پسر پورشه سوار را محاکمه نکنید....
✍️ مصطفی داننده
📌با 27 سال سن پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است و با یک پراید تصادف میکند. راننده 20 ساله پراید که دانشجو هم بوده، کشته میشود. مردم لب به اعتراض میگشایند که چه خبرتووووونه؟ او و همراهانش هم سر خود را بالا میگیرند و میگویند، مُرده که مُرده، دیهاش را میدهیم.
📌او وقتی پشت پورشه میشنید، تصور میکند همه شهر نوکر او هستند و باید در برابرش خم و راست شوند. جوانک حق دارد چنین تصوری داشته باشد. در جامعه پولزده باید شاهد چنین رفتاری هم باشیم.
📌این پسر و امثال او، احترام را دیدهاند. آنها دیدهاند وقی پدر پولدارشان وارد جایی میشود، همه به او احترام میگذارند و تا کمر برایش خم میشوند. آنها دیدهاند که ثروت در جامعه به مراتب بهتر از علم است. آنها میبینند بسیاری از آنهایی که به سراغ علم رفتند، هشتشان گرو نهشان است و آنهایی که به دنبال ثروت رفتند نانشان در روغن است.
📌آنها دیدهاند که دراین جامعه با پول میشود همه کار کرد. آنها به جشم دیدهاند هزار کار محال با اسکناس حل شده است. حالا چه انتظاری باید از این جوانها داشت. از جوانهایی که شغلشان تفریح کردن با پول پدر است.
📌جان یک آدم را میگیرند و میگویند فدای سرمان، پولش را میدهیم! پولش را میدهند و دوباره پشت ماشین میلیاردی پدر مینشینند و روز از نو روزی از نو.
📌این بچهها را نباید محکوم کرد. آنها تربیت شدهی ما هستند. اولین کسی که باید پشت میز عدالت بنشینند کسانی که هستند که جامعه را به این سمت کشاندهاند. کسانی که با رفتار خود باعث شدهاند پولداری تبدیل به یک حُسن بزرگ در جامعه شود.
📌در جامعهای که همه دوست دارند پولدار باشند، نمیشود به دنبال انسانیت گشت. چه دختر و پسرهایی که برای تامین آینده خود، به دنبال یک شوهر و یا همسر پولدار میگردند. برای آنها عشق معنا ندارد و رفاه و پولداری جای آن را گرفته است.
📌در جامعهای که اگر به دنبال پول نباشی و چشم خود را به روی مادیات ببندی، عقب افتاده و امل خطاب میشوی، چه انتظاری میشود از جوانکی داشت که پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است.
📌در جامعه ایران زمانی پدر و مادرها دوست داشتند، فرزندشان خلبان، دکتر یا مهندس شود اما حالا بسیاری از آنها دوست دارند فرزندشان پولدار باشد. از چه شیوهای اصلا مهم نیست!
📌در زمانهای نه چندان دور در جلسات خواستگاری ابتدا از محاسن اخلاقی و تحصیلات ماه داماد سخن میگفتند و بعد به سراغ پول و خانه میرفتند اما حالا از ثروت و خانه میپرسند و بعد به سراغ خلقیات خواستگار محترم میروند.
📌جامعه ایران عوض شده است. انسانیت توسط پول دفن شده است و یکه تازی میکند.
#نيروي-سوم
#تضاد-طبقاتي
✍️ مصطفی داننده
📌با 27 سال سن پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است و با یک پراید تصادف میکند. راننده 20 ساله پراید که دانشجو هم بوده، کشته میشود. مردم لب به اعتراض میگشایند که چه خبرتووووونه؟ او و همراهانش هم سر خود را بالا میگیرند و میگویند، مُرده که مُرده، دیهاش را میدهیم.
📌او وقتی پشت پورشه میشنید، تصور میکند همه شهر نوکر او هستند و باید در برابرش خم و راست شوند. جوانک حق دارد چنین تصوری داشته باشد. در جامعه پولزده باید شاهد چنین رفتاری هم باشیم.
📌این پسر و امثال او، احترام را دیدهاند. آنها دیدهاند وقی پدر پولدارشان وارد جایی میشود، همه به او احترام میگذارند و تا کمر برایش خم میشوند. آنها دیدهاند که ثروت در جامعه به مراتب بهتر از علم است. آنها میبینند بسیاری از آنهایی که به سراغ علم رفتند، هشتشان گرو نهشان است و آنهایی که به دنبال ثروت رفتند نانشان در روغن است.
📌آنها دیدهاند که دراین جامعه با پول میشود همه کار کرد. آنها به جشم دیدهاند هزار کار محال با اسکناس حل شده است. حالا چه انتظاری باید از این جوانها داشت. از جوانهایی که شغلشان تفریح کردن با پول پدر است.
📌جان یک آدم را میگیرند و میگویند فدای سرمان، پولش را میدهیم! پولش را میدهند و دوباره پشت ماشین میلیاردی پدر مینشینند و روز از نو روزی از نو.
📌این بچهها را نباید محکوم کرد. آنها تربیت شدهی ما هستند. اولین کسی که باید پشت میز عدالت بنشینند کسانی که هستند که جامعه را به این سمت کشاندهاند. کسانی که با رفتار خود باعث شدهاند پولداری تبدیل به یک حُسن بزرگ در جامعه شود.
📌در جامعهای که همه دوست دارند پولدار باشند، نمیشود به دنبال انسانیت گشت. چه دختر و پسرهایی که برای تامین آینده خود، به دنبال یک شوهر و یا همسر پولدار میگردند. برای آنها عشق معنا ندارد و رفاه و پولداری جای آن را گرفته است.
📌در جامعهای که اگر به دنبال پول نباشی و چشم خود را به روی مادیات ببندی، عقب افتاده و امل خطاب میشوی، چه انتظاری میشود از جوانکی داشت که پشت ماشین میلیاردی پدر نشسته است.
📌در جامعه ایران زمانی پدر و مادرها دوست داشتند، فرزندشان خلبان، دکتر یا مهندس شود اما حالا بسیاری از آنها دوست دارند فرزندشان پولدار باشد. از چه شیوهای اصلا مهم نیست!
📌در زمانهای نه چندان دور در جلسات خواستگاری ابتدا از محاسن اخلاقی و تحصیلات ماه داماد سخن میگفتند و بعد به سراغ پول و خانه میرفتند اما حالا از ثروت و خانه میپرسند و بعد به سراغ خلقیات خواستگار محترم میروند.
📌جامعه ایران عوض شده است. انسانیت توسط پول دفن شده است و یکه تازی میکند.
#نيروي-سوم
#تضاد-طبقاتي
هشدار یک مقام بسیج در مورد «نفوذ جریانات مارکسیست» در دانشگاه ها
یک مقام بسیج، روز شنبه، حرکت اعتراضی اخیر در دانشگاه تهران نسبت به تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری را به «جریانات مارکسیست» نسبت داد و گفت که این «جریانات» «در اتاقهای فکر غربی در حال طرحریزی هستند.»
روحالله سُلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، روز شنبه ۲۸ اردیبهشت در گفتوگو با خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) گفت: «دستگاههای امنیتی در این باره باید وظیفه خود را اجرا کنند و در شناسایی عوامل اصلی و کلیدی این پروژه اهتمام ویژهای به خرج دهند که تعداد آنها نیز اندک است.»
شماری از دانشجویان دانشگاه تهران روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت در اعتراض به برخوردهای اخیر حراست دانشگاه دربارهٔ نوع پوشش دانشجویان تجمع کردند اما شماری از «بسیجیها» و «لباس شخصیها» با حمله به این تجمع، مانع از ادامه آن شدند و درگیریها در سالن آمفیتئاتر دانشکده هنرهای زیبا نیز ادامه یافت.
این دانشجویان با در دست داشتن نوشتههایی در اعتراض به محدودیتهای اخیر در طرح «عفاف و حجاب»، از جمله شعار میدادند: «پوشش انتخابی حق مسلم ماست» و «آزادی انتخاب حق مسلم ماست».
دانشجویان شماری از دانشگاههای تهران در هفتههای اخیر، به ویژه با آغاز ماه رمضان، از تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری و حضور «گشت ارشاد» در محوطه دانشگاه خبر داده بودند.
با این حال به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجید سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران، گفته است که مقررات مربوط به پوشش در این دانشگاه «هیچ تغییری نکرده است.»
روحالله سلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، در ادامه سخنانش در این مورد گفت: «سرکردگان تجمعکننده از لحاظ احساسی شعار عدالتخواهی و حمایت از طبقه کارگری میدهند اما در حقیقت خود این افراد جزء طبقه بورژووا بوده و مرفهین بیدرد جامعه هستند که برای دانشجویان شهرستانی یا طبقه ضعیف جامعه تور پهن میکنند. این افراد با فریب دانشجویان درصدد ایجاد عقبهای برای خود هستند.»
این مقام بسیج معترضان به تشدید حجاب اجباری را «مارکسیست» خواند و گفت که «عموم سرکردگان این جریان نفوذی بوده و از طبقه سرمایهدار هستند.» او شواهدی برای گفتههای خود ارائه نداد.
روحالله سلگی اضافه کرد که «آنها در حقیقت جریان معاندی هستند که با لطایفالحیل چهره خود را عوض میکنند؛ یک روز در قالب جنبش سبز، یک روز با پرچم مارکسیست، یک روز با عَلم مخالفت با حجاب و… ولی مخرج مشترک تمام این جریانها مقابله با دین مبین اسلام است.»
این نخستین بار نیست که از جانب گرایشهای سیاسی در ایران دربارهٔ نفوذ «چپ» در محیطهای دانشگاهی هشدار داده میشود.
مهرماه ۱۳۹۷ هم چاپ یک مقاله در نشریه «اقتصادنامه» خبرساز شد. نویسنده مقاله از «نوچپها» به عنوان «پدیده جدید در اقتصاد ایران» یاد کرده بود که نقش اساسی در شکلگیری شعارهایی چون «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» داشتهاند.
در این گزارش از دانشگاههای تهران، شهید بهشتی و علامه به عنوان «پاتوق» جریان «نوچپ» یاد شده بود و این طیف به عنوان «خطری جدی» برای «آینده نظام» توصیف شده بود.
نوشتن چنین یادداشتهایی در رسانهها در نقد یا هشدار پیرامون جریان چپ، امر کمسابقهای نیست و یادداشتهایی که در روزنامه سازندگی یا مجلاتی چون مهرنامه منتشر شدهاند، بارها جنجال رقم زدهاند.
با این حال با توجه به هشدار اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، دربارهٔ خطر تفکرات «چپگرایانه» در سیاست ایران، میتوان گفت این نقدها و هشدارها بازتابدهنده یک طیف فعال سیاسی در ایران است که عموماً به طیف موسوم به «کارگزاران سازندگی» تعلق دارند.
اسحاق جهانگیری ۲۰ شهریور سال گذشته از «تفکر چپگرایانه» به عنوان یک «تهدید» برای بخش خصوصی ایران نام برد و گفت: «تا کسی پولدار میشود، میگویند آدم بدی است … اگر میگوییم بخش خصوصی، باید از نظر فرهنگی هم آن را باور كنيم"
#نيروي-سوم
یک مقام بسیج، روز شنبه، حرکت اعتراضی اخیر در دانشگاه تهران نسبت به تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری را به «جریانات مارکسیست» نسبت داد و گفت که این «جریانات» «در اتاقهای فکر غربی در حال طرحریزی هستند.»
روحالله سُلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، روز شنبه ۲۸ اردیبهشت در گفتوگو با خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) گفت: «دستگاههای امنیتی در این باره باید وظیفه خود را اجرا کنند و در شناسایی عوامل اصلی و کلیدی این پروژه اهتمام ویژهای به خرج دهند که تعداد آنها نیز اندک است.»
شماری از دانشجویان دانشگاه تهران روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت در اعتراض به برخوردهای اخیر حراست دانشگاه دربارهٔ نوع پوشش دانشجویان تجمع کردند اما شماری از «بسیجیها» و «لباس شخصیها» با حمله به این تجمع، مانع از ادامه آن شدند و درگیریها در سالن آمفیتئاتر دانشکده هنرهای زیبا نیز ادامه یافت.
این دانشجویان با در دست داشتن نوشتههایی در اعتراض به محدودیتهای اخیر در طرح «عفاف و حجاب»، از جمله شعار میدادند: «پوشش انتخابی حق مسلم ماست» و «آزادی انتخاب حق مسلم ماست».
دانشجویان شماری از دانشگاههای تهران در هفتههای اخیر، به ویژه با آغاز ماه رمضان، از تشدید محدودیتهای مربوط به حجاب اجباری و حضور «گشت ارشاد» در محوطه دانشگاه خبر داده بودند.
با این حال به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجید سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران، گفته است که مقررات مربوط به پوشش در این دانشگاه «هیچ تغییری نکرده است.»
روحالله سلگی، معاون سیاسی بسیج اساتید تهران بزرگ، در ادامه سخنانش در این مورد گفت: «سرکردگان تجمعکننده از لحاظ احساسی شعار عدالتخواهی و حمایت از طبقه کارگری میدهند اما در حقیقت خود این افراد جزء طبقه بورژووا بوده و مرفهین بیدرد جامعه هستند که برای دانشجویان شهرستانی یا طبقه ضعیف جامعه تور پهن میکنند. این افراد با فریب دانشجویان درصدد ایجاد عقبهای برای خود هستند.»
این مقام بسیج معترضان به تشدید حجاب اجباری را «مارکسیست» خواند و گفت که «عموم سرکردگان این جریان نفوذی بوده و از طبقه سرمایهدار هستند.» او شواهدی برای گفتههای خود ارائه نداد.
روحالله سلگی اضافه کرد که «آنها در حقیقت جریان معاندی هستند که با لطایفالحیل چهره خود را عوض میکنند؛ یک روز در قالب جنبش سبز، یک روز با پرچم مارکسیست، یک روز با عَلم مخالفت با حجاب و… ولی مخرج مشترک تمام این جریانها مقابله با دین مبین اسلام است.»
این نخستین بار نیست که از جانب گرایشهای سیاسی در ایران دربارهٔ نفوذ «چپ» در محیطهای دانشگاهی هشدار داده میشود.
مهرماه ۱۳۹۷ هم چاپ یک مقاله در نشریه «اقتصادنامه» خبرساز شد. نویسنده مقاله از «نوچپها» به عنوان «پدیده جدید در اقتصاد ایران» یاد کرده بود که نقش اساسی در شکلگیری شعارهایی چون «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» داشتهاند.
در این گزارش از دانشگاههای تهران، شهید بهشتی و علامه به عنوان «پاتوق» جریان «نوچپ» یاد شده بود و این طیف به عنوان «خطری جدی» برای «آینده نظام» توصیف شده بود.
نوشتن چنین یادداشتهایی در رسانهها در نقد یا هشدار پیرامون جریان چپ، امر کمسابقهای نیست و یادداشتهایی که در روزنامه سازندگی یا مجلاتی چون مهرنامه منتشر شدهاند، بارها جنجال رقم زدهاند.
با این حال با توجه به هشدار اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، دربارهٔ خطر تفکرات «چپگرایانه» در سیاست ایران، میتوان گفت این نقدها و هشدارها بازتابدهنده یک طیف فعال سیاسی در ایران است که عموماً به طیف موسوم به «کارگزاران سازندگی» تعلق دارند.
اسحاق جهانگیری ۲۰ شهریور سال گذشته از «تفکر چپگرایانه» به عنوان یک «تهدید» برای بخش خصوصی ایران نام برد و گفت: «تا کسی پولدار میشود، میگویند آدم بدی است … اگر میگوییم بخش خصوصی، باید از نظر فرهنگی هم آن را باور كنيم"
#نيروي-سوم
🔵آیا ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺿﺮورت ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ است؟
✍مریم گل
🔷آنچه امروز همگان بر سر آن اشتراک نظر دارند توسعه اقتصادی است که جز با تغییر ساختارهای سیاسی این امر ممکن نیست.
از طرفی فساد اقتصادی تبدیل به معضل بزرگی شده که هرازگاهی از سران یا آقازادههایشان فاش میشود که منجر به رسوای بزرگی در سالهای اخیر شده که خود این مفاسد اقتصادی باز بهانهای برای تسویه حسابهای سیاسی یک عده دیگر است!
🔹اما سوالی که پیش میآید چطور ممکن است با تحمیل هزینهها به مردم کشور و با باور تغییر فرهنگی توسعه اقتصادی ایجاد کرد!؟ (بدون در نظرگرفتن اینکه اقلیت اقتدارگرا با هرگونه تغییر از جمله تغییر فرهنگی که اصولی و قابل توجه باشد مخالفند)
🔹چطور ممکن است برای مردم حاشیه نشین که با سوتغذیه، محرومیت از تحصیل، اشتغال به کار، مسکن و به طور کلی محرومیت از هرگونه امکانات رفاهی دست و پنجه نرم میکنند حرف از تغییر فرهنگی زد؟ چگونه میتوانیم با کارگری که ۶ماه حقوق نگرفته است درباره فرهنگ، منش، اخلاق و... صحبت کنیم؟
🔹به ریشههای گسترش تروریسم در خاورمیانه نگاه کنید که طبق نظر گروهی از محققان علت آن فقر و بیکاری است!
تا به حال شده برای رشد توسعه اقتصادی، مسائل نظامی (خرید اسلحه، تجهیزات و کمک به منطقه که بخشی از ساختارهای غلط سیاسی است) را فدای توسعه و ایجاد اشتغال در مناطق محروم کشورمان بکنیم؟
وقتی به طور مثال اقتصادمان ایجاد تحریم است و سرمایه گذاری صورت نمیگیرد، سرمایه گذاری نباشد اقتصاد رونق نمیگیرد، اقتصاد رونق نگیرد تمام این معضلات اجتماعی و فرهنگی که در طی ماههای اخیر شاهدش هستید ایجاد میشود شرایط تنگنایی که با تجمعات کوچک شروع میشود کم کم گستردهتر میشود و به آتش زدن اموال عمومی و... ختم میشود. اینجا نه تنها فرهنگ معنا پیدا نمیکند که همه به دنبال کنترل خشم و عصبانیت جامعه بخاطر تبعات ایجاد فقر و تبعیضیم!
🔷و اما در رابطه با اصلاح طلبی در بحث فرهنگ و جامعه که نگاه کنیم سران اصلاح طلب با ژست روشنفکرمآبانه، نگاه از بالا به پایین، قشری نگری، مرزکشی و به حاشیه راندن جامعه جز بیاعتماد کردن مردم نسبت به خودشان چه چیزی در کارنامه درخشانشان طی این دو سه سال اخیر داشتند؟
#نيروي-سوم
✍مریم گل
🔷آنچه امروز همگان بر سر آن اشتراک نظر دارند توسعه اقتصادی است که جز با تغییر ساختارهای سیاسی این امر ممکن نیست.
از طرفی فساد اقتصادی تبدیل به معضل بزرگی شده که هرازگاهی از سران یا آقازادههایشان فاش میشود که منجر به رسوای بزرگی در سالهای اخیر شده که خود این مفاسد اقتصادی باز بهانهای برای تسویه حسابهای سیاسی یک عده دیگر است!
🔹اما سوالی که پیش میآید چطور ممکن است با تحمیل هزینهها به مردم کشور و با باور تغییر فرهنگی توسعه اقتصادی ایجاد کرد!؟ (بدون در نظرگرفتن اینکه اقلیت اقتدارگرا با هرگونه تغییر از جمله تغییر فرهنگی که اصولی و قابل توجه باشد مخالفند)
🔹چطور ممکن است برای مردم حاشیه نشین که با سوتغذیه، محرومیت از تحصیل، اشتغال به کار، مسکن و به طور کلی محرومیت از هرگونه امکانات رفاهی دست و پنجه نرم میکنند حرف از تغییر فرهنگی زد؟ چگونه میتوانیم با کارگری که ۶ماه حقوق نگرفته است درباره فرهنگ، منش، اخلاق و... صحبت کنیم؟
🔹به ریشههای گسترش تروریسم در خاورمیانه نگاه کنید که طبق نظر گروهی از محققان علت آن فقر و بیکاری است!
تا به حال شده برای رشد توسعه اقتصادی، مسائل نظامی (خرید اسلحه، تجهیزات و کمک به منطقه که بخشی از ساختارهای غلط سیاسی است) را فدای توسعه و ایجاد اشتغال در مناطق محروم کشورمان بکنیم؟
وقتی به طور مثال اقتصادمان ایجاد تحریم است و سرمایه گذاری صورت نمیگیرد، سرمایه گذاری نباشد اقتصاد رونق نمیگیرد، اقتصاد رونق نگیرد تمام این معضلات اجتماعی و فرهنگی که در طی ماههای اخیر شاهدش هستید ایجاد میشود شرایط تنگنایی که با تجمعات کوچک شروع میشود کم کم گستردهتر میشود و به آتش زدن اموال عمومی و... ختم میشود. اینجا نه تنها فرهنگ معنا پیدا نمیکند که همه به دنبال کنترل خشم و عصبانیت جامعه بخاطر تبعات ایجاد فقر و تبعیضیم!
🔷و اما در رابطه با اصلاح طلبی در بحث فرهنگ و جامعه که نگاه کنیم سران اصلاح طلب با ژست روشنفکرمآبانه، نگاه از بالا به پایین، قشری نگری، مرزکشی و به حاشیه راندن جامعه جز بیاعتماد کردن مردم نسبت به خودشان چه چیزی در کارنامه درخشانشان طی این دو سه سال اخیر داشتند؟
#نيروي-سوم
پول در نظام سرمایهداری و آموزش و پرورش:
به گفته مارکس و شکسپیر پول ویژگیهای انسانی را به ضد خود تبدیل میکند. پول روابط انسانی را کالایی، دگرگون و خوار می کند.
در سیستم آموزشی، اعتبار یک عده توسط سیستم پولی شکل گرفته. اعتبار اغلب ضرورت ایجاد میکند که درباره گذشته و آینده فرد برخی حقایق مهم نادید گفته شوند. در اینجا شخص باید رزومه خود را توسط جاسوسانی که کارشان بایگانی سوابق است جعل کنند. در جامعه سرمایهداری آنهایی که مستعدند ولی پولی ندارند از دسترسی به منابع آموزشی محرومند. در حالیکه کسانی که پول دارند اما استعدادی ندارند میتوانند از هر نوع آموزشی برخوردار شوند.
#نيروي-سوم
#كالايي-سازي همه چيز
به گفته مارکس و شکسپیر پول ویژگیهای انسانی را به ضد خود تبدیل میکند. پول روابط انسانی را کالایی، دگرگون و خوار می کند.
در سیستم آموزشی، اعتبار یک عده توسط سیستم پولی شکل گرفته. اعتبار اغلب ضرورت ایجاد میکند که درباره گذشته و آینده فرد برخی حقایق مهم نادید گفته شوند. در اینجا شخص باید رزومه خود را توسط جاسوسانی که کارشان بایگانی سوابق است جعل کنند. در جامعه سرمایهداری آنهایی که مستعدند ولی پولی ندارند از دسترسی به منابع آموزشی محرومند. در حالیکه کسانی که پول دارند اما استعدادی ندارند میتوانند از هر نوع آموزشی برخوردار شوند.
#نيروي-سوم
#كالايي-سازي همه چيز
گذری در تهران قدیم
تهران قدیم پنج محله داشت: عودلاجان، سنگلج، بازار، چاله میدان و محله دولت.
محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل میدهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده است.
چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زبالههای شهر از آنجا استفاده میکردند.
چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب میآمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروشها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود.
در بین محلات پنجگانه تهران قدمت چال میدان (چال حصار) قدیمی تر از بقیه است. بافت قدیم شهر تهران تا زمان حکومت پهلوی اول به شکل قدیم خود – البته با تغییراتی جزیی – باقی مانده بود. #نیروی-سوم #مطالعات-فرهنگی
تهران قدیم پنج محله داشت: عودلاجان، سنگلج، بازار، چاله میدان و محله دولت.
محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل میدهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده است.
چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زبالههای شهر از آنجا استفاده میکردند.
چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب میآمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروشها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود.
در بین محلات پنجگانه تهران قدمت چال میدان (چال حصار) قدیمی تر از بقیه است. بافت قدیم شهر تهران تا زمان حکومت پهلوی اول به شکل قدیم خود – البته با تغییراتی جزیی – باقی مانده بود. #نیروی-سوم #مطالعات-فرهنگی
در شهر بیلا تسرکفا در کشور اوکراین به دنیا آمد.او همراه خانواده اش به شهر کیف پایتخت کنونی اوکراین نقل مکان نمود و در یک باشگاه تیراندازی ثبت نام کرد و در آنجا مشغول به تمرین شد.
همزمان در یک کارخانه تولید اسلحه مشغول به کار شد که هم زمان با تهاجم آلمان نازی به شوروی، لودمیلا در حالی که ۲۴ ساله بود به عنوان دواطلب به لشکر ۲۵ پیاده نظام پیوست. او به عنوان یک تک تیرانداز در جنگ شرکت کرد.تا ۲۵ سالگی و طی فقط یک سال خدمت، ۳۰۹ نفر (از جمله ۳۶ تک تیرانداز) از نیروهای دشمن را از پای درآورد و از این جهت یکی از برترین تک تیراندازان تاریخ و موفقترین تک تیرانداز زن تاریخ محسوب میشود که در سال ۱۹۴۳میلادی نشان ستاره طلایی به وی اهدا گردید و یک تمبر یادبود برای او چاپ شد.لودمیلا پس از جنگ به عنوان دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد شوروی انتخاب شد . وی در ۱۰ کتبر ۱۹۷۴میلادی در سن ۵۸ سالگی درگذشت و در گورستان نوودویچی در مسکو دفن گردید.
همزمان در یک کارخانه تولید اسلحه مشغول به کار شد که هم زمان با تهاجم آلمان نازی به شوروی، لودمیلا در حالی که ۲۴ ساله بود به عنوان دواطلب به لشکر ۲۵ پیاده نظام پیوست. او به عنوان یک تک تیرانداز در جنگ شرکت کرد.تا ۲۵ سالگی و طی فقط یک سال خدمت، ۳۰۹ نفر (از جمله ۳۶ تک تیرانداز) از نیروهای دشمن را از پای درآورد و از این جهت یکی از برترین تک تیراندازان تاریخ و موفقترین تک تیرانداز زن تاریخ محسوب میشود که در سال ۱۹۴۳میلادی نشان ستاره طلایی به وی اهدا گردید و یک تمبر یادبود برای او چاپ شد.لودمیلا پس از جنگ به عنوان دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد شوروی انتخاب شد . وی در ۱۰ کتبر ۱۹۷۴میلادی در سن ۵۸ سالگی درگذشت و در گورستان نوودویچی در مسکو دفن گردید.
تمدن، نخستین بار از آنجا آغاز شد
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد ...
#زیگموند_فروید #نيروي-سوم #گفت-و گوي-اجتماعي
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد ...
#زیگموند_فروید #نيروي-سوم #گفت-و گوي-اجتماعي
پيش تر فرشته حسینی ازنماینده مجلس به بيان ساده مشكل اصلى كشور را به حاكمان گفته است:
🔹 راه رفته درست نیست بر ادامه آن اصرار نکنید، شما بخواهید هم نمیتوانید به سرعت شرایط اقتصادی را تغییر دهید، تمام دنیا بر علیه شما است، یک همسایه بی طمع نمانده که دوست شما باشد...
🔹 فشار جهانی روز به روز بیشتر خواهد شد، وضعیت اقتصادی بدتر، لشکر بیکاران انبوه تر، نیروهای بریده از شما بیشتر و به سرنوشت قذافی ها نزدیک تر می شوید...
چرا بنام اينكه ميخواهيد آزاد و مستقل باشيد چنان رفتار و سياستى اعمال
كرده ايد، كه اين همه دشمن در دنيا داشته باشيد كه هم مردم كشور تان شما را قبول نداشته باشند و هم مردمان سايركشورها...
🔹 اين چه استقلال و آزادى و رفاه است كه به اميد رسيدن به آن سال ها كشور و ملت را گرفتار سياست خود كرده و همه دنيا را با ما دشمن كرده ايد ولى بعد چهل سال هنوز نه تنها هيچ آرامش و آسايشى براى ملت نداشته بلكه روز بروز بدتر و فقر و اختلاف طبقاتى و اختلاس بيشتر شده است و ميشود...
🔹 مگر كشورهايى كه داراى استقلال و آزادى و رفاه اجتماعى هستند بمانند آلمان و ژاپن و كره و امثال آن،
آنرا با دشمن تراشى و مرگ بر اين و آن بدست اورده اند...
اين رفتار و سياست كلان نظام است كه موجب شده است كه اين همه دشمن داشته و هر ناكار آمدى خود را با آن توجيه كنيد، تیغ و درفش و دشنه و گلوله و سانسور و زندان كه شما در مقابله و كنترل ملت از آن استفاده ميكنيد اگر کار میکرد خیلی ها در بهار عربی خزانشان نمی رسید که در کشتن و به زندان افکندن از شما ناتوان تر نبودند، با ملت خود و دنيا تعامل و گفتگو کنید...
🔹 وعده های اغفال كننده و آمار دروغ ندهید سياست جهانى خود را تغيير دهيد، ملت ایران بزرگ و بالغ است، صدا و سیما چشم در چشم مردم نشود مثل وزیر تبلیغات صدام که تا ثانیه آخر رجز پیروزی میخواند...
🔹 آدم های مفت خوار و ریا کار را حذف کنید، همین آدم ها اوضاع اقتصاد و سیاست را به اینجا کشانده اند. همین ها که نظرشان به نظر شما نزدیک تر است و بعد میشوند مثل استخوان در گلوی ملت و حاکمیت...
🔹 آقایان برای راه خود چهل سال فرصت داشته اید، اگر نشده دیگر
نمی شود، فکر میکنید طی یک سال آینده، ده سال آینده ، چهل سال آینده می شود؟؟؟
فکر میکند چهل سال دیگر می شود مردم را به زور به خانه فرستاد؟؟؟
اینترنت را قطع کرد؟؟؟
شعار داد و شعور را به حاشیه راند؟؟؟
اگر می شود بسم الله و اگر نمیشود که هر عقل سلیمی با بررسی شرایط میدانی منطقه ای و جهانی میگوید نمی شود، پس فکر دیگری کنید پیش از آن که کار از کار گذشته باشد...
🔹 شاه روزی گفت صدای رعد انقلاب ملت را شنیده است که برق آن پیشتر خرمن حاکمیت را سوزانده بود، بیشتر کمر به ویرانی این کشور نبندید دلخوش به جنگجویان حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق و حامیان روسی و چینی نباشید...
🔹 اینجا ایران است، سوریه نیست... اینجا سرزمین کاوه و آرش و بابک و یعقوب لیث صفاری و ابومسلم است... اینجا غرور ملی بیداد میکند و وقتی ملت رگ غیرت اش بجنبد دماوند را جا به جا میکند...
جنگل ها را بیابان، رودخانه ها را خشک و دریاچه ها را کویر کردید... دایره ی خودی و غیر خودی را چنان تنگ کردید که کسی کنارتان نمانده...رفیقان ریا کارتان پینه ی مهر به پیشانی هر روز به چند هزار میلیارد بیشتر رکورد های اختلاس را به سطوح بالاتری
می بردند، کارخانه ها ورشکسته
کفگیر ها همه به ته دیگ خورده و دیدید ترامپ برجامتان را که به نرمش و کرشمه قهرمانانه بدست آمده بود بی اعتبار کرد...
🔹 آقایان محض نجات خودتان هم که شده ریل عوض کنید، این راه بن بست است، این به خیابان آمدن ها واکسن نیست، ایمن نمیشوید، اوضاع خراب است، سال ۸۸ نیست که مردم بروند ده سال بعد بیایند، میلیون میلیون جوان تحصیلکرده بیکار را در پستوی خانه ها محبوس نمی توان کرد...
🔹 نسل اینترنت و ماهواره را نمیتوان با زناکار خواندن نارنگی و ولایی بودن بادمجان توجیه کرد، چهل سال فرصت سوزاندید...
دکل دزدیدید، موی زنان را مشکل لاینحل کردید، رابطه با دنیا را معضل ناموسی کردید که خودتان هم نتوانید حل کنید، ریا کاری را رواج داده و بر راد مردی خراج سنگین نهادید، دست به دامن جن گیر و رمال و ساحر تا اینجا تاختید،اما دیگر بس است
کارد به استخوان رسیده!
#نيروي-سوم
#ژن-هاي-پشيمان
🔹 راه رفته درست نیست بر ادامه آن اصرار نکنید، شما بخواهید هم نمیتوانید به سرعت شرایط اقتصادی را تغییر دهید، تمام دنیا بر علیه شما است، یک همسایه بی طمع نمانده که دوست شما باشد...
🔹 فشار جهانی روز به روز بیشتر خواهد شد، وضعیت اقتصادی بدتر، لشکر بیکاران انبوه تر، نیروهای بریده از شما بیشتر و به سرنوشت قذافی ها نزدیک تر می شوید...
چرا بنام اينكه ميخواهيد آزاد و مستقل باشيد چنان رفتار و سياستى اعمال
كرده ايد، كه اين همه دشمن در دنيا داشته باشيد كه هم مردم كشور تان شما را قبول نداشته باشند و هم مردمان سايركشورها...
🔹 اين چه استقلال و آزادى و رفاه است كه به اميد رسيدن به آن سال ها كشور و ملت را گرفتار سياست خود كرده و همه دنيا را با ما دشمن كرده ايد ولى بعد چهل سال هنوز نه تنها هيچ آرامش و آسايشى براى ملت نداشته بلكه روز بروز بدتر و فقر و اختلاف طبقاتى و اختلاس بيشتر شده است و ميشود...
🔹 مگر كشورهايى كه داراى استقلال و آزادى و رفاه اجتماعى هستند بمانند آلمان و ژاپن و كره و امثال آن،
آنرا با دشمن تراشى و مرگ بر اين و آن بدست اورده اند...
اين رفتار و سياست كلان نظام است كه موجب شده است كه اين همه دشمن داشته و هر ناكار آمدى خود را با آن توجيه كنيد، تیغ و درفش و دشنه و گلوله و سانسور و زندان كه شما در مقابله و كنترل ملت از آن استفاده ميكنيد اگر کار میکرد خیلی ها در بهار عربی خزانشان نمی رسید که در کشتن و به زندان افکندن از شما ناتوان تر نبودند، با ملت خود و دنيا تعامل و گفتگو کنید...
🔹 وعده های اغفال كننده و آمار دروغ ندهید سياست جهانى خود را تغيير دهيد، ملت ایران بزرگ و بالغ است، صدا و سیما چشم در چشم مردم نشود مثل وزیر تبلیغات صدام که تا ثانیه آخر رجز پیروزی میخواند...
🔹 آدم های مفت خوار و ریا کار را حذف کنید، همین آدم ها اوضاع اقتصاد و سیاست را به اینجا کشانده اند. همین ها که نظرشان به نظر شما نزدیک تر است و بعد میشوند مثل استخوان در گلوی ملت و حاکمیت...
🔹 آقایان برای راه خود چهل سال فرصت داشته اید، اگر نشده دیگر
نمی شود، فکر میکنید طی یک سال آینده، ده سال آینده ، چهل سال آینده می شود؟؟؟
فکر میکند چهل سال دیگر می شود مردم را به زور به خانه فرستاد؟؟؟
اینترنت را قطع کرد؟؟؟
شعار داد و شعور را به حاشیه راند؟؟؟
اگر می شود بسم الله و اگر نمیشود که هر عقل سلیمی با بررسی شرایط میدانی منطقه ای و جهانی میگوید نمی شود، پس فکر دیگری کنید پیش از آن که کار از کار گذشته باشد...
🔹 شاه روزی گفت صدای رعد انقلاب ملت را شنیده است که برق آن پیشتر خرمن حاکمیت را سوزانده بود، بیشتر کمر به ویرانی این کشور نبندید دلخوش به جنگجویان حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق و حامیان روسی و چینی نباشید...
🔹 اینجا ایران است، سوریه نیست... اینجا سرزمین کاوه و آرش و بابک و یعقوب لیث صفاری و ابومسلم است... اینجا غرور ملی بیداد میکند و وقتی ملت رگ غیرت اش بجنبد دماوند را جا به جا میکند...
جنگل ها را بیابان، رودخانه ها را خشک و دریاچه ها را کویر کردید... دایره ی خودی و غیر خودی را چنان تنگ کردید که کسی کنارتان نمانده...رفیقان ریا کارتان پینه ی مهر به پیشانی هر روز به چند هزار میلیارد بیشتر رکورد های اختلاس را به سطوح بالاتری
می بردند، کارخانه ها ورشکسته
کفگیر ها همه به ته دیگ خورده و دیدید ترامپ برجامتان را که به نرمش و کرشمه قهرمانانه بدست آمده بود بی اعتبار کرد...
🔹 آقایان محض نجات خودتان هم که شده ریل عوض کنید، این راه بن بست است، این به خیابان آمدن ها واکسن نیست، ایمن نمیشوید، اوضاع خراب است، سال ۸۸ نیست که مردم بروند ده سال بعد بیایند، میلیون میلیون جوان تحصیلکرده بیکار را در پستوی خانه ها محبوس نمی توان کرد...
🔹 نسل اینترنت و ماهواره را نمیتوان با زناکار خواندن نارنگی و ولایی بودن بادمجان توجیه کرد، چهل سال فرصت سوزاندید...
دکل دزدیدید، موی زنان را مشکل لاینحل کردید، رابطه با دنیا را معضل ناموسی کردید که خودتان هم نتوانید حل کنید، ریا کاری را رواج داده و بر راد مردی خراج سنگین نهادید، دست به دامن جن گیر و رمال و ساحر تا اینجا تاختید،اما دیگر بس است
کارد به استخوان رسیده!
#نيروي-سوم
#ژن-هاي-پشيمان
از آن رو که پرولتاریا با رشادت و ایثار میجنگد
او را به جنگ گسیل میدارند؛
چرا و برای که میجنگد؟
بر او معلوم نیست و نباید بدان بپردازد.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین.
پرولتاریا به خط مقدم میرود،
اما سرداران پشت جبهه میمانند.
وآنگاه که والاحضرتان غذا خوردند
او نیز شاید چیزی یافت.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
پرولتاریا با حقوقی ناچیز،
ادوات جنگی میسازد
تا سرداران، با کمک آنها
فرزندان بیشماری از پرولتاریا را بکشند.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
هزینه شکست را پرولتاریا میپردازد،
هزینه پیروزی را هم.
و آنان تا واپسین دم،
برای جنگهای خونین دیگر
برنامه میریزند.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
پرولتاریا هر لحظه در جنگ است
در جنگ بزرگ طبقاتی.
تا پیروزی،
که او را برای همیشه حاکم خواهد ساخت،
با خون خود هزینه میدهد.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
#نه-به-جنگ
#نيروي-سوم
او را به جنگ گسیل میدارند؛
چرا و برای که میجنگد؟
بر او معلوم نیست و نباید بدان بپردازد.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین.
پرولتاریا به خط مقدم میرود،
اما سرداران پشت جبهه میمانند.
وآنگاه که والاحضرتان غذا خوردند
او نیز شاید چیزی یافت.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
پرولتاریا با حقوقی ناچیز،
ادوات جنگی میسازد
تا سرداران، با کمک آنها
فرزندان بیشماری از پرولتاریا را بکشند.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
هزینه شکست را پرولتاریا میپردازد،
هزینه پیروزی را هم.
و آنان تا واپسین دم،
برای جنگهای خونین دیگر
برنامه میریزند.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
پرولتاریا هر لحظه در جنگ است
در جنگ بزرگ طبقاتی.
تا پیروزی،
که او را برای همیشه حاکم خواهد ساخت،
با خون خود هزینه میدهد.
لعنت به جنگ شما!
تنها به ضیافتش بروید!
ما تفنگها را بر زمین میکوبیم،
و در جنگ دیگری شرکت میکنیم
همان جنگ راستین!
#نه-به-جنگ
#نيروي-سوم
"اشباح سبز نيروي سومي در اروپا و ايران..." #امير-حسين-نوربخش
شبحي بر اروپا سايه افكنده است. شبح سبز اكولوژيست ها...احزاب سبز نيروي سومي ارتجاع را در قاره سبز به خوبي عقب رانده اند. البته راست هاي ليبرال و فرصت طلبان ضد برگزيتي همچنان جولان مي دهند. تغييرات اقليمي هم در راه است و احمق هاي سياسي همچنان بوكسوري كه مدام ضربات هوگ چپ و راست و وسط و آپارگاد هاي اتشين از حريفش دريافت كرده، تمركزش را هر لحظه بيش تر از دست مي دهد. طبيعتن محافظه كاران دچار سرگيجه اي سياسي هستند كه توان تصميم گيريشان را مخدوش نموده است. امروزه اينوايرمنتاليست هاي زمين دوست با سرزمين گرايان و هويت باوران مدام در جدال هستند تا تخريب گران و قيمت گزاران و كالاسازان و مصرف دوستان ضد طبيعت را كه بهانه هاي نژادي و سرمايه دوستانه خوبي براي نابودي مادر زمين دارند، گرفتار كرده و از پيش رويشان جلوگيري كنند. بي شك حتي تصور اين كه با تغييرات اقليمي احتمالا بخشي از اراضي در غرب به زير اب خواهند رفت، بسيار نگران كننده است. حركت سبزها عمدتا در دهه هشتاد و پس از شكست سياست هاي چپ و راست در اروپا رخ داد. خودمانيم چقدر شرايط به اوضاع ايران امروز شبيه است! تشكيل احزاب سبز در ايران فارغ از دو قطبي اصلاح گرا و اصول طلب، ضرورتي بنيادين و غير قابل انكار مي نمايد و دقيقا همين جاست كه اهميت تاسيس نهضت نيروي سوم اشكاري بيش تري پيدا مي كند. جناح هاي فرسوده ما در افكار و رفتارشان، هيچ جايگاهي براي محيط زيست قائل نبوده و نيستند و تغييرات اقليمي انان را طبق معنول غافل گير نموده است. دولت و دستگاه حاكميت هم با سياست هاي سبز اشنايي ندارد. بي شك هر جريان سوم واقعي اي با ساختار و انديشه هاي متفاوت در ايران شكل بگيرد، جناح هاي دو قلو عليه ان با هم متحد خواهند شد. اما نيروي مترقي جديد اجتماعي در ايران براي گفت و گوي با مردم، پيش از هر چيز بايد تكليفش را با نظام سياسي مستقر روشن كند. از شرايط جامعه و سخنان رهبران ايران چنين بر مي ايد كه تحولاتي زير عنوان فرايند بازنگري قانون اساسي با ساز و كارهاي مشخص در قانون اساسي در راه است. لذا مطالبه ي يك قانون اساسي سبز الزامي براي جريان سومي هاست. چرا كه صرف تغيير دستوري قانون اساسي موثر نخواهد بود. طرفه اين كه جمهوري سوم تنها با نيروي سوم محقق خواهد شد و در سپهر عمومي جمهوري جديد، كه بر اساس قانون اساسي سيال نوين شكل خواهد گرفت، دو جبهه ي سياسي كهنه و قديمي ايران جايگاهي نخواهند داشت و احتمالا دچار ادغام يا فروپاشي خواهند شد.
#سبز-ها
#انقلاب-اكولوژيك
#نيروي-سوم
شبحي بر اروپا سايه افكنده است. شبح سبز اكولوژيست ها...احزاب سبز نيروي سومي ارتجاع را در قاره سبز به خوبي عقب رانده اند. البته راست هاي ليبرال و فرصت طلبان ضد برگزيتي همچنان جولان مي دهند. تغييرات اقليمي هم در راه است و احمق هاي سياسي همچنان بوكسوري كه مدام ضربات هوگ چپ و راست و وسط و آپارگاد هاي اتشين از حريفش دريافت كرده، تمركزش را هر لحظه بيش تر از دست مي دهد. طبيعتن محافظه كاران دچار سرگيجه اي سياسي هستند كه توان تصميم گيريشان را مخدوش نموده است. امروزه اينوايرمنتاليست هاي زمين دوست با سرزمين گرايان و هويت باوران مدام در جدال هستند تا تخريب گران و قيمت گزاران و كالاسازان و مصرف دوستان ضد طبيعت را كه بهانه هاي نژادي و سرمايه دوستانه خوبي براي نابودي مادر زمين دارند، گرفتار كرده و از پيش رويشان جلوگيري كنند. بي شك حتي تصور اين كه با تغييرات اقليمي احتمالا بخشي از اراضي در غرب به زير اب خواهند رفت، بسيار نگران كننده است. حركت سبزها عمدتا در دهه هشتاد و پس از شكست سياست هاي چپ و راست در اروپا رخ داد. خودمانيم چقدر شرايط به اوضاع ايران امروز شبيه است! تشكيل احزاب سبز در ايران فارغ از دو قطبي اصلاح گرا و اصول طلب، ضرورتي بنيادين و غير قابل انكار مي نمايد و دقيقا همين جاست كه اهميت تاسيس نهضت نيروي سوم اشكاري بيش تري پيدا مي كند. جناح هاي فرسوده ما در افكار و رفتارشان، هيچ جايگاهي براي محيط زيست قائل نبوده و نيستند و تغييرات اقليمي انان را طبق معنول غافل گير نموده است. دولت و دستگاه حاكميت هم با سياست هاي سبز اشنايي ندارد. بي شك هر جريان سوم واقعي اي با ساختار و انديشه هاي متفاوت در ايران شكل بگيرد، جناح هاي دو قلو عليه ان با هم متحد خواهند شد. اما نيروي مترقي جديد اجتماعي در ايران براي گفت و گوي با مردم، پيش از هر چيز بايد تكليفش را با نظام سياسي مستقر روشن كند. از شرايط جامعه و سخنان رهبران ايران چنين بر مي ايد كه تحولاتي زير عنوان فرايند بازنگري قانون اساسي با ساز و كارهاي مشخص در قانون اساسي در راه است. لذا مطالبه ي يك قانون اساسي سبز الزامي براي جريان سومي هاست. چرا كه صرف تغيير دستوري قانون اساسي موثر نخواهد بود. طرفه اين كه جمهوري سوم تنها با نيروي سوم محقق خواهد شد و در سپهر عمومي جمهوري جديد، كه بر اساس قانون اساسي سيال نوين شكل خواهد گرفت، دو جبهه ي سياسي كهنه و قديمي ايران جايگاهي نخواهند داشت و احتمالا دچار ادغام يا فروپاشي خواهند شد.
#سبز-ها
#انقلاب-اكولوژيك
#نيروي-سوم
نظام انقلابی با دیالکتیک تکاملی انقلاب و حکومت، به جای این همانی حکومت و انقلاب
🔴چه بخواهیم و چه نخواهیم شکافی بزرگ میان «انقلاب» و «حکومت» وجود دارد که بار سنگین آن در ساختار جمهوری دوم بیش از همه بر دوش «رهبری» قرار گرفته است. درباره این شکاف بسیار می توان سخن گفت: اینکه میان آرمان و واقعیت، میان باید ها و هست ها، میان ایده انقلاب و ایده حاکمیت، میان چپ و راست، میان صیرورت و ایستادن، میان تکامل گرایی و ثبات طلبی، میان عدالت و امنیت، میان آزادی و سلطه، میان نقد و جزم، میان سیاسی بودن و انقیاد، میان اراده و تسلیم، میان امامت و قیمومیت، میان دموکراسی و اشرافیت چه شکاف عظیمی وجود دارد، اینکه تحول تاریخی این شکاف چگونه بوده و انکار آن به چه نتایجی در چهل سال اخیر انجامیده است.
🔴با این حال هیچ ذهن ساده لوحی نیست که این شکاف را ذاتی و غیرقابل ترمیم بداند. از قضا انکار کنندگان این شکافند که با دفاع از تز «این همانی حکومت و انقلاب» روز به روز ترمیم این شکاف را دشوارتر می کنند. آیا در رابطه با دفاع مقام معظم رهبری از وضعیت علمی و دانشگاهی کشور، این پرسش برای هر جوان آرمانگرای انقلابی دلسوز این نظام و کشور بوجود نیامد که چرا هزینه بقای این «دانشگاه ورشکسته» باید توسط رهبری و از جیب انقلاب اسلامی پرداخته شود؟ رهبری البته به دلیل همین نقش تعریف شده ی آن در ساختار جمهوری دوم چاره ای ندارد که به رفوی این شکافها و امیدوار نگه داشتن جامعه اقدام کند اما آیا این تنها شکل ممکن از مواجهه با مسائل در چارچوب یک نظام انقلابی است؟
♦️پیشنهاد من در این کانال، از بدو تأسیس دفاع از نظام انقلابی بر پایه «دیالکتیک انقلاب و حکومت» به جای تز مخرب «این همانی حکومت و انقلاب» است که به عقیده من بیشتر از همه توسط گروه های فاسد، بی خاصیت، محافظه کار و رانتخوار درون حاکمیت که استفاده انحصاری از نفت، تقدس، و امنیت را در اختیار خود گرفته اند ترویج و تثبیت می شود. دیالکتیک انقلاب و حکومت ایده ایست که نه تنها ما را از همه تناقضهای عارض شده بر نظام اسلامی در چهل سال اخیر نجات می دهد، بلکه مسیری تکاملی برای اصلاح و پیشرفت دائمی امور در یک «نظام انقلابی» را پیش پای ما می گشاید. به تدریج درباره مبانی و الگوهای یک نظام انقلابی بر پایه دیالکتیک انقلاب و حکومت به عنوان ساختاری پیشنهادی برای جمهوری سوم بیشتر خواهم نوشت.
(دكتر بادام چي)
#جمهوري-سوم
#نيروي-سوم
🔴چه بخواهیم و چه نخواهیم شکافی بزرگ میان «انقلاب» و «حکومت» وجود دارد که بار سنگین آن در ساختار جمهوری دوم بیش از همه بر دوش «رهبری» قرار گرفته است. درباره این شکاف بسیار می توان سخن گفت: اینکه میان آرمان و واقعیت، میان باید ها و هست ها، میان ایده انقلاب و ایده حاکمیت، میان چپ و راست، میان صیرورت و ایستادن، میان تکامل گرایی و ثبات طلبی، میان عدالت و امنیت، میان آزادی و سلطه، میان نقد و جزم، میان سیاسی بودن و انقیاد، میان اراده و تسلیم، میان امامت و قیمومیت، میان دموکراسی و اشرافیت چه شکاف عظیمی وجود دارد، اینکه تحول تاریخی این شکاف چگونه بوده و انکار آن به چه نتایجی در چهل سال اخیر انجامیده است.
🔴با این حال هیچ ذهن ساده لوحی نیست که این شکاف را ذاتی و غیرقابل ترمیم بداند. از قضا انکار کنندگان این شکافند که با دفاع از تز «این همانی حکومت و انقلاب» روز به روز ترمیم این شکاف را دشوارتر می کنند. آیا در رابطه با دفاع مقام معظم رهبری از وضعیت علمی و دانشگاهی کشور، این پرسش برای هر جوان آرمانگرای انقلابی دلسوز این نظام و کشور بوجود نیامد که چرا هزینه بقای این «دانشگاه ورشکسته» باید توسط رهبری و از جیب انقلاب اسلامی پرداخته شود؟ رهبری البته به دلیل همین نقش تعریف شده ی آن در ساختار جمهوری دوم چاره ای ندارد که به رفوی این شکافها و امیدوار نگه داشتن جامعه اقدام کند اما آیا این تنها شکل ممکن از مواجهه با مسائل در چارچوب یک نظام انقلابی است؟
♦️پیشنهاد من در این کانال، از بدو تأسیس دفاع از نظام انقلابی بر پایه «دیالکتیک انقلاب و حکومت» به جای تز مخرب «این همانی حکومت و انقلاب» است که به عقیده من بیشتر از همه توسط گروه های فاسد، بی خاصیت، محافظه کار و رانتخوار درون حاکمیت که استفاده انحصاری از نفت، تقدس، و امنیت را در اختیار خود گرفته اند ترویج و تثبیت می شود. دیالکتیک انقلاب و حکومت ایده ایست که نه تنها ما را از همه تناقضهای عارض شده بر نظام اسلامی در چهل سال اخیر نجات می دهد، بلکه مسیری تکاملی برای اصلاح و پیشرفت دائمی امور در یک «نظام انقلابی» را پیش پای ما می گشاید. به تدریج درباره مبانی و الگوهای یک نظام انقلابی بر پایه دیالکتیک انقلاب و حکومت به عنوان ساختاری پیشنهادی برای جمهوری سوم بیشتر خواهم نوشت.
(دكتر بادام چي)
#جمهوري-سوم
#نيروي-سوم
شهريار وقفی پور
روانکاوی، الهیات و دین
مقدمهای بر سمینار هفدهم، سویهی دیگر روانکاوی (70-1969)
فروید همواره ارزیابییی منفی نسبت به دین داشت و آن را توهمی میشمرد که میراث روشنگری قرار است تمدن را از آن رهایی بخشد؛ حال آن که لاکان به این نکته اشاره میکرد که عنوانِ رسالهی فروید، آیندهی یک توهم، حاکی از بقای دین است. لاکان حتا در مصاحبهای از «پیروزیِ دین» میگوید. ژاک-آلن میلر نیز با اشاره به جریانِ ایدهها و باورهای دینی در فضای سیاسیِ امروز، مدرکی دال بر درستیِ بینش لاکان ارائه میدهد.
علاوه بر این، لاکان در سمینار هفدهم میگوید که موسا و یکتاپرستی پیامِ نهاییِ فروید برای ما است. پس پرسشِ «پیامِ نهاییِ فروید» و چیستیِ آن به میان میآید. میلر در توضیحِ این پیام، به این نکته اشاره میکند که کتاب موسا و یکتاپرستی را باید در پرتو دو رسالهی دیگر فروید خواند، یعنی آیندهی یک توهم و توتم و تابو. به عبارتِ دیگر، پیامِ فروید با مفهومِ پدرِ فرویدی همبسته است. و اگر این حکمِ فرویدی را در ذهن داشته باشیم که دین جستوجوی پدر است، آنگاه میتوان این پیامِ نهایی را تفسیر کرد.
سمینارِ هفدهم که پس از وقایعِ مه 68 برگزار شده است، گویای تلاشِ نظریِ لاکان برای تأمل در بابِ روانکاوی است، «لیکن او در بابِ نظامِ اجتماعیِ معاصر نیز تأمل میکند. لاکان در این سمینار از فروید و مارکس به میانجیِ هگل سخن میگوید، از ماهیت و عملکردِ علم و دانش.... در ابتدای این سمینار، لاکان چهار ساختارِ گفتار را مینویسد که یکی از نخستین تلاشهایش در استفاده از حروف برای تعریف ساختارِ بنیادینِ روانکاوی است.... چهار گفتار [مدرنیته] صرفاً چشمگیرترین جنبهی سمینارِ هفدهم نیست، بلکه جنبهی بنیادینش است. همانگونه که از نظرِ ارسطو، انسان با جانش میاندیشد، در این سمینار نیز لاکان با این چهار گفتار میاندیشد.... همچنین در این سمینار، لاکان عقدهی اودیپِ فروید را نیز باز میخواند و به طور خاص، جایگاهی را که پدر در آن اشغال کرده، به پرسش میگیرد» (جاستین کلمنز).
از آنجا که روانکاو در سطحِ ساختارها میاندیشد، میتواند به اسطوره و دین نیز بپردازد، نه برای تفسیرِ فرهنگیِ آنها، بلکه برای ردگیریِ اثرِ ساختارها در آنها. از این منظر است که یکی از مضامینِ این سمینار، یعنی دین و الهیات، برای شرحِ روانکاوی و نظریاتِ لاکان و نسبتشان با جامعه و سیاستِ روز انتخاب شده.
#نيروي-سوم
#تفكر-انتقادي
روانکاوی، الهیات و دین
مقدمهای بر سمینار هفدهم، سویهی دیگر روانکاوی (70-1969)
فروید همواره ارزیابییی منفی نسبت به دین داشت و آن را توهمی میشمرد که میراث روشنگری قرار است تمدن را از آن رهایی بخشد؛ حال آن که لاکان به این نکته اشاره میکرد که عنوانِ رسالهی فروید، آیندهی یک توهم، حاکی از بقای دین است. لاکان حتا در مصاحبهای از «پیروزیِ دین» میگوید. ژاک-آلن میلر نیز با اشاره به جریانِ ایدهها و باورهای دینی در فضای سیاسیِ امروز، مدرکی دال بر درستیِ بینش لاکان ارائه میدهد.
علاوه بر این، لاکان در سمینار هفدهم میگوید که موسا و یکتاپرستی پیامِ نهاییِ فروید برای ما است. پس پرسشِ «پیامِ نهاییِ فروید» و چیستیِ آن به میان میآید. میلر در توضیحِ این پیام، به این نکته اشاره میکند که کتاب موسا و یکتاپرستی را باید در پرتو دو رسالهی دیگر فروید خواند، یعنی آیندهی یک توهم و توتم و تابو. به عبارتِ دیگر، پیامِ فروید با مفهومِ پدرِ فرویدی همبسته است. و اگر این حکمِ فرویدی را در ذهن داشته باشیم که دین جستوجوی پدر است، آنگاه میتوان این پیامِ نهایی را تفسیر کرد.
سمینارِ هفدهم که پس از وقایعِ مه 68 برگزار شده است، گویای تلاشِ نظریِ لاکان برای تأمل در بابِ روانکاوی است، «لیکن او در بابِ نظامِ اجتماعیِ معاصر نیز تأمل میکند. لاکان در این سمینار از فروید و مارکس به میانجیِ هگل سخن میگوید، از ماهیت و عملکردِ علم و دانش.... در ابتدای این سمینار، لاکان چهار ساختارِ گفتار را مینویسد که یکی از نخستین تلاشهایش در استفاده از حروف برای تعریف ساختارِ بنیادینِ روانکاوی است.... چهار گفتار [مدرنیته] صرفاً چشمگیرترین جنبهی سمینارِ هفدهم نیست، بلکه جنبهی بنیادینش است. همانگونه که از نظرِ ارسطو، انسان با جانش میاندیشد، در این سمینار نیز لاکان با این چهار گفتار میاندیشد.... همچنین در این سمینار، لاکان عقدهی اودیپِ فروید را نیز باز میخواند و به طور خاص، جایگاهی را که پدر در آن اشغال کرده، به پرسش میگیرد» (جاستین کلمنز).
از آنجا که روانکاو در سطحِ ساختارها میاندیشد، میتواند به اسطوره و دین نیز بپردازد، نه برای تفسیرِ فرهنگیِ آنها، بلکه برای ردگیریِ اثرِ ساختارها در آنها. از این منظر است که یکی از مضامینِ این سمینار، یعنی دین و الهیات، برای شرحِ روانکاوی و نظریاتِ لاکان و نسبتشان با جامعه و سیاستِ روز انتخاب شده.
#نيروي-سوم
#تفكر-انتقادي
نيروي جهاني سوم در روياي تحقق صلح ايست فاليايي؟! #امير-حسين-نوربخش
#فراز-باغبان-نو
احتمالا خيلي از ما كوشش گران به خوبي از شرايط تحقق معاهده ي صلح وست فالي آگاهي داريم. عهدنامه اي مهم و حياتي براي صلح كه براي نخستين بار واژه ي "دولت ملي" در ان به كار رفت. اما اين قرارداد صلح بين المللي مهم در چه شرايطي شكل گرفته بود؟ در اوضاعي ناپايدار و درست در قلب جنگ هاي نيابتي قرن هفدهم اروپا در ناحيه اي به نام وست فالي...پروتستان ها و كاتوليك ها به پشت وانه رنسانس و البته قدرت تضعيف شده ي پاپ مدام در جنگ و جدال مستقيم با يك ديگر بودند و باعث تقويت دشمن مشترك خويش يعني مسلمين شدند. حاكميت فضاي رعب و وحشت در اروپاي ان دوره به خوبي در اثار فلاسفه ي سياسي ان دوره چون توماس هابز، قابل مشاهده است. او اساسا از ازادي سخن چنداني نگفته بود و امنيت را نخستين اصل مطلوب جمهوري هاي لوياتاني مي دانست! وي از حقوق بشر سخن زيادي نگفت و انسان را گرگ انسان ديگر تعريف مي كرد! اما چه شد كه مغرب زمين از اين وضعيت امنيتي نجات پيدا كرد؟ پاسخ در نحوه نگارش وست فاليا و فرايند مذاكرات موبوط به ان نهفته است. حال ايا تاسيس و ايجاد يك معاهده صلح گسترده نظير وست فاليا با خوانشي شرقي تحت عنوان ايست فاليا در خاورميانه و ميان كشورهاي اسلامي ممكن است؟! همان طور كه اطلاع داريم، عمده اين دولت ها مشغول جنگ هاي نيابتي با يك ديگر هستند كه صلح و امنيت منطقه اي و جهاني را تهديد مي كند. عامل فيزيكي اين نبردها هم چنان كه كارل اشميت هم به خوبي قبلا تحليل كرده بود، پارتيزان ها و نيروهاي ميليشيايي هوادار دو طرف هستند كه با انگيزه هاي گوناگون فعاليت مي كنند. بنابراين ارتشي هاي ميليتاريست طرفين مداخله ي مستقيمي در اين ستيزها ندارند. ضمنا سهم الهيات سياسي هم در اين ميان كم نيست. موضوع غيبت اموزه هاي الهيات صلح است كه جاي ان حقيقتا خاليست! به هر حال اين فرايند صلح تنها از طريق دول متخاصم نيست كه بايد پي گيري شود. بلكه كارزارهاي صلح و كمپين هاي ضد جنگ بايد ان را به صورت يك مطالبه دنبال كنند. جنبش جهاني نيروي سوم هم مانند برخي اسلاف خود چون ژيژك و گيدنز و چامسكي معتقد است كه هر چند صلح به اندازه جنگ تجاري سازي نشده است، اما به خاطر وجود عنصر شادي در ذات صلح، مي توان چشم اميدي به ايين هاي شادي اجتماعي در منطقه خاورميانه جهت تعريف اشتراكات فرهنگي و تقويت سرمايه اجتماعي صلح داشت. لذا نهضت نيروي سوم از سازواري تمامي جنبش هاي صلح منطقه و دنيا براي رسيدن به يك توافق بزرگ ضد جنگ حمايت مي كند.
#نيروي-سوم
#پويش-صلح-ايست-فالي
#فراز-باغبان-نو
احتمالا خيلي از ما كوشش گران به خوبي از شرايط تحقق معاهده ي صلح وست فالي آگاهي داريم. عهدنامه اي مهم و حياتي براي صلح كه براي نخستين بار واژه ي "دولت ملي" در ان به كار رفت. اما اين قرارداد صلح بين المللي مهم در چه شرايطي شكل گرفته بود؟ در اوضاعي ناپايدار و درست در قلب جنگ هاي نيابتي قرن هفدهم اروپا در ناحيه اي به نام وست فالي...پروتستان ها و كاتوليك ها به پشت وانه رنسانس و البته قدرت تضعيف شده ي پاپ مدام در جنگ و جدال مستقيم با يك ديگر بودند و باعث تقويت دشمن مشترك خويش يعني مسلمين شدند. حاكميت فضاي رعب و وحشت در اروپاي ان دوره به خوبي در اثار فلاسفه ي سياسي ان دوره چون توماس هابز، قابل مشاهده است. او اساسا از ازادي سخن چنداني نگفته بود و امنيت را نخستين اصل مطلوب جمهوري هاي لوياتاني مي دانست! وي از حقوق بشر سخن زيادي نگفت و انسان را گرگ انسان ديگر تعريف مي كرد! اما چه شد كه مغرب زمين از اين وضعيت امنيتي نجات پيدا كرد؟ پاسخ در نحوه نگارش وست فاليا و فرايند مذاكرات موبوط به ان نهفته است. حال ايا تاسيس و ايجاد يك معاهده صلح گسترده نظير وست فاليا با خوانشي شرقي تحت عنوان ايست فاليا در خاورميانه و ميان كشورهاي اسلامي ممكن است؟! همان طور كه اطلاع داريم، عمده اين دولت ها مشغول جنگ هاي نيابتي با يك ديگر هستند كه صلح و امنيت منطقه اي و جهاني را تهديد مي كند. عامل فيزيكي اين نبردها هم چنان كه كارل اشميت هم به خوبي قبلا تحليل كرده بود، پارتيزان ها و نيروهاي ميليشيايي هوادار دو طرف هستند كه با انگيزه هاي گوناگون فعاليت مي كنند. بنابراين ارتشي هاي ميليتاريست طرفين مداخله ي مستقيمي در اين ستيزها ندارند. ضمنا سهم الهيات سياسي هم در اين ميان كم نيست. موضوع غيبت اموزه هاي الهيات صلح است كه جاي ان حقيقتا خاليست! به هر حال اين فرايند صلح تنها از طريق دول متخاصم نيست كه بايد پي گيري شود. بلكه كارزارهاي صلح و كمپين هاي ضد جنگ بايد ان را به صورت يك مطالبه دنبال كنند. جنبش جهاني نيروي سوم هم مانند برخي اسلاف خود چون ژيژك و گيدنز و چامسكي معتقد است كه هر چند صلح به اندازه جنگ تجاري سازي نشده است، اما به خاطر وجود عنصر شادي در ذات صلح، مي توان چشم اميدي به ايين هاي شادي اجتماعي در منطقه خاورميانه جهت تعريف اشتراكات فرهنگي و تقويت سرمايه اجتماعي صلح داشت. لذا نهضت نيروي سوم از سازواري تمامي جنبش هاي صلح منطقه و دنيا براي رسيدن به يك توافق بزرگ ضد جنگ حمايت مي كند.
#نيروي-سوم
#پويش-صلح-ايست-فالي
☘شعار جهانی در هفته محیط زیست:
کاهش آلاینده ها و پسماند
آسمانی آبی، زمین سبز
https://news.1rj.ru/str/thirdpower
کاهش آلاینده ها و پسماند
آسمانی آبی، زمین سبز
https://news.1rj.ru/str/thirdpower