Forwarded from سیدجواد میری مینق
فهم ما از "موسیقی ایرانی" نباید مرکزگرا باشد!
مسئله اصلی من با تقریر استاد شجریان این است که او نسبتی مستقیم بین استبداد و حزین بودن موسیقی ایرانی برقرار کرده است و دکتر محدثی به این موضوع توجه دقیق ندارد و به اشتباه بحث را بر روی مفهوم "فاجعه" و بلایای طبیعی برده است. اما نکته مهم دیگر که باید به آن دقت کرد خودِ مفهوم "موسیقی ایرانی" است که یک واحد یکدست و مفرد نیست بل کلیِ متنوع و متکثر است که دارای اجزای گوناگون با ساحات مختلف است و نمی توان آن را به موسیقی سنتی (ژانری که شجریان در آن می سراید) محدود نمود. موسیقی در ایران یک "مرکز" ندارد و اگر امروز ذائقه بخشی از جامعه شهرنشین طبقه متوسط با ژانر شجریان "حال" می کند دلائل آن را باید تبیین کرد نه اینکه این ژانر نماینده علی الاطلاق موسیقی ایرانی دانست. به عنوان مثال، موسیقی بستکی در جنوب ایران و در جزیره قشم یکی از ژانرهای زیبا و شاد ساحات موسیقایی در ایران است ولی به دلیل مرکزگرایی در حوزه هنر و موسیقی این ژانر موسیقایی در خانه جان ایرانیان نتوانسته ماواء بگزیند. به عبارت دیگر، مفهوم موسیقی ایرانی چنان وسیع است که نمی توان آن را به یک جزء تقلیل داد و آنگاه به نادرستی گفت عمق تاریخ جامعه ایران به دلیل استبداد و فجایع عجین با حزن و اندوه و حرمان است. به عنوان مثال، ما ژانر "موسیقی بندری" را در ایران داریم. این ژانر یکی از سبکهای موسیقی در سرزمین ایران است. محدوده اصلی این سبک از موسیقی جنوب ایران و بهطور عمده استانهای هرمزگان، بوشهر و خوزستان است. بندری موزیکی شاد و ریتمدار است. این موسیقی با استفاده از سازهای کوبهای تومبا، تمپو و نی انبان که یک ساز بادی است نواخته میشود و شعف و شادی و با حرکات موزون همراه می گردد ولی نوعی مرکزگرایی در خوانش شجریان باعث شده است ابعاد شور و شعف و شادی تاریخ هنر و موسیقی بندری را نبیند یا آن را کاملاً مطرود بشمارد.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
مسئله اصلی من با تقریر استاد شجریان این است که او نسبتی مستقیم بین استبداد و حزین بودن موسیقی ایرانی برقرار کرده است و دکتر محدثی به این موضوع توجه دقیق ندارد و به اشتباه بحث را بر روی مفهوم "فاجعه" و بلایای طبیعی برده است. اما نکته مهم دیگر که باید به آن دقت کرد خودِ مفهوم "موسیقی ایرانی" است که یک واحد یکدست و مفرد نیست بل کلیِ متنوع و متکثر است که دارای اجزای گوناگون با ساحات مختلف است و نمی توان آن را به موسیقی سنتی (ژانری که شجریان در آن می سراید) محدود نمود. موسیقی در ایران یک "مرکز" ندارد و اگر امروز ذائقه بخشی از جامعه شهرنشین طبقه متوسط با ژانر شجریان "حال" می کند دلائل آن را باید تبیین کرد نه اینکه این ژانر نماینده علی الاطلاق موسیقی ایرانی دانست. به عنوان مثال، موسیقی بستکی در جنوب ایران و در جزیره قشم یکی از ژانرهای زیبا و شاد ساحات موسیقایی در ایران است ولی به دلیل مرکزگرایی در حوزه هنر و موسیقی این ژانر موسیقایی در خانه جان ایرانیان نتوانسته ماواء بگزیند. به عبارت دیگر، مفهوم موسیقی ایرانی چنان وسیع است که نمی توان آن را به یک جزء تقلیل داد و آنگاه به نادرستی گفت عمق تاریخ جامعه ایران به دلیل استبداد و فجایع عجین با حزن و اندوه و حرمان است. به عنوان مثال، ما ژانر "موسیقی بندری" را در ایران داریم. این ژانر یکی از سبکهای موسیقی در سرزمین ایران است. محدوده اصلی این سبک از موسیقی جنوب ایران و بهطور عمده استانهای هرمزگان، بوشهر و خوزستان است. بندری موزیکی شاد و ریتمدار است. این موسیقی با استفاده از سازهای کوبهای تومبا، تمپو و نی انبان که یک ساز بادی است نواخته میشود و شعف و شادی و با حرکات موزون همراه می گردد ولی نوعی مرکزگرایی در خوانش شجریان باعث شده است ابعاد شور و شعف و شادی تاریخ هنر و موسیقی بندری را نبیند یا آن را کاملاً مطرود بشمارد.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from برنامه سوره | درنگ دینپژوهی
🔸سرمایهداری دینی، الگوی اموی یا اردهای نبوی
▫️گزارشی از ماجرای سخنرانی پناهیان دربارهی سرمایهداری و نقدهای بعد از آن
✍🏽محمدجواد صادقی
پس از سخنرانیهای محرم 97 علیرضا پناهیان در هیئت میثاق با شهدا و هیئت هنر با موضوع سرمایه داری دینی، انتقادات و واکنشهایی از سوی محافل نخبگانی مطرح شد. اکنون و پس از گذشت 3 سال از طرح آن مباحث، با توجه به اهمیت شخص ایشان در جامعه امروز، و همچنین ارتباط وثیق آن مباحث با شرایط فعلی، بازخوانی آن و واکنشهایی که در پی داشت، مخصوصا با فاصله گرفتن از هیجان اولیه معقول مینماید. بعضی از این واکنشها اعتراضاتی اشارهگون بود؛ آیت الله غرویان طرح پناهیان را همان «اشرافیتطلبی» و «ثروتطلبی» دانست که مورد ذم سنت اسلامی است و صفحات مجازی علامه حکیمی-صاحب الحیاه- آن را تحریف سیره و زندگی امیرالمومنین دانستند. اما انتقادات دیگری هم از طرف فضای نخبگانی در حوزه عمومی مذهبیون و از سوی سید حسین شهرستانی(مدیر گروه حکمت هنر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی و استاد دانشگاه امام صادق(ع))، میلاد دخانچی(برنامهساز و منتقد فرهنگی)، عطاء الله بیگدلی(مدرس دانشگاه و مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع))، پرویز امینی(مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی)، علی صابری تولایی(هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع))، محمدحسین بادامچی(پژوهشگر مطالعات توسعه) بر ایدهی پناهیان وارد شد که به نحوی نسبتا تفصیلی امکان بحث و گفت و گو را فراهم آوردند. در این یادداشت سعی بر آن است که وجوه اصلی این انتقادات در شش بخش مورد تحقیق قرار گیرند. در ابتدا به بحث از مفردات و جزئیات خواهیم پرداخت و سپس تلاش خواهیم نمود تا به تدریج تصویری کلی از نسبت آن آراء با وضع معاصر ایران به دست دهیم و در نهایت بتوانیم منبر ایشان را در نقشهی کلی حاصله، مورد بررسی انتقادی قرار دهیم.
📌قسمت دوم
@sooreh_tv
▫️گزارشی از ماجرای سخنرانی پناهیان دربارهی سرمایهداری و نقدهای بعد از آن
✍🏽محمدجواد صادقی
پس از سخنرانیهای محرم 97 علیرضا پناهیان در هیئت میثاق با شهدا و هیئت هنر با موضوع سرمایه داری دینی، انتقادات و واکنشهایی از سوی محافل نخبگانی مطرح شد. اکنون و پس از گذشت 3 سال از طرح آن مباحث، با توجه به اهمیت شخص ایشان در جامعه امروز، و همچنین ارتباط وثیق آن مباحث با شرایط فعلی، بازخوانی آن و واکنشهایی که در پی داشت، مخصوصا با فاصله گرفتن از هیجان اولیه معقول مینماید. بعضی از این واکنشها اعتراضاتی اشارهگون بود؛ آیت الله غرویان طرح پناهیان را همان «اشرافیتطلبی» و «ثروتطلبی» دانست که مورد ذم سنت اسلامی است و صفحات مجازی علامه حکیمی-صاحب الحیاه- آن را تحریف سیره و زندگی امیرالمومنین دانستند. اما انتقادات دیگری هم از طرف فضای نخبگانی در حوزه عمومی مذهبیون و از سوی سید حسین شهرستانی(مدیر گروه حکمت هنر پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی و استاد دانشگاه امام صادق(ع))، میلاد دخانچی(برنامهساز و منتقد فرهنگی)، عطاء الله بیگدلی(مدرس دانشگاه و مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع))، پرویز امینی(مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی)، علی صابری تولایی(هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع))، محمدحسین بادامچی(پژوهشگر مطالعات توسعه) بر ایدهی پناهیان وارد شد که به نحوی نسبتا تفصیلی امکان بحث و گفت و گو را فراهم آوردند. در این یادداشت سعی بر آن است که وجوه اصلی این انتقادات در شش بخش مورد تحقیق قرار گیرند. در ابتدا به بحث از مفردات و جزئیات خواهیم پرداخت و سپس تلاش خواهیم نمود تا به تدریج تصویری کلی از نسبت آن آراء با وضع معاصر ایران به دست دهیم و در نهایت بتوانیم منبر ایشان را در نقشهی کلی حاصله، مورد بررسی انتقادی قرار دهیم.
📌قسمت دوم
@sooreh_tv
Telegraph
سرمایهداری دینی، الگوی اموی یا اردهای نبوی (1)
گزارشی از ماجرای سخنرانی پناهیان دربارهی سرمایهداری و نقدهای بعد از آن پس از سخنرانیهای محرم 97 علیرضا پناهیان در هیئت میثاق با شهدا و هیئت هنر با موضوع سرمایه داری دینی، انتقادات و واکنشهایی از سوی محافل نخبگانی مطرح شد. اکنون و پس از گذشت 3 سال از طرح…
Forwarded from شرق دور
⭕️ سوسیالدموکراسی اروپایی و تفاوتهایش با «چپهای شرقی»
✍️ محمدرضا جلائیپور
@jalaeipour
عدالت به مثابه آنچه گفته شد (به مثابه «انصاف»، به مثابه «تقویت بهرسمیتشناسی و نمایندگی و بازتوزیع»، و به مثابه «رفع فقر و انواع تبعیض و فساد و نابرابری») در میان الگوهای تحققیافتهٔ عدالتگستری در سطح جهان به الگوی سیاستهای سوسیالدموکراتیک در اروپای شمالی و غربی نزدیکتر است. متاسفانه در ایران بسیاری از نیروهای سیاسی و رسانههایی که گرایشهای عدالتطلبانه ندارند در میان الگوهای تحققیافتهٔ عدالتخواهی گویی فقط «چپهای شرقی» را میشناسند و به تفاوتهای بارزِ مارکسیسم-لنینیسم، کمونیسم، سوسیالیسم و سوسیالیسمِ دموکراتیک با سوسیالدموکراسی اروپایی توجه نمیکنند.
در الگوی «کمونیسم» که در شوروی، چین، کوبا، لائوس، کره شمالی و ویتنام شمالی با تفاوتهایی محقق شد یک اقتصاد کاملا متمرکز که محصول انقلابی پرخشونت بود مسئولیت اصلی کاهش نابرابری اقتصادی را به عهده داشت و تعهدی به صیانت از آزادیهای اساسی نداشت. در الگوی «سوسیالیسم» نیز ابزار تولید (از جمله کارخانهها)، سرمایه (از جمله بانکها) و کشاورزی مالکیت دولتی دارد و اقتصاد ترکیبی نیست. دولتهای کمونیستی و سوسیالیستی در عمل هم اغلب غیردموکراتیک، فسادپرور و تخریبگر محیط زیست شدند. الگوی «سوسیالیسم دموکراتیک» هم گرچه مثل الگوی «سوسیالدموکراسی» به روشهای دموکراتیک و خشونتپرهیز پایبند است، اما بر خلاف سوسیالدموکراسی، تلاش میکند بازار و سرمایهداری در بلندمدت به طور کلی و در همهٔ حوزهها کنار گذارده شود.
الگوی سوسیالدموکراسی در عدالتگستری که با همهٔ الگوهای فوقالذکر تفاوتهای روشنی دارد تاکنون بیش از همه در کشورهای اسکاندیناوی اروپا (الگوی نوردیک: دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند و ایسلند) و در درجهٔ بعدی و به میزان کمتری در آلمان، بریتانیا، کانادا، بلژيک، ایرلند، نیوزلند، ژاپن، فرانسه، سنگاپور و هنگکنگ محقق شده است. سیاستهای سوسیالدموکراتیک در احزاب پیشرو دهها کشور دیگر (از جمله کشورهای توسعهنیافته) هم محور سیاستورزی بوده و بخشی کم یا بیش از این سیاستها در اغلب کشورهای جهان تحقق یافته است.
الگوی سوسیالدموکراسی اروپایی در عدالتگستری (بر خلاف الگوهای پیشگفته) ۱۱ ویژگی همزمان دارد (در صورت تکاملیافتهٔ امروز آن در اروپای شمالی و غربی):
۱) دموکراتیک است و ضد اقتدارگرایی و استبداد؛
۲) همزمان به طبقهٔ متوسط و طبقهٔ کارگر و کمبرخوردار (گروههای میانی و فرودست) توجه میکند و میکوشد هر دو را نمایندگی کند (بر خلاف احزاب کمونیستی و بلوک شرق سابق که صرفا به دنبال نمایندگی طبقه کارگر اند)؛
۳) اصلاحطلبانه است و نه انقلابی؛
۴) نظام اقتصادی مطلوبش ترکیبی است (هم از مکانیزم بازار در برخی حوزهها بهره میگیرد و هم از آموزش باکیفیت رایگان همگانی و بیمهٔ درمانی همگانی و مداخلهٔ دولت برای تنظیم بازار، پیشگیری از شکست بازار، بازتوزیع ثروت و حمایت از ضعیفترین شهروندان دفاع میکند. سوسیالدموکراسی میکوشد هم بخش بازار/خصوصیِ اقتصاد را شفاف و کارآ و رقابتی و بدون انحصار کند و هم بخش دولتی اقتصاد را کارآ و شفاف و بدون انواع تبعیض و فساد سازد)؛
۵) خشونتپرهیز است و ملتزم به حقوق بشر؛
۶) توسعهگرا است (البته توسعهای عادلانه، پایدار، متوازن، همهجانبه، شمولگرا و مشارکتی)؛
۷) صلحگرا است؛
۸) علاوه بر رفع فقر و لزوم بازتوزیع عادلانهٔ ثروت، به کاهش فساد و رفع انواع تبعیض جنسیتی، دینی، نژادی و سیاسی و صیانت از محیط زیست هم توجه ویژه دارد؛
۹) علاوه بر توجه به کاهش نابرابریها، به صیانت از آزادیهای اساسی سیاسی و اجتماعی و حقوق بنیادین همهٔ شهروندان (لیبرالیسم سیاسی) هم توجه ویژه دارد؛
۱۰) آموزش و سلامت و تامین نیازهای اولیه را «حق عمومی» میداند و نه «کالای خریدنی»؛
۱۱) همزمان هم به «توانمندسازی نهادهای حاکمیتی» (از جمله اصلاح قوانین و افزایش کارایی دولتِ ملی) و هم «توانمندسازی جامعه» (از جمله احزاب، سندیکاها، رسانههای مستقل و جنبشهای اجتماعی جدید) توجه دارد.
این ویژگیهای ۱۱گانهٔ سوسیالدموکراسی اروپاییِ امروز و الگوی نوردیک آن را به بهترین الگوی تاکنونتحققیافتهٔ «دآد»خواهی و عدالت (به معنایی که گفته شد) تبدیل میکند و با بینش و منش سیاسی «اصلاحطلبانِ دآدخواه» در ایران هم سازگارتر است.
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
✍️ محمدرضا جلائیپور
@jalaeipour
عدالت به مثابه آنچه گفته شد (به مثابه «انصاف»، به مثابه «تقویت بهرسمیتشناسی و نمایندگی و بازتوزیع»، و به مثابه «رفع فقر و انواع تبعیض و فساد و نابرابری») در میان الگوهای تحققیافتهٔ عدالتگستری در سطح جهان به الگوی سیاستهای سوسیالدموکراتیک در اروپای شمالی و غربی نزدیکتر است. متاسفانه در ایران بسیاری از نیروهای سیاسی و رسانههایی که گرایشهای عدالتطلبانه ندارند در میان الگوهای تحققیافتهٔ عدالتخواهی گویی فقط «چپهای شرقی» را میشناسند و به تفاوتهای بارزِ مارکسیسم-لنینیسم، کمونیسم، سوسیالیسم و سوسیالیسمِ دموکراتیک با سوسیالدموکراسی اروپایی توجه نمیکنند.
در الگوی «کمونیسم» که در شوروی، چین، کوبا، لائوس، کره شمالی و ویتنام شمالی با تفاوتهایی محقق شد یک اقتصاد کاملا متمرکز که محصول انقلابی پرخشونت بود مسئولیت اصلی کاهش نابرابری اقتصادی را به عهده داشت و تعهدی به صیانت از آزادیهای اساسی نداشت. در الگوی «سوسیالیسم» نیز ابزار تولید (از جمله کارخانهها)، سرمایه (از جمله بانکها) و کشاورزی مالکیت دولتی دارد و اقتصاد ترکیبی نیست. دولتهای کمونیستی و سوسیالیستی در عمل هم اغلب غیردموکراتیک، فسادپرور و تخریبگر محیط زیست شدند. الگوی «سوسیالیسم دموکراتیک» هم گرچه مثل الگوی «سوسیالدموکراسی» به روشهای دموکراتیک و خشونتپرهیز پایبند است، اما بر خلاف سوسیالدموکراسی، تلاش میکند بازار و سرمایهداری در بلندمدت به طور کلی و در همهٔ حوزهها کنار گذارده شود.
الگوی سوسیالدموکراسی در عدالتگستری که با همهٔ الگوهای فوقالذکر تفاوتهای روشنی دارد تاکنون بیش از همه در کشورهای اسکاندیناوی اروپا (الگوی نوردیک: دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند و ایسلند) و در درجهٔ بعدی و به میزان کمتری در آلمان، بریتانیا، کانادا، بلژيک، ایرلند، نیوزلند، ژاپن، فرانسه، سنگاپور و هنگکنگ محقق شده است. سیاستهای سوسیالدموکراتیک در احزاب پیشرو دهها کشور دیگر (از جمله کشورهای توسعهنیافته) هم محور سیاستورزی بوده و بخشی کم یا بیش از این سیاستها در اغلب کشورهای جهان تحقق یافته است.
الگوی سوسیالدموکراسی اروپایی در عدالتگستری (بر خلاف الگوهای پیشگفته) ۱۱ ویژگی همزمان دارد (در صورت تکاملیافتهٔ امروز آن در اروپای شمالی و غربی):
۱) دموکراتیک است و ضد اقتدارگرایی و استبداد؛
۲) همزمان به طبقهٔ متوسط و طبقهٔ کارگر و کمبرخوردار (گروههای میانی و فرودست) توجه میکند و میکوشد هر دو را نمایندگی کند (بر خلاف احزاب کمونیستی و بلوک شرق سابق که صرفا به دنبال نمایندگی طبقه کارگر اند)؛
۳) اصلاحطلبانه است و نه انقلابی؛
۴) نظام اقتصادی مطلوبش ترکیبی است (هم از مکانیزم بازار در برخی حوزهها بهره میگیرد و هم از آموزش باکیفیت رایگان همگانی و بیمهٔ درمانی همگانی و مداخلهٔ دولت برای تنظیم بازار، پیشگیری از شکست بازار، بازتوزیع ثروت و حمایت از ضعیفترین شهروندان دفاع میکند. سوسیالدموکراسی میکوشد هم بخش بازار/خصوصیِ اقتصاد را شفاف و کارآ و رقابتی و بدون انحصار کند و هم بخش دولتی اقتصاد را کارآ و شفاف و بدون انواع تبعیض و فساد سازد)؛
۵) خشونتپرهیز است و ملتزم به حقوق بشر؛
۶) توسعهگرا است (البته توسعهای عادلانه، پایدار، متوازن، همهجانبه، شمولگرا و مشارکتی)؛
۷) صلحگرا است؛
۸) علاوه بر رفع فقر و لزوم بازتوزیع عادلانهٔ ثروت، به کاهش فساد و رفع انواع تبعیض جنسیتی، دینی، نژادی و سیاسی و صیانت از محیط زیست هم توجه ویژه دارد؛
۹) علاوه بر توجه به کاهش نابرابریها، به صیانت از آزادیهای اساسی سیاسی و اجتماعی و حقوق بنیادین همهٔ شهروندان (لیبرالیسم سیاسی) هم توجه ویژه دارد؛
۱۰) آموزش و سلامت و تامین نیازهای اولیه را «حق عمومی» میداند و نه «کالای خریدنی»؛
۱۱) همزمان هم به «توانمندسازی نهادهای حاکمیتی» (از جمله اصلاح قوانین و افزایش کارایی دولتِ ملی) و هم «توانمندسازی جامعه» (از جمله احزاب، سندیکاها، رسانههای مستقل و جنبشهای اجتماعی جدید) توجه دارد.
این ویژگیهای ۱۱گانهٔ سوسیالدموکراسی اروپاییِ امروز و الگوی نوردیک آن را به بهترین الگوی تاکنونتحققیافتهٔ «دآد»خواهی و عدالت (به معنایی که گفته شد) تبدیل میکند و با بینش و منش سیاسی «اصلاحطلبانِ دآدخواه» در ایران هم سازگارتر است.
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
Forwarded from سیدمجیدحسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻
🔹️دکتر مجتبی شکوری از گردش مالی مافیای کنکور و تاثیر تبلیغات آن، بر فکر و عزت نفس دانشآموزان کنکوری میگوید.
🔸️ مافیای کنکور سالانه ۸هزار میلیارد تومان "ترس" میفروشد تا به نوجوانان بگوید به اندازهی کافی، کافی نیستند!
🌐 @majidhosseini58
🔹️دکتر مجتبی شکوری از گردش مالی مافیای کنکور و تاثیر تبلیغات آن، بر فکر و عزت نفس دانشآموزان کنکوری میگوید.
🔸️ مافیای کنکور سالانه ۸هزار میلیارد تومان "ترس" میفروشد تا به نوجوانان بگوید به اندازهی کافی، کافی نیستند!
🌐 @majidhosseini58
Forwarded from جمهورى سوم
🔺محمدرضا جلاییپور (پسر) پس از سه دهه همکاری و ادغام کامل اصلاحطلبی در گفتمان توسعه و تکنوکراسی و امنیت ملی و خصوصیسازی رانتی و حمایت همهجانبه از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و طرد نیروهای چپ اصلاحطلب حالا با نوشتن مقالهای با عنوان «چرا و چگونه اصلاحطلبان عدالتخواهتر شوند» راهنمای چپ زده تا به تعبیر صریح خود قبل از اینکه خیلی دیر شود اصلاحطلبان را هم بر سر سفره غنایم عدالتخواهی حاضر کند.
♦️مستقل از محتوای بحث که به اعتقاد من مثل همه نوشتههای نهادگرایان تکنوکرات دست راستی، بیش از هرچیز تلاشی برای مهار و سیاستزدایی از گفتمان عدالت و ادغام آن در ساخت دولت نوسازی امنیت ملی است (بویژه وقتی امنیتیهایی مثل حجاریان و علی ربیعی و جواد جهرمی نماد آنند) یک مساله بسیار اساسی وجود دارد که نشان میدهد چرا برای شکل دادن عرصه جدید سیاست در ایران دو جناح جمهوری دوم را باید به کلی پشت سر گذاشت:
آنها نسل ایدئولوژیک و قبیلهگرایی هستند که بیشتر از آنکه نگران عدالت باشند به نحو مشمئزکنندهای تنها نگران «پرچم عدالتخواهی» هستند! عدالتخواهی فرقهای شاخهای از عدالتخواهی نیست، انحراف و استحاله و مصادره و مصرف آنست.
♦️مستقل از محتوای بحث که به اعتقاد من مثل همه نوشتههای نهادگرایان تکنوکرات دست راستی، بیش از هرچیز تلاشی برای مهار و سیاستزدایی از گفتمان عدالت و ادغام آن در ساخت دولت نوسازی امنیت ملی است (بویژه وقتی امنیتیهایی مثل حجاریان و علی ربیعی و جواد جهرمی نماد آنند) یک مساله بسیار اساسی وجود دارد که نشان میدهد چرا برای شکل دادن عرصه جدید سیاست در ایران دو جناح جمهوری دوم را باید به کلی پشت سر گذاشت:
آنها نسل ایدئولوژیک و قبیلهگرایی هستند که بیشتر از آنکه نگران عدالت باشند به نحو مشمئزکنندهای تنها نگران «پرچم عدالتخواهی» هستند! عدالتخواهی فرقهای شاخهای از عدالتخواهی نیست، انحراف و استحاله و مصادره و مصرف آنست.
Forwarded from حسین راغفر/ Hossein Raghfar
🔴 سلسله گفتگوی های اینترنتی
جمعیت پایش شفاف سازی و ریشه کنی فقر و فساد
گفتگوی سوم
دولت مردم نهاد؛ میراث شهید رجایی
چهارشنبه ۵ شهریور
ساعت ۲۱
در صفحه اینستاگرامی جمعیت پایش 👇
www.instagram.com/payesh4.ir
▫️محمد میرمحمدصادقی
وزیر کار و امور اجتماعی
دولت شهید رجایی
▫️حسن عابدی جعفری
وزیر بازرگانی
دولت میرحسین موسوی
@HosseinRaghfar
جمعیت پایش شفاف سازی و ریشه کنی فقر و فساد
گفتگوی سوم
دولت مردم نهاد؛ میراث شهید رجایی
چهارشنبه ۵ شهریور
ساعت ۲۱
در صفحه اینستاگرامی جمعیت پایش 👇
www.instagram.com/payesh4.ir
▫️محمد میرمحمدصادقی
وزیر کار و امور اجتماعی
دولت شهید رجایی
▫️حسن عابدی جعفری
وزیر بازرگانی
دولت میرحسین موسوی
@HosseinRaghfar
Forwarded from سیدجواد میری مینق
آگاهی و "مرکز دنیا" در جمهوری اسلامی
مدت هاست به این می اندیشم که مشکلات کشور را چگونه می توان صورتبندی کرد و آیا دانشگاه می تواند در این راه ما را یاری کند یا خود یکی از معضلات جامعه ایران است؟ تعلیق جامعه در وضعیت کنونی که از آن با عنوان کرونا یاد می کنند (و من آن را وضع پساجدید خوانده ام) نشان داد که دانشگاه در صورت کنونی اش نه تنها درد جامعه را نمی تواند درمان کند بل خود آویزان دستگاه دولت است. البته من فکر می کنم دانشگاه را باید پیچیده صورتبندی کرد و ساحات گوناگون آن را از هم تمییز داد. به عنوان مثال، سنت آکادمیک را نمی توان تماماً تقلیل به سازمان دانشگاه داد و در جهان پساجدید آنچه می تواند به مثابه کاتالیزاتور جامعه ایرانی را یاری کند نهاد دانشگاه "پیشا-پساجدید" نیست بل سنت آکادمیک است که ذیل مدیریت مکانیک هستی خود را تحدید نکرده است. من مدتهاست که آموزش عالی را در سطح سازمانی نقد می کنم ولی هر چه بیشتر نقد می کنم کمتر پاسخ می گیرم و این مرا به این نتیجه رسانده است که وزارت علوم دچار "تصلب مقدس" شده است و این مفهوم بدین معناست که مدیریت به مثابه "مالکیت" تعریف شده است و تعرض به مالکیت نوعی جرم محسوب می گردد و ناقد در چنین پارادایمی به مثابه اصحاب نقد صورتبندی نمی شود بل به عنوان مجرم تلقی می گردد که "حق مالکیت" را مورد تعرض قرار داده است. اما نکته ای که ظرفیت امید را در من ارتقاء می دهد شاکله تئوریک نظام است که به دلائلی که به آنها اشاره خواهم کرد تاکنون به منصه ظهور نرسیده است. ظرفیت امیدِ نظری نظام جمهوری اسلامی در ایران چیست؟ سخنی از آیت الله سیدعلی خامنه ای موجود است که می گوید در جمهوری اسلامی در هر کجا که هستی آنجا را مرکز عالم بپندار و کار کن. البته این را بگویم که چون آیت الله خامنه ای رهبر سیاسی کشور است بسیاری سخنان او را بدون فهم دقیق یا ابزاری استفاده می کنند و برای اهالی دانشگاه ارجاع دادن به سخنان او موجب سوء تفاهم خواهد شد ولی بحث من در نسبت با "ظرفیت امید" در نظام سیاسی کشور مبتنی بر این کلید واژه است. به سخن دیگر، مدیریت های موجود در عرصه دانشگاه هیچ سنخیتی با "مرکز عالم پنداشتن" ندارد و این موجب شده است که کرونا کل سیستم دانایی کشور را به حالت تعلیق درآورده است. زیرا اغلب اهالی آکادمی "کارمند دولت" خود را تعریف کرده اند و مدیریت های موجود صرفاً به دنبال پرداخت حقوق کارمندان هستند ولی مسائل کشور معلق و بدون متولی در حالت تعطیل رها شده است. من تجربه ۷ ماه خویش از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را بازگو می کنم که بدانید میدان مطالعاتی ذهنی نیست بل برآمده از مشاهدات میدانی دقیق از بزرگترین مرکز علوم انسانی کشور است که مدیریتش هیچ برنامه ای برای "وضع پساجدید" ندارد و عملاً مدیریت دانایی را به رتق و فتق امور کارمندوارانه تقلیل داده است. اما چرا این اتفاق رخ داده است؟ زیرا هیچکدام از طبقه مدیران آموزش عالی پست خویش را "مرکز عالم" نمی دانند. به سخن دیگر، به این خودآگاهی نرسیده اند که "در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفتهاند، همانجا را مرکز دنیا بدانند و آگاه باشند که همهی کارها به آنها متوجه است". اگر مدیریت کشور به این خودآگاهی برسد آنگاه نوع مواجهه با سختی ها و دشواری ها از جنس ایثار و "خدمت به جامعه" خواهد شد ولی آنچه امروز شاهد آن هستیم این است که اکثریت پست ها در وزارت علوم و دستگاه های ذیل آن از افرادی پر شده است که آنجائیکه ایستاده اند را "مرکز عالم" نمی دانند و منطق مواجهه آنان با مشکلات "تعلیق وظائف" و "تعویق مسائل" بنیادین جامعه است. به عبارت دیگر، ظرفیت امید در نظام از منظر تئوریک بالا می باشد ولی در ساحت پراکسیس ظرفیت حداقلی است و این شکاف چالشی است که نظام را درگیر خود کرده است. در این میان تنها نهادی که می تواند این چالش را صورتبندی کند نظام دانایی کشور است که نیاز به جراحی جدی دارد و یکی از مولفه های این جدیت آن است که ما منطق دانایی را به بازی نگیریم و این همان نقطه ای است که مبتنی بر تجربیات زیسته آکادمیک در ایران من به رنج دریافته ام که عمیقاً به بازی گرفته ایم و "آگاه نیستیم که همه ی کارها متوجه ما است". این عدم خودآگاهی در وضع پساجدید خطرات بنیادینی پیش روی کشور در سطوح مختلف ایجاد کرده است و راه آن در سطح سازمانی ایجاد مدیریت ارگانیک و در سطح فردی بسترسازی برای ظهور نوعی از انسان آکادمیک که ایثار را بخشی از مسئولیت تاریخی خویش در وضع کنونی بداند.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
مدت هاست به این می اندیشم که مشکلات کشور را چگونه می توان صورتبندی کرد و آیا دانشگاه می تواند در این راه ما را یاری کند یا خود یکی از معضلات جامعه ایران است؟ تعلیق جامعه در وضعیت کنونی که از آن با عنوان کرونا یاد می کنند (و من آن را وضع پساجدید خوانده ام) نشان داد که دانشگاه در صورت کنونی اش نه تنها درد جامعه را نمی تواند درمان کند بل خود آویزان دستگاه دولت است. البته من فکر می کنم دانشگاه را باید پیچیده صورتبندی کرد و ساحات گوناگون آن را از هم تمییز داد. به عنوان مثال، سنت آکادمیک را نمی توان تماماً تقلیل به سازمان دانشگاه داد و در جهان پساجدید آنچه می تواند به مثابه کاتالیزاتور جامعه ایرانی را یاری کند نهاد دانشگاه "پیشا-پساجدید" نیست بل سنت آکادمیک است که ذیل مدیریت مکانیک هستی خود را تحدید نکرده است. من مدتهاست که آموزش عالی را در سطح سازمانی نقد می کنم ولی هر چه بیشتر نقد می کنم کمتر پاسخ می گیرم و این مرا به این نتیجه رسانده است که وزارت علوم دچار "تصلب مقدس" شده است و این مفهوم بدین معناست که مدیریت به مثابه "مالکیت" تعریف شده است و تعرض به مالکیت نوعی جرم محسوب می گردد و ناقد در چنین پارادایمی به مثابه اصحاب نقد صورتبندی نمی شود بل به عنوان مجرم تلقی می گردد که "حق مالکیت" را مورد تعرض قرار داده است. اما نکته ای که ظرفیت امید را در من ارتقاء می دهد شاکله تئوریک نظام است که به دلائلی که به آنها اشاره خواهم کرد تاکنون به منصه ظهور نرسیده است. ظرفیت امیدِ نظری نظام جمهوری اسلامی در ایران چیست؟ سخنی از آیت الله سیدعلی خامنه ای موجود است که می گوید در جمهوری اسلامی در هر کجا که هستی آنجا را مرکز عالم بپندار و کار کن. البته این را بگویم که چون آیت الله خامنه ای رهبر سیاسی کشور است بسیاری سخنان او را بدون فهم دقیق یا ابزاری استفاده می کنند و برای اهالی دانشگاه ارجاع دادن به سخنان او موجب سوء تفاهم خواهد شد ولی بحث من در نسبت با "ظرفیت امید" در نظام سیاسی کشور مبتنی بر این کلید واژه است. به سخن دیگر، مدیریت های موجود در عرصه دانشگاه هیچ سنخیتی با "مرکز عالم پنداشتن" ندارد و این موجب شده است که کرونا کل سیستم دانایی کشور را به حالت تعلیق درآورده است. زیرا اغلب اهالی آکادمی "کارمند دولت" خود را تعریف کرده اند و مدیریت های موجود صرفاً به دنبال پرداخت حقوق کارمندان هستند ولی مسائل کشور معلق و بدون متولی در حالت تعطیل رها شده است. من تجربه ۷ ماه خویش از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را بازگو می کنم که بدانید میدان مطالعاتی ذهنی نیست بل برآمده از مشاهدات میدانی دقیق از بزرگترین مرکز علوم انسانی کشور است که مدیریتش هیچ برنامه ای برای "وضع پساجدید" ندارد و عملاً مدیریت دانایی را به رتق و فتق امور کارمندوارانه تقلیل داده است. اما چرا این اتفاق رخ داده است؟ زیرا هیچکدام از طبقه مدیران آموزش عالی پست خویش را "مرکز عالم" نمی دانند. به سخن دیگر، به این خودآگاهی نرسیده اند که "در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفتهاند، همانجا را مرکز دنیا بدانند و آگاه باشند که همهی کارها به آنها متوجه است". اگر مدیریت کشور به این خودآگاهی برسد آنگاه نوع مواجهه با سختی ها و دشواری ها از جنس ایثار و "خدمت به جامعه" خواهد شد ولی آنچه امروز شاهد آن هستیم این است که اکثریت پست ها در وزارت علوم و دستگاه های ذیل آن از افرادی پر شده است که آنجائیکه ایستاده اند را "مرکز عالم" نمی دانند و منطق مواجهه آنان با مشکلات "تعلیق وظائف" و "تعویق مسائل" بنیادین جامعه است. به عبارت دیگر، ظرفیت امید در نظام از منظر تئوریک بالا می باشد ولی در ساحت پراکسیس ظرفیت حداقلی است و این شکاف چالشی است که نظام را درگیر خود کرده است. در این میان تنها نهادی که می تواند این چالش را صورتبندی کند نظام دانایی کشور است که نیاز به جراحی جدی دارد و یکی از مولفه های این جدیت آن است که ما منطق دانایی را به بازی نگیریم و این همان نقطه ای است که مبتنی بر تجربیات زیسته آکادمیک در ایران من به رنج دریافته ام که عمیقاً به بازی گرفته ایم و "آگاه نیستیم که همه ی کارها متوجه ما است". این عدم خودآگاهی در وضع پساجدید خطرات بنیادینی پیش روی کشور در سطوح مختلف ایجاد کرده است و راه آن در سطح سازمانی ایجاد مدیریت ارگانیک و در سطح فردی بسترسازی برای ظهور نوعی از انسان آکادمیک که ایثار را بخشی از مسئولیت تاریخی خویش در وضع کنونی بداند.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from نمای آینده
📣 درگیری ماموران با مردم روستای ابوالفضل؛ چند نفر مجروح شدند
🔷در جریان درگیری نیروهای انتظامی و امنیتی با مردم روستای ابوالفضل اهواز، روستایی که بنیاد مستضعفان خود را مالک آن میداند، شماری از مردم معترض با شلیک سلاح ساچمهزن ماموران مجروح شدند.
🔹معاون دادستان اهواز با تایید وقوع این درگیری گفت که ماموران اقدام به «تیراندازی هوایی» کردهاند اما فرمانده نیروی انتظامی اهواز از اساس شلیک ماموران را تکذیب کرد.
🔷به گفته منابع محلی این درگیری عصر چهارشنبه و هنگامی رخ داد که نیروهای امنیتی، نیروهای دادستانی همراه با نیروهای یگان ویژه برای تخریب منازل مردم به این روستا رفتند. ماموران وقتی با مقاومت ساکنان این روستا مواجه شدند اقدام به تیراندازی و شلیک گاز اشکآور کردند.
🔷در جریان این تیراندازی شماری از مردم معترض مورد اصابت ساچمههای شلیک شده از تنفگهای ساچمهزن نیروهای یگان ویژه قرار گرفته و مجروح شدند و به گفته منابع محلی شماری از معترضان نیز بازداشت شدند.
https://news.1rj.ru/str/namayeAyandeh
🔷در جریان درگیری نیروهای انتظامی و امنیتی با مردم روستای ابوالفضل اهواز، روستایی که بنیاد مستضعفان خود را مالک آن میداند، شماری از مردم معترض با شلیک سلاح ساچمهزن ماموران مجروح شدند.
🔹معاون دادستان اهواز با تایید وقوع این درگیری گفت که ماموران اقدام به «تیراندازی هوایی» کردهاند اما فرمانده نیروی انتظامی اهواز از اساس شلیک ماموران را تکذیب کرد.
🔷به گفته منابع محلی این درگیری عصر چهارشنبه و هنگامی رخ داد که نیروهای امنیتی، نیروهای دادستانی همراه با نیروهای یگان ویژه برای تخریب منازل مردم به این روستا رفتند. ماموران وقتی با مقاومت ساکنان این روستا مواجه شدند اقدام به تیراندازی و شلیک گاز اشکآور کردند.
🔷در جریان این تیراندازی شماری از مردم معترض مورد اصابت ساچمههای شلیک شده از تنفگهای ساچمهزن نیروهای یگان ویژه قرار گرفته و مجروح شدند و به گفته منابع محلی شماری از معترضان نیز بازداشت شدند.
https://news.1rj.ru/str/namayeAyandeh
Forwarded from دولت بهار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 حمله به مردم با شکایت بنیاد مستضعفان در روستای ابوالفضل اهواز همزمان با ایام عزاداری و محرم الحرام
@dolatebahar
@dolatebahar
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎙 نسخۀ صوتی: چرا دکتری خواندن غالباً هدر دادن وقت است؟
— دانشجویان دکتری بیشباهت به بردهها نیستند: سالها کار سخت، بدون درآمد و آیندهای روشن
🎯 گرفتن مدرک دکتری در رشتهای دانشگاهی کار توانفرسایی است که تا مدتی پیش ظاهراً به زحمتش میارزید. منزلت اجتماعی بالا، درآمد خوب و شغلی مطمئن در دانشگاه وسوسهکننده بود. اما این روزها سختیهای این دورۀ تحصیلی طولانی باقی مانده است، اما خبری از مزایایش نیست. هر ساله لشکری از دکترهای بیکار از دانشگاه فارغالتحصیل میشوند، بدون آنکه چشمانداز اطمینانبخشی جلویشان باشد. شاید باید این دوره را کنار بگذاریم و روشهای دیگری را برای تحصیلات پیشرفته امتحان کنیم.
🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
http://tarjomaan.com/sound/9879/
📌 نوشتار این مطلب را اینجا بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9660/
— فهرست صفحات ترجمان در نرمافزارهای پادکست را در لینک زیر ببینید:
https://news.1rj.ru/str/tarjomaanweb/5439
🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
🔗 @tarjomaanweb
— دانشجویان دکتری بیشباهت به بردهها نیستند: سالها کار سخت، بدون درآمد و آیندهای روشن
🎯 گرفتن مدرک دکتری در رشتهای دانشگاهی کار توانفرسایی است که تا مدتی پیش ظاهراً به زحمتش میارزید. منزلت اجتماعی بالا، درآمد خوب و شغلی مطمئن در دانشگاه وسوسهکننده بود. اما این روزها سختیهای این دورۀ تحصیلی طولانی باقی مانده است، اما خبری از مزایایش نیست. هر ساله لشکری از دکترهای بیکار از دانشگاه فارغالتحصیل میشوند، بدون آنکه چشمانداز اطمینانبخشی جلویشان باشد. شاید باید این دوره را کنار بگذاریم و روشهای دیگری را برای تحصیلات پیشرفته امتحان کنیم.
🎧 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بشنوید:
http://tarjomaan.com/sound/9879/
📌 نوشتار این مطلب را اینجا بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9660/
— فهرست صفحات ترجمان در نرمافزارهای پادکست را در لینک زیر ببینید:
https://news.1rj.ru/str/tarjomaanweb/5439
🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
🔗 @tarjomaanweb
Forwarded from راه سوم
🅾️ پدرخواندهها چگونه از راه میرسند؟
✍محمد فاضلی/عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
1⃣ تسخیر حکومت در ماداگاسکار
فوکویاما نقل میکند یکی از رؤسای جمهوری ماداگاسکار در مراسم آغاز ریاست جمهوری از رئیس مافیا به دلیل کمک به انتخاب شدنش تشکر میکند. این جور صاحبان ثروتهای انبوه مافیایی در آمریکای لاتین، آفریقا و سایر کشورهای در حال توسعه، حتی نماینده مجلس و وزیر هم میشوند و سیاستها را تعیین میکنند؛ اینرا «تسخیر حکومت» (State capture) میگویند.
2⃣ اول دولت یا اول نفت؟
چرا وقتی قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ میلادی یکباره چهار برابر شد، کشوری نفتی مثل نروژ خیلی خوب از این منابع برای توسعه استفاده کرد و کشورهای دیگری نظیر ایران، ونزوئلا، نیجریه و سایر اعضای اوپک نتوانستند از این ثروت هنگفت برای توسعه استفاده کنند؟ چرا برخی کشورها به قول خوان پابلو پرز آلفونسو بنیانگذار اوپک در نفت همچون «مدفوع شیطان» غرق شدند؟
⭕تری لین کارل در کتاب «معمای فراوانی» (نشر نی، ۱۳۸۸) معتقد است اثر متفاوت افزایش قیمت نفت بر کشورهایی نظیر نیجریه، اندونزی، ایران و ونزوئلا در مقایسه با نروژ از آنجا ناشی میشد که نروژ پیش از کسب درآمد هنگفت نفت به دولت کارآمد مدرن رسیده بود، اما نفت در بقیه کشورها پیش از دولت کارآمد اثربخش وارد شد. او معتقد است «توالی» متغیر تعیینکننده است: اول دولت کارآمد بعد رسیدن درآمد نفت؟ یا برعکس؟ این دو اثرات بسیار متفاوتی خواهد داشت؛ تفاوتی در حد نروژ تا ایران و ونزوئلا.
3⃣ آیا مافیا از راه میرسد؟
درآمدهای نفت - ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار - از آغاز دولت محمود احمدینژاد وارد اقتصاد ایران شد. این درآمد، وارد دولت کمظرفیت، مستعد فساد و بدون توانمندیهای دولتی نظیر نروژ شد. نسخه غلیظتر افزایش قیمت نفت برای حکومت شاه تکرار شد: حیفومیل، افزایش فساد، تخریب ساختار برنامهریزی و عقلانیت نیمبند دولت و پیدایش ثروتهای افسانهای. تحریمها هم به تضعیف ساخت دولت و تشدید فساد کمک کرد.
⭕تضعیف دولت کمظرفیت، ثروتهای افسانهای و انبوه تعارض منافع در حکمرانی، حتی اجازه نمیداد که سلامت و کیفیت تصمیمگیری به اندازه قبل از ۱۳۸۴ باشد. درآمدهای نفتی و رانت از منابع ملی بعد از سال ۱۳۹۲ هم در قالبهای مختلف (تداوم سرکوب نرخ ارز، ارز ۴۲۰۰، یارانههای سیاه، فساد نظام بانکی و در نهایت از جهش بورس در سالهای ۱۳۹۷ تا به امروز) بر ثروتهای رانتی انبوه غیرمولد افزودند.
⭕حکومت و دولت در ایران که پیش از سال ۱۳۸۴ هم ظرفیت تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرای بالایی نداشت و در سیاست خارجی هم درگیر بود، بر اثر تمرکز ثروتهای انبوه در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۹ اکنون با معضل بزرگتری روبهروست. ظرفیت نیمبند حکومت قبل از محمود احمدینژاد، تضعیف شده، نظام مالیاتی اصلاح نشده، نظام بانکی انباشته از ناکارآمدی و نابههنگام بودن در مقیاس استانداردهای جهانی است، قوانین ضد پولشویی و فساد کارآمد عمل نمیکنند، و مجموع سیاستهای اقتصادی به علاوه تنش در سیاست خارجی و بیثباتی مسبب رونق سوداگری شده است و بر ثروتهای انبوه بینظارت میافزاید.
⭕ثروتهای بزرگ در آمریکا، ژاپن یا اروپا که صاحب دولتهای مقتدر و کارآمد هستند، کموبیش قادرند سیاستها را با لابی، آدم خریدن، تبلیغات رسانهای و نفوذ در احزاب تحت تأثیر قرار دهند. صاحبان ثروتهای عظیم در ایران کار راحتتری دارند زیرا در فقدان حکمرانی کارآمد، شفاف، بدون تعارض منافع، مجهز به نظامهای کنترل جابهجایی پول و مالیاتی دقیق، دارای سلامت نسبی و پاسخگو، قادرند منافع خود را دیکته کرده و سیاستگذار را تسلیم ظرفیت اجبار و نفوذشان کنند.
⭕انباشت ثروتهای انبوه در جهان در حال توسعه که حکومت کارآمد، دموکراسی اثربخش، رسانه آزاد و قدرت سیاسی پاسخگو ندارند، احتمال مافیایی شدن قدرت و ثروت و در نهایت در برخی کشورها «تسخیر حکومت» و تحمیل سیاستهای مطلوب صاحبان ثروت بر کل نظام سیاسی را در پی دارد.
⭕ثروتهای عظیم گذشته و چند برابر شدنشان در بورس امسال، در فقدان دولت توسعهیافته مدرن، سیاستگذار را به تسلیم وامیدارند و سیستماتیک شدن فساد قوت میگیرد؛ این بار نیروی اجتماعی عظيم دهها میلیون تازهوارد بورس را نیز همراه دارند.
⭕جدایی ثروت از قدرت از بنیانهای دموکراسی است. ثروتمندان بزرگ و شهروندان عادی باید هر کدام یک رأی داشته باشند. ثروتمندان اما در فقدان ابزارهای حکمرانی مدرن کارآمد، با نیروی پول حکومت را تسخیر کرده و به اندازه پولشان – بسیار فراتر از یک رأی – بر سیاست اثر میگذارند. پدرخوانده های مافیایی واقعی این گونه از راه میرسند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
✍محمد فاضلی/عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
1⃣ تسخیر حکومت در ماداگاسکار
فوکویاما نقل میکند یکی از رؤسای جمهوری ماداگاسکار در مراسم آغاز ریاست جمهوری از رئیس مافیا به دلیل کمک به انتخاب شدنش تشکر میکند. این جور صاحبان ثروتهای انبوه مافیایی در آمریکای لاتین، آفریقا و سایر کشورهای در حال توسعه، حتی نماینده مجلس و وزیر هم میشوند و سیاستها را تعیین میکنند؛ اینرا «تسخیر حکومت» (State capture) میگویند.
2⃣ اول دولت یا اول نفت؟
چرا وقتی قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ میلادی یکباره چهار برابر شد، کشوری نفتی مثل نروژ خیلی خوب از این منابع برای توسعه استفاده کرد و کشورهای دیگری نظیر ایران، ونزوئلا، نیجریه و سایر اعضای اوپک نتوانستند از این ثروت هنگفت برای توسعه استفاده کنند؟ چرا برخی کشورها به قول خوان پابلو پرز آلفونسو بنیانگذار اوپک در نفت همچون «مدفوع شیطان» غرق شدند؟
⭕تری لین کارل در کتاب «معمای فراوانی» (نشر نی، ۱۳۸۸) معتقد است اثر متفاوت افزایش قیمت نفت بر کشورهایی نظیر نیجریه، اندونزی، ایران و ونزوئلا در مقایسه با نروژ از آنجا ناشی میشد که نروژ پیش از کسب درآمد هنگفت نفت به دولت کارآمد مدرن رسیده بود، اما نفت در بقیه کشورها پیش از دولت کارآمد اثربخش وارد شد. او معتقد است «توالی» متغیر تعیینکننده است: اول دولت کارآمد بعد رسیدن درآمد نفت؟ یا برعکس؟ این دو اثرات بسیار متفاوتی خواهد داشت؛ تفاوتی در حد نروژ تا ایران و ونزوئلا.
3⃣ آیا مافیا از راه میرسد؟
درآمدهای نفت - ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار - از آغاز دولت محمود احمدینژاد وارد اقتصاد ایران شد. این درآمد، وارد دولت کمظرفیت، مستعد فساد و بدون توانمندیهای دولتی نظیر نروژ شد. نسخه غلیظتر افزایش قیمت نفت برای حکومت شاه تکرار شد: حیفومیل، افزایش فساد، تخریب ساختار برنامهریزی و عقلانیت نیمبند دولت و پیدایش ثروتهای افسانهای. تحریمها هم به تضعیف ساخت دولت و تشدید فساد کمک کرد.
⭕تضعیف دولت کمظرفیت، ثروتهای افسانهای و انبوه تعارض منافع در حکمرانی، حتی اجازه نمیداد که سلامت و کیفیت تصمیمگیری به اندازه قبل از ۱۳۸۴ باشد. درآمدهای نفتی و رانت از منابع ملی بعد از سال ۱۳۹۲ هم در قالبهای مختلف (تداوم سرکوب نرخ ارز، ارز ۴۲۰۰، یارانههای سیاه، فساد نظام بانکی و در نهایت از جهش بورس در سالهای ۱۳۹۷ تا به امروز) بر ثروتهای رانتی انبوه غیرمولد افزودند.
⭕حکومت و دولت در ایران که پیش از سال ۱۳۸۴ هم ظرفیت تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرای بالایی نداشت و در سیاست خارجی هم درگیر بود، بر اثر تمرکز ثروتهای انبوه در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۹ اکنون با معضل بزرگتری روبهروست. ظرفیت نیمبند حکومت قبل از محمود احمدینژاد، تضعیف شده، نظام مالیاتی اصلاح نشده، نظام بانکی انباشته از ناکارآمدی و نابههنگام بودن در مقیاس استانداردهای جهانی است، قوانین ضد پولشویی و فساد کارآمد عمل نمیکنند، و مجموع سیاستهای اقتصادی به علاوه تنش در سیاست خارجی و بیثباتی مسبب رونق سوداگری شده است و بر ثروتهای انبوه بینظارت میافزاید.
⭕ثروتهای بزرگ در آمریکا، ژاپن یا اروپا که صاحب دولتهای مقتدر و کارآمد هستند، کموبیش قادرند سیاستها را با لابی، آدم خریدن، تبلیغات رسانهای و نفوذ در احزاب تحت تأثیر قرار دهند. صاحبان ثروتهای عظیم در ایران کار راحتتری دارند زیرا در فقدان حکمرانی کارآمد، شفاف، بدون تعارض منافع، مجهز به نظامهای کنترل جابهجایی پول و مالیاتی دقیق، دارای سلامت نسبی و پاسخگو، قادرند منافع خود را دیکته کرده و سیاستگذار را تسلیم ظرفیت اجبار و نفوذشان کنند.
⭕انباشت ثروتهای انبوه در جهان در حال توسعه که حکومت کارآمد، دموکراسی اثربخش، رسانه آزاد و قدرت سیاسی پاسخگو ندارند، احتمال مافیایی شدن قدرت و ثروت و در نهایت در برخی کشورها «تسخیر حکومت» و تحمیل سیاستهای مطلوب صاحبان ثروت بر کل نظام سیاسی را در پی دارد.
⭕ثروتهای عظیم گذشته و چند برابر شدنشان در بورس امسال، در فقدان دولت توسعهیافته مدرن، سیاستگذار را به تسلیم وامیدارند و سیستماتیک شدن فساد قوت میگیرد؛ این بار نیروی اجتماعی عظيم دهها میلیون تازهوارد بورس را نیز همراه دارند.
⭕جدایی ثروت از قدرت از بنیانهای دموکراسی است. ثروتمندان بزرگ و شهروندان عادی باید هر کدام یک رأی داشته باشند. ثروتمندان اما در فقدان ابزارهای حکمرانی مدرن کارآمد، با نیروی پول حکومت را تسخیر کرده و به اندازه پولشان – بسیار فراتر از یک رأی – بر سیاست اثر میگذارند. پدرخوانده های مافیایی واقعی این گونه از راه میرسند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from ساختارهای ایرانی Iranian structures
🌐 در غیبت من سازمانی در سازمانهای ایرانی/ سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است
🔹 دکتر سید جواد میری: دانشیار جامعهشناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🔹 روزنامه همدلی
♦️ مشکل ما چیست؟ آیا این کشور مشکلاتش لاینحل است؟ آیا هیچ راهی جز انقلاب و جنگ برای تغییر رویه های نادرست وجود ندارد؟
به نظر من این پرسشی است که در ذهن تک تک افراد این جامعه و حتی مسئولان و مدیران کشور خانه کرده است ولی صورتبندی درستی برای عبور از این نوع مشکلات هنوز نیافته اند.
♦️ یکی از شاخصه های مهم جامعه مبتنی بر نظام ملت/دولت nation-state سازمان یافتگی آن است و این سخن بدین معناست که در همگی ساحات زندگی بشری نوعی "دستکاری" رخنه کرده است.
♦️ به سخن دیگر، حتی قدیمی ترین نهادهای بشری مثلاً خانواده و دین که پیش از نظم نوین ملت/دولت وجود داشتند با ظهور نظم سازمان یافته دولت این نهادها هم دگرگون شده اند ولو ظاهر آنها محفوظ باقی مانده باشد اما بافتارهای درونی آنها کن فیکون شده اند.
♦️ به عبارت دیگر، سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است. اما ایجاد و نهادینه شدن و بسط این اصل مهم تبعات بنیادینی برای انسان بوجود می آورد که انسان ایرانی کماکان با پیامدهای آن از در شوخی وارد شده است و در برابر آن پادزهری بومی خلق کرده است که مانند موریانه سازمان یافتگی جامعه را خرد و پودر و خمیر می کند.
♦️اصل رفاقت و تیپولوژی تکثیر مدل های رفاقتی برای دور زدن پرنسیپ سازمانی تا اجازه ظهور و بروز و نهادینه شدن و بسط و توسعه منِ سازمانی ناممکن شود و در جای آن منِ رفاقتی شکل گیرد و گسترش پیدا کند و چرخه اتلاف در یکصد سال اخیر تاریخ معاصر ایران تبدیل به یک مدل کلاسیک در علوم اجتماعی بشود.
♦️ به زبان صریحتر بگویم، جامعه ایرانی جامعه "سازمان یافته" نیست بل جامعه "رفیق باز" است و دولت برآمده از جامعه رفیق باز نمی تواند مانند دولت ژاپن رفتار کند و اگر این کند جامعه منفجر خواهد شد.
♦️ به سخن دیگر، در ظاهر ساختمان ها و بناهای سازمانی وجود دارند ولی در درون آنها بافتارهای منِ سازمانی صرفاً در چارچوب ساز و کارهای رفاقتی و شبکه های رفاقتی کارایی دارند و اگر زمانی زد و خوردی یا افشاگری ممکن می گردد به دلیل این است که خللی در ساختار رفاقت ها ایجاد شده است نه اینکه منِ سازمانی بر اساس اصول سازمان که باید مصلحت عمومی را مد نظر داشته باشد و بر اساس آن پاسخگو باشد رفتار کرده است.
♦️ شاید وقت آن رسیده است که اصحاب علوم اجتماعی که تبدیل به اهل خطابه شده اند و دائم از بدیو و بوردیو سخنرانی می کنند تاملی در باب تضعیف منِ رفاقتی در درون سازمانِ دولت به معنای وسیع کلمه بنمایند و راه های تقویت منِ سازمانی را مبتنی بر مطالعات جامعه و فرهنگ ایرانی بیابند.
♦️البته این بدین معنا نیست که رفاقت امری مذموم است بل جایِ رفاقت در سازمان نیست بل در عرصه های دیگر و حوزه های دیگر حیات است. باید بین حوزه سیستم و ساحت حیات تفکیک قائل شد و منطق هر کدام را به دقت فرا گرفت تا بتوان از سنگلاخ مشکلات عبور کرد.
#دکتر_سید_جواد_میری_جامعهشناس_و_دینپژوه
#ساخت_شناسی_نظام_داخلی_در_ایران
#سازمان_بنیان_اصلی_و_رکن_رکین_جامعه_کنونی_در_جهان
#جامعه_ایرانی_جامعه_سازمان_یافته_نیست
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 دکتر سید جواد میری: دانشیار جامعهشناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🔹 روزنامه همدلی
♦️ مشکل ما چیست؟ آیا این کشور مشکلاتش لاینحل است؟ آیا هیچ راهی جز انقلاب و جنگ برای تغییر رویه های نادرست وجود ندارد؟
به نظر من این پرسشی است که در ذهن تک تک افراد این جامعه و حتی مسئولان و مدیران کشور خانه کرده است ولی صورتبندی درستی برای عبور از این نوع مشکلات هنوز نیافته اند.
♦️ یکی از شاخصه های مهم جامعه مبتنی بر نظام ملت/دولت nation-state سازمان یافتگی آن است و این سخن بدین معناست که در همگی ساحات زندگی بشری نوعی "دستکاری" رخنه کرده است.
♦️ به سخن دیگر، حتی قدیمی ترین نهادهای بشری مثلاً خانواده و دین که پیش از نظم نوین ملت/دولت وجود داشتند با ظهور نظم سازمان یافته دولت این نهادها هم دگرگون شده اند ولو ظاهر آنها محفوظ باقی مانده باشد اما بافتارهای درونی آنها کن فیکون شده اند.
♦️ به عبارت دیگر، سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است. اما ایجاد و نهادینه شدن و بسط این اصل مهم تبعات بنیادینی برای انسان بوجود می آورد که انسان ایرانی کماکان با پیامدهای آن از در شوخی وارد شده است و در برابر آن پادزهری بومی خلق کرده است که مانند موریانه سازمان یافتگی جامعه را خرد و پودر و خمیر می کند.
♦️اصل رفاقت و تیپولوژی تکثیر مدل های رفاقتی برای دور زدن پرنسیپ سازمانی تا اجازه ظهور و بروز و نهادینه شدن و بسط و توسعه منِ سازمانی ناممکن شود و در جای آن منِ رفاقتی شکل گیرد و گسترش پیدا کند و چرخه اتلاف در یکصد سال اخیر تاریخ معاصر ایران تبدیل به یک مدل کلاسیک در علوم اجتماعی بشود.
♦️ به زبان صریحتر بگویم، جامعه ایرانی جامعه "سازمان یافته" نیست بل جامعه "رفیق باز" است و دولت برآمده از جامعه رفیق باز نمی تواند مانند دولت ژاپن رفتار کند و اگر این کند جامعه منفجر خواهد شد.
♦️ به سخن دیگر، در ظاهر ساختمان ها و بناهای سازمانی وجود دارند ولی در درون آنها بافتارهای منِ سازمانی صرفاً در چارچوب ساز و کارهای رفاقتی و شبکه های رفاقتی کارایی دارند و اگر زمانی زد و خوردی یا افشاگری ممکن می گردد به دلیل این است که خللی در ساختار رفاقت ها ایجاد شده است نه اینکه منِ سازمانی بر اساس اصول سازمان که باید مصلحت عمومی را مد نظر داشته باشد و بر اساس آن پاسخگو باشد رفتار کرده است.
♦️ شاید وقت آن رسیده است که اصحاب علوم اجتماعی که تبدیل به اهل خطابه شده اند و دائم از بدیو و بوردیو سخنرانی می کنند تاملی در باب تضعیف منِ رفاقتی در درون سازمانِ دولت به معنای وسیع کلمه بنمایند و راه های تقویت منِ سازمانی را مبتنی بر مطالعات جامعه و فرهنگ ایرانی بیابند.
♦️البته این بدین معنا نیست که رفاقت امری مذموم است بل جایِ رفاقت در سازمان نیست بل در عرصه های دیگر و حوزه های دیگر حیات است. باید بین حوزه سیستم و ساحت حیات تفکیک قائل شد و منطق هر کدام را به دقت فرا گرفت تا بتوان از سنگلاخ مشکلات عبور کرد.
#دکتر_سید_جواد_میری_جامعهشناس_و_دینپژوه
#ساخت_شناسی_نظام_داخلی_در_ایران
#سازمان_بنیان_اصلی_و_رکن_رکین_جامعه_کنونی_در_جهان
#جامعه_ایرانی_جامعه_سازمان_یافته_نیست
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from اینکُجا - ایده نوشت های مهدی سلیمانیه (M)
♦️دربارهی «یاد و یادآوران»♦️
متن سخنرانی #سارا_شریعتی
فرازهایی از متن:
▪️سرنوشت شریعتی، سرنوشت غریبی است: مشهور اما ناشناخته. نام او را بر خیابان ها، کوچه ها، بیمارستان و مدارس و مغازه ها گذاشته اند. در کلاس های دبیرستان و دانشگاه، اغلب پرسش یا بحثی درباره شریعتی هست، حتی یکی از سه تالار همین دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به نام شریعتی است. یک شریعتی مشهور اما ناشناخته، به این دلیل که نامش را می بینیم، از وی می شنویم اما شریعتی را نمی خوانیم و متن شریعتی، کمتر مورد رجوع است.
▪️عمومیت یافتگی تصویر شریعتی در جامعه، یک تصور شناخت از او در میان مردم ایجاد کرده است که اغلب صادق نیست. شریعتی هم قربانی محبوبیتش شده و از این رو ناشناخته مانده است. اما به نظر می رسد امروز گرایش مجددی به شریعتی به عنوان نویسنده و اصولا به شریعتی خوانی و مراجعه به متن آثار وی بوجود آمده است.
▪️شریعتی، خود، زندگیاش را به پنج دورهی پنج ساله تقسیم میکند. البته این دورههای پنج ساله دقیق نیست اما در تعیین و ترسیم میدان این متن بسیار مفید است. دورهی اول دورهی جوانی ست، دوره ی عارفمسلکی و شاعرمسلکی و عاشقپیشگی و البته مبارزه سیاسی که با این همه بیگانه هم نبود. دورهی دوم دورهای است که به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب می شود و برای ادامه تحصیل به پاریس میرود و فعالیت سیاسی و کنفدراسیونی و روزنامه نگاری را شروع میکند. دورهی سوم دورهی دانشگاه است. بازگشت از پاریس، اقامت در مشهد و تدریس در دانشگاه مشهد. بعد از پنج سال از دانشگاه اخراج و بازنشستهاش میکنند. دورهی چهارم دورهی پنج سالهی حسینیهی ارشاد است، دوره ی سخنرانی ها و مشهورترین دوره ی شریعتی. در 1351 حسینیه ارشاد بسته میشود و شریعتی متواری و مخفی است. دوره ی پنجم آخرین دوره ی زندگی شریعتی، با دستگیری و زندان و پس از زندان است آغاز میشود.
▪️[شریعتی] میگوید مشکل دوستان این است که همهاش فکر میکنند مسلمانان زنداناند، توجه نمیکنند تا زمانی که اسلام خودش در زندان است مسلمانان مدام در زندان خواهند بود. هدف ما نباید صرفا نجات مسلمانان از زندان باشد. تا زمانی که ما مسلمانان را نجات دهیم ولی اسلام در زندان باشد، باز دومرتبه این مسلمانان به زندان خواهند افتاد. بنابراین باید به سراغ چه برویم؟ به سراغ جنگ آزادی بخشی برای رهایی خود اسلام از زندان تاریخ و آن چهرههائی که در زندان هستند.
مطالعه متن کامل: 👈 https://news.1rj.ru/str/rebaatmagazine/40
#شریعتی|#خواندن
اینکجا|ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه|@inkojaa
متن سخنرانی #سارا_شریعتی
فرازهایی از متن:
▪️سرنوشت شریعتی، سرنوشت غریبی است: مشهور اما ناشناخته. نام او را بر خیابان ها، کوچه ها، بیمارستان و مدارس و مغازه ها گذاشته اند. در کلاس های دبیرستان و دانشگاه، اغلب پرسش یا بحثی درباره شریعتی هست، حتی یکی از سه تالار همین دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به نام شریعتی است. یک شریعتی مشهور اما ناشناخته، به این دلیل که نامش را می بینیم، از وی می شنویم اما شریعتی را نمی خوانیم و متن شریعتی، کمتر مورد رجوع است.
▪️عمومیت یافتگی تصویر شریعتی در جامعه، یک تصور شناخت از او در میان مردم ایجاد کرده است که اغلب صادق نیست. شریعتی هم قربانی محبوبیتش شده و از این رو ناشناخته مانده است. اما به نظر می رسد امروز گرایش مجددی به شریعتی به عنوان نویسنده و اصولا به شریعتی خوانی و مراجعه به متن آثار وی بوجود آمده است.
▪️شریعتی، خود، زندگیاش را به پنج دورهی پنج ساله تقسیم میکند. البته این دورههای پنج ساله دقیق نیست اما در تعیین و ترسیم میدان این متن بسیار مفید است. دورهی اول دورهی جوانی ست، دوره ی عارفمسلکی و شاعرمسلکی و عاشقپیشگی و البته مبارزه سیاسی که با این همه بیگانه هم نبود. دورهی دوم دورهای است که به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب می شود و برای ادامه تحصیل به پاریس میرود و فعالیت سیاسی و کنفدراسیونی و روزنامه نگاری را شروع میکند. دورهی سوم دورهی دانشگاه است. بازگشت از پاریس، اقامت در مشهد و تدریس در دانشگاه مشهد. بعد از پنج سال از دانشگاه اخراج و بازنشستهاش میکنند. دورهی چهارم دورهی پنج سالهی حسینیهی ارشاد است، دوره ی سخنرانی ها و مشهورترین دوره ی شریعتی. در 1351 حسینیه ارشاد بسته میشود و شریعتی متواری و مخفی است. دوره ی پنجم آخرین دوره ی زندگی شریعتی، با دستگیری و زندان و پس از زندان است آغاز میشود.
▪️[شریعتی] میگوید مشکل دوستان این است که همهاش فکر میکنند مسلمانان زنداناند، توجه نمیکنند تا زمانی که اسلام خودش در زندان است مسلمانان مدام در زندان خواهند بود. هدف ما نباید صرفا نجات مسلمانان از زندان باشد. تا زمانی که ما مسلمانان را نجات دهیم ولی اسلام در زندان باشد، باز دومرتبه این مسلمانان به زندان خواهند افتاد. بنابراین باید به سراغ چه برویم؟ به سراغ جنگ آزادی بخشی برای رهایی خود اسلام از زندان تاریخ و آن چهرههائی که در زندان هستند.
مطالعه متن کامل: 👈 https://news.1rj.ru/str/rebaatmagazine/40
#شریعتی|#خواندن
اینکجا|ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه|@inkojaa
Telegram
رِباط
🔹️مجلس ششم🔹️
📝متن دکتر سارا شریعتی دربارهی یاد و یادآوران
#آینهای_در_برابر_آینهداران
#محرم۹۹🏴
#مجلس_ششم
#دکتر_سارا_شریعتی
#نشریه_چند_رسانهای_رباط 📱
📌ما را در اینستاگرام رِباط دنبال کنید.
@rebaatmagazine
📝متن دکتر سارا شریعتی دربارهی یاد و یادآوران
#آینهای_در_برابر_آینهداران
#محرم۹۹🏴
#مجلس_ششم
#دکتر_سارا_شریعتی
#نشریه_چند_رسانهای_رباط 📱
📌ما را در اینستاگرام رِباط دنبال کنید.
@rebaatmagazine
Forwarded from برنامه سوره | درنگ دینپژوهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸دعوت برنامهی سوره از علما و فقها:
تعارض میان مواضع عدالتخواهانه و فقه اسلامی، نگاههای تازه و نقدهایی که به سرمایهداری وجود دارد نیازمند آن است که فقهای استخوان خرد کرده و علمای مطرح، کسانی مثل آیتالله جوادی آملی، آیتالله مصباح و آیتالله آملی لاریجانی وارد شوند و در حل این تعارضها کمک کنند. این هم به نوعی مجاهدت در راه عدالت است.
📺برنامهی تلویزیونی سوره، شبکهی ۴
🕚۳۰ مرداد تا ۱۲ شهریور، هرشب ساعت ۲۳
@sooreh_tv
تعارض میان مواضع عدالتخواهانه و فقه اسلامی، نگاههای تازه و نقدهایی که به سرمایهداری وجود دارد نیازمند آن است که فقهای استخوان خرد کرده و علمای مطرح، کسانی مثل آیتالله جوادی آملی، آیتالله مصباح و آیتالله آملی لاریجانی وارد شوند و در حل این تعارضها کمک کنند. این هم به نوعی مجاهدت در راه عدالت است.
📺برنامهی تلویزیونی سوره، شبکهی ۴
🕚۳۰ مرداد تا ۱۲ شهریور، هرشب ساعت ۲۳
@sooreh_tv
Forwarded from راه سوم
📒📒📒ناسیونالیسم از فرایند تاریخی تا جامعه مدنی
✍ن. وحدت
⭕بعد از توماس هابز جان لاک فیلسوف انگلیسی قطب مخالف لویاتان(نظریۀ دولت قاهر و فراگیر)را وضع کرد.
⭕لاک به ارکان جامعه مدنی پرداخت و سیاست جدید را تئوریزه ساخت، لاک جامعه مدنی را جهت دوم دولت میداند،لاک به این عقیده بود که دولت ها بدون جامعه مدنی به سمت استبداد میروند و برای تامین آزادی های اساسی مثل آزادی عقیده و بیان لازم است تا ملتها بوسیله نهاد های مدنی از یکطرف از آزادی ها خود حراست کنند از طرف دیگر بر اعمال دولت ها نظارت داشته باشند، افکار لاک اثر ژرف بر انقلاب فرانسه،انقلاب امریکا و آلمان گذاشت و بورژوازی صنعتی رادر قاره اروپا به شبکه نیرومند جامعه مدنی تبدیل کرد،چنانچه در اعلامیه انقلاب کبیر فرانسه افکار جان لاک به روشنی دیده میشود و بخش از مواد اعلامیه را تشکیل میدهد.
⭕جان لاک بر عکس هابز به این باور بود که دولت باید مشروعیت خود را از ملت بگیرد و مدنی انگار باشد و بوسیله ای قانون همه ای شهروندان از قوی و ضعیف دارای حق برابر باشند. با عقاید لاک است که ناسیونالیسم تاریخی جایش را به ناسیونالیسم مدنی میدهد،یعنی ملت دولت و شهروند آزاد شکل میگرد.
⭕این اندیشه ها آهسته آهسته در فرایند رشد خود تا عهد روشنگری فرانسه میرسد،فهم فلاسفه و دانشمندان و هنرمندان از مقولۀ دولت و ملت در اثر تکامل علمی اقتصادی و اجتماعی بصورت گسترده دگرگون میشود و سر انجام ناسیونالیسم به مثابه یک جنبش توده ای و بمنزله یک اندیشه سیاسی خود ره به مرحلۀدموکراسی میرساند.
⭕پس ناسیونالیسم محصول تفکر مدرن است و تفکر مدرن محصول طبقۀ بورژوازی.
در فرانسۀ قرون وسطی شهزاده-محوری حاکمیت داشت یعنی دولت متمرکز ملی که هویت سر زمین واحد و مردم واحد(ملت) بیان کند وجود نداشت. بجای آن،حکومت ها خود مختار محلی یعنی ملوک الطوایفی وجود داشت،هر ایالت حاکمی داشت و ایالت ها همیشه باهم در گیر بودند. و هیچ یک قادر به نمایندگی از ملت فرانسه یا هر ملت دیگری نبودند و همچنان قادر به ایجاد دولت متمرکز ملی نبودند،چون لازمه دولت متمرکز اندیشه ملی شدن«ناسیونالیسم» در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بود که میتوانیست فقط در وجود طبقه متوسط بورژوازی انطباق عملی خود را پیدا کند.
چون بورژوازی به تولید کالایی و تجارت می اندیشد و این نوع اندیشه به گسترش شهر ها کمک می کند و از سوی دیگر ورود دهقانان به شهر ها رمینه فرهنگ واحد شهری بوجود مییاید که خود موجب تشکیل ملت میشود.
⭕اگر ناسیونالیسم اروپایی با خیز های اقتصادی و فرهنگی که در انگلستان و فرانسه به جریان افتاد، به استقرار دموکراسی دست نمی یافتند، فرایند تآسیس دولت-ملت به تعویق می افتاد، چنانچه آلمان عقب مانده یک قرن بعد از انگلیس و فرانسه به فکر جمهوری و ادغام شهزاده نشین ها افتاد و این دیر کرد باعث پسمانی آلمانی ها گردید.
⭕ناسیونالیسم انگلستان به حیث یک نهضت محصول عصر خرد {بیکن، هابز، لاک، شکسپیر } و عصر روشنگری اسکاتلند{ آدم اسمیت، هیوم} و همچنان محصول انقلابات صنعتی { جیمزوات } بوده است.
⭕ملت شدن انگلیس و به امپراطوری رسیدن آن، از درون خواب و غفلت بوجود نیامده است بلکه از تلاش و مبارزه و عقل ساخته شده است.
⭕ناسیونالیسم فرانسه نیز بلحاظ فکر فلسفی از دکارت شروع میشود و در مزرعه ی روشنگری { نگارش دایرة المعارف + قربانی } به ثمر می نشیند.
⭕قبیله گرایی در افغانستان محصول ذوق و سلیقه ی افراد و سران تبرزین بدست آنان نیست، بلکه نتیجه ی تداوم سیاست های کهنه و ایستا { رفتن بسوی بینش های پیش مدرنیته یی } است. به درخت کرم خورده ی قبیله چسبیدن به معنای آن نیست که ما عاشقان سینه چاک پوسیدگی ها هستیم، به معنای این است که ما هنوز { مردم + روشنفکر + ارتجاع } در درون خود به آگاهی نرسیده ایم و پرده های اپیستمه ی مان { سطوح دانایی }، لا در لا، در لاک های کوچک زندانی مانده اند.
⭕چون ما از وضعیت خرد مدرن و از وضعیت عقل پست مدرن دور مانده ایم و همچنان از بازار اندیشه ی جهانی شدن پرت گشته ایم!!؟ بناچار در وضعیت عقل قبیله یی فرو میرویم. و این عقل به علت عقب افتادگی آن، از وضعیت های پیشرو، خودرا در خلای عقلانی آویزان میابد.
⭕درین وضعیت اگر آقای x از فدرالیسم گپ بزند و آقای y از خودمختاری ملیت ها و آقای z از قبیله ی کبیر و صغیر و آقایانی. . . از ناسیونالیسم های برون فلسفی و فرا تاریخی،. . . درد و زخم همچنان تازه و سرطانی باقی خواهد ماند!؟
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
✍ن. وحدت
⭕بعد از توماس هابز جان لاک فیلسوف انگلیسی قطب مخالف لویاتان(نظریۀ دولت قاهر و فراگیر)را وضع کرد.
⭕لاک به ارکان جامعه مدنی پرداخت و سیاست جدید را تئوریزه ساخت، لاک جامعه مدنی را جهت دوم دولت میداند،لاک به این عقیده بود که دولت ها بدون جامعه مدنی به سمت استبداد میروند و برای تامین آزادی های اساسی مثل آزادی عقیده و بیان لازم است تا ملتها بوسیله نهاد های مدنی از یکطرف از آزادی ها خود حراست کنند از طرف دیگر بر اعمال دولت ها نظارت داشته باشند، افکار لاک اثر ژرف بر انقلاب فرانسه،انقلاب امریکا و آلمان گذاشت و بورژوازی صنعتی رادر قاره اروپا به شبکه نیرومند جامعه مدنی تبدیل کرد،چنانچه در اعلامیه انقلاب کبیر فرانسه افکار جان لاک به روشنی دیده میشود و بخش از مواد اعلامیه را تشکیل میدهد.
⭕جان لاک بر عکس هابز به این باور بود که دولت باید مشروعیت خود را از ملت بگیرد و مدنی انگار باشد و بوسیله ای قانون همه ای شهروندان از قوی و ضعیف دارای حق برابر باشند. با عقاید لاک است که ناسیونالیسم تاریخی جایش را به ناسیونالیسم مدنی میدهد،یعنی ملت دولت و شهروند آزاد شکل میگرد.
⭕این اندیشه ها آهسته آهسته در فرایند رشد خود تا عهد روشنگری فرانسه میرسد،فهم فلاسفه و دانشمندان و هنرمندان از مقولۀ دولت و ملت در اثر تکامل علمی اقتصادی و اجتماعی بصورت گسترده دگرگون میشود و سر انجام ناسیونالیسم به مثابه یک جنبش توده ای و بمنزله یک اندیشه سیاسی خود ره به مرحلۀدموکراسی میرساند.
⭕پس ناسیونالیسم محصول تفکر مدرن است و تفکر مدرن محصول طبقۀ بورژوازی.
در فرانسۀ قرون وسطی شهزاده-محوری حاکمیت داشت یعنی دولت متمرکز ملی که هویت سر زمین واحد و مردم واحد(ملت) بیان کند وجود نداشت. بجای آن،حکومت ها خود مختار محلی یعنی ملوک الطوایفی وجود داشت،هر ایالت حاکمی داشت و ایالت ها همیشه باهم در گیر بودند. و هیچ یک قادر به نمایندگی از ملت فرانسه یا هر ملت دیگری نبودند و همچنان قادر به ایجاد دولت متمرکز ملی نبودند،چون لازمه دولت متمرکز اندیشه ملی شدن«ناسیونالیسم» در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بود که میتوانیست فقط در وجود طبقه متوسط بورژوازی انطباق عملی خود را پیدا کند.
چون بورژوازی به تولید کالایی و تجارت می اندیشد و این نوع اندیشه به گسترش شهر ها کمک می کند و از سوی دیگر ورود دهقانان به شهر ها رمینه فرهنگ واحد شهری بوجود مییاید که خود موجب تشکیل ملت میشود.
⭕اگر ناسیونالیسم اروپایی با خیز های اقتصادی و فرهنگی که در انگلستان و فرانسه به جریان افتاد، به استقرار دموکراسی دست نمی یافتند، فرایند تآسیس دولت-ملت به تعویق می افتاد، چنانچه آلمان عقب مانده یک قرن بعد از انگلیس و فرانسه به فکر جمهوری و ادغام شهزاده نشین ها افتاد و این دیر کرد باعث پسمانی آلمانی ها گردید.
⭕ناسیونالیسم انگلستان به حیث یک نهضت محصول عصر خرد {بیکن، هابز، لاک، شکسپیر } و عصر روشنگری اسکاتلند{ آدم اسمیت، هیوم} و همچنان محصول انقلابات صنعتی { جیمزوات } بوده است.
⭕ملت شدن انگلیس و به امپراطوری رسیدن آن، از درون خواب و غفلت بوجود نیامده است بلکه از تلاش و مبارزه و عقل ساخته شده است.
⭕ناسیونالیسم فرانسه نیز بلحاظ فکر فلسفی از دکارت شروع میشود و در مزرعه ی روشنگری { نگارش دایرة المعارف + قربانی } به ثمر می نشیند.
⭕قبیله گرایی در افغانستان محصول ذوق و سلیقه ی افراد و سران تبرزین بدست آنان نیست، بلکه نتیجه ی تداوم سیاست های کهنه و ایستا { رفتن بسوی بینش های پیش مدرنیته یی } است. به درخت کرم خورده ی قبیله چسبیدن به معنای آن نیست که ما عاشقان سینه چاک پوسیدگی ها هستیم، به معنای این است که ما هنوز { مردم + روشنفکر + ارتجاع } در درون خود به آگاهی نرسیده ایم و پرده های اپیستمه ی مان { سطوح دانایی }، لا در لا، در لاک های کوچک زندانی مانده اند.
⭕چون ما از وضعیت خرد مدرن و از وضعیت عقل پست مدرن دور مانده ایم و همچنان از بازار اندیشه ی جهانی شدن پرت گشته ایم!!؟ بناچار در وضعیت عقل قبیله یی فرو میرویم. و این عقل به علت عقب افتادگی آن، از وضعیت های پیشرو، خودرا در خلای عقلانی آویزان میابد.
⭕درین وضعیت اگر آقای x از فدرالیسم گپ بزند و آقای y از خودمختاری ملیت ها و آقای z از قبیله ی کبیر و صغیر و آقایانی. . . از ناسیونالیسم های برون فلسفی و فرا تاریخی،. . . درد و زخم همچنان تازه و سرطانی باقی خواهد ماند!؟
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
📒📒📒نگاه امانت محورانه نخست وزیر ژاپن به قدرت و پيرمرد هايي كه در جمهوري اسلامي به قدرت چسبيدند
✍️اكبر اعلمي
1️⃣۱. حضرت علی(ع) در نامهای به اشعثبن قیس والی آذربایجان، قدرت و حکومت را امانتی در دست او معرفی و چنین نوشت:
"قدرتی که به تو سپرده اند طعمهای نیست که به چنگ آورده باشی، بلکه امانتی است که به تو دادهاند..."
2️⃣۲. #آبه_شینزو روز جمعه ۸ شهریور در سن ۶۶سالگی(سپتامبر ۱۹۵۴) وقتی متوجه میشود که قادر به حفظ مطلوب امانت نخستوزیری ژاپن نیست، از این مقام استعفا میدهد. وی در توجیه این استعفایش اینگونه استدلال کرده است؛
"بیماری قدیمیام از ماه گذشته عود کرده و بر وضعیت جسمانیام اثر گذاشته است.
ضعف جسمانی ممکن است باعث اشتباه در قضاوت و تصمیمگیری سیاسی شود.
به همین دلیل از نخستوزیری کنارهگیری میکنم. بابت کارهایی که نتوانستم به سرانجام برسانم عذرخواهی میکنم"
3️⃣۳. اکنون شما نگاه امانت محورانه آبه به قدرت را مقایسه کنید با عملکرد پیرمردهایی که ۴۰ سال در جمهوری اسلامی بصورت ناموفق در قدرت بودهاند و هریک ۳۰-۱۰ سال بیش از او سن دارند و بعضا هنوز دارای چندین مسئولیت مهم و خطیر هستند و مثل سریش به قدرت چسبیدهاند و آنرا رها نمیسازند؛
4️⃣۴. پس از مقایسه عملکرد آبه در طول مدت نخست وزیراش و نتایجی که برای مردم و کشورش به ارمغان آورده با عملکرد اشخاصی که ۴۰ سال در جمهوری اسلامی در قدرت بوده و هم خود فرسوده شده و هم مردم و کشور را دچار یک روند فرسایشی ساخته اند، قضاوت نمایید؛ بینی و بینالله رویکرد و عملکرد کدامیک از مسئولان دو کشور به توصیه و توصیف #امام_علی از قدرت و حکمرانی نزدیکتر بوده و کدامیک مسلمانترند!؟
رمز موفقیت ژاپن را در وجود همین عناصر فرهنگی و تلقی آنان از امانت بودن قدرت باید جستجو کرد.
5️⃣۵. ایکاش تا دیر نشده مسئولان کشور ما هم به این حقیقت پیببرند که رد نکردن به موقع امانت به صاحبش، مصداق بارز #خیانت_در_امانت و تصرف عدوانی است و یدامانی را به یدضمانی تبدیل میکند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
✍️اكبر اعلمي
1️⃣۱. حضرت علی(ع) در نامهای به اشعثبن قیس والی آذربایجان، قدرت و حکومت را امانتی در دست او معرفی و چنین نوشت:
"قدرتی که به تو سپرده اند طعمهای نیست که به چنگ آورده باشی، بلکه امانتی است که به تو دادهاند..."
2️⃣۲. #آبه_شینزو روز جمعه ۸ شهریور در سن ۶۶سالگی(سپتامبر ۱۹۵۴) وقتی متوجه میشود که قادر به حفظ مطلوب امانت نخستوزیری ژاپن نیست، از این مقام استعفا میدهد. وی در توجیه این استعفایش اینگونه استدلال کرده است؛
"بیماری قدیمیام از ماه گذشته عود کرده و بر وضعیت جسمانیام اثر گذاشته است.
ضعف جسمانی ممکن است باعث اشتباه در قضاوت و تصمیمگیری سیاسی شود.
به همین دلیل از نخستوزیری کنارهگیری میکنم. بابت کارهایی که نتوانستم به سرانجام برسانم عذرخواهی میکنم"
3️⃣۳. اکنون شما نگاه امانت محورانه آبه به قدرت را مقایسه کنید با عملکرد پیرمردهایی که ۴۰ سال در جمهوری اسلامی بصورت ناموفق در قدرت بودهاند و هریک ۳۰-۱۰ سال بیش از او سن دارند و بعضا هنوز دارای چندین مسئولیت مهم و خطیر هستند و مثل سریش به قدرت چسبیدهاند و آنرا رها نمیسازند؛
4️⃣۴. پس از مقایسه عملکرد آبه در طول مدت نخست وزیراش و نتایجی که برای مردم و کشورش به ارمغان آورده با عملکرد اشخاصی که ۴۰ سال در جمهوری اسلامی در قدرت بوده و هم خود فرسوده شده و هم مردم و کشور را دچار یک روند فرسایشی ساخته اند، قضاوت نمایید؛ بینی و بینالله رویکرد و عملکرد کدامیک از مسئولان دو کشور به توصیه و توصیف #امام_علی از قدرت و حکمرانی نزدیکتر بوده و کدامیک مسلمانترند!؟
رمز موفقیت ژاپن را در وجود همین عناصر فرهنگی و تلقی آنان از امانت بودن قدرت باید جستجو کرد.
5️⃣۵. ایکاش تا دیر نشده مسئولان کشور ما هم به این حقیقت پیببرند که رد نکردن به موقع امانت به صاحبش، مصداق بارز #خیانت_در_امانت و تصرف عدوانی است و یدامانی را به یدضمانی تبدیل میکند.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
📢@rahsevom
Forwarded from سیدجواد میری مینق
کتاب جدیدی درباره "تاریخ فلسفه در سوئد" توسط نشر تالس در سوئد روانه بازار شده است. نویسنده پروفسور هنریک لاگرلوند از اساتید فلسفه است که به تاریخ فلسفه در اسکاندیناوی علاقه دارد و در این تازه ترین اثر خویش داستان فلسفه را در سوئد صورتبندی و روایت کرده است. در ایران از فراز و فرود فلسفه در اسکاتدیناوی کمتر گفتگو شده است و یقینناً این اثر می تواند ساحات مبهم فلسفه در مناطق پیرامون اروپا را برای ما تا حدی روشن کند.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from ساختارهای ایرانی Iranian structures
🌐 جایِ رفاقت در سازمان نیست/ سیستم و سازمان برای ما ایرانی ها یک شوخی است
🔹 یادداشت ارزشمند دکتر سید جواد میری در روزنامه همدلی
🔹در غیبت من سازمانی در سازمانهای ایرانی
♦️مشکل ما چیست؟ آیا این کشور مشکلاتش لاینحل است؟
♦️یکی از شاخصه های مهم جامعه مبتنی بر نظام ملت/دولت nation-state سازمان یافتگی آن است و این سخن بدین معناست که در همگی ساحات زندگی بشری نوعی "دستکاری" رخنه کرده است.
♦️سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است، اما انسان ایرانی کماکان با پیامدهای آن از در شوخی وارد شده است.
♦️جامعه ایرانی جامعه "سازمان یافته" نیست بل جامعه "رفیق باز" است.
♦️به سخن دیگر، در ظاهر ساختمان ها و بناهای سازمانی وجود دارند ولی در درون آنها بافتارهای منِ سازمانی صرفاً در چارچوب ساز و کارهای رفاقتی و شبکه های رفاقتی کارایی دارند.
♦️منِ سازمانی بر اساس اصول سازمان، باید مصلحت عمومی را مد نظر داشته باشد.
♦️اصحاب علوم اجتماعی که تبدیل به اهل خطابه شده اند راه های تقویت منِ سازمانی را مبتنی بر مطالعات جامعه و فرهنگ ایرانی بیابند./ با تلخیص
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 یادداشت ارزشمند دکتر سید جواد میری در روزنامه همدلی
🔹در غیبت من سازمانی در سازمانهای ایرانی
♦️مشکل ما چیست؟ آیا این کشور مشکلاتش لاینحل است؟
♦️یکی از شاخصه های مهم جامعه مبتنی بر نظام ملت/دولت nation-state سازمان یافتگی آن است و این سخن بدین معناست که در همگی ساحات زندگی بشری نوعی "دستکاری" رخنه کرده است.
♦️سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است، اما انسان ایرانی کماکان با پیامدهای آن از در شوخی وارد شده است.
♦️جامعه ایرانی جامعه "سازمان یافته" نیست بل جامعه "رفیق باز" است.
♦️به سخن دیگر، در ظاهر ساختمان ها و بناهای سازمانی وجود دارند ولی در درون آنها بافتارهای منِ سازمانی صرفاً در چارچوب ساز و کارهای رفاقتی و شبکه های رفاقتی کارایی دارند.
♦️منِ سازمانی بر اساس اصول سازمان، باید مصلحت عمومی را مد نظر داشته باشد.
♦️اصحاب علوم اجتماعی که تبدیل به اهل خطابه شده اند راه های تقویت منِ سازمانی را مبتنی بر مطالعات جامعه و فرهنگ ایرانی بیابند./ با تلخیص
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from جمهوریت
📝📝 چگونه یزیدیان بر جامعه اسلامی حاکم شدند؟؟؟‼️
بازنشر
🔰بخش دوم
✍✍مجید بهمن زاده، حقوقدان و کارشناس ارشد علوم سیاسی
پنجم محرم سال ۱۳۹۷
⚛ @jomhuriyat
♈️اینک مردی از سلاله پیامبر، و ازپدر و مادری چون علی(ع) وفاطمه(س) رهبری آزادمردان تاریخ را بعهده گرفته است.
♈️حسین(ع) مردانه پا به میدان گذارده تا مسئولیت هدایت رهروان راه آزادی و عدالت را برعهده بگیرد،مسئولیتی به سنگینی تمام تاریخ و عظمتی فراتر از قیام ابراهیم و موسی، اما اونیز همانند موسی هیچ چیز در اختیار ندارد، و تنها داراییش خانواده اش هستند، پس همچون موسی، با خانواده خود براه می افتد و به دل کویر سرد، ظلمانی و بی انتهای تحجر و استبداد می زند.
♈️اما لشگریان جامعه اسلامی، به فرمان حاکمیت مستبد ونامشروع خود،پرچم اسلام در دست، راه حسین ( ع) را سد کرده اند. براستی جای دریغ و تعجب فراوان است که تظلم و استبداد تاچه حد میتواند رنگ و بوی خود را تغییر دهد و بر جای حق بنشیند.‼️
♈️اکنون ام الفساد جامعه و فردی از سلاله سفیانیان، خلیفه اسلام شده و امیرالمومنین میخوانندش وهمان لشگری که روزگاری در اختیار عدالت پیامبر و علی بود، اینک در اختیار یزیدیان است و با پرچم اسلام، راه حسین(ع) را بسته است، اما حسین (ع) نمی تواند در چنین وضعیتی سکوت کند.
⚛ @jomhuriyat
♈️در حاکمیتی که حجم شکمها و جیب های عمال زیاده خواه و ویژه خوارش، بقدری وسعت یافته که فضای تنفس هم برای دیگران باقی نمانده، زندگی وسکوت برای حسین وهمفکران وهمدردان او، امکان ندارد.
♈️داستان، تکرارهمان تراژدی تلخ دوران جاهلیت است وحکومت، حکومت اشراف و اصیل زادگان و نورچشمی های بنی امیه است.
♈️ولی یک تفاوت بسیار خطرناک ایجاد شده است، چرا که یزید وکارگزارانش دیگر دعوی بت پرستی وبت خانه داری اسلاف خود را ندارند، بلکه آنان خود را مسلمانانی لایق و مستحق رهبری جامعه اسلامی میدانند.‼️
♈️یزید خلیفه الله شده و امیرالمومنین میخوانندش وتمامی مساجد، منابر و حوزه های علوم دینی، باید تحت نظر و سلیقه او خطبه بخوانند و درس قرآن و شریعت بدهند و این نقطه اوج خطر برای یک امت اسلامی است.[۱]
_________________________
🔰[۱]گزیده ای از کتاب رسن،ص ۲۱۴ ـ ۲۱۵ ، مجید بهمن زاده، انتشارت پیک نور، سال۱۳۸۵
⚛ @jomhuriyat
بازنشر
🔰بخش دوم
✍✍مجید بهمن زاده، حقوقدان و کارشناس ارشد علوم سیاسی
پنجم محرم سال ۱۳۹۷
⚛ @jomhuriyat
♈️اینک مردی از سلاله پیامبر، و ازپدر و مادری چون علی(ع) وفاطمه(س) رهبری آزادمردان تاریخ را بعهده گرفته است.
♈️حسین(ع) مردانه پا به میدان گذارده تا مسئولیت هدایت رهروان راه آزادی و عدالت را برعهده بگیرد،مسئولیتی به سنگینی تمام تاریخ و عظمتی فراتر از قیام ابراهیم و موسی، اما اونیز همانند موسی هیچ چیز در اختیار ندارد، و تنها داراییش خانواده اش هستند، پس همچون موسی، با خانواده خود براه می افتد و به دل کویر سرد، ظلمانی و بی انتهای تحجر و استبداد می زند.
♈️اما لشگریان جامعه اسلامی، به فرمان حاکمیت مستبد ونامشروع خود،پرچم اسلام در دست، راه حسین ( ع) را سد کرده اند. براستی جای دریغ و تعجب فراوان است که تظلم و استبداد تاچه حد میتواند رنگ و بوی خود را تغییر دهد و بر جای حق بنشیند.‼️
♈️اکنون ام الفساد جامعه و فردی از سلاله سفیانیان، خلیفه اسلام شده و امیرالمومنین میخوانندش وهمان لشگری که روزگاری در اختیار عدالت پیامبر و علی بود، اینک در اختیار یزیدیان است و با پرچم اسلام، راه حسین(ع) را بسته است، اما حسین (ع) نمی تواند در چنین وضعیتی سکوت کند.
⚛ @jomhuriyat
♈️در حاکمیتی که حجم شکمها و جیب های عمال زیاده خواه و ویژه خوارش، بقدری وسعت یافته که فضای تنفس هم برای دیگران باقی نمانده، زندگی وسکوت برای حسین وهمفکران وهمدردان او، امکان ندارد.
♈️داستان، تکرارهمان تراژدی تلخ دوران جاهلیت است وحکومت، حکومت اشراف و اصیل زادگان و نورچشمی های بنی امیه است.
♈️ولی یک تفاوت بسیار خطرناک ایجاد شده است، چرا که یزید وکارگزارانش دیگر دعوی بت پرستی وبت خانه داری اسلاف خود را ندارند، بلکه آنان خود را مسلمانانی لایق و مستحق رهبری جامعه اسلامی میدانند.‼️
♈️یزید خلیفه الله شده و امیرالمومنین میخوانندش وتمامی مساجد، منابر و حوزه های علوم دینی، باید تحت نظر و سلیقه او خطبه بخوانند و درس قرآن و شریعت بدهند و این نقطه اوج خطر برای یک امت اسلامی است.[۱]
_________________________
🔰[۱]گزیده ای از کتاب رسن،ص ۲۱۴ ـ ۲۱۵ ، مجید بهمن زاده، انتشارت پیک نور، سال۱۳۸۵
⚛ @jomhuriyat
Forwarded from اتحاد عدالتخواهان ایران
بیانیه اتحاد عدالتخواهان ایران
در باره شکست و انزوای جهانی ایالات متحده آمریکا
ایالات متحده آمریکا در ادامه زیادهخواهیها و زورگوییهای متداول خود برعلیه میهن ما، با ارسال پیشنویس یک قطعنامه به شورای امنیت سازمان ملل متحد، خواستار تمدید تحریم تسلیحاتی ایران گردید.
لازم به یادآوری است که دوره تحریم تسلیحاتی ایران مهر ماه سال جاری به پایان میرسد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشست ۲۴ مرداد ماه خود با دو راًی موافق- آمریکا و جمهور دومینیکن، دو راًی مخالف- روسیه و چین و ۱۱ راًی ممتنع بقیه اعضای موقت و دائم، از جمله، انگلیس و فرانسه، درخواست آمریکا را رد کرد.
به هر صورت، ایالات متحده آمریکا یک هفته بعد از این شکست مفتضحانه و انزوای بیسابقه، با ارسال درخواستی ترویکای اروپا- آلمان، انگلیس و فرانسه را به همراهی برای فعالسازی مکانیزم «ماشه» مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ دعوت کرد.
این درخواست آمریکا نیز با واکنش منفی ترویکای اروپا مواجه گردید. وزرای خارجه سه کشور اروپایی در واکنش به درخواست آمریکا اعلام کردند، با توجه به اینکه ایالات متحده در ۸ ماه مه سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شده، حق فعالسازی سازوکار ماشه را ندارد. علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران تاکنون به برجام پایبند بوده است.
به این ترتیب، ایالات متحده آمریکا در مدت تقریبا یک هفته متحمل دو شکست سنگین و انزوای جهانی بیسابقه گردید. شکست مفتضحانه و انزوای جهانی آمریکا در اصل پیروزی دیپلوماسی ایران بمعنی واقعی کلمه است.
اتحاد عدالتخواهان ایران این پیروزی قاطع میهنمان در مقابله با گستاخیها و زیادهخواهیهای مستمر ایالات متحده آمریکا را به عموم هموطنان ملی، مترقی، آزادیخواه و عدالتطلب شادباش گفته، طرفداران سیاستهای نئولیبرالی و غربگرایان داخلی را به اجتناب از توهمپراکنی پیرامون سیاستهای ضد ایرانی امپریالیسم آمریکا و عدم تقابل با منافع ملی کشورمان فرامیخواند.
اتحاد عدالتخواهان ایران
٧ شهریور ۱۳۹۹
در باره شکست و انزوای جهانی ایالات متحده آمریکا
ایالات متحده آمریکا در ادامه زیادهخواهیها و زورگوییهای متداول خود برعلیه میهن ما، با ارسال پیشنویس یک قطعنامه به شورای امنیت سازمان ملل متحد، خواستار تمدید تحریم تسلیحاتی ایران گردید.
لازم به یادآوری است که دوره تحریم تسلیحاتی ایران مهر ماه سال جاری به پایان میرسد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشست ۲۴ مرداد ماه خود با دو راًی موافق- آمریکا و جمهور دومینیکن، دو راًی مخالف- روسیه و چین و ۱۱ راًی ممتنع بقیه اعضای موقت و دائم، از جمله، انگلیس و فرانسه، درخواست آمریکا را رد کرد.
به هر صورت، ایالات متحده آمریکا یک هفته بعد از این شکست مفتضحانه و انزوای بیسابقه، با ارسال درخواستی ترویکای اروپا- آلمان، انگلیس و فرانسه را به همراهی برای فعالسازی مکانیزم «ماشه» مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ دعوت کرد.
این درخواست آمریکا نیز با واکنش منفی ترویکای اروپا مواجه گردید. وزرای خارجه سه کشور اروپایی در واکنش به درخواست آمریکا اعلام کردند، با توجه به اینکه ایالات متحده در ۸ ماه مه سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شده، حق فعالسازی سازوکار ماشه را ندارد. علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران تاکنون به برجام پایبند بوده است.
به این ترتیب، ایالات متحده آمریکا در مدت تقریبا یک هفته متحمل دو شکست سنگین و انزوای جهانی بیسابقه گردید. شکست مفتضحانه و انزوای جهانی آمریکا در اصل پیروزی دیپلوماسی ایران بمعنی واقعی کلمه است.
اتحاد عدالتخواهان ایران این پیروزی قاطع میهنمان در مقابله با گستاخیها و زیادهخواهیهای مستمر ایالات متحده آمریکا را به عموم هموطنان ملی، مترقی، آزادیخواه و عدالتطلب شادباش گفته، طرفداران سیاستهای نئولیبرالی و غربگرایان داخلی را به اجتناب از توهمپراکنی پیرامون سیاستهای ضد ایرانی امپریالیسم آمریکا و عدم تقابل با منافع ملی کشورمان فرامیخواند.
اتحاد عدالتخواهان ایران
٧ شهریور ۱۳۹۹