Forwarded from مکتوبات
📝فمینیسم ایرانی بردهگیری میخواهد نه برابری
#دانشطلب
🔹یک زن میخواهد به اروپا برود و اسکی کند و چون با شوهرش اختلاف دارد و او اجازه خروج نداده فضای مجازی را پرکردهاند از فحشهای یکطرف به قوانین. یادم افتاد کلیترین تجربه زندان برای بنده این بود که چهار «میم» زندگی جوانها را نابود کرده؛ مواد، مشروب، موتور، و مهریه.
🔸میلیونها مردی که از مهریههای سنگین گزیده شده و زندگیشان رنگ جهنم گرفته زیر باز قسط ماهانه کمر خم کرده ممنوع الخروج شده یا در زندای موسپید کردهاند هرگز برای فمینیستهای ایرانی داخل آدم نبودهاند. یک زن ورزشکار اگر ممنوع الخروج شود اشک همهشان درمیآید.
🔹جیغ و داد راه انداختهاند که مردها به محضر بروند و حق طلاق و خروج از کشور و رضایت مطلق به اشتغال را امضا کنند اما صدایشان در نمیآید که بد نیست زنها هم مهریه را ببخشند. اوضاع از داخل ایران تراژیک به نظر میرسد اما دیگران اگر از بیرون نگاه کنند احتمالا جز طنز نمیبینند.
🔸فمینیسم ایرانی سراسر طلبکاری است. هم مزایای آزادی را میخواهند هم حمایتهای دینی را اما نه به تساوی مدرن تن میدهند و نه به تکالیف سنتی. به قوانین فحش میدهند اما نفقه و مهریه را دوست دارند و به روی خودشان نمیآورند که شروط ضمن عقد را هم همین قوانین دینی اجازه داده.
🔹قوانین ما ظرفیت انواع ازدواج را دارند؛ از سنتیِ ایرانی گرفته تا الگوی شبیه شده به همباشی. کسی هم نمیتواند دیگران را نهی کند که از اختیاراتشان در این طیفِ گسترده استفاد نکنند. اما چشمداشت فمینیستها نوعی عدم توازن کاریکاتوری و تغییر قوانین برای رسمی کردن آن است.
🔸شروط ضمن عقد خروج از سنتی است که مهریه سنگین هم در آن قرار دارد، اینها دو طرفِ یک معادله هستند. این معادله از نظر ما هم نامطلوب است اما یک طرفه دیدنش مشکلات بزرگتری ایجاد میکند. مردی که هم حق طلاق بدهد هم مهریه سنگین را بپذیرد رسما به بردۀ زن تبدیل خواهد شد.
🔹مهریه سنگین پدیده ویرانگری است که هرگز ترکیب «ظلم به مردان» برایش ساخته نشده منتها کسی که واقعا با تبعیض مخالف باشد به همان نسبت که برای زنها داد و بیداد میکند باید برای زندانیان مهریه و سربازی و... هم داد بزند، که خب نمیزنند! شعار برابری شوخی زشت فمینیستها است.
t.me/maktubaat/23832
@maktubat
#دانشطلب
🔹یک زن میخواهد به اروپا برود و اسکی کند و چون با شوهرش اختلاف دارد و او اجازه خروج نداده فضای مجازی را پرکردهاند از فحشهای یکطرف به قوانین. یادم افتاد کلیترین تجربه زندان برای بنده این بود که چهار «میم» زندگی جوانها را نابود کرده؛ مواد، مشروب، موتور، و مهریه.
🔸میلیونها مردی که از مهریههای سنگین گزیده شده و زندگیشان رنگ جهنم گرفته زیر باز قسط ماهانه کمر خم کرده ممنوع الخروج شده یا در زندای موسپید کردهاند هرگز برای فمینیستهای ایرانی داخل آدم نبودهاند. یک زن ورزشکار اگر ممنوع الخروج شود اشک همهشان درمیآید.
🔹جیغ و داد راه انداختهاند که مردها به محضر بروند و حق طلاق و خروج از کشور و رضایت مطلق به اشتغال را امضا کنند اما صدایشان در نمیآید که بد نیست زنها هم مهریه را ببخشند. اوضاع از داخل ایران تراژیک به نظر میرسد اما دیگران اگر از بیرون نگاه کنند احتمالا جز طنز نمیبینند.
🔸فمینیسم ایرانی سراسر طلبکاری است. هم مزایای آزادی را میخواهند هم حمایتهای دینی را اما نه به تساوی مدرن تن میدهند و نه به تکالیف سنتی. به قوانین فحش میدهند اما نفقه و مهریه را دوست دارند و به روی خودشان نمیآورند که شروط ضمن عقد را هم همین قوانین دینی اجازه داده.
🔹قوانین ما ظرفیت انواع ازدواج را دارند؛ از سنتیِ ایرانی گرفته تا الگوی شبیه شده به همباشی. کسی هم نمیتواند دیگران را نهی کند که از اختیاراتشان در این طیفِ گسترده استفاد نکنند. اما چشمداشت فمینیستها نوعی عدم توازن کاریکاتوری و تغییر قوانین برای رسمی کردن آن است.
🔸شروط ضمن عقد خروج از سنتی است که مهریه سنگین هم در آن قرار دارد، اینها دو طرفِ یک معادله هستند. این معادله از نظر ما هم نامطلوب است اما یک طرفه دیدنش مشکلات بزرگتری ایجاد میکند. مردی که هم حق طلاق بدهد هم مهریه سنگین را بپذیرد رسما به بردۀ زن تبدیل خواهد شد.
🔹مهریه سنگین پدیده ویرانگری است که هرگز ترکیب «ظلم به مردان» برایش ساخته نشده منتها کسی که واقعا با تبعیض مخالف باشد به همان نسبت که برای زنها داد و بیداد میکند باید برای زندانیان مهریه و سربازی و... هم داد بزند، که خب نمیزنند! شعار برابری شوخی زشت فمینیستها است.
t.me/maktubaat/23832
@maktubat
Telegram
رسانه مکتوبات
🔸ممنوعالخروج شدن #سمیرا_زرگری ناراحتتون کرد؟ جالب اینجاست بدونید بیش از نیممیلیون مرد بخاطر #مهریه ممنوعالخروج هستند که هیچ، کل اموالشون بخاطر مهریه توقیف شده قسط مهریه میدن و اگه قسط رو ندن،زندانی میشن! وقتی #مهریه میلیاردی باشه زن میتونه بره خارج…
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
🔸این یک نمونه از تبلیغات اینستاگرامی دندانپزشکی ها در ایران است. منشی های تحریک کننده، پسران و دختران دندانپزشک جوان با آرایش های غلیظ، ریش های آنکادر شده، ابروهای برداشته، روپوش های باز، لباس های نامتعارف...
🔹وقتی پزشکی تبدیل به کالا شد، جاذبه های جنسی هم همراه آن می آید و تبدیل به یک پدیده لاکچری می شود. تقصیر این به اصطلاح پزشک های بی سواد و بی معرفت نیست. آنها قسم پزشکی شان را خوب خورده اند، مشکل از ساختاری است که سرمایه داری پزشکی را به یک امر مسلم و بی چون و چرا در جامعه تبدیل کرده است، طوری که حتی دیگر کسی با دیدن این عکس ها سوال نمی کند که مگر مطب پزشک اتاقک ردلایت آمستردام است؟
@maktubaat
🔹وقتی پزشکی تبدیل به کالا شد، جاذبه های جنسی هم همراه آن می آید و تبدیل به یک پدیده لاکچری می شود. تقصیر این به اصطلاح پزشک های بی سواد و بی معرفت نیست. آنها قسم پزشکی شان را خوب خورده اند، مشکل از ساختاری است که سرمایه داری پزشکی را به یک امر مسلم و بی چون و چرا در جامعه تبدیل کرده است، طوری که حتی دیگر کسی با دیدن این عکس ها سوال نمی کند که مگر مطب پزشک اتاقک ردلایت آمستردام است؟
@maktubaat
Forwarded from ما حامی اصلاح قانون اساسی هستیم
♈️بازنگری قانون اساسی تنها راه جلوگیری از غلطیدن ایران در گرداب خشونت است
♈️دکتر علی اکبر گرجی، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب بازنگری قانون اساسی، در نوزدهمین کنگره حزب مردمسالاری که با محوریت بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزار میشود، با اشاره به اینکه نقاط قوت و ضعف قانون اساسی بر همگان آشکار شده و انکار آن نشانه دوراندیشی نیست گفت: پیشبینی ساز و کار بازنگری در قانون اساسی به معنای پذیرش امکان وجود ابهامات و اشکالات در آن است.
♈️دکتر گرجی، بازنگری و نوسازی قانون اساسی را خردمندانهترین راه همگام شدن با مطالبات روز جامعه دانست و گفت: با سپری شدن چهار دهه که مردم ایران با امید به بهترشدن وضعیت به سر بردند چارهای جز بازنگری در مولفههای قدرت و آزادی باقی نمانده است.
♈️وی افزود: جریان اصلاحات مساله بازنگری در قانون اساسی را به یک راهبرد تبدیل نکرده است درحالیکه تنها روشی است که میتواند ایران را از غلطیدن در گرداب خشونت باز دارد.
♈️وی تاکید کرد: تابآوری ملت ایران رو به اتمام است و نظام مدیریتی کشور حساسیت خود را نسبت به این موضوع از دست داده است.
⚛ @jomhuriyat
♈️دکتر علی اکبر گرجی، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب بازنگری قانون اساسی، در نوزدهمین کنگره حزب مردمسالاری که با محوریت بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزار میشود، با اشاره به اینکه نقاط قوت و ضعف قانون اساسی بر همگان آشکار شده و انکار آن نشانه دوراندیشی نیست گفت: پیشبینی ساز و کار بازنگری در قانون اساسی به معنای پذیرش امکان وجود ابهامات و اشکالات در آن است.
♈️دکتر گرجی، بازنگری و نوسازی قانون اساسی را خردمندانهترین راه همگام شدن با مطالبات روز جامعه دانست و گفت: با سپری شدن چهار دهه که مردم ایران با امید به بهترشدن وضعیت به سر بردند چارهای جز بازنگری در مولفههای قدرت و آزادی باقی نمانده است.
♈️وی افزود: جریان اصلاحات مساله بازنگری در قانون اساسی را به یک راهبرد تبدیل نکرده است درحالیکه تنها روشی است که میتواند ایران را از غلطیدن در گرداب خشونت باز دارد.
♈️وی تاکید کرد: تابآوری ملت ایران رو به اتمام است و نظام مدیریتی کشور حساسیت خود را نسبت به این موضوع از دست داده است.
⚛ @jomhuriyat
Forwarded from سیدمجیدحسینی
▫️▫️▫️
✍ #محمد_مطلق
💢 "قضاوت نکنید"، اسم رمز پنهان کردن فساد است.
🔹️ میدانند که قضاوت کردن افراد آگاه، کار و کاسبی آن هارا کساد میکند.
میفهمند که قضاوت کردن، میتواند پایههای عقیدتی آنها را بلرزاند.
🔸️ ما حتما قضاوت میکنیم، این تنها کاری است که میتوانیم علیه آن ها بکنیم.
🌐 محمد مطلق
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام|
|آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
✍ #محمد_مطلق
💢 "قضاوت نکنید"، اسم رمز پنهان کردن فساد است.
🔹️ میدانند که قضاوت کردن افراد آگاه، کار و کاسبی آن هارا کساد میکند.
میفهمند که قضاوت کردن، میتواند پایههای عقیدتی آنها را بلرزاند.
🔸️ ما حتما قضاوت میکنیم، این تنها کاری است که میتوانیم علیه آن ها بکنیم.
🌐 محمد مطلق
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام|
|آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Forwarded from اسکان نیوز
🔻رقیب جدید زندگی شهری
🔹۲۰ کشور انتقال جمعیت شهرنشین را کلید زدند
▫️ هشدار مکرر نهادهای معتبر جهانی درباره «تبعات رشد تصاعدی جمعیت شهرنشین» سرانجام مورد توجه گروهی از دولتها قرار گرفت. ۲۰ کشور -عمدتا اروپایی- برای پایان دادن به چالشهای فزاینده زندگی شهری، برنامه جابهجاییهای بزرگ جمعیتی از شهر به روستا را در دستور کار گذاشتهاند. این برگشت به زندگی روستایی از نگاه کارشناسان، «بازگشت مدرن» توصیف میشود.
▫️ساخت دهکدههای با جمعیت میانگین یک هزار نفری تحت عنوان «بومروستا» پلان جایگزین زندگی ماشینی در شهرها است. در این دهکدهها قرار است جای همه اسباب و لوازم زندگی شهری -از جمله آلایندههای زیستمحیطی- خالی بماند.
بیشتر بخوانید:
https://www.eskannews.com/report/33823
eskannews.com
@eskannews_com
🔹۲۰ کشور انتقال جمعیت شهرنشین را کلید زدند
▫️ هشدار مکرر نهادهای معتبر جهانی درباره «تبعات رشد تصاعدی جمعیت شهرنشین» سرانجام مورد توجه گروهی از دولتها قرار گرفت. ۲۰ کشور -عمدتا اروپایی- برای پایان دادن به چالشهای فزاینده زندگی شهری، برنامه جابهجاییهای بزرگ جمعیتی از شهر به روستا را در دستور کار گذاشتهاند. این برگشت به زندگی روستایی از نگاه کارشناسان، «بازگشت مدرن» توصیف میشود.
▫️ساخت دهکدههای با جمعیت میانگین یک هزار نفری تحت عنوان «بومروستا» پلان جایگزین زندگی ماشینی در شهرها است. در این دهکدهها قرار است جای همه اسباب و لوازم زندگی شهری -از جمله آلایندههای زیستمحیطی- خالی بماند.
بیشتر بخوانید:
https://www.eskannews.com/report/33823
eskannews.com
@eskannews_com
Forwarded from آرمان دانشگاه تهران
⚪️🔴🔵«نامهی مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران به رییس قوهٔ قضاییه در ارتباط با اظهارات جدید رییس قوهٔ قضاییه درمورد نظارت بر زندانها»
🔻در بخشی از نامه آمده:
🔹صحبتهای اخیر شما مبنی بر باز بودن در زندانها به روی فعالین حقوق بشر تعجب ما را برانگیخت. با وجود اینکه جریانات دانشجویی و فعالین مدنی از سالهای گذشته، همواره در خصوص نبود نظارت بر زندانها هشدار داده بودند و بارها درخواست بازدید سرزده از زندانها را داشتند. درخواستهایشان را بیپاسخ گذاشتید و از کشورهایی دعوت به بازدید کردید که اساسا نحوهی برخورد با زندانیهایشان نیازی به توضیح ندارد.
🔸شما را به نامهی جنبش عدالتخواه دانشجویی دانشگاه تهران، به تاریخ ۹۸/۳/۲۹ و شماره ۹۸۰۳۲۹/۱ ارجاع میدهیم؛ نامهای که با گذشت بیستماه، همچنان از سوی شما بیپاسخ مانده است!
⭕️ @ut_edalatkhahi
🔻در بخشی از نامه آمده:
🔹صحبتهای اخیر شما مبنی بر باز بودن در زندانها به روی فعالین حقوق بشر تعجب ما را برانگیخت. با وجود اینکه جریانات دانشجویی و فعالین مدنی از سالهای گذشته، همواره در خصوص نبود نظارت بر زندانها هشدار داده بودند و بارها درخواست بازدید سرزده از زندانها را داشتند. درخواستهایشان را بیپاسخ گذاشتید و از کشورهایی دعوت به بازدید کردید که اساسا نحوهی برخورد با زندانیهایشان نیازی به توضیح ندارد.
🔸شما را به نامهی جنبش عدالتخواه دانشجویی دانشگاه تهران، به تاریخ ۹۸/۳/۲۹ و شماره ۹۸۰۳۲۹/۱ ارجاع میدهیم؛ نامهای که با گذشت بیستماه، همچنان از سوی شما بیپاسخ مانده است!
⭕️ @ut_edalatkhahi
Forwarded from جای پا جویان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انحصار خدا
ویدیو را ببینید. خلاصه ایست از همه ی دعواهای روشنفکری مذهبی با اهالی حوزه. یکی، صادقانه، تبار نظری اش را به سید جمال می رساند و دیگری خود را نماینده خدا، پیامبر و امام صادق (ع) می داند. رهدار، نه تنها تفسیرش از دین را متصل به وحی می پندارد که جریان فکری مذهبی مقابلش را بی بته و بی ربط به خدا معرفی می کند.
با یا بدون عمامه، فرقی نمی کند. از سید جمال الدین اسد آبادی تا صالحی نجف آبادی، هزینه ی تکاندن سنت، محکومیت به بی خدایی بوده است. دخانچی وقتی در دو حرکت از دایره ی اسلام بیرون انداخته شد متحیر، چهره ی رهدار را می نگریست که می خندد و تکفیر را تایید می کند. اما این ماجرای جدیدی نیست. سالهاست که شریعتی، حکیمی، التقاطی. سروش، یهودی و ملکیان، سکولار نامیده می شوند.
خدا در انحصار نهاد حوزه است. حتی اگر طلبه های امروز، دیروز، پشت سرت نماز خوانده باشند با اولین حرف متفاوت. علم زده، سکولار، بی باور به غیب، بی ایمان به اعجاز و در دوستانه ترین حالت، بی سواد خوانده می شوی. این، فرهنگ همه ی اهالی حوزه نیست اما در این سالها، رشد واضحی داشته. دخانچی باید خود را برای بیش از این آماده کند.
@jayePajooyan
ویدیو را ببینید. خلاصه ایست از همه ی دعواهای روشنفکری مذهبی با اهالی حوزه. یکی، صادقانه، تبار نظری اش را به سید جمال می رساند و دیگری خود را نماینده خدا، پیامبر و امام صادق (ع) می داند. رهدار، نه تنها تفسیرش از دین را متصل به وحی می پندارد که جریان فکری مذهبی مقابلش را بی بته و بی ربط به خدا معرفی می کند.
با یا بدون عمامه، فرقی نمی کند. از سید جمال الدین اسد آبادی تا صالحی نجف آبادی، هزینه ی تکاندن سنت، محکومیت به بی خدایی بوده است. دخانچی وقتی در دو حرکت از دایره ی اسلام بیرون انداخته شد متحیر، چهره ی رهدار را می نگریست که می خندد و تکفیر را تایید می کند. اما این ماجرای جدیدی نیست. سالهاست که شریعتی، حکیمی، التقاطی. سروش، یهودی و ملکیان، سکولار نامیده می شوند.
خدا در انحصار نهاد حوزه است. حتی اگر طلبه های امروز، دیروز، پشت سرت نماز خوانده باشند با اولین حرف متفاوت. علم زده، سکولار، بی باور به غیب، بی ایمان به اعجاز و در دوستانه ترین حالت، بی سواد خوانده می شوی. این، فرهنگ همه ی اهالی حوزه نیست اما در این سالها، رشد واضحی داشته. دخانچی باید خود را برای بیش از این آماده کند.
@jayePajooyan
Forwarded from سیدمجیدحسینی
▫️▫️▫️
"سرمایه داری حقوق چیست؟"
✍ #امیر_حسین_نوربخش
مدلی از انباشت سرمایه توسط حقوق دانان اعم از وکیل و سردفتر و مشاور حقوقی توسط کانون های صنفی انان است که منافع شغلی را در برابر منفعت عمومی قرار می دهد و با ایجاد انحصار در بازار کسب و کارهای حقوقی چون وکالت، سردفتری اسناد رسمی، دفتر خدمات قضایی و موسسات حقوقی، ضمن بالا بردن هزینه ارایه ی خدمات عمومی حقوقی در جامعه به چند برابر قیمت واقعی، از شکل گیری رقابت سالم برای دریافت پروانه حرفه ای توسط فارغ التحصیلان رشته حقوق جلوگیری می کند و با این کار ضمن پایین اوردن کیفیت ارایه این خدمات، ان را به خدمتی لوکس تبدیل می کند و با این حرکت، اسباب بیکاری حقوق خوانده ها را فراهم و عملن گذاره "حقت را بخر" را جایگزین گذاره "حقت را بگیر" می نماید. این در حالیست که حق دسترسی به وکیل به عنوان یک حق بشری در قانون اساسی ما به رسمیت شناخته شده است.
🌐 امیرحسین نوربخش
#رفع_انحصار
#سرمایه_داری_حقوق
#سرمایه_داری_مالی
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
"سرمایه داری حقوق چیست؟"
✍ #امیر_حسین_نوربخش
مدلی از انباشت سرمایه توسط حقوق دانان اعم از وکیل و سردفتر و مشاور حقوقی توسط کانون های صنفی انان است که منافع شغلی را در برابر منفعت عمومی قرار می دهد و با ایجاد انحصار در بازار کسب و کارهای حقوقی چون وکالت، سردفتری اسناد رسمی، دفتر خدمات قضایی و موسسات حقوقی، ضمن بالا بردن هزینه ارایه ی خدمات عمومی حقوقی در جامعه به چند برابر قیمت واقعی، از شکل گیری رقابت سالم برای دریافت پروانه حرفه ای توسط فارغ التحصیلان رشته حقوق جلوگیری می کند و با این کار ضمن پایین اوردن کیفیت ارایه این خدمات، ان را به خدمتی لوکس تبدیل می کند و با این حرکت، اسباب بیکاری حقوق خوانده ها را فراهم و عملن گذاره "حقت را بخر" را جایگزین گذاره "حقت را بگیر" می نماید. این در حالیست که حق دسترسی به وکیل به عنوان یک حق بشری در قانون اساسی ما به رسمیت شناخته شده است.
🌐 امیرحسین نوربخش
#رفع_انحصار
#سرمایه_داری_حقوق
#سرمایه_داری_مالی
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Forwarded from ما حامی اصلاح قانون اساسی هستیم
📝📝مشکل جمهوری اسلامی ساختاری است
✍ جلال پورالعجل
⚛ @jomhuriyat
♈️اگر رئیس جمهور نه یک بار که صد بار هم تغییر کند، اگر تمامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری کنار گذاشته شوند و نمایندگان جدید انتخاب و جایگزین آنها شوند باز هم شرایط کشور اصلاح نخواهد شد. دلیل این مدعا برگزاری دوازده دوره انتخابات ریاست جمهوری، ده دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و پنج دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری است.
♈️اگر قرار بود با تغییر رئیس جمهور و نمایندگان مجلسین پیشرفتی در جهت توسعه و آبادانی کشور حاصل شود، امروز ایران باید در زمره کشورهای توسعه یافته خاورمیانه بلکه آسیا می بود.
♈️هر چه جلوتر می رویم توسعه و آبادانی کمرنگتر، فساد و بی قانونی پر رنگتر، و ناامیدی و سرخوردگی مردم شدیدتر می شود و در عرصه بین المللی هم روز به روز منزوی تر می شویم. این یعنی اینکه یک فاجعه در کشور در حال وقوع است. اما ریشه و منشأ این فاجعه کجاست؟
♈️ کلیه منتخبین ملت اعم از رئیس جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری جملگی بازیگران فیلمنامه ای هستند که از پیش نگاشته شده است و اینها صرفاً در مقطعی به صحنه آمده و نقش آفرینی می کنند ولیکن هرگز تأثیری در روند کلی فیلمنامه ندارند زیرا این تراژدی از قبل تدوین شده است.
♈️ ساختار این فیلمنامه یا به عبارتی "قانون اساسی" به گونه ای طراحی شده که اولاً منتخبین ملت صرفاً نقش بازیگر را دارند نه تصمیم گیر و تصمیم ساز و ثانیاً بازیگران از بین افرادی انتخاب می شوند که تابع محض باشند در غیر این صورت در همان مرحله گزینش اولیه رد صلاحیت شده و هرگز به مرحله رقابتهای انتخاباتی راه نمی یابند.
♈️طبیعی است در چنین ساختار معیوبی، افراد صاحب ایده و نوگرا و متجدد که خواستار تغییر قانون اساسی و تحول در ساختار سیاسی کشور هستند عملاً به گردونه رقابتهای انتخاباتی راه داده نمی شوند.
♈️ مرجعی که وظیفه خطیر گزینش و انتخاب اولیه بازیگران عرصه سیاسی و تصمیم گیری کشور را بر عهده دارد شورای نگهبان است. این شورا برای داوطلبان معیارهایی را در نظر گرفته که در ذیل ماده 28 انتخابات به آنها اشاره شده است. بنابراین داوطلبان باید قبل از نامزد شدن خود را با این ضوابط تطبیق داده و ملتزم نمایند.
♈️این ضوابط به گونه ای طراحی و تدوین شده اند که اساساً داوطلبین را غربال و یک دست می کند به نحوی که آنها باید همانگونه بیاندشند و عمل کنند که حاکمیت انتظار دارد و این یعنی تعطیلی اندیشه، تفکر، خلاقیت، نوآوری، تغییر و اصلاح. اگر خروجی این فرایند غیر از این بود تاکنون با این همه انتخابات، باید کشور متحول شده بود و به اوج شکوفایی و بالندگی رسیده بود.
♈️ قانون اساسی هر کشور بسان نقشه راه است که سایر قوانین و مقررات از آن نشأت می گیرند. هرگز یک قانون اساسی معیوب و ساختار سیاسی بیمارگونه نمی تواند ملت را به سعادت و خوشبختی رهنمون سازد. تا زمانی که کشور بر اساس تراژدی قانون اساسی به شکل کنونی اداره می شود و تا زمانی که بازیگران صحنه سیاسی کشور از بین افراد صاحب اندیشه، نوگرا و متجدد انتخاب نشوند آبی از انتخابات نمایشی و منتخبین گزینشی ملت گرم نخواهد شد.
♈️ اگر قرار است تحولی در کشور حادث شود که منجر به تجدید حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شود و ایران را به جایگاه واقعی و شایسته خویش در منطقه و جهان بازگرداند، هیچ چاره ای نیست جز اینکه این ساختار [...] از نو بازسازی و اصلاح شود و با برگزاری "همه پرسی" به تایید مردم برسد.
⚛ @jomhuriyat
✍ جلال پورالعجل
⚛ @jomhuriyat
♈️اگر رئیس جمهور نه یک بار که صد بار هم تغییر کند، اگر تمامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری کنار گذاشته شوند و نمایندگان جدید انتخاب و جایگزین آنها شوند باز هم شرایط کشور اصلاح نخواهد شد. دلیل این مدعا برگزاری دوازده دوره انتخابات ریاست جمهوری، ده دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و پنج دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری است.
♈️اگر قرار بود با تغییر رئیس جمهور و نمایندگان مجلسین پیشرفتی در جهت توسعه و آبادانی کشور حاصل شود، امروز ایران باید در زمره کشورهای توسعه یافته خاورمیانه بلکه آسیا می بود.
♈️هر چه جلوتر می رویم توسعه و آبادانی کمرنگتر، فساد و بی قانونی پر رنگتر، و ناامیدی و سرخوردگی مردم شدیدتر می شود و در عرصه بین المللی هم روز به روز منزوی تر می شویم. این یعنی اینکه یک فاجعه در کشور در حال وقوع است. اما ریشه و منشأ این فاجعه کجاست؟
♈️ کلیه منتخبین ملت اعم از رئیس جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری جملگی بازیگران فیلمنامه ای هستند که از پیش نگاشته شده است و اینها صرفاً در مقطعی به صحنه آمده و نقش آفرینی می کنند ولیکن هرگز تأثیری در روند کلی فیلمنامه ندارند زیرا این تراژدی از قبل تدوین شده است.
♈️ ساختار این فیلمنامه یا به عبارتی "قانون اساسی" به گونه ای طراحی شده که اولاً منتخبین ملت صرفاً نقش بازیگر را دارند نه تصمیم گیر و تصمیم ساز و ثانیاً بازیگران از بین افرادی انتخاب می شوند که تابع محض باشند در غیر این صورت در همان مرحله گزینش اولیه رد صلاحیت شده و هرگز به مرحله رقابتهای انتخاباتی راه نمی یابند.
♈️طبیعی است در چنین ساختار معیوبی، افراد صاحب ایده و نوگرا و متجدد که خواستار تغییر قانون اساسی و تحول در ساختار سیاسی کشور هستند عملاً به گردونه رقابتهای انتخاباتی راه داده نمی شوند.
♈️ مرجعی که وظیفه خطیر گزینش و انتخاب اولیه بازیگران عرصه سیاسی و تصمیم گیری کشور را بر عهده دارد شورای نگهبان است. این شورا برای داوطلبان معیارهایی را در نظر گرفته که در ذیل ماده 28 انتخابات به آنها اشاره شده است. بنابراین داوطلبان باید قبل از نامزد شدن خود را با این ضوابط تطبیق داده و ملتزم نمایند.
♈️این ضوابط به گونه ای طراحی و تدوین شده اند که اساساً داوطلبین را غربال و یک دست می کند به نحوی که آنها باید همانگونه بیاندشند و عمل کنند که حاکمیت انتظار دارد و این یعنی تعطیلی اندیشه، تفکر، خلاقیت، نوآوری، تغییر و اصلاح. اگر خروجی این فرایند غیر از این بود تاکنون با این همه انتخابات، باید کشور متحول شده بود و به اوج شکوفایی و بالندگی رسیده بود.
♈️ قانون اساسی هر کشور بسان نقشه راه است که سایر قوانین و مقررات از آن نشأت می گیرند. هرگز یک قانون اساسی معیوب و ساختار سیاسی بیمارگونه نمی تواند ملت را به سعادت و خوشبختی رهنمون سازد. تا زمانی که کشور بر اساس تراژدی قانون اساسی به شکل کنونی اداره می شود و تا زمانی که بازیگران صحنه سیاسی کشور از بین افراد صاحب اندیشه، نوگرا و متجدد انتخاب نشوند آبی از انتخابات نمایشی و منتخبین گزینشی ملت گرم نخواهد شد.
♈️ اگر قرار است تحولی در کشور حادث شود که منجر به تجدید حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شود و ایران را به جایگاه واقعی و شایسته خویش در منطقه و جهان بازگرداند، هیچ چاره ای نیست جز اینکه این ساختار [...] از نو بازسازی و اصلاح شود و با برگزاری "همه پرسی" به تایید مردم برسد.
⚛ @jomhuriyat
احمدی نژاد، پسا سرمایه داری و زایش جریان سوم در عصر اکواریوس سیاسی..."
"امیرحسین نوربخش"
سیاست ورزی را در ایران و جهان با یک ویژگی بارز می شناسند و آن عمدتا حضور نهادمند در ساختارهای قدرت است. انگار که قدرت در ذات خویش موجودی متصلب و منجمد بوده و هر آنکه بخواهد مختصاتش را بشناسد، باید حتما وارد طول تاریخ و عرض جغرافیا شده و محتوای سابق را نمایندگی کند اما این تمام داستان نیست چرا که برخی کنش گران عرصه سیاست تشخیص دادند که ریشه قدرت سیاسی را در جایی غیر از دولت ها جست و جو کنند انگار که دولت های دنیا تنها سریر قدرت هستند و ریشه توان سیاسی نوین در مفاهیمی مدنی تر و سیال تر جون جامعه مدنی و حوزه عمومی نهفته است. در این میان کنش گران سیاسی نوظهور که مخالف آشکار بازیگری در سیاست قدرت بودند، سیاست رسانه، سیاست محیط زیست و سیاست فرهنگ و سیاست آموزش را پیشنهاد کردند و اتفاقا دو قطبی های چپ و راست (بخوانید راست و راست تر) موجود را زیر سؤال بردند آنان که حالا چپ های نو یا جریان سوم نام گرفته اند، به دلیل استفاده از روش های نا متعارف و غیر معمول فضای تز و آنتی تز سیاسی را تغییر داده و به جای مبارزه رو در رو با راس ارتجاع فرهنگی و فکری و اجتماعی به مبارزه در عرض روی آورده و سراغ مقابله رادیکالی و غیر مستقیم با ریشه های دال مرکزی سیاست رفته اند. از این رهگذر سیاست ورزانی چون محمود احمدی نژاد اشخاصی بودند که به ضدیت خود آگاه و نا خود آگاه با فضای دو قطبی دروغین پرداختند. آنان ریشه های جریان اصلی را به خوبی از میان شاخ و برگ های دروغین و غوغا سالارش شناختند و این موضوع همزمان شد با ظهور شدید گلوبالیسم و نئولیبرالیسم که این بار اتفاقا نه از جناح راست بلکه از دنده چپ بلند شدند به طوری که به شکلی غیر منتظره سیاست های بلوک راست از حمایت بی چون و چرای سرمایه به سمت پشتیبانی از طبقات نو ظهور متوسط و متوسط به پایین و حتی ضعیفان و زحمت کشان تغییر کرد. این شیفت جدی همراه بود با گرایش سوسیال دموکرات ها و اصلاح طلبان به سوی لیبرالیسم سیاسی ای که آرام آرام مقدمات اقتصاد سیاسی خویش را نیز به همراه اورد و این جا بود که افرادی جون گیدنز جامعه شناس انگلیسی احساس خطر جدی نموده و صحبت از الزام حضور راه سوم را طرح نمودند. این ها همه و همه همراه بود با حرکت شدید چپ ها به سمت نخبه گرایی و تخصص گرایی عجیب زیر پوستی و زیرجلدی که رفته رفته طبقه نخبگان را به امتیاز انحصارات بازارهای غیر رقابتی اقتصاد و سیاست و فرهنگ بیمار و معتاد کرد و نوعی رانت فکری و حتی روشنفکری ایجاد نمود. گلوبالیست های به ظاهر جهان وطن، چپ های ملی گرا را به سبب پیوند دادن ناسیونالیسم و سوسیالیسم، فاشیست خواندند در حالی که خود سیاست پرداز بسیاری از روش های سلطه طلبانه علیه فرهنگ های غنی و دیر پا که پشتیبان بشریت بودند، نمودند چون حالا برنامه ان ها نه جهانی شدن، بلکه جهانی سازی ملت ها و خلق ها و امت های مستقل و تبلیغ فرهنگ مصرفی و بازار ازاد برای یکسان سازی بود. استفاده احمدی نژاد از نوعی صداقت جوکر وار سیاسی انقلابی، در این جا معادلات را به طور کامل بر هم ریخت و در برابر جریان اصلی ضد جریانی جدید را بنیان نهادند. روش حضور سیاسی این جریان جدید در ایران با جریان عدالت خواه، چپ نوی مسلمان یا تحول خواه بروز یافته است، بیش تر مبنی بر عمل نا منسجم و غیر همرفتی سیاسی برای مقابله با تمرکز گرایی در سیاست و انباشت قدرت، دانش و مشروعیت می باشد. تکیه این نیروها روی فرهنگ ملی و باستانی در جای جای اظهار نظر هایشان دیده می شود تا جایی که وطن دوستی آنان هرگز قابل رد کردن نیست. رفتار نظم سیاسی ایالات متحده با مخالفین جهانی سازی با رفتاری که در برابر احمدی نژاد در ایران صورت گرفت، بسیار مشابه بود و آن عبارت است از:"رد صلاحیت و استیضاح" چرا که نیاز بود تا در برابر عملکرد بی قاعده و پیش بینی ناپذیر آنان که مبتنی بر مبارزه نا منظم بود، روش هایی هنجاری و ساختاری آن هم با فهمی بوروکراتیک به کار گرفته شود. قبض گرایی بنیادهای سیاست متمرکز که بر مرکز گرایی قدرت، ثروت و احترام و حتی دانش شکل گرفته، تحمل سیاست ورزی غیر متمرکز و وسعت گرای آنان را نداشت و از این مرکز گریزی تعبیر به دیوانگی و تکفیر شد چنان که انتی گلوبالیسم به نژاد پرستی و احمدی نژاد به انحراف متهم شدند. چرا که آنان به جای مخالفت یا عناد با نظام سیاسی به خروج از آن پرداختند و به همین سبب به مانند خوارج، خارجی خوانده شدند. در عین حال انتخابات تعیین کننده ۱۴۰۰ در پیش است سالی که دروازه ورود ایران به جهان فرا پست مدرن و اغاز فروپاشی های بزرگ خواهد بود. باور مندان به شبه علم و عرفان های سیاسی، این دوره خاص را عصر اکواریوس می نامند اما در برابر علاقمندان روش های علمی آغاز دوره پسا کرونا را با دوران لزوم جمهوریت یافتن
"امیرحسین نوربخش"
سیاست ورزی را در ایران و جهان با یک ویژگی بارز می شناسند و آن عمدتا حضور نهادمند در ساختارهای قدرت است. انگار که قدرت در ذات خویش موجودی متصلب و منجمد بوده و هر آنکه بخواهد مختصاتش را بشناسد، باید حتما وارد طول تاریخ و عرض جغرافیا شده و محتوای سابق را نمایندگی کند اما این تمام داستان نیست چرا که برخی کنش گران عرصه سیاست تشخیص دادند که ریشه قدرت سیاسی را در جایی غیر از دولت ها جست و جو کنند انگار که دولت های دنیا تنها سریر قدرت هستند و ریشه توان سیاسی نوین در مفاهیمی مدنی تر و سیال تر جون جامعه مدنی و حوزه عمومی نهفته است. در این میان کنش گران سیاسی نوظهور که مخالف آشکار بازیگری در سیاست قدرت بودند، سیاست رسانه، سیاست محیط زیست و سیاست فرهنگ و سیاست آموزش را پیشنهاد کردند و اتفاقا دو قطبی های چپ و راست (بخوانید راست و راست تر) موجود را زیر سؤال بردند آنان که حالا چپ های نو یا جریان سوم نام گرفته اند، به دلیل استفاده از روش های نا متعارف و غیر معمول فضای تز و آنتی تز سیاسی را تغییر داده و به جای مبارزه رو در رو با راس ارتجاع فرهنگی و فکری و اجتماعی به مبارزه در عرض روی آورده و سراغ مقابله رادیکالی و غیر مستقیم با ریشه های دال مرکزی سیاست رفته اند. از این رهگذر سیاست ورزانی چون محمود احمدی نژاد اشخاصی بودند که به ضدیت خود آگاه و نا خود آگاه با فضای دو قطبی دروغین پرداختند. آنان ریشه های جریان اصلی را به خوبی از میان شاخ و برگ های دروغین و غوغا سالارش شناختند و این موضوع همزمان شد با ظهور شدید گلوبالیسم و نئولیبرالیسم که این بار اتفاقا نه از جناح راست بلکه از دنده چپ بلند شدند به طوری که به شکلی غیر منتظره سیاست های بلوک راست از حمایت بی چون و چرای سرمایه به سمت پشتیبانی از طبقات نو ظهور متوسط و متوسط به پایین و حتی ضعیفان و زحمت کشان تغییر کرد. این شیفت جدی همراه بود با گرایش سوسیال دموکرات ها و اصلاح طلبان به سوی لیبرالیسم سیاسی ای که آرام آرام مقدمات اقتصاد سیاسی خویش را نیز به همراه اورد و این جا بود که افرادی جون گیدنز جامعه شناس انگلیسی احساس خطر جدی نموده و صحبت از الزام حضور راه سوم را طرح نمودند. این ها همه و همه همراه بود با حرکت شدید چپ ها به سمت نخبه گرایی و تخصص گرایی عجیب زیر پوستی و زیرجلدی که رفته رفته طبقه نخبگان را به امتیاز انحصارات بازارهای غیر رقابتی اقتصاد و سیاست و فرهنگ بیمار و معتاد کرد و نوعی رانت فکری و حتی روشنفکری ایجاد نمود. گلوبالیست های به ظاهر جهان وطن، چپ های ملی گرا را به سبب پیوند دادن ناسیونالیسم و سوسیالیسم، فاشیست خواندند در حالی که خود سیاست پرداز بسیاری از روش های سلطه طلبانه علیه فرهنگ های غنی و دیر پا که پشتیبان بشریت بودند، نمودند چون حالا برنامه ان ها نه جهانی شدن، بلکه جهانی سازی ملت ها و خلق ها و امت های مستقل و تبلیغ فرهنگ مصرفی و بازار ازاد برای یکسان سازی بود. استفاده احمدی نژاد از نوعی صداقت جوکر وار سیاسی انقلابی، در این جا معادلات را به طور کامل بر هم ریخت و در برابر جریان اصلی ضد جریانی جدید را بنیان نهادند. روش حضور سیاسی این جریان جدید در ایران با جریان عدالت خواه، چپ نوی مسلمان یا تحول خواه بروز یافته است، بیش تر مبنی بر عمل نا منسجم و غیر همرفتی سیاسی برای مقابله با تمرکز گرایی در سیاست و انباشت قدرت، دانش و مشروعیت می باشد. تکیه این نیروها روی فرهنگ ملی و باستانی در جای جای اظهار نظر هایشان دیده می شود تا جایی که وطن دوستی آنان هرگز قابل رد کردن نیست. رفتار نظم سیاسی ایالات متحده با مخالفین جهانی سازی با رفتاری که در برابر احمدی نژاد در ایران صورت گرفت، بسیار مشابه بود و آن عبارت است از:"رد صلاحیت و استیضاح" چرا که نیاز بود تا در برابر عملکرد بی قاعده و پیش بینی ناپذیر آنان که مبتنی بر مبارزه نا منظم بود، روش هایی هنجاری و ساختاری آن هم با فهمی بوروکراتیک به کار گرفته شود. قبض گرایی بنیادهای سیاست متمرکز که بر مرکز گرایی قدرت، ثروت و احترام و حتی دانش شکل گرفته، تحمل سیاست ورزی غیر متمرکز و وسعت گرای آنان را نداشت و از این مرکز گریزی تعبیر به دیوانگی و تکفیر شد چنان که انتی گلوبالیسم به نژاد پرستی و احمدی نژاد به انحراف متهم شدند. چرا که آنان به جای مخالفت یا عناد با نظام سیاسی به خروج از آن پرداختند و به همین سبب به مانند خوارج، خارجی خوانده شدند. در عین حال انتخابات تعیین کننده ۱۴۰۰ در پیش است سالی که دروازه ورود ایران به جهان فرا پست مدرن و اغاز فروپاشی های بزرگ خواهد بود. باور مندان به شبه علم و عرفان های سیاسی، این دوره خاص را عصر اکواریوس می نامند اما در برابر علاقمندان روش های علمی آغاز دوره پسا کرونا را با دوران لزوم جمهوریت یافتن
یکسان و هم زمان می دانند. احمدی نژاد و هواداران فکری او روزی به توسل با جادو جنبل و خرافات متهم بودند اما اکنون شاهدیم که تمامی دولت های دنیا همراه با همکاران و کارمندان همیشگی شان یعنی دانشمندان وابسته و حقوق بگیری که تنها علم را سپر سلطه و پول قرار داده بودند، حالا در حال طاس انداختن و تفعل به فال و شانس و اقبال برای مواجهه با آينده هستند چون چیزی برای ارائه جهت پیش بینی و حل بحران ویروس نداشتند و ندارند! از این رو انتشار منشور بهار از سوی بخشی از جریان سومی های ایرانی حرکتی تاریخی و تعیین کننده می بود که می تواند دروازه ورود ما به مقطع تاریخی مهمی باشد که در جریان آن، نهادهایی چون دولت، مالکیت خصوصی و خانواده و مدرسه و بیمارستان و تیمارستان و پادگان نه تنها در شروع آن نقشی ندارند، بلکه قادر به کنترل ان هم نیستند. انگار که دولت ملت ها در حال سقوط هستند و دولت مردم ها جایگزینشان خواهند شد. انجام جنگ نا منظم توسط چریک های سیاسی و اجتماعی و میدان سازی های مداوم و جدید از سوی آنان توانسته افق های جدیدی را برای توده های معترض در جهان مرکز ستیز پسا کرونا بگشاید. لذا پدیده انتخابات نیز در این جا، نه به مثابه نوعی بازی برای احزاب منجمد و باندهای سیاسی فاسد، بلکه میدانگاهی جهت اعمال سیاست های آخر الزمانی و برنامه گریز اما ایده گرا برای نیروهای واگرایی چون دکتر احمدی نژاد است. لذا حضور و کاندیداتوری وی نه به عنوان یک برنامه، بلکه اکسیونی ضد برنامه برای ایران و جهان می تواند بسیار مطلوب باشد.
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻دعوا بین اصولگرایان بالا گرفت؛ همه میخواهند پدر دیگری باشند!
🔹 ۱ اسفند ۹۹ | حدادعادل خطاب به جامعه روحانیت مبارز: خودش برای خودش مستقل شده و میخواهد میزبان انتخابات باشد!
👈 گفتنی است، حداد عادل در انتخابات سال ۹۲ به نفع قالیباف کنار رفت
🔹 ۱ اسفند ۹۹ | پورمحمدی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز: برخی به پدرخواندگی حمله میکنند، ولی خودشان مخفیانه این مدل را پیگیری می کنند؛ نظر شورای وحدت، روی رئیسی است؛ اگر رئیسی وارد صحنه نشود، ممکن است با تعدد کاندیداها روبرو شویم؛ نگفتیم اگر کسی نظامی است یا سابقه قضایی دارد نباید کاندید شود، اما رویکرد و نگاهی که میخواهد با آن مدیریت کند مهم است | فارس
@maktubaat
🔹 ۱ اسفند ۹۹ | حدادعادل خطاب به جامعه روحانیت مبارز: خودش برای خودش مستقل شده و میخواهد میزبان انتخابات باشد!
👈 گفتنی است، حداد عادل در انتخابات سال ۹۲ به نفع قالیباف کنار رفت
🔹 ۱ اسفند ۹۹ | پورمحمدی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز: برخی به پدرخواندگی حمله میکنند، ولی خودشان مخفیانه این مدل را پیگیری می کنند؛ نظر شورای وحدت، روی رئیسی است؛ اگر رئیسی وارد صحنه نشود، ممکن است با تعدد کاندیداها روبرو شویم؛ نگفتیم اگر کسی نظامی است یا سابقه قضایی دارد نباید کاندید شود، اما رویکرد و نگاهی که میخواهد با آن مدیریت کند مهم است | فارس
@maktubaat
Forwarded from قسط
🔴🔵⚪️ فرار از پاسخگویی به سبک شبکه سه! /آقای علی عسگری! این اقدام نتیجه وادادگی، عملیات مرموز و فتنهانگیز ستون پنجم فرهنگی دشمن نیست؟!
🔸بعد از آنکه تایمز با انتشار گزارشی پخش مسابقه تلویزیونی" سیم آخر" به مجری گری "رضا رشیدپور" از کانال تلویزیونی ایران را تقلیدی بدون رعایت حق کپی رایت، از مسابقه اصلی "بوم" (Boom) دانست که در سال ۲۰۱۴ از کانال ۱۲ تلویزیون رژیم اشغالگر صهیونیستی پخش می شد، منتقدان صداوسیما نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند.
🔹کانال ۱۲ تلویزیون اسراییل با پخش بخش هایی از مسابقه سیم آخر در شبکه تلویزیون دولتی ایران، با مجری اسراییلی ورژن اصلی و اسراییلی مسابقه "بوم " گفتگو کرد.
🔻"ایدو روزنبلوم" مجری مسابقه اصلی "بوم" علیرغم آنکه از این کپی برداری پولی نصیبش نشده، چندان ناراحت نیست و حتی به نظر میرسد از این مسئله رضایت هم دارد. وی با ابراز شگفتی از درنوردیده شدن ایده این مسابقه در مرزهای بین المللی حتی در ایران، درباره تقلید شبکه تلویزیونی ایران از این ایده گفت: «چه قانونی و چه غیر قانونی من هیچ گاه فکر نمی کردم که این ایده به قدری سرگرم کننده و جذاب باشد که باعث شود ایران دست خود را روی بمب اسراییلی بگذارد.. این قدرت فرهنگ و سرگرمی است که می تواند روی شکاف ها پل زده و باعث کاهش تنش از راه های غیرقابل تصور شود»!
🔻رضا رشیدپور اما در واکنشی عجیب به جای توضیح در مورد ابهامات، منتقدان را اینگونه مورد هجو و تمسخر قرار داد و از پاسخگویی شانه خالی کرد!
🔸در سالهای اخیر کپی برداری تلویزیون از برنامههای مشابه خارجی بارها مسئله ساز شده است. برنامه «عصر جدید» احسان علیخانی تقلیدی روشن از برنامه استعدادیابی «امریکن گات تلنت» است و «دورهمی» مهران مدیری هم از یک نمونه هندی به نام «شبهای کمدی با کاپیل» الگو گرفته شده است که دکور اولیه آن هم مو به مو تقلید شده بود.
🔻با وجود این، مسابقه «سیم آخر» را باید نشانهای دیگر از ضعف ایده پردازی و نوآوری در سازمان عریض و طویل صدا و سیما دانست که نه در دوران انحصار عملکرد قابل قبولی داشت، و نه اکنون در رقابت با تلویزیونهای اینترنتی و شبکههای ماهوارهای چیزی برای عرضه دارد!
https://www.instagram.com/p/CLfDMYgBqgq/?igshid=1sv7t4nkenpyj
@edalatkhahi
🔸بعد از آنکه تایمز با انتشار گزارشی پخش مسابقه تلویزیونی" سیم آخر" به مجری گری "رضا رشیدپور" از کانال تلویزیونی ایران را تقلیدی بدون رعایت حق کپی رایت، از مسابقه اصلی "بوم" (Boom) دانست که در سال ۲۰۱۴ از کانال ۱۲ تلویزیون رژیم اشغالگر صهیونیستی پخش می شد، منتقدان صداوسیما نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند.
🔹کانال ۱۲ تلویزیون اسراییل با پخش بخش هایی از مسابقه سیم آخر در شبکه تلویزیون دولتی ایران، با مجری اسراییلی ورژن اصلی و اسراییلی مسابقه "بوم " گفتگو کرد.
🔻"ایدو روزنبلوم" مجری مسابقه اصلی "بوم" علیرغم آنکه از این کپی برداری پولی نصیبش نشده، چندان ناراحت نیست و حتی به نظر میرسد از این مسئله رضایت هم دارد. وی با ابراز شگفتی از درنوردیده شدن ایده این مسابقه در مرزهای بین المللی حتی در ایران، درباره تقلید شبکه تلویزیونی ایران از این ایده گفت: «چه قانونی و چه غیر قانونی من هیچ گاه فکر نمی کردم که این ایده به قدری سرگرم کننده و جذاب باشد که باعث شود ایران دست خود را روی بمب اسراییلی بگذارد.. این قدرت فرهنگ و سرگرمی است که می تواند روی شکاف ها پل زده و باعث کاهش تنش از راه های غیرقابل تصور شود»!
🔻رضا رشیدپور اما در واکنشی عجیب به جای توضیح در مورد ابهامات، منتقدان را اینگونه مورد هجو و تمسخر قرار داد و از پاسخگویی شانه خالی کرد!
🔸در سالهای اخیر کپی برداری تلویزیون از برنامههای مشابه خارجی بارها مسئله ساز شده است. برنامه «عصر جدید» احسان علیخانی تقلیدی روشن از برنامه استعدادیابی «امریکن گات تلنت» است و «دورهمی» مهران مدیری هم از یک نمونه هندی به نام «شبهای کمدی با کاپیل» الگو گرفته شده است که دکور اولیه آن هم مو به مو تقلید شده بود.
🔻با وجود این، مسابقه «سیم آخر» را باید نشانهای دیگر از ضعف ایده پردازی و نوآوری در سازمان عریض و طویل صدا و سیما دانست که نه در دوران انحصار عملکرد قابل قبولی داشت، و نه اکنون در رقابت با تلویزیونهای اینترنتی و شبکههای ماهوارهای چیزی برای عرضه دارد!
https://www.instagram.com/p/CLfDMYgBqgq/?igshid=1sv7t4nkenpyj
@edalatkhahi
Instagram
Forwarded from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ آیتالله جنتی صدای #زنگ_خطر انتخابات ۹۸ را نشنید؟
◀️ صحبتهای آیتالله #جنتی، که همزمان رئیس #شورای_نگهبان و #مجلس_خبرگان هستند را بشنوید. میگویند مشارکت مردم در انتخابات «خوب» بود!
🔹 میزان مشارکت مردم در انتخابات سال گذشته، برای اولین بار پس از انقلاب به زیر ۵۰٪ رسید و تنها ۴۲٪ از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند.
🔹 مشارکت مردم در انتخابات پدیدهای تزئینی و نمایشی نیست که صرفا بخواهیم با آن در میان دموکراسیهای رایج دنیا پز بدهیم یا خودمان را با آنها مقایسه کنیم بلکه مشروعیت نظام اسلامیمان به آن گره خورده است.
🔺 پایینترین میزان مشارکت در تاریخ انقلاب، لااقل باید به عنوان زنگ هشدار برای مشروعیت نظام تلقی میشد و «خوب» ارزیابی کردن آن تحلیلی خطرناک است. شاید هم «خوب» از نظر مسئولین معنای متفاوتی دارد!
🎬 @Mostazafin_TV
◀️ صحبتهای آیتالله #جنتی، که همزمان رئیس #شورای_نگهبان و #مجلس_خبرگان هستند را بشنوید. میگویند مشارکت مردم در انتخابات «خوب» بود!
🔹 میزان مشارکت مردم در انتخابات سال گذشته، برای اولین بار پس از انقلاب به زیر ۵۰٪ رسید و تنها ۴۲٪ از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند.
🔹 مشارکت مردم در انتخابات پدیدهای تزئینی و نمایشی نیست که صرفا بخواهیم با آن در میان دموکراسیهای رایج دنیا پز بدهیم یا خودمان را با آنها مقایسه کنیم بلکه مشروعیت نظام اسلامیمان به آن گره خورده است.
🔺 پایینترین میزان مشارکت در تاریخ انقلاب، لااقل باید به عنوان زنگ هشدار برای مشروعیت نظام تلقی میشد و «خوب» ارزیابی کردن آن تحلیلی خطرناک است. شاید هم «خوب» از نظر مسئولین معنای متفاوتی دارد!
🎬 @Mostazafin_TV
Forwarded from اخبار مشهد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تذکر عضو شورای شهر به شهردار مشهد: اختیارات معاون شهردار در کمربند جنوبی از خودش بیشتر است؟
حاجیان شهری، عضو شورای شهر مشهد:
🔹مشاور کمربند جنوبی اجرای کمربندی را با اختلاف زیاد رد و این امر را طی نامه ۳۲۶۹ در تاریخ ۲۷ دیماه به جنابعالی اعلام کرده است.
🔹نشانههایی دیده میشود که دفتر مطالعات زیربنایی معاونت حملونقل شهرداری نتیجه مطالعات را نپذیرفته است!
🔹اختیارات معاون شهردار از او بیشتر است؟!
اخبار مشهد را در اینستاگرام دنبال کنید👇
instagram.com/_u/akhbarmashad
حاجیان شهری، عضو شورای شهر مشهد:
🔹مشاور کمربند جنوبی اجرای کمربندی را با اختلاف زیاد رد و این امر را طی نامه ۳۲۶۹ در تاریخ ۲۷ دیماه به جنابعالی اعلام کرده است.
🔹نشانههایی دیده میشود که دفتر مطالعات زیربنایی معاونت حملونقل شهرداری نتیجه مطالعات را نپذیرفته است!
🔹اختیارات معاون شهردار از او بیشتر است؟!
اخبار مشهد را در اینستاگرام دنبال کنید👇
instagram.com/_u/akhbarmashad
Forwarded from اتچ بات
▫️▫️▫️
#کالایی_سازی_حق
✍ #امیر_حسین_نوربخش
💢 خرید و فروش حق، امروز به کسب و کاری عادی و پول ساز تبدیل شده است.
اندکی انرژی موفقیت هم توسط پیامبران سرمایهداری به آن تزریق شده و کدها و شعارهایی با این مفهوم طراحی شدهاند که "تو باید به هر قیمتی (ولو له کردن دیگران) حقت را بگیری" آنها حق را مانند یک امتیاز تعریف کردهاند که می توان آن را به راحتی معامله کرد و قیمت گذاری نمود.در صورتی که حق امری وضعی و حاصل مبارزه همه علیه وضعیت است.
مطالبه حق به جای یک کنش، تبدیل به نوعی هویت طلبی شده که میخواهد اوضاع را طبیعی جلوه دهد و این یعنی بزک کردن وضعیت غیر طبیعی و حمایت تمام قد مکتب نئولیبرال حقوق طبیعی از آن که به طور تمام قد بر دانشگاهها و ادارات و عدلیه ما سایه افکنده و آدرس غلط میدهد.
لذا هر کس که حقش ضایع شده طبیعتا خودش مقصر است؛ چون با نیروی جادویی درونش از حقش دفاع نکرده؟! این یعنی پایه ریزی یک نظام حقوقی توسط حقوق دانان طرفدار طبقهی برنده که هدفشان فقط کسب زود و درآمد از دعاوی و منازعات مردم است؛ چون بسیار محافظه کار و مصلحت اندیش بوده و تنها در پی کسب سود و منفعت شخصی میباشند و خیر و منفعت عمومی برایشان پشیزی ارزش ندارد.
آنان حق را امری خصوصی، فردی و اتمیزه میدانند که هیچ ماهیت اجتماعیای از خویش ندارد.
#کالایی_سازی_حق
🌐 امیرحسین نوربخش
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
#کالایی_سازی_حق
✍ #امیر_حسین_نوربخش
💢 خرید و فروش حق، امروز به کسب و کاری عادی و پول ساز تبدیل شده است.
اندکی انرژی موفقیت هم توسط پیامبران سرمایهداری به آن تزریق شده و کدها و شعارهایی با این مفهوم طراحی شدهاند که "تو باید به هر قیمتی (ولو له کردن دیگران) حقت را بگیری" آنها حق را مانند یک امتیاز تعریف کردهاند که می توان آن را به راحتی معامله کرد و قیمت گذاری نمود.در صورتی که حق امری وضعی و حاصل مبارزه همه علیه وضعیت است.
مطالبه حق به جای یک کنش، تبدیل به نوعی هویت طلبی شده که میخواهد اوضاع را طبیعی جلوه دهد و این یعنی بزک کردن وضعیت غیر طبیعی و حمایت تمام قد مکتب نئولیبرال حقوق طبیعی از آن که به طور تمام قد بر دانشگاهها و ادارات و عدلیه ما سایه افکنده و آدرس غلط میدهد.
لذا هر کس که حقش ضایع شده طبیعتا خودش مقصر است؛ چون با نیروی جادویی درونش از حقش دفاع نکرده؟! این یعنی پایه ریزی یک نظام حقوقی توسط حقوق دانان طرفدار طبقهی برنده که هدفشان فقط کسب زود و درآمد از دعاوی و منازعات مردم است؛ چون بسیار محافظه کار و مصلحت اندیش بوده و تنها در پی کسب سود و منفعت شخصی میباشند و خیر و منفعت عمومی برایشان پشیزی ارزش ندارد.
آنان حق را امری خصوصی، فردی و اتمیزه میدانند که هیچ ماهیت اجتماعیای از خویش ندارد.
#کالایی_سازی_حق
🌐 امیرحسین نوربخش
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Telegram
attach 📎
Forwarded from سیاست ملّی
🟥 میتوانیم بگوییم خدا ماشینی میلگر است که مدام خراب میشود، "خراب میکند" و خرابشدناش همان کار کردناش میباشد.
فلاتی که دستگاه و ماشینهای مکانیکی و غایتمند روی آن میلغزند و حالا دقیقتر میگوییم که ما با تکانهای نه در دل هستی بلکه با جهان به مثابه رانشِ تکانه ها مواجهیم.
🔺 ماشین میلگر، بدن بدون اندام است، کار میکند، در مینوردد، قلمرو ها و خطوط در صیرورتِ نابِ آن رقم میخورند و این؛ همان هستیِ مولکولار-خداوندگار است.
حالا که به زعم #اسپینوزا (سریعا به خدا رسیدهایم) کیفیتی ناب را میبینیم که تابحال در تابش ناباش آن را نمیدیدیم. با یک مثال انگار آنقدر به آن نزدیک بودیم که از پیش چشممان محو بود.
🔻 انبوه خلق تجلی خدا از برای خداست. میل انبوهه منضبط میشود، کنترل میشود، سرکوب خودش را اولویت میکند، اما همیشه چیزی بیرون میماند، مازاد و بیشیای که با افراط گره خورده، این نیروی نامولد انهدامگر است، خراب میشود و میکند، و دیگر نه ملتی میماند و نه دولتی، نه واسطهگری و میانجیگری حقوقی و وکالتی.
🛑 انقلابِ کاملی وجود ندارد، شورش زندگیست و زندگی سیلان شورمند صیرورت، و انقلاب دیگر ترمزی نیست که مسافران داخل قطار آن را بکشند*، بلکه حالا انقلاب، خارج شدن قطار از ریل و سقوط آن در دره است و این خرابشدن و خرابشدن های بعدی [سقوط و انفجار و آتش و ارتعاش مولکولی خداوند] قطعا بدون تلفات نخواهد بود. طبیعت خراب نمیکند، طبیعت خراب میشوند، و این یعنی ترکیبشدن، مرکببودنِ حیات و صیرورت.
تحشیه: اگر خدا، همه چیز است، پس خدا در دردناک ترین و شادمان ترین صحنه ها [برای فاعل شناسا] حضور ندارد، بلکه خدا خودِ این رخداد ها و این طبیعتِ شورشی و مولکولی است، و خدا دیگر نه در کلام که در 'چیز' تجلی مییابد. خدا دیگر نه طرف خیر است نه یا شر، خدا هر "چیز" است، خدا در تقابل با هیچ چیز نیست، چون خدا همه چیز است.
_____
* #کارل_مارکس نوشت: انقلاب ها لوکوموتیوهای تاریخ جهانیاند. و بعدتر #والتر_بنیامین نوشت شاید انقلاب ترمز اضطراریایست که مسافرین با آن قطار را متوقف کرده و نگه میدارند.
#ادمین
@Pf_left 🚩جنبش رایزومی
فلاتی که دستگاه و ماشینهای مکانیکی و غایتمند روی آن میلغزند و حالا دقیقتر میگوییم که ما با تکانهای نه در دل هستی بلکه با جهان به مثابه رانشِ تکانه ها مواجهیم.
🔺 ماشین میلگر، بدن بدون اندام است، کار میکند، در مینوردد، قلمرو ها و خطوط در صیرورتِ نابِ آن رقم میخورند و این؛ همان هستیِ مولکولار-خداوندگار است.
حالا که به زعم #اسپینوزا (سریعا به خدا رسیدهایم) کیفیتی ناب را میبینیم که تابحال در تابش ناباش آن را نمیدیدیم. با یک مثال انگار آنقدر به آن نزدیک بودیم که از پیش چشممان محو بود.
🔻 انبوه خلق تجلی خدا از برای خداست. میل انبوهه منضبط میشود، کنترل میشود، سرکوب خودش را اولویت میکند، اما همیشه چیزی بیرون میماند، مازاد و بیشیای که با افراط گره خورده، این نیروی نامولد انهدامگر است، خراب میشود و میکند، و دیگر نه ملتی میماند و نه دولتی، نه واسطهگری و میانجیگری حقوقی و وکالتی.
🛑 انقلابِ کاملی وجود ندارد، شورش زندگیست و زندگی سیلان شورمند صیرورت، و انقلاب دیگر ترمزی نیست که مسافران داخل قطار آن را بکشند*، بلکه حالا انقلاب، خارج شدن قطار از ریل و سقوط آن در دره است و این خرابشدن و خرابشدن های بعدی [سقوط و انفجار و آتش و ارتعاش مولکولی خداوند] قطعا بدون تلفات نخواهد بود. طبیعت خراب نمیکند، طبیعت خراب میشوند، و این یعنی ترکیبشدن، مرکببودنِ حیات و صیرورت.
تحشیه: اگر خدا، همه چیز است، پس خدا در دردناک ترین و شادمان ترین صحنه ها [برای فاعل شناسا] حضور ندارد، بلکه خدا خودِ این رخداد ها و این طبیعتِ شورشی و مولکولی است، و خدا دیگر نه در کلام که در 'چیز' تجلی مییابد. خدا دیگر نه طرف خیر است نه یا شر، خدا هر "چیز" است، خدا در تقابل با هیچ چیز نیست، چون خدا همه چیز است.
_____
* #کارل_مارکس نوشت: انقلاب ها لوکوموتیوهای تاریخ جهانیاند. و بعدتر #والتر_بنیامین نوشت شاید انقلاب ترمز اضطراریایست که مسافرین با آن قطار را متوقف کرده و نگه میدارند.
#ادمین
@Pf_left 🚩جنبش رایزومی
Forwarded from مهدی رضاییان
۱. ساد کجا و مازخ کجا! این دو نه دو قطب متضاد، بلکه دو قلمرو-اند، دو تبار جدا، و دو ریشهی جدا، و دو شگفتی جدا.
۲. هستی در اسپینوزا در ایجابیترین حد ممکن قرار میگیرد. در هگل اما هستی به اوج منفیت میرسد. در هستی اسپینوزا چیزی نیست که آن را نفی کند، از این رو زندگی در اسپینوزا در مثبتترین وجه ممکن تولید می شود. در هستی هگل اما نفی و کار نفی زندگی را تولید می کند.
۳. اسپینوزا یک پیشاساد و هگل یک پیشامازخ است. همانطور که سادیست هرگز با مازخیست «دوست» نیست (زیرا در سادیسم اثری از تمایل به مازخیسم و میل به دوست شدن با مازخیست نیست)، و همانطور که نه سادیست از مازخیست لذتی چندان می برد و نه مازخیست از سادیست (سادیست می خواهد ارباب خشونت و دریدن باشد، خشونتی عیان و واقعی که بر فردی واقع شود که حقیقتا درد بکشد و نه اینکه همچون مازخیست به راحتی خویش را در اختیار بنهد... مازخیست می خواهد بردهی خشنونت باشد و از فردی خشونت ببیند که نابهنگام به خشم آمده باشد نه آنکه خشونت طبیعتش باشد)، به همین سیاق اسپینوزا نیز با هگل «دوست» نیست و دوست نیز نخواهد شد. دو قطبی اسپینوزا/هگل همچون دوقطبی آری گویی/نهگویی وجود ندارد. آری اسپینوزا در سرحدات خویش است و نه هگل در سرحدات خویش. هیچکدام دوست دیگری (یعنی متضاد دیگری) نیستند. اسپینوزا تباری دیگر دارد، و هگل تباری دیگر.
۴. اسپینوزا اربابِ هگل نیست، همانطور که ابرانسان نیچه ارباب انسان نیست: دوقطبی ارباب/بردگی فقط در تبار بردگی و در شناسنامهی بردگان وجود دارد. دوقطبی ها در تبار هگل هستند. از این رو در مواجههی هگل با اسپینوزا با خلأ، با امر درکناپذیر، امر کلیِ تکین، یا همان کلِ ناموجود مواجهیم.
۵. اسپینوزا چشم است و هگل نیز چشم. اولی چشم ذهن است که قدرت را در بالاترین وضوح خویش میبیند: چشم ساد که ولع کوبیدن و لِه کردن و پرتاب کردنِ بدن خویش به بیرون را دارد. دومی چشم مغز است، یا همان رودهی مغز، مغز رودهای: چشم شهوتناک مازخ که بیش از همه قصد دارد بدن های خشن را ببلعد و لِه شود: از این رو اسپینوزا مَردِ برهان است، مَردِ شدیدترین و نابترین جزمگرایی، و هگل مَردِ نابرهان و نابترین روشنفکری.
۶. آزادی اسپینوزایی با آزادی هگلی دو امر متضاد یا حتی مشابه نیستند. از آنجایی که تبار و قلمرو آنها هیچ مرز درکشدنی ای با یکدیگر ندارد، آزادی ای که در زمین اسپینوزا می روید هیچ نسبتی با آزادی ای ندارد که در زمین هگل می روید. خاک زمین اسپینوزا همان خاک زمین هگل نیست: این دو خاک نه در عناصر موجود در خاک، بلکه در ماهیت خود عُنصر، و نه در ابعاد و سطوح خاک، بلکه در ماهیت خود بُعد و سطح متفاوتند: هردو را آزادی می نامیم، اما نام چه اهمیتی دارد.
۲. هستی در اسپینوزا در ایجابیترین حد ممکن قرار میگیرد. در هگل اما هستی به اوج منفیت میرسد. در هستی اسپینوزا چیزی نیست که آن را نفی کند، از این رو زندگی در اسپینوزا در مثبتترین وجه ممکن تولید می شود. در هستی هگل اما نفی و کار نفی زندگی را تولید می کند.
۳. اسپینوزا یک پیشاساد و هگل یک پیشامازخ است. همانطور که سادیست هرگز با مازخیست «دوست» نیست (زیرا در سادیسم اثری از تمایل به مازخیسم و میل به دوست شدن با مازخیست نیست)، و همانطور که نه سادیست از مازخیست لذتی چندان می برد و نه مازخیست از سادیست (سادیست می خواهد ارباب خشونت و دریدن باشد، خشونتی عیان و واقعی که بر فردی واقع شود که حقیقتا درد بکشد و نه اینکه همچون مازخیست به راحتی خویش را در اختیار بنهد... مازخیست می خواهد بردهی خشنونت باشد و از فردی خشونت ببیند که نابهنگام به خشم آمده باشد نه آنکه خشونت طبیعتش باشد)، به همین سیاق اسپینوزا نیز با هگل «دوست» نیست و دوست نیز نخواهد شد. دو قطبی اسپینوزا/هگل همچون دوقطبی آری گویی/نهگویی وجود ندارد. آری اسپینوزا در سرحدات خویش است و نه هگل در سرحدات خویش. هیچکدام دوست دیگری (یعنی متضاد دیگری) نیستند. اسپینوزا تباری دیگر دارد، و هگل تباری دیگر.
۴. اسپینوزا اربابِ هگل نیست، همانطور که ابرانسان نیچه ارباب انسان نیست: دوقطبی ارباب/بردگی فقط در تبار بردگی و در شناسنامهی بردگان وجود دارد. دوقطبی ها در تبار هگل هستند. از این رو در مواجههی هگل با اسپینوزا با خلأ، با امر درکناپذیر، امر کلیِ تکین، یا همان کلِ ناموجود مواجهیم.
۵. اسپینوزا چشم است و هگل نیز چشم. اولی چشم ذهن است که قدرت را در بالاترین وضوح خویش میبیند: چشم ساد که ولع کوبیدن و لِه کردن و پرتاب کردنِ بدن خویش به بیرون را دارد. دومی چشم مغز است، یا همان رودهی مغز، مغز رودهای: چشم شهوتناک مازخ که بیش از همه قصد دارد بدن های خشن را ببلعد و لِه شود: از این رو اسپینوزا مَردِ برهان است، مَردِ شدیدترین و نابترین جزمگرایی، و هگل مَردِ نابرهان و نابترین روشنفکری.
۶. آزادی اسپینوزایی با آزادی هگلی دو امر متضاد یا حتی مشابه نیستند. از آنجایی که تبار و قلمرو آنها هیچ مرز درکشدنی ای با یکدیگر ندارد، آزادی ای که در زمین اسپینوزا می روید هیچ نسبتی با آزادی ای ندارد که در زمین هگل می روید. خاک زمین اسپینوزا همان خاک زمین هگل نیست: این دو خاک نه در عناصر موجود در خاک، بلکه در ماهیت خود عُنصر، و نه در ابعاد و سطوح خاک، بلکه در ماهیت خود بُعد و سطح متفاوتند: هردو را آزادی می نامیم، اما نام چه اهمیتی دارد.