گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
‍ ‍ 🔵آیا ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺿﺮورت ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ است؟

مریم گل


🔷آنچه امروز همگان بر سر آن اشتراک نظر دارند توسعه اقتصادی است که جز با تغییر ساختارهای سیاسی این امر ممکن نیست.
از طرفی فساد اقتصادی تبدیل به معضل بزرگی شده که هرازگاهی از سران یا آقازاده‌هایشان فاش می‌شود که منجر به رسوای بزرگی در سال‌های اخیر شده که خود این مفاسد اقتصادی باز بهانه‌ای برای تسویه حساب‌های سیاسی یک عده دیگر است!

🔹اما سوالی که پیش می‌آید چطور ممکن است با تحمیل هزینه‌ها به مردم کشور و با باور تغییر فرهنگی توسعه اقتصادی ایجاد کرد!؟ (بدون در نظرگرفتن اینکه اقلیت اقتدارگرا با هرگونه تغییر از جمله تغییر فرهنگی که اصولی و قابل توجه باشد مخالفند)

🔹چطور ممکن است برای مردم حاشیه نشین که با سوتغذیه، محرومیت از تحصیل، اشتغال به کار، مسکن و به طور کلی محرومیت از هرگونه امکانات رفاهی دست و پنجه نرم می‌کنند حرف از تغییر فرهنگی زد؟ چگونه می‌توانیم با کارگری که ۶ماه حقوق نگرفته است درباره فرهنگ، منش، اخلاق و... صحبت کنیم؟

🔹به ریشه‌های گسترش تروریسم در خاورمیانه نگاه کنید که طبق نظر گروهی از محققان علت آن فقر و بیکاری است!
تا به حال شده برای رشد توسعه اقتصادی، مسائل نظامی (خرید اسلحه، تجهیزات و کمک به منطقه که بخشی از ساختارهای غلط سیاسی است) را فدای توسعه و ایجاد اشتغال در مناطق محروم کشورمان بکنیم؟
وقتی به طور مثال اقتصادمان ایجاد تحریم است و سرمایه گذاری صورت نمی‌گیرد، سرمایه گذاری نباشد اقتصاد رونق نمی‌گیرد، اقتصاد رونق نگیرد تمام این معضلات اجتماعی و فرهنگی که در طی ماه‌های اخیر شاهدش هستید ایجاد می‌شود شرایط تنگنایی که با تجمعات کوچک شروع می‌شود کم کم گسترده‌تر می‌شود و به آتش زدن اموال عمومی و... ختم می‌شود. اینجا نه تنها فرهنگ معنا پیدا نمی‌کند که همه به دنبال کنترل خشم و عصبانیت جامعه بخاطر تبعات ایجاد فقر و تبعیضیم!

🔷و اما در رابطه با اصلاح طلبی در بحث فرهنگ و جامعه که نگاه کنیم سران اصلاح طلب با ژست روشنفکرمآبانه، نگاه از بالا به پایین، قشری نگری، مرزکشی و به حاشیه راندن جامعه جز بی‌اعتماد کردن مردم نسبت به خودشان چه چیزی در کارنامه درخشانشان طی این دو سه سال اخیر داشتند؟

#نيروي-سوم
#نه-به-جنگ
پول در نظام سرمایه‌داری و آموزش و پرورش:
به گفته مارکس و شکسپیر پول ویژگی‌های انسانی را به ضد خود تبدیل می‌کند. پول روابط انسانی را کالایی، دگرگون و خوار می کند.
در سیستم آموزشی، اعتبار یک عده توسط سیستم پولی شکل گرفته. اعتبار اغلب ضرورت ایجاد می‌کند که درباره گذشته و آینده فرد برخی حقایق مهم نادید گفته شوند. در اینجا شخص باید رزومه خود را توسط جاسوسانی که کارشان بایگانی سوابق است جعل کنند. در جامعه سرمایه‌داری آنهایی که مستعدند ولی پولی ندارند از دسترسی به منابع آموزشی محرومند. در حالیکه کسانی که پول دارند اما استعدادی ندارند می‌توانند از هر نوع آموزشی برخوردار شوند.
#نيروي-سوم
#كالايي-سازي همه چيز
گذری در تهران قدیم
تهران قدیم پنج محله داشت: عودلاجان، سنگلج، بازار، چاله میدان و محله دولت.

محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل می‌دهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده است.

چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زباله‌های شهر از آنجا استفاده می‌کردند.

چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب می‌آمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروش‌ها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود.

در بین محلات پنجگانه تهران قدمت چال میدان (چال حصار) قدیمی تر از بقیه است. بافت قدیم شهر تهران تا زمان حکومت پهلوی اول به شکل قدیم خود – البته با تغییراتی جزیی – باقی مانده بود. #نیروی-سوم #مطالعات-فرهنگی
شمال افغانستان انگور هارو تو گِل میذارن. وقتی که دیگه فصل انگور نیس گل رو بازمیکنن انگور تازه و خوشمزه رو میخورن. بهش میگن کنگینه... #نیروی-سوم #مطالعات-فرهنگی
قبلا انقدر رادیو در خانواده ها مهم بود و تکلم وحده را در دست داشت، که با ان عکس خانوادگی میگرفتند... #بازگشت-به-فرهنگ-عامه #نیروی-سوم
در شهر بیلا تسرکفا در کشور اوکراین به دنیا آمد.او همراه خانواده اش به شهر کیف پایتخت کنونی اوکراین نقل مکان نمود و در یک باشگاه تیراندازی ثبت نام کرد و در آنجا مشغول به تمرین شد.
همزمان در یک کارخانه تولید اسلحه مشغول به کار شد که هم زمان با تهاجم آلمان نازی به شوروی، لودمیلا در حالی که ۲۴ ساله بود به عنوان دواطلب به لشکر ۲۵ پیاده نظام پیوست. او به عنوان یک تک تیرانداز در جنگ شرکت کرد.تا ۲۵ سالگی و طی فقط یک سال خدمت، ۳۰۹ نفر (از جمله ۳۶ تک تیرانداز) از نیروهای دشمن را از پای درآورد و از این جهت یکی از برترین تک تیراندازان تاریخ و موفق‌ترین تک تیرانداز زن تاریخ محسوب می‌شود که در سال ۱۹۴۳میلادی نشان ستاره طلایی به وی اهدا گردید و یک تمبر یادبود برای او چاپ شد.لودمیلا پس از جنگ به عنوان دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد شوروی انتخاب شد . وی در ۱۰ کتبر ۱۹۷۴میلادی در سن ۵۸ سالگی درگذشت و در گورستان نوودویچی در مسکو دفن گردید.
تمدن، نخستین بار از آنجا آغاز شد
که انسان خشمگین به جای "سنگ"
"کلمه" پرتاب کرد ...


#زیگموند_فروید #نيروي-سوم #گفت-و گوي-اجتماعي
پيش تر فرشته حسینی ازنماینده مجلس به بيان ساده مشكل اصلى كشور را به حاكمان گفته است:

🔹 راه رفته درست نیست بر ادامه آن اصرار نکنید، شما بخواهید هم نمیتوانید به سرعت شرایط اقتصادی را تغییر دهید، تمام دنیا بر علیه شما است، یک همسایه بی طمع نمانده که دوست شما باشد...

🔹 فشار جهانی روز به روز بیشتر خواهد شد، وضعیت اقتصادی بدتر، لشکر بیکاران انبوه تر، نیروهای بریده از شما بیشتر و به سرنوشت قذافی ها نزدیک تر می شوید...
چرا بنام اينكه ميخواهيد آزاد و مستقل باشيد چنان رفتار و سياستى اعمال
كرده ايد، كه اين همه دشمن در دنيا داشته باشيد كه هم مردم كشور تان شما را قبول نداشته باشند و هم مردمان سايركشورها...

🔹 اين چه استقلال و آزادى و رفاه است كه به اميد رسيدن به آن سال ها كشور و ملت را گرفتار سياست خود كرده و همه دنيا را با ما دشمن كرده ايد ولى بعد چهل سال هنوز نه تنها هيچ آرامش و آسايشى براى ملت نداشته بلكه روز بروز بدتر و فقر و اختلاف طبقاتى و اختلاس بيشتر شده است و ميشود...

🔹 مگر كشورهايى كه داراى استقلال و آزادى و رفاه اجتماعى هستند بمانند آلمان و ژاپن و كره و امثال آن،
آنرا با دشمن تراشى و مرگ بر اين و آن بدست اورده اند...
اين رفتار و سياست كلان نظام است كه موجب شده است كه اين همه دشمن داشته و هر ناكار آمدى خود را با آن توجيه كنيد، تیغ و درفش و دشنه و گلوله و سانسور و زندان كه شما در مقابله و كنترل ملت از آن استفاده ميكنيد اگر کار میکرد خیلی ها در بهار عربی خزانشان نمی رسید که در کشتن و به زندان افکندن از شما ناتوان تر نبودند، با ملت خود و دنيا تعامل و گفتگو کنید...

🔹 وعده های اغفال كننده و آمار دروغ ندهید سياست جهانى خود را تغيير دهيد، ملت ایران بزرگ و بالغ است، صدا و سیما چشم در چشم مردم نشود مثل وزیر تبلیغات صدام که تا ثانیه آخر رجز پیروزی میخواند...

🔹 آدم های مفت خوار و ریا کار را حذف کنید، همین آدم ها اوضاع اقتصاد و سیاست را به اینجا کشانده اند. همین ها که نظرشان به نظر شما نزدیک تر است و بعد میشوند مثل استخوان در گلوی ملت و حاکمیت...

🔹 آقایان برای راه خود چهل سال فرصت داشته اید، اگر نشده دیگر
نمی شود، فکر میکنید طی یک سال آینده، ده سال آینده ، چهل سال آینده می شود؟؟؟
فکر میکند چهل سال دیگر می شود مردم را به زور به خانه فرستاد؟؟؟
اینترنت را قطع کرد؟؟؟
شعار داد و شعور را به حاشیه راند؟؟؟
اگر می شود بسم الله و اگر نمیشود که هر عقل سلیمی با بررسی شرایط میدانی منطقه ای و جهانی میگوید نمی شود، پس فکر دیگری کنید پیش از آن که کار از کار گذشته باشد...

🔹 شاه روزی گفت صدای رعد انقلاب ملت را شنیده است که برق آن پیشتر خرمن حاکمیت را سوزانده بود، بیشتر کمر به ویرانی این کشور نبندید دلخوش به جنگجویان حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق و حامیان روسی و چینی نباشید...

🔹 اینجا ایران است، سوریه نیست... اینجا سرزمین کاوه و آرش و بابک و یعقوب لیث صفاری و ابومسلم است... اینجا غرور ملی بیداد میکند و وقتی ملت رگ غیرت اش بجنبد دماوند را جا به جا میکند...
جنگل ها را بیابان، رودخانه ها را خشک و دریاچه ها را کویر کردید... دایره ی خودی و غیر خودی را چنان تنگ کردید که کسی کنارتان نمانده...رفیقان ریا کارتان پینه ی مهر به پیشانی هر روز به چند هزار میلیارد بیشتر رکورد های اختلاس را به سطوح بالاتری
می بردند، کارخانه ها ورشکسته
کفگیر ها همه به ته دیگ خورده و دیدید ترامپ برجامتان را که به نرمش و کرشمه قهرمانانه بدست آمده بود بی اعتبار کرد...

🔹 آقایان محض نجات خودتان هم که شده ریل عوض کنید، این راه بن بست است، این به خیابان آمدن ها واکسن نیست، ایمن نمیشوید، اوضاع خراب است، سال ۸۸ نیست که مردم بروند ده سال بعد بیایند، میلیون میلیون جوان تحصیلکرده بیکار را در پستوی خانه ها محبوس نمی توان کرد...

🔹 نسل اینترنت و ماهواره را نمیتوان با زناکار خواندن نارنگی و ولایی بودن بادمجان توجیه کرد، چهل سال فرصت سوزاندید...
دکل دزدیدید، موی زنان را مشکل لاینحل کردید، رابطه با دنیا را معضل ناموسی کردید که خودتان هم نتوانید حل کنید، ریا کاری را رواج داده و بر راد مردی خراج سنگین نهادید، دست به دامن جن گیر و رمال و ساحر تا اینجا تاختید،اما دیگر بس است
کارد به استخوان رسیده!

#نيروي-سوم
#ژن-هاي-پشيمان
از آن رو که پرولتاریا با رشادت و ایثار می‌جنگد
او را به جنگ گسیل می‌دارند؛
چرا و برای که می‌جنگد؟
بر او معلوم نیست و نباید بدان بپردازد.‏

لعنت به جنگ شما!‏
تنها به ضیافتش بروید!‏
ما تفنگ‌ها را بر زمین می‌کوبیم،‏
و در جنگ دیگری شرکت می‌کنیم
همان جنگ راستین.‏

پرولتاریا به خط مقدم می‌رود،‏
اما سرداران پشت جبهه می‌مانند.‏
وآن‌گاه که والاحضرتان غذا خوردند
او‌ نیز شاید چیزی یافت.‏

لعنت به جنگ شما!‌‏
تنها به ضیافتش بروید!‏
ما تفنگ‌ها را بر زمین می‌کوبیم،‏
و در جنگ دیگری شرکت می‌کنیم
همان جنگ راستین!‏

پرولتاریا با حقوقی ناچیز،‏
ادوات جنگی می‌سازد
تا سرداران، با کمک آن‌ها
فرزندان بی‌شماری از پرولتاریا را بکشند.‏

لعنت به جنگ شما!‏
تنها به ضیافتش بروید!‏
ما تفنگ‌ها را بر زمین می‌کوبیم،‏
و در جنگ دیگری شرکت می‌کنیم
همان جنگ راستین!‏

هزینه شکست را پرولتاریا می‌پردازد،‏
هزینه پیروزی را هم.‏
و آنان تا واپسین دم،‏
برای جنگ‌های خونین دیگر
برنامه‌ می‌ریزند.‏

لعنت به جنگ شما!‏
تنها به ضیافتش بروید!‏
ما تفنگ‌ها را بر زمین می‌کوبیم،‏
و در جنگ دیگری شرکت می‌کنیم
همان جنگ راستین!‏

پرولتاریا هر لحظه در جنگ است
در جنگ بزرگ طبقاتی.‏
تا پیروزی،‏
که او‌ را برای همیشه حاکم خواهد ساخت،‏
با خون خود هزینه می‌دهد.‏

لعنت به جنگ شما!‏
تنها به ضیافتش بروید!‏
ما تفنگ‌ها را بر زمین می‌کوبیم،‏
و در جنگ دیگری شرکت می‌کنیم
همان جنگ راستین!‏
#نه-به-جنگ
#نيروي-سوم
خبرت هست كه در شهر شكر ارزان شد؟ خبرت هست كه دي طي شد و تابستان شد؟

#تنظيم-بازار-براي-سودا-گران
#نيروي-سوم
"اشباح سبز نيروي سومي در اروپا و ايران..." #امير-حسين-نوربخش

شبحي بر اروپا سايه افكنده است. شبح سبز اكولوژيست ها...احزاب سبز نيروي سومي ارتجاع را در قاره سبز به خوبي عقب رانده اند. البته راست هاي ليبرال و فرصت طلبان ضد برگزيتي همچنان جولان مي دهند. تغييرات اقليمي هم در راه است و احمق هاي سياسي همچنان بوكسوري كه مدام ضربات هوگ چپ و راست و وسط و آپارگاد هاي اتشين از حريفش دريافت كرده، تمركزش را هر لحظه بيش تر از دست مي دهد. طبيعتن محافظه كاران دچار سرگيجه اي سياسي هستند كه توان تصميم گيريشان را مخدوش نموده است. امروزه اينوايرمنتاليست هاي زمين دوست با سرزمين گرايان و هويت باوران مدام در جدال هستند تا تخريب گران و قيمت گزاران و كالاسازان و مصرف دوستان ضد طبيعت را كه بهانه هاي نژادي و سرمايه دوستانه خوبي براي نابودي مادر زمين دارند، گرفتار كرده و از پيش رويشان جلوگيري كنند. بي شك حتي تصور اين كه با تغييرات اقليمي احتمالا بخشي از اراضي در غرب به زير اب خواهند رفت، بسيار نگران كننده است. حركت سبزها عمدتا در دهه هشتاد و پس از شكست سياست هاي چپ و راست در اروپا رخ داد. خودمانيم چقدر شرايط به اوضاع ايران امروز شبيه است! تشكيل احزاب سبز در ايران فارغ از دو قطبي اصلاح گرا و اصول طلب، ضرورتي بنيادين و غير قابل انكار مي نمايد و دقيقا همين جاست كه اهميت تاسيس نهضت نيروي سوم اشكاري بيش تري پيدا مي كند. جناح هاي فرسوده ما در افكار و رفتارشان، هيچ جايگاهي براي محيط زيست قائل نبوده و نيستند و تغييرات اقليمي انان را طبق معنول غافل گير نموده است. دولت و دستگاه حاكميت هم با سياست هاي سبز اشنايي ندارد. بي شك هر جريان سوم واقعي اي با ساختار و انديشه هاي متفاوت در ايران شكل بگيرد، جناح هاي دو قلو عليه ان با هم متحد خواهند شد. اما نيروي مترقي جديد اجتماعي در ايران براي گفت و گوي با مردم، پيش از هر چيز بايد تكليفش را با نظام سياسي مستقر روشن كند. از شرايط جامعه و سخنان رهبران ايران چنين بر مي ايد كه تحولاتي زير عنوان فرايند بازنگري قانون اساسي با ساز و كارهاي مشخص در قانون اساسي در راه است. لذا مطالبه ي يك قانون اساسي سبز الزامي براي جريان سومي هاست. چرا كه صرف تغيير دستوري قانون اساسي موثر نخواهد بود. طرفه اين كه جمهوري سوم تنها با نيروي سوم محقق خواهد شد و در سپهر عمومي جمهوري جديد، كه بر اساس قانون اساسي سيال نوين شكل خواهد گرفت، دو جبهه ي سياسي كهنه و قديمي ايران جايگاهي نخواهند داشت و احتمالا دچار ادغام يا فروپاشي خواهند شد.
#سبز-ها
#انقلاب-اكولوژيك
#نيروي-سوم
نظام انقلابی با دیالکتیک تکاملی انقلاب و حکومت، به جای این همانی حکومت و انقلاب


🔴چه بخواهیم و چه نخواهیم شکافی بزرگ میان «انقلاب» و «حکومت» وجود دارد که بار سنگین آن در ساختار جمهوری دوم بیش از همه بر دوش «رهبری» قرار گرفته است. درباره این شکاف بسیار می توان سخن گفت: اینکه میان آرمان و واقعیت، میان باید ها و هست ها، میان ایده انقلاب و ایده حاکمیت، میان چپ و راست، میان صیرورت و ایستادن، میان تکامل گرایی و ثبات طلبی، میان عدالت و امنیت، میان آزادی و سلطه، میان نقد و جزم، میان سیاسی بودن و انقیاد، میان اراده و تسلیم، میان امامت و قیمومیت، میان دموکراسی و اشرافیت چه شکاف عظیمی وجود دارد، اینکه تحول تاریخی این شکاف چگونه بوده و انکار آن به چه نتایجی در چهل سال اخیر انجامیده است.


🔴با این حال هیچ ذهن ساده لوحی نیست که این شکاف را ذاتی و غیرقابل ترمیم بداند. از قضا انکار کنندگان این شکافند که با دفاع از تز «این همانی حکومت و انقلاب» روز به روز ترمیم این شکاف را دشوارتر می کنند. آیا در رابطه با دفاع مقام معظم رهبری از وضعیت علمی و دانشگاهی کشور، این پرسش برای هر جوان آرمانگرای انقلابی دلسوز این نظام و کشور بوجود نیامد که چرا هزینه بقای این «دانشگاه ورشکسته» باید توسط رهبری و از جیب انقلاب اسلامی پرداخته شود؟ رهبری البته به دلیل همین نقش تعریف شده ی آن در ساختار جمهوری دوم چاره ای ندارد که به رفوی این شکافها و امیدوار نگه داشتن جامعه اقدام کند اما آیا این تنها شکل ممکن از مواجهه با مسائل در چارچوب یک نظام انقلابی است؟


♦️پیشنهاد من در این کانال، از بدو تأسیس دفاع از نظام انقلابی بر پایه «دیالکتیک انقلاب و حکومت» به جای تز مخرب «این همانی حکومت و انقلاب» است که به عقیده من بیشتر از همه توسط گروه های فاسد، بی خاصیت،‌ محافظه کار و رانتخوار درون حاکمیت که استفاده انحصاری از نفت، تقدس، و امنیت را در اختیار خود گرفته اند ترویج و تثبیت می شود. دیالکتیک انقلاب و حکومت ایده ایست که نه تنها ما را از همه تناقضهای عارض شده بر نظام اسلامی در چهل سال اخیر نجات می دهد، بلکه مسیری تکاملی برای اصلاح و پیشرفت دائمی امور در یک «نظام انقلابی» را پیش پای ما می گشاید. به تدریج درباره مبانی و الگوهای یک نظام انقلابی بر پایه دیالکتیک انقلاب و حکومت به عنوان ساختاری پیشنهادی برای جمهوری سوم بیشتر خواهم نوشت.
(دكتر بادام چي)
#جمهوري-سوم
#نيروي-سوم
شهريار وقفی پور


روان‌کاوی، الهیات و دین
مقدمه‌ای بر سمینار هفدهم، سویه‌ی دیگر روان‌کاوی (70-1969)


فروید همواره ارزیابی‌یی منفی نسبت به دین داشت و آن را توهمی می‌شمرد که میراث روشنگری قرار است تمدن را از آن رهایی بخشد؛ حال آن که لاکان به این نکته اشاره می‌کرد که عنوانِ رساله‌ی فروید، آینده‌ی یک توهم، حاکی از بقای دین است. لاکان حتا در مصاحبه‌ای از «پیروزیِ دین» می‌گوید. ژاک-آلن میلر نیز با اشاره به جریانِ ایده‌ها و باورهای دینی در فضای سیاسیِ امروز، مدرکی دال بر درستیِ بینش لاکان ارائه می‌دهد.
علاوه بر این، لاکان در سمینار هفدهم می‌گوید که موسا و یکتاپرستی پیامِ نهاییِ فروید برای ما است. پس پرسشِ «پیامِ نهاییِ فروید» و چیستیِ آن به میان می‌آید. میلر در توضیحِ این پیام، به این نکته اشاره می‌کند که کتاب موسا و یکتاپرستی را باید در پرتو دو رساله‌ی دیگر فروید خواند، یعنی آینده‌ی یک توهم و توتم و تابو. به عبارتِ دیگر، پیامِ فروید با مفهومِ پدرِ فرویدی همبسته است. و اگر این حکمِ فرویدی را در ذهن داشته باشیم که دین جست‌وجوی پدر است، آن‌گاه می‌توان این پیامِ نهایی را تفسیر کرد.
سمینارِ هفدهم که پس از وقایعِ مه 68 برگزار شده است، گویای تلاشِ نظریِ لاکان برای تأمل در بابِ روان‌کاوی است، «لیکن او در بابِ نظامِ اجتماعیِ معاصر نیز تأمل می‌کند. لاکان در این سمینار از فروید و مارکس به میانجیِ هگل سخن می‌گوید، از ماهیت و عملکردِ علم و دانش.... در ابتدای این سمینار، لاکان چهار ساختارِ گفتار را می‌نویسد که یکی از نخستین تلاش‌هایش در استفاده از حروف برای تعریف ساختارِ بنیادینِ روان‌کاوی است.... چهار گفتار [مدرنیته] صرفاً چشم‌گیرترین جنبه‌ی سمینارِ هفدهم نیست، بلکه جنبه‌ی بنیادینش است. همان‌گونه که از نظرِ ارسطو، انسان با جانش می‌اندیشد، در این سمینار نیز لاکان با این چهار گفتار می‌اندیشد.... همچنین در این سمینار، لاکان عقده‌ی اودیپِ فروید را نیز باز می‌خواند و به طور خاص، جایگاهی را که پدر در آن اشغال کرده، به پرسش می‌گیرد» (جاستین کلمنز).
از آن‌جا که روان‌کاو در سطحِ ساختارها می‌اندیشد، می‌تواند به اسطوره و دین نیز بپردازد، نه برای تفسیرِ فرهنگیِ آن‌ها، بلکه برای ردگیریِ اثرِ ساختارها در آن‌ها. از این منظر است که یکی از مضامینِ این سمینار، یعنی دین و الهیات، برای شرحِ روان‌کاوی و نظریاتِ لاکان و نسبتشان با جامعه و سیاستِ روز انتخاب شده.

#نيروي-سوم
#تفكر-انتقادي
از پوستر پويش صلح ايست فاليا توسط نهضت جهاني نيروي سوم رونمايي شد...
#ايست-فاليا
نه-به-جنگ
#نيروي-سوم
نيروي جهاني سوم در روياي تحقق صلح ايست فاليايي؟! #امير-حسين-نوربخش
#فراز-باغبان-نو

احتمالا خيلي از ما كوشش گران به خوبي از شرايط تحقق معاهده ي صلح وست فالي آگاهي داريم. عهدنامه اي مهم و حياتي براي صلح كه براي نخستين بار واژه ي "دولت ملي" در ان به كار رفت. اما اين قرارداد صلح بين المللي مهم در چه شرايطي شكل گرفته بود؟ در اوضاعي ناپايدار و درست در قلب جنگ هاي نيابتي قرن هفدهم اروپا در ناحيه اي به نام وست فالي...پروتستان ها و كاتوليك ها به پشت وانه رنسانس و البته قدرت تضعيف شده ي پاپ مدام در جنگ و جدال مستقيم با يك ديگر بودند و باعث تقويت دشمن مشترك خويش يعني مسلمين شدند. حاكميت فضاي رعب و وحشت در اروپاي ان دوره به خوبي در اثار فلاسفه ي سياسي ان دوره چون توماس هابز، قابل مشاهده است. او اساسا از ازادي سخن چنداني نگفته بود و امنيت را نخستين اصل مطلوب جمهوري هاي لوياتاني مي دانست! وي از حقوق بشر سخن زيادي نگفت و انسان را گرگ انسان ديگر تعريف مي كرد! اما چه شد كه مغرب زمين از اين وضعيت امنيتي نجات پيدا كرد؟ پاسخ در نحوه نگارش وست فاليا و فرايند مذاكرات موبوط به ان نهفته است. حال ايا تاسيس و ايجاد يك معاهده صلح گسترده نظير وست فاليا با خوانشي شرقي تحت عنوان ايست فاليا در خاورميانه و ميان كشورهاي اسلامي ممكن است؟! همان طور كه اطلاع داريم، عمده اين دولت ها مشغول جنگ هاي نيابتي با يك ديگر هستند كه صلح و امنيت منطقه اي و جهاني را تهديد مي كند. عامل فيزيكي اين نبردها هم چنان كه كارل اشميت هم به خوبي قبلا تحليل كرده بود، پارتيزان ها و نيروهاي ميليشيايي هوادار دو طرف هستند كه با انگيزه هاي گوناگون فعاليت مي كنند. بنابراين ارتشي هاي ميليتاريست طرفين مداخله ي مستقيمي در اين ستيزها ندارند. ضمنا سهم الهيات سياسي هم در اين ميان كم نيست. موضوع غيبت اموزه هاي الهيات صلح است كه جاي ان حقيقتا خاليست! به هر حال اين فرايند صلح تنها از طريق دول متخاصم نيست كه بايد پي گيري شود. بلكه كارزارهاي صلح و كمپين هاي ضد جنگ بايد ان را به صورت يك مطالبه دنبال كنند. جنبش جهاني نيروي سوم هم مانند برخي اسلاف خود چون ژيژك و گيدنز و چامسكي معتقد است كه هر چند صلح به اندازه جنگ تجاري سازي نشده است، اما به خاطر وجود عنصر شادي در ذات صلح، مي توان چشم اميدي به ايين هاي شادي اجتماعي در منطقه خاورميانه جهت تعريف اشتراكات فرهنگي و تقويت سرمايه اجتماعي صلح داشت. لذا نهضت نيروي سوم از سازواري تمامي جنبش هاي صلح منطقه و دنيا براي رسيدن به يك توافق بزرگ ضد جنگ حمايت مي كند.

#نيروي-سوم
#پويش-صلح-ايست-فالي
شعار جهانی در هفته محیط زیست:

کاهش آلاینده ها و پسماند
آسمانی آبی، زمین سبز
https://news.1rj.ru/str/thirdpower
چندی پیش به تاسی از ندای وجدان و وظیفه شهروندی ،در بحثی با موضوع سوء عملکرد آشکارِ شرکت ِلیت شهرداری مشهد در گروهی موسوم به جوانان اصلاح طلب خراسان شرکت کردم. هنوز کلام منعقد نشده بود که چند تن از #ماله_کشانِ وضع موجود وارد گود شدند و بعد از احتجاجات بیهوده ، سعی کردند بحث را شخصی کنند و به بیراهه ببرند ( این در جایی بود که یکی دو تن از نمایندگان الیت هم در بحث و گروه مذکور حضور داشتند ) گذشت و نه الیت پاسخ درستی داد و نه بحث به انجامی رسید اما در خارج از آن گروه و گروه هایی شبیه به این، دلسوزانی چون #امیر_شهلا پیگیر الیت و عملکرد راهزنانه اش بودند ...مدت کوتاهی گذشت تا بندگان زر و زور و تزویر و نقاب به چهره گان به ظاهر اصلاح طلب و در باطن #منفعت_پرست و فرصت طلب، بزنگاهی یافتند و با بهانه مضحک اظهار نظر من درمورد پرونده قتل میترا اُستاد _ به عنوان یک زن و یک انسان، در همان گروه بر سرم آوار شدند و به تعبیر شاملوی بزرگ ؛ بنای گاو گند چاله دهانی و هرزه گفتاری را گذاشتند .دوستان دیروز سکوت پیشه کردند تا به اصطلاح سناریو کامل شود! به حرمت حضور چند تن از بزرگان حقیقی اصلاحات چون #حاج_مهدی_عبایی و استاد #ناصر_آملی و چند تن دیگر تاب آوردم و رکیک گویی های مبتذلشان را _ که کم مانده بود اجدادم را از قبر بیرون بکشند، پاسخی چون آنان ندادم. بعد تر چند تنی از دوستان جوان حاضر در گروه به من پیام دادند که : در فقره الیت کاملا با شما موافقیم اما می بینید .از اینها و #گروه_فشار شان می ترسیم ! چرا که به قول بزرگی: همین افرادی که دنباله رو و نوچه این تشکل و آن حزب هستند، به شکل شعبان بی مخ ها و ِابرام کاردی ها ظاهر می شوند و در فضای مجازی و حقیقی، حتی برای برخی نمایندگان منتقد شورای شهر جَو می سازند و عرصه را بر آنان تنگ می کنند! ما که جای خود داریم ! باری ...آنجا بود که فهمیدم گروه هایی از این دست و اعضایشان بیشتر بدل به نوعی #مافیا و گروه فشار شده است و در هر شرایطی دست به #زهر_چشم_گرفتن و تسویه حساب می زنند تا کسی بیهوده دهان باز نکند و چیزی به انتقاد نگوید . من‌ نیز متنی نوشتم و با تاسی به شعار سید محمد خاتمی که از مونسکیو به وام گرفته بود، گروه را ترک کردم ...جالب اینجاست که در پایان نزاع و کفایت فحاشی ها، مدیر گروه سر می رسد و چند جمله تهدید آمیز کلی می گوید و باز به خواب زمستانی می رود .. اینطور بود که متوجه شدم ما در این جریان نه با رای و خواست مردم، که با مافیا و گروه های فشار طرف هستیم و تنها چیزی که برای اینان مهم نیست، رضایت قلبی مردم است ! خواستم بگویم #مشت_نمونه_خروار است. ما که آشنا بودیم و در این دستگاه منافعی نداشتیم اما اینچنین کردند! وای بر کسانی که به جد خواسته باشند کاری برای مردم انجام دهند یا پرده از فساد و زد و بندی بیندازند! گروه ها و سمپات های احزاب و نوچه گان و بچه گرگ هاشان هُردود می کشند و کف بر لب می آورند تا شرایط موجود اِستمرار پیدا کند .بیهوده نیست که نام این عده را #استمرار طلب وضع موجود گذاشته اند! باشد که #اصلاح_طلبان حقیقی و چهره های خادم مردم این شهر عزیز ، آبرومند تر و عزیز تر شوند و ماهیت این خشک مغزانِ #فشاری بر همگان روشن گردد ...
#سروش-مظفر-مقدم

@thirdpower