود واقعی مان را بشناسیم و احساس مان را بازتاب کنیم.
مثلث تغيير ممکن است ابزار درماني پر کارآمدی برای هر دو مراجع و درمانگر برای مقابله با مشکلات روحی باشد. با پيوستن و اتصال خود به احساسات اصلی و واکنش های فيزيکی اوليه میتوانیم به عمق ارزش این احساس پی ببریم.
با سپاس ستودگان💫
۳)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍شش گام در تغییر تله زندگی "محرومیت هیجانی"
محرومیت های هیجانی بر سه دسته اند:
👈محرومیت از محبت
👈محرومیت از همدلی
👈 محرومیت از حمایت
📍چه کسانی به این محرومیت هیجانی مبتلا میشوند؟
کودکانی که از کودکی از والدین خود به اندازه کافی سه مورد نامبرده بالا را دریافت نکنند، میتوانند دچار این محرومیت بشوند.
👈۱. محرومیت از محبت. نگاهی به گذشته خود بیندازیم و ببینیم آیا به اندازه کافی از والدین ما محبت دیده ایم؟ ما را در آغوش میگرفتند و میبوسیدند؟ به اندازه کافی وقت برای ما داشتند؟ ما را دلداری و تسلی میدادند؟ اگر این به اندازه کافی انجام نشده امکان شکل گیری این نوع محرومیت هیجانی یعنی محرومیت از محبت بالاست. این محرومیت ما را ناخواسته در رابطه ها هدایت میکند و تله زندگی را بستری در رابطه ها میکند.
👈۲.محرومیت از همدلی
باید توجه کنیم که آیا در کودکی والدین ما ما را درک میکردند و احساسات ما را جدی می گرفتند و با ما و احساس ما همسو بودند؟ همدل بودند؟ به ما در مورد احساس هایشان حرف میزدند و در مورد احساس های میتوانستیم حرف بزنیم و با درک انها جدی بودند؟ اگر این تجربه را نکرده ایم و همدلی جزو مهارتهای والدین ما نبود، امکان شکل گیری این محرومیت هیجانی یعنی محرومیت از همدلی بالاست.
👈۳. محرومیت از حمایت
باید ببینیم که آیا در کودکی از والدین ما مراقبت میشدیم؟ از عملکرد آنها احساس حمایت و امنیت بدست میاوردیم؟ میشد به آنها اتکا کنیم؟ اگر این احساسات به ما داده نشد در نتیجه دچار محرومیت هیجانی از نوع محرومیت از حمایت شده ایم. و براحتی با افرادی در رابطه برخورد میکنیم که براحتی از حمایت ما چشم پوشی میکنند و باز هم به گونه ای به تله های زندگی لبیک گفته ایم.
🔑حال چگونه از این تله ها رها شویم. و تغییر در تله های زندگی بوجود بیاوریم؟
در اینجا شش گام اصلی برای این تغییر بزرگ ضروریست.
🔻گام اول: شناسایی مشکل و کسب بینش:
میبایست در تنهایی خود وقت کافی بگذاریم و به رفتار گذشته والدین خود فکر کنیم. و همه نشانه های محرومیت ها که در بالا گفته شد را مرور کنیم. خاطرات را مرور میکنیم تا بتوانیم محرومیت ها را شناسایی کنیم. در واقع بینش جدید در مورد رفتار آنها و خود ما بدست بیاوریم. یعنی ریشه یابی مشکلات در اینجا صورت میگیرد.
🔻گام دوم: بررسی موقعیت فعلی محرومیت و تکرار آن در زندگی فعلی و روابط ما:
این میتواند در حالات و روابط متفاوت به صورت مختلف باشد. مثلا ممکن است که یک نامزدی یا همسری داشته باشیم که مثل مادر یا پدر ما سرد است و در دسترس نیست. رفتاری در اینجا تکرار میشود که در کودکی تجربی شده. این به این معناست که در تله زندگی خود به دام افتاده ایم.
🔻گام سوم: بررسی رفتار ما در روابط فعلی و گذشته با دیگران:
مثلا اگر نامزد یا دوست و همسر ما سرد نسبت به ما سرد است، باید ببینیم که در گذشته رفتار ما چگونه بوده. آیا وقتی به ما محبت میکرده، وانمود کردیم که نیاز به محبت نداریم و یا به او احساس دادیم که اظهارات او را باور نداریم. این به این دلیل هست که طرحواره ناباوری ما به مهربانی و محبت از والدین شکل گرفته و در ناخودآگاه ذخیره شده. به این دلیل باور نداریم که شخصی میتواند مهربان باشد و به ما محبت کند. در نتیجه رفتار ما عکسالعمل انها و سردی انها را تعریف میکند. ما در واقع همان رفتاری را میکنیم که آموختیم. به همین جهت باید دوباره بیاموزیم.
🔻گام چهارم: نسبت به افراد سرد و بی محبت کم توجه باشیم و جذب نشویم:
این گام آسان نیست ولی به مرور زمان و تکنیک بعدی قابل یادگیری میباشد. مثلا اگر به شخصی علاقه مند شده ایم قبل از اینکه وارد رابطه بشویم به "جذابیت و کشش شخص" برای ما از بین ۱ تا ۱۰ یک عدد بدهیم. اگر عدد زیر ۶ بود این رابطه میتواند اوکی باشد و رابطه ما سرد و بی محبت نخواهد شد. اگر بالای ۶ تا ۱۰ باشد احتمالا ما وارد یک تله زندگی با این شخص خواهیم شد. پس جذب سریع خطرناک تر است. حتما بازنگری به ویژه گی های شخص داشته باشیم. بسیار مهم هست.
🔻گام پنجم؛ ارتباط با افرادی که بیان احساسات با آنها برای ما راحت تر است و احساس محدودیت نمیکنیم. این شامل ان افراد تا ۶ میشود. با این اشخاص میتوانیم در مورد نیاز های ما صحبت کنیم. بی نیاز نمایی در روابط میتواند رابطه را نابود کند. در نتیجه میبایست از اول رابطه در مورد نیازها و مشکلات
صحبت کرد.
🔻گام ششم: انتظارات و توقعات ما را کاهش دهیم و طرف مقابل را مسئول و مقصر برای همه چیز ندانیم. باید در گفتگوها آن مواردی را که در رابطه ارضا نمیشود، نامبرده و تصحیح شود و همه رابطه را یکباره زیر سوال نبریم. به مشکل و نیاز خود اسم باید بدهیم و نه با مقصر کردن دیگران خودمان را بهتر جلوه دهیم.
با این شش گام میتوانیم رابطه های ما را بسازیم و وارد تله زندگی نشویم.
گردآوری: دکتر موریس ستودگان💫
محرومیت های هیجانی بر سه دسته اند:
👈محرومیت از محبت
👈محرومیت از همدلی
👈 محرومیت از حمایت
📍چه کسانی به این محرومیت هیجانی مبتلا میشوند؟
کودکانی که از کودکی از والدین خود به اندازه کافی سه مورد نامبرده بالا را دریافت نکنند، میتوانند دچار این محرومیت بشوند.
👈۱. محرومیت از محبت. نگاهی به گذشته خود بیندازیم و ببینیم آیا به اندازه کافی از والدین ما محبت دیده ایم؟ ما را در آغوش میگرفتند و میبوسیدند؟ به اندازه کافی وقت برای ما داشتند؟ ما را دلداری و تسلی میدادند؟ اگر این به اندازه کافی انجام نشده امکان شکل گیری این نوع محرومیت هیجانی یعنی محرومیت از محبت بالاست. این محرومیت ما را ناخواسته در رابطه ها هدایت میکند و تله زندگی را بستری در رابطه ها میکند.
👈۲.محرومیت از همدلی
باید توجه کنیم که آیا در کودکی والدین ما ما را درک میکردند و احساسات ما را جدی می گرفتند و با ما و احساس ما همسو بودند؟ همدل بودند؟ به ما در مورد احساس هایشان حرف میزدند و در مورد احساس های میتوانستیم حرف بزنیم و با درک انها جدی بودند؟ اگر این تجربه را نکرده ایم و همدلی جزو مهارتهای والدین ما نبود، امکان شکل گیری این محرومیت هیجانی یعنی محرومیت از همدلی بالاست.
👈۳. محرومیت از حمایت
باید ببینیم که آیا در کودکی از والدین ما مراقبت میشدیم؟ از عملکرد آنها احساس حمایت و امنیت بدست میاوردیم؟ میشد به آنها اتکا کنیم؟ اگر این احساسات به ما داده نشد در نتیجه دچار محرومیت هیجانی از نوع محرومیت از حمایت شده ایم. و براحتی با افرادی در رابطه برخورد میکنیم که براحتی از حمایت ما چشم پوشی میکنند و باز هم به گونه ای به تله های زندگی لبیک گفته ایم.
🔑حال چگونه از این تله ها رها شویم. و تغییر در تله های زندگی بوجود بیاوریم؟
در اینجا شش گام اصلی برای این تغییر بزرگ ضروریست.
🔻گام اول: شناسایی مشکل و کسب بینش:
میبایست در تنهایی خود وقت کافی بگذاریم و به رفتار گذشته والدین خود فکر کنیم. و همه نشانه های محرومیت ها که در بالا گفته شد را مرور کنیم. خاطرات را مرور میکنیم تا بتوانیم محرومیت ها را شناسایی کنیم. در واقع بینش جدید در مورد رفتار آنها و خود ما بدست بیاوریم. یعنی ریشه یابی مشکلات در اینجا صورت میگیرد.
🔻گام دوم: بررسی موقعیت فعلی محرومیت و تکرار آن در زندگی فعلی و روابط ما:
این میتواند در حالات و روابط متفاوت به صورت مختلف باشد. مثلا ممکن است که یک نامزدی یا همسری داشته باشیم که مثل مادر یا پدر ما سرد است و در دسترس نیست. رفتاری در اینجا تکرار میشود که در کودکی تجربی شده. این به این معناست که در تله زندگی خود به دام افتاده ایم.
🔻گام سوم: بررسی رفتار ما در روابط فعلی و گذشته با دیگران:
مثلا اگر نامزد یا دوست و همسر ما سرد نسبت به ما سرد است، باید ببینیم که در گذشته رفتار ما چگونه بوده. آیا وقتی به ما محبت میکرده، وانمود کردیم که نیاز به محبت نداریم و یا به او احساس دادیم که اظهارات او را باور نداریم. این به این دلیل هست که طرحواره ناباوری ما به مهربانی و محبت از والدین شکل گرفته و در ناخودآگاه ذخیره شده. به این دلیل باور نداریم که شخصی میتواند مهربان باشد و به ما محبت کند. در نتیجه رفتار ما عکسالعمل انها و سردی انها را تعریف میکند. ما در واقع همان رفتاری را میکنیم که آموختیم. به همین جهت باید دوباره بیاموزیم.
🔻گام چهارم: نسبت به افراد سرد و بی محبت کم توجه باشیم و جذب نشویم:
این گام آسان نیست ولی به مرور زمان و تکنیک بعدی قابل یادگیری میباشد. مثلا اگر به شخصی علاقه مند شده ایم قبل از اینکه وارد رابطه بشویم به "جذابیت و کشش شخص" برای ما از بین ۱ تا ۱۰ یک عدد بدهیم. اگر عدد زیر ۶ بود این رابطه میتواند اوکی باشد و رابطه ما سرد و بی محبت نخواهد شد. اگر بالای ۶ تا ۱۰ باشد احتمالا ما وارد یک تله زندگی با این شخص خواهیم شد. پس جذب سریع خطرناک تر است. حتما بازنگری به ویژه گی های شخص داشته باشیم. بسیار مهم هست.
🔻گام پنجم؛ ارتباط با افرادی که بیان احساسات با آنها برای ما راحت تر است و احساس محدودیت نمیکنیم. این شامل ان افراد تا ۶ میشود. با این اشخاص میتوانیم در مورد نیاز های ما صحبت کنیم. بی نیاز نمایی در روابط میتواند رابطه را نابود کند. در نتیجه میبایست از اول رابطه در مورد نیازها و مشکلات
صحبت کرد.
🔻گام ششم: انتظارات و توقعات ما را کاهش دهیم و طرف مقابل را مسئول و مقصر برای همه چیز ندانیم. باید در گفتگوها آن مواردی را که در رابطه ارضا نمیشود، نامبرده و تصحیح شود و همه رابطه را یکباره زیر سوال نبریم. به مشکل و نیاز خود اسم باید بدهیم و نه با مقصر کردن دیگران خودمان را بهتر جلوه دهیم.
با این شش گام میتوانیم رابطه های ما را بسازیم و وارد تله زندگی نشویم.
گردآوری: دکتر موریس ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆👆
دوستاناین مبحث تله های زندگی از اساسی ترینمبحث های روانشناسی میباشد و شناختن ان بسیار مهم است چون گاهی ما را از ضرر روابط با مراجعین هم محفوظ میدارد.
ارادتمند ستودگان💫
دوستاناین مبحث تله های زندگی از اساسی ترینمبحث های روانشناسی میباشد و شناختن ان بسیار مهم است چون گاهی ما را از ضرر روابط با مراجعین هم محفوظ میدارد.
ارادتمند ستودگان💫