گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
🛑 مدیرکل راه و شهرسازی بجای اجرای حکم قانونی رفع تصرف از بوستان شادی شنیده ها حاکی از آن است که برای اجرای حکم قصد باج دادن از اراضی بیت المال را دارد!!!!

🛑 مگر شهر مقدس مشهد مدعی العموم ندارد ؟؟!!!
⭕️دادستانی خراسان رضوی و شورای حفظ حقوق بیت المال تاکنون الگویی از اقتدار قانون در مقابله با تصرفات و زمین خواری در کشور بوده اند!
اکنون چگوته یک اهمال کاری زحمات مجریان قانون را زیر سوال برده است؟!

♻️سازمانهای مردم نهاد اجرای قانون توسط متولیان متعهد و مجریان قانون را عامل امیدواری و مشارکت مردم در زدودن تخلفات می داند!
@NGOKhorasanR 👈
Forwarded from ميلاد دخانچی
📌بخش سوم از (۳):

🔹 آری آنچه جایش خالیست حقیقت است و باید دقت کرد که در شرایطی مشابه بود که علی به عنوان الگوی حقیقت‌گرایی توسط اسلامیسم به جامعه معرفی شد. در شرایطی که روحانیت، طبقه متوسط و دربار، همه مصلحت‌گرا شده بودند، در شرایطی که حفظ وضع موجود و الیگارشی و حکومت منافع و غرایز به نُرم تبدیل گشته بود، این زیست امامان شیعه بود که به عنوان حقیقت‌گرایان تاریخ در جایگاه الگو توسط امثال شریعتی و خمینی به جامعه معرفی شد و این یک غلو تاریخی نبود. سیره اهل بیت از منظر اسلامیسم، هیچ‌گاه ضد مصلحت نبود، بلکه از منظر اسلامیسم، سیره اهل بیت عدم اکتفا به مصلحت بود‌. اساساً سیره اهل بیت نوعی از مصلحت‌گرایی است که ذیل نوعی از حقیقت‌گرایی قابل فهم و توضیح است، آن هم اهل بیتی که از علی (ع) گرفته تا رضا (ع) به طرق مختلف آنتی‌تز الیگارشی‌های مسلط، از معاویه تا مأمون بودند. لذا این اسلامیسم نبود که فانتزی‌ای به اسم «علی ضد مصلحت» را به جامعه حقنه کرد، بلکه اسلامیسم فقدان حقیقت در جامعه منفعت‌گرا و مصلحت‌زده را به او یادآور شد و ائمه را به عنوان الگوی توازن بین مصلحت و حقیقت معرفی کرد. طبیعی بود در جامعه مصلحت‌زده آن روز (و البته امروز)، جامعه‌ای که از فقدان حقیقت رنج می‌برد، سیره امثال علی به‌عنوان یک بمب محرک برای حقیقت‌یابی عمل کند، حقیقت‌یابی که البته به سرعت با فانتزی برساخت شده توسط روحانیتِ بعد از انقلاب خلط شد و علی از نماد حقیقت به نماد مصلحت تبدیل شد و امروز تنها الهیات آن در حال ساخته‌شدن است و این مسئولیت بر عهده امثال قاسمیان و کاشانی است.

🔹 بنابراین نه‌تنها «علی ضد مصلحت» برساخت اسلامیسم نبود، بلکه همچنان علی (ع) به مثابه برقرارکننده توازن بین مصلحت و حقیقت برای عدالت‌خواهان (پسااسلام‌گرایان) یک الگو است. نکته اینجاست که جامعه نیاز چندانی به یادآوری مصلحت‌گرایی علی ندارد چرا که جامعه و عدالت‌خواهان هر روز در مبارزه با الیگارشی‌های داخلی در حال الگو‌گیری از مصلحت علی هستند که اگر نبودند الان اثری از آنها نبود. این یعنی علی (ع) به مثابه نماد مصلحت قبلاً الگوی عدالت‌خواهان بوده و هست، آنچه عدالت‌خواهان بر آن تأکید می‌ورزند عدم فراموشی وجه حقیقت‌گرای ائمه شیعه است. در چنین شرایطی است که روایت تاریخی! امثال کاشانی نه‌تنها ارتجاعی می‌نمایاند بلکه عدالت‌خواهان خود را در مقام نفی چنین الهیاتی می‌یابند، مخصوصاً عدالت‌خواهانی که برایشان مذهب همچنان مسأله است. دعوت به همذات‌پنداری با علی که در محاصره ظلم، مصلحت‌اندیشی می‌کند، در شرایطی که بی‌عدالتی همه‌جا را فراگرفته و الیگارشی‌های اقتصادی بر ما حکومت می‌کنند، نه‌تنها ظلم را نرمالیزه می‌کند بلکه در عمل هرگونه ارجاع به سیره ائمه را برای حقیقت‌گرایی بی‌اثر می‌کند. جامعه خاصه نسل جدید از خود می‌پرسد اگر غایت حقیقت‌گرایی علی (ع) و اسلامیسم مبتنی بر او، قرار است به مصلحت‌گرایی کنونی بینجامد، پس یا حقیقت‌گرایی مذموم است یا حقیقت‌گرایی مذهبی! اینجاست که نه‌تنها جامعه نسبت به کارکرد مذهب بی‌تفاوت می‌شود بلکه فانتزی‌های ناسیونال را جانشین حقیقت‌گرایی شیعی می‌کند. این‌گونه است که پیامد کنش معرفتی راست مدرن، نوعی ناسیونالیسم سکولار است.

🔹 بنابراین آنچه تحت عنوان دعوت به شناخت وجوه مصلحت‌گرای علی به ما معرفی می‌شود، نه‌تنها «تاریخ» نیست، بلکه تکمیل الهیاتی است که برای الیگارشی مذهبی خود احتیاج به تاریخ مذهبی دارد. این الهیات توجیهی، بر‌آمده از یک فانتزی قدیمی شیعی است که در آن ارجاع به نیمه‌خدایان، کارکرد عدم مواجهه با وضع موجود و نرمالیزه کردن فقر و بی‌عدالتی داشته است. در شرایط کنونی با اندکی دست‌کاری، این فانتزی کلاسیک حفظ شده، با این تفاوت که این بار فانتزی کارکرد توجیه ناکامی‌های نمایندگان نیمه‌خدایان را ایفا می‌کند. این الهیاتی است که در دعوت به مصلحت، در واقع بهترین همدست کارتل‌های اقتصادی است که با چپاول خود، حکومت منافع را در جامعه ایران کنونی رقم زده‌اند و امروز در حال ایجاد یک بستر برای شکل‌گیری ناسیونالیسم سکولارند. آیا نفوذ چیزی جز این است؟ طبیعی است که در چنین وضعیتی پسااسلام‌گرایان، در ضدیت با چنین الهیاتی قیام کنند و در عین رد فانتزی‌گرایی الیت شیعی، وجوه حقیقت‌گرای ائمه شیعه را به جامعه یادآوری کنند.‌ آری جامعه چه بخواهد و چه نخواهد به خاطر وجوه غریزی خود با چیزی به اسم مصلحت آشناست و برای مصلحت‌گرایی خود احتیاج به الگو و پارادایم و یادآوری ندارد. جامعه در عین تنازع برای بقا، به حقیقت و آرمان‌های انسانی نیز نیازمند است، به چیزی «فراسوی اصل لذت». اینجاست که علی (ع) همچنان الگوی مردمانی است که در عین حفظ مصلحت‌ها برای حقیقت مبارزه می‌کنند، مانند سیره حسن و حسین که اگر مصلحت‌گرایی حسن (ع) جواب ندهد، راهی جز حقیقت‌گرایی حسین (ع) باقی نمی‌ماند.

پایان، م.د.

@miladdokhanchi
📌 #توئیت

🔻 ‏ملت ایران با فداکاری نهضت ملی شدن نفت را برای استقلال و توانمندسازی ایرانیان به پیش برد اما با کودتای مشترک استعمار و استبداد در ۲۸ مرداد ناکام ماند.

🔻 خاطره از خودگذشتگی‌های ماندگار مردم و همچنین یاد رهبران نستوه این نهضت به ویژه مرحوم دکتر مصدق و شهید دکتر حسین فاطمی گرامی باد.

🚩 کانال رسمی پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی‌نژاد
🆔 @dr_ahmadinejad
به بهانه "نقشه راه اقتصادی کشور" توسط دکتر روحانی

آیا امکان پیش بینی برای آینده اقتصادی ایران وجود دارد؟‌ آیا نقشه راه یکساله روحانی نقشی در نقشه آینده کشور می تواند داشته باشد؟‌ به نظرم رویکرد اقتصادی دولت را می توان در دو سطح مورد مطالعه قرار داد: یکی در سطح داده های آماری و برنامه های خرد و کلان اقتصادی دولت و دومی در سطح "زبانِ ارائه" برنامه های اقتصادی دولت. من دسترسی به آمار سطح اول ندارم ولی با تحلیل محتوای "افعال" استعمال شده در متن گفتار ریاست جمهور می توانم به شما اطمینان بدهم که دولت در یکسال پیش روی هیچ برنامه بنیادین اقتصادی برای ارتقاء کیفیت زندگی انسان ایرانی ندارد. به عنوان مثال، به فرم و ریخت افعال دکتر روحانی در گفتارش توجه کنید:

"در هفته دولت اعلام خواهد شد" و "با اجرای آن ... رونق تولید، هم افزا خواهد شد" و "دولت ... به دنبال ایجاد انسجام ... مالی همه دستگاه ها ... است" (روحانی ۲۸ مرداد ۱۳۹۹).

با تحلیل افعال مورد استعمال در گفتار ریاست جمهور می توان دریافت که "انسجام مالی" کما کان مفقود است و دولت در ماه های پایانی "به دنبال ایجاد" امری است که در ۷ سال اخیر فاقد آن بوده است و از همه مهمتر برنامه بنیادینی برای "تولید در حوزه های مختلف اقتصادی" در این ۷ سال صورت نگرفته است و در این چند ماه پایانی "خواهد شد". به عبارت دیگر، زبان روحانی از استعمال فعل "شدن" یا "شده است" عاجز است بل دائم از افعال آینده و مجهول استفاده می کند. به عنوان مثال، او در نقشه راه خود نمی تواند مشخصاً بگوید دولت من این کار را کرد و این نتیجه مشخص اقتصادی را گرفت و در این چند ماه آخر دولتم این ۳ برنامه مشخص را دنبال خواهم کرد. با تحلیل محتوای زبانشناختی روحانی می توان دریافت که ۱۰ ماه پیش روی کشور به معنای واقعی کلمه جامعه با "بی برنامگی مطلق" روبرو خواهد بود.


سیدجوادمیری


@seyedjavadmiri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان آقای حداد عادل درباره افشاگریهای سید پرویز فتاح



پ.ن.

به نظرم صورتبندی فساد در گفتمان های رایج نادرست است. مشکل در باب مدارس و زمین ها و ساختمان های غصب شده افراد نیستند. نحوه ورود دکتر حداد عادل نادرست است. مشکلی که جامعه از آن رنج می برد این نیست که چرا این ساختمان یا آن ساختمان دست این فرد یا آن گروه است. مشکل "تجاری شدن" آموزش در کشور است که خلاف "قانون اساسی" است. صورتبندی موضوع را آقای حداد عادل نادرست بیان کرده است. مشکل عدم سرمایه گذاری استراتژیک دولت در آموزش کشور است. دولت به عوض سرمایه گذاری در آموزش دست به تجاریسازی آموزش زده است تا مشکل خودش را حل کند ولی جامعه را مشکل دار کرده است. ما در اینجا با برون سپاری وظایف ذاتی دولت طبق قانون اساسی روبرو هستیم ولی اینان بیانیه علیه یکدیگر صادر می کنند و آدرس غلط به جامعه می دهند.


سیدجوادمیری


@seyedjavadmiri
Forwarded from چراغ عقل (R_Mahdipur)
* سخنان " ماکسیم گورکی " نویسنده انقلابی و معروف روسیه در ۱۰۵ سال پیش*

*در جهان سه گونه دزد هست*
*١-دزد معمولی*
*٢-دزد سیاسی*
*٣-دزد مذهبی*

*دزدان معمولی*
*کسانی‌اند که:*

*پول، کیف، جیب، ساعت، زر و سیم، وسایل خانه‌ و... شما را برای سیر کردن شکم‌شان می‌دزدند*

*دزدان سیاسی کسانی‌اند که:*

*آینده، آرزوها، رویاها، کار، زندگی، حق، حقوق، دسترنج، دستمزد، تحصیلات، توانایی، اعتبار، آبرو، سرمایه‌های ملی شما و حتی مالیات شما را می‌دزدند و چپاول می‌کنند*
*و شما را در سیه‌روزی و بدبختی نگه‌ می‌دارند*

*دزدان مذهبی کسانی‌ هستند که :*

*این دنیای زیبایتان را، جرات اندیشید‌ن‌تان را، علم و دانش‌تان را، عقل و خردتان را، جشن و شادمانی‌تان را، سلامتی تن و روان‌تان را، دارایی‌ و مال‌تان را و... می‌دزدند*
*و تازه یک چیزهایی نیز به شما گران می‌فروشند مانند خدا، دین، بهشت، خرافات، جهل، غم، اندوه، سوگواری، افسردگی و...*

*دزدان مذهبی با سخنان فریبنده باغ بهشت را به شما نشان می دهند و دروغ می‌گویند،* *می‌فریبند، سواری می‌گیرند شما را در فرومایگی و فقر، بدبختی و نکبت و... نگه می‌دارند*

*تفاوت جالب اینها اینجاست که*
*دزدان معمولی.. شما را انتخاب می‌کنند*
*اما شما دزدان سیاسی ؛ را انتخاب می‌کنید*

*همینطور شما مکتب دزدان مذهبی را انتخاب کردید .و به آنان ارج می‌نهید و بزرگ‌شان می‌دارید*

*تفاوت دیگر و بزرگ‌تر اینکه:*

*دزدان معمولی؛*
*تحت تعقیب پلیس قرار می‌گیرند، دستگیر می‌شوند، شکنجه می‌شوند، شلاق می‌خورند، زندان می‌روند، دست‌ و پایشان را به چپ و راست می‌برند، تحقیر می‌شوند و...*

*اما دزدان سیاسی و مذهبی؛*

*هر دو توسط قانون حمایت و توسط پلیس محافظت می‌شوند.*
*پست و مقام بالاتری میگیرند، زور می‌گویند، ستم می‌کنند. از شما نیز طلبکار هم هستند و...*

*سخنرانی "ماكسيم گوركى " نويسنده نامدار روس در کانون نویسندگان روس در سال ۱۹۱۶ مسکو*
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEB6yBUu9LD6tCpv9g

https://news.1rj.ru/str/cheraqeaql ️️
Forwarded from جمهورى سوم
این قرن چهاردهم لعنتی!

📍بخش اول


🔴این واقعیتی تلختر از زهر برای ملت ایران است که قرن چهاردهم شمسی در شرایطی رو به اتمام است که در بسیاری امور یک قدم هم از موقعیت صد سال پیشمان جلوتر نیامده‌ایم. نه تنها مهمترین مسائلی که پیش روی ماست تفاوت چندانی با مسائل حوالی سالهای ۱۲۹۹ نمی‌کند، بلکه شیوه ما در فهم و حل مسائل هم هیچ تغییری نکرده است. آشکارترین آن همین مسأله برگزاری مناسک محرم در شرایط کرونایی است. علی رغم دو انقلاب بزرگ و چندین نهضت ملی و ده ها جنبش، رابطه سنت و مدرنیته، دین و سکولاریسم در ایران یکصد سال است که مثل یک آونگ میان «استبداد سنتی» و «استبداد مدرن» در نوسان است و جز استهلاک دائمی نیروهای اجتماعی در دوقطبی قشری‌گری مذهبی و قشری‌گری مدرن عایدی برای ما نداشته.


1️⃣دولت در ایران یکصدسال است که در شرایط استثنایی و امنیتی تعریف شده و تمام اختیارات تعلیق حقوق شهروندان که با هزار اما و اگر مربوط به شرایط جنگی است، برای حل کوچکترین مناقشات عادی به کار می‌بندد. ترس از آزادی و فقدان حوزه عمومی یکصدسال است که کشور را در تعلیق نگه داشته. هنوز که هنوز است مدرنیستهای ایرانی مانند اصلاح‌طلبان، دموکراسی را پوپولیسم دانسته و به تأسی از ژورنالیستهای مزدوری مثل فرید زکریا، از ترس آن به دامن دیکتاتوری نولیبرال فرار می‌کنند و اصولگرایان هم اندکی آزادی را مایه به هم خوردن تمام نظامات قدسی عمودی خود تلقی می‌کنند. اندک کشش بوجود آمده بعد از انقلاب برای حل و فصل مدنی موضوعات در فاصله ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۸ به کلی از بین رفت و همچنان مثل صدسال پیش کشور در هر مسأله‌ای مثل برگزاری یا عدم برگزاری مراسم مذهبی در شرایط کرونا مثل بیشتر انتخاباتها، بین دو گزینه بد و بدتر استبداد سنتی ناصرالدین شاهی یا استبداد مدرن رضاشاهی مخیر می شود.

2️⃣فکر دینی در این یکصدسال علی رغم رشد خوب آن در میانه قرن، امروز بسیار عقب مانده تر از یکصد سال پیش است و تنها مقایسه میان حوزوی مقبول آن دوران (مثلاً حجت الاسلام میرزای نائینی) با روحانی مقبول این دوران (مثلاً حجت الاسلام قاسمیان) خیلی چیزها را نمایان می‌کند. آرمانها و مطالباتی مانند مشروطیت، جمهوری‌خواهی، حقوق اساسی، مالکیت عمومی، تعاون، رقابت، دموکراسی، حوزه عمومی، عدالت، استقلال قضایی، آزادی انتقاد از حاکمان، عدم مداخله نیروهای مسلح در سیاست، مشارکت زنان در عرصه عمومی، نظام آموزشی خلاق، مفید و توسعه‌گرا، حقوق اقلیتهای مذهبی، سیاست خارجی مبتنی بر حقوق انسانی، امنیت ملی متناسب با تکثر اجتماعی، رسانه متناسب با حوزه عمومی، فدرالیسم ایالتی و ده ها سرفصل دیگر از این دست یک قدم هم جلو نیامده‌اند و در بسیاری از اینها در یکصد سال اخیر حتی یک رساله پژوهشی نیز وجود ندارد.


3️⃣در عوض ناظران خارجی مثل مورگان شوستر یکصد سال پیش دستگاه اداری ایران را نوعی بازتولید فئودالیسم و تیولداری سنتی توصیف کردند و این وضعیت تا همین امروز ادامه دارد. پارلمان ایران غیر از مجلس اول همیشه پایگاه طبقه اشراف و زمیندار و طبقه نوکیسه رانتخوار شهری بوده که ساخت کلی آن با همه تغییر و تحولات همچنان همان است. دولت در ایران دستگاهی پاتریمونیالیستی و رانتیر تعریف شده که تنها هنر آن توزیع رانتی پول نفت میان حامیان خود است و عرضه توسعه ندارد و هنوز همین است. در آخرین سال قرن چهاردهم شمسی رییس بنیاد مستضعفان حرفهایی می زند که نشان می دهد صندوق رانت بنیاد پهلوی یکصدسال است که در دوره‌های مختلف به نامهای مختلف کارکرد واحدی داشته: کنترل نخبگان سیاسی؛ و انتقادات احسان نراقی به ماهیت و شیوه مدیریت بنیاد پهلوی همچنان بر جای خود باقیست. نظام آموزشی ایران در طول قرن چهاردهم شمسی یک نظام آموزشی ورشکسته و بیگانه با اقتضائات جامعه ایرانی بوده است و با اینکه بسیار باد کرده همچنان تنها کارکردش سر کار گذاشتن جوانان این کشور به امید واهی زندگی کارمندانه بی دردسری است که البته همیشه در طول این قرن در انحصار آقازادگان بوده است. وضعیت حوزه های علمیه را بهتر است صحبتی نکنیم که روایت یکصدسال تحجر و مقاومت قرون وسطایی در برابر تغییر جهان تنها مذاقها را تلخ می کند.


ادامه 👇
Forwarded from جمهورى سوم
این قرن چهاردهم لعنتی!


📍بخش دوم


4️⃣صد سال است که «عدالتخانه» یعنی نهادی که در آن «حق ضعیف از قوی بدون لکنت گرفته شود» مطالبه ملت ایران است و هنوز حتی به لوازم ابتدایی آن هم نرسیده ایم. نظام استثمار سلسله مراتبی مرکز-پیرامونی همچنان بنیاد اصلی مدیریت استانها در ایران است. رادیو و تلویزیون یکصدسال است که بصورت تک صدایی در انحصار دولت است و هر رسانه دیگری را رقیب و تهدید خود می‌داند و تنها وجود تلگرام و توییتر بیل به کمر خورده کمی شاخصها را در مقایسه با مطبوعات دوران مشروطه بهتر می‌کند و طنز تلخ آنکه مدیریت فضای مجازی قرن پانزدهمی در این انتهای قرن بار دیگر به این مرتجعترین، منحط‌ترین و بدنام‌ترین رسانه قرن چهاردهم سپرده شده است! روابط فرهنگی ایران با کشورهای منطقه الحق اوایل قرن بسیار بهتر از تضاد کنونی ما با همه هویتها و همسایگان پیرامونمان بوده است.



5️⃣بدن زنان در کل قرن چهاردهم شمسی عرصه نمایش و تاخت‌وتاز قدرت دولتی بوده و خود همواره به عنوان عروسکهای جنسی به خانه و خیابان کشیده شده‌اند و این فقره هم همچنان همانی است که بوده. خانواده پدرسالار و ضد کودک و ضد زن هم در ایران قدمتی دیرینه دارد و علی رغم تکرار فجایع رومینایی حتی کمتر گزارشی از اوضاع خانواده رو به فروپاشی در ایران وجود دارد. در کل این قرن هم جیره‌بندی ارضای جنسی یکی از ویژگیهای همیشگی ساختار طبقاتی ایران بوده است.


♦️ما با قحطی و بیماری و ترس از آزادی و فروپاشی و به امید دیکتاتوری منور نظامی قرن سیزدهم را پشت سر گذاشتیم و حالا با قحطی و بیماری و ترس از آزادی و فروپاشی و به امید دیکتاتوری منور نظامی قرن چهاردهم را به پایان می‌بریم. آیا زمان یک بازاندیشی در بنیادهای حیات ایرانی در این چرخش قرن فرانرسیده است؟ سؤال اساسی اینجاست که بعد از این همه فوت وقت و چرخه‌های باطل، در ویرانی کامل همه نهادهای فکری و فرهنگی و اجتماعی، مسئولیت این بازاندیشی اساسی با کیست و اساساً از عهده چه کسانی برمی‌آید؟



.
⭕️ سرنوشت کاخ‌های پهلوی در روزگار جمهوری اسلامی

◀️ حالا که بحث از پس‌گرفتن زمین‌های متعلق به بنیاد مستضعفان است، نگاهی داشته باشیم به سرنوشت کاخ‌های دوران پهلوی و قاجار در دوره اخیر:

🔸کاخ مرمر:

کاخ سلطنتی رضا شاه، پس از انقلاب نخست در اختیار کمیته انقلاب و سپس دفتر کار رییس قوه قضاییه و نهایتا دفتر هاشمی شد. فتاح گفت در این بنا آسانسور کار گذاشته‌اند.

🔹کاخ مرمر رامسر:

اقامت گاه تفریحی رضا شاه، پس از انقلاب در اختیار بنیاد مستضعفان و تشریفات رسمی رئیس جمهوری است.

🔸کاخ فرح:

دفتر کار ملکه، در خیابان سپه به شورای نگهبان سپرده شده است.

🔹کاخ ولیعهد:

کاخ نخست وزیری در پاستور دفتر اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور است. کاخ ولیعهد هم در همان ناحیه متعلق به نهاد ریاست جمهوری است.

🔸کاخ شاهپور غلامرضا:

پس از خروج قوه قضاییه از کاخ مرمر، الان در این دفتر مستقر هستند.

🔹کاخ علیرضا:

محل کاخ علیرضا مجلس سنا بود. پس از انقلاب در اختیار هاشمی و الان در خدمت مجمع تشخیص مصلحت است.

🔸کاخ شهربانی:

پس از انقلاب نیروی انتظامی آن را در اختیار گرفت و الان برای استقبال مهمانان خارجی استفاده می‌شود.

🔹کاخ سعدآباد:

کاخ دوره قاجار الان دفتر ریاست جمهوری است.

🔸کاخ نیاوران:

تبدیل به موزه شده است.

🔹کاخ مروارید:

کاخ شمش، کاخ خواهر محمدرضا پس از انقلاب در اختیار بنیاد و تعاون سپاه و مجتمع اردویی شهید فهمیده تبدیل شد. بعدتر بنیاد آن را ۷ میلیارد به شهرداری کرج فروخت. قوه قضاییه معامله را باطل و به میراث سپرد. بحش زیادی از اموال کاح دزیده شده و بنای کاخ رو به ویرانی است.

🔸کاخ ملکه مادر:

کاخ اقامت مادر شاه در اختیار نهاد ریاست جمهوری برای پذیرایی است.

🔹کاخ خرم:

کاخ علی خرم سرمایه دار دوره پهلوی پس از انقلاب آتش زده شد و بعد به بنیاد انقلاب داده شده. و بعد به عنوان پایگاه نظامی برای درگیری های سیاسی مسلحانه علیه منافقین به کار گرفته شد. الان هم پارکینگ بیمارستان رسول اکرم و متروکه است.

🔸کاخ فیروزه و عمارت کلاه فرنگی:

بخشی از پادگان ها در این دو ناحیه است و کسی اجازه ورود ندارد.

🔹کاخ صفی آباد:

کاخ دوره صفوی در اختیار وزارت اطلاعات در آمد. اخیرا توافق شده تا به میراث فرهنگی سپرده شود.


🔺 این اطلاعات را روزآروز به دست آورده است. مطالعه متن کامل و مشاهده همه تصاویر (+)

🔺 @maktubat
🎬 @Mostazafin_TV
Forwarded from دوره معرفتی قیام
#معرفی_اساتید

♨️نقد و بررسی رویکرد خیریه‌ای در اجرای عدالت

#روح‌الله_رشیدی
پژوهشگر مسائل اجتماعی

🔺یکی از چالش‌های اجرای عدالت این است که آیا #صرفا با کمک‌کردن به فقرا و اعطای وام و سبد معیشت، می‌توان فقر را ریشه‌کن نمود و عدالت را محقق کرد؟

🔺مفهوم #نقد رویکرد خیریه‌ای چه تفاوتی با #نقد خیریه‌ها دارد؟
رویکرد خیریه‌ای به فقر، چگونه موجب بازتولید فقر و بی‌عدالتی می‌شود؟

#اساتید
#کلاس
⭕️ @DoreGhiam
پیامدهای_فرهنگی_ـ_اجتماعی_کرونا_و_پیامدهای_آن_در_عرصه_حکمرانی_گفتگوهای.pdf
3 MB
پیامدهای فرهنگی ـ اجتماعی کرونا و پیامدهای آن در عرصه حکمرانی (گفتگوهای تحلیلی).pdf


https://pajoohaan.ir/document/5388-مسائل-فرهنگی-اجتماعی-کرونا-و-پیامدهای-آن-در-عرصه-حکمرانیگفتگوهای-تحلیلی



به اطلاع می رساند کتاب «مسائل فرهنگی اجتماعی کرونا و پیامدهای آن در عرصه حکمرانی» (که مجموعه مباحث و گفتگوهای وبیناری اندیشمندان معاصر ایران است) توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شد.

@seyedjavadmiri
🔸‏لزوم حضور اعضای هیئت علمی به عنوان نویسنده مقاله در مجلات علمی-پژوهشی کشور در حال باب شدن است.

🔹یعنی بدون حضور آقایان اساتید، مقاله هم نمی‌توان در این کشور منتشر کرد! برای فرزندانشان در کنکور از سهمیه هیات علمی استفاده می کنند، مقالاتشان را هم که دانشجویان می‌نویسند! شغل از این بهتر سراغ دارید؟

برزین جعفرتاش
@maktubaat
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی: وظیفه بزرگ اخلاقی دانشمندان ما پیش از مشارکت در مسابقه مقاله‌نویسی، کوشش برای قرار دادن علم در جایگاه مناسب آن است
🔹 شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم/1
♦️ وقتی از نسبت میان اخلاق و علم سخن به میان می‌آید، مراد اخلاقی است که شرط پدید آمدن علم است.
♦️ جهانی که علم را از اروپا و امریکا فراگرفته است در صورتی به مرحله توسعه وارد می‌شود که با فهم و درک تجدد آشنا شود و به آزادی در طرح مسائل برسد.
♦️ ما باید ببینیم تا چه حد از مرحله علم آموزشی و آموختنی عبور کرده‌ایم و پژوهش‌هایمان چه نسبتی با اکنون و آینده دارد.
♦️ علم جدید که از ابتدای تجدد، ستون قدرت این جهان بوده است، از شئون دیگر تجدد جدا نیست.
♦️ در جهان توسعه‌نیافته، علم نه ستون قدرت جامعه است و نه با شئون زندگی پیوند دارد.
♦️ در کشور ما نیز که هرگز به شرایط تاریخی علم اعتنا نداشته‌اند، قهراً علم جدا از جامعه بوده و در نظام کشور وارد نشده است.
♦️ یعنی ما علم را فراگرفته‌ایم بی‌آنکه مسئله داشته باشیم.
♦️آیا ما امکان گذشت از این وضع را داریم؟
#دکتر_رضا_داوری_اردکانی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from راه سوم
🅾 انتخابات آتي رياست جمهوري با يك نامزد مورد تاييد شوراي نگهبان برگزار شود

✍🏻 سعید حجاریان

⭕️به مردم هم گفته شود چنانچه مهر انتخابات در شناسنامه تان نباشد قادر به دريافت گذرنامه و گواهي نامه نخواهيد بود و حق تحصيل و استخدام هم نخواهيد داشت

⭕️دوست گرامی آقای عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «احيای نهاد نخست‌ وزيري جهت حل مسئله چندین ساله رؤسای جمهور و حواشی این منصب اعم از برگزاری انتخابات، کارآمدی کابینه و البته بیشینه کردن کارکرد مجلس مؤمن و انقلابی پیشنهاد کردند به سوی احیاء نهاد نخست‌وزیری حرکت کنیم.

⭕️من معتقدم آقای عبدی در این یادداشت به لوازم سخن‌شان ملتفت نبوده‌اند. زیرا چنانکه می‌دانیم در قانون اساسی در چندین اصل از منصب رئیس‌جمهور سخن به میان آمده است و حتی مطابق آن سند، برای این مقام اختیارات و دایره عملی نیز ترسیم شده است! بنابراین ورود واژه نخست‌وزیری مستلزم حذف یا تغییر وضعیت رئیس‌جمهور –به‌معنایی که از سال ۱۳۶۸ به این سو شاهد بودیم- است.

⭕️همچنین التفات داریم پروسه تغییر قانون اساسی طولانی است و نمی‌توان یک‌ شبه شورا، نهاد یا فردی را به قانون اساسی تحمیل کرد! مضاف بر این، کشور ما جمهوری است و بعد از حذف پست ریاست جمهوری همه خواهند پرسید این چه جمهوری است که رئیس جمهوری ندارد؟

⭕️من برای آنکه نظر آقای عبدی لحاظ شود و ترکیب قانون اساسی برهم نخورد، پیشنهاد ایشان را این‌گونه اصلاح می‌کنم که در انتخابات آتی فقط یک نامزد از سوی شورای نگهبان برای تصدی سمت ریاست جمهوری معرفی و تأیید شود. به این ترتیب اولاً احزاب و نیروهای سیاسی تکلیف کار خود را پیش از موعد می‌دانند. ثانیاً مردم سود و زیان ورود یا عدم ورود به انتخابات را دقیق‌تر محاسبه می‌کنند.

⭕️ثالثاً دعوایی میان نهاد اجرایی و نظارتی پدید نخواهد آمد، وانگهی در مصرف صندوق صرفه‌جویی می‌شود. رابعاً در تولیدات سمعی و بصری و متنی صرفه‌جویی می‌شود و خبری از برنامه تلویزیونی و ستاد انتخاباتی و پوستر و... نخواهد بود.

⭕️البته فکر نکنیم مردم از چنین انتخاباتی استقبال نخواهد کرد. چرا که به هر حال در کشور ما عده‌ای سخن، عمل و پروژه کلان آقای جنتی را حجّت می‌دانند. بر همین مبنا می‌توان عده‌ای را هم بسیج و به‌ سوی صندوق رأی دلالت‌شان کرد و گفت، چنانچه مُهر انتخابات ۱۴۰۰ در شناسنامه‌تان درج و کدملی‌تان ثبت نشده باشد، قادر به دریافت گذرنامه و گواهینامه و کارت بازرگانی و... نخواهید بود و حق استخدام و تحصیل و هر نوع ارتقاء هم از شما سلب خواهد شد.

⭕️البته، در ادوار پیشین انتخابات هم کمابیش چنین رویه‌ای برقرار بوده است. مثلاً در سومین و چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاندیداهای رقیب به اتفاق آیت‌الله خامنه‌ای را اصلح‌ تشخیص داده و اعلام کردند به ایشان رأی خواهند داد. یا در انتخابات ریاست جمهوری دوره پنجم، آقای عباس شیبانی پوسترهای تبلیغاتی خود را منتشر کرد اما به رقیب خود (مرحوم هاشمی) گفت من برای رونق انتخابات آمده‌ام، لطفاً هزینه تبلیغات من را پرداخت کنید و خود هم اعلام کرد به همراه امت شهیدپرور به ایشان رأی خواهد داد.


@rahsevom
Forwarded from سیدمجیدحسینی
🔻

🔹️ من خوشحالم!

فتاح: آقای حداد! اجاره مدرسه فرشته را به بنياد به روز بدهيد!

حداد عادل: بچه‌های من حقوق يکی دو ميليونی از مدرسه می‌گيرند!

من خوشحالم!

دوگانه حداد/ روحانی در انتخابات ٩٢، بر سر استاديوم و كنسرت!
تبديل شده است به: دو گانه حداد/ فتاح، بر سر رانت، آقا زادگی و مدرسه پولی!

اينكه حداد عادل راست می‌گويد يا فتاح، يا كداميک غرض سياسی و انتخاباتی دارند يا نه اصلا مهم نيست. فرض كنيم هر دو سياسی حرف می‌زنند و هر دو هم اصلا حقيقت را نمی‌گويند؛ مهم اينست كه دعوای اصلی درست شده است:
دعوا بر سر رانت، تبعيض، ناعدالتی!

هر وقت دعوا درست شد، روزی نتيجه گرفت!
من خوشحالم!

#آدرس_اصلی


🌐 @majidhosseini58
Forwarded from راه سوم
📒📒📒 ماشین کشتاری به نام کنکور

امیر ناظمی

خبر هولناک بود: یک دانش‌آموز به دلیل نارضایتی‌اش از کنکور دست به خودکشی زد! او اکنون تنها نمادی از کشتاری است که سالیانه به بهانه کنکور بر سر نسلی از جوانان هوار می‌شود! بسیاری دیگر در روزهای پیش یا ناکامی‌های روزهای بعد کنکور به همین سرنوشت دچار می‌شوند!

⭕️سیاست کنکوری
سیاست‌های «کنکوری» برآمده از فرضی است که انسان‌ها قابل رتبه‌بندی هستند! و بهترین مبنای این رتبه‌بندی چیزی است به نام هوش!

باورمندان به این ایده همان‌هایی هستند که وقتی کیارستمی فوت کرد اظهار کردند مگر رتبه‌اش در کنکور چند بوده است! به همین وقاحت!

این سیاست رتبه‌بندی انسان‌ها بنیان هر سیاستی است که اجازه می‌دهد کسی زنده بماند و کسی بمیرد! پیش‌نیاز همان سیاستی که در جداسازی آموزشی برخی از سایرین بروز می‌یابد؛ همان جایی که جامعه تبدیل به تافته‌های جدابافته‌ای می‌شود که برخی برابرتر از دیگران می‌شوند!

⭕️رد علمی سیاست کنکوری
صرف‌نظر از همه استدلال‌های اخلاقی و اجتماعی که در رد رتبه‌بندی و جداسازی انسان‌ها وجود دارد؛ اما این برای باورمندان به رده‌بندی انسان‌ها کافی نیست؛ باید برای آنان استدلالی از جنس خودشان آورد!

مطالعات علمی متفاوتی نشان می‌دهند که رتبه‌بندی‌های انسانی بر اساس هر آزمونی دارای اشکال است. برخی از مطالعات عبارتند از:

1️⃣ چیزی به نام هوش عمومی وجود ندارد. تنوع هوش بالاست و به عنوان مثال کسی که هوش ریاضی بالایی دارد؛ الزاما دارای هوش جغرافیایی یا هوش موسیقیایی بالایی نیست. به همین استدلال هیچ آزمونی که بتواند یک فرد را بر حسب توانمندی عمومی بسنجد وجود ندارد. در حقیقت هر هوشی آزمون تخصصی خود را دارد.

2️⃣ هیچ ابزار قابل اتکایی برای سنجش هوش وجود ندارد. حتی برای سنجش یک هوش خاص هم نمی‌توان ابزاری داشت تا از آن طریق بتوان به طور مطمئنی رتبه‌بندی درستی داشت.

3️⃣ هوش امری برساختی است. در بسیاری از مطالعات آن‌چه در یک فرهنگ مصداق هوش دانسته می‌شود در فرهنگ دیگری می‌تواند برخلاف آن تعبیر شود. به این ترتیب حتی اگر موارد ۱و۲ نیز مورد قبول نباشد؛ باز هم آزمون‌های کلی‌نگر ناکارآمد است.

4️⃣ هوش حل یک مساله با سرعت بیشتر و خلاقیت حل همان مساله از روش دیگری است. آزمون‌ها اگر حتی بتوانند ۳مورد بالا را حل کنند؛ برای سنجش خلاقیت بسیار ناتوان‌تر هستند.

5️⃣ انواع هوش به مرور زمان کشف می‌شوند. همه انواع هوش در زمان ما قابل شناسایی نیستند و آینده آبستن فهم جدید از هوش‌های دیگر است.

و اما استدلال زیر از حوزه جامعه‌شناسی می‌آید و تکان‌دهنده‌تر از سایر استدلال‌ها:

6️⃣ افرادی که آموزش مناسب‌تر می‌بینند، تست‌های هوش را بهتر می‌زنند! این یعنی آن‌که تست‌های هوش، واقعا تست‌های سنجش هوش ذاتی (ژنتیک) نیستند؛ بلکه آن‌چه را می‌سنجد میزان یادگیری است و یادگیری بیش از هوش ژنتیکی، از برخورداری از آموزش، وضعیت خانوادگی، برخورداری‌های مالی و ... تاثیر می‌پذیرد. به زبان ساده‌تر کنکور بیش از هوش تابع سرمایه خانوادگی افراد است! بیش از هر عاملی!

این همان چیزی است که برخوردارها را متوهم می‌کند!

⭕️ کنکور نماد گیر افتادن در گذشته
کنکور در ایران همچنان برگزار می‌شود! این تلخ‌ترین واقعیت ایران است، تلخ‌تر از گران شدن ارز و تحریم! کنکور برگزار می‌شود تا ته‌مانده‌های خلاقیت را به رگبار ببندد، «خدای کشتار» است این کنکور.

کنکور تلخ است چون نماد چسبیدن ابلهانه‌ی ما به چیزی است که بلدیم! ما دچار «وابستگی مسیر» شده‌ایم؛ یعنی حاضر نیستیم مسیر گذشته را تغییر دهیم.

کنکور اما یکی از بزرگترین کسب‌وکارهای ایران است. و ما آماده ورود به دوران جدید نیستیم؛ چراکه حاضر نیستیم در باورهایمان بازاندیشی کنیم. اگر بپذیریم که انسان هوش‌های متنوعی دارد و این هوش‌ها الزاما با همدیگر همبستگی ندارد؛ یعنی پذیرفته‌ایم که هیچ ابزاری برای رتبه‌بندی نیست.

واقعیت آن است که «هیچ آزمونی آن‌قدر منصفانه نیست که انسان‌ها را رتبه‌بندی کند» و برای همین است که به قول اسکات پیج در کتاب «تفاوت» می‌شود گفت: «پذیرش تنوع است که ما را به وضعیت بهتر می‌رساند».
دیگر دوران هر سیاستی که برپایه‌ی رتبه‌بندی میان انسان‌ها و گروه‌ها باشد، گذشته است؛ سیاست‌ها باید برپایه‌ی احترام به تنوع‌ها و تفاوت‌ها باشد.

می‌توانست همین کرونا بهانه ما باشد برای گذار از این حماقت‌هایمان؛ اما نشد! پذیرش دانشگاه‌ها در دنیای توسعه‌یافته چگونه است؟ آزمون SAT در آمریکا چه تفاوت‌هایی دارد؟ آیا آزمون‌های استانداردی مانند المپیادهای دانش‌آموزی یا جوایز معتبری مانند جایزه خوارزمی نمی‌توانست ابزارهایی برای پذیرش سهمی بر اساس رزومه باشد؟ حتما می‌توانست؛ اگر ما کمی عاقل‌تر بودیم.

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
   
📢@rahsevom
🌐 استاد دکتر محمدتقی ایمان: "روش شناسی" مشخص می‌کند آیا دانشی علمی تولید شده است و یا آنکه اتفاق دیگری در شرف تکوین است
🔹دانشگاه شیراز
♦️فرد با تکیه بر دانش عامه خود که محصول جهان بینی، تجربیات، تعصبات و پیش داوری هاست و با استفاده از خلاقیت در مقابل مشکلات و پدیده‌های مختلفی که با آن مواجه می‌شود، موضع می‌گیرد.
♦️در تفاوت میان دانش علمی و سایر دانش‌ها باید به این نکته مهم اشاره کرد که دانش‌های علمی معمولاً متودولوژیکال ، دانش‌های فلسفی لوژیکال و دانش‌های عرفانی فنومنولوژیکال هستند.
♦️این امر به این معنی است که فلسفه برای ورودبه عرصه‌های اجتماعی نمی‌تواند جز از منطق استفاده کند. استفاده از مشاهده رویکرد فلسفی نیست.
♦️یک دانشمند علم هم باید منطق خود را از نقطه ای دیگر تدارک ببیند. فسلفه دراینجا می‌تواند نقطه اتکاء باشد.
♦️علم منبع توضیح نظری از واقعیت است، فلسفه توضیح منطقی و عرفان هم توضیح پدیدارشناسانه است.
♦️دانش علمی، ترکیبی از تفکر منطقی از حوزه دانش فلسفی با سطحی به نام مشاهده را شامل می‌شود و اصولاً متودولوژی چیزی جز این ترکیب نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Audio
🌐 نسخۀ تحول را کسانی که "مشارکت فعلی محصول اندیشهِ آنان است" نمی توانند بنویسند
🔹 یونس احمدی: دکترای دین پژوهی دانشگاه ادیان
🔹 خبرگزاری ایسنا/ میزگرد تحول/ جلسه دوم
♦️ پیامها گاهی مزمن و دارای تب کند است و مستتر در یک رفتار عمیق تر مانند کاهشِ نرخِ باروری در جامعه و به تبع آن کاهشِ جمعیت است .
♦️ در یک مدلِ مفروض، واقعیت های کنونی جامعه ما نشان می دهد که تبیین ها و عواملِ فلسفی-الاهیاتی و سپس عوامل جامعه شناختی-اقتصادی و در نهایت سیاسی-آرمانی دلایل شکل گیری حضور و مشارکت اجتماعی هستند.
♦️ تجربه نشان داده است که تنگی یا گشایش های اقتصادی و یا فضای باز و بسته سیاسی در مشارکت های بنیادین اجتماعی در جامعه ما، تا سالهای اخیر بی اثر و یا کم اثر بوده است.
♦️ اتفاق تازه و نوپدیدی که در سالهای اخیر افتاده است و نماد آن در آخرین انتخابات رسمی کشور مشخص گردید کاهش سطح مشارکت در میان طبقه و لایه بنیادی است.
#دکتر_یونس_احمدی_دین_پژوه_و_مدرس_دانشگاه
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from عدالت‌خانه
♦️اینکه وحید جلیلی از یه سر طیف میگه عدالتخواه ها باید به سمت انفاق و مواسات بروند
‏و پشت بندش پناهیان میگه عدالتخواهی تموم شده مواسات کنید
‏یعنی اتاق فکرشون برنامه رو چیده وظایف رو هم کامل محول کرده

@adalat_khaneh | سمبوسه