گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی: وظیفه بزرگ اخلاقی دانشمندان ما پیش از مشارکت در مسابقه مقاله‌نویسی، کوشش برای قرار دادن علم در جایگاه مناسب آن است
🔹 شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم/1
♦️ وقتی از نسبت میان اخلاق و علم سخن به میان می‌آید، مراد اخلاقی است که شرط پدید آمدن علم است.
♦️ جهانی که علم را از اروپا و امریکا فراگرفته است در صورتی به مرحله توسعه وارد می‌شود که با فهم و درک تجدد آشنا شود و به آزادی در طرح مسائل برسد.
♦️ ما باید ببینیم تا چه حد از مرحله علم آموزشی و آموختنی عبور کرده‌ایم و پژوهش‌هایمان چه نسبتی با اکنون و آینده دارد.
♦️ علم جدید که از ابتدای تجدد، ستون قدرت این جهان بوده است، از شئون دیگر تجدد جدا نیست.
♦️ در جهان توسعه‌نیافته، علم نه ستون قدرت جامعه است و نه با شئون زندگی پیوند دارد.
♦️ در کشور ما نیز که هرگز به شرایط تاریخی علم اعتنا نداشته‌اند، قهراً علم جدا از جامعه بوده و در نظام کشور وارد نشده است.
♦️ یعنی ما علم را فراگرفته‌ایم بی‌آنکه مسئله داشته باشیم.
♦️آیا ما امکان گذشت از این وضع را داریم؟
#دکتر_رضا_داوری_اردکانی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from راه سوم
🅾 انتخابات آتي رياست جمهوري با يك نامزد مورد تاييد شوراي نگهبان برگزار شود

✍🏻 سعید حجاریان

⭕️به مردم هم گفته شود چنانچه مهر انتخابات در شناسنامه تان نباشد قادر به دريافت گذرنامه و گواهي نامه نخواهيد بود و حق تحصيل و استخدام هم نخواهيد داشت

⭕️دوست گرامی آقای عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «احيای نهاد نخست‌ وزيري جهت حل مسئله چندین ساله رؤسای جمهور و حواشی این منصب اعم از برگزاری انتخابات، کارآمدی کابینه و البته بیشینه کردن کارکرد مجلس مؤمن و انقلابی پیشنهاد کردند به سوی احیاء نهاد نخست‌وزیری حرکت کنیم.

⭕️من معتقدم آقای عبدی در این یادداشت به لوازم سخن‌شان ملتفت نبوده‌اند. زیرا چنانکه می‌دانیم در قانون اساسی در چندین اصل از منصب رئیس‌جمهور سخن به میان آمده است و حتی مطابق آن سند، برای این مقام اختیارات و دایره عملی نیز ترسیم شده است! بنابراین ورود واژه نخست‌وزیری مستلزم حذف یا تغییر وضعیت رئیس‌جمهور –به‌معنایی که از سال ۱۳۶۸ به این سو شاهد بودیم- است.

⭕️همچنین التفات داریم پروسه تغییر قانون اساسی طولانی است و نمی‌توان یک‌ شبه شورا، نهاد یا فردی را به قانون اساسی تحمیل کرد! مضاف بر این، کشور ما جمهوری است و بعد از حذف پست ریاست جمهوری همه خواهند پرسید این چه جمهوری است که رئیس جمهوری ندارد؟

⭕️من برای آنکه نظر آقای عبدی لحاظ شود و ترکیب قانون اساسی برهم نخورد، پیشنهاد ایشان را این‌گونه اصلاح می‌کنم که در انتخابات آتی فقط یک نامزد از سوی شورای نگهبان برای تصدی سمت ریاست جمهوری معرفی و تأیید شود. به این ترتیب اولاً احزاب و نیروهای سیاسی تکلیف کار خود را پیش از موعد می‌دانند. ثانیاً مردم سود و زیان ورود یا عدم ورود به انتخابات را دقیق‌تر محاسبه می‌کنند.

⭕️ثالثاً دعوایی میان نهاد اجرایی و نظارتی پدید نخواهد آمد، وانگهی در مصرف صندوق صرفه‌جویی می‌شود. رابعاً در تولیدات سمعی و بصری و متنی صرفه‌جویی می‌شود و خبری از برنامه تلویزیونی و ستاد انتخاباتی و پوستر و... نخواهد بود.

⭕️البته فکر نکنیم مردم از چنین انتخاباتی استقبال نخواهد کرد. چرا که به هر حال در کشور ما عده‌ای سخن، عمل و پروژه کلان آقای جنتی را حجّت می‌دانند. بر همین مبنا می‌توان عده‌ای را هم بسیج و به‌ سوی صندوق رأی دلالت‌شان کرد و گفت، چنانچه مُهر انتخابات ۱۴۰۰ در شناسنامه‌تان درج و کدملی‌تان ثبت نشده باشد، قادر به دریافت گذرنامه و گواهینامه و کارت بازرگانی و... نخواهید بود و حق استخدام و تحصیل و هر نوع ارتقاء هم از شما سلب خواهد شد.

⭕️البته، در ادوار پیشین انتخابات هم کمابیش چنین رویه‌ای برقرار بوده است. مثلاً در سومین و چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاندیداهای رقیب به اتفاق آیت‌الله خامنه‌ای را اصلح‌ تشخیص داده و اعلام کردند به ایشان رأی خواهند داد. یا در انتخابات ریاست جمهوری دوره پنجم، آقای عباس شیبانی پوسترهای تبلیغاتی خود را منتشر کرد اما به رقیب خود (مرحوم هاشمی) گفت من برای رونق انتخابات آمده‌ام، لطفاً هزینه تبلیغات من را پرداخت کنید و خود هم اعلام کرد به همراه امت شهیدپرور به ایشان رأی خواهد داد.


@rahsevom
Forwarded from سیدمجیدحسینی
🔻

🔹️ من خوشحالم!

فتاح: آقای حداد! اجاره مدرسه فرشته را به بنياد به روز بدهيد!

حداد عادل: بچه‌های من حقوق يکی دو ميليونی از مدرسه می‌گيرند!

من خوشحالم!

دوگانه حداد/ روحانی در انتخابات ٩٢، بر سر استاديوم و كنسرت!
تبديل شده است به: دو گانه حداد/ فتاح، بر سر رانت، آقا زادگی و مدرسه پولی!

اينكه حداد عادل راست می‌گويد يا فتاح، يا كداميک غرض سياسی و انتخاباتی دارند يا نه اصلا مهم نيست. فرض كنيم هر دو سياسی حرف می‌زنند و هر دو هم اصلا حقيقت را نمی‌گويند؛ مهم اينست كه دعوای اصلی درست شده است:
دعوا بر سر رانت، تبعيض، ناعدالتی!

هر وقت دعوا درست شد، روزی نتيجه گرفت!
من خوشحالم!

#آدرس_اصلی


🌐 @majidhosseini58
Forwarded from راه سوم
📒📒📒 ماشین کشتاری به نام کنکور

امیر ناظمی

خبر هولناک بود: یک دانش‌آموز به دلیل نارضایتی‌اش از کنکور دست به خودکشی زد! او اکنون تنها نمادی از کشتاری است که سالیانه به بهانه کنکور بر سر نسلی از جوانان هوار می‌شود! بسیاری دیگر در روزهای پیش یا ناکامی‌های روزهای بعد کنکور به همین سرنوشت دچار می‌شوند!

⭕️سیاست کنکوری
سیاست‌های «کنکوری» برآمده از فرضی است که انسان‌ها قابل رتبه‌بندی هستند! و بهترین مبنای این رتبه‌بندی چیزی است به نام هوش!

باورمندان به این ایده همان‌هایی هستند که وقتی کیارستمی فوت کرد اظهار کردند مگر رتبه‌اش در کنکور چند بوده است! به همین وقاحت!

این سیاست رتبه‌بندی انسان‌ها بنیان هر سیاستی است که اجازه می‌دهد کسی زنده بماند و کسی بمیرد! پیش‌نیاز همان سیاستی که در جداسازی آموزشی برخی از سایرین بروز می‌یابد؛ همان جایی که جامعه تبدیل به تافته‌های جدابافته‌ای می‌شود که برخی برابرتر از دیگران می‌شوند!

⭕️رد علمی سیاست کنکوری
صرف‌نظر از همه استدلال‌های اخلاقی و اجتماعی که در رد رتبه‌بندی و جداسازی انسان‌ها وجود دارد؛ اما این برای باورمندان به رده‌بندی انسان‌ها کافی نیست؛ باید برای آنان استدلالی از جنس خودشان آورد!

مطالعات علمی متفاوتی نشان می‌دهند که رتبه‌بندی‌های انسانی بر اساس هر آزمونی دارای اشکال است. برخی از مطالعات عبارتند از:

1️⃣ چیزی به نام هوش عمومی وجود ندارد. تنوع هوش بالاست و به عنوان مثال کسی که هوش ریاضی بالایی دارد؛ الزاما دارای هوش جغرافیایی یا هوش موسیقیایی بالایی نیست. به همین استدلال هیچ آزمونی که بتواند یک فرد را بر حسب توانمندی عمومی بسنجد وجود ندارد. در حقیقت هر هوشی آزمون تخصصی خود را دارد.

2️⃣ هیچ ابزار قابل اتکایی برای سنجش هوش وجود ندارد. حتی برای سنجش یک هوش خاص هم نمی‌توان ابزاری داشت تا از آن طریق بتوان به طور مطمئنی رتبه‌بندی درستی داشت.

3️⃣ هوش امری برساختی است. در بسیاری از مطالعات آن‌چه در یک فرهنگ مصداق هوش دانسته می‌شود در فرهنگ دیگری می‌تواند برخلاف آن تعبیر شود. به این ترتیب حتی اگر موارد ۱و۲ نیز مورد قبول نباشد؛ باز هم آزمون‌های کلی‌نگر ناکارآمد است.

4️⃣ هوش حل یک مساله با سرعت بیشتر و خلاقیت حل همان مساله از روش دیگری است. آزمون‌ها اگر حتی بتوانند ۳مورد بالا را حل کنند؛ برای سنجش خلاقیت بسیار ناتوان‌تر هستند.

5️⃣ انواع هوش به مرور زمان کشف می‌شوند. همه انواع هوش در زمان ما قابل شناسایی نیستند و آینده آبستن فهم جدید از هوش‌های دیگر است.

و اما استدلال زیر از حوزه جامعه‌شناسی می‌آید و تکان‌دهنده‌تر از سایر استدلال‌ها:

6️⃣ افرادی که آموزش مناسب‌تر می‌بینند، تست‌های هوش را بهتر می‌زنند! این یعنی آن‌که تست‌های هوش، واقعا تست‌های سنجش هوش ذاتی (ژنتیک) نیستند؛ بلکه آن‌چه را می‌سنجد میزان یادگیری است و یادگیری بیش از هوش ژنتیکی، از برخورداری از آموزش، وضعیت خانوادگی، برخورداری‌های مالی و ... تاثیر می‌پذیرد. به زبان ساده‌تر کنکور بیش از هوش تابع سرمایه خانوادگی افراد است! بیش از هر عاملی!

این همان چیزی است که برخوردارها را متوهم می‌کند!

⭕️ کنکور نماد گیر افتادن در گذشته
کنکور در ایران همچنان برگزار می‌شود! این تلخ‌ترین واقعیت ایران است، تلخ‌تر از گران شدن ارز و تحریم! کنکور برگزار می‌شود تا ته‌مانده‌های خلاقیت را به رگبار ببندد، «خدای کشتار» است این کنکور.

کنکور تلخ است چون نماد چسبیدن ابلهانه‌ی ما به چیزی است که بلدیم! ما دچار «وابستگی مسیر» شده‌ایم؛ یعنی حاضر نیستیم مسیر گذشته را تغییر دهیم.

کنکور اما یکی از بزرگترین کسب‌وکارهای ایران است. و ما آماده ورود به دوران جدید نیستیم؛ چراکه حاضر نیستیم در باورهایمان بازاندیشی کنیم. اگر بپذیریم که انسان هوش‌های متنوعی دارد و این هوش‌ها الزاما با همدیگر همبستگی ندارد؛ یعنی پذیرفته‌ایم که هیچ ابزاری برای رتبه‌بندی نیست.

واقعیت آن است که «هیچ آزمونی آن‌قدر منصفانه نیست که انسان‌ها را رتبه‌بندی کند» و برای همین است که به قول اسکات پیج در کتاب «تفاوت» می‌شود گفت: «پذیرش تنوع است که ما را به وضعیت بهتر می‌رساند».
دیگر دوران هر سیاستی که برپایه‌ی رتبه‌بندی میان انسان‌ها و گروه‌ها باشد، گذشته است؛ سیاست‌ها باید برپایه‌ی احترام به تنوع‌ها و تفاوت‌ها باشد.

می‌توانست همین کرونا بهانه ما باشد برای گذار از این حماقت‌هایمان؛ اما نشد! پذیرش دانشگاه‌ها در دنیای توسعه‌یافته چگونه است؟ آزمون SAT در آمریکا چه تفاوت‌هایی دارد؟ آیا آزمون‌های استانداردی مانند المپیادهای دانش‌آموزی یا جوایز معتبری مانند جایزه خوارزمی نمی‌توانست ابزارهایی برای پذیرش سهمی بر اساس رزومه باشد؟ حتما می‌توانست؛ اگر ما کمی عاقل‌تر بودیم.

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
   
📢@rahsevom
🌐 استاد دکتر محمدتقی ایمان: "روش شناسی" مشخص می‌کند آیا دانشی علمی تولید شده است و یا آنکه اتفاق دیگری در شرف تکوین است
🔹دانشگاه شیراز
♦️فرد با تکیه بر دانش عامه خود که محصول جهان بینی، تجربیات، تعصبات و پیش داوری هاست و با استفاده از خلاقیت در مقابل مشکلات و پدیده‌های مختلفی که با آن مواجه می‌شود، موضع می‌گیرد.
♦️در تفاوت میان دانش علمی و سایر دانش‌ها باید به این نکته مهم اشاره کرد که دانش‌های علمی معمولاً متودولوژیکال ، دانش‌های فلسفی لوژیکال و دانش‌های عرفانی فنومنولوژیکال هستند.
♦️این امر به این معنی است که فلسفه برای ورودبه عرصه‌های اجتماعی نمی‌تواند جز از منطق استفاده کند. استفاده از مشاهده رویکرد فلسفی نیست.
♦️یک دانشمند علم هم باید منطق خود را از نقطه ای دیگر تدارک ببیند. فسلفه دراینجا می‌تواند نقطه اتکاء باشد.
♦️علم منبع توضیح نظری از واقعیت است، فلسفه توضیح منطقی و عرفان هم توضیح پدیدارشناسانه است.
♦️دانش علمی، ترکیبی از تفکر منطقی از حوزه دانش فلسفی با سطحی به نام مشاهده را شامل می‌شود و اصولاً متودولوژی چیزی جز این ترکیب نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Audio
🌐 نسخۀ تحول را کسانی که "مشارکت فعلی محصول اندیشهِ آنان است" نمی توانند بنویسند
🔹 یونس احمدی: دکترای دین پژوهی دانشگاه ادیان
🔹 خبرگزاری ایسنا/ میزگرد تحول/ جلسه دوم
♦️ پیامها گاهی مزمن و دارای تب کند است و مستتر در یک رفتار عمیق تر مانند کاهشِ نرخِ باروری در جامعه و به تبع آن کاهشِ جمعیت است .
♦️ در یک مدلِ مفروض، واقعیت های کنونی جامعه ما نشان می دهد که تبیین ها و عواملِ فلسفی-الاهیاتی و سپس عوامل جامعه شناختی-اقتصادی و در نهایت سیاسی-آرمانی دلایل شکل گیری حضور و مشارکت اجتماعی هستند.
♦️ تجربه نشان داده است که تنگی یا گشایش های اقتصادی و یا فضای باز و بسته سیاسی در مشارکت های بنیادین اجتماعی در جامعه ما، تا سالهای اخیر بی اثر و یا کم اثر بوده است.
♦️ اتفاق تازه و نوپدیدی که در سالهای اخیر افتاده است و نماد آن در آخرین انتخابات رسمی کشور مشخص گردید کاهش سطح مشارکت در میان طبقه و لایه بنیادی است.
#دکتر_یونس_احمدی_دین_پژوه_و_مدرس_دانشگاه
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from عدالت‌خانه
♦️اینکه وحید جلیلی از یه سر طیف میگه عدالتخواه ها باید به سمت انفاق و مواسات بروند
‏و پشت بندش پناهیان میگه عدالتخواهی تموم شده مواسات کنید
‏یعنی اتاق فکرشون برنامه رو چیده وظایف رو هم کامل محول کرده

@adalat_khaneh | سمبوسه
فهم ما از "موسیقی ایرانی" نباید مرکزگرا باشد!

مسئله اصلی من با تقریر استاد شجریان این است که او نسبتی مستقیم بین استبداد و حزین بودن موسیقی ایرانی برقرار کرده است و دکتر محدثی به این موضوع توجه دقیق ندارد و به اشتباه بحث را بر روی مفهوم "فاجعه" و بلایای طبیعی برده است. اما نکته مهم دیگر که باید به آن دقت کرد خودِ مفهوم "موسیقی ایرانی" است که یک واحد یکدست و مفرد نیست بل کلیِ متنوع و متکثر است که دارای اجزای گوناگون با ساحات مختلف است و نمی توان آن را به موسیقی سنتی (ژانری که شجریان در آن می سراید) محدود نمود. موسیقی در ایران یک "مرکز" ندارد و اگر امروز ذائقه بخشی از جامعه شهرنشین طبقه متوسط با ژانر شجریان "حال" می کند دلائل آن را باید تبیین کرد نه اینکه این ژانر نماینده علی الاطلاق موسیقی ایرانی دانست. به عنوان مثال، موسیقی بستکی در جنوب ایران و در جزیره قشم یکی از ژانرهای زیبا و شاد ساحات موسیقایی در ایران است ولی به دلیل مرکزگرایی در حوزه هنر و موسیقی این ژانر موسیقایی در خانه جان ایرانیان نتوانسته ماواء بگزیند. به عبارت دیگر، مفهوم موسیقی ایرانی چنان وسیع است که نمی توان آن را به یک جزء تقلیل داد و آنگاه به نادرستی گفت عمق تاریخ جامعه ایران به دلیل استبداد و فجایع عجین با حزن و اندوه و حرمان است. به عنوان مثال، ما ژانر "موسیقی بندری" را در ایران داریم. این ژانر یکی از سبکهای موسیقی در سرزمین ایران است. محدوده اصلی این سبک از موسیقی جنوب ایران و به‌طور عمده استانهای هرمزگان، بوشهر و خوزستان است. بندری موزیکی شاد و ریتم‌دار است. این موسیقی با استفاده از سازهای کوبه‌ای تومبا، تمپو و نی انبان که یک ساز بادی است نواخته می‌شود و شعف و شادی و با حرکات موزون همراه می گردد ولی نوعی مرکزگرایی در خوانش شجریان باعث شده است ابعاد شور و شعف و شادی تاریخ هنر و موسیقی بندری را نبیند یا آن را کاملاً مطرود بشمارد.


سیدجوادمیری



@seyedjavadmiri
🔸سرمایه‌داری دینی، الگوی اموی یا ارده‌ای نبوی

▫️گزارشی از ماجرای سخنرانی پناهیان درباره‌ی سرمایه‌داری و نقدهای بعد از آن

✍🏽محمدجواد صادقی

پس از سخنرانی‌های محرم 97 علیرضا پناهیان در هیئت میثاق با شهدا و هیئت هنر با موضوع سرمایه داری دینی، انتقادات و واکنش‌هایی از سوی محافل نخبگانی مطرح شد. اکنون و پس از گذشت 3 سال از طرح آن مباحث، با توجه به اهمیت شخص ایشان در جامعه امروز، و همچنین ارتباط وثیق آن مباحث با شرایط فعلی، بازخوانی آن‌ و واکنش‌هایی که در پی داشت، مخصوصا با فاصله گرفتن از هیجان اولیه معقول می‌نماید. بعضی از این واکنش‌ها اعتراضاتی اشاره‌گون بود؛ آیت الله غرویان طرح پناهیان را همان «اشرافیت‌طلبی» و «ثروت‌طلبی» دانست که مورد ذم سنت اسلامی است و صفحات مجازی علامه حکیمی-صاحب الحیاه- آن را تحریف سیره و زندگی امیرالمومنین دانستند. اما انتقادات دیگری هم از طرف فضای نخبگانی در حوزه عمومی مذهبیون و از سوی سید حسین شهرستانی(مدیر گروه حکمت هنر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی و استاد دانشگاه امام صادق(ع))، میلاد دخانچی(برنامه‌ساز و منتقد فرهنگی)، عطاء الله بیگدلی(مدرس دانشگاه و مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع))، پرویز امینی(مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی)، علی صابری تولایی(هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع))، محمدحسین بادامچی(پژوهشگر مطالعات توسعه) بر ایده‌ی پناهیان وارد شد که به نحوی نسبتا تفصیلی امکان بحث و گفت و گو را فراهم آوردند. در این یادداشت سعی بر آن است که وجوه اصلی این انتقادات در شش بخش مورد تحقیق قرار گیرند. در ابتدا به بحث از مفردات و جزئیات خواهیم پرداخت و سپس تلاش خواهیم نمود تا به تدریج تصویری کلی از نسبت آن آراء با وضع معاصر ایران به دست دهیم و در نهایت بتوانیم منبر ایشان را در نقشه‌ی کلی حاصله، مورد بررسی انتقادی قرار دهیم.

📌قسمت دوم

@sooreh_tv
Forwarded from شرق دور
⭕️ سوسیال‌دموکراسی اروپایی و تفاوت‌هایش با «چپ‌های شرقی»

✍️ محمدرضا جلائی‌پور
@jalaeipour
عدالت به مثابه آن‌چه گفته شد (به مثابه «انصاف»، به مثابه «تقویت به‌رسمیت‌شناسی و نمایندگی و بازتوزیع»، و به مثابه «رفع فقر و انواع تبعیض و فساد و نابرابری») در میان الگوهای تحقق‌یافتهٔ عدالت‌گستری در سطح جهان به الگوی سیاست‌های سوسیال‌دموکراتیک در اروپای شمالی و غربی نزدیک‌تر است. متاسفانه در ایران بسیاری از نیروهای سیاسی و رسانه‌هایی که گرایش‌های عدالت‌طلبانه ندارند در میان الگوهای تحقق‌یافتهٔ عدالت‌خواهی‌ گویی فقط «چپ‌های شرقی» را می‌شناسند و به تفاوت‌های بارزِ مارکسیسم-لنینیسم، کمونیسم، سوسیالیسم و سوسیالیسمِ دموکراتیک با سوسیال‌دموکراسی اروپایی توجه نمی‌کنند.

در الگوی «کمونیسم» که در شوروی، چین، کوبا، لائوس، کره شمالی و ویتنام شمالی با تفاوت‌هایی محقق شد یک‌ اقتصاد کاملا متمرکز که محصول انقلابی پرخشونت بود مسئولیت اصلی کاهش نابرابری اقتصادی را به عهده داشت و تعهدی به صیانت از آزادی‌های اساسی نداشت. در الگوی «سوسیالیسم» نیز ابزار تولید (از جمله کارخانه‌ها)، سرمایه (از جمله بانک‌ها) و کشاورزی مالکیت دولتی دارد و اقتصاد ترکیبی نیست. دولت‌های کمونیستی و سوسیالیستی در عمل هم اغلب غیردموکراتیک، فسادپرور و تخریب‌گر محیط زیست شدند. الگوی «سوسیالیسم دموکراتیک» هم گرچه مثل الگوی «سوسیال‌دموکراسی» به روش‌های دموکراتیک و خشونت‌پرهیز پایبند است، اما بر خلاف سوسیال‌دموکراسی، تلاش می‌کند بازار و سرمایه‌داری در بلندمدت به طور کلی و در همهٔ حوزه‌ها کنار گذارده شود.

الگوی سوسیال‌دموکراسی در عدالت‌گستری که با همهٔ الگوهای فوق‌الذکر تفاوت‌های روشنی دارد تاکنون بیش از همه در کشورهای اسکاندیناوی اروپا (الگوی نوردیک: دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند و ایسلند) و در درجهٔ بعدی و به میزان کمتری در آلمان، بریتانیا، کانادا، بلژيک، ایرلند، نیوزلند، ژاپن، فرانسه، سنگاپور و هنگ‌کنگ محقق شده است. سیاست‌های سوسیال‌دموکراتیک در احزاب پیشرو ده‌ها کشور دیگر (از جمله کشورهای توسعه‌نیافته) هم محور سیاست‌ورزی بوده و بخشی کم یا بیش از این سیاست‌ها در اغلب کشورهای جهان تحقق یافته است.

الگوی سوسیال‌دموکراسی اروپایی در عدالت‌گستری (بر خلاف الگوهای پیش‌گفته) ۱۱ ویژگی همزمان دارد (در صورت تکامل‌یافتهٔ امروز آن در اروپای شمالی و غربی):

۱) دموکراتیک است و ضد اقتدارگرایی و استبداد؛

۲) همزمان به طبقهٔ متوسط و طبقهٔ کارگر و کم‌برخوردار (گروه‌های میانی و فرودست) توجه می‌کند و می‌کوشد هر دو را نمایندگی کند (بر خلاف احزاب کمونیستی و بلوک شرق سابق که صرفا به دنبال نمایندگی طبقه کارگر اند)؛

۳) اصلاح‌طلبانه است و نه انقلابی؛

۴) نظام اقتصادی مطلوبش ترکیبی است (هم از مکانیزم بازار در برخی حوزه‌ها بهره می‌گیرد و هم از آموزش باکیفیت رایگان همگانی و بیمهٔ درمانی همگانی و مداخلهٔ دولت برای تنظیم بازار، پیشگیری از شکست بازار، بازتوزیع ثروت و حمایت از ضعیف‌ترین شهروندان دفاع می‌کند. سوسیال‌دموکراسی می‌کوشد هم بخش بازار/خصوصیِ اقتصاد را شفاف و کارآ و رقابتی و بدون انحصار کند و هم بخش دولتی اقتصاد را کارآ و شفاف و بدون انواع تبعیض و فساد سازد)؛

۵) خشونت‌پرهیز است و ملتزم به حقوق بشر؛

۶) توسعه‌گرا است (البته توسعه‌ای عادلانه، پایدار، متوازن، همه‌جانبه، شمولگرا و مشارکتی)؛

۷) صلح‌گرا است؛

۸) علاوه بر رفع فقر و لزوم بازتوزیع عادلانهٔ ثروت، به کاهش فساد و رفع انواع تبعیض جنسیتی، دینی، نژادی و سیاسی و صیانت از محیط زیست هم توجه ویژه دارد؛

۹) علاوه بر توجه به کاهش نابرابری‌ها، به صیانت از آزادی‌های اساسی سیاسی و اجتماعی و حقوق بنیادین همهٔ شهروندان (لیبرالیسم سیاسی) هم توجه ویژه دارد؛

۱۰) آموزش و سلامت و تامین نیازهای اولیه را «حق عمومی» می‌داند و نه «کالای خریدنی»؛

۱۱) همزمان هم به «توانمندسازی نهادهای حاکمیتی» (از جمله اصلاح قوانین و افزایش کارایی دولتِ ملی) و هم «توانمندسازی جامعه» (از جمله احزاب، سندیکاها، رسانه‌های مستقل و جنبش‌های اجتماعی جدید) توجه دارد.


این ویژگی‌های ۱۱گانهٔ سوسیال‌دموکراسی اروپاییِ امروز و الگوی نوردیک آن را به بهترین الگوی تاکنون‌تحقق‌یافتهٔ «دآد»خواهی و عدالت‌ (به معنایی که گفته شد) تبدیل می‌کند و با بینش و منش سیاسی «اصلاح‌طلبانِ دآدخواه» در ایران هم سازگارتر است.






#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
Forwarded from سیدمجیدحسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻

🔹️دکتر مجتبی شکوری از گردش مالی مافیای کنکور و تاثیر تبلیغات آن، بر فکر و عزت نفس دانش‌آموزان کنکوری می‌گوید.

🔸️ مافیای کنکور سالانه ۸هزار میلیارد تومان "ترس" می‌فروشد تا به نوجوانان بگوید به اندازه‌ی کافی، کافی نیستند!

🌐 @majidhosseini58
Forwarded from جمهورى سوم
🔺محمدرضا جلایی‌پور (پسر) پس از سه دهه همکاری و ادغام کامل اصلاح‌طلبی در گفتمان توسعه و تکنوکراسی و امنیت ملی و خصوصی‌سازی رانتی و حمایت همه‌جانبه از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و طرد نیروهای چپ اصلاح‌طلب حالا با نوشتن مقاله‌ای با عنوان «چرا و چگونه اصلاح‌طلبان عدالتخواه‌تر شوند» راهنمای چپ زده تا به تعبیر صریح خود قبل از اینکه خیلی دیر شود اصلاح‌طلبان را هم بر سر سفره غنایم عدالت‌خواهی حاضر کند.


♦️مستقل از محتوای بحث که به اعتقاد من مثل همه نوشته‌های نهادگرایان تکنوکرات دست راستی، بیش از هرچیز تلاشی برای مهار و سیاست‌زدایی از گفتمان عدالت و ادغام آن در ساخت دولت نوسازی امنیت ملی است (بویژه وقتی امنیتی‌هایی مثل حجاریان و علی ربیعی و جواد جهرمی نماد آنند) یک مساله بسیار اساسی وجود دارد که نشان می‌دهد چرا برای شکل دادن عرصه جدید سیاست در ایران دو جناح جمهوری دوم را باید به کلی پشت سر گذاشت:

آنها نسل ایدئولوژیک و قبیله‌گرایی هستند که بیشتر از آنکه نگران عدالت باشند به نحو مشمئزکننده‌ای تنها نگران «پرچم عدالتخواهی» هستند! عدالتخواهی فرقه‌ای شاخه‌ای از عدالتخواهی نیست، انحراف و استحاله و مصادره و مصرف آنست.
🔴 سلسله گفتگوی های اینترنتی
جمعیت پایش شفاف سازی و ریشه کنی فقر و فساد

گفتگوی سوم
دولت مردم نهاد؛ میراث شهید رجایی

چهارشنبه ۵ شهریور
ساعت ۲۱
در صفحه اینستاگرامی جمعیت پایش 👇
www.instagram.com/payesh4.ir

▫️محمد میرمحمدصادقی
وزیر کار و امور اجتماعی
دولت شهید رجایی

▫️حسن عابدی جعفری
وزیر بازرگانی
دولت میرحسین موسوی

@HosseinRaghfar
آگاهی و "مرکز دنیا" در جمهوری اسلامی

مدت هاست به این می اندیشم که مشکلات کشور را چگونه می توان صورتبندی کرد و آیا دانشگاه می تواند در این راه ما را یاری کند یا خود یکی از معضلات جامعه ایران است؟ تعلیق جامعه در وضعیت کنونی که از آن با عنوان کرونا یاد می کنند (و من آن را وضع پساجدید خوانده ام) نشان داد که دانشگاه در صورت کنونی اش نه تنها درد جامعه را نمی تواند درمان کند بل خود آویزان دستگاه دولت است. البته من فکر می کنم دانشگاه را باید پیچیده صورتبندی کرد و ساحات گوناگون آن را از هم تمییز داد. به عنوان مثال، سنت آکادمیک را نمی توان تماماً تقلیل به سازمان دانشگاه داد و در جهان پساجدید آنچه می تواند به مثابه کاتالیزاتور جامعه ایرانی را یاری کند نهاد دانشگاه "پیشا-پساجدید" نیست بل سنت آکادمیک است که ذیل مدیریت مکانیک هستی خود را تحدید نکرده است. من مدتهاست که آموزش عالی را در سطح سازمانی نقد می کنم ولی هر چه بیشتر نقد می کنم کمتر پاسخ می گیرم و این مرا به این نتیجه رسانده است که وزارت علوم دچار "تصلب مقدس" شده است و این مفهوم بدین معناست که مدیریت به مثابه "مالکیت" تعریف شده است و تعرض به مالکیت نوعی جرم محسوب می گردد و ناقد در چنین پارادایمی به مثابه اصحاب نقد صورتبندی نمی شود بل به عنوان مجرم تلقی می گردد که "حق مالکیت" را مورد تعرض قرار داده است. اما نکته ای که ظرفیت امید را در من ارتقاء می دهد شاکله تئوریک نظام است که به دلائلی که به آنها اشاره خواهم کرد تاکنون به منصه ظهور نرسیده است. ظرفیت امیدِ نظری نظام جمهوری اسلامی در ایران چیست؟ سخنی از آیت الله سیدعلی خامنه ای موجود است که می گوید در جمهوری اسلامی در هر کجا که هستی آنجا را مرکز عالم بپندار و کار کن. البته این را بگویم که چون آیت الله خامنه ای رهبر سیاسی کشور است بسیاری سخنان او را بدون فهم دقیق یا ابزاری استفاده می کنند و برای اهالی دانشگاه ارجاع دادن به سخنان او موجب سوء تفاهم خواهد شد ولی بحث من در نسبت با "ظرفیت امید" در نظام سیاسی کشور مبتنی بر این کلید واژه است. به سخن دیگر، مدیریت های موجود در عرصه دانشگاه هیچ سنخیتی با "مرکز عالم پنداشتن" ندارد و این موجب شده است که کرونا کل سیستم دانایی کشور را به حالت تعلیق درآورده است. زیرا اغلب اهالی آکادمی "کارمند دولت" خود را تعریف کرده اند و مدیریت های موجود صرفاً به دنبال پرداخت حقوق کارمندان هستند ولی مسائل کشور معلق و بدون متولی در حالت تعطیل رها شده است. من تجربه ۷ ماه خویش از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را بازگو می کنم که بدانید میدان مطالعاتی ذهنی نیست بل برآمده از مشاهدات میدانی دقیق از بزرگترین مرکز علوم انسانی کشور است که مدیریتش هیچ برنامه ای برای "وضع پساجدید" ندارد و عملاً مدیریت دانایی را به رتق و فتق امور کارمندوارانه تقلیل داده است. اما چرا این اتفاق رخ داده است؟‌ زیرا هیچکدام از طبقه مدیران آموزش عالی پست خویش را "مرکز عالم" نمی دانند. به سخن دیگر، به این خودآگاهی نرسیده اند که "در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفته‌اند، همان‌جا را مرکز دنیا بدانند و آگاه باشند که همه‌ی کارها به آنها متوجه است". اگر مدیریت کشور به این خودآگاهی برسد آنگاه نوع مواجهه با سختی ها و دشواری ها از جنس ایثار و "خدمت به جامعه" خواهد شد ولی آنچه امروز شاهد آن هستیم این است که اکثریت پست ها در وزارت علوم و دستگاه های ذیل آن از افرادی پر شده است که آنجائیکه ایستاده اند را "مرکز عالم" نمی دانند و منطق مواجهه آنان با مشکلات "تعلیق وظائف" و "تعویق مسائل" بنیادین جامعه است. به عبارت دیگر، ظرفیت امید در نظام از منظر تئوریک بالا می باشد ولی در ساحت پراکسیس ظرفیت حداقلی است و این شکاف چالشی است که نظام را درگیر خود کرده است. در این میان تنها نهادی که می تواند این چالش را صورتبندی کند نظام دانایی کشور است که نیاز به جراحی جدی دارد و یکی از مولفه های این جدیت آن است که ما منطق دانایی را به بازی نگیریم و این همان نقطه ای است که مبتنی بر تجربیات زیسته آکادمیک در ایران من به رنج دریافته ام که عمیقاً به بازی گرفته ایم و "آگاه نیستیم که همه ی کارها متوجه ما است". این عدم خودآگاهی در وضع پساجدید خطرات بنیادینی پیش روی کشور در سطوح مختلف ایجاد کرده است و راه آن در سطح سازمانی ایجاد مدیریت ارگانیک و در سطح فردی بسترسازی برای ظهور نوعی از انسان آکادمیک که ایثار را بخشی از مسئولیت تاریخی خویش در وضع کنونی بداند.


سیدجوادمیری

@seyedjavadmiri
Forwarded from نمای آینده
📣 درگیری ماموران با مردم روستای ابوالفضل؛ چند نفر مجروح شدند

🔷در جریان درگیری نیروهای انتظامی و امنیتی با مردم روستای ابوالفضل اهواز، روستایی که بنیاد مستضعفان خود را مالک آن می‌داند، شماری از مردم معترض با شلیک سلاح ساچمه‌زن ماموران مجروح شدند.

🔹معاون دادستان اهواز با تایید وقوع این درگیری گفت که ماموران اقدام به «تیراندازی هوایی» کرده‌اند اما فرمانده نیروی انتظامی اهواز از اساس شلیک ماموران را تکذیب کرد.

🔷به گفته منابع محلی این درگیری عصر چهارشنبه و هنگامی رخ داد که نیروهای امنیتی، نیروهای دادستانی همراه با نیروهای یگان ویژه برای تخریب منازل مردم به این روستا رفتند. ماموران وقتی با مقاومت ساکنان این روستا مواجه شدند اقدام به تیراندازی و شلیک گاز اشک‌آور کردند.

🔷در جریان این تیراندازی شماری از مردم معترض مورد اصابت ساچمه‌های شلیک شده از تنفگ‌های ساچمه‌زن نیروهای یگان ویژه قرار گرفته و مجروح شدند و به گفته منابع محلی شماری از معترضان نیز بازداشت شدند.
https://news.1rj.ru/str/namayeAyandeh
Forwarded from دولت بهار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 حمله به مردم با شکایت بنیاد مستضعفان در روستای ابوالفضل اهواز همزمان با ایام عزاداری و محرم الحرام

@dolatebahar
🎙 نسخۀ صوتی: چرا دکتری خواندن غالباً هدر دادن وقت است؟
— دانشجویان دکتری بی‌شباهت به برده‌ها نیستند: سال‌ها کار سخت، بدون درآمد و آینده‌ای روشن

🎯 گرفتن مدرک دکتری در رشته‌ای دانشگاهی کار توان‌فرسایی است که تا مدتی پیش ظاهراً به زحمتش می‌ارزید. منزلت اجتماعی بالا، درآمد خوب و شغلی مطمئن در دانشگاه وسوسه‌کننده بود. اما این روزها سختی‌های این دورۀ تحصیلی طولانی باقی مانده است، اما خبری از مزایایش نیست. هر ساله لشکری از دکترهای بیکار از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند، بدون آنکه چشم‌انداز اطمینان‌بخشی جلویشان باشد. شاید باید این دوره را کنار بگذاریم و روش‌های دیگری را برای تحصیلات پیشرفته امتحان کنیم.

🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
http://tarjomaan.com/sound/9879/

📌 نوشتار این مطلب را اینجا بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9660/

— فهرست صفحات ترجمان در نرم‌افزارهای پادکست را در لینک زیر ببینید:
https://news.1rj.ru/str/tarjomaanweb/5439

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb
Forwarded from راه سوم
🅾️ پدرخوانده‌ها چگونه از راه می‌رسند؟

محمد فاضلی/عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

1⃣ تسخیر حکومت در ماداگاسکار
فوکویاما نقل می‌کند یکی از رؤسای جمهوری ماداگاسکار در مراسم آغاز ریاست جمهوری از رئیس مافیا به دلیل کمک به انتخاب شدنش تشکر می‌کند. این جور صاحبان ثروت‌های انبوه مافیایی در آمریکای لاتین، آفریقا و سایر کشورهای در حال توسعه، حتی نماینده مجلس و وزیر هم می‌شوند و سیاست‌ها را تعیین می‌کنند؛ این‌را «تسخیر حکومت» (State capture) می‌گویند.

2⃣ اول دولت یا اول نفت؟
چرا وقتی قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ میلادی یک‌باره چهار برابر شد، کشوری نفتی مثل نروژ خیلی خوب از این منابع برای توسعه استفاده کرد و کشورهای دیگری نظیر ایران، ونزوئلا، نیجریه و سایر اعضای اوپک نتوانستند از این ثروت هنگفت برای توسعه استفاده کنند؟ چرا برخی کشورها به قول خوان پابلو پرز آلفونسو بنیان‌گذار اوپک در نفت هم‌چون «مدفوع شیطان» غرق شدند؟ 

تری لین کارل در کتاب «معمای فراوانی» (نشر نی، ۱۳۸۸) معتقد است اثر متفاوت افزایش قیمت نفت بر کشورهایی نظیر نیجریه، اندونزی، ایران و ونزوئلا در مقایسه با نروژ از آن‌جا ناشی می‌شد که نروژ پیش از کسب درآمد هنگفت نفت به دولت کارآمد مدرن رسیده بود، اما نفت در بقیه کشورها پیش از دولت کارآمد اثربخش وارد شد. او معتقد است «توالی» متغیر تعیین‌کننده است: اول دولت کارآمد بعد رسیدن درآمد نفت؟ یا برعکس؟ این دو اثرات بسیار متفاوتی خواهد داشت؛ تفاوتی در حد نروژ تا ایران و ونزوئلا.

3⃣ آیا مافیا از راه می‌رسد؟
درآمدهای نفت - ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار - از آغاز دولت محمود احمدی‌نژاد وارد اقتصاد ایران شد. این درآمد، وارد دولت کم‌ظرفیت، مستعد فساد و بدون توانمندی‌های دولتی نظیر نروژ شد. نسخه غلیظ‌تر افزایش قیمت نفت برای حکومت شاه تکرار شد: حیف‌ومیل، افزایش فساد، تخریب ساختار برنامه‌ریزی و عقلانیت نیم‌بند دولت و پیدایش ثروت‌های افسانه‌ای. تحریم‌ها هم به تضعیف ساخت دولت و تشدید فساد کمک کرد.

تضعیف دولت کم‌ظرفیت، ثروت‌های افسانه‌ای و انبوه تعارض منافع در حکمرانی، حتی اجازه نمی‌داد که سلامت و کیفیت تصمیم‌گیری به اندازه قبل از ۱۳۸۴ باشد. درآمدهای نفتی و رانت از منابع ملی بعد از سال ۱۳۹۲ هم در قالب‌های مختلف (تداوم سرکوب نرخ ارز، ارز ۴۲۰۰، یارانه‌های سیاه، فساد نظام بانکی و در نهایت از جهش بورس در سال‌های ۱۳۹۷ تا به امروز) بر ثروت‌های رانتی انبوه غیرمولد افزودند.

حکومت و دولت در ایران که پیش از سال ۱۳۸۴ هم ظرفیت تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرای بالایی نداشت و در سیاست خارجی هم درگیر بود، بر اثر  تمرکز ثروت‌های انبوه در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۹ اکنون با معضل بزرگ‌تری روبه‌روست. ظرفیت نیم‌بند حکومت قبل از محمود احمدی‌نژاد، تضعیف شده، نظام مالیاتی اصلاح نشده، نظام بانکی انباشته از ناکارآمدی و نابه‌هنگام بودن در مقیاس استانداردهای جهانی است، قوانین ضد پولشویی و فساد کارآمد عمل نمی‌کنند، و مجموع سیاست‌های اقتصادی به علاوه تنش در سیاست خارجی و بی‌ثباتی مسبب رونق سوداگری شده است و بر ثروت‌های انبوه بی‌نظارت می‌افزاید.

ثروت‌های بزرگ در آمریکا، ژاپن یا اروپا که صاحب دولت‌های مقتدر و کارآمد هستند، کم‌وبیش قادرند سیاست‌ها را با لابی، آدم خریدن، تبلیغات رسانه‌ای و نفوذ در احزاب تحت تأثیر قرار دهند. صاحبان ثروت‌های عظیم در ایران کار راحت‌تری دارند زیرا در فقدان حکمرانی کارآمد، شفاف، بدون تعارض منافع، مجهز به نظام‌های کنترل جابه‌جایی پول و مالیاتی دقیق، دارای سلامت نسبی و پاسخ‌گو، قادرند منافع خود را دیکته کرده و سیاست‌گذار را تسلیم ظرفیت اجبار و نفوذشان کنند.

انباشت ثروت‌های انبوه در جهان در حال توسعه که حکومت کارآمد، دموکراسی اثربخش، رسانه آزاد و قدرت سیاسی پاسخ‌گو ندارند، احتمال مافیایی شدن قدرت و ثروت و در نهایت در برخی کشورها «تسخیر حکومت» و تحمیل سیاست‌های مطلوب صاحبان ثروت بر کل نظام سیاسی را در پی دارد.

ثروت‌های عظیم گذشته و چند برابر شدن‌شان در بورس امسال، در فقدان دولت توسعه‌یافته مدرن، سیاست‌گذار را به تسلیم وامی‌دارند و سیستماتیک شدن فساد قوت می‌گیرد؛ این‌ بار نیروی اجتماعی عظيم ده‌ها میلیون تازه‌وارد بورس را نیز همراه دارند.

جدایی ثروت از قدرت از بنیان‌های دموکراسی است. ثروتمندان بزرگ و شهروندان عادی باید هر کدام یک رأی داشته باشند. ثروتمندان اما در فقدان ابزارهای حکمرانی مدرن کارآمد، با نیروی پول حکومت را تسخیر کرده و به اندازه پول‌شان – بسیار فراتر از یک رأی – بر سیاست اثر می‌گذارند. پدرخوانده های مافیایی واقعی این گونه از راه می‌رسند.

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
   
📢@rahsevom
🌐 در غیبت من سازمانی در سازمانهای ایرانی/ سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است
🔹 دکتر سید جواد میری: دانشیار جامعه‌شناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🔹 روزنامه همدلی
♦️ مشکل ما چیست؟ آیا این کشور مشکلاتش لاینحل است؟ آیا هیچ راهی جز انقلاب و جنگ برای تغییر رویه های نادرست وجود ندارد؟
به نظر من این پرسشی است که در ذهن تک تک افراد این جامعه و حتی مسئولان و مدیران کشور خانه کرده است ولی صورتبندی درستی برای عبور از این نوع مشکلات هنوز نیافته اند.
♦️ یکی از شاخصه های مهم جامعه مبتنی بر نظام ملت/دولت nation-state سازمان یافتگی آن است و این سخن بدین معناست که در همگی ساحات زندگی بشری نوعی "دستکاری" رخنه کرده است.
♦️ به سخن دیگر، حتی قدیمی ترین نهادهای بشری مثلاً خانواده و دین که پیش از نظم نوین ملت/دولت وجود داشتند با ظهور نظم سازمان یافته دولت این نهادها هم دگرگون شده اند ولو ظاهر آنها محفوظ باقی مانده باشد اما بافتارهای درونی آنها کن فیکون شده اند.
♦️ به عبارت دیگر، سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است. اما ایجاد و نهادینه شدن و بسط این اصل مهم تبعات بنیادینی برای انسان بوجود می آورد که انسان ایرانی کماکان با پیامدهای آن از در شوخی وارد شده است و در برابر آن پادزهری بومی خلق کرده است که مانند موریانه سازمان یافتگی جامعه را خرد و پودر و خمیر می کند.
♦️اصل رفاقت و تیپولوژی تکثیر مدل های رفاقتی برای دور زدن پرنسیپ سازمانی تا اجازه ظهور و بروز و نهادینه شدن و بسط و توسعه منِ سازمانی ناممکن شود و در جای آن منِ رفاقتی شکل گیرد و گسترش پیدا کند و چرخه اتلاف در یکصد سال اخیر تاریخ معاصر ایران تبدیل به یک مدل کلاسیک در علوم اجتماعی بشود.
♦️ به زبان صریحتر بگویم، جامعه ایرانی جامعه "سازمان یافته" نیست بل جامعه "رفیق باز" است و دولت برآمده از جامعه رفیق باز نمی تواند مانند دولت ژاپن رفتار کند و اگر این کند جامعه منفجر خواهد شد.
♦️ به سخن دیگر، در ظاهر ساختمان ها و بناهای سازمانی وجود دارند ولی در درون آنها بافتارهای منِ سازمانی صرفاً در چارچوب ساز و کارهای رفاقتی و شبکه های رفاقتی کارایی دارند و اگر زمانی زد و خوردی یا افشاگری ممکن می گردد به دلیل این است که خللی در ساختار رفاقت ها ایجاد شده است نه اینکه منِ سازمانی بر اساس اصول سازمان که باید مصلحت عمومی را مد نظر داشته باشد و بر اساس آن پاسخگو باشد رفتار کرده است.
♦️ شاید وقت آن رسیده است که اصحاب علوم اجتماعی که تبدیل به اهل خطابه شده اند و دائم از بدیو و بوردیو سخنرانی می کنند تاملی در باب تضعیف منِ رفاقتی در درون سازمانِ دولت به معنای وسیع کلمه بنمایند و راه های تقویت منِ سازمانی را مبتنی بر مطالعات جامعه و فرهنگ ایرانی بیابند.
♦️البته این بدین معنا نیست که رفاقت امری مذموم است بل جایِ رفاقت در سازمان نیست بل در عرصه های دیگر و حوزه های دیگر حیات است. باید بین حوزه سیستم و ساحت حیات تفکیک قائل شد و منطق هر کدام را به دقت فرا گرفت تا بتوان از سنگلاخ مشکلات عبور کرد.
#دکتر_سید_جواد_میری_جامعه‌شناس_و_دین‌پژوه
#ساخت_شناسی_نظام_داخلی_در_ایران
#سازمان_بنیان_اصلی_و_رکن_رکین_جامعه_کنونی_در_جهان
#جامعه_ایرانی_جامعه_سازمان_یافته_نیست
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from اینکُجا - ایده نوشت های مهدی سلیمانیه (M)
♦️درباره‌ی «یاد و یادآوران»♦️

متن سخنرانی #سارا_شریعتی

فرازهایی از متن:

▪️سرنوشت شریعتی، سرنوشت غریبی است: مشهور اما ناشناخته. نام او را بر خیابان ها، کوچه ها، بیمارستان و مدارس و مغازه ها گذاشته اند. در کلاس های دبیرستان و دانشگاه، اغلب پرسش یا بحثی درباره شریعتی هست، حتی یکی از سه تالار همین دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به نام شریعتی است. یک شریعتی مشهور اما ناشناخته، به این دلیل که نامش را می بینیم، از وی می شنویم اما شریعتی را نمی خوانیم و متن شریعتی، کمتر مورد رجوع است.

▪️عمومیت یافتگی تصویر شریعتی در جامعه، یک تصور شناخت از او در میان مردم ایجاد کرده است که اغلب صادق نیست. شریعتی هم قربانی محبوبیتش شده و از این رو ناشناخته مانده است. اما به نظر می رسد امروز گرایش مجددی به شریعتی به عنوان نویسنده و اصولا به شریعتی خوانی و مراجعه به متن آثار وی بوجود آمده است.

▪️شریعتی، خود، زندگی‌اش را به پنج دوره‌ی پنج ساله تقسیم می‌کند. البته این دوره‌های پنج ساله دقیق نیست اما در تعیین و ترسیم میدان این متن بسیار مفید است. دوره‌ی اول دوره‌ی جوانی ست، دوره ی عارف‌مسلکی و شاعرمسلکی و عاشق‌پیشگی و البته مبارزه سیاسی که با این همه بیگانه هم نبود. دوره‌ی دوم دوره‌ای است که به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب می شود و برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود و فعالیت سیاسی و کنفدراسیونی و روزنامه نگاری را شروع می‌کند. دوره‌ی سوم دوره‌ی دانشگاه است. بازگشت از پاریس، اقامت در مشهد و تدریس در دانشگاه مشهد. بعد از پنج سال از دانشگاه اخراج و بازنشسته‌اش می‌کنند. دوره‌ی چهارم دوره‌ی پنج ساله‌ی حسینیه‌ی ارشاد است، دوره ی سخنرانی ها و مشهورترین دوره ی شریعتی. در 1351 حسینیه ارشاد بسته می‌شود و شریعتی متواری و مخفی است. دوره ی پنجم آخرین دوره ی زندگی شریعتی، با دستگیری و زندان و پس از زندان است آغاز می‌شود.

▪️[شریعتی] می‌گوید مشکل دوستان این است که همه‌اش فکر می‌کنند مسلمانان زندان‌اند، توجه نمی‌کنند تا زمانی که اسلام خودش در زندان است مسلمانان مدام در زندان خواهند بود. هدف ما نباید صرفا نجات مسلمانان از زندان باشد. تا زمانی که ما مسلمانان را نجات دهیم ولی اسلام در زندان باشد، باز دومرتبه این مسلمانان به زندان خواهند افتاد. بنابراین باید به سراغ چه برویم؟ به سراغ جنگ آزادی بخشی برای رهایی خود اسلام از زندان تاریخ و آن چهره‌هائی که در زندان هستند.

مطالعه متن کامل: 👈 https://news.1rj.ru/str/rebaatmagazine/40

#شریعتی|#خواندن

اینکجا|ایده‌نوشت‌های مهدی سلیمانیه|@inkojaa