Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت چهارم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸در رابطه با همسر
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
الکساندرا بیلکه میگوید در رابطه دوستی و همسری لازم است که پدیده اخاذی احساسی و سعی در تاثیر گذاری طرف مقابل را بشناسیم و جدی بگیریم. در باره آن صحبت کنیم و باید مشکل را بنام بخوانیم (تابو نباشد) و نشان بدهیم که چه احساسی به جای می گذارد.
بسیار مهم است که پویایی (داینامیک) یک اخاذی را در نطفه خفه کنیم. و دقیقا رابطه های زناشویی میتوانند لانه خوبی برای افراد اخاذ باشند. این به این جهت اتفاق میافتد چون ما همسر خود را دوست داریم، برایمان مهم است، و به همین جهت میتواند تاثیر بروی ما بگذارد. و چون ما احساسا در وابستگی هستیم این پدیده راحتی در رابطه ما جا باز میکند. معمولا در رابطه ها دو شخص ضد و نقیض همدیگر را جلب میکنند و مطمینا یکی از آنها در مشکلات کوتاه میاید (طرحواره). مثلا یک زن تعیین کننده با صدای بلند و رفتار فعال معمولا شوهر ارام و مفعول جفت میشوند. در ابتدا هر دو خوشحال هستند چون شخص مقابل درست چیزی را نمایان میکند که دیگری ندارد. و بزودی در اولین تفاوت نظرها درست همان رفتار دوست داشتنی زننده و ناخوشایند میشود. و مثلا خانم با صدای بلند بلندتر فریاد میزند و مرد آرام در خانه حلزونی خود فرو میرود. اینطور هر دو از هدف رابطه دور میشوند. و هیچکدام مرز رابطه را رعایت نمیکنند و هر کدام به نوعی آن را خدشه دار میکند. و دقیقا همین تفاوت ها و عدم رعایت مرزهای رابطه به مرور زمان معمولا سبب میشود که این پدیده اخاذی از هر دو سو شکل بگیرد. هر چقدر دیرتر این چرخه شیطانی را بشناسیم در واقع رابطه ما گسسته تر میگردد.
وقتی دو طرف رابطه ضعف خود را مخفی میکنند و از همدیگر پشتیبانی برای حل مشکل نمیکنند، دکتر روانپزشک سویسی Jürg Willi در سال ۱۹۷۰ از واژه collusion به معنی "تبانی" استفاده کرد. در کتاب خود "رابطه دو نفره؛ بازیهای ناخوداگاه" می نویسد که تبانی از طرفی کمک به رابطه برای بقا میکند ولی از طرفی میتواند به اخاذ قدرت بدهد که بر دیگری تسلط پیدا کند. او قهر کردن را همانند ناسزا گویی اخاذی میداند.
ویلی میگوید در اینگونه رابطه ها شکستن چرخه معیوب لازم است تا کودکان بیمار نشوند. هر دو شخص میبایست به یکدیگر در مورد احساس خود در مقابل اخاذی دیگری صحبت کند. همانقدر که فریاد مرد میتواند برای زن شکننده باشد دقیقا همانقدر میتواند قهر کردن و پاسخ ندادن زن مرد را نابود کند. با صحبت کردن میتوانیم شانسی را برای ساختن رفتار خود مهیا کنیم. با گفتن احساس مان میتوانیم همسر خود را از رفتار او و عواقب رفتار او با خبر کنیم و این صحبت باید مدیریت شود.
تنها اینطور میتوانیم رابطه را نجات دهیم.
ادامه دارد...
قسمت چهارم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸در رابطه با همسر
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
الکساندرا بیلکه میگوید در رابطه دوستی و همسری لازم است که پدیده اخاذی احساسی و سعی در تاثیر گذاری طرف مقابل را بشناسیم و جدی بگیریم. در باره آن صحبت کنیم و باید مشکل را بنام بخوانیم (تابو نباشد) و نشان بدهیم که چه احساسی به جای می گذارد.
بسیار مهم است که پویایی (داینامیک) یک اخاذی را در نطفه خفه کنیم. و دقیقا رابطه های زناشویی میتوانند لانه خوبی برای افراد اخاذ باشند. این به این جهت اتفاق میافتد چون ما همسر خود را دوست داریم، برایمان مهم است، و به همین جهت میتواند تاثیر بروی ما بگذارد. و چون ما احساسا در وابستگی هستیم این پدیده راحتی در رابطه ما جا باز میکند. معمولا در رابطه ها دو شخص ضد و نقیض همدیگر را جلب میکنند و مطمینا یکی از آنها در مشکلات کوتاه میاید (طرحواره). مثلا یک زن تعیین کننده با صدای بلند و رفتار فعال معمولا شوهر ارام و مفعول جفت میشوند. در ابتدا هر دو خوشحال هستند چون شخص مقابل درست چیزی را نمایان میکند که دیگری ندارد. و بزودی در اولین تفاوت نظرها درست همان رفتار دوست داشتنی زننده و ناخوشایند میشود. و مثلا خانم با صدای بلند بلندتر فریاد میزند و مرد آرام در خانه حلزونی خود فرو میرود. اینطور هر دو از هدف رابطه دور میشوند. و هیچکدام مرز رابطه را رعایت نمیکنند و هر کدام به نوعی آن را خدشه دار میکند. و دقیقا همین تفاوت ها و عدم رعایت مرزهای رابطه به مرور زمان معمولا سبب میشود که این پدیده اخاذی از هر دو سو شکل بگیرد. هر چقدر دیرتر این چرخه شیطانی را بشناسیم در واقع رابطه ما گسسته تر میگردد.
وقتی دو طرف رابطه ضعف خود را مخفی میکنند و از همدیگر پشتیبانی برای حل مشکل نمیکنند، دکتر روانپزشک سویسی Jürg Willi در سال ۱۹۷۰ از واژه collusion به معنی "تبانی" استفاده کرد. در کتاب خود "رابطه دو نفره؛ بازیهای ناخوداگاه" می نویسد که تبانی از طرفی کمک به رابطه برای بقا میکند ولی از طرفی میتواند به اخاذ قدرت بدهد که بر دیگری تسلط پیدا کند. او قهر کردن را همانند ناسزا گویی اخاذی میداند.
ویلی میگوید در اینگونه رابطه ها شکستن چرخه معیوب لازم است تا کودکان بیمار نشوند. هر دو شخص میبایست به یکدیگر در مورد احساس خود در مقابل اخاذی دیگری صحبت کند. همانقدر که فریاد مرد میتواند برای زن شکننده باشد دقیقا همانقدر میتواند قهر کردن و پاسخ ندادن زن مرد را نابود کند. با صحبت کردن میتوانیم شانسی را برای ساختن رفتار خود مهیا کنیم. با گفتن احساس مان میتوانیم همسر خود را از رفتار او و عواقب رفتار او با خبر کنیم و این صحبت باید مدیریت شود.
تنها اینطور میتوانیم رابطه را نجات دهیم.
ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫
قسمت چهارم (3): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸شناخت مرزها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Werner Bartens
و واقعا هستند افرادی که از اخاذی احساسی به عنوان اسلحه ای در رابطه ها استفاده میکنند. در DSM-5 به افراد با اختلال نارسیستی یا با اختلال شخصیت اجتماعی چنین رفتاری نسبت داده شده است.
حتی اگر در رابطه ای این رفتار به مقدار کمی مشاهده شود مثلا کسی ما را مدام بی ارزش کند و یا احساسات ما را به بازی بگیرد و یا ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد باید مداخله کنیم. بارتنز در کتاب "ظلم عاطفی" چه چیزی دردآور است؟ می نویسد. زخمی کردن احساس، جریحه دار کردن ان، خوار کردن، کم محلی و بی محلی در رابطه میتواند اخاذی احساسی باشد و باید از خود مراقبت کنیم.
به عنوان مثال دختری با پسری دوست میشود و در روزهای اول بهم اعلام دوست داشتن و علاقه میکنند. بعد از این ابراز تمایلات مرد نادیده شده و چند مدتی به پیامها جواب نمیدهد و خبری از خود به جای نمیگزارد. بعد از دو هفته ناگهان با دسته گل و دعوت به غذا پیدا میشود و دختر احساس رومانتیک و خوشبختی میکند. بعد از اندوباره کم پیدا میشود. وقتی دختر که کاملا نامطمئن است و به او در مورد احساس خود میگوید و برای رفتار او توضیحی میخواهد او عصبانی میشود و به او احساس گناه میدهد.
مرد به دختر میگوید که رفتار او برایش قفسی میسازد و او اینگونه رابطه را در واقع نمی خواهد. اکنون دختر کاملا احساس ناامنی کرده و رفتار خود را زیر سوال میبرد.
بعد از صحبت با دوستان و اطرافیان پی میبرد که این رابطه در واقع رابطه ی سالمی نخواهد بود و از خود محافظت میکند. دکتر nazare روانشناس فرانسوی میگوید با افرادی که اخاذی احساسی را وسیله رسیدن هدف خود میکنند برقراری هر رابطه ای به هر گونه بیمار کننده میباشد. وقتی کسی فقط تقصیر را در دیگران جستجو میکند و به آنها توهین میکند و احساس آنها را لطمه دار و جریحه دار میکند دارای اختلال میباشد. (قسمت سوم ۱۲ خصوصیات توسط دکتر nazare توضیح داده شده).
دکتر Bartens و دکتر Nazare-Aga معتقدند که افرادی که در یک رابطه با تاثیر گذاری و اخاذی میخواهند کنترل روی رابطه را برقرار کنند و اگاهانه شخص در تعامل را تضعیف کنند از اختلال نارسیستی و اختلال شخصیت اجتماعی برخوردارند. اینجا لازم است که مرزهای خود را بشناسیم و اگر با چنین افرادی رابطه های مجدد برقرار میکنیم میبایست طرحواره های خود را بشناسیم و آنرا بازتاب کنیم.
ادامه دارد...
قسمت چهارم (3): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸شناخت مرزها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Werner Bartens
و واقعا هستند افرادی که از اخاذی احساسی به عنوان اسلحه ای در رابطه ها استفاده میکنند. در DSM-5 به افراد با اختلال نارسیستی یا با اختلال شخصیت اجتماعی چنین رفتاری نسبت داده شده است.
حتی اگر در رابطه ای این رفتار به مقدار کمی مشاهده شود مثلا کسی ما را مدام بی ارزش کند و یا احساسات ما را به بازی بگیرد و یا ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد باید مداخله کنیم. بارتنز در کتاب "ظلم عاطفی" چه چیزی دردآور است؟ می نویسد. زخمی کردن احساس، جریحه دار کردن ان، خوار کردن، کم محلی و بی محلی در رابطه میتواند اخاذی احساسی باشد و باید از خود مراقبت کنیم.
به عنوان مثال دختری با پسری دوست میشود و در روزهای اول بهم اعلام دوست داشتن و علاقه میکنند. بعد از این ابراز تمایلات مرد نادیده شده و چند مدتی به پیامها جواب نمیدهد و خبری از خود به جای نمیگزارد. بعد از دو هفته ناگهان با دسته گل و دعوت به غذا پیدا میشود و دختر احساس رومانتیک و خوشبختی میکند. بعد از اندوباره کم پیدا میشود. وقتی دختر که کاملا نامطمئن است و به او در مورد احساس خود میگوید و برای رفتار او توضیحی میخواهد او عصبانی میشود و به او احساس گناه میدهد.
مرد به دختر میگوید که رفتار او برایش قفسی میسازد و او اینگونه رابطه را در واقع نمی خواهد. اکنون دختر کاملا احساس ناامنی کرده و رفتار خود را زیر سوال میبرد.
بعد از صحبت با دوستان و اطرافیان پی میبرد که این رابطه در واقع رابطه ی سالمی نخواهد بود و از خود محافظت میکند. دکتر nazare روانشناس فرانسوی میگوید با افرادی که اخاذی احساسی را وسیله رسیدن هدف خود میکنند برقراری هر رابطه ای به هر گونه بیمار کننده میباشد. وقتی کسی فقط تقصیر را در دیگران جستجو میکند و به آنها توهین میکند و احساس آنها را لطمه دار و جریحه دار میکند دارای اختلال میباشد. (قسمت سوم ۱۲ خصوصیات توسط دکتر nazare توضیح داده شده).
دکتر Bartens و دکتر Nazare-Aga معتقدند که افرادی که در یک رابطه با تاثیر گذاری و اخاذی میخواهند کنترل روی رابطه را برقرار کنند و اگاهانه شخص در تعامل را تضعیف کنند از اختلال نارسیستی و اختلال شخصیت اجتماعی برخوردارند. اینجا لازم است که مرزهای خود را بشناسیم و اگر با چنین افرادی رابطه های مجدد برقرار میکنیم میبایست طرحواره های خود را بشناسیم و آنرا بازتاب کنیم.
ادامه دارد...
💫💫💫💫
قسمت پنجم (1): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
در واقع مکانیزم های مشابه در اینجا استفاده میشوند وقتی کسی طرف مقابل را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد. Rainer Sachse در کتاب خود "خود فریبی و اخاذی" این بازی در تعامل ها را توضیح میدهد. اسم کتاب
Manipulation and Self-deception
👈 بازی-فاصله گرفتن
شخص سعی میکند نهایت فاصله را در تعامل داشته باشد. به سوالها جواب ندهد و خود را cool سرد نشان بدهد. بی توجهی میکند و یا حتی بی احترامی. این رفتار را عملا به نمایش می گذارد. و با احساس شخص در تعامل ینگونه بازی میکند. افراد خاصی با طرحواره های بخصوصی به این افراد پناه می آورند.
🔻 چه هدفی چنین شخصی دارد؟
کسی که فاصله میگیرد توجه دیگران را جلب میکند. طرف مقابلش فکر میکند چه چیزی در اینجا میتواند باشد که او عدم توجه نشان میدهد. و مراقب میشود که مبادا با رفتارش فاصله بیشتر شود غافل از اینکه شخص اخاذ هدف خاصی دارد. جلب توجه بیشتر.
🔻 آیا این رفتار خطرناک یا آزاردهنده است؟
ما اینگونه یاد گرفته ایم اگر کسی مشکلی دارد به سکوت بسنده میکند و در خود فرو میرود اگر نمی خواهد در یک تعامل سترس زا وارد شود. این رفتار میتواند در فرد مقابل که اخاذی میشود احساس مزاحمت ایجاد کند.
اگر شخصی این سکوت را اسلحه رفتاری در تعاملات کند و بعد از هر بحث و جدلی ساعتها سکوت کند میتواند در رابطه اختلال ایجاد کند. دراز مدت این افراد میتوانند بروی اعتماد به نفس شخص مقابل خود اثر منفی بگذارد.
👈 بازی شخص کنترل گر قانون گزار
اشخاصی که مدام انتظارات غیر معقولشان را از شخص مقابل در رابطه بیان میکنند به نحوی که آن را حق خود میدانند و به طرف مقابل احساس گناه میدهند و یا برآورده نکردن انتظارات خود را جزو عدم علاقه و مهر میدانند.
انها در رابطه میگویند که رفتار شخص مقابل حتی چگونه باید باشد. با گذاشتن قوانین جدید در رابطه برای خود منافعی را از روی خودخواهی در نظر میگیرد بدون آنکه به احساس طرف مقابل دقتی کند.
مثلا: من میخواهم که تو ...
یا اگر من آمدم تو منزل نبودی پس....
این افراد فکر میکنند که آنها حق دارند و اینگونه اخاذی احساسی میکنند و روی شخص متقابل سعی بر تاثیر گذاری دارند. آنها انتظار دارند که از خواسته ها و انتظارات آنها میبایست در یک رابطه پیروی شود چرا که خود را بهتر و بخصوص میبینند. در واقع آنها فقط خودخواه و خودبین و خود بزرگ بین هستند.
🔻هدف از این اخاذی چیست؟
اخاذگران میخواهند اطرافیان بنا به خواسته آنها عمل کنند با این تصور که آنها بهتر میدانند و عاقل تر هستند. و اینگونه قدرت را به خود اختصاص میدهند و کنترل بر موقعیت دارند. اینگونه افراد در تعامل را در تنگنا میگذارند و به هدف خود می رسند. با این رفتار اشخاص متقابل در تعامل با اخاذان نمیتوانند دیگر خلاف قوانین اخاذ عمل کنند و خود را کاملا مطیع نشان میدهند.
🔻این خطرناک یا بی خطر است؟
کسی که در رابطه قاعده ای وضع میکند از صحت آن مطمین است. این میتواند آزاردهنده شود اگر کسی همیشه حق به جانب باشد.
اگر میخواهیم بدانیم که شخص قصد اخاذی دارد یا خیر کافیست با یک قاعده او مخالفت کنیم. مثلا بگوئیم من با این نکته مخالف هستم و یا نظر دیگری دارم. خواهید دید که شخص اخاذ چگونه عکسالعمل نشان میدهد. اگر به خواسته شما احترام گذاشت که هدف او اخاذی نیست ولی اگر با دلیل و بهانه سعی میکند قدرت خود را نشان دهد و شما را قانع کند که حق با توست و به شما قدرتی برای رابطه نمیدهد مطمینا یک کنترل گر اخاذ میباشد. این در واقع سم رابطه میباشد و به درازا نخواهد کشید.
بسیاری از افراد در تعاملات از سر راه اخاذ بدنام کناره گیری میکنند و خود را در گیر چالش ها نمیکنند.
قسمت پنجم (1): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
در واقع مکانیزم های مشابه در اینجا استفاده میشوند وقتی کسی طرف مقابل را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد. Rainer Sachse در کتاب خود "خود فریبی و اخاذی" این بازی در تعامل ها را توضیح میدهد. اسم کتاب
Manipulation and Self-deception
👈 بازی-فاصله گرفتن
شخص سعی میکند نهایت فاصله را در تعامل داشته باشد. به سوالها جواب ندهد و خود را cool سرد نشان بدهد. بی توجهی میکند و یا حتی بی احترامی. این رفتار را عملا به نمایش می گذارد. و با احساس شخص در تعامل ینگونه بازی میکند. افراد خاصی با طرحواره های بخصوصی به این افراد پناه می آورند.
🔻 چه هدفی چنین شخصی دارد؟
کسی که فاصله میگیرد توجه دیگران را جلب میکند. طرف مقابلش فکر میکند چه چیزی در اینجا میتواند باشد که او عدم توجه نشان میدهد. و مراقب میشود که مبادا با رفتارش فاصله بیشتر شود غافل از اینکه شخص اخاذ هدف خاصی دارد. جلب توجه بیشتر.
🔻 آیا این رفتار خطرناک یا آزاردهنده است؟
ما اینگونه یاد گرفته ایم اگر کسی مشکلی دارد به سکوت بسنده میکند و در خود فرو میرود اگر نمی خواهد در یک تعامل سترس زا وارد شود. این رفتار میتواند در فرد مقابل که اخاذی میشود احساس مزاحمت ایجاد کند.
اگر شخصی این سکوت را اسلحه رفتاری در تعاملات کند و بعد از هر بحث و جدلی ساعتها سکوت کند میتواند در رابطه اختلال ایجاد کند. دراز مدت این افراد میتوانند بروی اعتماد به نفس شخص مقابل خود اثر منفی بگذارد.
👈 بازی شخص کنترل گر قانون گزار
اشخاصی که مدام انتظارات غیر معقولشان را از شخص مقابل در رابطه بیان میکنند به نحوی که آن را حق خود میدانند و به طرف مقابل احساس گناه میدهند و یا برآورده نکردن انتظارات خود را جزو عدم علاقه و مهر میدانند.
انها در رابطه میگویند که رفتار شخص مقابل حتی چگونه باید باشد. با گذاشتن قوانین جدید در رابطه برای خود منافعی را از روی خودخواهی در نظر میگیرد بدون آنکه به احساس طرف مقابل دقتی کند.
مثلا: من میخواهم که تو ...
یا اگر من آمدم تو منزل نبودی پس....
این افراد فکر میکنند که آنها حق دارند و اینگونه اخاذی احساسی میکنند و روی شخص متقابل سعی بر تاثیر گذاری دارند. آنها انتظار دارند که از خواسته ها و انتظارات آنها میبایست در یک رابطه پیروی شود چرا که خود را بهتر و بخصوص میبینند. در واقع آنها فقط خودخواه و خودبین و خود بزرگ بین هستند.
🔻هدف از این اخاذی چیست؟
اخاذگران میخواهند اطرافیان بنا به خواسته آنها عمل کنند با این تصور که آنها بهتر میدانند و عاقل تر هستند. و اینگونه قدرت را به خود اختصاص میدهند و کنترل بر موقعیت دارند. اینگونه افراد در تعامل را در تنگنا میگذارند و به هدف خود می رسند. با این رفتار اشخاص متقابل در تعامل با اخاذان نمیتوانند دیگر خلاف قوانین اخاذ عمل کنند و خود را کاملا مطیع نشان میدهند.
🔻این خطرناک یا بی خطر است؟
کسی که در رابطه قاعده ای وضع میکند از صحت آن مطمین است. این میتواند آزاردهنده شود اگر کسی همیشه حق به جانب باشد.
اگر میخواهیم بدانیم که شخص قصد اخاذی دارد یا خیر کافیست با یک قاعده او مخالفت کنیم. مثلا بگوئیم من با این نکته مخالف هستم و یا نظر دیگری دارم. خواهید دید که شخص اخاذ چگونه عکسالعمل نشان میدهد. اگر به خواسته شما احترام گذاشت که هدف او اخاذی نیست ولی اگر با دلیل و بهانه سعی میکند قدرت خود را نشان دهد و شما را قانع کند که حق با توست و به شما قدرتی برای رابطه نمیدهد مطمینا یک کنترل گر اخاذ میباشد. این در واقع سم رابطه میباشد و به درازا نخواهد کشید.
بسیاری از افراد در تعاملات از سر راه اخاذ بدنام کناره گیری میکنند و خود را در گیر چالش ها نمیکنند.
💫💫💫💫
قسمت پنجم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
👈 بازی خوک بیچاره (نقش قربانی)
بسیاری در رابطه وانمود به درماندگی میکنند تا به هدف خود برسند. آنها مدام غر میزنند و گله مند هستند که سترس درد و یا مشکلات فراوان دارند. آنها اغلب با ابراز درماندگی از زیر کارها شانه خالی میکنند و در پشت این هدفی مخفیست.
🔻 هدف از این بازی چیست؟
هر کسی اه و ناله کند طبیعتا بیشتر توجه بدست میآورد. و با درماندگی خود طرف مقابل را زیر فشار قرار میدهند، به او احساس گناه میدهند. و یا مسیولیت تقبل کاری را اینگونه به دوش دیگری میگزارد تا خودش از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. با این ابراز درماندگی معمولا جلب توجه کرده و همچنین مسئولیتی به عهده نمیگیرد و این نوعی اخاذی و تاثیر گذاری و سو استفاده در تعامل محسوب میشود.
🔻آیا این بازی مضر است؟
این بازی میتواند شخص مقابل را زیر فشار شدید و احساس گناه بگذارد. شخص میتواند فکر کند که برای رابطه به اندازه کافی انرژی نمی گذارد و کم کاری میکند.
روش مقابله این است که به شخص اخاذ و درمانده مسیولیت بدهیم؛ مثلا بگوئیم تو امتحان کن این کار را و اگر موفق نشدی من کمک خواهم کرد...
مراقب باشید کسی که خوک درمانده خود را وانمود میکند میتواند بسیار سرسخت و مقاوم باشد و از مسئولیت بگریزد. ما باید مداوم پافشاری کنیم.
👈 بازی قاتل ملوس
در این نوع بازی و رابطه شخص اخاذ با وانمود کردن به مثبت بودن مدام به داشته های خود می نازد. خانه من، ماشین من، کار من، پول من...
و وانمود به خوشبختی میکند، چقدر قدرت تغییر در خود میبیند، چقدر با هوش و مهار خود را می پندارد و خود را مدام با دیگران در کفه ترازو مقایسه می گذارد.
🔻 هدف در این بازی چیست؟
این اشخاص میخواهند اینگونه برای خود شخصیت سازی کاذب بکنند و دیگران از او تعریف کنند و او را بزرگ ببینند. و با این شخص مقابل خود را کوچک و ناتوان می پندارد. اینگونه میتوانند قاتلان ملوس اخاذی خود را عملی کنند و شخص مقابل قدرت انتقاد از او را نخواهد داشت.
🔻 آیا این بازی عواقب بدی دارد؟
اینگونه اخاذان که به قاتلان ملوس معروفند معمولا بیشتر از آنچه که هستند وانمود میکنند. آنها عزت نفس پایینی دارند.
کافیست با کمی شوخی و خنده حرف های آنها را نسبی کنیم و انتقاد خود را بلند تر از آنها بگوئیم. و به او نشان دهیم که او فقط قهرمان داستان نیست. به او یادآور شویم که با بزرگ کردن خود شخص مقابل را در تنگنا می گذارد و یا حتی کوچک میکند.
اگر گفته های شما در رفتار این اشخاص در تعامل مورد توجه قرار گرفت، پس او را بازتاب کردید و در غیر اینصورت از مسیر حرکت او خارج شوید و او را به ادامه راه خود واگذار کنید.
ما در واقع به بازی ادامه نمی دهیم.
👈 بازی احمقانه
یک بازی معمول میان جفت ها. دوستان و همسایه ها. در این بازی ما دیگران را در زندگی روزمره با تعریف و تمجید در هاله نور بهتری میگذاریم و اظهار میکنیم که او چیزی را بهتر از ما میداند.
مثلا؛
به همسر؛ تو در شستن ظرفها تمیزتر و بهتر از منی
به همسایه: باغچه شما خیلی بهتر از ماست.
به دوستان: دستپخت تو از من خیلی بهتر است.
اینگونه جمله ها در زندگی روزمره در واقع دیگران را بهتر جلوه میدهد اما هدفی پشت این بازیست.
🔻 هدف مخفی این اخاذی اگاهانه چیست؟
با استراتژی احمقانه افراد اخاذ سعی میکنند با اینکه رابطه خوبی با شخص مقابل دارند کارهایی که خودشان دوست ندارند را به عهده دیگران بگزارند. با یک احساس مخلوط از تعریف و تملق افراد را وادار به تقبل کارهای نامحبوب خود میکنند.
🔻آیا این برای رابطه مضر است؟
معمولا در زندگی روزمره براحتی میتوان این گونه اخاذی ها و استراتژی ها را شناخت و اغلب با شوخی مقابله کرد. افرادی که در ابتدا رابطه هستند و سعی بر این دارند که رابطه را بسازند باید مرزها را مشخص کنند و اجازه اخاذی ندهند.
پایان
قسمت پنجم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
👈 بازی خوک بیچاره (نقش قربانی)
بسیاری در رابطه وانمود به درماندگی میکنند تا به هدف خود برسند. آنها مدام غر میزنند و گله مند هستند که سترس درد و یا مشکلات فراوان دارند. آنها اغلب با ابراز درماندگی از زیر کارها شانه خالی میکنند و در پشت این هدفی مخفیست.
🔻 هدف از این بازی چیست؟
هر کسی اه و ناله کند طبیعتا بیشتر توجه بدست میآورد. و با درماندگی خود طرف مقابل را زیر فشار قرار میدهند، به او احساس گناه میدهند. و یا مسیولیت تقبل کاری را اینگونه به دوش دیگری میگزارد تا خودش از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. با این ابراز درماندگی معمولا جلب توجه کرده و همچنین مسئولیتی به عهده نمیگیرد و این نوعی اخاذی و تاثیر گذاری و سو استفاده در تعامل محسوب میشود.
🔻آیا این بازی مضر است؟
این بازی میتواند شخص مقابل را زیر فشار شدید و احساس گناه بگذارد. شخص میتواند فکر کند که برای رابطه به اندازه کافی انرژی نمی گذارد و کم کاری میکند.
روش مقابله این است که به شخص اخاذ و درمانده مسیولیت بدهیم؛ مثلا بگوئیم تو امتحان کن این کار را و اگر موفق نشدی من کمک خواهم کرد...
مراقب باشید کسی که خوک درمانده خود را وانمود میکند میتواند بسیار سرسخت و مقاوم باشد و از مسئولیت بگریزد. ما باید مداوم پافشاری کنیم.
👈 بازی قاتل ملوس
در این نوع بازی و رابطه شخص اخاذ با وانمود کردن به مثبت بودن مدام به داشته های خود می نازد. خانه من، ماشین من، کار من، پول من...
و وانمود به خوشبختی میکند، چقدر قدرت تغییر در خود میبیند، چقدر با هوش و مهار خود را می پندارد و خود را مدام با دیگران در کفه ترازو مقایسه می گذارد.
🔻 هدف در این بازی چیست؟
این اشخاص میخواهند اینگونه برای خود شخصیت سازی کاذب بکنند و دیگران از او تعریف کنند و او را بزرگ ببینند. و با این شخص مقابل خود را کوچک و ناتوان می پندارد. اینگونه میتوانند قاتلان ملوس اخاذی خود را عملی کنند و شخص مقابل قدرت انتقاد از او را نخواهد داشت.
🔻 آیا این بازی عواقب بدی دارد؟
اینگونه اخاذان که به قاتلان ملوس معروفند معمولا بیشتر از آنچه که هستند وانمود میکنند. آنها عزت نفس پایینی دارند.
کافیست با کمی شوخی و خنده حرف های آنها را نسبی کنیم و انتقاد خود را بلند تر از آنها بگوئیم. و به او نشان دهیم که او فقط قهرمان داستان نیست. به او یادآور شویم که با بزرگ کردن خود شخص مقابل را در تنگنا می گذارد و یا حتی کوچک میکند.
اگر گفته های شما در رفتار این اشخاص در تعامل مورد توجه قرار گرفت، پس او را بازتاب کردید و در غیر اینصورت از مسیر حرکت او خارج شوید و او را به ادامه راه خود واگذار کنید.
ما در واقع به بازی ادامه نمی دهیم.
👈 بازی احمقانه
یک بازی معمول میان جفت ها. دوستان و همسایه ها. در این بازی ما دیگران را در زندگی روزمره با تعریف و تمجید در هاله نور بهتری میگذاریم و اظهار میکنیم که او چیزی را بهتر از ما میداند.
مثلا؛
به همسر؛ تو در شستن ظرفها تمیزتر و بهتر از منی
به همسایه: باغچه شما خیلی بهتر از ماست.
به دوستان: دستپخت تو از من خیلی بهتر است.
اینگونه جمله ها در زندگی روزمره در واقع دیگران را بهتر جلوه میدهد اما هدفی پشت این بازیست.
🔻 هدف مخفی این اخاذی اگاهانه چیست؟
با استراتژی احمقانه افراد اخاذ سعی میکنند با اینکه رابطه خوبی با شخص مقابل دارند کارهایی که خودشان دوست ندارند را به عهده دیگران بگزارند. با یک احساس مخلوط از تعریف و تملق افراد را وادار به تقبل کارهای نامحبوب خود میکنند.
🔻آیا این برای رابطه مضر است؟
معمولا در زندگی روزمره براحتی میتوان این گونه اخاذی ها و استراتژی ها را شناخت و اغلب با شوخی مقابله کرد. افرادی که در ابتدا رابطه هستند و سعی بر این دارند که رابطه را بسازند باید مرزها را مشخص کنند و اجازه اخاذی ندهند.
پایان
پرسش از یک روانشناس
مراجع:
دختر
فرزند اول خانواده
١٢ساله
علت مراجع :بسترى براى ترك
نوبت دوم بسترى بار اول خرداد ماه گذشته
مدت زمان مصرف :دوسال
همراه پدر ومادر زندگى مى كند
ماده مصرفى :ترياك ،شيره
پدر:اديك
مادر مصرف ندارد
مراجع مواد مورد نياز خود را از طريق مواد پدر در منزل ،عمه،عمو،زن عمو تامين مى كند
📌📌لطفا راههاى روان درمانى پيشنهادى خود را اعلام كنيد؟
📌📌مددكاران عزيز لطفا راهنمايى بفرماييد🙏🏽🙏🏽
دکتر موریس ستودگان:
درود مهربانو
📍راهی که من پیشنهاد میکنم طبیعتا در سویس و اروپا غربی معمول هست. ببینیم دوستان متخصص در ایران چه میگویند.
🔸موقعیت؛ دختر بچه ای که ۱۲ ساله و معتاد هست باید دید که سیستم خانواده به چه شکلی هست. آیا کودکان دیگه ای هم در خانه هستند؟ پدر معتاد. مادر اعتیاد ندارد. از وضع سلامتی روحی مادر بی خبریم.
👈وضعیت پدر؛
پدر که بیماری اعتیاد به اوپیوم دارند و احتمالا دارای اختلال های دیگری هم هستند. از نظر کاری و تحصیلی و مسکونی و کدام منطقه ایران هستند و دین و باور ها و تابوها بی خبریم.
👈وضعیت مادر؛
مادر ظاهرا معتاد نیست ولی احتمال بسبار زیاد هم وابسته co-addicted هست و این اعتیاد را سیستمی به دختر انتقال دادند. از تقسیم قدرت در خانه و بیماری های مادر بی خبریم. از نحوه تربیت میزان سواد و باورها بی خبریم.
👈 وضعیت خانواده؛
مراجع ما فرزند اول است. از کودکان دیگر گزارشی نیست.
👈از دید پداگوجیک؛ در واقع خانواده مهارت تربیت بچه و مرزگزاری رو برای بچه ها ندارند.
👈 از نظر پزشکی: ترک اعتیاد بدنی لازم است.
👈از دید مددکاری:
🔻هدف میان مدت؛ خانواده نیاز به مربی تربیت فرزند از بیرون سیستم دارد.
🔻هدف کوتاه مدت؛ و اقدامات دیگه مثل case management.
🔻هدف دراز مدت؛ نهایتا ادغام دوباره در سیستم بعد از اخذ سلامتی در سیستم.
👈از نظر حقوق کودکان: در واقع باید کفالت بچه از خانواده صلب شود و بچه به خانه دختران آسیب دیده ارجاع داده شود.
👈از نظر روان شناسی: کودک باید بعد از ایجاد امنیت و هم چنین احساس امنیت به درمان رفتار اعتیاد پرداخت تا وابستگی به خانواده و مواد مخدر به حداقل برسد. و به روی طرحواره هایی مثل وابستگی و بی کفایتی و طرحواره قربانی کودک کار بشود. احتمالا از اعتماد بنفس پایینی باید برخوردار باشد.
👈 از دید حقوق خانواده بررسی کنیم. سیستم بیمار هست و نیاز به ساپورت از بیرون دارد. اگر دختر قرار باشه در محیط زندگی کند میبایست مادر هم در تراپی شرکت کند و احتمالا اعضای دیگر خانواده هم به همچنین. اگاه سازی از مبانی اولی برای کل سیستم این خانواده هست. این سیستم باید دراز مدت ساپورت گردد.
مراجع:
دختر
فرزند اول خانواده
١٢ساله
علت مراجع :بسترى براى ترك
نوبت دوم بسترى بار اول خرداد ماه گذشته
مدت زمان مصرف :دوسال
همراه پدر ومادر زندگى مى كند
ماده مصرفى :ترياك ،شيره
پدر:اديك
مادر مصرف ندارد
مراجع مواد مورد نياز خود را از طريق مواد پدر در منزل ،عمه،عمو،زن عمو تامين مى كند
📌📌لطفا راههاى روان درمانى پيشنهادى خود را اعلام كنيد؟
📌📌مددكاران عزيز لطفا راهنمايى بفرماييد🙏🏽🙏🏽
دکتر موریس ستودگان:
درود مهربانو
📍راهی که من پیشنهاد میکنم طبیعتا در سویس و اروپا غربی معمول هست. ببینیم دوستان متخصص در ایران چه میگویند.
🔸موقعیت؛ دختر بچه ای که ۱۲ ساله و معتاد هست باید دید که سیستم خانواده به چه شکلی هست. آیا کودکان دیگه ای هم در خانه هستند؟ پدر معتاد. مادر اعتیاد ندارد. از وضع سلامتی روحی مادر بی خبریم.
👈وضعیت پدر؛
پدر که بیماری اعتیاد به اوپیوم دارند و احتمالا دارای اختلال های دیگری هم هستند. از نظر کاری و تحصیلی و مسکونی و کدام منطقه ایران هستند و دین و باور ها و تابوها بی خبریم.
👈وضعیت مادر؛
مادر ظاهرا معتاد نیست ولی احتمال بسبار زیاد هم وابسته co-addicted هست و این اعتیاد را سیستمی به دختر انتقال دادند. از تقسیم قدرت در خانه و بیماری های مادر بی خبریم. از نحوه تربیت میزان سواد و باورها بی خبریم.
👈 وضعیت خانواده؛
مراجع ما فرزند اول است. از کودکان دیگر گزارشی نیست.
👈از دید پداگوجیک؛ در واقع خانواده مهارت تربیت بچه و مرزگزاری رو برای بچه ها ندارند.
👈 از نظر پزشکی: ترک اعتیاد بدنی لازم است.
👈از دید مددکاری:
🔻هدف میان مدت؛ خانواده نیاز به مربی تربیت فرزند از بیرون سیستم دارد.
🔻هدف کوتاه مدت؛ و اقدامات دیگه مثل case management.
🔻هدف دراز مدت؛ نهایتا ادغام دوباره در سیستم بعد از اخذ سلامتی در سیستم.
👈از نظر حقوق کودکان: در واقع باید کفالت بچه از خانواده صلب شود و بچه به خانه دختران آسیب دیده ارجاع داده شود.
👈از نظر روان شناسی: کودک باید بعد از ایجاد امنیت و هم چنین احساس امنیت به درمان رفتار اعتیاد پرداخت تا وابستگی به خانواده و مواد مخدر به حداقل برسد. و به روی طرحواره هایی مثل وابستگی و بی کفایتی و طرحواره قربانی کودک کار بشود. احتمالا از اعتماد بنفس پایینی باید برخوردار باشد.
👈 از دید حقوق خانواده بررسی کنیم. سیستم بیمار هست و نیاز به ساپورت از بیرون دارد. اگر دختر قرار باشه در محیط زندگی کند میبایست مادر هم در تراپی شرکت کند و احتمالا اعضای دیگر خانواده هم به همچنین. اگاه سازی از مبانی اولی برای کل سیستم این خانواده هست. این سیستم باید دراز مدت ساپورت گردد.
💫💫💫💫💫
زندگی ما انسانها به مثابه خانه ایست که از اطاقکهای متفاوت بنا شده.
👈 اطاقک فانتزی های ما. جایی است که کسی راهی ندارد و در بهترین حالات افراد را در گوشه هایی از این اطاقک به صلیب میکشیم.
👈اطاقک انتظار های ما. جایی است که به خودمان حق میدهیم و دیگران را محکوم میکنیم. من در این باب بارها گفته ام که "وجدان یگانه محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد". من این اطاقک را به مانند حمام میبینم که خودمان را تمیز میبینیم ولی مدام به آنجا برمیگردیم.
👈 اطاقک ناآگاه ما. این اطاقک همانند سالن پذیرایی ماست. از همه در آنجا پذیرایی میکنیم بدون آنکه گاهی در خاطرمان بمانند. مهمان های ما در این اطاقک متفاوت دوست داشتنی هستند چون طرحواره های ما آنها را دعوت میکنند و دوباره بیرون میکنند.
👈 اطاقک قضاوت ما. جایی است که کارهای خودمان ارزشش بیشتر از کارهای دیگران است. مثل دستشویی یک خانه است، به بوی خودمان عادت کرده ایم و مزاحمت خاصی ایجاد نمیکند.
مثلا. اگر تلفن من زنگ بزند و جواب ندهم مشغولم. و اگر دوستم جواب ندهد تحویل نمیگیرد.
👈 اطاقک تغذیه ما، این مانند آشپز خانه یک خانه است که در آنجا از کودکی هر ارزشی را پختند یا سوختن و یا خام بود به خورد ما دادند و ما بلعیدیم. و باید هر چند گاهی این ارزشها را الک کرد تا ناآگاهانه به خورد کودکان ما ندهیم.
👈 اطاقک تفکر ما. در این اطاقک اطلاعاتی که بدست می اوریم معمولا پردازش، پیرایش و در بهترین حالت پالایش میشود و زباله های آن کنار گذاشته میشوند. این اطاق خواب یک خانه است. چرا که گاهی در تفکر خود به خواب میرویم و وقتی بیدار میشویم نیمی از عمر رفته است.
👈 اطاقک روابط ما. این اطاقک به مثابه حیاط خانه ماست. هزاران نفر میایند و میروند. آنانی میمانند که متعهد به روابط هستند و احساس مسیولیت میکنند.
گاهی باید از این خانه بیرون زد!
ستودگان ۲۰۱۸
زندگی ما انسانها به مثابه خانه ایست که از اطاقکهای متفاوت بنا شده.
👈 اطاقک فانتزی های ما. جایی است که کسی راهی ندارد و در بهترین حالات افراد را در گوشه هایی از این اطاقک به صلیب میکشیم.
👈اطاقک انتظار های ما. جایی است که به خودمان حق میدهیم و دیگران را محکوم میکنیم. من در این باب بارها گفته ام که "وجدان یگانه محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد". من این اطاقک را به مانند حمام میبینم که خودمان را تمیز میبینیم ولی مدام به آنجا برمیگردیم.
👈 اطاقک ناآگاه ما. این اطاقک همانند سالن پذیرایی ماست. از همه در آنجا پذیرایی میکنیم بدون آنکه گاهی در خاطرمان بمانند. مهمان های ما در این اطاقک متفاوت دوست داشتنی هستند چون طرحواره های ما آنها را دعوت میکنند و دوباره بیرون میکنند.
👈 اطاقک قضاوت ما. جایی است که کارهای خودمان ارزشش بیشتر از کارهای دیگران است. مثل دستشویی یک خانه است، به بوی خودمان عادت کرده ایم و مزاحمت خاصی ایجاد نمیکند.
مثلا. اگر تلفن من زنگ بزند و جواب ندهم مشغولم. و اگر دوستم جواب ندهد تحویل نمیگیرد.
👈 اطاقک تغذیه ما، این مانند آشپز خانه یک خانه است که در آنجا از کودکی هر ارزشی را پختند یا سوختن و یا خام بود به خورد ما دادند و ما بلعیدیم. و باید هر چند گاهی این ارزشها را الک کرد تا ناآگاهانه به خورد کودکان ما ندهیم.
👈 اطاقک تفکر ما. در این اطاقک اطلاعاتی که بدست می اوریم معمولا پردازش، پیرایش و در بهترین حالت پالایش میشود و زباله های آن کنار گذاشته میشوند. این اطاق خواب یک خانه است. چرا که گاهی در تفکر خود به خواب میرویم و وقتی بیدار میشویم نیمی از عمر رفته است.
👈 اطاقک روابط ما. این اطاقک به مثابه حیاط خانه ماست. هزاران نفر میایند و میروند. آنانی میمانند که متعهد به روابط هستند و احساس مسیولیت میکنند.
گاهی باید از این خانه بیرون زد!
ستودگان ۲۰۱۸
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨✨✨✨✨
انسان ها مانند هم عا شق نمی شوند
رفتار ها، احساس ها و انتظارهایشان در عشق متفاوت است.
به زبان علمی تر "طرح واره عشق" در افراد مختلف براساس ویژگی های شخصیتیشان فرق می کند.
🌺الین هتفیلد شش طرح واره برای عشق معرفی کرده است.
💠ایمن: این ها افرادی هستند که در عشق اعتماد به نفس خوبی دارند، خودشان را لایق برانگیختن احساس عاشقانه در طرف مقابل می بینند و همچنین به راحتی عشق می ورزند. به ندرت نگران طرد شدن از سوی معشوق هستند. هم زمانی که به معشوق نزدیک هستند احساس خوبی دارند هم در دوری او مضطرب نمی شوند.
این افراد رابطه های عاشقانۀ مثبت و شادتری دارند و تعهد، صمیمیت و وابستگی متقابل بیشتری را در رابطه هاشان تجربه می کنند. بهترین عشق را افراد ایمنی تجربه می کنند که با فرد ایمن دیگر در ارتباط هستند.
💠چسبنده: این ها اعتماد به نفس ضعیفی دارند. فکر می کنند طرف مقابل دوستشان ندارد.
به شکل بیمارگونه ای به رابطه معتادند و به معشوق وابستگی بیش از حد نشان می دهند. تمام ترسشان از دست دادن معشوق است.
می خواهند تمام وقت آزادشان را با معشوق سرکنند و رابطه با دوستانشان را قطع می کنند. به شکلی طرف مقابل را در رابطه گیر می اندازند. معمولا نیازغیر طبیعیشان به نزدیک کردن رابطه طرف مقابل را واپس می راند.
💠بيمناك: این ها از صمیمیت عاشقانه هراس دارند. بیشتر در مردها شیوع دارد. با کوچکترین ابراز عشق از طرف مقابل هراسان می شوند. هراسی که ریشه در ترس از دلبستگی دارد. معمولا معشوق را گیج می کنند. شکایت معشوقشان این است که نمی دانم چرا هرچه بیشتر به او محبت می کنم بیشتر از من دور می شود. این ها عشق را باری بر دوش خود می دانند و در تنهایی راحت ترند. بد ترین ترکیب رابطه فرد بیمناک با چسبنده است .
💠بي ثبات: این ها از همه سخت تر و گیج کننده ترند. ترکیبی از چسبنده و بیمناک هستند. وقتی از معشوق دورند اشتیاق زیادی به نزدیکی نشان می دهند و هنگامی که به او نزدیک می شوند ترس از دلبستگی غلبه می کند. آرزوی آن چه را ندارند می کنند ولی وقتی به دستش آوردند رهایش می کنند. نه در دوری شادند و نه در نزدیکی.
💠بی قید: این ها رابطه هایی سطحی دارند. هیچ میلی به سرمایه گذاری عاطفی در رابطه نشان نمی دهند. اشتباه ترین کار وارد شدن در یک رابطه جدی و تعهدآمیز با افراد بی قید است.
💠بي علاقه: این دسته به سادگی نسبت به عشق بی علاقه هستند. در زندگیشان اولویت های دیگری دارند و اگر هم به اجبار وارد رابطه عاطفی شوند هیچ تمایلی نشان نمی دهند.
باید پذیرفت نیاز همه انسان ها به عشق یکسان نیست و هستند افرادی که اصلا علاقه ای به برقراری یک رابطه عاطفی ندارند.
نکته حائز اهمیت این است که بر خلاف باور عمومی، دو گروه آخر یعنی بی قید و بی علاقه با ازدواج تغییر نمی کنند.
اجبار خانواده برای ازدواج این افراد نه تنها مشکلشان را حل نمی کند بلکه در موارد زیادی مشکلشان بیشتر هم می شود.
کمک به این افراد تا حد زیادی از طریق رواندرمانی امکان پذیر است.
انسان ها مانند هم عا شق نمی شوند
رفتار ها، احساس ها و انتظارهایشان در عشق متفاوت است.
به زبان علمی تر "طرح واره عشق" در افراد مختلف براساس ویژگی های شخصیتیشان فرق می کند.
🌺الین هتفیلد شش طرح واره برای عشق معرفی کرده است.
💠ایمن: این ها افرادی هستند که در عشق اعتماد به نفس خوبی دارند، خودشان را لایق برانگیختن احساس عاشقانه در طرف مقابل می بینند و همچنین به راحتی عشق می ورزند. به ندرت نگران طرد شدن از سوی معشوق هستند. هم زمانی که به معشوق نزدیک هستند احساس خوبی دارند هم در دوری او مضطرب نمی شوند.
این افراد رابطه های عاشقانۀ مثبت و شادتری دارند و تعهد، صمیمیت و وابستگی متقابل بیشتری را در رابطه هاشان تجربه می کنند. بهترین عشق را افراد ایمنی تجربه می کنند که با فرد ایمن دیگر در ارتباط هستند.
💠چسبنده: این ها اعتماد به نفس ضعیفی دارند. فکر می کنند طرف مقابل دوستشان ندارد.
به شکل بیمارگونه ای به رابطه معتادند و به معشوق وابستگی بیش از حد نشان می دهند. تمام ترسشان از دست دادن معشوق است.
می خواهند تمام وقت آزادشان را با معشوق سرکنند و رابطه با دوستانشان را قطع می کنند. به شکلی طرف مقابل را در رابطه گیر می اندازند. معمولا نیازغیر طبیعیشان به نزدیک کردن رابطه طرف مقابل را واپس می راند.
💠بيمناك: این ها از صمیمیت عاشقانه هراس دارند. بیشتر در مردها شیوع دارد. با کوچکترین ابراز عشق از طرف مقابل هراسان می شوند. هراسی که ریشه در ترس از دلبستگی دارد. معمولا معشوق را گیج می کنند. شکایت معشوقشان این است که نمی دانم چرا هرچه بیشتر به او محبت می کنم بیشتر از من دور می شود. این ها عشق را باری بر دوش خود می دانند و در تنهایی راحت ترند. بد ترین ترکیب رابطه فرد بیمناک با چسبنده است .
💠بي ثبات: این ها از همه سخت تر و گیج کننده ترند. ترکیبی از چسبنده و بیمناک هستند. وقتی از معشوق دورند اشتیاق زیادی به نزدیکی نشان می دهند و هنگامی که به او نزدیک می شوند ترس از دلبستگی غلبه می کند. آرزوی آن چه را ندارند می کنند ولی وقتی به دستش آوردند رهایش می کنند. نه در دوری شادند و نه در نزدیکی.
💠بی قید: این ها رابطه هایی سطحی دارند. هیچ میلی به سرمایه گذاری عاطفی در رابطه نشان نمی دهند. اشتباه ترین کار وارد شدن در یک رابطه جدی و تعهدآمیز با افراد بی قید است.
💠بي علاقه: این دسته به سادگی نسبت به عشق بی علاقه هستند. در زندگیشان اولویت های دیگری دارند و اگر هم به اجبار وارد رابطه عاطفی شوند هیچ تمایلی نشان نمی دهند.
باید پذیرفت نیاز همه انسان ها به عشق یکسان نیست و هستند افرادی که اصلا علاقه ای به برقراری یک رابطه عاطفی ندارند.
نکته حائز اهمیت این است که بر خلاف باور عمومی، دو گروه آخر یعنی بی قید و بی علاقه با ازدواج تغییر نمی کنند.
اجبار خانواده برای ازدواج این افراد نه تنها مشکلشان را حل نمی کند بلکه در موارد زیادی مشکلشان بیشتر هم می شود.
کمک به این افراد تا حد زیادی از طریق رواندرمانی امکان پذیر است.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
کودک درونمان همیشه گرسنه بازی و شادیست و او را حبس نکنیم. بگزاریم گاه به گاه با سادگی خود عاشق شود و به گیسوی خود گل بیاویزد و یا خنده کنان لب دریا با پای برهنه به دنبال خرچنگهای سریع بدود. بگزاریم از باغ همسایه گاهی سیب بچیند و بخندد تا خسته شود و گوشه ای گیرد تا بخواب عمیق فرو رود. خواب رشد کردن و بزرگ شدن ببیند نه کابوس از دست دادن حس خلوص کودکی. تا بداند چه در انتظار اوست. و این شادمانی کافیست تا کودک درونمان خوشبخت شود.
از کتاب ششم. تابستان ۲۰۰۰ موریس ستودگان
از کتاب ششم. تابستان ۲۰۰۰ موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
BIOFEEDBACK THERAPY
قسمت اول...
📍درمان با بایو فیدبک (زیست بازخوردی) چیست و برای چه کسانی می تواند سودمند باشد؟
(آخرین به روزرسانی Tue 10 Jan 2017)
توسط جوزف نوردکویست
مرور شده توسط Timothy J. Legg، PhD، CRNP
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
Biofeedback
👈 بایوفیدبک درمان یک درمان غیر دارویی است که در آن بیماران به کنترل فرآیندهای بدن که به طور معمول غیر داوطلبانه مانند تنش عضلانی، فشار خون و یا ضربان قلب است، می آموزند.
در حالی که شواهد بیشتری برای حمایت از اثربخشی آن در برخی از اختلالات مورد نیاز است، در این نوع درمان اعتقاد بر این است که در تعدادی از شرایط مانند درد مزمن، بی اختیاری ادرار، فشار خون بالا، سردرد تنش و سردرد میگرنی کمک می کند.
همانطور که این نوع درمان غیر تهاجمی است و شامل مواد مخدر نیست، احتمال خطر یا عوارض جانبی نامطلوب کاهش می یابد که می تواند آن را برای کسانی که مایل به اجتناب از دارو هستند یا کسانی که نمی توانند از آنها استفاده کنند، مانند زنان باردار، مناسب باشد.
این درمان اغلب با آموزش همراه آرامش همراه است.
👈 چگونگی عملکرد بایوفیدبک
در درمان بیوفیدبک، الکترودهای متصل به بیمار اطلاعاتی در مورد فرآیندهای فیزیولوژیکی ارائه می دهند.
🔑سه نوع متداول درمان بیوفیدبک وجود دارد:
🔑بیوفیدبک حرارتی اندازه گیری دمای پوست
🔑الکترومیوگرافی اندازه گیری تنش عضلانی
👈 نوروفیدبک یا EEG بیوفیدبک
بیوفیدبک EEG یک نوع روش تخصصی بیوفیدبک است که فعالیت امواج مغز را اندازه گیری می کند. این ممکن است به بیماران با اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، اعتیاد، اضطراب، تشنج، افسردگی و سایر انواع بیماری مغزی کمک کند.
در طی جلسه بیوفیدبک، درمانگر الکترودها را به پوست بیمار متصل می کند و این اطلاعات را به یک دستگاه بررسی و نظارت می فرستد. درمانگر اندازه گیری های روی مانیتور را مشاهده می کند و از طریق آزمایش و خطا، طیف وسیعی از فعالیت های ذهنی و روش های آرام سازی را شناسایی می کند که می تواند به تنظیم فرآیندهای بدن بیمار کمک کند.
در نهایت، بیماران یاد می گیرند که چگونه این پروسه ها را بدون نیاز به نظارت کنترل کنند.
جلسات معمولا کمتر از یک ساعت طول می کشد برای برخی از شرایط، بیماران در ظرف هشت تا 10 جلسه در معرض درمان قرار می گیرند. برای سایر شرایط، مانند بهبود فشار خون بالا، ممکن است 20 جلسه برای ظاهر شدن علایم درمان نیاز باشد. این جلسات با فعالیت های ذهنی و آرامشدهنده در خانه به مدت 5 تا 10 دقیقه در روز تکمیل می شود.
👈 استفاده روش
با توجه به مرکز پزشکی مرکز مریلند (UMM)، مشخص نیست که چرا و چگونه بیوفیدبک عمل می کند، اما به نظر می رسد که به نفع افراد با شرایط مرتبط با استرس مفید است.
هنگامی که فرد تحت تأثیر محیط سترس زا قرار می گیرد، فرآیندهای داخلی مانند فشار خون می توانند نامنظم گردد. در درمان بیوفیدبک تمرینات آرامش دهنده و تمرینات ذهنی را آموزش می دهیم که می تواند علائم بیماری را کاهش دهد.
۱
بقیه در قسمت دوم...👇
قسمت اول...
📍درمان با بایو فیدبک (زیست بازخوردی) چیست و برای چه کسانی می تواند سودمند باشد؟
(آخرین به روزرسانی Tue 10 Jan 2017)
توسط جوزف نوردکویست
مرور شده توسط Timothy J. Legg، PhD، CRNP
ترجمه: دکتر موریس ستودگان
Biofeedback
👈 بایوفیدبک درمان یک درمان غیر دارویی است که در آن بیماران به کنترل فرآیندهای بدن که به طور معمول غیر داوطلبانه مانند تنش عضلانی، فشار خون و یا ضربان قلب است، می آموزند.
در حالی که شواهد بیشتری برای حمایت از اثربخشی آن در برخی از اختلالات مورد نیاز است، در این نوع درمان اعتقاد بر این است که در تعدادی از شرایط مانند درد مزمن، بی اختیاری ادرار، فشار خون بالا، سردرد تنش و سردرد میگرنی کمک می کند.
همانطور که این نوع درمان غیر تهاجمی است و شامل مواد مخدر نیست، احتمال خطر یا عوارض جانبی نامطلوب کاهش می یابد که می تواند آن را برای کسانی که مایل به اجتناب از دارو هستند یا کسانی که نمی توانند از آنها استفاده کنند، مانند زنان باردار، مناسب باشد.
این درمان اغلب با آموزش همراه آرامش همراه است.
👈 چگونگی عملکرد بایوفیدبک
در درمان بیوفیدبک، الکترودهای متصل به بیمار اطلاعاتی در مورد فرآیندهای فیزیولوژیکی ارائه می دهند.
🔑سه نوع متداول درمان بیوفیدبک وجود دارد:
🔑بیوفیدبک حرارتی اندازه گیری دمای پوست
🔑الکترومیوگرافی اندازه گیری تنش عضلانی
👈 نوروفیدبک یا EEG بیوفیدبک
بیوفیدبک EEG یک نوع روش تخصصی بیوفیدبک است که فعالیت امواج مغز را اندازه گیری می کند. این ممکن است به بیماران با اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، اعتیاد، اضطراب، تشنج، افسردگی و سایر انواع بیماری مغزی کمک کند.
در طی جلسه بیوفیدبک، درمانگر الکترودها را به پوست بیمار متصل می کند و این اطلاعات را به یک دستگاه بررسی و نظارت می فرستد. درمانگر اندازه گیری های روی مانیتور را مشاهده می کند و از طریق آزمایش و خطا، طیف وسیعی از فعالیت های ذهنی و روش های آرام سازی را شناسایی می کند که می تواند به تنظیم فرآیندهای بدن بیمار کمک کند.
در نهایت، بیماران یاد می گیرند که چگونه این پروسه ها را بدون نیاز به نظارت کنترل کنند.
جلسات معمولا کمتر از یک ساعت طول می کشد برای برخی از شرایط، بیماران در ظرف هشت تا 10 جلسه در معرض درمان قرار می گیرند. برای سایر شرایط، مانند بهبود فشار خون بالا، ممکن است 20 جلسه برای ظاهر شدن علایم درمان نیاز باشد. این جلسات با فعالیت های ذهنی و آرامشدهنده در خانه به مدت 5 تا 10 دقیقه در روز تکمیل می شود.
👈 استفاده روش
با توجه به مرکز پزشکی مرکز مریلند (UMM)، مشخص نیست که چرا و چگونه بیوفیدبک عمل می کند، اما به نظر می رسد که به نفع افراد با شرایط مرتبط با استرس مفید است.
هنگامی که فرد تحت تأثیر محیط سترس زا قرار می گیرد، فرآیندهای داخلی مانند فشار خون می توانند نامنظم گردد. در درمان بیوفیدبک تمرینات آرامش دهنده و تمرینات ذهنی را آموزش می دهیم که می تواند علائم بیماری را کاهش دهد.
۱
بقیه در قسمت دوم...👇
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 درمان با بیوفیدبک قسمت دوم
👈 میگرن
تکنیک های بیوفیدبک و آرام سازی معمولا به عنوان یک درمان برای سردرد و میگرن مورد استفاده قرار می گیرند، اما مطالعات در مورد اثربخشی آن باعث نتایج متفاوتی میگردند.
در سال 2015، یک تحقیق ژاپنی دریافت که درمان بیوفیدبک میزان و شدت علائم را در افراد مبتلا به سردرد میگرنی کاهش می دهد.
با این حال، در سال 2009، یک گروه دیگر گزارش داد که در حالی که آرامش به نفع افراد مبتلا به سردرد میگرنی است، ترکیب آرامش با بیوفیدبک به نظر نمی رسد منافع بیشتری به ارمغان بیاورد.
نویسندگان خاطرنشان می سازند:
"Biofeedback
یک شیوه درمان پر هزینه و وقت گیر است که در مطالعه ما، در مقایسه با تکنیک های آرام کننده به تنهایی، در درمان سردردهای میگرنی و سردرد تنشی در بزرگسالان هیچ مزیت دیگری به همراه نداشت."
موسسه سرماخوردگی و نورولوژیک میشیگان (MHNI) معتقد است که استفاده از بیوفیدبک درمان علائم سردرد و میگرن را در 40 تا 60 درصد بیماران، مشابه میزان موفقیت دارویی، را بهبود می بخشد.
آنها پیشنهاد می کنند که ترکیب بیوفیدبک با دارو ممکن است اثربخشی هر دو را افزایش دهد، اما در حالی که بیوفیدبک می تواند به کاهش میگرن ناشی از استرس کمک کند، مواردی که از سایر عوامل ایجاد شده اند ممکن است کمتر پاسخگو باشند.
👈بیش فعالی
Neurofeedback
یک نوع بازخورد درمان است که ممکن است به بیماران مبتلا به ADHD کمک کند.
برخی مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک EEG یا نوروفیدبک ممکن است به افرادی که ADHD دارند کمک کند.
به گفته نویسندگان بررسی سیستماتیک منتشر شده در BMJ در سال 2014، شواهد در حال افزایش است که نشان می دهد neurofeedback می تواند در ADHD کمک کند، اما به دلیل طراحی ضعیف بسیاری از مطالعات، تحقیقات بیشتری برای تأیید اثربخشی آن انجام می شود.
افزودن تغييرات ضربان قلب به درمان استاندارد PTSD هيچگونه مزيتي به همراه نداشت.
با این حال، در سال 2016، دانشمندان گزارش دادند که استفاده از بیوفیدبک EEG "به طور قابل توجهی علائم PTSD را کاهش داد" در 17 بیمار مبتلا به PTSD اینگزارش شد.
👈 ادرار بی اختیار
براساس یافته های مطالعات بالینی، آژانس تحقیقات بهداشت و درمان در حال حاضر توصیه می کند آموزش عضلات کف لگن با درمان بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری ادرار، بر اساس یافته های مطالعات بالینی قابل توجه است.
👈اضطراب کودکان از دندانپزشکی
محققان دانشکده دندانپزشکی نارایانا و بیمارستان در هند بررسی کردند که آیا درمان بیوفیدبک می تواند در کنترل اضطراب کودکان در هنگام بازسازی دندان ها کمک کند.
در ژورنال اروپایی
Archives of European Dentistry
آنها نتیجه می گیرند ک Biofeedback می تواند در مراجعات اولیه برای کودکان مبتلا به دیابت دچار اضطراب استفاده شود و استفاده از ماشین های ساده و بی فایده برای این قرار ملاقات ها در تنظیم دندان ها پیشنهاد شده است."
👈بیماری رینود
بیماری رینود یک نوع شرطی شدن بدن است که برخی از قسمت های بدن در پاسخ به درجه حرارت سرد یا دریافت استرس عاطفی یا احساس خجالت و شخص احساس سردی میکند. این موضوع به دلیل مشکل خون رسانی به پوست است.
مطالعات نشان می دهد که بیوفیدبک حرارتی می تواند به کاهش علائم بیماری رینود کمک کند. انجمن رینود گزارش می دهد که 80 تا 90 درصد بیماران مبتلا به رینود بهبود گردش خون و کاهش علائم پس از درمان را تجربه کرده اند.
۲
بقیه در قسمت سوم...
👈 میگرن
تکنیک های بیوفیدبک و آرام سازی معمولا به عنوان یک درمان برای سردرد و میگرن مورد استفاده قرار می گیرند، اما مطالعات در مورد اثربخشی آن باعث نتایج متفاوتی میگردند.
در سال 2015، یک تحقیق ژاپنی دریافت که درمان بیوفیدبک میزان و شدت علائم را در افراد مبتلا به سردرد میگرنی کاهش می دهد.
با این حال، در سال 2009، یک گروه دیگر گزارش داد که در حالی که آرامش به نفع افراد مبتلا به سردرد میگرنی است، ترکیب آرامش با بیوفیدبک به نظر نمی رسد منافع بیشتری به ارمغان بیاورد.
نویسندگان خاطرنشان می سازند:
"Biofeedback
یک شیوه درمان پر هزینه و وقت گیر است که در مطالعه ما، در مقایسه با تکنیک های آرام کننده به تنهایی، در درمان سردردهای میگرنی و سردرد تنشی در بزرگسالان هیچ مزیت دیگری به همراه نداشت."
موسسه سرماخوردگی و نورولوژیک میشیگان (MHNI) معتقد است که استفاده از بیوفیدبک درمان علائم سردرد و میگرن را در 40 تا 60 درصد بیماران، مشابه میزان موفقیت دارویی، را بهبود می بخشد.
آنها پیشنهاد می کنند که ترکیب بیوفیدبک با دارو ممکن است اثربخشی هر دو را افزایش دهد، اما در حالی که بیوفیدبک می تواند به کاهش میگرن ناشی از استرس کمک کند، مواردی که از سایر عوامل ایجاد شده اند ممکن است کمتر پاسخگو باشند.
👈بیش فعالی
Neurofeedback
یک نوع بازخورد درمان است که ممکن است به بیماران مبتلا به ADHD کمک کند.
برخی مطالعات نشان می دهند که بیوفیدبک EEG یا نوروفیدبک ممکن است به افرادی که ADHD دارند کمک کند.
به گفته نویسندگان بررسی سیستماتیک منتشر شده در BMJ در سال 2014، شواهد در حال افزایش است که نشان می دهد neurofeedback می تواند در ADHD کمک کند، اما به دلیل طراحی ضعیف بسیاری از مطالعات، تحقیقات بیشتری برای تأیید اثربخشی آن انجام می شود.
افزودن تغييرات ضربان قلب به درمان استاندارد PTSD هيچگونه مزيتي به همراه نداشت.
با این حال، در سال 2016، دانشمندان گزارش دادند که استفاده از بیوفیدبک EEG "به طور قابل توجهی علائم PTSD را کاهش داد" در 17 بیمار مبتلا به PTSD اینگزارش شد.
👈 ادرار بی اختیار
براساس یافته های مطالعات بالینی، آژانس تحقیقات بهداشت و درمان در حال حاضر توصیه می کند آموزش عضلات کف لگن با درمان بیوفیدبک برای درمان بی اختیاری ادرار، بر اساس یافته های مطالعات بالینی قابل توجه است.
👈اضطراب کودکان از دندانپزشکی
محققان دانشکده دندانپزشکی نارایانا و بیمارستان در هند بررسی کردند که آیا درمان بیوفیدبک می تواند در کنترل اضطراب کودکان در هنگام بازسازی دندان ها کمک کند.
در ژورنال اروپایی
Archives of European Dentistry
آنها نتیجه می گیرند ک Biofeedback می تواند در مراجعات اولیه برای کودکان مبتلا به دیابت دچار اضطراب استفاده شود و استفاده از ماشین های ساده و بی فایده برای این قرار ملاقات ها در تنظیم دندان ها پیشنهاد شده است."
👈بیماری رینود
بیماری رینود یک نوع شرطی شدن بدن است که برخی از قسمت های بدن در پاسخ به درجه حرارت سرد یا دریافت استرس عاطفی یا احساس خجالت و شخص احساس سردی میکند. این موضوع به دلیل مشکل خون رسانی به پوست است.
مطالعات نشان می دهد که بیوفیدبک حرارتی می تواند به کاهش علائم بیماری رینود کمک کند. انجمن رینود گزارش می دهد که 80 تا 90 درصد بیماران مبتلا به رینود بهبود گردش خون و کاهش علائم پس از درمان را تجربه کرده اند.
۲
بقیه در قسمت سوم...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍درمان با بیوفیدبک قسمت سوم
👈یبوست مزمن
تیمی از دانشگاه آیووا دریافتند که درمان با بیوفیدبک نتایج بهتری را برای این بیماری مزمن نشان می دهند که استفاده از ملین ها برای یبوست مزمن و بیوفیدبک می تواند عضلات منجر به یبوست مزمن را دوباره فعال کند.
به گفته نویسنده اصلی این مطالعه، "نتایج نشان می دهد که بهبود جنبش روده در تقریبا 80 درصد از بیماران از طریق بیوفیدبک امکان پذیر است."
این توسط محققان در سال 2014 تایید شد، که توانستند نتیجه بگیرند که بیماران مبتلا به یبوست، با یا بدون سندرم روده تحریک پذیر IBS "احتمالا از درمان بیوفیدبک بهره مند خواهند شد".
👈بی اختیاری در دفع مدفوع
دانشمندان دانشگاه لوبک در آلمان دریافتند که تحریک الکتریکی همراه با درمان زیست شناسی به بیماران مبتلا به بی اختیاری مدفوع کمک می کند.
آنها در مجله بین المللی بیماری کولورکتال گزارش دادند که "شواهد کافی برای اثربخشی BF (بیوفیدبک) به همراه ES (تحریک الکتریکی) در ترکیب درمان بی اختیاری در دفع مدفوع وجود دارد. به نظر می رسد تحریک AM-MF (فرکانس متوسط-امپدانس) به همراه BF برای درمان موثر و ایمن است. "
👈درمان شناختی و رفتاری
دکتر جان کریستال، سردبیر روانپزشکی زیست شناسی، گفت که بیوفیدبک ممکن است راههای جدیدی را برای درمان شناختی و رفتاری باز کند.
او در مورد یک مطالعه که در آن مردم قادر به کنترل فعالیت برخی از مناطق مغز در هنگام دریافت سیگنال های بازخورد هستند و توسط تصویر برداری مغز تشدید مغناطیسی عملکرد (fMRI) را اظهار داشت.
👈درد مزمن رکتوم
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کارولینای شمالی نشان داده است که بیوفیدبک موثرتر از سایر درمانهای نوعی درد مزمن رکتوم به شمار میرود که به نام سندرم levator ani شناخته شده است.
👈بروکسیسم شبانه
Bruxism
بروکسیسم شبانه، جویدن، ساییدن و به صدا در آوردن، یا انسداد دندان ها و فک ها در طول خواب است.
یک تیم در بیمارستان دندانپزشکی ترنر، منچستر، انگلستان، تأثیر درمان بیوفیدبک را بر این وضعیت بررسی کرد.
نه نفر از شرکت کنندگان یک دستگاه بیوفیدبک مخصوص به آنها داده شد و دستور داده شد که هر شب برای مدت 5 هفته استفاده کنند.
یازده نفر از شرکت کنندگان در صبح بیدار شدن از سردرد و ناراحتی عضلانی شکایت داشتند.
نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند: "استفاده از بیوفیدبک می تواند سطح فعالیت های عملکردی را کاهش دهد و بهبود علائم معناداری را به همراه داشته باشد". آنها افزودند که در طی دوره مطالعه هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد.
👈تدوام گفتاری دوران کودکی
فردی که در معرض تداوم گفتاری قرار دارد، برایش دشوار است که خواسته هایش را به درستی و مداوم بیان کند. این مشکل در واقع به خاطر یک مشکل در لایه مغز است، نه در عضلات گفتاری.
محققان آزمایشگاه های Haskins در کانکتیکات به بررسی اثربخشی یک برنامه درمانی پرداختند که شامل سونوگرافی با بیوفیدبک برای شش کودک مبتلا به آپکساسیون گفتاری در دوران کودکی (CAS) بود که خطاهای را در خود داشت.
پس از 18 جلسه درمان، محققان نتیجه گرفتند که "یک برنامه درمان شامل بیوفیدبک اولتراسوند یک گزینه مناسب برای بهبود دقت صدا در کودکان با خطاهای مکرر مرتبط با CAS است."
🔑شرایط دیگر که ممکن است از بیوفیدبک بهره مند شوند عبارتند از:
درد کمر
سرگیجه
اضطراب
آسم
خونریزی شدید
فشار خون
دیابت
درد مزمن
کم اشتهایی
احساس ناخوشایند
اختلالات تربیتی
اسپاسم عضلانی
بیماریهای احساسی
Biofeedback therapy
می تواند به بهبود عملکرد در تحرکات ورزشی کمک کند.
تیموتی هارکنیس، روانپزشک ورزشی، برای کمک به ابیناف بیاندرا، که مدال طلا را در مسابقات 10 متری پرش در هوا در المپیک پکن به دست آورد، از آموزش نوروفیدبک استفاده کرد.
پایان
۳
منبع اصلی:
https://www.medicalnewstoday.com/articles/265802.php
👈یبوست مزمن
تیمی از دانشگاه آیووا دریافتند که درمان با بیوفیدبک نتایج بهتری را برای این بیماری مزمن نشان می دهند که استفاده از ملین ها برای یبوست مزمن و بیوفیدبک می تواند عضلات منجر به یبوست مزمن را دوباره فعال کند.
به گفته نویسنده اصلی این مطالعه، "نتایج نشان می دهد که بهبود جنبش روده در تقریبا 80 درصد از بیماران از طریق بیوفیدبک امکان پذیر است."
این توسط محققان در سال 2014 تایید شد، که توانستند نتیجه بگیرند که بیماران مبتلا به یبوست، با یا بدون سندرم روده تحریک پذیر IBS "احتمالا از درمان بیوفیدبک بهره مند خواهند شد".
👈بی اختیاری در دفع مدفوع
دانشمندان دانشگاه لوبک در آلمان دریافتند که تحریک الکتریکی همراه با درمان زیست شناسی به بیماران مبتلا به بی اختیاری مدفوع کمک می کند.
آنها در مجله بین المللی بیماری کولورکتال گزارش دادند که "شواهد کافی برای اثربخشی BF (بیوفیدبک) به همراه ES (تحریک الکتریکی) در ترکیب درمان بی اختیاری در دفع مدفوع وجود دارد. به نظر می رسد تحریک AM-MF (فرکانس متوسط-امپدانس) به همراه BF برای درمان موثر و ایمن است. "
👈درمان شناختی و رفتاری
دکتر جان کریستال، سردبیر روانپزشکی زیست شناسی، گفت که بیوفیدبک ممکن است راههای جدیدی را برای درمان شناختی و رفتاری باز کند.
او در مورد یک مطالعه که در آن مردم قادر به کنترل فعالیت برخی از مناطق مغز در هنگام دریافت سیگنال های بازخورد هستند و توسط تصویر برداری مغز تشدید مغناطیسی عملکرد (fMRI) را اظهار داشت.
👈درد مزمن رکتوم
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه کارولینای شمالی نشان داده است که بیوفیدبک موثرتر از سایر درمانهای نوعی درد مزمن رکتوم به شمار میرود که به نام سندرم levator ani شناخته شده است.
👈بروکسیسم شبانه
Bruxism
بروکسیسم شبانه، جویدن، ساییدن و به صدا در آوردن، یا انسداد دندان ها و فک ها در طول خواب است.
یک تیم در بیمارستان دندانپزشکی ترنر، منچستر، انگلستان، تأثیر درمان بیوفیدبک را بر این وضعیت بررسی کرد.
نه نفر از شرکت کنندگان یک دستگاه بیوفیدبک مخصوص به آنها داده شد و دستور داده شد که هر شب برای مدت 5 هفته استفاده کنند.
یازده نفر از شرکت کنندگان در صبح بیدار شدن از سردرد و ناراحتی عضلانی شکایت داشتند.
نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند: "استفاده از بیوفیدبک می تواند سطح فعالیت های عملکردی را کاهش دهد و بهبود علائم معناداری را به همراه داشته باشد". آنها افزودند که در طی دوره مطالعه هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد.
👈تدوام گفتاری دوران کودکی
فردی که در معرض تداوم گفتاری قرار دارد، برایش دشوار است که خواسته هایش را به درستی و مداوم بیان کند. این مشکل در واقع به خاطر یک مشکل در لایه مغز است، نه در عضلات گفتاری.
محققان آزمایشگاه های Haskins در کانکتیکات به بررسی اثربخشی یک برنامه درمانی پرداختند که شامل سونوگرافی با بیوفیدبک برای شش کودک مبتلا به آپکساسیون گفتاری در دوران کودکی (CAS) بود که خطاهای را در خود داشت.
پس از 18 جلسه درمان، محققان نتیجه گرفتند که "یک برنامه درمان شامل بیوفیدبک اولتراسوند یک گزینه مناسب برای بهبود دقت صدا در کودکان با خطاهای مکرر مرتبط با CAS است."
🔑شرایط دیگر که ممکن است از بیوفیدبک بهره مند شوند عبارتند از:
درد کمر
سرگیجه
اضطراب
آسم
خونریزی شدید
فشار خون
دیابت
درد مزمن
کم اشتهایی
احساس ناخوشایند
اختلالات تربیتی
اسپاسم عضلانی
بیماریهای احساسی
Biofeedback therapy
می تواند به بهبود عملکرد در تحرکات ورزشی کمک کند.
تیموتی هارکنیس، روانپزشک ورزشی، برای کمک به ابیناف بیاندرا، که مدال طلا را در مسابقات 10 متری پرش در هوا در المپیک پکن به دست آورد، از آموزش نوروفیدبک استفاده کرد.
پایان
۳
منبع اصلی:
https://www.medicalnewstoday.com/articles/265802.php
Medical News Today
Biofeedback therapy: How it works and uses
Biofeedback therapy is a non-invasive, non-drug treatment which teaches people to control bodily processes that are usually involuntary. These include muscle tension, blood pressure, and heart rate. The ability to control these factors can help with a wide…
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫از دکتر موریس ستودگان
📍 پشتیبانی در یک رابطه چقدر میتواند مفید یا مضر باشد؟ چقدر سالم و چقدر بیمارگونه است؟
👈اگر شریک زندگی ما سترس داشته باشند، ما سعی می کنیم از او به عنوان بهترین شکل حمایت کنیم. دانشمندان اکنون متوجه شده اند که این ممکن است واکنشی اشتباه باشد و شخص مقابل را بیشتر زیر سترس ببرد. چرا که او به عدم توانایی و مهارت حل مشکل خود فکر میکند که در سیکل سترس حمایت ما به او کمکی نخواهد کرد. و بلکه بیشتر احساس تحقیر در او شکل خواهد گرفت.
📍در واقع هدف از پشتیبانی و حمایت در یک رابطه چیست؟
👈حمایت در یک رابطه گاهی میتواند از روی ترحم و گاهی از روی خشم پنهان باشد. گاهی سالم و گاهی بیمارگونه باشد. در این نوشته سعی میشود که چندین عامل مهم نامبرده شود.
👈وقتی ما در یک رابطه از یک شخصی حمایت می کنیم و نقش نجات دهنده او را به عهده میگیریم باید به احساس درونی و راستین خود توجه کنیم و شاید یک بازتاب کوتاه با یک شخص حرفه ای در این زمینه کمک به ما و حتی نیاز برای بقا رابطه باشد. باید این پرسش را از خود کنیم آیا واقعا نسبت به او عشق و محبت میورزیم، او را وابسته میکنیم، یا خشم و نفرت در درونمان احساس میکنیم و یا کار ما از روی ترحم و دلسوزی میباشد و آن را احساس میکنیم و یا آنقدر روتین وار شده که دیگر احساس هم نمیکنیم که در این صورت زهر را قطره قطره مینوشیم.
👈این گونه حمایت در رابطه ها و در بسیاری از رابطه های "بیمار گونه"، می تواند یک نوع "مکانیسم مقابله ای" در برابر خشم و نفرت ما نسبت به طرف مقابل یا طرفی که ما را به یاد ان شخص (به ناخوداگاه) میاندازد، و گاهی با تجربه های گذشته ما از افرادی که رفتاری مشابه داشتند، باشد. این رفتار اغراقی ما انگونه تنظیم میشود تا ما و آن شخص گیرنده، این خشم و نفرت را درک و احساس نکنیم.
📍سر چشمه این خشم کجاست؟
👈سرچشمه و علت پدید امدن ان جایی نیست جز در درون ما و به لحاظ سرکوب کردن خشم های ما...
👈 بطور نااگاه پشت یکی از نقاب های ما که خودمان هم باورمان نمی شود و شاید گاهی نمیشناسیم، با خود به گفتگو میپردازیم:
📌 گاهی با خود میگوییم برای انکه به او ثابت کنم که من بهترم، از او بخاطر ضعف و بی مسوولیتی که مرا در واقع خشمگین میکند، حمایت می کنم و این در واقع سرکوب خشم ماست. این نقاب ما را در واقع فریب میدهد و نه دیگران را.
📌 دلیل دیگری که به ارضا ما میپردازد احساس حمایت و توجه افراطی در قالب نقش های ما از جمله حامی، ناجی، مراقب و منتقد و ... میباشند که در نوبه خود به گونه ای ارضا کننده هستند چرا که ارزشهای والا را در صدر عمل قرار میدهند. این می تواند بسیار لذت بخش و احساس خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ما را ارضا کند. در واقع بزرگترین مکانیسم که در اینگونه رفتار ها میتواند دیده شود 《کنترل بر شخص دیگر》 است. اینگونه آنها را به خود وابسته میکنیم و در تمجید ها و تشکر ها ارضا میشویم به خیال آنکه باور دارند من سزاوار تحسین و تشکر هستم. در واقع اقتداری که از خودمان در کارها در قبال این افراد نشان می دهیم که در واقع سرکوبگری "منیت" اصلی ماست، چرا که در دراز مدت "من" و "اگو" ما بیمار شده و فقط ظرفی از عقده های پسمانده از رفتارمان خواهیم بود. در نهایت، درک بهتر این فرآیندها و بازتاب حرفه ای انها و تاثیر آن بر احساس ما ، به شناسایی اثرات مؤثر در رابطه ها کمک می کند. این می تواند کمکی به ما باشد که ارتباط بین حمایت اجتماعی و رابطه بین فردی را نشانگر باشد و بدین ترتیب تاثیر نامطلوب بر رابطه را کاهش دهد. »هلی فووکات، همچنین از دانشگاه بینگامتون در این زمینه تحقیقاتی بروی سلامتی فیزیکی افراد انجام داد.
قسمت اول
۱)
📍 پشتیبانی در یک رابطه چقدر میتواند مفید یا مضر باشد؟ چقدر سالم و چقدر بیمارگونه است؟
👈اگر شریک زندگی ما سترس داشته باشند، ما سعی می کنیم از او به عنوان بهترین شکل حمایت کنیم. دانشمندان اکنون متوجه شده اند که این ممکن است واکنشی اشتباه باشد و شخص مقابل را بیشتر زیر سترس ببرد. چرا که او به عدم توانایی و مهارت حل مشکل خود فکر میکند که در سیکل سترس حمایت ما به او کمکی نخواهد کرد. و بلکه بیشتر احساس تحقیر در او شکل خواهد گرفت.
📍در واقع هدف از پشتیبانی و حمایت در یک رابطه چیست؟
👈حمایت در یک رابطه گاهی میتواند از روی ترحم و گاهی از روی خشم پنهان باشد. گاهی سالم و گاهی بیمارگونه باشد. در این نوشته سعی میشود که چندین عامل مهم نامبرده شود.
👈وقتی ما در یک رابطه از یک شخصی حمایت می کنیم و نقش نجات دهنده او را به عهده میگیریم باید به احساس درونی و راستین خود توجه کنیم و شاید یک بازتاب کوتاه با یک شخص حرفه ای در این زمینه کمک به ما و حتی نیاز برای بقا رابطه باشد. باید این پرسش را از خود کنیم آیا واقعا نسبت به او عشق و محبت میورزیم، او را وابسته میکنیم، یا خشم و نفرت در درونمان احساس میکنیم و یا کار ما از روی ترحم و دلسوزی میباشد و آن را احساس میکنیم و یا آنقدر روتین وار شده که دیگر احساس هم نمیکنیم که در این صورت زهر را قطره قطره مینوشیم.
👈این گونه حمایت در رابطه ها و در بسیاری از رابطه های "بیمار گونه"، می تواند یک نوع "مکانیسم مقابله ای" در برابر خشم و نفرت ما نسبت به طرف مقابل یا طرفی که ما را به یاد ان شخص (به ناخوداگاه) میاندازد، و گاهی با تجربه های گذشته ما از افرادی که رفتاری مشابه داشتند، باشد. این رفتار اغراقی ما انگونه تنظیم میشود تا ما و آن شخص گیرنده، این خشم و نفرت را درک و احساس نکنیم.
📍سر چشمه این خشم کجاست؟
👈سرچشمه و علت پدید امدن ان جایی نیست جز در درون ما و به لحاظ سرکوب کردن خشم های ما...
👈 بطور نااگاه پشت یکی از نقاب های ما که خودمان هم باورمان نمی شود و شاید گاهی نمیشناسیم، با خود به گفتگو میپردازیم:
📌 گاهی با خود میگوییم برای انکه به او ثابت کنم که من بهترم، از او بخاطر ضعف و بی مسوولیتی که مرا در واقع خشمگین میکند، حمایت می کنم و این در واقع سرکوب خشم ماست. این نقاب ما را در واقع فریب میدهد و نه دیگران را.
📌 دلیل دیگری که به ارضا ما میپردازد احساس حمایت و توجه افراطی در قالب نقش های ما از جمله حامی، ناجی، مراقب و منتقد و ... میباشند که در نوبه خود به گونه ای ارضا کننده هستند چرا که ارزشهای والا را در صدر عمل قرار میدهند. این می تواند بسیار لذت بخش و احساس خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ما را ارضا کند. در واقع بزرگترین مکانیسم که در اینگونه رفتار ها میتواند دیده شود 《کنترل بر شخص دیگر》 است. اینگونه آنها را به خود وابسته میکنیم و در تمجید ها و تشکر ها ارضا میشویم به خیال آنکه باور دارند من سزاوار تحسین و تشکر هستم. در واقع اقتداری که از خودمان در کارها در قبال این افراد نشان می دهیم که در واقع سرکوبگری "منیت" اصلی ماست، چرا که در دراز مدت "من" و "اگو" ما بیمار شده و فقط ظرفی از عقده های پسمانده از رفتارمان خواهیم بود. در نهایت، درک بهتر این فرآیندها و بازتاب حرفه ای انها و تاثیر آن بر احساس ما ، به شناسایی اثرات مؤثر در رابطه ها کمک می کند. این می تواند کمکی به ما باشد که ارتباط بین حمایت اجتماعی و رابطه بین فردی را نشانگر باشد و بدین ترتیب تاثیر نامطلوب بر رابطه را کاهش دهد. »هلی فووکات، همچنین از دانشگاه بینگامتون در این زمینه تحقیقاتی بروی سلامتی فیزیکی افراد انجام داد.
قسمت اول
۱)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
موریس ستودگان:
گزاره ارزش.
مفاهیم ارزش در عام به عنوان نقطه هدف و ویژگیهای مطلوبی هستند که از سوی جامعه و یا گروهی پیشنهاد و یا تعیین میشود، این اهداف نسبی که برای بدست آوردن آن عموم تلاش میکنند در هر جامعه تعریف شده و جهانی نیست. مثلا حقوق بشر یک ارزش پذیرفته جهانی میباشد.
سنجش این اهداف و ایده ها، آرمان های عملی یا اخلاقی، نحوه برخورد در امور زندگی، الگوهای رفتاری، به ویژگی های شخصیت اختصاص داده میشود. ارزش ها عمومی یا خصوصی هستند. گاهی ارزشها از شخص پذیرفته نمیشود ولی یک ارزش جامعه میباشد که ارزش خصوصی نام دارند. در بحث های جنسی و مذهبی این ارزشهای خصوصی بسیار دیده میشوند.
گزاره ارزش.
مفاهیم ارزش در عام به عنوان نقطه هدف و ویژگیهای مطلوبی هستند که از سوی جامعه و یا گروهی پیشنهاد و یا تعیین میشود، این اهداف نسبی که برای بدست آوردن آن عموم تلاش میکنند در هر جامعه تعریف شده و جهانی نیست. مثلا حقوق بشر یک ارزش پذیرفته جهانی میباشد.
سنجش این اهداف و ایده ها، آرمان های عملی یا اخلاقی، نحوه برخورد در امور زندگی، الگوهای رفتاری، به ویژگی های شخصیت اختصاص داده میشود. ارزش ها عمومی یا خصوصی هستند. گاهی ارزشها از شخص پذیرفته نمیشود ولی یک ارزش جامعه میباشد که ارزش خصوصی نام دارند. در بحث های جنسی و مذهبی این ارزشهای خصوصی بسیار دیده میشوند.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🙎♂دکتر موریس ستودگان💫
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت برای بالا بردن مهارت های ارتباطی و ارتباطهای موثر (قسمت یکم)
برقراری ارتباط موثر یکی از پیشرفته ترین موضوعات و از مهم ترین مهارت های زندگی میباشد که لازم است برای بهبود آن تلاش شود. اگر شما هم نیاز به بهبود مهارت های خود برای زندگی اجتماعی و یا کار با مراجع و یا تسلط در اموزش و سخنوری برای بیان ایده ها خود دارید، برخی از نکات کلیدی برای ایجاد یک ارتباط موثر را در اینجا خواهید یافت.
👈 ۱) یک شنونده فعال باشید!
پاول واتزلاویک Paul Watzlawick درکتاب "محاوره های انسانی"
(Menschliche Kommunikation)
و همچنین مارشال روزنبرگ Rosenberg Marshall B در کتاب خود بنام "محاوره بدون خشونت"
(Gewaltfreie Kommunikation)
مهم ترین قدم در ارتباط موثر را گوش دادن "واقعی" و فعال میدانند. یعنی فقط شنیدن و تظاهر به شنیدن کافی نیست. همه ما میدانیم که گوش دادن به صحبت های شخص مقابل یا مراجع ما کار ساده ای نیست بخصوص در حیطه علاقه ما نباشد ولی مهم ترین قدم در بالا بردن قدرت برقراری ارتباط موثر، توجه نشان دادن و گوش کردن فعال به گفته طرف مقابل خواه مراجع، خواه رئیس و خواه همسر باشد. یک گفتگوی مناسب متشکل هماهنگی بین گفتن و شنیدن است. اگر شنونده خوبی باشیم، طرف مقابل هم برای ما همین طور گوینده خوبی خواهد بود. گوش دادن فعال از دید من مانند رهبر ارکستری میباشد که نوازنده (گوینده) را فعال، راهنمایی و همراهی میکند تا بتواند آهنگ دلخواه را خلق کند.
👈 ۲) حس همدلی Empathy خود را تقویت کنید.
Steve de shazer د شیزر
در کتاب راه های تراپی کوتاه خود می نویسد که همدلی با مراجع نصف ار درمان است.
ارتباط موثر یک جاده دو طرفه است. این بدین معنی میباشد که هر چقدر بیشتر با طرف مقابل همدل باشیم و درک موقعیت برای موضع طرف مقابل نشان بدهیم به همان نسبت ارتباط موثر قوی تر خواهد بود.
این یک نیاز انسانی میباشد که میخواهد فهمیده شود و احساس همدلی بدست آورد.
اگر طرف مقابل محاوره نظر مخالفی داشته باشد میبایست آن را به عنوان یک شانس بررسی کنیم و خود را برای نظر مخالف طرف مقابل همیشه آماده کنیم تا از استرس و اضطرابی که احتمالا در محاوره و تلاش برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهیم.
به عنوان مثال اگر شخص متقابل شما خسته است به صحبت کردن اصرار نکنید و سعی کنید او را درک کنید. و بر عکس اگر ما توان گوش کردن فعال را به هر علتی نداشتیم میتوانیم شفاف باشیم و به طرف مقابل بگوئیم.
👈 ۳) کوتاه و مفید و موثر باشیم
بامبرگر Bamberger
در کتاب مشاوره راه حل محور مینویسد؛
یک مشاوره موثر کوتاه و راه حل را در پیش رو دارد.
هیچ نیازی نیست در صحبت ها به تمام جزئیات بپردازید بخصوص اگر برای طرف مقابل یا مراجع در آن موقعیت خالی از معنا باشد. بلکه فقط لازم است طبق این مقوله با کوتاه و موثر گویی پیش بروید:
🔑 -> مقدمه کوتاه
🔑 -> دلیل گویا
🔑 -> اطلاعات موثر
🔑 -> پایان
🔑 -> پیگیری
این کار کمکی است تا در خلاصه ترین حالت ممکن بیشترین بهره وری موثر گردد.
به زبان ساده تر اگر بگویم، در صحبت های خود زیاده گویی نکنید تا شنونده خسته نشود و اطلاعات داده شده را فراموش نکند.
👈 ۴) شنونده ما کیست
Friedman Schulz von aThun فریدمان شولتز فون تون استاد من در کتاب "با هم صحبت کنیم" می نویسد موثرترین سخنرانان و نویسندگان
انهایی هستند که می دانند
چه مطلبی را 👈 What
چگونه 👈 How
در چه زمانی 👈 when
و به چه کسی 👈 whom
میخواهند بزنند.
بسیار واضح است که نوع صحبتی که شما با رئیس یا همکار خود دارید، با آنچه که به همسر یا فرزند خود می گویید بسیار متفاوت است. پس لازم است این موضوع را در نظر داشته باشیم که شنونده ما چه کسی است و صحبت های خود را برای او ساخته و پرداخته کنیم.
👈 ۵) گسل و هر چیز اختلال افرین را فعالانه کنار بگذاریم
Eva Renate Schmidt
ایوا رناته شمیت در کتاب "مشاوره با برقراری تماس" می نویسد هر چیزی که تماس ما با مراجع و شخص مقابل را احتمالا مختل میکند، میبایست از ان به طور فعال دوری شود.
به عنوان مثال اگر با کسی در حال مکالمه و محاوره هستید از تلفن همراه خود استفاده کنید و یا به تلفنی جواب دهید میتواند اختلال در پذیرش متقابل بوجود آورد. چرا که شخص مقابل انتظار دارد تمام توجه ما به صحبت های او باشد. من این گونه محاوره ها را که هر دو شخص با کمال توجه به یکدیگر امادگی دارند رقص والسر مینامم، چرا که به هماهنگی (ناگفته) فراوان نیاز است.
به همین جهت بعضی وقت ها لازم است از چیزهایی که باعث اختلال در گفتار ما مثل تلفن همراه یا ورود شخصی بدون برنامه در گفتمان می شود دوری کنیم تا یک مکالمه موثر تر و مناسب تر داشته باشیم.
ادامه دارد...
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت برای بالا بردن مهارت های ارتباطی و ارتباطهای موثر (قسمت یکم)
برقراری ارتباط موثر یکی از پیشرفته ترین موضوعات و از مهم ترین مهارت های زندگی میباشد که لازم است برای بهبود آن تلاش شود. اگر شما هم نیاز به بهبود مهارت های خود برای زندگی اجتماعی و یا کار با مراجع و یا تسلط در اموزش و سخنوری برای بیان ایده ها خود دارید، برخی از نکات کلیدی برای ایجاد یک ارتباط موثر را در اینجا خواهید یافت.
👈 ۱) یک شنونده فعال باشید!
پاول واتزلاویک Paul Watzlawick درکتاب "محاوره های انسانی"
(Menschliche Kommunikation)
و همچنین مارشال روزنبرگ Rosenberg Marshall B در کتاب خود بنام "محاوره بدون خشونت"
(Gewaltfreie Kommunikation)
مهم ترین قدم در ارتباط موثر را گوش دادن "واقعی" و فعال میدانند. یعنی فقط شنیدن و تظاهر به شنیدن کافی نیست. همه ما میدانیم که گوش دادن به صحبت های شخص مقابل یا مراجع ما کار ساده ای نیست بخصوص در حیطه علاقه ما نباشد ولی مهم ترین قدم در بالا بردن قدرت برقراری ارتباط موثر، توجه نشان دادن و گوش کردن فعال به گفته طرف مقابل خواه مراجع، خواه رئیس و خواه همسر باشد. یک گفتگوی مناسب متشکل هماهنگی بین گفتن و شنیدن است. اگر شنونده خوبی باشیم، طرف مقابل هم برای ما همین طور گوینده خوبی خواهد بود. گوش دادن فعال از دید من مانند رهبر ارکستری میباشد که نوازنده (گوینده) را فعال، راهنمایی و همراهی میکند تا بتواند آهنگ دلخواه را خلق کند.
👈 ۲) حس همدلی Empathy خود را تقویت کنید.
Steve de shazer د شیزر
در کتاب راه های تراپی کوتاه خود می نویسد که همدلی با مراجع نصف ار درمان است.
ارتباط موثر یک جاده دو طرفه است. این بدین معنی میباشد که هر چقدر بیشتر با طرف مقابل همدل باشیم و درک موقعیت برای موضع طرف مقابل نشان بدهیم به همان نسبت ارتباط موثر قوی تر خواهد بود.
این یک نیاز انسانی میباشد که میخواهد فهمیده شود و احساس همدلی بدست آورد.
اگر طرف مقابل محاوره نظر مخالفی داشته باشد میبایست آن را به عنوان یک شانس بررسی کنیم و خود را برای نظر مخالف طرف مقابل همیشه آماده کنیم تا از استرس و اضطرابی که احتمالا در محاوره و تلاش برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهیم.
به عنوان مثال اگر شخص متقابل شما خسته است به صحبت کردن اصرار نکنید و سعی کنید او را درک کنید. و بر عکس اگر ما توان گوش کردن فعال را به هر علتی نداشتیم میتوانیم شفاف باشیم و به طرف مقابل بگوئیم.
👈 ۳) کوتاه و مفید و موثر باشیم
بامبرگر Bamberger
در کتاب مشاوره راه حل محور مینویسد؛
یک مشاوره موثر کوتاه و راه حل را در پیش رو دارد.
هیچ نیازی نیست در صحبت ها به تمام جزئیات بپردازید بخصوص اگر برای طرف مقابل یا مراجع در آن موقعیت خالی از معنا باشد. بلکه فقط لازم است طبق این مقوله با کوتاه و موثر گویی پیش بروید:
🔑 -> مقدمه کوتاه
🔑 -> دلیل گویا
🔑 -> اطلاعات موثر
🔑 -> پایان
🔑 -> پیگیری
این کار کمکی است تا در خلاصه ترین حالت ممکن بیشترین بهره وری موثر گردد.
به زبان ساده تر اگر بگویم، در صحبت های خود زیاده گویی نکنید تا شنونده خسته نشود و اطلاعات داده شده را فراموش نکند.
👈 ۴) شنونده ما کیست
Friedman Schulz von aThun فریدمان شولتز فون تون استاد من در کتاب "با هم صحبت کنیم" می نویسد موثرترین سخنرانان و نویسندگان
انهایی هستند که می دانند
چه مطلبی را 👈 What
چگونه 👈 How
در چه زمانی 👈 when
و به چه کسی 👈 whom
میخواهند بزنند.
بسیار واضح است که نوع صحبتی که شما با رئیس یا همکار خود دارید، با آنچه که به همسر یا فرزند خود می گویید بسیار متفاوت است. پس لازم است این موضوع را در نظر داشته باشیم که شنونده ما چه کسی است و صحبت های خود را برای او ساخته و پرداخته کنیم.
👈 ۵) گسل و هر چیز اختلال افرین را فعالانه کنار بگذاریم
Eva Renate Schmidt
ایوا رناته شمیت در کتاب "مشاوره با برقراری تماس" می نویسد هر چیزی که تماس ما با مراجع و شخص مقابل را احتمالا مختل میکند، میبایست از ان به طور فعال دوری شود.
به عنوان مثال اگر با کسی در حال مکالمه و محاوره هستید از تلفن همراه خود استفاده کنید و یا به تلفنی جواب دهید میتواند اختلال در پذیرش متقابل بوجود آورد. چرا که شخص مقابل انتظار دارد تمام توجه ما به صحبت های او باشد. من این گونه محاوره ها را که هر دو شخص با کمال توجه به یکدیگر امادگی دارند رقص والسر مینامم، چرا که به هماهنگی (ناگفته) فراوان نیاز است.
به همین جهت بعضی وقت ها لازم است از چیزهایی که باعث اختلال در گفتار ما مثل تلفن همراه یا ورود شخصی بدون برنامه در گفتمان می شود دوری کنیم تا یک مکالمه موثر تر و مناسب تر داشته باشیم.
ادامه دارد...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🙎♂دکتر موریس ستودگان💫
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت (قسمت دوم)
👈 ۶) نقل بیان کنید (Paraphrase) و سوال مطرح کنید
Bachmair باخمایر
در کتاب "مشاوره یاد گرفته میشود" تاکید دارد که نقل بیان میتواند مکالمه رو آنجا موثر کند که ما مطمین میشویم که داده ها را درست دریافت کرده ایم و طرف مقابل احساس میکند که گفته هایش حائز اهمیت و تاثیر گزار است.
مثلا میگویم.
{درست متوجه شدم که شما...؟ }
{میخواهم مطمین شوم که گفته های شما را درست متوجه شدم...ایا....؟ }
وقتی که ما سوالی را مطرح می کنیم و آن را از شخص می پرسیم، نشان می دهد به شنیدن و متوجه شدن درست آنچه که شخص مقابل می گوید، علاقه داریم. همچنین اگر یک بار به عنوان مثال جواب را به درستی نگرفتیم، با پرسش مجدد سوال، این مشکل هم میتواند برطرف شود.
این نقل بیان به پر شدن فضای خالی مکالمات کوتاه هم کمک فراوانی خواهد کرد تا وارد یک مکالمه عمیق تر و مناسب تر از صحبت کردن در مورد آب و هوا بشود!
👈۷) داستان های کوتاه تعریف کنیم یا از متافر Metapher استعاره استفاده کنیم
Werner Vogelauer فوگلاور ورنر
در کتاب "متد های ABC برای کوچینگ" می نویسد: داستانها بسیار قدرتمندند، چرا که همه ما از کودکی خاطرات مثبت از داستانها داریم. با گفتن داستانهای کوتاه یا استعاره ها که میتواند در تفهیم موقعیت یا حل مشکل کمک کند استفاده کنیم. این داستانها یا استعاره ها مغز را فعال، داده ها را جذابتر و موثر تر و حتی در مصاحبه ها به موفقیت ما کمک می کنند.
👈 ۸) مهارت شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه Small Talk
Arnulf Deppermann
ارنولف دپرمان در کتاب "انالیز کردن محاوره" می نویسد که مدیریت مکالمات و بحث های کوتاه هنر خاصی میباشد. گاهی اوقات گفتمان های کوتاه میتوانند موثر باشند و برای Warm Up (وجد آور گفتمان) و برای شروع به یک گفتگو نیاز است که حتما از قبل یک موضوع گفتگو آماده کرده باشیم.
یکی از متدهایی که می توان یک مکالمه کوتاه را به یک گفتگوی بهتری تبدیل کرد تکنیک FORD میباشد. که مخفف انگلیسی:
Family خانواده 👈
Occupation شغل👈
Recreatiin تفریح و سرگرمی👈
Dreams رویاها 👈
با اغاز گفتمان به وسیله به اشتراک گذاری این موضوعات، خواهید توانست یک مکالمه خوب و موثر با موضوعات بسیار زیاد داشته باشید.
👈۹) کشنده گفتگوها یا "communication killer" را بشناسیم.
دو لغتی که باید از آن پرهیز کنم کلمه های هم معنا و هم وزن با "همیشه" و "هرگز" میباشند. Manfred Prior مانفرد پریور در کتاب "مداخله مینی ماکس" و همچنین پاول واتزلاویک بارها این کلمات را موذی و قاتل گفتگو معرفی کرده اند.
در رابطه های خانوادگی و مکالمات روزمره این اصطلاحات به کرات استفاده شده و معنی مطلق خود را از دست داده اند ولی در ناخودآگاه اتش بپا میکنند. مانند "تو همیشه دیر میای...." "تو هرگز نگفتی منو دوست داری..." "تو همیشه مادرت رو میبینی ..." "هیچوقت منو..." "همیشه اونو..."
و دیگر اینکه پرهیز از بیان کلمات اضافی که روزمره ما از آنها استفاده میکنیم مانند "آمم.." یا "خب..." و غیره. هرچه بیشتر از اینگونه کلمات و مکث های غیر ضروری دوری کنیم اعتماد به نفس بیشتری هم خواهیم داشت. برای جلوگیری از بیان اینگونه کلمه ها پیشنهاد میشود
🔑 یک انگشتر لاستیکی در انگشت خود کنید و هربار که احساس کردید باید یکی از آن کلمات را ادا کنید یک بار انگشتر را در انگشت خود بچرخانید. به مرور زمان و با تمرین مداوم مغز یاد می گیرد تا دیگر از کلمات غیر ضروری استفاده نکند.
👈۱۰) زبان بدن میتواند کلید موثر باشد
The definitive book of body language, A. & B. Pease
باربارا و الن پیس در کتاب خود می نویسند که زبان بدن بهترین نقشه برای کشف دنیای دیگران است. مثلا به همسر خود می گویید که آماده گفتگو هستید اما دست به سینه نشسته اید! یا می گویید در حال گوش دادن هستید ولی سرتان همچنان در تلفن همراه است! ناگفته ها NVC غالبا آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند. فراموش نکنیم که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان بدن مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن، مخفی نکردن دستها، تن صدا، نحوه نشستن بسیار مهم هستند چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد را برملا می کند.
🔑یک روش موثر برای بهره برداری از بدن برای یک ارتباط موثر، تمرکز فیزیکی در انگشتان پا است. با این کار مغز ناخودآگاه از سر تا نوک پا را در حالت آماده باش قرار می دهد.
🔑روش بعدی یک ارتباط چشمی حرفه ای است که می توان از تکنیک مثلث FT استفاده کرد. به این صورت که یک مثلث ذهنی در صورت طرف مقابل رسم کنید که دو زاویه آن در چشم ها و زاویه سوم در زیر بینی قرار بگیرد. سپس در هر ۱۰ ثانیه چشم تان را به یکی از این سه زاویه متمرکز کنید تا ارتباط چشمی موثر شکل بگیرد. این روشها در ارتباط موثر نقش مهمی دارند.
📖 جزوات آموزشی
📍ده کلید موفقیت (قسمت دوم)
👈 ۶) نقل بیان کنید (Paraphrase) و سوال مطرح کنید
Bachmair باخمایر
در کتاب "مشاوره یاد گرفته میشود" تاکید دارد که نقل بیان میتواند مکالمه رو آنجا موثر کند که ما مطمین میشویم که داده ها را درست دریافت کرده ایم و طرف مقابل احساس میکند که گفته هایش حائز اهمیت و تاثیر گزار است.
مثلا میگویم.
{درست متوجه شدم که شما...؟ }
{میخواهم مطمین شوم که گفته های شما را درست متوجه شدم...ایا....؟ }
وقتی که ما سوالی را مطرح می کنیم و آن را از شخص می پرسیم، نشان می دهد به شنیدن و متوجه شدن درست آنچه که شخص مقابل می گوید، علاقه داریم. همچنین اگر یک بار به عنوان مثال جواب را به درستی نگرفتیم، با پرسش مجدد سوال، این مشکل هم میتواند برطرف شود.
این نقل بیان به پر شدن فضای خالی مکالمات کوتاه هم کمک فراوانی خواهد کرد تا وارد یک مکالمه عمیق تر و مناسب تر از صحبت کردن در مورد آب و هوا بشود!
👈۷) داستان های کوتاه تعریف کنیم یا از متافر Metapher استعاره استفاده کنیم
Werner Vogelauer فوگلاور ورنر
در کتاب "متد های ABC برای کوچینگ" می نویسد: داستانها بسیار قدرتمندند، چرا که همه ما از کودکی خاطرات مثبت از داستانها داریم. با گفتن داستانهای کوتاه یا استعاره ها که میتواند در تفهیم موقعیت یا حل مشکل کمک کند استفاده کنیم. این داستانها یا استعاره ها مغز را فعال، داده ها را جذابتر و موثر تر و حتی در مصاحبه ها به موفقیت ما کمک می کنند.
👈 ۸) مهارت شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه Small Talk
Arnulf Deppermann
ارنولف دپرمان در کتاب "انالیز کردن محاوره" می نویسد که مدیریت مکالمات و بحث های کوتاه هنر خاصی میباشد. گاهی اوقات گفتمان های کوتاه میتوانند موثر باشند و برای Warm Up (وجد آور گفتمان) و برای شروع به یک گفتگو نیاز است که حتما از قبل یک موضوع گفتگو آماده کرده باشیم.
یکی از متدهایی که می توان یک مکالمه کوتاه را به یک گفتگوی بهتری تبدیل کرد تکنیک FORD میباشد. که مخفف انگلیسی:
Family خانواده 👈
Occupation شغل👈
Recreatiin تفریح و سرگرمی👈
Dreams رویاها 👈
با اغاز گفتمان به وسیله به اشتراک گذاری این موضوعات، خواهید توانست یک مکالمه خوب و موثر با موضوعات بسیار زیاد داشته باشید.
👈۹) کشنده گفتگوها یا "communication killer" را بشناسیم.
دو لغتی که باید از آن پرهیز کنم کلمه های هم معنا و هم وزن با "همیشه" و "هرگز" میباشند. Manfred Prior مانفرد پریور در کتاب "مداخله مینی ماکس" و همچنین پاول واتزلاویک بارها این کلمات را موذی و قاتل گفتگو معرفی کرده اند.
در رابطه های خانوادگی و مکالمات روزمره این اصطلاحات به کرات استفاده شده و معنی مطلق خود را از دست داده اند ولی در ناخودآگاه اتش بپا میکنند. مانند "تو همیشه دیر میای...." "تو هرگز نگفتی منو دوست داری..." "تو همیشه مادرت رو میبینی ..." "هیچوقت منو..." "همیشه اونو..."
و دیگر اینکه پرهیز از بیان کلمات اضافی که روزمره ما از آنها استفاده میکنیم مانند "آمم.." یا "خب..." و غیره. هرچه بیشتر از اینگونه کلمات و مکث های غیر ضروری دوری کنیم اعتماد به نفس بیشتری هم خواهیم داشت. برای جلوگیری از بیان اینگونه کلمه ها پیشنهاد میشود
🔑 یک انگشتر لاستیکی در انگشت خود کنید و هربار که احساس کردید باید یکی از آن کلمات را ادا کنید یک بار انگشتر را در انگشت خود بچرخانید. به مرور زمان و با تمرین مداوم مغز یاد می گیرد تا دیگر از کلمات غیر ضروری استفاده نکند.
👈۱۰) زبان بدن میتواند کلید موثر باشد
The definitive book of body language, A. & B. Pease
باربارا و الن پیس در کتاب خود می نویسند که زبان بدن بهترین نقشه برای کشف دنیای دیگران است. مثلا به همسر خود می گویید که آماده گفتگو هستید اما دست به سینه نشسته اید! یا می گویید در حال گوش دادن هستید ولی سرتان همچنان در تلفن همراه است! ناگفته ها NVC غالبا آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند. فراموش نکنیم که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان بدن مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن، مخفی نکردن دستها، تن صدا، نحوه نشستن بسیار مهم هستند چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد را برملا می کند.
🔑یک روش موثر برای بهره برداری از بدن برای یک ارتباط موثر، تمرکز فیزیکی در انگشتان پا است. با این کار مغز ناخودآگاه از سر تا نوک پا را در حالت آماده باش قرار می دهد.
🔑روش بعدی یک ارتباط چشمی حرفه ای است که می توان از تکنیک مثلث FT استفاده کرد. به این صورت که یک مثلث ذهنی در صورت طرف مقابل رسم کنید که دو زاویه آن در چشم ها و زاویه سوم در زیر بینی قرار بگیرد. سپس در هر ۱۰ ثانیه چشم تان را به یکی از این سه زاویه متمرکز کنید تا ارتباط چشمی موثر شکل بگیرد. این روشها در ارتباط موثر نقش مهمی دارند.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫💫💫
📍وسواس (گرایش) جنسی چیست؟
مطمینا همه شما کلمه وسواس را در اولین شنیدن با کلمه شستن دست افراطی یا مرتب کردن خانه در حد تکراری در بعضی افراد فامیل به یاد میاورید. وسواس پراکندگی فراوانی دارد.
و احتمالا یک عده ای از وسواس فکری عملی اطلاعی دارند. و این اختلال را می شناسند و یا در مورد آن خوانده اند و یا شنیده اند.
برای اینکه وسواس جنسی را بشناسیم باید اول تعریف وسواس فکری عملی را کوتاه نگاه کنیم.
اختلال وسواس فکری عملی یا OCD Obsessive-compulsive disorder
به اضطراب و نگرانی در افراد گفته میشود که به طور ناخواسته افکار و اندیشه و احساسات وسواس گونه ای را تجربه میکنند که انها را به اعمال و افکار تکراری وادار (بدون اراده) مینماید.
مثال؛ شستن دست، مرتب کردن تکراری، نظافت کردن بی اندازه، منظم چیدن اجباری و غیره. بیرون از خانه فکر کردن مدام به کلید در، برق اطاق، برق اطو، اجاق گاز، قفل ماشین....
این رفتار به طور قابل ملاحظه ای روی کارهای روزمره این افراد و روابط آنها با دیگران و تمرکز حواس انها تاثیر میگزارد.
پدیدار شدن اینگونه رفتار در زندگی اختلال وسواس عملی فکری نامیده میشود. وسواس تا حدود زیادی از دید سیستمی قابل انتقال از والدین میباشد. افراد زیادی در روز کارهای تکراری انجام میدهند و یا رفتار تکراری دارند اما اختلال در زندگی روزمره آنها و روابط آنها ایجاد نمیکند. تشخیص این اختلال وقتیست که عملی یا فکری مدام صورت میگیرد و عدم انجام آن عمل برایشان احساس ناخوشایندی به همراه سترس به همراه دارد. بسیاری این اختلال را نمی پذیرند و یا مطمین نیستند در حالیکه نمیتوانند دست از فکر کردن به آن بکشند.
📌 هم اکنون به تعریف وسواس گرایش جنسی میپردازیم. این وسواس از زیر شاخه های اختلال فکری عملی میباشد.
بیشتر این وسواس شامل افرادی میشود که افکار ناخواسته و برانگیختگی مربوط به مسائل جنسی دارند. این افراد با افکار تهاجمی روبرو میشوند که در ذهنشان به یک رفتار جنسی مشخصی مثل علاقه به کودکان (پدوفایلی) علاقه به حیوانات (سودومی) علاقه به اشیا (آبجکتفایلی) تبدیل میشود.
مثلا فکر میکند: مبادا من به این علاقه مند بشم. مبادا کنترل خودم را از دست بدهم و یک حرکت جنسی انجام بدهم. مبادا دلم با او چیزی بخواهد. مبادا آلت جنسی خودم را نشانش بدهم. مبادا سعی کنم با آن رابطه جنسی برقرار کنم. این ترس ها و مباداها شخص را دچار وسواس فکری میکند. و گاهی افکاری شبیه ترس از علاقه جنسی به شخصیت های مذهبی، خدا، خواهر و مادر و پدر و برادر و ترس از خشونت ناگهانی در عمل جنسی.
وسواس جنسی به طور یکسان در زنان و مردان وجود دارد که در سنین بلوغ شروع شده و در دوره ای ممکن است شدیدتر و در دوره ای کمتر احساس شود.
برای درک بهتر افراد مبتلا به اختلال جنسی (آمار دقیقی در دست نیست) باید بدانیم که افکارشان را خودشان غیر اخلاقی می پندارند و حاضر نیستند در مورد آن صحبت کنند (تابو). و قابل ذکر هست که وسواس جنسی با فانتزی های جنسی کاملا متفاوت است.
وسواس جنسی ایجاد گناه و شرم و سترس برای شخص به همراه دارد و نه لذت ولی فانتزی با لذت و بدون سترس است.
وسواس جنسی سترس زاست و سبب ناراحتی و حالاتی نظیر خشم و عصبانیت و افسردگی و نهایتا انزوا و از دست دادن تمرکز و اضطراب شدید میگردد.
دکتر موریس ستودگان اپریل ۲۰۱۸
مبنی بر نوشته های متفاوت از جمله,
Monica T Williams
📍وسواس (گرایش) جنسی چیست؟
مطمینا همه شما کلمه وسواس را در اولین شنیدن با کلمه شستن دست افراطی یا مرتب کردن خانه در حد تکراری در بعضی افراد فامیل به یاد میاورید. وسواس پراکندگی فراوانی دارد.
و احتمالا یک عده ای از وسواس فکری عملی اطلاعی دارند. و این اختلال را می شناسند و یا در مورد آن خوانده اند و یا شنیده اند.
برای اینکه وسواس جنسی را بشناسیم باید اول تعریف وسواس فکری عملی را کوتاه نگاه کنیم.
اختلال وسواس فکری عملی یا OCD Obsessive-compulsive disorder
به اضطراب و نگرانی در افراد گفته میشود که به طور ناخواسته افکار و اندیشه و احساسات وسواس گونه ای را تجربه میکنند که انها را به اعمال و افکار تکراری وادار (بدون اراده) مینماید.
مثال؛ شستن دست، مرتب کردن تکراری، نظافت کردن بی اندازه، منظم چیدن اجباری و غیره. بیرون از خانه فکر کردن مدام به کلید در، برق اطاق، برق اطو، اجاق گاز، قفل ماشین....
این رفتار به طور قابل ملاحظه ای روی کارهای روزمره این افراد و روابط آنها با دیگران و تمرکز حواس انها تاثیر میگزارد.
پدیدار شدن اینگونه رفتار در زندگی اختلال وسواس عملی فکری نامیده میشود. وسواس تا حدود زیادی از دید سیستمی قابل انتقال از والدین میباشد. افراد زیادی در روز کارهای تکراری انجام میدهند و یا رفتار تکراری دارند اما اختلال در زندگی روزمره آنها و روابط آنها ایجاد نمیکند. تشخیص این اختلال وقتیست که عملی یا فکری مدام صورت میگیرد و عدم انجام آن عمل برایشان احساس ناخوشایندی به همراه سترس به همراه دارد. بسیاری این اختلال را نمی پذیرند و یا مطمین نیستند در حالیکه نمیتوانند دست از فکر کردن به آن بکشند.
📌 هم اکنون به تعریف وسواس گرایش جنسی میپردازیم. این وسواس از زیر شاخه های اختلال فکری عملی میباشد.
بیشتر این وسواس شامل افرادی میشود که افکار ناخواسته و برانگیختگی مربوط به مسائل جنسی دارند. این افراد با افکار تهاجمی روبرو میشوند که در ذهنشان به یک رفتار جنسی مشخصی مثل علاقه به کودکان (پدوفایلی) علاقه به حیوانات (سودومی) علاقه به اشیا (آبجکتفایلی) تبدیل میشود.
مثلا فکر میکند: مبادا من به این علاقه مند بشم. مبادا کنترل خودم را از دست بدهم و یک حرکت جنسی انجام بدهم. مبادا دلم با او چیزی بخواهد. مبادا آلت جنسی خودم را نشانش بدهم. مبادا سعی کنم با آن رابطه جنسی برقرار کنم. این ترس ها و مباداها شخص را دچار وسواس فکری میکند. و گاهی افکاری شبیه ترس از علاقه جنسی به شخصیت های مذهبی، خدا، خواهر و مادر و پدر و برادر و ترس از خشونت ناگهانی در عمل جنسی.
وسواس جنسی به طور یکسان در زنان و مردان وجود دارد که در سنین بلوغ شروع شده و در دوره ای ممکن است شدیدتر و در دوره ای کمتر احساس شود.
برای درک بهتر افراد مبتلا به اختلال جنسی (آمار دقیقی در دست نیست) باید بدانیم که افکارشان را خودشان غیر اخلاقی می پندارند و حاضر نیستند در مورد آن صحبت کنند (تابو). و قابل ذکر هست که وسواس جنسی با فانتزی های جنسی کاملا متفاوت است.
وسواس جنسی ایجاد گناه و شرم و سترس برای شخص به همراه دارد و نه لذت ولی فانتزی با لذت و بدون سترس است.
وسواس جنسی سترس زاست و سبب ناراحتی و حالاتی نظیر خشم و عصبانیت و افسردگی و نهایتا انزوا و از دست دادن تمرکز و اضطراب شدید میگردد.
دکتر موریس ستودگان اپریل ۲۰۱۸
مبنی بر نوشته های متفاوت از جمله,
Monica T Williams
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔑 مثلث تغییر
دکتر موریس ستودگان
مثلث تغییر مکانی هست برای وارد شدن به ان در لحظات ضروری که چیزی در داخل ما، یا کسی یا چیزی در محیط ما باعث می شود ما دچار پریشانی روحی و عاطفی بشویم.
من شخصا در هنگام درگیری روحی به «مثلث تغییر» مراجعه میکنم، زیرا تقریبا به محض اینکه متوجه شدم که من کجای این سه گوشه مثلث قرار گرفته ام، به دو دلیل حالم بهتر میشود.
اولا با بدست اوردن و برقراری فاصله از احساس ناراحتی من و همزمان ایجاد چشم اندازی جدید برای دوری از احساس ناراحتی و دوم از داشتن برخی از امکانات آنچه که باید انجام بدهم تا به خودم کمک کنم به احساس بهتری دست پیدا کنم. به همین دو دلیل به مثلث رجوع میکنم.
🔑چگونگی استفاده از مثلث و ارزیابی اینکه در کدام کنج مثلث بیشتر خودمان را میابیم!
👈مکث کنیم، نفس عمیق بکشیم، و حداقل برای چند ثانیه آرام باشیم.
👈سعی کنیمهمه ی احساسات اصلی و اساسی ما که در آن لحظه ما رو غافلگیر میکنند را شناسایی کنیم. ممکن است بیش از یکی باشند. هر چیزی که برایمان قابل شناختن است نامگزاری میکنیم.
👈به بهترین راه ممکن برای دستیابی به احساستمان در این لحظه فکر کنیم.
👈با کمی تمرین، هنگامی که ما می پرسیم، "در حال حاضر در کجای مثلث تغییر هستم؟" ما متوجه خواهیم شد که وضعیت احساسی ما در یکی از سه گوشه مثلث یافت می شود:
1) گوشه بالا در چپ - "احساس دفاع "
2) گوشه بالا در راست - "احساسات محدود کننده"
3) گوشه به پایین - "احساسات اصلی"
و در زیر مثلث، "در موقعیت خود واقعی بودن" آرام صلح و آرامش - که همه ما امیدواریم که زمان زیادی آنجا صرف کنیم. بیشتر اوقات زیر «مثلث» با «گوش دادن» به آنچه که احساسات اصلی در این لحظه به ما می گوید، و با احترام به آن و با دادن احساسات مرتبط بدن به صورت آزادانه قابل دسترسی میشوند، تا زمانی که به طور طبیعی کمرنگ شوند. احساسات اصلی در طبیعت موج دار هستند: طلوع وار میایند و سپس از بین میروند.
در نوشته های من، کتاب و مقالات، از داستان ها، راهنمایی ها، آزمایش های عملی و همچنین بحث علوم اعصاب و خیلی چیزهای دیگر برای به اشتراک گذاشتن خصوصیات و چگونگی استفاده از مثلث استفاده می کنم. در اینجا یک راهنمای کوتاه ارائه میدهم تا اصول اولیه را به شما معرفی کنم:
مثال عملی از مثلث تغییر:
من از مثلث تغییر اغلب خودم برای بهتر شدن احساسم استفاده می کنم. یک نمونه از تجربه اخیر شخصی من:
امروز من درباره نوشتن یک مقاله دغدغه داشتم. احساس تنگی در قفسه سینه داشتم و شکمم پر از احساس ناارام و اضطراب بود. از آنجا که من احساس اضطراب را دوست ندارم، از داشتن افکار منفی مانند "شاید من نمی توانم این کار را انجام دهم" از آن اجتناب می کنم و من در مورد تماس تلفنی ناخوشایندی که باید انجام بدهم، گاهی اجتناب میکنم. (این حرکت اولیه از احساسات "احساس دفاع" به طور گسترده ای ناخودآگاه و به طور خودکار اتفاق می افتد.) این یک مثال از حرکت من در گوشه بالا سمت راست مثلث تغییر است که اضطراب و سایر احساسات محدود کننده در سمت چپ مثلث واقع هستند من نمیخواهم اضطرابم را احساس کنم.
هنگامی که متوجه میشوم که افکار منفی دارم ("من نمیتوانم این کار را انجام دهم!") دفاع میکنم (که بعضی از کارها را در رسیدن به آگاهی انجام می دهد)، می دانم که می توانم مثلث تغییر را برای احساسی بهتر بکار گیرم، بنابراین از خودم شروع می کنم،
"آیا می توانم بشناسم که احساسات اصلی کهدر حال حاضر مرا هدایت میکنند کدامند؟"
برای پیدا کردن احساسات اصلی، من به بدنم توجه می کنم. این کلید ماست!🔑
به هیچ وجه تعجب نکنید، هنگامی که توجه من را از احساس دفاع من (افکار منفی که نمیتوانم انجام دهم) را به بدنم تغییر انتقال میدهم، احساس اضطرابم را دوباره احساس میکنم - که در سینه فرو میریزد. من در گوشه بالا سمت راست از تغییر مثلث برگشتم اما این بار من به سمت راست حرکت می کنم، به طور مستقیم با احساسات اصلی من مقابله می کنم. هدف من این است که در سطح عمیق خود (زیر مثلث) به خودم وصل شوم و به آن افکار منفی که من ایجاد کردم گوش دهم و ان را برای جلوگیری از احساسات محدود کننده بشناسم.
برای مقابله با احساسات مضطربم، نفس عمیق میکشم، به احساس فیزیکی در داخل خودم تمرکز میکنم. بر احساس فیزیکی اضطراب من با موضع محبت و کنجکاوی در برابر ترس و قضاوت تمرکز می کنم. هنگامی که اضطراب من کاهش می یابد با تنفس و سایر آیتم های خود واقعی بودن، احساسات پایه هویدا میشوند.
گاهی احساسات اصلی ای که من تجربه می کنم، واضح است ولی همیشه اینگونه نیست. در لحظات چالش انگیز، من به معنای واقعی کلمه "سعی میکنم" هر احساس اصلی را، یک به یک بشناسم.
مثلا: توجه من هنوز به بدن من است - زیر گردنم. از خودم می پرسم: آیا غم و اندوه حس میکنم؟ آیا خشم در من است؟ هیجانی هستم؟ شادم؟ آیا ترس احساس میکنم؟
۱)
دکتر موریس ستودگان
مثلث تغییر مکانی هست برای وارد شدن به ان در لحظات ضروری که چیزی در داخل ما، یا کسی یا چیزی در محیط ما باعث می شود ما دچار پریشانی روحی و عاطفی بشویم.
من شخصا در هنگام درگیری روحی به «مثلث تغییر» مراجعه میکنم، زیرا تقریبا به محض اینکه متوجه شدم که من کجای این سه گوشه مثلث قرار گرفته ام، به دو دلیل حالم بهتر میشود.
اولا با بدست اوردن و برقراری فاصله از احساس ناراحتی من و همزمان ایجاد چشم اندازی جدید برای دوری از احساس ناراحتی و دوم از داشتن برخی از امکانات آنچه که باید انجام بدهم تا به خودم کمک کنم به احساس بهتری دست پیدا کنم. به همین دو دلیل به مثلث رجوع میکنم.
🔑چگونگی استفاده از مثلث و ارزیابی اینکه در کدام کنج مثلث بیشتر خودمان را میابیم!
👈مکث کنیم، نفس عمیق بکشیم، و حداقل برای چند ثانیه آرام باشیم.
👈سعی کنیمهمه ی احساسات اصلی و اساسی ما که در آن لحظه ما رو غافلگیر میکنند را شناسایی کنیم. ممکن است بیش از یکی باشند. هر چیزی که برایمان قابل شناختن است نامگزاری میکنیم.
👈به بهترین راه ممکن برای دستیابی به احساستمان در این لحظه فکر کنیم.
👈با کمی تمرین، هنگامی که ما می پرسیم، "در حال حاضر در کجای مثلث تغییر هستم؟" ما متوجه خواهیم شد که وضعیت احساسی ما در یکی از سه گوشه مثلث یافت می شود:
1) گوشه بالا در چپ - "احساس دفاع "
2) گوشه بالا در راست - "احساسات محدود کننده"
3) گوشه به پایین - "احساسات اصلی"
و در زیر مثلث، "در موقعیت خود واقعی بودن" آرام صلح و آرامش - که همه ما امیدواریم که زمان زیادی آنجا صرف کنیم. بیشتر اوقات زیر «مثلث» با «گوش دادن» به آنچه که احساسات اصلی در این لحظه به ما می گوید، و با احترام به آن و با دادن احساسات مرتبط بدن به صورت آزادانه قابل دسترسی میشوند، تا زمانی که به طور طبیعی کمرنگ شوند. احساسات اصلی در طبیعت موج دار هستند: طلوع وار میایند و سپس از بین میروند.
در نوشته های من، کتاب و مقالات، از داستان ها، راهنمایی ها، آزمایش های عملی و همچنین بحث علوم اعصاب و خیلی چیزهای دیگر برای به اشتراک گذاشتن خصوصیات و چگونگی استفاده از مثلث استفاده می کنم. در اینجا یک راهنمای کوتاه ارائه میدهم تا اصول اولیه را به شما معرفی کنم:
مثال عملی از مثلث تغییر:
من از مثلث تغییر اغلب خودم برای بهتر شدن احساسم استفاده می کنم. یک نمونه از تجربه اخیر شخصی من:
امروز من درباره نوشتن یک مقاله دغدغه داشتم. احساس تنگی در قفسه سینه داشتم و شکمم پر از احساس ناارام و اضطراب بود. از آنجا که من احساس اضطراب را دوست ندارم، از داشتن افکار منفی مانند "شاید من نمی توانم این کار را انجام دهم" از آن اجتناب می کنم و من در مورد تماس تلفنی ناخوشایندی که باید انجام بدهم، گاهی اجتناب میکنم. (این حرکت اولیه از احساسات "احساس دفاع" به طور گسترده ای ناخودآگاه و به طور خودکار اتفاق می افتد.) این یک مثال از حرکت من در گوشه بالا سمت راست مثلث تغییر است که اضطراب و سایر احساسات محدود کننده در سمت چپ مثلث واقع هستند من نمیخواهم اضطرابم را احساس کنم.
هنگامی که متوجه میشوم که افکار منفی دارم ("من نمیتوانم این کار را انجام دهم!") دفاع میکنم (که بعضی از کارها را در رسیدن به آگاهی انجام می دهد)، می دانم که می توانم مثلث تغییر را برای احساسی بهتر بکار گیرم، بنابراین از خودم شروع می کنم،
"آیا می توانم بشناسم که احساسات اصلی کهدر حال حاضر مرا هدایت میکنند کدامند؟"
برای پیدا کردن احساسات اصلی، من به بدنم توجه می کنم. این کلید ماست!🔑
به هیچ وجه تعجب نکنید، هنگامی که توجه من را از احساس دفاع من (افکار منفی که نمیتوانم انجام دهم) را به بدنم تغییر انتقال میدهم، احساس اضطرابم را دوباره احساس میکنم - که در سینه فرو میریزد. من در گوشه بالا سمت راست از تغییر مثلث برگشتم اما این بار من به سمت راست حرکت می کنم، به طور مستقیم با احساسات اصلی من مقابله می کنم. هدف من این است که در سطح عمیق خود (زیر مثلث) به خودم وصل شوم و به آن افکار منفی که من ایجاد کردم گوش دهم و ان را برای جلوگیری از احساسات محدود کننده بشناسم.
برای مقابله با احساسات مضطربم، نفس عمیق میکشم، به احساس فیزیکی در داخل خودم تمرکز میکنم. بر احساس فیزیکی اضطراب من با موضع محبت و کنجکاوی در برابر ترس و قضاوت تمرکز می کنم. هنگامی که اضطراب من کاهش می یابد با تنفس و سایر آیتم های خود واقعی بودن، احساسات پایه هویدا میشوند.
گاهی احساسات اصلی ای که من تجربه می کنم، واضح است ولی همیشه اینگونه نیست. در لحظات چالش انگیز، من به معنای واقعی کلمه "سعی میکنم" هر احساس اصلی را، یک به یک بشناسم.
مثلا: توجه من هنوز به بدن من است - زیر گردنم. از خودم می پرسم: آیا غم و اندوه حس میکنم؟ آیا خشم در من است؟ هیجانی هستم؟ شادم؟ آیا ترس احساس میکنم؟
۱)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ترجمه و تلخیص: دکتر موریس ستودگان
🆘 معرفی امبی والنس Ambivalence
📍حالت احساسات مخلوط یا ایده های متناقض در مورد چیزی یا کسی.
👈نام: امبی والنس یا متناقص بودن
👈 نوع بیماری: اختلال
👈علت اصلی: بیماری روانی
👈توزیع: افراد با کمبود استحکام فکری
👈اولین نامگزاری بیماری: 1910 توسط روانشناس Paul Eugen Bleuler
👈درمان یا Therapy؛ داروهای از نوع استحکام دهنده همراه تراپی
👈ماشه بیماری: استرس؛ بی ثباتی
👈تعداد مبتلایان: 1: 3
👈کدام متخصص باید بازدید کند: روانشناسان؛ روان درمانگر
👈کدها: ICD-10
موریس ستودگان:
🔖ایا امبی والنس یک نشانه اسکیزوفرنی است؟ به سختی کسی حدس میزند که تناقض در تصمیم گیری ها و نگرش های متفاوت برای یک موضوع می تواند علامتی از اسکیزوفرنی باشد. در حالیکه این رفتار متناقض گاهی خود را در افکار، احساسات و ارزیابی های متناقضی که در اینگونه افراد به چشم میخورد، مشهود است. این تناقض ها می تواند به تنهایی و یا در ترکیب و هم زمان اتفاق افتد و منجر به درگیری های ذهنی و روحی برای کسانی که از لحاظ ذهنی ناپایدار هستند، گردد و پس از آن نیز به بیماری های احتمالی روانی دچار گردند. استرس و بی ثباتی ذهنی باعث "دلالت دوجانبه" امبی والنس است اما بسیاری از مردم به صورت طبیعی وبارها آن را انجام می دهند. اغلب این امبی والنسها یا تناقصها در رابطه ها پیش می
آیند. ولی همه امبی والنس ها اختلال نیستند. زیاد شدن و مسئله سازی اینتناقض ها تا جایی که زندگی روزمره را مختل کند میتواند شروع بیماری گردد.
منبع: krank.de
I
🆘 معرفی امبی والنس Ambivalence
📍حالت احساسات مخلوط یا ایده های متناقض در مورد چیزی یا کسی.
👈نام: امبی والنس یا متناقص بودن
👈 نوع بیماری: اختلال
👈علت اصلی: بیماری روانی
👈توزیع: افراد با کمبود استحکام فکری
👈اولین نامگزاری بیماری: 1910 توسط روانشناس Paul Eugen Bleuler
👈درمان یا Therapy؛ داروهای از نوع استحکام دهنده همراه تراپی
👈ماشه بیماری: استرس؛ بی ثباتی
👈تعداد مبتلایان: 1: 3
👈کدام متخصص باید بازدید کند: روانشناسان؛ روان درمانگر
👈کدها: ICD-10
موریس ستودگان:
🔖ایا امبی والنس یک نشانه اسکیزوفرنی است؟ به سختی کسی حدس میزند که تناقض در تصمیم گیری ها و نگرش های متفاوت برای یک موضوع می تواند علامتی از اسکیزوفرنی باشد. در حالیکه این رفتار متناقض گاهی خود را در افکار، احساسات و ارزیابی های متناقضی که در اینگونه افراد به چشم میخورد، مشهود است. این تناقض ها می تواند به تنهایی و یا در ترکیب و هم زمان اتفاق افتد و منجر به درگیری های ذهنی و روحی برای کسانی که از لحاظ ذهنی ناپایدار هستند، گردد و پس از آن نیز به بیماری های احتمالی روانی دچار گردند. استرس و بی ثباتی ذهنی باعث "دلالت دوجانبه" امبی والنس است اما بسیاری از مردم به صورت طبیعی وبارها آن را انجام می دهند. اغلب این امبی والنسها یا تناقصها در رابطه ها پیش می
آیند. ولی همه امبی والنس ها اختلال نیستند. زیاد شدن و مسئله سازی اینتناقض ها تا جایی که زندگی روزمره را مختل کند میتواند شروع بیماری گردد.
منبع: krank.de
I