گفتمان جريان سوم – Telegram
گفتمان جريان سوم
110 subscribers
2.61K photos
806 videos
36 files
1.4K links
اين كانال صرفن براي گفت و گو جهت امكان سنجي ايجاد جريان سوم فكري، فرهنگي و اجتماعي در سپهر عمومي ايران با احترام به قوانين تاسيس گرديده است.
ارتباط با ما:
@News_Administrator
Download Telegram
کتاب جدیدی درباره "تاریخ فلسفه در سوئد" توسط نشر تالس در سوئد روانه بازار شده است. نویسنده پروفسور هنریک لاگرلوند از اساتید فلسفه است که به تاریخ فلسفه در اسکاندیناوی علاقه دارد و در این تازه ترین اثر خویش داستان فلسفه را در سوئد صورتبندی و روایت کرده است. در ایران از فراز و فرود فلسفه در اسکاتدیناوی کمتر گفتگو شده است و یقینناً این اثر می تواند ساحات مبهم فلسفه در مناطق پیرامون اروپا را برای ما تا حدی روشن کند.


سیدجوادمیری


@seyedjavadmiri
🌐 جایِ رفاقت در سازمان نیست/ سیستم و سازمان برای ما ایرانی ها یک شوخی است
🔹 یادداشت ارزشمند دکتر سید جواد میری در روزنامه همدلی
🔹در غیبت من سازمانی در سازمانهای ایرانی
♦️مشکل ما چیست؟ آیا این کشور مشکلاتش لاینحل است؟
♦️یکی از شاخصه های مهم جامعه مبتنی بر نظام ملت/دولت nation-state سازمان یافتگی آن است و این سخن بدین معناست که در همگی ساحات زندگی بشری نوعی "دستکاری" رخنه کرده است.
♦️سازمان organization بنیان اصلی و رکن رکین جامعه کنونی در جهان است، اما انسان ایرانی کماکان با پیامدهای آن از در شوخی وارد شده است.
♦️جامعه ایرانی جامعه "سازمان یافته" نیست بل جامعه "رفیق باز" است.
♦️به سخن دیگر، در ظاهر ساختمان ها و بناهای سازمانی وجود دارند ولی در درون آنها بافتارهای منِ سازمانی صرفاً در چارچوب ساز و کارهای رفاقتی و شبکه های رفاقتی کارایی دارند.
♦️منِ سازمانی بر اساس اصول سازمان، باید مصلحت عمومی را مد نظر داشته باشد.
♦️اصحاب علوم اجتماعی که تبدیل به اهل خطابه شده اند راه های تقویت منِ سازمانی را مبتنی بر مطالعات جامعه و فرهنگ ایرانی بیابند./ با تلخیص
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from جمهوریت
📝📝 چگونه یزیدیان بر جامعه اسلامی حاکم شدند؟؟؟‼️
بازنشر
🔰بخش دوم
مجید بهمن زاده، حقوقدان و کارشناس ارشد علوم سیاسی
پنجم محرم سال ۱۳۹۷

@jomhuriyat

♈️اینک مردی از سلاله پیامبر، و ازپدر و مادری چون علی(ع) وفاطمه(س) رهبری آزادمردان تاریخ را بعهده گرفته است.

♈️حسین(ع) مردانه پا به میدان گذارده تا مسئولیت هدایت رهروان راه آزادی و عدالت را برعهده بگیرد،مسئولیتی به سنگینی تمام تاریخ و عظمتی فراتر از قیام ابراهیم و موسی، اما اونیز همانند موسی هیچ چیز در اختیار ندارد، و تنها داراییش خانواده اش هستند، پس همچون موسی، با خانواده خود براه می افتد و به دل کویر سرد، ظلمانی و بی انتهای تحجر و استبداد می زند.

♈️اما لشگریان جامعه اسلامی، به فرمان حاکمیت مستبد ونامشروع خود،پرچم اسلام در دست، راه حسین ( ع) را سد کرده اند. براستی جای دریغ و تعجب فراوان است که تظلم و استبداد تاچه حد میتواند رنگ و بوی خود را تغییر دهد و بر جای حق بنشیند.‼️

♈️اکنون ام الفساد جامعه و فردی از سلاله سفیانیان، خلیفه اسلام شده و امیرالمومنین میخوانندش وهمان لشگری که روزگاری در اختیار عدالت پیامبر و علی بود، اینک در اختیار یزیدیان است و با پرچم اسلام، راه حسین(ع) را بسته است، اما حسین (ع) نمی تواند در چنین وضعیتی سکوت کند.
@jomhuriyat

♈️در حاکمیتی که حجم شکمها و جیب های عمال زیاده خواه و ویژه خوارش، بقدری وسعت یافته که فضای تنفس هم برای دیگران باقی نمانده، زندگی وسکوت برای حسین وهمفکران وهمدردان او، امکان ندارد.

♈️داستان، تکرارهمان تراژدی تلخ دوران جاهلیت است وحکومت، حکومت اشراف و اصیل زادگان و نورچشمی های بنی امیه است.

♈️ولی یک تفاوت بسیار خطرناک ایجاد شده است، چرا که یزید وکارگزارانش دیگر دعوی بت پرستی وبت خانه داری اسلاف خود را ندارند، بلکه آنان خود را مسلمانانی لایق و مستحق رهبری جامعه اسلامی میدانند.‼️

♈️یزید خلیفه الله شده و امیرالمومنین میخوانندش وتمامی مساجد، منابر و حوزه های علوم دینی، باید تحت نظر و سلیقه او خطبه بخوانند و درس قرآن و شریعت بدهند و این نقطه اوج خطر برای یک امت اسلامی است.[۱]
_________________________
🔰[۱]گزیده ای از کتاب رسن،ص ۲۱۴ ـ ۲۱۵ ، مجید بهمن زاده، انتشارت پیک نور، سال۱۳۸۵

@jomhuriyat
بیانیه اتحاد عدالت‌خواهان ایران
در باره شکست و انزوای جهانی ایالات متحده آمریکا
ایالات متحده آمریکا در ادامه زیاده‌خواهی‌ها و زورگویی‌های متداول خود برعلیه میهن ما، با ارسال پیشنویس یک قطعنامه‌ به شورای امنیت سازمان ملل متحد، خواستار تمدید تحریم تسلیحاتی ایران گردید.
لازم به یادآوری است که دوره تحریم تسلیحاتی ایران مهر ماه سال جاری به پایان می‌رسد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشست ۲۴ مرداد ماه خود با دو راًی موافق- آمریکا و جمهور دومینیکن، دو راًی مخالف- روسیه و چین و ۱۱ راًی ممتنع بقیه اعضای موقت و دائم، از جمله، انگلیس و فرانسه، درخواست آمریکا را رد کرد.
به هر صورت، ایالات متحده آمریکا یک هفته بعد از این شکست مفتضحانه و انزوای بی‌سابقه، با ارسال درخواستی ترویکای اروپا- آلمان، انگلیس و فرانسه را به همراهی برای فعال‌سازی مکانیزم «ماشه» مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ دعوت کرد.
این درخواست آمریکا نیز با واکنش منفی ترویکای اروپا مواجه گردید. وزرای خارجه سه کشور اروپایی در واکنش به درخواست آمریکا اعلام کردند، با توجه به اینکه ایالات متحده در ۸ ماه مه سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شده، حق فعال‌سازی سازوکار ماشه را ندارد. علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران تاکنون به برجام پای‌بند بوده است.
به این ترتیب، ایالات متحده آمریکا در مدت تقریبا یک هفته متحمل دو شکست سنگین و انزوای جهانی بی‌سابقه گردید. شکست مفتضحانه و انزوای جهانی آمریکا در اصل پیروزی دیپلوماسی ایران بمعنی واقعی کلمه است.
اتحاد عدالت‌خواهان ایران این پیروزی قاطع میهن‌مان در مقابله با گستاخی‌ها و زیاده‌خواهی‌های مستمر ایالات متحده آمریکا را به عموم هموطنان ملی، مترقی، آزادی‌خواه و عدالت‌طلب شادباش گفته، طرفداران سیاست‌های نئولیبرالی و غربگرایان داخلی را به اجتناب از توهم‌پراکنی پیرامون سیاستهای ضد ایرانی امپریالیسم آمریکا و عدم تقابل با منافع ملی کشورمان فرامی‌خواند.
اتحاد عدالت‌خواهان ایران
٧ شهریور ۱۳۹۹
Forwarded from ميلاد دخانچی
◾️«عاشورا، خروج و پسااسلامیسم»
📍بخش اول از (۶):

▪️غائله عاشورا بر سر یک چیز است: بیعت. یزید بیعت حسین (ع) را می‌خواهد و حسین (ع) از بیعت سر باز می‌زند. در پس مفهوم بیعت، به رسمیت شناختن، پذیرش فرمان‌برداری و نوعی معامله (بیع) نهفته است. وقتی کالایی مورد معامله قرار می‌گیرد، به عنوان مثال، پولی در ازای یک کاسه شیر پرداخت می‌شود، آن شیر به عنوان شیر سالم به رسمیت شناخته شده، اما اگر شیر فاسد باشد به عنوان موضوع معامله به رسمیت شناخته نشده، پولی پرداخت نمی‌شود و هیچ معامله یا بیعی صورت نمی‌گیرد.

▪️استیت اموی از همان ابتدا به این به‌ رسمیت شناخته شدن از جانب اهل بیت نیازمند بود. اعتبار معنوی و نفوذ اجتماعی اهل بیت همواره آنان را در جایگاه مزاحمانی قرار می‌داد که فانتزی ساخت استیت یکدست اموی را واژگون می‌کرد. بنابراین، بیعت اهل بیت با استیت اموی، به منزله به رسمیت شناختن، هضم آنان در ساختار قدرت و تصرف قدرت معنوی خاندان پیامبر بود. برای همین معاویه در اواخر عمرش به طرق مختلف بر بیعت حسین (ع) با جانشین خودش اصرار کرد، تلاشی که بعداً توسط یزید ادامه یافت.

▪️با علم به ارزش بیعت، حسین (ع) اما از آن امتناع ورزید چرا که به رسمیت شناختن یزید، انتقال اعتبار و مشروعیت پیامبر و خاندانش به استیت اموی، پذیرش فرمان‌برداری از امویان و به معنای واقعی کلمه اضمحلال سنت نبوی را در برداشت. اینجا بیعت چیزی را در اختیار امویان می‌گذاشت که از اساس آن را نداشتند و البته اگر حسین (ع) می‌خواست که بیعت کند -که نمی‌خواست- نمی‌توانست! آنچه حسین (ع) نمایندگی می‌کرد قابل مصادره و هضم در استیت اموی نبود، حسین (ع) نماد جهان ژرف و پیچیده قرآن و آموزه‌های محمد (ص) بود که حتی اگر حاضر به همکاری با بنی‌امیه می‌شد همواره قسمتی از جهانش در خارج از مرزهای استیت اموی قرار می‌گرفت، دقیقاً مانند امام رضا(ع) که در عین حال که ولیعهد مأمون شده بود، همواره خطر به حساب می‌آمد و در نهایت به شهادت رسید. جهان اهل بیت همواره حامل چیزی مازاد بر استیت بود و این البته خاصیت جهان‌های عمیق است. رودخانه‌های عمیق معنوی در ظروف کوچک هندسی استیت جا نمی‌شوند.

🔺پایان بخش اول. ادامه در بخش دوم👇

@miladdokhanchi
Forwarded from ميلاد دخانچی
📍بخش دوم از (۶):

▪️لذا این برون‌بودگی، این خروجیت، سرنوشت محتوم سیاست شیعی بود. اساساً شیعگی را این برون‌بودگی، این حمل حقیقت مازاد بر واقعیت معنادار می‌کند. لذا این نبود که شیعه نمی‌خواست در داخل باشد، شیعه نمی‌توانست که در داخل باشد و لذا شیعه به ‌بیرون‌بودگی، به مازاد بودن به در خارج بودن محکوم بوده و هست. برای همین بود که حسین (ع) تصمیم گرفت در خارج از نظم نمادین استیت بایستد. حسین (ع) با عدم بیعت خود بر نظم نمادین مسلط «خروج» کرد و بدین‌وسیله نه فرمان‌برداری امویان را پذیرفت، نه اعتبار سنت پیامبر را به پای امویان ریخت و نه همدست وضع موجود شد.

▪️بنابراین امام حسین (ع)، قیام نکرد؛ انقلاب هم نکرد؛ حسین (ع) از بیعت امتناع ورزید، حسین (ع) در خارج ایستاد، حسین (ع) خروج کرد. در پس مفهوم انقلاب و قیام، نوعی حرکت اجتماعی یا مسلحانه، یا هر دو، برای تصاحب قدرت نشسته است، مفاهیمی که در جامعه‌شناسی مدرن با سنت‌های مارکسیستی و اسلام مارکسیستی در تناظر است، حال آنکه در مفهوم خروج، عدم به رسمیت شناختن، عدم بیع (شیر را از اساس فاسد تلقی کردن) و نوعی امتناع از معامله نهفته است. در پارادایم قیام، قیام‌کننده همچنان به منطق اداره قدرت مسلط مؤمن است، او با موضوع قدرت یا همان شخص اداره‌کننده قدرت سر چالش دارد. و این دقیقاً اختلاف امام باقر (ع) با زید بود. زید به پارادایم قیام معتقد بود و به دست گرفتن شمشیر را لزوم امامت می‌دانست حال اینکه امام باقر (ع) چنین روشی را بر نمی‌تافت. بعد از مختار این عباسیان بودند که قیام کردند، قیام مختار در مجموع به شکست انجامید، قیام‌کنندگان عباسی پیروز شدند، اما آنها پارادایم قدرت مسلط را واژگون نکردند، بلکه به جای امویان خود را در مسند استیت نشاندند. فرق قیام با خروج در این است که قیام‌کننده ساختار را پذیرفته، اما اداره‌کننده ساختار را نمی‌پذیرد، حال آنکه خروج از اساس، مشروعیت ساختار را صرف نظر از صاحب ساختار زیر سؤال می‌برد.

▪️برای همین امام حسین (ع) اصرار داشت که در پس خروجش به دنبال سلطنت نیست، بلکه یگانه انگیزه او امر به معروف و نهی از منکر است: "اَللّهم إنکَ تَعْلَمُ انَّه لَم یکُنْ ما کانَ مِنّا مُنافَسةً فی سلطانِ وَ لا التِماسَ شَیء مِنْ فُضُولِ الحطامِ و لکِنْ لِنَرُدَّ المَعالِمَ مِنْ دینِکَ و نُظهِرَ إلاصلاحَ فی بِلادِکَ، فَیأمَنُ المَظلومونَ مِنْ عِبادِکَ وَ تُقامُ المُعَطَّلَةُ مِن حدودِکَ." خروج البته می‌تواند شکل قیام به خود بگیرد، که در این صورت هم ساختار و هم موضوع ساختار محل حمله است، اما هر قیامی لزوماً خروج نیست. البته باید به خاطر داشت که خروج امام یک خروج نیهیلستی نبود که تاریخ اسلام تجربه خروج نیهلیستی خوارج را پشت سر گذرانده بود. برای همین است که امام حسین (ع) تأکید می‌کند برای سرکشی محض و خودپسندی و فساد و ظلم خروج نمی‌کند که مسأله او اصلاح امت پیامبر است: "إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی، أُُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و أبی."

▪️اما اصلاحات حسینی، اصلاحات رفورمیستی، آن‌گونه که در جامعه‌شناسی مدرن با اصلاحات لیبرال متناظر است، نبود که اگر بود بهترین راه پذیرش منطق دستگاه و اصلاح از درون بود. لذا بر خلاف تصویری که گاهاً اصلاح‌طلبان ایرانی از حرکت حسینی کشیده و آن را در امتداد اصلاحات سیاسی و یا حتی مذاکره عنوان می‌کنند، امام حسین (ع) یک رفورمیست سیاسی و اجتماعی نبود. حسین (ع) لوتر نورس جهان اسلام نبود. منطق اصلاح امام حسین (ع)، اصلاح از طریق خروج بود. اما اصلاح از طریق خروج یعنی چه؟

🔺پایان بخش دوم. ادامه در بخش سوم👇

@miladdokhanchi
Forwarded from ميلاد دخانچی
📍بخش سوم از (۶):

▪️اصلاح از طریق خروج یعنی اصلاح از مسیر به رسمیت نشناختن، یعنی نخریدن کالای فاسد، یعنی عدم پذیرش فرمان‌برداری و بردگی ساختار، هر ساختاری که نمی‌تواند مشروعیت خود را اثبات نماید. اصلاح از طریق خروج اما مخاطرات خود را دارد. حالت ایدئال این است که ساختار برای مورد پذیرش واقع شدن خویش، برای به رسمیت شناخته شدن، سر تعظیم دربرابر دیگری فرود آورده، به جای شیر فاسد، شیر سالم ارائه دهد تا بتواند در فرآیند بیع شرکت کند. در این حالت، خروج، ساختار را به تکاپو می‌اندازد، ساختار باعث دگردیسی شده تا بتواند به بیع با دیگری ادامه دهد. در این شرایط، اصلاح، پیامد خروج است نه همزمان با آن. این یعنی نفس خروج لزوماً چیزی را اصلاح نمی‌کند، اما پیامد خروج می‌تواند اصلاح‌گری باشد.

▪️اما معمولاً ساختار، متکبرتر از آن است که در برابر خروج‌کننده ملایمت و نرمی نشان دهد، ساختار قدرت به جای اصلاح، به جای تلاش برای مورد پذیرش واقع شدن، مسیر استیلا و تحمیل را پیش می‌گیرد و به جای اینکه سر تعظیم در برابر خواهش‌های دیگری فرود آورد، دیگری را به بردگی می‌کشاند و البته برای آن توجیهات الهیاتی نیز می سازد. اینجاست که «الهیات بردگی» متولد می‌شود و خلیفه‌های خود برگزیده خدا(یان) روابط یک‌سویه قدرت را مشروعیت می‌بخشند. اما چرا معمولاً ساختار، به جای ابراز نرمی و اصلاح خود، بر پیشبرد مناسبات و الهیات بردگی اصرار می‌ورزد؟ چه چیزی باعث می‌شود ساختار قدرت به جای شیر سالم به تحمیل خریدن شیر فاسد اهتمام ورزد؟

▪️ساختار به خاطر برتری که از منظر قدرت فیزیکی بر دیگری دارد، بقا و زندگی دیگری را در دستان خود می‌بیند. ساختار می‌گوید: "از آنجا که قدرت من از تو بیشتر است، از آنجا که من امکان تهدید جان تو را دارم، از آنجا که اگر اراده کردم می‌توانم تو را بکشم، عدم به رسمیت شناختن من برای تو مساوی با یک چیز است: مرگ." و این یعنی خروج‌کننده همواره چیزی نزد ساختار قدرت دارد، همواره تقدیر یک چیزی از خروج‌کننده در نزد صاحب قدرت است: زندگی. اینجاست که اصلاح از مسیر خروج، همواره بازی با زندگی یا به بیانی دیگر بازی با مرگ است! اینجاست که اصلاح از مسیر خروج، همواره با نوعی از خطر بقا برای خروج‌کننده همراه است که جز با فائق آمدن بر هراس مرگ و یا حرکت به سمت آن نمی‌توان به اصلاح از طریق خروج امیدوار بود. اینجاست که اصلاح از طریق خروج، همواره رفتاری فرا‌ماتریالیستی، کنشی معنوی و لاجرم درآمیخته با مذهب است و جز با باور به جهان پس از مرگ غیر ممکن است. اینجاست که هیچ نوع ماتریالیسمی، چه مارکسیستی، چه لیبرال، چه آنارشیستی نمی‌تواند به حربه خروج به معنی واقعی آن پایبند باشد؛ و این مشکله دنیای مدرن است، این اساساً نقطه‌ضعف همه نظریه‌های مقاومت در جهان مدرن است.

▪️حسین (ع) از بیعت سر باز زد و استیت اموی، بسان رفتار غالب استیت‌های مدرن و کلاسیک، به جای اصلاح بنیادین خود، همانند شیطان به شوکت و جلال فیزیکی خود کبر ورزید و با اتکای به اینکه بدن حسین (ع) در دستانش است مسیر خشونت‌آمیز اخذ بیعت را در پیش گرفت. حسین (ع) اما تا آخر، خارج ایستاد و نه با ساختار قدرت بلکه با پرورگار دو عالم، وارد معامله شد. او بندگی خدا را بر بردگی شیطان ترجیح داد و این‌گونه با فنای در حق، زیست مادی‌اش به فنا رفت و البته زیست معنوی‌اش جاودانه شد.

🔺پایان بخش سوم. ادامه در بخش چهارم👇

@miladdokhanchi
Forwarded from ميلاد دخانچی
📍بخش چهارم از (۶):

▪️البته همان‌طور که اشاره شد نمی‌توان و نباید مفاهیمی مانند قیام و یا اصلاح‌گری را کاملاً در فرآیند واقعه عاشورا ملغی دانست که میل به اصلاح در کنش حسینی غیر قابل انکار است، یا اینکه به عنوان مثال حرکت امام به سمت کوفه نوعی میل به قیام را متبادر می‌کند، اما آنچه کنش حسینی را پیش از مرگ معاویه تا شهادت امام قابل توضیح می‌کند، نه قیام است، نه انقلاب و نه اصلاحات نه حتی میل به حکومت‌سازی، بلکه عدم بیع، به رسمیت نشناختن، خارج از نظم نمادین ایستادن و در یک کلام خروج است. این یعنی خروج می‌توانست شکل قیام به خود بگیرد که نگرفت، این خروج می‌توانست به درجه‌ای از اصلاحات منجر شود که در آن مقطع نشد، خروج می‌توانست به ایجاد ساخت متفاوتی از قدرت سیاسی بینجامد که نشد، اما خروج همچنان خروج باقی ماند. آری امام حسین (ع) نه قیام کرد و نه به متصدی اصلاحات تبدیل شد. حسین (ع) خروج کرد. او نه‌تنها خروج کرد بلکه اهمیت آن را از مفهوم حقوقی بیع نیز فراتر برد، به‌نحوی که امامان پس از او علی‌رغم بیع ظاهری همچنان خارج از ساختار ایستادند و پایه‌گذار سنتی شدند به نام «تقیه» که در آن شیعه علی‌رغم اینکه به ظاهر در بیع است، اما در باطن از آن خروج می‌کند. لذا خارج ماندن از ساختار، نگنجیدن در چارچوب، حفظ موضع انتقادی نسبت به ساختار قدرت (چه اقتصادی، چه سیاسی و چه فرهنگی) و به چالش کشیدن ظاهری و باطنی ساختار چه از طریق گفتار چه از طریق عمل، نه فقط توضیح‌دهنده کنش حسین (ع) بلکه متعین روح تشیع و از الزامات شیعه بودن است. آنکه خروج نمی‌کند، شیعه نیست. الزام به دسته‌ای از باورها، شیعگی را نمی‌سازد، شیعگی یک کنش، یک نوع خاص قرار گرفتن در برابر ساختار و میزان مقاومت در برابر الهیات بردگی است، الهیاتی که نفی غایی آن جز با تأسی از کنش و آموزه‌های اهل بیت ممکن نیست. چه‌بسیار شیعیانی که «شیعه» نیستند و چه‌بسیار غیر شیعیانی که شیعه اند.

▪️البته اینکه چرا مفاهیمی مانند انقلاب، میل به تشکیل حکومت، قیام و اصلاحات بر کنش امام در تاریخ مدرن برساخت شده است قابل فهم و رصد است. تحت تأثیر حکومت‌گرایی مارکسیسم و اصلاحات لیبرال، در دو مقطع تاریخی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، اسلامیست‌ها و نئواسلامیست‌های ایرانی، مفاهیم غیر دقیقی مانند انقلاب و قیام، اصلاحات و حکومت‌گرایی را برای توصیف کنش امام جعل کردند، مفاهیمی که در روایت کلاسیک شیعی اثری از آنها دیده نمی‌شود. امام حرکت خود را خروج توصیف کرده، اما دیده نشده است روایت‌های سنتی، مفاهیمی مانند قیام و یا انقلاب را به حرکت امام حسین (ع) نسبت دهند. این البته تنها مشکل (نئو)اسلامیست‌ها نبوده و نیست.

▪️بعد از فتح استیت (نئو)اسلامیست‌ها با یک پارادوکس عمده روبرو شدند و آن اینکه چگونه می‌توان حسینی باقی ماند در حالی که اکنون نهضت به نهاد تبدیل شده‌ است و با دیگری‌هایی مواجه هستیم که به انحای مختلف مشروعیت ما را به چالش می‌کشند؟ نئواسلامیست‌ها از خود می‌پرسند: "ما در مواجهه با نظم بین‌الملل می‌توانیم حسینی باشیم، اما در داخل قطعاً حسینی نیستیم که هیچ، استیت ما از منظر فاصله طبقاتی، توزیع رانت و فساد داخلی اگر قابل تناظر با دستگاه‌های اموی نیست، قطعاً شباهت‌های زیادی هم به دستگاه علوی ندارد. پس ما چه هستیم؟" اینجاست که نئواسلامیست‌ها یا همان صاحبان ساختار مسلط، واجد هیچ الگویی برای قدرت‌ورزی خود نیستند و لذا درجا می‌زنند و سعی می‌کنند بین فسادهای مسلط و دستگاه قدرت‌ورزی ائمه از طریق خوانش‌های مغرض تاریخی تناظر ایجاد کرده، وضع موجود را نرمالیزه کنند. این درجازدگی معرفتی نئواسلامیست‌هاست که به جای فاسدان مختلف اقتصادی و سیاسی، در اغلب موارد مبارزان فساد را به عنوان «خطر امنیت ملی» هویت‌یابی می‌کنند و بیش از اینکه جامعه را از منظر کنش حسینی تحلیل کنند زاویه دید ایشان در طرف ساختار قرار گرفته است. این یعنی به جای اینکه خروج‌های غیرنیهیلستی و صالح جامعه را به مثابه فرصتی برای اصلاح ساختار ببینند، دیگری را همواره موضوع خطر فرض کرده به جای اصلاح موضوع بیع به تداوم وضع موجود اصرار می‌ورزند. این البته سرنوشت سیاست بدون الگوست.

🔺پایان بخش چهارم. ادامه در بخش پنجم👇

@miladdokhanchi
Forwarded from ميلاد دخانچی
📍بخش پنجم از (۶):

▪️البته (نئو)اسلامیست‌ها همچنان بر مفهوم قیام و یا اصلاحات از حرکت امام حسین اصرار می‌ورزند، البته قیامی که قبلاً انجام شده و قرار نیست دوباره تکرار شود و یا اصلاحاتی که نه از طریق خروج بلکه فتح صندلی استیت قرار است محقق شود. برای همین است که اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان و طرفداران معرفتی آنان از گذر از پارادایم عاشورا به مثابه قیام / اصلاح به پارادایم خروج وحشت دارند. حتی بعضی یک قدم جلوتر رفته و در موضع‌گیری به شدت عجیب، تقریر عاشورا به مثابه خروج را طرفداری از سیاست امویان جلوه می‌دهند! یا اینکه در اوج فقر معرفتی، آنان مفهوم خروج را به مسافرت و خروج فیزیکی امام از مدینه تقلیل می‌دهند! سؤال این است که مگر خروج در ادبیات کلاسیک عرب به معنی امتناع از بیعت و به چالش کشیدن و تمرد از ساختار نیست؟ اگر خروج واقعاً به معنی خروج فیزیکی بود چرا امام یادآوری می‌کنند که برای جاه‌طلبی و کام‌جویی و آشوب‌گری و ستم‌گری از شهر خارج نمی‌شوند، بلکه هدف دیگری دارند؟ پس چرا از قول پیامبر (ص) پافشاری می‌کنند که "هر كس سلطان سركشی را ببيند… هيچ مقابله‌ای با او نكند، نه با گفتار و نه با كردار، بر خداست كه او را (در روز قيامت) با آن سلطان ظالم در یک جا محشور کند"؟ و اینکه اگر واقعاً خروج به معنی خروج مکانی است پس چرا در سنت نئواسلامیستی به قیام ترجمه شده و می‌شود؟ و اگر اسناد این احادیث مخدوش است پس ارجاع به آنها برای چیست؟

▪️این البته قابل فهم است چرا که آنچه آنان را در قدرت نگه می‌دارد، عاشورا به مثابه قیام و کنش اصلاحاتی است، قیامی که قبلاً توسط اصول‌گرایان رخ داده و اصلاحاتی که قرار است اصلاح‌طلبان آن را از طریق مذاکره به ارمغان بیاورند. وحشت اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان از پارادایم خروج برای این است که باید با واقعیت جامعه‌ای که ساخته‌اند روبرو شوند، جامعه‌ای که «شیر»های غیرقابل بیع زیادی در بازارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن قابل رصد است، جامعه ای که اگر اموی نیست، قطعاً شباهت‌های کمی با جامعه علوی و حسینی دارد.

▪️البته امام حسین (ع) قیام‌کنندهِ اصلاح‌گر، امام حسینی که قبلاً قیام کرده و یا الان در حال مذاکره و اصلاح است یک کارکرد روان‌شناختی مهم به عنوان مکانیسم کنترل اجتماعی دارد و آن این است که موجبات همذات‌پنداری جامعه با یک شخصیت قربانی را فراهم می‌آورد و جامعه را به صبر و مماشات و تحمل وضعیت فرا می‌خواند. در این روایت حسین (ع) قیام کرده الان قربانی شده، و این حسین قربانی بهترین تمثال برای جامعه‌ایست که در مسیر جستجوی آرزوهای خود قربانی شده است. این جامعه می‌تواند بر حسین (ع) بگرید و با گریه بر حسین (ع) ضعف‌های خود را درپوش گذارد، دردهای خود را تسکین بخشد و از همه مهم‌تر انفعال خود را توجیه کند. جامعه در مواجهه با این حسین (ع) می‌گوید: "اگر سرنوشت حسین با آن همه عظمتش قربانی شدن در دستگاه یزید بود، پس سرنوشت ما نیز قربانی شدن است. پس تقلا چرا؟ کنش چرا؟ به نظر می‌رسد بیعت تنها چاره است." این‌گونه است که امتناع از عاشورا به مثابه خروج، از کنش حسینی دستگاه تخدیر و کنترل اجتماعی می‌سازد و بیش از پیش جامعه فرورفته در مصلحت‌های زندگی را به بیعت با ساختارهای متنوع و منتشر جامعه مدرن فرا می‌خواند.

🔺پایان بخش پنجم، ادامه در قسمت ششم👇

@miladdokhanchi
Forwarded from ميلاد دخانچی
📍بخش ششم از (۶):

▪️با این اوصاف باید گفت، بر جامعه و البته حکومت در وضعیت پسااسلامیسم است که خوانش مارکسیستی (قیام) و لیبرالیستی (اصلاح) از عاشورا را برنتابد و پارادایم خروج را (همان‌گونه که حاتمی‌کیا در فیلم اخیر خود با زبان الکن و ایما و اشاره به کرسی نشاند) به مثابه الگوی عاشورایی بپذیرد. پارادایم خروج یعنی به رسمیت نشناختن هر جنس فاسد عرضه‌شده، امتناع از هرگونه معامله یک‌طرفه به هر قیمتی، بالا بردن میزان مطالبه و البته پرداخت هزینه و پذیرش قربانی کردن نسبی زندگی و این البته با خروج نیهیلستی، عربده‌کشی، قشون‌کشی و سرکشی محض تفاوت عمده دارد. پارادایم خروج یعنی من به مثابه جامعه از جنس سوپرمارکت سرکوچه گرفته تا روحانی محل تا معلم مدرسه، تا کنکور تا وضعیت صدا‌وسیما تا محتوای قابل مصرف در فضای مجازی، تا الیگارشی های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی در معرض یک بیع هستم، در معرض انتخاب، در معرض به رسمیت شناساندن خود، در معرض به رسمیت شناختن وضعیت یا جنس ارائه‌شده، که خرید (بیع) من، امتداد وضع موجود است و «خروج» من نیازمند گذار نسبی من از شهوت بقا و البته تبدیل به انسان شدن، تبدیل به خود شدن.

▪️آری، عاشورای قیام، بر قربانی گریه می‌کند و به شکل ذلیلانه‌ای با ساختارهای متنوع جامعه مدرن بیعت می‌کند و عامل تحکیم وضع موجود می‌شود. عاشورای خروج اما، انسان را متوجه عاملیت خود در دستگاه بیع می‌کند، انسانی که وارد هر معامله‌ای نمی شود، انسانی که هر کالا و یا وضعیت ارائه‌شده ولو با تحمیل را نمی‌پذیرد، انسانی که تکاپو و اصلاح ساختار را مطالبه می‌کند و با قربانی کردن پاره‌ای از زندگی، از قربانی شدن و گریه بر قربانی جلوگیری می‌کند. حتی اگر در مقام نفی عاشورای قیام نباشیم باید بپذیریم که پارادایم قیام به آخر خود رسیده است. اکنون زمان آن فرا رسیده که بازی‌های زبانی بی‌حاصل را متوقف کرد و این پرسش را طرح کرد که مگر چیزی جز نپذیرفتن و خارج ایستادن نسبت به وضع موجود در سیاق حرکت امام قابل رصد است؟ پارادایم خروج تنها راه بقای انسان بودن ماست و نفی پارادایم خروج و اصرار بر پارادایم قیام -آن هم قیامی که قبلاً انجام شده- اصرار ما به بقای حیوانی. خروج یعنی جاودانگی انسان، دقیقاً مثل جاودانگی نه بدن، بلکه روح حسین (ع).

🔺پایان.

@miladdokhanchi
HichKidz08 (t)
منجنیق - Manjanigh Collective
@ManjanighCollective
رادیو هیچ‌کیدز | شماره‌ی هشت | عدالت به شرط ساطور
Forwarded from دولت بهار
🔴 رهبر معظم انقلاب: امارات متحده عربی خیانت کرد

امارات متحده عربی هم به دنیای اسلام خیانت کرد، هم به ملتهای عرب و کشورهای منطقه خیانت کرد و هم به فلسطین خیانت کرد.

البته این خیانت دیر نخواهد پایید اما این لکه ننگ بر آنها خواهد ماند.

پای صهیونیستها را به منطقه باز کردند و مسئله فلسطین را که مسئله غصب یک کشور است به فراموشی سپردند و عادی‌سازی کردند.

ملت فلسطین زیر فشارهای شدید قرار دارند از همه جهات، آن‌وقت آنها می‌آیند با اسرائیلی‌ها و عناصر پلید آمریکایی مثل آن یهودی که در خانواده ترامپ وجود دارد علیه مصالح دنیای اسلام کارمیکنند و با قساوت تمام با دنیای اسلام برخورد میکنند.

امیدوارم اماراتی‌ها زود بیدار شوند و کاری که کرده‌اند را جبران کنند.

به این فکر کنیم چرا انقدر طواغیت عالم و فراعنه عالم اصرار دارند که در آموزش و پرورش کشورها گاهی اوقات با سر و صدا مثل سند ۲۰۳۰، نفوذ کنند؟ اصرار آنها به نفوذ به خاطر تاثیر آموزش و پرورش است.

دشمن قصد دارد کاری را که بوسیله نظامی از انجام آن ناتوان است، با نفوذ و از راههایی مانند سند ۲۰۳۰ و ساختن انسان‌هایی تربیت کند که مثل او فکر و اهداف عملیاتی او را پیاده کنند تا زمینه غارت ملتها فراهم شود.

الان هم شنیده‌ام سند ۲۰۳۰ در گوشه و کنار بوسیله آدمهای ناباب یا غافل دارد اجرا میشود؛ این را باید به طور جدی دنبال کنید.

مدارس پرورش استعدادهای درخشان یا همان سمپاد از مسائل مهم و اساسی آموزش و پرورش است. ابلاغ مصوبه مربوط به مدارس سمپاد با تأخیر انجام شد.

باید موضوع شناسایی و پرورش استعدادهای درخشان را جدی گرفت.جایگاه کشور در المپیادها نیز باید بهبود و ارتقاء یابد زیرا در سال های اخیر وضعیت ما برجسته نبوده است.

راه اندازی شبکه شاد، اقدام بسیار خوبی است اما آموزش مجازی نباید موجب شود که دانش آموز در معرض آسیب‌های فضای مجازی و خطرات اخلاقی و اعتقادی قرار گیرد.

در مورد عدالت آموزشی و بهره‌مندی دانش آموزان از سهم مناسب خود در همه نقاط کشور بویژه مناطق دوردست و شناسایی و پرورش استعدادهای درخشان در مناطق محروم بارها صحبت شده است و اکنون که مسئله آموزش مجازی مطرح است، موضوع عدالت آموزشی حساس‌تر از گذشته است.

@dolatebahar
Forwarded from بی تعارف (Ali Keshmiri)
🔴 محیط بان حسن نژاد به یاران شهیدش پیوست.

⚫️ساعاتي پيش #محيطبان حسن نژاد از مامورين اجرايي اداره كل محيط زيست استان هرمزگان بر اثر اصابت گلوله مستقيم به سينه از سوي شكارچيان متخلف به #شهادت رسيد.
احدی از ضاربین دستگیر و نفردوم متواریست.
👉 @Bitaarofchanel
Forwarded from سیدمجیدحسینی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻

#محمد_مطلق

💢 داستان سوگند، دل همه ی ما را آزرد.
بچه‌ای معصوم و زیبا که نقاشی‌هایش فوق العاده بود؛ سرشار از استعداد و توانایی.
اما از دنیا هیچ نداشت، شناسنامه نداشت، مدرسه نمی‌رفت.

🔹️‌او دیگر حتی آرزویی هم نداشت، چون آرزو در لحظه‌ای ایجاد می‌شود که این بچه از مقدمات زندگی برخوردار باشد و بتواند چیزی را در ذهن خود تصور کند.

💢 انگار حتی آرزو هم طبقاتی شده.

🔹️ سوگند می‌توانست در آینده یک فرد موفق شود؛ اما نه... آینده را از قبل پیش فروش کرده‌اند؛ سهم او از دنیا هیچ است.

🔸️ چرا کسی سوگندها را نمی‌بیند؟


🌐 @majidhosseini58
Forwarded from ستاره‌ سینما
🔴 ماجرای شلاق زدن یک سینماگر در وزارت ارشاد توسط شلاق‌زن اصلاح‌طلب دوباره داغ شد!

⭕️ فرح‌بخش: از آزادی دم نزنید که بدجوری توی ذوق می‌زند!

فیض‌الله عرب‌سرخی از عناصر اصلاح‌طلب و مدیر حراست وزارت ارشاد در زمان سید محمد خاتمی در دهه شصت، بار دیگر درصدد تکذیب ماجرای شلاق زدن عبدالله علیخانی تهیه‌کننده سینما برآمد و حسین فرح‌بخش تهیه‌کننده سینما و شریک علیخانی را متهم کرد که به دنبال خانه‌نشینی او و اصلاح‌طلبان است!

فرح‌بخش در واکنش به دروغگویی عرب‌سرخی بیان داشت که آن شلاق‌زنی فقط یکی از ده‌ها اتفاق تلخ سینمایی دهه شصت بود و عبدالله علیخانی کماکان بر روایتش اصرار دارد و نشان به آن نشان که هنگام شلاق‌زنی، دمپایی ابری پای عرب‌سرخی بوده است. فرح‌بخش ضمن دعوت عرب‌سرخی به مناظره آزاد، بیان داشت که حرف‌هایی تازه درباره رزومه عرب‌سرخی در وزارت بازرگانی یا رایزنی در پاکستان هم دارد.

شایان ذکر است در دوره وزارت ارشاد خاتمی در دهه شصت و معاونت سینمایی فخرالدین انوار، بسیاری از هنرمندان ممنوع از کار شدند و برخوردهای خشن و خوداجتهادی مانند شلاق‌زدن یک سینماگر در وزارت ارشاد نیز اتفاق افتاد!

@setare30nama
Forwarded from عدالت‌خانه
⭕️دعوای درونی شما به خودتان مربوط است!

#حسین_شهبازی_زاده

🔹این دعوای درونی شماست. به ما چه؟ برای ما چه اهمیتی دارد که فلانی دوشنبه بعد از ظهر مطلع شده یا جمعه صبح؟ برای ما چه اهمیتی دارد این گردن هم انداختن هایتان؟ حالا شما چه افتخاری کسب کرده اید که شیخ حسن جا مانده؟ یا او چه گلی زده که شما جامانده اید؟
یک نفر و ده نفر و صد نفر مگر بوده جناب؟
شما هشت ماه حتی یک عدد حاضر نشدید از تعداد کشته شده ها بدهید. تا امروز حاضر نشده اید به تفکیک اسامی و نحوه کشته شدن واقعه را شرح بدهید. هنوز یک افسر جزء بابت این دریای خون، به اندازه چهار تا کلاغ پر توبیخ نشده.
نگو دویست نفر آدم، بگو دویست عدد گلدان!
کم جفایی بود؟ از این داغ بزرگتر؟ هنوز هم حرف میزنید؟ در این مورد هم حرف میزنید؟ هنوز هم بر اسب طلبکاری؟ بیخیال بابا

@adalat_khaneh
Forwarded from راه سوم
🅾️پناهیان: رئیس جمهور و بقیه مسئولین اگر از رهبری تبعیت نکنند، به جهنم خواهند رفت/الان عدالتخواهی فایده ندارد

🗣 علیرضا پناهیان در مراسم شب شام غریبان در دانشگاه افسری امام علی(ع):

مساوات یعنی کاری که «ابالفضل العباس» در تبعیت از امام حسین (ع) کرد؛ رئیس جمهور و بقیه مسئولین هم باید برای رهبری همین کار را بکنند، والا می‌روند جهنم.

جنگ تحمیلی به خاطر بازرگان بود، ۱۷ هزار شهید ترور هم همینطور؛ این عدالت است که اسمش را می‌گذارید روی خیابان؟

رگباری فحش می‌بندند که فلانی عدالتخواهی را محدود کرد به دزدی‌ها؛ شعار عدالتخواهی الان فایده‌ای ندارد.

اولین کسی که از عدالتخواهی صحبت کرد هاشمی رفسنجانی با طرح‌های لیبرالی بود؛ بچه که نیستم هرکس از عدالتخواهی بگوید غش کنم براش، مثل برخی از این جوانانی که اخیراً آمدند./انتخاب


📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
   
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
🅾️دولت بی اختیار است

🗣حسین راغفر،اقتصاددان:

دولت‌ها اختیاری برای انتخاب سیاست‌های اقتصادی ندارند

در نظام مدیریتی ما ۲ دولت فعال هستند

بخش‌‌هایی که زیر نظر دولت نیستند، در به وجود آمدن دشواری‌ها نقش پررنگی دارند

نهادهای غیردولتی از پرداخت مالیات هم معاف هستند

موازی‌کاری‌ها را از پیش روی دولت مستقر برداریم/ اعتمادآنلاین

📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔️
   
📢@rahsevom
Forwarded from بازار آزاد (Razzagh)
گرته برداری ناقص جواد طباطبایی از لئو اشتراوس

🖋یک انگارۀ کانونی در فهم طباطبایی از بحران، «جدال قدیم و جدید»است. گرچه طباطبایی در کتابهایش به وامگیری فکری از لئو اشتراوس اشاره‌ای نمیکند، این انگاره براستی یادآور «جدال قدیمیها و جدیدها»ی اشتراوس و نیز دوگانۀ «آتن ـ اورشلیم»اوست

اشتراوس و طباطبایی هر دو زوال سیاسی را، چه در اروپا و چه در ایران، پیامد زوال فلسفۀ سیاسی میدانند. طباطبایی هم مثل اشتراوس، فلسفۀ سیاسی را هم‌عنان تأمل عقلانی دربارۀ زندگی اجتماعی و مدنی میشمارد؛ تأملی که به نشانۀ چندین سده زوال در ایران، قرنهاست از افق اندیشه و عمل ایرانیان دور افتاده. بی‌شک طباطبایی پیرو نگاه ضدمدرن اشتراوس نیست

در چشم اشتراوس، تنش آتن ـ اورشلیم «راز سرزندگی» تمدن غرب و چالشی است میان خرد(یونانی/عرفی) و وحی، که نباید با هیچ سنتزی و یا با پیروزی هیچیک از دو سو پایان یابد. و این جدال را باید همیشه چون «تنشی پُربار و نیرودهنده» زنده نگه داشت

در صورتبندی اشتراوس، دومین تنش، دوگانۀ «جدال قدیمیها وجدیدها»ست؛ ناسازگاری میان عقلانیت‌ابزاری مدرن(عقل روشنگری) و ارتدوکسی (دینی). به ‌باور اشتراوس، در اروپای مدرن نیروی فراگیر عقلانیت‌ابزاری روشنگری بر خرد(یونانی/عرفی) و ارتدوکسی دینی هردو چیره شده. این پایان‌یافتن جدال خود بمعنای زوال اندیشۀ اروپایی است؛ چراکه به خاموشی تنش میان آتن ـ اورشلیم نیز انجامیده

ناسازگاری هگل و اشتراوس به کنار، برگرفته‌های طباطبایی از اشتراوس نیز، مثل کاربست‌اش از هگل، بسیار گزینشی‌اند و پروای انسجام ندارند. انگارۀ جدال قدیم و جدید طباطبایی در‌هم‌جوشی است از دو دوگانۀ اشتراوس. «قدیم» طباطبایی بسیار همانند اورشلیم اشتراوس است. درحالیکه «جدیدش» هیچ عقلانیت‌ابزاری اشتراوس را بخاطر نمیآورد. «جدید»طباطبایی نامی دیگر است برای حکمت/خرد عرفی/یونانی، و نه بر عقلانیت‌ابزاری که در دوگانۀ اشتراوس در برابر حکمت عرفی/یونانی مینشیند. لذا کاربست مفهوم«جدید» در طباطبایی از آن تمایز ظریف و کانونی که اشتراوس میان عقلانیت ابزاری(که به ‌دید اشتراوس پاره‌ای از سرشت رو به زوال مدرنیته است) و حکمت/خرد یونانی/عرفی (همان که اشتراوس فلسفۀ سیاسی افلاطونی میخواند)درمی‌اندازد، بی‌بهره است

درحالیکه اشتراوس بازافروختن تنش میان آتن و اورشلیم را نوشداروی زوال غرب مدرن میداند، طباطبایی نیز ازسرگیری جدال قدیم و جدیدِ خودش را دوای زوال ایران میشناسد. درحالیکه اشتراوس با بازافروختن تنش میان آتن و اورشلیم، سکولاریسم سیاسی را پس میزند و به زنده‌کردن ارتدوکسی دینی(تئوکراسی) در غرب مدرن فتوا میدهد، برنامۀ طباطبایی نشاندن عقل عرفی ‌جای سنت/ارتدوکسی دینی است. یعنی، آنچه به ‌دید اشتراوس دلیل زوال غرب سکولار بود(یعنی حاکمیت عقل سکولار و مدرن) در نظر طباطبایی بسان علاجی برای زوال ایران فراخوانده میشود

طباطبایی بر آن است که در انقلاب مشروطه، شماری از روشنفکران کوشیدند تا شعلۀ جدال قدیم و جدید را برافروزند اما افسوس که به باور طباطبایی «قدیم»مُرده‌‌تر از آن بود که پا به جدالی بگذارد و بدین‌رو به برآمدن نوشدارو مددی رساند. لذا نباید خواستِ طباطبایی برای بازافروختن جدال قدیم و جدید را بمعنای ظاهری‌اش گرفت. در نگاه طباطبایی، سنت متصلب استخوانی چنان مرده است که به‌هیچ‌رو از او امید درگیری در جدالی چنین پرهول‌وهراس نمیتوان داشت. بنابراین فراخوان طباطبایی برای زنده‌کردن جدال، در بهترین حالت، یک آرزوی ساده‌دلانه برای درآغوش‌گرفتن یکبارۀ مدرنیتۀ عرفی است

در نظر طباطبایی:
1⃣سنت ایران گرفتار در وضعیت «انحطاط مضاعف»است که در دامش نه میتواند موقعیت رو به زوال خود را ببیند و نه میتواند به ناقدیِ این گرفتاری برخیزد تا راهی‌ بسوی رهایی بگشاید
2⃣از درون، زمان برای فهم و نقد این سنت صُلب برای همیشه سپری شده و نقد تنها از دیدگاه مدرن/بیرون ممکن است
3⃣اما ایرانیان نمیتوانند از دیدگاه مدرن به سنت بنگرند چراکه زیستن در بن‌بست سنت، افق هرمنوتیکی دیدشان را فروبسته

طباطبایی برغم دعوی در پیروی از هگل و اندیشۀ دیالکتیکی، در نگاه دوگانه‌پندار خویش جای چندانی برای سنتز قطبها و درهم‌آمیختگی دیالکتیکی آنها باز نمیکند و چون اشتراوس به سازش‌ناپذیری و سنتزناپذیری آنها باور دارد. به‌گفتۀ او، آخرین‌بار که ایرانیان مشروطه‌خواه با سودای سنتز میان مدرنیته و سنت ایرانی سرخوشی‌ کردند، پیامدش سردرد خمارِ ایدئولوژیهای دل‌‌آزار بود. طباطبایی ایرانیان را در حال و روز داستان قصر کافکا وامی‌نماید:گویی آنان در آستانۀ قصر مدرنیته ایستاده‌اند، بیخبر از آن‌چه در درون قصر میگذرد، بیخبر از آنچه آنها را به درِ دروازۀ این قصر کشانیده‌ و بیخبر از اینکه چرا پیوسته بر حلقۀ در میکوبند بی‌آنکه هیچگاه این در بروی آنان باز شود. تصویر کافکایی طباطبایی از ایران حس ناامیدی و درماندگی برمی‌‌انگیزاند
@FreemarketEconomy