سلفي با يك جليقه زرد در خيابان...
#امير-حسين-نوربخش
وقتي داشت بدهي عوارض طبقاتي (اليت) ماشين را حساب مي كرد، ازش اجازه گرفتم و با هم سلفي انداختيم. وي نيروي مفت خور و مرتجعي نيست. شايد براي همين رفيقي با صفا و خنده رو بود. ان ها در جامعه ما شهروند درجه دوم به پايين هستند. علي الظاهر جناح هاي فاسد و جديدا هفت تير كش حاكم، ان ها را برده خود مي دانند. نيز به تازگي انان ممكن است جاسوس هم باشند. (يعني بالا نشينان اصولا خبرچيني نمي كنند چون اين كار گروه هاي فرودست جامعه است نه فرادستان) جانشان ارزش و اهميتي براي تكنوكرات ها و بوروكرات هاي مسلط و نيز ميليتاريست هاي امنيتي آن طرف تري ندارد. اين ها هر كاري كه بكنند، باز در كاست هاي منجمد ما محكوم خواهند شد. كلي منت سرشان گذاشته اند و جليقه اي بر تنشان نموده و استخدامشان كرده اند. اما باز اين مستخدمي نوعي بردگي مدرن است. بدنش كاملا توسط نظم فرهنگي سانسور شده. او بايد شكلش فرق كند. رنگ لباسش زرد رنگ است اما قلبش بدجوري قرمز است. ارتجاع فرقه اي حاكم به خوبي موفق شده انان را به حاشيه براند. مي خواهند نيششان را بكشند تا بندگاني بي خطر براي خداوندان اقتدار و دولتي هاي نو ليبرال باشند. وي هيچ برند شخصيتي خاصي را ميان رويا پردازان اشغال نكرده است. از حال و هواي مي ٦٨ بي خبر است نه ايزابل است و نه تئو و نه متيو، او در عرصه ي نابرابر شهري از جنس دي ٩٦ مدام در نقش تحميلي اش از اين رو به ان رو مي شود و گاهي شايد خوابش مي برد تا رويا پردازان را شايد ان جا ملاقات كند. اما فيلم شاهكار برتولوچي همين را لااقل يادم مي اورد كه تنها بايد با برادرت رويا پردازي كني. بيا رفيقم سخنم را بشنو تا حرف جانم را برايت باز سرايم. زيرا كه من اين بار هم خيالي شگرف براي هممان دارم. روياي ازادي...رها شدن از قيد چپ و راست و وسط. همان چيزي كه اصلاح گرايان و اصول طلبان مسلط در جبهه هاي دروغين كاغذي شان، چنان مترسك هاي سياسي لابي گر از ان به شدت هراس دارند. اما برادر زرد جليقه ي من سياست لوكس مجلسي را به كف خيابان اورده است تا مدام بدنش را از بدنه سرمايه ساخته بالانشين، رهايي بخشد سپس در گرما روي اسفالت ورزيده خيابان بسوزد و در سرماي منجد يخ بزند تا مفهوم سياست پست مدرن را بدون ان كه بفهمد، از ارگاسم حزبي و انتخاباتي تميزي خشن دهد. بنشيند با مردم غذا بخورد و اب بنوشد تا اثر تصميمات تنظيمي فرادستانه را ناراضيان گرسنه نا متمركز با گوشت و پوستش درك كند. جليقه زردهاي فرانسه روي ديوارها نوشته بودند، "مرگ بر خاويار و زنده باد كباب"
اما لباس زردهاي وطني ما انگار يواشكي زمزمه سر مي دهند: "جاويد باد نان و تخم مرغ، نفرين بر پلو خورشت!"
#جليقه-زردهاي-ما
#مهندسي-طبقاتي
#نيروي-سوم
#امير-حسين-نوربخش
@FardayeMashhad
#امير-حسين-نوربخش
وقتي داشت بدهي عوارض طبقاتي (اليت) ماشين را حساب مي كرد، ازش اجازه گرفتم و با هم سلفي انداختيم. وي نيروي مفت خور و مرتجعي نيست. شايد براي همين رفيقي با صفا و خنده رو بود. ان ها در جامعه ما شهروند درجه دوم به پايين هستند. علي الظاهر جناح هاي فاسد و جديدا هفت تير كش حاكم، ان ها را برده خود مي دانند. نيز به تازگي انان ممكن است جاسوس هم باشند. (يعني بالا نشينان اصولا خبرچيني نمي كنند چون اين كار گروه هاي فرودست جامعه است نه فرادستان) جانشان ارزش و اهميتي براي تكنوكرات ها و بوروكرات هاي مسلط و نيز ميليتاريست هاي امنيتي آن طرف تري ندارد. اين ها هر كاري كه بكنند، باز در كاست هاي منجمد ما محكوم خواهند شد. كلي منت سرشان گذاشته اند و جليقه اي بر تنشان نموده و استخدامشان كرده اند. اما باز اين مستخدمي نوعي بردگي مدرن است. بدنش كاملا توسط نظم فرهنگي سانسور شده. او بايد شكلش فرق كند. رنگ لباسش زرد رنگ است اما قلبش بدجوري قرمز است. ارتجاع فرقه اي حاكم به خوبي موفق شده انان را به حاشيه براند. مي خواهند نيششان را بكشند تا بندگاني بي خطر براي خداوندان اقتدار و دولتي هاي نو ليبرال باشند. وي هيچ برند شخصيتي خاصي را ميان رويا پردازان اشغال نكرده است. از حال و هواي مي ٦٨ بي خبر است نه ايزابل است و نه تئو و نه متيو، او در عرصه ي نابرابر شهري از جنس دي ٩٦ مدام در نقش تحميلي اش از اين رو به ان رو مي شود و گاهي شايد خوابش مي برد تا رويا پردازان را شايد ان جا ملاقات كند. اما فيلم شاهكار برتولوچي همين را لااقل يادم مي اورد كه تنها بايد با برادرت رويا پردازي كني. بيا رفيقم سخنم را بشنو تا حرف جانم را برايت باز سرايم. زيرا كه من اين بار هم خيالي شگرف براي هممان دارم. روياي ازادي...رها شدن از قيد چپ و راست و وسط. همان چيزي كه اصلاح گرايان و اصول طلبان مسلط در جبهه هاي دروغين كاغذي شان، چنان مترسك هاي سياسي لابي گر از ان به شدت هراس دارند. اما برادر زرد جليقه ي من سياست لوكس مجلسي را به كف خيابان اورده است تا مدام بدنش را از بدنه سرمايه ساخته بالانشين، رهايي بخشد سپس در گرما روي اسفالت ورزيده خيابان بسوزد و در سرماي منجد يخ بزند تا مفهوم سياست پست مدرن را بدون ان كه بفهمد، از ارگاسم حزبي و انتخاباتي تميزي خشن دهد. بنشيند با مردم غذا بخورد و اب بنوشد تا اثر تصميمات تنظيمي فرادستانه را ناراضيان گرسنه نا متمركز با گوشت و پوستش درك كند. جليقه زردهاي فرانسه روي ديوارها نوشته بودند، "مرگ بر خاويار و زنده باد كباب"
اما لباس زردهاي وطني ما انگار يواشكي زمزمه سر مي دهند: "جاويد باد نان و تخم مرغ، نفرين بر پلو خورشت!"
#جليقه-زردهاي-ما
#مهندسي-طبقاتي
#نيروي-سوم
#امير-حسين-نوربخش
@FardayeMashhad
🔸انحصار «وکالت» با رأی دیوان عدالت اداری شکسته شد
🔹هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با صدور رأی، وکالت را مشمول اصل 44 قانون اساسی دانست.
🔹به منظور رفع انحصار در صدور پروانه وکالت، کانون وکلای دادگستری موظف است فرایند صدور پروانه وکالت را در سامانه مجوزهای کسب و کار بارگذاری کند.
🔹هیأت مقررات زدایی و تسهیل صدور مجوزهای کسبوکار نیز موظف است فرایند مذکور را اصلاح و موانع صدور پروانه وکالت برای متقاضیان را رفع کند.
🔹صادرکنندگان مجوز اجازه ندارند به دلیل «اشباع بودن بازار»، از صدور مجوز امتناع کنند.@FardayeMashhad
🔹هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با صدور رأی، وکالت را مشمول اصل 44 قانون اساسی دانست.
🔹به منظور رفع انحصار در صدور پروانه وکالت، کانون وکلای دادگستری موظف است فرایند صدور پروانه وکالت را در سامانه مجوزهای کسب و کار بارگذاری کند.
🔹هیأت مقررات زدایی و تسهیل صدور مجوزهای کسبوکار نیز موظف است فرایند مذکور را اصلاح و موانع صدور پروانه وکالت برای متقاضیان را رفع کند.
🔹صادرکنندگان مجوز اجازه ندارند به دلیل «اشباع بودن بازار»، از صدور مجوز امتناع کنند.@FardayeMashhad
اندر حكايت چپق صلح ملكه...
#امير-حسين-نوربخش
عه...شمام بله اخوي؟! اخه برادر من تو ديگه چرا؟! اي بابا...از بريتانياي كبير بعيد بود خداييش...حالا ملكه بفهمه چي مي گه؟ البته ايشونم از خود هستن. به هر حال بسياري از استراتژي هاي مملكت ها(جز كشور ما) پاي منقل و بافور مشخص شده. اصلا جناب ماركس هم كه تو لندن دفنش كردين فرموده بودن كه همه چيز دود مي شود و به هوا مي رود. حالا من ترسم اينه كه برخي مسئولين ما هم خداي نكرده از شما ياد بگيرن و طبق روال افشا گرانه اين روزها به برخي كارها در انگلستان اعتراف كنن. فرضا اگه يه شهردارمون يا وزير ديگمون يا نايب رييس يه كميسيوني تو پارلمانمون معترف بشه و بگه كه يه زن ديگم رو هم زدم تو لندن دخلش رو اوردم و بعدشم فيلم چاي قند پهلو زدنش با عزيزان جان بر كف اسكاتلندريارد بيروت بياد، چه خاكي تو سرمون كنيم؟! به قول مرحوم مغفور، دايي جان ناپلئون عليه الرحمه، كار كار اين انگليس هاست! مقامات ما عمرا سمت اين كارا برن! بلكه اين اعمال شنيع معمولا خودشون رو با فرمول هاي الكترو مغناطيس حاصل از نوعي فرگشت كوانتومي مي چسبونن به سر كارگزاران (ببخشيد كارگزاران) ما! يه لحظه صبر كنيد ببينم، هفت قرآن به ميان، مگه ميشه شما در مملكت سازندگي كني قبل از اين كه خودتو ساخته باشي؟! د نه د...نمي دونم چرا اين دايي جان خدا بيامرز ما از همون اول نسبت به تله هاي روسي هشدار نداده بودن؟ البته اون كشور دوست و برادر پيش تر نسبت به تكذيب پهن شدن چند تور اخلاقي امنيتي در ملك روس ها براي عمو ترامپ اخطار فرموده بودن...اما كو گوش بدهكار؟! گوشاي سياست مداراي عزيز معمولا طلب كار هست. تو را به خدا انقدر خون به جگر ملكه تان نكنيد. مثل ملكه ما آواره پاريس و اروپا ميشه و هيچي ديگه باقي ماجرا...تازه شنيدم كه رفقاي انگلوساكسونمون كاشف به عمل اوردن كه ملكه ي محترمه ارضي كه خورشيد در ان موفق به غروب نمي شود، ممكنه سيادت هم داشته باشن كه ديگه نور علي نور ميشه به جان ترامپ قسم! حالا اگه هر از گاهي استراتژيست هاي دو ملك قضا اقتدار ما با اين همه كمالات ماخوذه بيان بشينن پاي بساط ديپلماسي با حسن نيت يه دودي بگيرن چي ميشه مگه؟! چه دوستي ها كه پاي اين نشست هاي صميمي محكم نشدن و چه چپق هاي صلحي كه به سبك سرخ پوستي دود نشدن؟! اصلا ببينم ما به حوزه خصوصي سياسيون چه كار داريم هان؟! اگه بشينن و هر از گاهي پاي اين مجالس انس و دوستي يه پكي به سلامتي حضرت بخيه بزنن چي ميشه مثلا؟! خدا رو چه ديدي؟! يهويي يه معاهده ي برجامي، صلح بي انجامي شايد رسيد به فرجامي ! فقط حيف كه شايد از خارش شديد بدن ها تا بعد از ظهر فرداش مرخصي رد كنن واسه خودشون و به ناگاه پا بشن و ببينن كه همه نقشه ها بر اب شده!
#امير-حسين-نوربخش
#طنازي-اجتماعي
#نيروي-سوم
@FardayeMashhad
#امير-حسين-نوربخش
عه...شمام بله اخوي؟! اخه برادر من تو ديگه چرا؟! اي بابا...از بريتانياي كبير بعيد بود خداييش...حالا ملكه بفهمه چي مي گه؟ البته ايشونم از خود هستن. به هر حال بسياري از استراتژي هاي مملكت ها(جز كشور ما) پاي منقل و بافور مشخص شده. اصلا جناب ماركس هم كه تو لندن دفنش كردين فرموده بودن كه همه چيز دود مي شود و به هوا مي رود. حالا من ترسم اينه كه برخي مسئولين ما هم خداي نكرده از شما ياد بگيرن و طبق روال افشا گرانه اين روزها به برخي كارها در انگلستان اعتراف كنن. فرضا اگه يه شهردارمون يا وزير ديگمون يا نايب رييس يه كميسيوني تو پارلمانمون معترف بشه و بگه كه يه زن ديگم رو هم زدم تو لندن دخلش رو اوردم و بعدشم فيلم چاي قند پهلو زدنش با عزيزان جان بر كف اسكاتلندريارد بيروت بياد، چه خاكي تو سرمون كنيم؟! به قول مرحوم مغفور، دايي جان ناپلئون عليه الرحمه، كار كار اين انگليس هاست! مقامات ما عمرا سمت اين كارا برن! بلكه اين اعمال شنيع معمولا خودشون رو با فرمول هاي الكترو مغناطيس حاصل از نوعي فرگشت كوانتومي مي چسبونن به سر كارگزاران (ببخشيد كارگزاران) ما! يه لحظه صبر كنيد ببينم، هفت قرآن به ميان، مگه ميشه شما در مملكت سازندگي كني قبل از اين كه خودتو ساخته باشي؟! د نه د...نمي دونم چرا اين دايي جان خدا بيامرز ما از همون اول نسبت به تله هاي روسي هشدار نداده بودن؟ البته اون كشور دوست و برادر پيش تر نسبت به تكذيب پهن شدن چند تور اخلاقي امنيتي در ملك روس ها براي عمو ترامپ اخطار فرموده بودن...اما كو گوش بدهكار؟! گوشاي سياست مداراي عزيز معمولا طلب كار هست. تو را به خدا انقدر خون به جگر ملكه تان نكنيد. مثل ملكه ما آواره پاريس و اروپا ميشه و هيچي ديگه باقي ماجرا...تازه شنيدم كه رفقاي انگلوساكسونمون كاشف به عمل اوردن كه ملكه ي محترمه ارضي كه خورشيد در ان موفق به غروب نمي شود، ممكنه سيادت هم داشته باشن كه ديگه نور علي نور ميشه به جان ترامپ قسم! حالا اگه هر از گاهي استراتژيست هاي دو ملك قضا اقتدار ما با اين همه كمالات ماخوذه بيان بشينن پاي بساط ديپلماسي با حسن نيت يه دودي بگيرن چي ميشه مگه؟! چه دوستي ها كه پاي اين نشست هاي صميمي محكم نشدن و چه چپق هاي صلحي كه به سبك سرخ پوستي دود نشدن؟! اصلا ببينم ما به حوزه خصوصي سياسيون چه كار داريم هان؟! اگه بشينن و هر از گاهي پاي اين مجالس انس و دوستي يه پكي به سلامتي حضرت بخيه بزنن چي ميشه مثلا؟! خدا رو چه ديدي؟! يهويي يه معاهده ي برجامي، صلح بي انجامي شايد رسيد به فرجامي ! فقط حيف كه شايد از خارش شديد بدن ها تا بعد از ظهر فرداش مرخصي رد كنن واسه خودشون و به ناگاه پا بشن و ببينن كه همه نقشه ها بر اب شده!
#امير-حسين-نوربخش
#طنازي-اجتماعي
#نيروي-سوم
@FardayeMashhad
⁉️معلمان: در برابر سرعت بیشازحد تکنولوژی ما باید چه کنیم؟
ابراز نگرانیهای زیادی از سمت معلمان هست که عقیده دارن تکنولوژی به سرعت در حال تغییر هست و دانش آموزان نیز از تکنولوژی حمایت میکنند. و گاهی در این امر از معلمان خود جلوتر هستند. "سوال معلمان این است ما باید چیکار کنیم؟"
پاسخ: بهرهمند شدن از یادگیریِ استفاده و سپس آموزش آن!
دانش آموزان باید بدانند که تکنولوژی چگونه کار میکند. به طور مثال دانش آموزان زیادی را میبینم که تک منبعی هستند آنها برای انجام تحقیقات wikipedia را جستوجو میکنند. معلمان باید به این مسئله توجه کنند و آن را با دانش آموزان مطرح کنند که ویکیپدیا را نباید به عنوان تنها منبع خود استفاده کنند میتوانند از مقالات دیگر کمک بگیرند! و از آن مهمتر برای انجام یک تحقیق آخرین گزینه باید رجوع به سایتها باشد آن هم زمانی که شما در پیدا کردن راهحل به مشکل خوردید. ما باید به جای رجوع سریع به ویکیپدیا به دانش آموزان تبادل نظر کردن، پرسشگری و نوشتن مقاله را آموزش دهیم. زیرا این موارد است که باعث تفکر خلاقانه میشود. ما باید به دانش آموزان یاد بدهیم که از تکنولوژی درست استفاده کنند. وظیفه ما این است استفاده مسئولانه از ابزار را آموزش دهیم تا بتوانیم بازخورد مفیدی بدست آوریم. با این تغییرات سریع باید بیشتر روی نیازها و ترجیحات دانش آموزان متمرکز شویم. باید درسهایی که برای کاربران فنآوری لازم است را آموزش دهیم، وگرنه استفاده از تکنولوژی به جای تسهیل میتواند مخرب باشد.
#گلی
#نيروي-سوم
ابراز نگرانیهای زیادی از سمت معلمان هست که عقیده دارن تکنولوژی به سرعت در حال تغییر هست و دانش آموزان نیز از تکنولوژی حمایت میکنند. و گاهی در این امر از معلمان خود جلوتر هستند. "سوال معلمان این است ما باید چیکار کنیم؟"
پاسخ: بهرهمند شدن از یادگیریِ استفاده و سپس آموزش آن!
دانش آموزان باید بدانند که تکنولوژی چگونه کار میکند. به طور مثال دانش آموزان زیادی را میبینم که تک منبعی هستند آنها برای انجام تحقیقات wikipedia را جستوجو میکنند. معلمان باید به این مسئله توجه کنند و آن را با دانش آموزان مطرح کنند که ویکیپدیا را نباید به عنوان تنها منبع خود استفاده کنند میتوانند از مقالات دیگر کمک بگیرند! و از آن مهمتر برای انجام یک تحقیق آخرین گزینه باید رجوع به سایتها باشد آن هم زمانی که شما در پیدا کردن راهحل به مشکل خوردید. ما باید به جای رجوع سریع به ویکیپدیا به دانش آموزان تبادل نظر کردن، پرسشگری و نوشتن مقاله را آموزش دهیم. زیرا این موارد است که باعث تفکر خلاقانه میشود. ما باید به دانش آموزان یاد بدهیم که از تکنولوژی درست استفاده کنند. وظیفه ما این است استفاده مسئولانه از ابزار را آموزش دهیم تا بتوانیم بازخورد مفیدی بدست آوریم. با این تغییرات سریع باید بیشتر روی نیازها و ترجیحات دانش آموزان متمرکز شویم. باید درسهایی که برای کاربران فنآوری لازم است را آموزش دهیم، وگرنه استفاده از تکنولوژی به جای تسهیل میتواند مخرب باشد.
#گلی
#نيروي-سوم
✨ پروژه نيروي سومي جامعه پیشگام و احیاء مسئولیت اجتماعی
❓ مسئولیت اجتماعی چیست؟
🔅 از نظر اجتماعی مسئول بودن یعنی افراد و سازمانها میبایست با اخلاق و با حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی، فرهنگی و محیطی رفتار کنند. تلاش برای برقراری مسئولیت اجتماعی، به افراد، سازمانها، قوه قضائیه و دولت کمک میکند تاثیری مثبت بر پیشرفت، کار، جامعه و کاهش آسیب های اجتماعی داشته باشند.
❓ یک فرد چطور میتواند از نظر اجتماعی مسئول باشد؟
🔅 مسئولیت اجتماعی فردی عبارت است از: «مسئولیت اجتماعی فردی، شامل شرکت هر فرد در اجتماعی که در آن زندگی میکند که میتوان آن را به علاقهمندی از اتفاقاتی که در جامعه میافتد و شرکت فعال برای حل برخی از مشکلات محلی تعریف کرد.»
جامعه همواره در حال تغییر است و هر یک از ما میتوانیم به طریقی در این تغییر شرکت داشته باشیم، مثلاً با شرکت در رفع مشکلات مردم ازطریق ایجاد صلح و سازش و اصلاح ذاتالبین که یک نمونه مهم درجهت کاهش بحرانهای اجتماعی و پرکردن خلع مراجع قضایی و مردم است.
🔅 مسئولیت اجتماعی فردی را میتوان با کارهای خیریه برای مشکلات و مسائل مهم اجتماعی، فرهنگی و محیطی تعریف کرد.
✅ ما معتقدیم حلقه مفقوده میان مرجع قضایی و مردم احیاء مسئولیت اجتماعی است و پروژه جامعه پیشگام با ساختار مدیریتی منعطف در زمینه صلح و سازش و اصلاح ذاتالبین میتواند خلع میان جامعه و قوای سهگانه درجهت مهار بحرانهای اجتماعی را پر نمايد.
#نيروي-سوم
#گفت- و-گوي-اجتماعي
#دادگستري-خصوصي
❓ مسئولیت اجتماعی چیست؟
🔅 از نظر اجتماعی مسئول بودن یعنی افراد و سازمانها میبایست با اخلاق و با حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی، فرهنگی و محیطی رفتار کنند. تلاش برای برقراری مسئولیت اجتماعی، به افراد، سازمانها، قوه قضائیه و دولت کمک میکند تاثیری مثبت بر پیشرفت، کار، جامعه و کاهش آسیب های اجتماعی داشته باشند.
❓ یک فرد چطور میتواند از نظر اجتماعی مسئول باشد؟
🔅 مسئولیت اجتماعی فردی عبارت است از: «مسئولیت اجتماعی فردی، شامل شرکت هر فرد در اجتماعی که در آن زندگی میکند که میتوان آن را به علاقهمندی از اتفاقاتی که در جامعه میافتد و شرکت فعال برای حل برخی از مشکلات محلی تعریف کرد.»
جامعه همواره در حال تغییر است و هر یک از ما میتوانیم به طریقی در این تغییر شرکت داشته باشیم، مثلاً با شرکت در رفع مشکلات مردم ازطریق ایجاد صلح و سازش و اصلاح ذاتالبین که یک نمونه مهم درجهت کاهش بحرانهای اجتماعی و پرکردن خلع مراجع قضایی و مردم است.
🔅 مسئولیت اجتماعی فردی را میتوان با کارهای خیریه برای مشکلات و مسائل مهم اجتماعی، فرهنگی و محیطی تعریف کرد.
✅ ما معتقدیم حلقه مفقوده میان مرجع قضایی و مردم احیاء مسئولیت اجتماعی است و پروژه جامعه پیشگام با ساختار مدیریتی منعطف در زمینه صلح و سازش و اصلاح ذاتالبین میتواند خلع میان جامعه و قوای سهگانه درجهت مهار بحرانهای اجتماعی را پر نمايد.
#نيروي-سوم
#گفت- و-گوي-اجتماعي
#دادگستري-خصوصي
حواسمان به محتواي كتب داستان و كتب درسي بچه ها هست؟ ترويج خشونت و خرافات و ازار حيوانات يا تلقي هاي غلط عينيت گرايانه از دين مي تواند فرهنگ بشري را در طولاني مدت نابود كند.نقد و سپس تغییر یک سیستم به وسیله "پرسشگری" شروع میشود که پارادیم را برای مفاهیمِ پیچیده، اعم از تخیلات، ترسها و امیال به عنوان نقطه عزیمت ارائه میکند. به طور مثال: "پرسش یک کودک از پدر و مادرش به این مقوله که چرا موقع صرف غذا اقلام غذایی همیشه ابتدا سهم مردان و پسران خانواده میشود؟"رفع بیعدالتی جنسیتی و بیعدالتی طبقاتی از روزی آغاز می شود که کودک علیه آن در خانواده پرسشگری کند و مساله توزیع قدرت که تبعیض آمیز است را به چالش بکشد.بخش کوتاهی از سخنان من در رابطه با تربیت کودکان پرسشگر و فهم تبعیض جنسیتی و طبقاتی در جمع دوستان و مربیان مهد.
@gofteman_niiroye_3
مريم گل
#نيروي سوم
#تحول در نظام اموزشي
#تقليل امر سياسي
#نيروي-سوم
#تحول- در -نظم-اموزشي
#اولويت-اجتماع -و-فرهنگ
@gofteman_niiroye_3
مريم گل
#نيروي سوم
#تحول در نظام اموزشي
#تقليل امر سياسي
#نيروي-سوم
#تحول- در -نظم-اموزشي
#اولويت-اجتماع -و-فرهنگ
مالكوم نيروي مترقي امريكا...
نام خانوادگی اش را به ایکس تغییر داد. چون ایکس نام خانوادگی واقعی هر خانواده آفریقایی آمریکایی بود که نام خانوادگی واقعی اجداد برده خود را نمیدانست و مجبور شده بود، نامی را که اربابانش بر او نهاده بودند، بپذیرد.
در 21 فوریه 1965 هنگامیکه او در یکی از سالنهای اجتماعات منهتن نیویورک سخنرانی میکرد سه مرد مسلح، او را از فاصلۀ کم هدف گلوله قرار دادند که در راه بیمارستان درگذشت.
در جسدش 25 گلوله پیدا کردند و او در 40سالگی و زمانی که هنوز میتوانست عمر طبیعی زیادی داشته باشد، هزاران نفر در تشییع جنازهاش در هارلم سوگواری کردند.قبل از ترورش به خاطررنگ و بوى متفاوت سخنرانىهایش ماموران اف بى آى او را در لیست ترور خود قرار داده بودند.
#نيروي-سوم
نام خانوادگی اش را به ایکس تغییر داد. چون ایکس نام خانوادگی واقعی هر خانواده آفریقایی آمریکایی بود که نام خانوادگی واقعی اجداد برده خود را نمیدانست و مجبور شده بود، نامی را که اربابانش بر او نهاده بودند، بپذیرد.
در 21 فوریه 1965 هنگامیکه او در یکی از سالنهای اجتماعات منهتن نیویورک سخنرانی میکرد سه مرد مسلح، او را از فاصلۀ کم هدف گلوله قرار دادند که در راه بیمارستان درگذشت.
در جسدش 25 گلوله پیدا کردند و او در 40سالگی و زمانی که هنوز میتوانست عمر طبیعی زیادی داشته باشد، هزاران نفر در تشییع جنازهاش در هارلم سوگواری کردند.قبل از ترورش به خاطررنگ و بوى متفاوت سخنرانىهایش ماموران اف بى آى او را در لیست ترور خود قرار داده بودند.
#نيروي-سوم
پسر پورشه سوار را محاکمه نکنید....
✍️ مصطفی داننده
📌با 27 سال سن پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است و با یک پراید تصادف میکند. راننده 20 ساله پراید که دانشجو هم بوده، کشته میشود. مردم لب به اعتراض میگشایند که چه خبرتووووونه؟ او و همراهانش هم سر خود را بالا میگیرند و میگویند، مُرده که مُرده، دیهاش را میدهیم.
📌او وقتی پشت پورشه میشنید، تصور میکند همه شهر نوکر او هستند و باید در برابرش خم و راست شوند. جوانک حق دارد چنین تصوری داشته باشد. در جامعه پولزده باید شاهد چنین رفتاری هم باشیم.
📌این پسر و امثال او، احترام را دیدهاند. آنها دیدهاند وقی پدر پولدارشان وارد جایی میشود، همه به او احترام میگذارند و تا کمر برایش خم میشوند. آنها دیدهاند که ثروت در جامعه به مراتب بهتر از علم است. آنها میبینند بسیاری از آنهایی که به سراغ علم رفتند، هشتشان گرو نهشان است و آنهایی که به دنبال ثروت رفتند نانشان در روغن است.
📌آنها دیدهاند که دراین جامعه با پول میشود همه کار کرد. آنها به جشم دیدهاند هزار کار محال با اسکناس حل شده است. حالا چه انتظاری باید از این جوانها داشت. از جوانهایی که شغلشان تفریح کردن با پول پدر است.
📌جان یک آدم را میگیرند و میگویند فدای سرمان، پولش را میدهیم! پولش را میدهند و دوباره پشت ماشین میلیاردی پدر مینشینند و روز از نو روزی از نو.
📌این بچهها را نباید محکوم کرد. آنها تربیت شدهی ما هستند. اولین کسی که باید پشت میز عدالت بنشینند کسانی که هستند که جامعه را به این سمت کشاندهاند. کسانی که با رفتار خود باعث شدهاند پولداری تبدیل به یک حُسن بزرگ در جامعه شود.
📌در جامعهای که همه دوست دارند پولدار باشند، نمیشود به دنبال انسانیت گشت. چه دختر و پسرهایی که برای تامین آینده خود، به دنبال یک شوهر و یا همسر پولدار میگردند. برای آنها عشق معنا ندارد و رفاه و پولداری جای آن را گرفته است.
📌در جامعهای که اگر به دنبال پول نباشی و چشم خود را به روی مادیات ببندی، عقب افتاده و امل خطاب میشوی، چه انتظاری میشود از جوانکی داشت که پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است.
📌در جامعه ایران زمانی پدر و مادرها دوست داشتند، فرزندشان خلبان، دکتر یا مهندس شود اما حالا بسیاری از آنها دوست دارند فرزندشان پولدار باشد. از چه شیوهای اصلا مهم نیست!
📌در زمانهای نه چندان دور در جلسات خواستگاری ابتدا از محاسن اخلاقی و تحصیلات ماه داماد سخن میگفتند و بعد به سراغ پول و خانه میرفتند اما حالا از ثروت و خانه میپرسند و بعد به سراغ خلقیات خواستگار محترم میروند.
📌جامعه ایران عوض شده است. انسانیت توسط پول دفن شده است و یکه تازی میکند.
#نيروي-سوم
#تضاد-طبقاتي
✍️ مصطفی داننده
📌با 27 سال سن پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است و با یک پراید تصادف میکند. راننده 20 ساله پراید که دانشجو هم بوده، کشته میشود. مردم لب به اعتراض میگشایند که چه خبرتووووونه؟ او و همراهانش هم سر خود را بالا میگیرند و میگویند، مُرده که مُرده، دیهاش را میدهیم.
📌او وقتی پشت پورشه میشنید، تصور میکند همه شهر نوکر او هستند و باید در برابرش خم و راست شوند. جوانک حق دارد چنین تصوری داشته باشد. در جامعه پولزده باید شاهد چنین رفتاری هم باشیم.
📌این پسر و امثال او، احترام را دیدهاند. آنها دیدهاند وقی پدر پولدارشان وارد جایی میشود، همه به او احترام میگذارند و تا کمر برایش خم میشوند. آنها دیدهاند که ثروت در جامعه به مراتب بهتر از علم است. آنها میبینند بسیاری از آنهایی که به سراغ علم رفتند، هشتشان گرو نهشان است و آنهایی که به دنبال ثروت رفتند نانشان در روغن است.
📌آنها دیدهاند که دراین جامعه با پول میشود همه کار کرد. آنها به جشم دیدهاند هزار کار محال با اسکناس حل شده است. حالا چه انتظاری باید از این جوانها داشت. از جوانهایی که شغلشان تفریح کردن با پول پدر است.
📌جان یک آدم را میگیرند و میگویند فدای سرمان، پولش را میدهیم! پولش را میدهند و دوباره پشت ماشین میلیاردی پدر مینشینند و روز از نو روزی از نو.
📌این بچهها را نباید محکوم کرد. آنها تربیت شدهی ما هستند. اولین کسی که باید پشت میز عدالت بنشینند کسانی که هستند که جامعه را به این سمت کشاندهاند. کسانی که با رفتار خود باعث شدهاند پولداری تبدیل به یک حُسن بزرگ در جامعه شود.
📌در جامعهای که همه دوست دارند پولدار باشند، نمیشود به دنبال انسانیت گشت. چه دختر و پسرهایی که برای تامین آینده خود، به دنبال یک شوهر و یا همسر پولدار میگردند. برای آنها عشق معنا ندارد و رفاه و پولداری جای آن را گرفته است.
📌در جامعهای که اگر به دنبال پول نباشی و چشم خود را به روی مادیات ببندی، عقب افتاده و امل خطاب میشوی، چه انتظاری میشود از جوانکی داشت که پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است.
📌در جامعه ایران زمانی پدر و مادرها دوست داشتند، فرزندشان خلبان، دکتر یا مهندس شود اما حالا بسیاری از آنها دوست دارند فرزندشان پولدار باشد. از چه شیوهای اصلا مهم نیست!
📌در زمانهای نه چندان دور در جلسات خواستگاری ابتدا از محاسن اخلاقی و تحصیلات ماه داماد سخن میگفتند و بعد به سراغ پول و خانه میرفتند اما حالا از ثروت و خانه میپرسند و بعد به سراغ خلقیات خواستگار محترم میروند.
📌جامعه ایران عوض شده است. انسانیت توسط پول دفن شده است و یکه تازی میکند.
#نيروي-سوم
#تضاد-طبقاتي
هشدار یک مقام بسیج در مورد «نفوذ جریانات مارکسیست» در دانشگاه ها
یک مقام بسیج، روز شنبه، حرکت اعتراضی اخیر در دانشگاه تهران نسبت به تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری را به «جریانات مارکسیست» نسبت داد و گفت که این «جریانات» «در اتاقهای فکر غربی در حال طرحریزی هستند.»
روحالله سُلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، روز شنبه ۲۸ اردیبهشت در گفتوگو با خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) گفت: «دستگاههای امنیتی در این باره باید وظیفه خود را اجرا کنند و در شناسایی عوامل اصلی و کلیدی این پروژه اهتمام ویژهای به خرج دهند که تعداد آنها نیز اندک است.»
شماری از دانشجویان دانشگاه تهران روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت در اعتراض به برخوردهای اخیر حراست دانشگاه دربارهٔ نوع پوشش دانشجویان تجمع کردند اما شماری از «بسیجیها» و «لباس شخصیها» با حمله به این تجمع، مانع از ادامه آن شدند و درگیریها در سالن آمفیتئاتر دانشکده هنرهای زیبا نیز ادامه یافت.
این دانشجویان با در دست داشتن نوشتههایی در اعتراض به محدودیتهای اخیر در طرح «عفاف و حجاب»، از جمله شعار میدادند: «پوشش انتخابی حق مسلم ماست» و «آزادی انتخاب حق مسلم ماست».
دانشجویان شماری از دانشگاههای تهران در هفتههای اخیر، به ویژه با آغاز ماه رمضان، از تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری و حضور «گشت ارشاد» در محوطه دانشگاه خبر داده بودند.
با این حال به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجید سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران، گفته است که مقررات مربوط به پوشش در این دانشگاه «هیچ تغییری نکرده است.»
روحالله سلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، در ادامه سخنانش در این مورد گفت: «سرکردگان تجمعکننده از لحاظ احساسی شعار عدالتخواهی و حمایت از طبقه کارگری میدهند اما در حقیقت خود این افراد جزء طبقه بورژووا بوده و مرفهین بیدرد جامعه هستند که برای دانشجویان شهرستانی یا طبقه ضعیف جامعه تور پهن میکنند. این افراد با فریب دانشجویان درصدد ایجاد عقبهای برای خود هستند.»
این مقام بسیج معترضان به تشدید حجاب اجباری را «مارکسیست» خواند و گفت که «عموم سرکردگان این جریان نفوذی بوده و از طبقه سرمایهدار هستند.» او شواهدی برای گفتههای خود ارائه نداد.
روحالله سلگی اضافه کرد که «آنها در حقیقت جریان معاندی هستند که با لطایفالحیل چهره خود را عوض میکنند؛ یک روز در قالب جنبش سبز، یک روز با پرچم مارکسیست، یک روز با عَلم مخالفت با حجاب و… ولی مخرج مشترک تمام این جریانها مقابله با دین مبین اسلام است.»
این نخستین بار نیست که از جانب گرایشهای سیاسی در ایران دربارهٔ نفوذ «چپ» در محیطهای دانشگاهی هشدار داده میشود.
مهرماه ۱۳۹۷ هم چاپ یک مقاله در نشریه «اقتصادنامه» خبرساز شد. نویسنده مقاله از «نوچپها» به عنوان «پدیده جدید در اقتصاد ایران» یاد کرده بود که نقش اساسی در شکلگیری شعارهایی چون «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» داشتهاند.
در این گزارش از دانشگاههای تهران، شهید بهشتی و علامه به عنوان «پاتوق» جریان «نوچپ» یاد شده بود و این طیف به عنوان «خطری جدی» برای «آینده نظام» توصیف شده بود.
نوشتن چنین یادداشتهایی در رسانهها در نقد یا هشدار پیرامون جریان چپ، امر کمسابقهای نیست و یادداشتهایی که در روزنامه سازندگی یا مجلاتی چون مهرنامه منتشر شدهاند، بارها جنجال رقم زدهاند.
با این حال با توجه به هشدار اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، دربارهٔ خطر تفکرات «چپگرایانه» در سیاست ایران، میتوان گفت این نقدها و هشدارها بازتابدهنده یک طیف فعال سیاسی در ایران است که عموماً به طیف موسوم به «کارگزاران سازندگی» تعلق دارند.
اسحاق جهانگیری ۲۰ شهریور سال گذشته از «تفکر چپگرایانه» به عنوان یک «تهدید» برای بخش خصوصی ایران نام برد و گفت: «تا کسی پولدار میشود، میگویند آدم بدی است … اگر میگوییم بخش خصوصی، باید از نظر فرهنگی هم آن را باور كنيم"
#نيروي-سوم
یک مقام بسیج، روز شنبه، حرکت اعتراضی اخیر در دانشگاه تهران نسبت به تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری را به «جریانات مارکسیست» نسبت داد و گفت که این «جریانات» «در اتاقهای فکر غربی در حال طرحریزی هستند.»
روحالله سُلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، روز شنبه ۲۸ اردیبهشت در گفتوگو با خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) گفت: «دستگاههای امنیتی در این باره باید وظیفه خود را اجرا کنند و در شناسایی عوامل اصلی و کلیدی این پروژه اهتمام ویژهای به خرج دهند که تعداد آنها نیز اندک است.»
شماری از دانشجویان دانشگاه تهران روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت در اعتراض به برخوردهای اخیر حراست دانشگاه دربارهٔ نوع پوشش دانشجویان تجمع کردند اما شماری از «بسیجیها» و «لباس شخصیها» با حمله به این تجمع، مانع از ادامه آن شدند و درگیریها در سالن آمفیتئاتر دانشکده هنرهای زیبا نیز ادامه یافت.
این دانشجویان با در دست داشتن نوشتههایی در اعتراض به محدودیتهای اخیر در طرح «عفاف و حجاب»، از جمله شعار میدادند: «پوشش انتخابی حق مسلم ماست» و «آزادی انتخاب حق مسلم ماست».
دانشجویان شماری از دانشگاههای تهران در هفتههای اخیر، به ویژه با آغاز ماه رمضان، از تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری و حضور «گشت ارشاد» در محوطه دانشگاه خبر داده بودند.
با این حال به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجید سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران، گفته است که مقررات مربوط به پوشش در این دانشگاه «هیچ تغییری نکرده است.»
روحالله سلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، در ادامه سخنانش در این مورد گفت: «سرکردگان تجمعکننده از لحاظ احساسی شعار عدالتخواهی و حمایت از طبقه کارگری میدهند اما در حقیقت خود این افراد جزء طبقه بورژووا بوده و مرفهین بیدرد جامعه هستند که برای دانشجویان شهرستانی یا طبقه ضعیف جامعه تور پهن میکنند. این افراد با فریب دانشجویان درصدد ایجاد عقبهای برای خود هستند.»
این مقام بسیج معترضان به تشدید حجاب اجباری را «مارکسیست» خواند و گفت که «عموم سرکردگان این جریان نفوذی بوده و از طبقه سرمایهدار هستند.» او شواهدی برای گفتههای خود ارائه نداد.
روحالله سلگی اضافه کرد که «آنها در حقیقت جریان معاندی هستند که با لطایفالحیل چهره خود را عوض میکنند؛ یک روز در قالب جنبش سبز، یک روز با پرچم مارکسیست، یک روز با عَلم مخالفت با حجاب و… ولی مخرج مشترک تمام این جریانها مقابله با دین مبین اسلام است.»
این نخستین بار نیست که از جانب گرایشهای سیاسی در ایران دربارهٔ نفوذ «چپ» در محیطهای دانشگاهی هشدار داده میشود.
مهرماه ۱۳۹۷ هم چاپ یک مقاله در نشریه «اقتصادنامه» خبرساز شد. نویسنده مقاله از «نوچپها» به عنوان «پدیده جدید در اقتصاد ایران» یاد کرده بود که نقش اساسی در شکلگیری شعارهایی چون «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» داشتهاند.
در این گزارش از دانشگاههای تهران، شهید بهشتی و علامه به عنوان «پاتوق» جریان «نوچپ» یاد شده بود و این طیف به عنوان «خطری جدی» برای «آینده نظام» توصیف شده بود.
نوشتن چنین یادداشتهایی در رسانهها در نقد یا هشدار پیرامون جریان چپ، امر کمسابقهای نیست و یادداشتهایی که در روزنامه سازندگی یا مجلاتی چون مهرنامه منتشر شدهاند، بارها جنجال رقم زدهاند.
با این حال با توجه به هشدار اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، دربارهٔ خطر تفکرات «چپگرایانه» در سیاست ایران، میتوان گفت این نقدها و هشدارها بازتابدهنده یک طیف فعال سیاسی در ایران است که عموماً به طیف موسوم به «کارگزاران سازندگی» تعلق دارند.
اسحاق جهانگیری ۲۰ شهریور سال گذشته از «تفکر چپگرایانه» به عنوان یک «تهدید» برای بخش خصوصی ایران نام برد و گفت: «تا کسی پولدار میشود، میگویند آدم بدی است … اگر میگوییم بخش خصوصی، باید از نظر فرهنگی هم آن را باور كنيم"
#نيروي-سوم
🔵آیا ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺿﺮورت ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ است؟
✍مریم گل
🔷آنچه امروز همگان بر سر آن اشتراک نظر دارند توسعه اقتصادی است که جز با تغییر ساختارهای سیاسی این امر ممکن نیست.
از طرفی فساد اقتصادی تبدیل به معضل بزرگی شده که هرازگاهی از سران یا آقازادههایشان فاش میشود که منجر به رسوای بزرگی در سالهای اخیر شده که خود این مفاسد اقتصادی باز بهانهای برای تسویه حسابهای سیاسی یک عده دیگر است!
🔹اما سوالی که پیش میآید چطور ممکن است با تحمیل هزینهها به مردم کشور و با باور تغییر فرهنگی توسعه اقتصادی ایجاد کرد!؟ (بدون در نظرگرفتن اینکه اقلیت اقتدارگرا با هرگونه تغییر از جمله تغییر فرهنگی که اصولی و قابل توجه باشد مخالفند)
🔹چطور ممکن است برای مردم حاشیه نشین که با سوتغذیه، محرومیت از تحصیل، اشتغال به کار، مسکن و به طور کلی محرومیت از هرگونه امکانات رفاهی دست و پنجه نرم میکنند حرف از تغییر فرهنگی زد؟ چگونه میتوانیم با کارگری که ۶ماه حقوق نگرفته است درباره فرهنگ، منش، اخلاق و... صحبت کنیم؟
🔹به ریشههای گسترش تروریسم در خاورمیانه نگاه کنید که طبق نظر گروهی از محققان علت آن فقر و بیکاری است!
تا به حال شده برای رشد توسعه اقتصادی، مسائل نظامی (خرید اسلحه، تجهیزات و کمک به منطقه که بخشی از ساختارهای غلط سیاسی است) را فدای توسعه و ایجاد اشتغال در مناطق محروم کشورمان بکنیم؟
وقتی به طور مثال اقتصادمان ایجاد تحریم است و سرمایه گذاری صورت نمیگیرد، سرمایه گذاری نباشد اقتصاد رونق نمیگیرد، اقتصاد رونق نگیرد تمام این معضلات اجتماعی و فرهنگی که در طی ماههای اخیر شاهدش هستید ایجاد میشود شرایط تنگنایی که با تجمعات کوچک شروع میشود کم کم گستردهتر میشود و به آتش زدن اموال عمومی و... ختم میشود. اینجا نه تنها فرهنگ معنا پیدا نمیکند که همه به دنبال کنترل خشم و عصبانیت جامعه بخاطر تبعات ایجاد فقر و تبعیضیم!
🔷و اما در رابطه با اصلاح طلبی در بحث فرهنگ و جامعه که نگاه کنیم سران اصلاح طلب با ژست روشنفکرمآبانه، نگاه از بالا به پایین، قشری نگری، مرزکشی و به حاشیه راندن جامعه جز بیاعتماد کردن مردم نسبت به خودشان چه چیزی در کارنامه درخشانشان طی این دو سه سال اخیر داشتند؟
#نيروي-سوم
✍مریم گل
🔷آنچه امروز همگان بر سر آن اشتراک نظر دارند توسعه اقتصادی است که جز با تغییر ساختارهای سیاسی این امر ممکن نیست.
از طرفی فساد اقتصادی تبدیل به معضل بزرگی شده که هرازگاهی از سران یا آقازادههایشان فاش میشود که منجر به رسوای بزرگی در سالهای اخیر شده که خود این مفاسد اقتصادی باز بهانهای برای تسویه حسابهای سیاسی یک عده دیگر است!
🔹اما سوالی که پیش میآید چطور ممکن است با تحمیل هزینهها به مردم کشور و با باور تغییر فرهنگی توسعه اقتصادی ایجاد کرد!؟ (بدون در نظرگرفتن اینکه اقلیت اقتدارگرا با هرگونه تغییر از جمله تغییر فرهنگی که اصولی و قابل توجه باشد مخالفند)
🔹چطور ممکن است برای مردم حاشیه نشین که با سوتغذیه، محرومیت از تحصیل، اشتغال به کار، مسکن و به طور کلی محرومیت از هرگونه امکانات رفاهی دست و پنجه نرم میکنند حرف از تغییر فرهنگی زد؟ چگونه میتوانیم با کارگری که ۶ماه حقوق نگرفته است درباره فرهنگ، منش، اخلاق و... صحبت کنیم؟
🔹به ریشههای گسترش تروریسم در خاورمیانه نگاه کنید که طبق نظر گروهی از محققان علت آن فقر و بیکاری است!
تا به حال شده برای رشد توسعه اقتصادی، مسائل نظامی (خرید اسلحه، تجهیزات و کمک به منطقه که بخشی از ساختارهای غلط سیاسی است) را فدای توسعه و ایجاد اشتغال در مناطق محروم کشورمان بکنیم؟
وقتی به طور مثال اقتصادمان ایجاد تحریم است و سرمایه گذاری صورت نمیگیرد، سرمایه گذاری نباشد اقتصاد رونق نمیگیرد، اقتصاد رونق نگیرد تمام این معضلات اجتماعی و فرهنگی که در طی ماههای اخیر شاهدش هستید ایجاد میشود شرایط تنگنایی که با تجمعات کوچک شروع میشود کم کم گستردهتر میشود و به آتش زدن اموال عمومی و... ختم میشود. اینجا نه تنها فرهنگ معنا پیدا نمیکند که همه به دنبال کنترل خشم و عصبانیت جامعه بخاطر تبعات ایجاد فقر و تبعیضیم!
🔷و اما در رابطه با اصلاح طلبی در بحث فرهنگ و جامعه که نگاه کنیم سران اصلاح طلب با ژست روشنفکرمآبانه، نگاه از بالا به پایین، قشری نگری، مرزکشی و به حاشیه راندن جامعه جز بیاعتماد کردن مردم نسبت به خودشان چه چیزی در کارنامه درخشانشان طی این دو سه سال اخیر داشتند؟
#نيروي-سوم
پول در نظام سرمایهداری و آموزش و پرورش:
به گفته مارکس و شکسپیر پول ویژگیهای انسانی را به ضد خود تبدیل میکند. پول روابط انسانی را کالایی، دگرگون و خوار می کند.
در سیستم آموزشی، اعتبار یک عده توسط سیستم پولی شکل گرفته. اعتبار اغلب ضرورت ایجاد میکند که درباره گذشته و آینده فرد برخی حقایق مهم نادید گفته شوند. در اینجا شخص باید رزومه خود را توسط جاسوسانی که کارشان بایگانی سوابق است جعل کنند. در جامعه سرمایهداری آنهایی که مستعدند ولی پولی ندارند از دسترسی به منابع آموزشی محرومند. در حالیکه کسانی که پول دارند اما استعدادی ندارند میتوانند از هر نوع آموزشی برخوردار شوند.
#نيروي-سوم
#كالايي-سازي همه چيز
به گفته مارکس و شکسپیر پول ویژگیهای انسانی را به ضد خود تبدیل میکند. پول روابط انسانی را کالایی، دگرگون و خوار می کند.
در سیستم آموزشی، اعتبار یک عده توسط سیستم پولی شکل گرفته. اعتبار اغلب ضرورت ایجاد میکند که درباره گذشته و آینده فرد برخی حقایق مهم نادید گفته شوند. در اینجا شخص باید رزومه خود را توسط جاسوسانی که کارشان بایگانی سوابق است جعل کنند. در جامعه سرمایهداری آنهایی که مستعدند ولی پولی ندارند از دسترسی به منابع آموزشی محرومند. در حالیکه کسانی که پول دارند اما استعدادی ندارند میتوانند از هر نوع آموزشی برخوردار شوند.
#نيروي-سوم
#كالايي-سازي همه چيز
گذری در تهران قدیم
تهران قدیم پنج محله داشت: عودلاجان، سنگلج، بازار، چاله میدان و محله دولت.
محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل میدهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده است.
چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زبالههای شهر از آنجا استفاده میکردند.
چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب میآمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروشها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود.
در بین محلات پنجگانه تهران قدمت چال میدان (چال حصار) قدیمی تر از بقیه است. بافت قدیم شهر تهران تا زمان حکومت پهلوی اول به شکل قدیم خود – البته با تغییراتی جزیی – باقی مانده بود. #نیروی-سوم #مطالعات-فرهنگی
تهران قدیم پنج محله داشت: عودلاجان، سنگلج، بازار، چاله میدان و محله دولت.
محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل میدهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده است.
چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زبالههای شهر از آنجا استفاده میکردند.
چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب میآمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروشها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود.
در بین محلات پنجگانه تهران قدمت چال میدان (چال حصار) قدیمی تر از بقیه است. بافت قدیم شهر تهران تا زمان حکومت پهلوی اول به شکل قدیم خود – البته با تغییراتی جزیی – باقی مانده بود. #نیروی-سوم #مطالعات-فرهنگی
در شهر بیلا تسرکفا در کشور اوکراین به دنیا آمد.او همراه خانواده اش به شهر کیف پایتخت کنونی اوکراین نقل مکان نمود و در یک باشگاه تیراندازی ثبت نام کرد و در آنجا مشغول به تمرین شد.
همزمان در یک کارخانه تولید اسلحه مشغول به کار شد که هم زمان با تهاجم آلمان نازی به شوروی، لودمیلا در حالی که ۲۴ ساله بود به عنوان دواطلب به لشکر ۲۵ پیاده نظام پیوست. او به عنوان یک تک تیرانداز در جنگ شرکت کرد.تا ۲۵ سالگی و طی فقط یک سال خدمت، ۳۰۹ نفر (از جمله ۳۶ تک تیرانداز) از نیروهای دشمن را از پای درآورد و از این جهت یکی از برترین تک تیراندازان تاریخ و موفقترین تک تیرانداز زن تاریخ محسوب میشود که در سال ۱۹۴۳میلادی نشان ستاره طلایی به وی اهدا گردید و یک تمبر یادبود برای او چاپ شد.لودمیلا پس از جنگ به عنوان دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد شوروی انتخاب شد . وی در ۱۰ کتبر ۱۹۷۴میلادی در سن ۵۸ سالگی درگذشت و در گورستان نوودویچی در مسکو دفن گردید.
همزمان در یک کارخانه تولید اسلحه مشغول به کار شد که هم زمان با تهاجم آلمان نازی به شوروی، لودمیلا در حالی که ۲۴ ساله بود به عنوان دواطلب به لشکر ۲۵ پیاده نظام پیوست. او به عنوان یک تک تیرانداز در جنگ شرکت کرد.تا ۲۵ سالگی و طی فقط یک سال خدمت، ۳۰۹ نفر (از جمله ۳۶ تک تیرانداز) از نیروهای دشمن را از پای درآورد و از این جهت یکی از برترین تک تیراندازان تاریخ و موفقترین تک تیرانداز زن تاریخ محسوب میشود که در سال ۱۹۴۳میلادی نشان ستاره طلایی به وی اهدا گردید و یک تمبر یادبود برای او چاپ شد.لودمیلا پس از جنگ به عنوان دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد شوروی انتخاب شد . وی در ۱۰ کتبر ۱۹۷۴میلادی در سن ۵۸ سالگی درگذشت و در گورستان نوودویچی در مسکو دفن گردید.
تمدن، نخستین بار از آنجا آغاز شد
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد ...
#زیگموند_فروید #نيروي-سوم #گفت-و گوي-اجتماعي
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد ...
#زیگموند_فروید #نيروي-سوم #گفت-و گوي-اجتماعي